صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت تفسیر آیه 67 سوره انفال وآیه 4 سوره محمد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفاوت تفسیر آیه 67 سوره انفال وآیه 4 سوره محمد




    با سلام خواهشمند است تفاوت تفسیر آیه 67 سوره انفال وآیه 4 سوره محمد در باره گرفتن اسیر را بفرمایید
    با تشکر


    کارشناس بحث : پاسخگوي قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۰/۱۶ در ساعت ۱۵:۵۰

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0






    «مَا كاَنَ لِنَبىِ‏ٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى‏ حَتىَ‏ يُثْخِنَ فىِ الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيم‏»


    هيچ پيامبرى حق ندارد اسيرانى (از دشمن) بگيرد تا كاملًا بر آنها پيروز گردد (و جاى پاى خود را در زمين محكم كند)! شما متاع ناپايدار دنيا را مى‏خواهيد (و مايليد اسيران بيشترى بگيريد، و در برابر گرفتن فديه آزاد كنيد ولى خداوند، سراى ديگر را (براى شما) مى‏خواهد و خداوند قادر و حكيم است! (انفال، 67)



    *****************


    «فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتىَّ إِذَا أَثخنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً حَتىَ‏ تَضَعَ الحرْبُ أَوْزَارَهَا ذَالِكَ وَ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنهمْ وَ لَاكِن لِّيَبْلُوَاْ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَ الَّذِينَ قُتِلُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُم‏»


    و هنگامى كه با كافران (جنايت‏پيشه) در ميدان جنگ رو به رو شديد گردنهايشان را بزنيد، (و اين كار را هم چنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد سپس يا بر آنان منّت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه [غرامت‏] بگيريد (و اين وضع بايد هم چنان ادامه يابد) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آرى) برنامه اين است! و اگر خدا مى‏خواست خودش آنها را مجازات مى‏كرد، اما مى‏خواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمى‏برد! (محمد، 4)







    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود


    بين دو آيه منافاتى نيست، براى اين كه آيه 67 سوره انفال از اسير گرفتن در جنگ، قبل از استقرار و محکم شدن پایه های حکومت و جامعه اسلامی است لذا اسیر گرفتن را نهى مى‏كند، یعنی در جنگ با دشمنان با جدیت و قاطعیت عمل کنید و از ابتدا به فکر اسیر گرفتن و گرفتن فدیه در برابر آزادی اسیر و ... نباشید. به عبارت دیگر اصلا به فکر منافع مادی جنگ نباشید و باید دشمن را بکشید تا بر آن غالب و پیروز شوید.


    و آيه 4 سوره محمد(ص)، ناظر به اسير گرفتن بعد از استقرار حکومت و قدرتمند شدن مسلمانان است. یعنی اکنون که پایه های حکومت و جامعه مسلمانان محکم شده، دیگر در جنگها به فکر منافع مادی بودن هم اشکالی ندارد، لذا اسیر گرفتن و آزاد نمودن آنها و گرفتن فدیه در قبال آزادی آنان اشکالی ندارد.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۱۰/۱۸ در ساعت ۱۹:۴۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [آنچه سزاوار است در تفسير آيات مذكوره گفته شود]


    سنت جارى در انبياى گذشته اين بوده كه وقتى با دشمنان مى‏جنگيدند و بر دشمن دست مى‏يافتند، آنها را مى‏كشتند و با كشتن آنان از ديگران زهر چشم مى‏گرفتند تا كسى خيال جنگ با خدا و رسولش را در سر نپروراند.


    و رسم آنان نبود كه از دشمن اسير بگيرند و سپس بر اسيران منت نهاده و يا پول گرفته و آزادشان سازند، مگر بعد از آن كه دينشان در ميان مردم پايگير مى‏شد كه در اين صورت اسير را نمى‏كشتند و با منت نهادن و يا گرفتن بهاء آزاد مى‏كردند،هم چنان كه در خلال آياتى كه به رسول خدا (ص) وحى مى‏شد بعد از آنكه كار اسلام بالا گرفت و حكومتش در حجاز و يمن مستقر گرديداين آيه نازل شد:

    " فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً" (محمد، 4)؛ و گرفتن اسير و آزاد كردنش را تجويز كرد.


    ... گرفتن اسير خود يكى از قواعد جنگى مهاجرين و انصار بوده، كه وقتى بر دشمن ظفر مى‏يافتند از ايشان اسير گرفته و اسيران را برده خود مى‏كردند و يا فديه گرفته و آزادشان مى‏ساختند، حتى در تاريخ آمده كه مهاجر و انصار خيلى سعى داشتند در اينكه اسير بيشترى به چنگ آورند، حتى اسير خود را مى‏گرفتند و محافظت مى‏كردند از اينكه مبادا يك مسلمان ديگرى به او آسيبى برساند و در نتيجه از قيمتش كاسته گردد.


    بنا بر اين، معناى آيه (انفال، 67) این مى‏شود:


    "ما كانَ لِنَبِيٍّ" در سنتى كه خداوند در ميان پيغمبرانش جارى كرده سابقه ندارد "أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏" كه پيغمبر اسيرى گرفته باشد، و حق داشته باشد كه با گرفتن اسير مالى به دست آورد.

    "حَتَّى يُثْخِنَ" مگر بعد از آن كه آئينش "فِي الْأَرْضِ" در زمين پايگير شده باشد.


    "تريدون" آرى شما گروه مسلمانان كه در واقعه بدر حاضر شده‏ايد منظورتان "عَرَضَ الدُّنْيا" متاع پشيز و ناپايدار دنيا است، "وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ" و منظور خدا آخرت است كه دينى تشريع كرده و به قتال با كفار امر فرموده.


    "و اللَّه" خداوند در اين سنتى كه در كلامش از آن خبر داد "عزيز" غالبى است كه هرگز مغلوب نمى‏شود، "حكيم" و در احكامى كه تشريع مى‏كند بيهوده‏گرى نمى‏كند.



    _______________
    (ر.ک: ترجمه الميزان، ج‏9، ص 181)



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    «ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى .... »


    اين آيه شريفه (انفال، 67) تأكيد و ترغيب در امر جهاد است كه مجاهدين تا ثبات قدم نداشته و سختی های جهاد را تحمل نكنند و بر كفار سخت نگيرند نائل به غنائم و اسير گرفتن از كفار نمي شوند كه از آنها فدا بگيرند يا به غلامى و كنيزى خود درآورند.


    و اين موضوع در جميع عبادات جارى است تا مكلف تحمل مشقت عبادت را نداشته باشد نه به فوائد دنيوى عبادات نائل مي شود و نه به مثوبات اخروى.


    لذا مي فرمايد: "ما كانَ لِنَبِيٍّ" خداوند قرار نداده براى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و عهده نگرفته "أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏" يعنى از كفار اسير گرفتن به اينكه آنها را بگيرند و مشدود كنند و دستگير نمايند.


    "حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ" اثخان غلظت و استحكام و غيظ و غضب بر كفار در ميدان حرب است كه كار بر آنها سخت شود و نتوانند فرار كنند تا دستگير شوند.


    "تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا" شما مسلمين فقط مقصودتان از جهاد منافع دنيوى است، مثل آن مجاهدى كه در ميدان حرب شهيد شد موقعى كه نعش او را آوردند نزد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه بر او نماز بخواند فرمود (هذا قتيل الحمار) از حضرت پرسيدند فرمود يك حمارى در مشركين بود اين به طمع آن حمار آمد.


    "وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ" بايد در جهاد فقط قصد مجاهدين امتثال امر الهى و تقويت دين و اعلاء كلمه اسلام باشد، خواه شهيد شوند و خواه به آنها و اموال آنها نائل شوند.


    ___________
    (أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏6، ص 157)



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    آيه فوق (انفال، 67) هيچ گونه مخالفتى با گرفتن (فداء) و آزاد ساختن اسيران جنگى در صورتى كه مصلحت جامعه اسلامى ايجاب كند ندارد، بلكه مي گويد: نبايد مجاهدين به اين منظور دست به گرفتن اسير بزنند.


    بنا بر اين با آيه 4 سوره محمّد(ص) از هر نظر موافق است.


    ولى در اين جا به يك نكته بايد توجه داشت و آن اين كه هرگاه در ميان اسيران جنگى افراد خطرناكى وجود داشته باشند كه آزادى آنان موجب برافروخته شدن مجدّد آتش جنگ و به خطر افتادن پيروزى گردد مسلمانان حق دارند اين گونه افراد خطرناك را نابود كنند. دليل اين موضوع در خود آيه و در تعبير (يُثْخِنَ و أَثْخَنْتُمُوهُمْ) نهفته است. به همين دليل در پاره‏اى از روايات وارد شده كه پيامبر دستور داد: دو نفر از اسيران جنگ بدر را به نام: عقبة بن ابى معيط و نضرب بن حارث را به قتل برسانند. و هيچ گونه فدائى از آنان نپذيرند.


    ____________
    (تفسير آسان، ج‏6، ص 164)



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    آيه شریفه (محمد، 4) در طول آيه شریفه (انفال، 67) است، يعنى پس از آن كه پيامبر نيرومند شد و در جنگ، كفار را عاجز كرد و متلاشى شدند ديگر آنها را نمى‏كشد بلكه بايد اسير گيرد، كه بعدا يا منت گذاشته و آزاد كند و يا غرامت بگيرد.


    __________________
    (تفسير أحسن الحديث، ج‏4، ص 168)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    دقت‏:


    ناگفته نماند در سوره انفال آیه 67 مى‏خوانيم "ما كانَ لِنَبِيٍّ ...." اين آيه در رابطه با آن است كه لازم بود اسيران بدر را بكشند، زيرا كه قدرت مسلمانان به آن حد نرسيده بود كه اسير نگاه دارند و مشمول "فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً" شوند ولى عده‏اى از اصحاب بر آن حضرت تحميل كردند كه فديه گرفته، اسيران را آزاد كند، اين آيه در سال دوم هجرت نازل شده است.


    ولى چون اسلام نيرومند گرديد حكم "فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ ..." (محمد، 4) نازل شد، لذا تباينى در ميان اين دو آيه نيست تا گفته شود اين آيه ناسخ آيه انفال است چنان كه مرحوم طبرسى نيز در جوامع الجامع فرموده است، لازم است بدانيم كه انفال سوره دوم و سوره محمد نهمين سوره است كه در مدينه نازل شده‏اند، ميانشان زمان بسيارى فاصله افتاده است.


    ______________
    (تفسير أحسن الحديث، ج‏10، ص 180)



    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    آيه شریفه (انفال، 67) مسلمانان را توجه به يك نكته حساس جنگى مى‏دهد، و آن اين كه هيچ گاه مسلمانان پيش از شكست كامل دشمن نبايد به فكر گرفتن اسير باشند، زيرا چنان كه از پاره‏اى از روايات استفاده مى‏شود، بعضى از مسلمانان تازه كار در ميدان "بدر" سعى داشتند دشمن را تا ممكن است اسير كنند، براى اين كه طبق معمول جنگهاى آن روز، پس از خاتمه جنگ، مبلغ قابل ملاحظه‏اى به نام "فديه" يا "فداء" مى‏گرفتند و اسيران را در مقابل آن آزاد مى‏كردند.


    اين كار ممكن است بعضى از مواقع كار خوبى محسوب شود، ولى قبل از اطمينان كامل از شكست دشمن كار خطرناكى است، زيرا مشغول شدن به گرفتن اسيران و بستن دستهاى آنها و انتقال آنان به يك محل مناسب در بسيارى از اوقات جنگجويان را از اصل هدف جنگ باز مى‏دارد، و چه بسا به "دشمن زخم‏خورده" امكان مى‏دهد كه حملات خود را تشديد و جنگجويان را در هم بكوبند، همان گونه كه در حادثه جنگ احد توجه به جمع‏آورى غنائم گروهى از مسلمانان را به خود مشغول ساخت، و دشمن از فرصت استفاده كرد و ضربه نهايى خود را بر آنها وارد كرد!


    بنا بر اين گرفتن اسير تنها در صورتى مجاز است كه اطمينان كامل از پيروزى بر دشمن حاصل شود در غير اين صورت بايد با ضربات قاطع و كوبنده و پى در پى قدرت و نيروى دشمن مهاجم را از كار بياندازد.


    اما به محض حصول اطمينان از اين موضوع، هدف انسانى ايجاب مى‏كند كه دست از كشتن بردارند و به اسير كردن قناعت كنند.


    اين دو نكته مهم "نظامى" و "انسانى" در آيه فوق در عبارت كوتاهى بيان شده است.


    __________
    (تفسير نمونه، ج‏7، ص 244)




    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    پيام‏ها:


    1. تعيين شيوه‏ى جنگ و اسير گرفتن، از وظايف پيامبر است. «ما كانَ لِنَبِيٍّ ...»

    2. سنّت و سيره‏ى انبياى الهى اين بوده است كه تا پايگاهشان محكم نشده، نبايد اسير بگيرند. «ما كانَ لِنَبِيٍّ» ... «حَتَّى يُثْخِنَ»

    3. از خطر دنياگرايى در بحرانى‏ترين شرايط نظامى، حتّى براى مؤمنان نبايد غافل شد. «تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا»

    4. در صحنه‏ى جنگ، پيش از تسلّط كامل بر منطقه، اسير گرفتن ممنوع است. «ما كانَ» ... «حَتَّى يُثْخِنَ»

    5. وظيفه‏ى رزمنده، ابتدا تثبيت موقعيّت خود است (نه اسير گرفتن و جمع غنائم). «حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ»

    6. تمركز در هدف و دورى از تشتّت در جنگ، يك ضرورت است. «حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ»

    7. دنيا، ناپايدار و گذراست. «عَرَضَ الدُّنْيا»

    8. سركوبى مخالفان دين و محكم كردن پايگاه توحيد، آخرت‏جويى است. «حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ» ... «وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ»

    9. هدف اصلى در جنگ و جهاد اسلامى، رسيدن به منافع اخروى (جلب رضاى خدا، تقويت حقّ و تلاش براى نجات مستضعفان) است، نه به دست آوردن غنائم و اسير و فديه گرفتن. «وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ»

    10. رهنمودهاى خداوند در زمينه‏ى مسائل جنگ، حكيمانه و بكارگيرى آنها رمز عزّت و پيروزى است. «وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»

    11. دين اسلام نه تنها بى‏ارتباط با مسائل اجتماعى و دنيوى نيست، بلكه در ريزترين مسائل تاكتيكى جنگ هم دخالت كرده و نظر داده است. (كلّ آيه)



    ____________
    (تفسير نور، ج‏4، ص 363)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود