جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دانشمندان و خدمتگزاران به مردم به خدا نزدیکترند یا روحانیون و عارفان؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    54
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    50
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دانشمندان و خدمتگزاران به مردم به خدا نزدیکترند یا روحانیون و عارفان؟




    با سلام.سوالی داشتم.همیشه در احادیث روایات و کتب دبنی و سخن روحانیون میخوانیم که کسانی به خدا نزدیکترند و میتوانند جز مقربین درگاه الهی بشوند که اهل عبادت ریاضت کشیدن و دائم الذکر بودن و دائم به خدا اندیشیدن و... باشند.و اینکه گفته میشود که در اخرت افراد وقتی پرونده اعمالشان بررسی میشود افسوس لحظاتی رو میخورند که به یاد خدا نبوده باشند.ببینید در گذشته های دور که زندگی ها ساده بوده خب افراد خیلی بیشتر وقت داشتند که بتوانند تمام فکر وذکرشتان رو روی اینجور مسائل بذارند.اما حالا فکر کنید که تمام مردم زمین تصمیم بگیرند. که به این دستورات عمل کنند فکر میکنید چه میشه؟اینکه افراد فکر کنند که برای اینکه به بالاترین درجه قرب برسند.به این مسائل عمل کنند.اون دانشمندی که اختراع میکنه.اون کسانی که به مردم خدمت میکنند همه بخوان این کارو انجام بدند دیگه بشریت حتی یک قدم هم نمیتونه پیشرفت کنه.به جز اینکه بدونیم که با خدمت به مردم هم چه در قبال اختراع یا خدمت رسانی به مردم هم میتوان به قرب رسید.چون به هر حال روحانیون که بسیار هم براشون احترام قائلم به تناسب شغلشون میتوانند این اعمال مذهبی رو مو به مو انجام بدهند اما عامه مردم عاجزند.پس ایا باید بندگان مقرب الهی باید از این دسته افراد باشند یا اینکه یک انسان زحمتکش هم میتواند به درجه قرب الهی برسد بدون اینکه بخواد به دستورات روحانیون و عارفان مو به مو عمل کند.


    کارشناس بحث : پاسخگوي کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۰/۱۴ در ساعت ۱۵:۴۷

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hossien64 نمایش پست
    با سلام.سوالی داشتم.همیشه در احادیث روایات و کتب دبنی و سخن روحانیون میخوانیم که کسانی به خدا نزدیکترند و میتوانند جز مقربین درگاه الهی بشوند که اهل عبادت ریاضت کشیدن و دائم الذکر بودن و دائم به خدا اندیشیدن و... باشند.و اینکه گفته میشود که در اخرت افراد وقتی پرونده اعمالشان بررسی میشود افسوس لحظاتی رو میخورند که به یاد خدا نبوده باشند.ببینید در گذشته های دور که زندگی ها ساده بوده خب افراد خیلی بیشتر وقت داشتند که بتوانند تمام فکر وذکرشتان رو روی اینجور مسائل بذارند.اما حالا فکر کنید که تمام مردم زمین تصمیم بگیرند. که به این دستورات عمل کنند فکر میکنید چه میشه؟اینکه افراد فکر کنند که برای اینکه به بالاترین درجه قرب برسند.به این مسائل عمل کنند.اون دانشمندی که اختراع میکنه.اون کسانی که به مردم خدمت میکنند همه بخوان این کارو انجام بدند دیگه بشریت حتی یک قدم هم نمیتونه پیشرفت کنه.به جز اینکه بدونیم که با خدمت به مردم هم چه در قبال اختراع یا خدمت رسانی به مردم هم میتوان به قرب رسید.چون به هر حال روحانیون که بسیار هم براشون احترام قائلم به تناسب شغلشون میتوانند این اعمال مذهبی رو مو به مو انجام بدهند اما عامه مردم عاجزند.پس ایا باید بندگان مقرب الهی باید از این دسته افراد باشند یا اینکه یک انسان زحمتکش هم میتواند به درجه قرب الهی برسد بدون اینکه بخواد به دستورات روحانیون و عارفان مو به مو عمل کند.
    سلام و رحمت خداوند متعال بر شما
    قبل از هر چیز به نظرم مطالعه مطالب این تاپیک نیز راهگشا باشد.
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24116&page=2
    پست های صفحه اول.

    اول
    باید بدانیم که ما در مورد افراد به طور مشخص نمی توانیم نظر بدهیم؛ و همینطور در مورد گاهی ممکن است یک کشاورز معرفت و تقوای بیشتر از یک مجتهد داشته باشد. و گاهی ممکن است کمک به یک انسان ارزشی بالاتر از ده ها سال عبادت و تحصیل داشته باشید. و علتش این است که عوامل مختلفی در ارزشگذاری بر یک فرد یا یک عمل دخالت دارند که حتی ممکن است ما با برخی از انها ناشنا باشیم.
    بنابر این ما فقط میتوانیم بر اساس کلیات عقلی یا کلیات مطرح شده در رایات راه های کلی را مورد توجه قرار بدهیم.

    دوم
    خداوند متعال در قران کریم یفرماید: " إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ." (حجرات /13).
    در این بیان کلی معیار برتری در پیشگاه خداوند متعال "تقوی" است

    و اینکه معنای حقیقی تقوی چیست باید چند مطلب را در نظر گرفت :
    1. هویت انسانی بر اساس علم و دانش او شکل میگیرد. و انسان برای هر حرکت و هر عملی نیازمند علم و دانش متناسب با ان حرکت و عمل است. در این مرحله بحث ارزش علم و دانش دینی معلوم میشود. چون بدون علم و دانش نمیتوان عملی انجام داد.

    2. مرحله بعد شکل گیری هویت انسانی که برخواسته از ویژگیهای این دنیا نیز میباشد؛ حاصل تعاول و کنش و واکنش انسان با پدیده های پیرامون خویش است. یعنی همان اعمال انسانی که البته صحت و خالص بودن این تعامل وابسته به صحت و خالص بودن همان دانشی است که این عمل بر اساس ان انجام میگیرد.

    3. یکی از مهمترین ویژگیهای هویت انسانی محدود بودن ان است. یعنی همانطور که خود شما نیز اشاره فرمودید همه انسانها نمیتوانند در همه عرصه ها بیاندیشند و علم کسب کنند و همچنین همه انسانها نمیتوانند در انجام همه اعمال شرکت داشته باشند.

    نکته دیگر را در قالب یک مثال عرض میکنم :
    تصور کنید کسی که می خواهد مقداری پول پس انداز کند و خانه ای را بخرد؛
    گاهی این شخص در هر کاری این در ذهنش است که بتواند پولی برای خرید خانه تهیه کند؛
    و گاهی همین الان می خواهد برود و خانه را بخرد.

    در رابطه با اینکه گفته شده است به یاد خدا باشید همین دوحالت وجود دارد :
    اینکه انسان خدایی بیاندیشد؛
    یا اینکه به خدا بیاندیشد.
    نباید این دو موضوع با هم خلط شوند. یک کشاورز هم میتواند در حالی که کشاورزی میکند کشاورزی کردنش خدایی باشد / و همچنین نانوا / مخترعین / پزشکان / و همه انسانها. آنچه که مورد تاکید قرار گرفته است خدایی اندیشیدن و خدایی رفتار کردن است نه به خدا اندیشیدن و کاری را که خدا مستقیما دستور داده انجام دادن. هرچند این دومی نیز دارای ارزش و جایگاه است.

    برای اینکه از اتومبیل بتوان در جامعه انسانی استفاده کرد یک سری اطلاعات را همه افرد باید بلد باشند؛ مثلا نحوه سوار و پیاده شدن ولی برخی موارد دیگر مخصوص افرادی خاص است. مثلا رانندگی کردن / تعمیر کردن و ... .
    در رابطه با خداوند متعال نیز همینگونه است بخشی از دانشها همگانی است مثلا ایمان به خداوند شناخت اجمالی از خداوند و شناختی کلی از دستورات خداوند لا اقل در این حد که هر گاه نیاز داشت بتواند عمل را درست انجام بدهد.
    و برخی مخصوص افراد خاص است. مثل علم اجتهاد / تفسیر و .... . در رابطه با این بخش دوم باید گفت :
    اینها از این جهت که باید بر اساس دانشی صحیح و به کار گرفتن بیشترین تلاش برای انجام به بهترین نحو؛ هیچ تفاوتی با دیگر فعالیتهای انسانی ندارند. بلکه اینها نیز اگر خدایی باشند دارای ارزش و الا کاملا بی ارزش هستند.

    با توجه به این مقدمات :
    برای نزدیک بودن به خداوند تعال باید شناختهای همگانی را داشت. و البته در این زمینه هرچه که بیشتر تلاش کند تبعا ارزش والاتری دارد. و همچنین اعمال عمومی را انجام داد.
    و در محدوده اعمال خاص هر کس که اعمالش بیشتر خدایی باشد مقربتر است. یعنی ممکن است یک فروشنده دوره گرد عملش از یک عالم دینی خدایی تر باشد تبعا ارزش بالاتری دارد.
    این مفهوم در ایات متعددی از قران کریم مورد توجه قرار گرفته است :

    مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( نحل /97)
    هر كس كار شايسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى‏دادند، خواهيم داد.
    همانطور که مبینید در اینجا دو رکن مورد توجه قرار گرفته است :
    1. ایمان.
    2. عمل صالح.
    عمل صالح خود دو بخش میشود :
    الف ) اعمالی که بین همه مشترک است. مانند واجبات شرعی و یا اعمال انسانی مشترک مانند غذا خوردن و غیره.
    ب ) اعمالی که ممکن است برخی انجام دهند. یکی مجتهد است و یکی کشاورز و یک راننده و یکی دانشجو و ... .
    در همه این مراحل هر کس شناختش دقیقتر باشد و عملش دقیقتر و البته خدایی تر باشد به خداوند متعال نزدیکتر است.

    و اما انچه که در روایات در رابطه با فضیلت علم دین مورد توجه قرار گرفته است به اعتبار ریشه ای بودن و اساسی بودنش است. از این جهت شناخت خداوند و دستورات او مقدم بر هر چیزی است. و اینکه برای رسیدن به خداوند متعال باید بیشترین و بهترین شناخت را از او داشت. ولی همه اینها در مرحله شناخت خلاصه نمیشود بلکه چنانچه عمل نیز به دنبال داشته باشد ارزش دارد.
    و گاهی هم به اعتبار شرافت معلوم است. یعنی در علوم دینی ما راجب خداوند و اوصاف او تحقیق میکنیم. و از انجا که خداوند برترین موجودات است خود به خود این دانش نیز ارزش پیدا میکند. ولی این ارزش مال ان دانش است نه مال ان دنشمند دانشمند زمانی ارزش پیدا میکند که سه مرحله را طی کند و این سه مرحله با تفصیلی که عرض شد اختصاص به افراد خاص ندارد :
    1. کسب بهترین شناختها.
    2. انجام بالاترین و بیشترین تلاشها.
    3. انکس که عملش خدایی تر باشد.
    والبته لحاظ محدود بودن انسانها که نمیتوانند همه دانشها یا همه اعمال را انجام بدهند پس هر کس در همان مقداری که میتوانسته. از او انتظار میرود.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود