صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ايا يک زندگي يک نواخت و بدون هدف تا بي نهايت در بهشت مطلوبه ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ايا يک زندگي يک نواخت و بدون هدف تا بي نهايت در بهشت مطلوبه ؟




    با سلام

    وقتي به کلمه خالدون در خصوص زندگي در بهشت فکر مي کنم متعجب مي شم که چرا خداوند خواسته افراد نيکوکار يک عمر بدون هيچ کار و فعاليت و تغيير و تحولي يک عمر بي انتها بخورند و بخوابند و از باغ و نهر و گل و گياه و حور ............ فقط لذت ببرند . آيا اين زندگي در دراز مدت کسالت اور نخواهد بود ؟ از اون گذشته حتي اگر کسالت اور هم نباشه بخاطر خصوصيات اون دنيا ٬ حداقل بي هدف که هست . يعني انتهايي براي اين خورو خواب و لذت وجود ندارد و تلاشي براي رسيدن به چيزي ديگري وجود نخواهد داشت ٬ چرا که بهشت اخرين چيزي ست که بايد به ان مي رسيدند که رسيدند . البته ميدونم که بهشت هم درجاتي دارد اما بهشتي ها که ديگه ازموني در پيش ندارند و کار وتلاشي وجود نداره که خود را به درجات بالاتر برسونند ٬ پس بر چه اساسي به درجات بالاتر مي رسند ؟
    حال اگر شما راهکارهايي را بيان کنيد ک موجب رسيدن به درجات بالاتر بهشت باشد و من هم بپذيرم. وقتي به اخرين درجه بهشت رسيدند بعد چي ؟ از اونجا به بعد که ديگه چيزي براي رسيدن نيست چي ؟ آيا اين زندگي بي انتهاي يکنواخت کسل کننده نخواهد بود ؟ و مجدد تاکيد مي کنم ايا معقول هست هدف خدا از خلق انسانها يک عمر لذت بخشيدن به انها و يا يک عمر درد و عذاب چشاندن به آنها باشه ؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۰/۱۶ در ساعت ۱۴:۲۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هو الاول والآخر.
    سلام.
    آیا در بهشت تکلیفی بر عهده ماست مثل دنیا؟
    مثلا نماز یا حجاب؟
    التماس دعا
    وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ

    هر كس بر خدا توكل كند، او برايش كافى است


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پاسخ:
    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامي

    جناب همدم
    در ابتداء لازم است بدانيم بهشت انتهاي سعادت انسان نيست ، بهشت ميانه راه است نه انتهاي راه فلذا برخي از اولياء الله اعتنايي به بهشت ندارند بلكه سعي مي كنند به بالاتر از بهشت به بهشت لقاء « جنه اللقاء» نائل بشوند .

    ما دنبال سعادتيم ، سعادت يعني پايايي بعلاوه دانايي بعلاوه زيبايي بعلاوه دارايي بعلاوه توانايي بعلاوه آقايي بعلاوه ... سعادت يعني حيات ابدي همراه با علم، جمال، غنا، قدرت و سيادت و آقايي و ... و همه اينها با هم يعني ربوبيت يعني خداوندگاري - نه خدايي- يعني مظهر بالفعل اسماء خدا شدن. يعني بر ملک و ملکوت حاکم شدن. يعني بر بهشت، حکومت کردن لذا امام صادق(ع) فرمودند: « العبوديه جوهرة کنهها الربوبيه»(مصباح الشريعه، ص7)؛( بندگي خدا حقيقتي است که باطن آن ربوبيت است.)

    ذات ما طالب اين حقيقت است. از اين رو هيچ گاه از دانستن خسته نمي شويم. از داشتن خسته نمي شويم، از محترم بودن و آقايي و سروري خسته نمي شويم از زيبايي خسته نمي شويم، ازقدرت داشتن خسته نمي شويم و از ابديت و زندگي خسته نمي شويم مگر آن زمان که حقيقت اين امور را وارونه بفهميم ؛ و اين امر زماني رخ مي دهد که انسان گرفتار دست شيطان شود. خداوند متعال مي فرمايد: « آيا کسي که عمل بدش براي او آراسته شده و آن را خوب مي بيند(همانند کسي است که واقع را آن را چنان که هست مي يابد؟) ...»(فاطر/8) و فرمود: « ... و شيطان هر کاري را که مي کردند در نظرشان زيبا جلوه مي داد.»(انعام/43)

    ما سعادت(پايايي+دانايي+تواناي +زيبايي+دارايي+آقايي) را دوست داريم چون اينها حقيقت ماست؛ آن حقیقتی که در نزد خداست وما از آن مرتبه نازل شده ایم . اينها کمالات خداست و ما مظهر اسماء کماليه او هستيم. دوست داشتن سعادت يعني دوست داشتن حقيقت و خدا و رسيدن به سعادت يعني رسيدن به حقيقت خود و رسيدن به فیض دیدار خدا. از اين روست که هر کس خود را بشناسد، پروردگار خود را هم مي شناسد. « من عرف نفسه فقد عرف ربه» و به همين علت خداوند متعال مي فرمايد: « و همچون کساني نباشيد كه خدا را فراموش کردند و خدا نيز آنها را به خود فراموشي گرفتار کرد، آنها فاسقانند»(حشر/19)





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بهشت آخر سير انسان نيست. بهشت مقصد مياني انسان است. در بهشت اگر چه انسان به قدرت و علم و زيبايي و سيادت و حيات طيبه و دارايي و لذت مي رسد ولي ظرفيت انسان بيش از اين مقدار است لذا حافظ گفت: « پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت ناخلف باشم اگر من به جويي نفروشم» يعني در نظر من (حافظ) بهشت به اندازه يک جو ارزش دارد نه بیشتر . او با حقیقتی آشنا شده است که در برابر آن بهشت را نا چیز می یابد . آنچه او و امثال او یافته اند خارج از فهم انسانهای عادی است لذا آن را در لفّافه شعر بیان می کنند تا فقط طالبان واقعی به آن دست یابند . لذا فرمودند :

    هر که را اسرار حق آموختند
    مهر کردند و لبانش دوختند

    و مولوی فرمود :

    مجملش گفتم نگفتم زآن بیان
    ورنه هم اَفهام سوزد هم بیان

    یعنی آنچه من گفتم اجمل حقیقت بود اگر حقیقت را بیان کنم هم فهم مرد می سوزد هم زبان وبیان من .

    اين گونه انسانها طالب سعادت مطلقند و آن رسيدن به مقام فناء في الله و بلکه بالاتر از آن است و اين مقامي است که از وهم و عقل ما خارج است و تا انسان آن را نچشد نمي فهمد که چيست. حتي خود شما هم طالب سعادتيد از اين روست كه سوال مي كنيد و می خواهید بدانید . از اين روست كه نگران آینده اید .

    انسان با نعمتها و خوشیهای دنیا ارضا نمی شود لذا دائما دنبال چیزی است ولی نمی داند آنچه دنبالش می گردد چیست وکجاست؛ و انبیا و اولیا می خواهند انسان را به آنچه خواست حقیقی اوست راهنمایی کنند . تصوری که ما از بهشت و اسماء الله و فنا فی الله داریم مانند تصور یک نا بینای مادر زاد است نسبت به خورشید و رنگ و زیبایی چهره انسانها . اگر به آن سعادت حقیقی برسیم آنگاه خواهیم دید که چیزی جز همان نمی خواستیم .





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطلب ديگر اينكه اهل بهشت هيچگاه خستگي و دلزدگي بر آنان عارض نخواهد شد .دلزدگي در جايي است موجودي امكان حركت و تكامل داشته باشد ولي حركت نكند يا مانعي در مقابل حركت و تكامل او وجود داشته باشد . به عبارت ديگر خستگي و دلزدگي بر موجودي عارض مي شود كه قابليت حركت داشته باشد ولي گرفتار سكون و ركود گردد ؛ اما موجودي كه از حوزه حركت و تكامل بيرون بوده و به دارالقرار رسيده و ثابت است آرزو و انتظار و تكامل و حركت و به فعليت رسيدن و خستگي و دلزدگي براي او بي معناست .

    ما اگر معناى ثبات را از سكون جدا كنيم و براى ما روشن شود كه ما در آخرت به ثبات و دارالقرار
    مى‏رسيم ، نه به سكون و ايستايي ، اين سؤال براى ما مطرح نخواهد شد كه بعد از رسيدن به بهشت چه خواهد شد .

    ما يك ساكن داريم و يك ثابت. مثلاً درختىاينجا ساكن است، امّا بالاخره از بين مى‏رود. امّا معادلات رياضى ثابت هستند و زمانندارند. نه در مكان خاصى و نه در زمان خاصى قرار دارند. قضاياى رياضى نه در مكانىهستند كه بشوند متمكّن و نه تاريخ و زمان دارند كه بشوند متزّمن. اگر چيزى نهزمان‏دار بود و نه مكان‏دار، ثابت است و نه ساكن. انسان هم كه به دار ثبات ودارالقرار مى‏رسد، خستگى و دلزدگى براى او معنا ندارد؛ زيرا آنچه ملال‏آور است،ركود و سكون است، نه ثبوت و لذت دائمى ، انسان در دنيا به هر كمالي كه مي رسد دنبال بالاتر از آن است و بالاتر از آن را آرزو مي كند و در آخرت كه بساط ماده و استعداد و حركت برچيده مي شود نه استكمال معني دارد و نه آرزو و دلزدگي . ملائك هم اكنون نيز چنين هستند كه هيچگاه آرزو نمي كنند و طالب كمالي بيش از آنچه هستند نمي كنند .







  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطلب ديگر اين كه دنيا دار انفعال و تأثير پذيري است ، و عمده ي لذليذ انسان از سنخ انفعالند اما لذايذ بهشتي از سنخ فعلند نه انفعال. خداى متعال مي فرمايد : « لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها ولدينا مزيد» (ق/ 35 ) «[در بهشت‏] براى آنان است هرآنچهبخواهند و نزد ماست بيش از آن » و فرمود « و لكم فيها ما تشتهي انفسكم » ( فصلت /31 )« و براي شماست در بهشت آنچه كه بخواهيد »

    اين آيات و آيات مشابه، دلالت مى‏كنند كه خواسته‏هاى نفس انسان درعالم آخرت، به انشاء(ايجاد) خود او است، بلكه همه لذّت‏ها و رنج‏هاى او در آن عالَم،از مقوله فعل‏اند، نه اِنفعال.
    لذّت‏هاى دنيوى از قبيل انفعال‏اند؛ يعنى، ازخارج بر نفس وارد مى‏شوند و در وى اثر مى‏كنند. برخلاف لذت‏هاى آخرت كه از باب فعلو تأثير و انشاى نفس‏اند.

    در روايت آمده است: فرشتگان بايد از اهل بهشت اجازه
    بگيرند تا بر آنان وارد شوند و بالاترين سلطنت‏ها همين است كه اهل بهشت، هرچه ارادهكننده، بشود. آنچه ملالت و خستگى را به دنبال دارد، انفعال نفسانى است؛ نه فعل وتأثير و انشاي نفس و لذا در عالم آخرت، هيچ‏گونه خستگى و مَلالتى وجود ندارد. انسان در بهشت هرچه اراده كند تحقق مي يابد لذا هر انسان بهشتي در حد خود همه چيز است و آرزو كردن براي او معني ندارد حتي بهشت او هم با دست خود او ايجاد مي شود .

    و مطلب آخر اينكه بهشت براي افراد متوسط است . بالاتر از بهشت نيز مراتبي براي انسان است كه عرفا از آن تعبير مي كنند به جنت ذات و رسيدن به مقام مظهريت اسماء الله و فناي في الله است كه درك حقيقت آن براي افرادي كه از درك عرفاني بي بهره اند كار تقريبا محالي است .اين انتظار كه عارفي بتواند اين حقيقت را براي فرد غير عارف توضيح دهد مثل اين است كه انتظار داشته باشيم دانشمند فيزيك نظري مكانيك كوانتوم يا نسبيت عام را براي فرد بي سوادي توضيح دهد .




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    اشکالی که شما مطرح فرمویدی بر این معنا است که لذت بردن از نعمتهای بهشتی یکی به اعمال ما مرتبط است و یکی به فهم ما، و این در حالی است که هم درک ما از نعم بهشتی محدود است و هم اعمال ما،‌ پس حتی اگر نعمتها نامحدود باشند، ولی با توجه به محدودیت ادراک و اعمال ما محدود خواهند بود با توجه به این معنا می‌گوئیم اگر در این زمان نامتناهی بهشتیان از نعمت‌های متناهی و تکرار پذیر بهشت استفاده کنند، ‌این استفاده در زمان نامتناهی سبب می‌شود که نعمت‌های بهشتی لذت خود را از دست بدهند
    در جواب باید گفت عالم و همه آنچه که در عالم است از نعمات و نقمات، خوبیها، سختیها، کوه، دریا، حیوانات، طبیعت انسان و ...و همه و همه تجلی از اسماء حسنی الهی هستند و چون ذات الهی نامتناهی است، پس تجلیاتی که مظهر ذات الهی نیز می‌باشند نامحدود هستند، پس هیچ چیزی چه در عالم دنیا و چه در عالم آخرت تکرار پذیر نیست، پس شبهه تکرار پذیری و کسالت باری بهشت وارد نیست یعنی هرگز خدا در یک آئینه به یک صورت دوبار روی ننماید ودر دو آینه به یک صورت،‌پیدای نشود، یعنی حق تعالی برای دوبار در صورت واحدی برای یک فرد تجلی ننموده چرا که وجود او بی نهایت است
    یعنی در تجلیات و ظهورات متعدد حق تعالی، تکرار در کار نیست و هر تجلی، امری جدید است پس هیچکونه کسالت به وجود نمیاید و در ضمن این را هم باید در نظر گرفت در قیامت عالم لا زمان و لا مکان است و زمان در انجا معنی ندارد که در طول زمان کسی کسل شود و ثالثا بهشتیان به واسطه قدرت روحی که دارند در حد توان روح خود خلاق میشوند و بر حسب میل خود و اذن خداوند خلق میکنند
    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۰/۱۷ در ساعت ۰۹:۱۵
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در ادامه باید بگویم که با توجه به مطالبی که ذکر شد دیدیم که،‌ هیچ چیزی در عالم موجودات اعم از مجردات و مادیات، تکرار پذیر نیست و هرآنچه خلق می‌شود چیز جدیدی است،‌پس در بهشت نیز هر چه خلق می‌شود و هرنعمتی از نعمات بهشتی نعمتی است جدید، که سابقه نداشته پس هیچ‌گاه سبب کسالت باری نخواهد شد،‌ چون تکرار نیست.
    ممکن است سؤال شود که آیا این قائدة در علوم عقول نیز جریان دارد؟ در جواب می‌گوئیم، بله، در آن جا نیز جاری است وتجددی که در عالم عقول است به این نحو است که، خدای متعال در آن(لحظه اول) اول به آن عقل وجود داده و چون وجودش عین تعلق به خداست، پس در وجود لحظه دوم نیز نیازی به وجود جدید دارد که غیر از اولی است، که باید از ناحیه‌ خدا اعطا شود وهمین طور است که در مورد و جود لحظه سوم و چهارم و...
    ممکن است سؤال شود که شما گفتید، که خدا با خلق موجوات، می‌خواهد کمالات خود را اظهار نماید در این جا می‌پرسیم که این اظهار کمالات آیا برای موجودات است ویا برای خودش؟ وآیا این آشکار سازی برای این است که (کنت کنزاً مخفیاً فاجبت....) که آن مخلوقات و موجودات خدا را بشناسند یا برای این است که خدا آنها را بشناسد،؟
    باید گفت که خدا متعال غیب محض است و ایشان خلق را آفرید تا خود را جلوه آنها تماشا کند مثل اینکه ما خود را در آینه می بینیم و حب ذاتی خدای متعال برای اظهار کمالاتش،‌ فرع بر نیاز نیست، و این عین ذات است و فقط عین ذات بود محال است که خدا عاشق وجود خودش نباشد، و محال است که عاشق وجود خودش باشد ولی نخواهد خود را بالتفصیل ببیند(با خلق عالم و موجودات آن).
    ممکن است کسی بگوید این حرف شما که همه چیز در عالم نو است وفیض جدید است در عالم ماده صحیح نمی‌‌باشد زیرا مثلاً‌ما یک سال به طور مرتب، سیب زمینی می‌خوریم، وبا اینکه منظم سیب زمینی است و فیض جدید و نو است ولی با زهم کسالت بار است، حال بگوئید که چگونه می‌شود که هم جدید باشد وهم کسالت بار؟ در جواب می‌گوئیم لذتها فرع بر ادراک کمال بدون غفلت و واسطه ‌است، یعنی اگر کمال را بدون غفلت و واسطه درک نمائیم برای ما لذت آور خواهد بود، اما آیا ما توانائی چنین ادراکی را در عالم ماده داریم؟ خیر و مادر مثال مورد بحث ویا به طور کلی می‌آئیم و دوچیز را کنار هم می‌گذاریم و گوئیم مثل هم هستند، در حالیکه اگر ادراک‌ ما دقیق بود می‌دیدیم که هیچ‌گاه یکی نیستند، پس اگر ما چنین ادراکی داشتیم هیچ چیزی برای ما کسالت بار نخواهد بود.
    ولی در قیامت نفس ما محدود به بدن نیست وبسیط حقیقی است و ادراکش حضوری حقیقی است و بی‌واسطه است و نفس متحد می‌شود با مدرکاتش، ولی در دنیا برای چشیدن مثلاً نیاز به زمان داریم ولی در آخرت درک لذت نامحدود است
    نتیجه:
    با توجه به آنچه که بیان شد فهمیدیم که هر آنچه درعالم است آن به آن نو و جدید می‌شود و هر موجودی که خلق می‌شود هر نعمتی که خلق می‌شود غیر از موجود و نعمت قبلی است، به همین دلیل هیچ چیزی چه در عالم دنیا و چه در عالم آخرت تکرار نخواهد شد، و در نتیجه همیشه تازه خواهند بود دارای لذت خاص خود می‌باشند به همین دلیل هیچ‌گاه نعم خدای متعال در بهشت سبب کسالت نخواهد شد.
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نام نمایش پست
    هو الاول والآخر.
    سلام.
    آیا در بهشت تکلیفی بر عهده ماست مثل دنیا؟
    مثلا نماز یا حجاب؟
    التماس دعا

    با سلام و عرض ادب

    قطعا در بهشت تكليف به اين معني كه در عالم طبيعت داريم متوجه بهشتيان نيست زيرا فقط دنيا دار تكليف است و بعد از رهايي از دنيا تكليف بدين معني نيز رخت بر مي بندد ، اما تكليف نداشتن بدين معني نيست كه هيچ تكاملي نيز در بهشت صورت نگيرد ؛ انسان موجودی است دارای فطرت کمال جویی ؛ لذا به هر کمالی که می رسد باز فراتر از آن را طلب می کند ؛ اگر به انسانی تمام علم عالم را بدهند جز یک گزاره علمی را ، باز راضی نخواهد بود و طالب دانستن آن گزاره علمی هم خواهد بود .در مورد قدرت ووجاهت و ثروت و لذت و زیبایی و درازی عمر نیز چنین است . انسان طالب قدرت بی نهایت ،احترام ومقام بی نهایت ، ثروت بی نهایت ، لذت بی نهایت ،زیبایی بی نهایت و عمر بی نهایت (جاودانگی ابدی ) است.

    انسان تا در دنیاست طالب این امورست ؛ اگر به انسانهای اطرافمان نظری بیفکنیم خواهیم دید که همه خواسته یا ناخواسته دنبال همه یا برخی از این امورند؛ ولی اکثر انسانها از این امر غافلند که زندگی دنیا یی پر ازمحدودیت است و محال است کسی در دنیا تمام این امور را با وصف بی نهایت به دست آورد.از این رو انسان در دنیا دائما در حال طلب است؛و رکود و سکون ــ که با کمال جویی او در تضاد است ــ او را آزرده می سازد ؛ حتی این پندار که انسان در آخرت به رکود وسکون خواهد رسید و از حرکت تکاملی باز خواهد ماند برای انسان کمال جو و بی نهایت خواه آزار دهنده است ؛ لکن این پنداری بیش نیست . ما انسانهای عادی ــ که انسان کامل نشده ایم ــ هیچگاه به اوج کمال انسانی نرسیده ایم لذا تصور درستی از غایت انسان در دست نداریم ؛ تنها تصوری مبهم و فطری در ما وجود دارد که ما را به سمت آن غایت عالی می کشاند ؛ به طوری که به هر کمالی می رسیم می فهمیم که این آن کمال نهایی که ما می خواهیم نیست .اگر آدمی به آن کمال نهایی دست یافت آنگاه با تمام وجود می یابد که به مقصد رسیده است ؛ در آن صورت است که طلب و نیاز از بین می رود و انسان خود را بی نهایت می یابد؛اما این مقصد نهایی بهشت نیست بلکه مرتبه ای مافوق بهشت است .

    براي اينکه معلوم شود آخر زندگي انسان و کمال نهایی او چه مي شود، بايد دانست که اولِ زندگي او چه بوده است. خداوند مي فرمايد: « ... كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ...» (اعراف/29و30)؛( ... همان گونه که شما را در آغاز آفريد باز مي گرديد، جمعي را هدايت کرده و جمعي گمراهي بر آنها مسلم شده است ...» و فرمود: « وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم » ٍ(حجر/21)؛( و هيچ چيزي نيست مگر اينکه خزائن آن نزد ماست و ما آن را ناز نمي کنيم مگر به اندازه معلوم و معين» و فرمود: « ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باقٍ ...» (نحل/96)؛( آنچه نزد شماست فاني مي شود اما آنچه نزد خداست باقي است ...) . از اين آيات شريفه استفاده مي شود که اولاً همه اشياء و از جمله انسان حقيقتي در نزد خدا دارند ثانياً اين حقيقت ثابت و زوال ناپذيرو جاودانه است ـــ بر خلاف امور دنيوي که زوال پذيرند ـــ ثالثاً مسير بازگشت مطابق مسيري است که انسان از خدا تا عالم ماده طي کرده است. بنابراين ما از جانب خدا آمده ايم و به سوي او بازمي گرديم . «أَلا إِلَى اللّهِ تَصيرُ اْلأُمُورُ » (شوري/53)؛( آگاه باشيد که همه امور به سوي خدا بازمي گردند.)




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    انسان مظهر اسماء خدا و ظهور کمالات اوست و بازگشت او به عالم اسماء الله است و مراد از اسماء الله، الفاظ يا مفاهيم نيستند بلکه اسماء خدا ، کمالات وجودی خدا و حقايقي الهي و مافوق عالم مخلوقاتند ؛ و نظام عالم براساس نظام اسما‌ء الله است؛ بلکه انسان فوق مرتبه اسماء الله و از مقام احديت آمده است و بازگشت او نيز به سوي مقام احديت است. تمام خلائق مظاهرکمالات خدا هستند که با اسم الظاهر به ظهور مي رسند و به حکم اسم الباطن به اصل خويش بازمي گردند. پس خلق، ظهور کمالات اويند و کمالات خدا از آن اوست ؛ لذا اهل توحيد مي گويند: « إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » (بقره/156)( ما از آن خداييم و به سوي او بازمي گرديم )

    انسان در بين ديگر موجودات داراي اخيتار ويژه و مکلف به تکاليف الهي است و در سايه اين تکاليف است که مي تواند به مقام لايق خويش بارمی يابد. به عبارت ديگر دين و قرآن نقشه بازگشت انسان است، که انسان با آن راه آمده را بازمي گردد و چون اين مسير را آمده است خاطره اي از اين مسير در فطرت او نقش بسته است ، از اين جهت است که انسان امور الهي را فطرتا طالب است مثلا فطرتا علم را دوست دارد، زيبايي را دوست، عدالت و خوبي را دوست دارد و ... بنابراين تعيين سرنوشت انسان و مقصدي که انسان به آنجا مي رسد در دنيا به دست خود اوست و فطرت و عقل و دين راهنماي او هستند به سمت مقصد حقيقي؛ و روز قيامت صرفا روز ظهور حقيقت است يعني در آن روز معلوم مي شود که هر کسي چه راهي را رفته و به کجا رسيده است. در آن روز گروهي اصحاب شمال و اهل جهنمند ؛ اينها کساني هستند که کمالات وجودي خود را کسب نکرده و پشت به خدا نموده اند؛ لذا در ظلمت و تاريکي قرار گرفته اند ؛ چون از خدا که نور است رو برگردانده اند. اينها خدا را فراموش کردند لذا در همين دنيا ، همه عالم او را فراموش کردند حتي خودش نيز خودش را فراموش کرد. چون همه موجودات باطنا رو به خدا هستند و اگر کسي پشت به خدا کند، هستي با او قهر مي کند. خداوند متعال مي فرمايد: « و نباشيد مانند آن کساني که خدا را فراموش کردند پش خدا آنها را به خودفراموشي گرفتار نمود آنها همان فاسقانند»(حشر/19)

    و فرمود: « هر کس از ياد خدا روي برگرداند پس همانا براي اوست زندگي تنگ و روز قيامت او را کور محشور مي کنيم. گويد پروردگارا چرا مرا کور محشور کردي در حالي که من بينا بودم. خدا مي فرمايد: آن گونه که آيات من براي تو آمد و تو آنها را فراموش کردي، امروز نيز تو فراموش خواهي شد». (طه / 24 - 26 ) چنين کسي هيچ نخواهد ديد چون از نور خدا محروم است و بدون نور خدا هيچ چيزي قابل رؤيت نيست.اینها کسانی هستند که علم وقدر ت وثروت و عزت و حیات و لذت و زیبایی و جاودانگی را دنیا می خواستند و غافل بودند از این که غایت آنها در مافوق عالم ماده و بلکه در مافوق عالم ملائک و در « في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ » رقم خورده است .




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود