صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علم غيب

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علم غيب




    با سلام و احترام

    لطفا تعريفي از علم غيب ارائه فرماييد.

    کارشناس بحث : پاسخگوي معارف قرآن
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۸:۱۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    دوست عزیز در مورد سوالی که مطر ح کردید باید عرض کنم غيب به معني اموري است كه پنهان از نظر است و در نهان قرار دارد و خبر داشتن از غيب مخصوص پروردگار متعال است و جز او كسي عالم به غيب نيست و ليكن خداوند متعال به هر كس كه بخواهد اين علم را مي‏دهد انبياء و اوصياء آنان و همچنين امامان معصوم«عليهم السلام» از آن كساني هستند كه خداوند تعالي به آنها اين موهبت را كرده و آنها به افاضه خداوند داراي علم غيب هستند و از نهان و آشكار با خبرند.
    غير از كساني كه در بالا گفتيم بعضي‏ها نيز تا حدود خاصّي از غيب خبر مي‏دهند اين دسته يا از مؤمنين حقيقي هستند كه گاه گاهي با افاضه و لطف خداوند از راه خواب ديدن يا راه ديگر مطالبي براي آنها كشف مي‏شود كه اين يك نحوه كرامتي براي آنها محسوب مي‏گردد و كاه ممكن است افراد معمولي با فراست و هوشي كه دارند با توجّه به قرائني و احوال و خصوصيّاتي كه ملاحظه مي‏كنيد مطلبي را بگويند و ديگران كه اين فراست را ندارند و خصوصيّاتي را كه او در نظر گرفته توجّه نداشته‏اند گمان مي‏كنند كه او از غيب خبر داده و كاملاً بديهي است كه اين غيب‏گويي نيست بلكه يك فراست و زيركي و باهوشي است.
    دسته ديگري هستند كه در اثر رياضات و مخالفت نفس روح آنها قوي مي‏شود و مطالبي را غيبگويي مي‏كنند مانند بعضي از مرتاضان هندي و البته اين غيب‏گويي در يك محدوده‏ي خاصّي است و چه بسا غيب‏گويي آنها اشتباه از كار در مي‏آيد و بايد متذكّر شويم كه اين در اثر رياضات آنهاست و اثر وضعي عمل آنهاست و هيچگونه دلالتي ندارد بر اينكه اين مرتاضان انسانهاي سعادتمندي هستند و با فراسوي اين عالم در ارتباط هستند بلكه احياناً مرتاضان افرادي بي‏دين و لاابالي هستند و عمليات آنها صد در صد مخالف با رويه اسلامي است.
    آري برخي مؤمنان پاك هم در اثر تهذيب نفس و صفاي روح و تلاش پي گير در تحصيل فضائل انساني و مجاهدت در انجام وظايف الهي به مرتبه‏اي مي‏رسند كه مي‏توانند از غيب خبر دهند.




    علم غيب

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    با سلام خدمت کارشناس محترم
    نقد هایی بر نوشته های شما داشتم. ابتدا از آخرینشان شروع میکنم!
    رسیدن به علم غیب یک راه الهی است یا شیطانی؟
    شما به مرتاض های هند اشاره کردید و تأیید هم کردید که ممکن است آنها به اخباری از غیب دست یابند ولی بعدا آنها را رد کردید و گفتید شاید کار آنها مخالف با اسلام باشد.
    بالاخره ما نفهمیدیم دسترسی به غیب کاری شیطانی است یا الهی. اگر الهی است پس کار مرتاض های هند هم بایستی الهی باشد. اگر شیطانی پس کار مسلمانان هم بایستی از طرق شیطانی باشد. فعلا به قسمت های بعدی کاری ندارم تا بحث زیاد گسترده نشود.
    لطفا دلیلی محکمه پسند بیاورید که انسان مسلمان میتواند با تهذیب نفس و اصطلاحا عرفان الهی به علم غیب دست یابد. ترجیحا اگر از قرآن باشد بهتر است



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    با سلام خدمت کارشناس محترم
    نقد هایی بر نوشته های شما داشتم. ابتدا از آخرینشان شروع میکنم!
    رسیدن به علم غیب یک راه الهی است یا شیطانی؟
    شما به مرتاض های هند اشاره کردید و تأیید هم کردید که ممکن است آنها به اخباری از غیب دست یابند ولی بعدا آنها را رد کردید و گفتید شاید کار آنها مخالف با اسلام باشد.
    بالاخره ما نفهمیدیم دسترسی به غیب کاری شیطانی است یا الهی. اگر الهی است پس کار مرتاض های هند هم بایستی الهی باشد. اگر شیطانی پس کار مسلمانان هم بایستی از طرق شیطانی باشد. فعلا به قسمت های بعدی کاری ندارم تا بحث زیاد گسترده نشود.
    لطفا دلیلی محکمه پسند بیاورید که انسان مسلمان میتواند با تهذیب نفس و اصطلاحا عرفان الهی به علم غیب دست یابد. ترجیحا اگر از قرآن باشد بهتر است
    با سلام خدمت جناب نوزاد عزیز
    در مورد مطلب اول که باید بگویم هر کسی اگر در تقویت روح تلاش کند میتواند مانند به اصطلاح مرتاضان شود.یکی از راهای تقویت روح در انسان به اصطلاح چله است که حتی کسانی که مسلمان نیستند هم میتوانند با این عمل روح خود را تقویت کنند.کسانی که در تقویت روح و این مسائل غیر خداوند را هدف قرار دهند از راهای شیطانی به این قدرتها میرسند.چه بسا دیده شده کسانی که اعمال را انجام داده اند ولی به جای راهیابی به درجات عرفانی و ... با برخی شیاطین ارتباط برقرار نموده اند.مانند مرتاان هندوستانی یا پاکستانی و ...
    اما درست که این افراد ازین راه از برخی غیبیات باخبر میشوند اما چون از راه شیطانی میباشد معتبر نیست.مانند کارهایی که انجام میشود که بعضی از انها کاملا شیطانی و جز ئ گناهان است.
    اما کسانی که از راه عرفانی و خدایی به این درجات میرسند جز ئ الطاف الهی به شمار میرود و در مسیر بندگی استفاده میشود.
    در جلسه ای که با یکی از بندگان خاص خداوند داشتیم یکی از همین موارد را بنده ی حقیر به عینه مشاهده کردم و فرقش را با گروه دیگری که از راه غیر خدایی و شیطانی برخی اعمال را انجام میدادند مشاهده کرده و درک کردم.
    Bu dünyanın gidişine
    Bir çare bulsam ...
    Güneş olsam her karanlık
    Yüreğe doğsam



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام
    انگار خوب منظور من را متوجه نشدید
    ملاک تشخیص الهی بودن یا شیطانی بودن به اصطلاح خودتون چله چیه.
    در ضمن من به تقویت روح اعتقاد ندارم چون در قرآن روح را چیز دیگری معرفی کرده اند و از چیزی که شما میپندارید متمایز است.
    اگر پرورش روحی در کار بود اولین کسی که این کار را میکرد شخص پیامبر بود.
    آیا میدانی در قرآن در باره روح چه اطلاعاتی به ما داده شده؟ میدانید که تمام چیزهایی که در باره روح شنیده اید خرافات است؟


  7. تشکر


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    سلام
    انگار خوب منظور من را متوجه نشدید
    ملاک تشخیص الهی بودن یا شیطانی بودن به اصطلاح خودتون چله چیه.
    در ضمن من به تقویت روح اعتقاد ندارم چون در قرآن روح را چیز دیگری معرفی کرده اند و از چیزی که شما میپندارید متمایز است.
    اگر پرورش روحی در کار بود اولین کسی که این کار را میکرد شخص پیامبر بود.
    آیا میدانی در قرآن در باره روح چه اطلاعاتی به ما داده شده؟ میدانید که تمام چیزهایی که در باره روح شنیده اید خرافات است؟
    سلام و رحمت خداوند بر شما
    برای تشخیص این امر باید از چند مورد کمک گرفت.
    یکی اینکه شخصی که از راه شیطانی کارهایی زا انجام میدهد هیچ وقت در راه خدمت به خلق و رضایت خداوند نیست و استفاده نمیکند.
    کسانی هستند که این مورد را منبع درامدی قرار داده و از ان سو ئ استفاده میکنند.یا مالی یا برای اهداف دیگر.البته رسیدن به برخی مراحل بسیار طاقت فرساست و صرف اینکه کسی گفت و دو مورد حرکت هم نشان داد نباید گفت که طرف قدرتی دارد و ...
    اما اگر از طرف الهی موهبتی شد و انسان به درجه ای رسید که لایق به بعضی الطاف شد,انرا فقط در راه تذکیه و تصفیه ی نفس و در مواردی خدمت به خلق خدا استفاذه میکند.
    در موارد شیطانی صدمه زدن به بدن مرسوم است که این کاری ست بس گناه و مذموم.که همه ی عزیزان بر این امر واقف اند.
    روح یا نفس یا هر نام دیگری که بر ان میشود نهاد.یا شی ای مجرد که باعث حیات جسم مادی میشود.که از ان با عناوین روح . نفس و ... نام برده شده.
    دوست عزیز همانطور که برای تقویت جسم مادی انسان فعالیت و ورزش میکند,برای تقویت روح(یا هر عنوان دیگر) هم برخی اعمال صورت میپذیرد.
    اما مگر حضرت محمد (ص) و امامان بزرگوار ما احتیاجی به تقویت روح داشتند؟ان عزیزان خود مظهر تکامل و قوه ی روح و نفس بودند.
    نمیدانم منظور شما از خرافات کدامین موارد است اما در صورتی خرافات نامیده میشود که شنیده شود و مبنای قرانی و علمی و منطقی نداشته باشد.در مورد روح و برخی موارد مربوط مشاهده شده و علمی و منطقی شده و از نظر قرانی هم مشکلی موجود نیست.
    Bu dünyanın gidişine
    Bir çare bulsam ...
    Güneş olsam her karanlık
    Yüreğe doğsam


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    با سلام و احترام




    عزيزان بدوا بياييد علم غيب را تعريف و تبيين کنيد و حدود و ثغور اين امکان را مشخص نماييد و اينکه دارنده اين امکان به چه تواني نايل مي ايد .

  10. تشکرها 2


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهگذر نمایش پست
    سلام و رحمت خداوند بر شما
    برای تشخیص این امر باید از چند مورد کمک گرفت.
    یکی اینکه شخصی که از راه شیطانی کارهایی زا انجام میدهد هیچ وقت در راه خدمت به خلق و رضایت خداوند نیست و استفاده نمیکند.
    کسانی هستند که این مورد را منبع درامدی قرار داده و از ان سو ئ استفاده میکنند.یا مالی یا برای اهداف دیگر.البته رسیدن به برخی مراحل بسیار طاقت فرساست و صرف اینکه کسی گفت و دو مورد حرکت هم نشان داد نباید گفت که طرف قدرتی دارد و ...
    اما اگر از طرف الهی موهبتی شد و انسان به درجه ای رسید که لایق به بعضی الطاف شد,انرا فقط در راه تذکیه و تصفیه ی نفس و در مواردی خدمت به خلق خدا استفاذه میکند.
    در موارد شیطانی صدمه زدن به بدن مرسوم است که این کاری ست بس گناه و مذموم.که همه ی عزیزان بر این امر واقف اند.
    روح یا نفس یا هر نام دیگری که بر ان میشود نهاد.یا شی ای مجرد که باعث حیات جسم مادی میشود.که از ان با عناوین روح . نفس و ... نام برده شده.
    دوست عزیز همانطور که برای تقویت جسم مادی انسان فعالیت و ورزش میکند,برای تقویت روح(یا هر عنوان دیگر) هم برخی اعمال صورت میپذیرد.
    اما مگر حضرت محمد (ص) و امامان بزرگوار ما احتیاجی به تقویت روح داشتند؟ان عزیزان خود مظهر تکامل و قوه ی روح و نفس بودند.
    نمیدانم منظور شما از خرافات کدامین موارد است اما در صورتی خرافات نامیده میشود که شنیده شود و مبنای قرانی و علمی و منطقی نداشته باشد.در مورد روح و برخی موارد مربوط مشاهده شده و علمی و منطقی شده و از نظر قرانی هم مشکلی موجود نیست.

    سلام
    مانند یک کارشناس خبره در امور روح صحبت میکنید!
    آیا خودتان تجربه طی مراحل را داشته اید؟
    در باره اش شنیده اید؟
    خوانده اید؟
    چقدر باید به شنیده ها و خوانده ها اعتماد کرد؟
    پیامبر به پرورش نیاز نداشت؟ مگر او بشر نبود؟ مگر قبل از رسیدن به پیامبری او هم گمراه نبود؟
    مگر نزول وحی که موجب تقویت ایمان است برای او هم مرحله به مرحله نبود؟
    بهتره از دایره قرآن دور نشویم که بیرون آن آنقدر خرافه به نام دین وجود دارد که خود قرآن در بین آن گم میشود.



  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,826
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    15
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    سلام
    مانند یک کارشناس خبره در امور روح صحبت میکنید!
    آیا خودتان تجربه طی مراحل را داشته اید؟
    در باره اش شنیده اید؟
    خوانده اید؟
    چقدر باید به شنیده ها و خوانده ها اعتماد کرد؟
    پیامبر به پرورش نیاز نداشت؟ مگر او بشر نبود؟ مگر قبل از رسیدن به پیامبری او هم گمراه نبود؟
    مگر نزول وحی که موجب تقویت ایمان است برای او هم مرحله به مرحله نبود؟
    بهتره از دایره قرآن دور نشویم که بیرون آن آنقدر خرافه به نام دین وجود دارد که خود قرآن در بین آن گم میشود.
    با سلام دوباره
    بسیار پسندیده است که انسان در مواردی که علم ندارد سکوت اختیار کند.
    فعلا بحث این مورد نیست که چه کسانی از ما بعضی مراحل را گذرانده باشد.سوال در مورد علم غیب بود.
    حضرت محمد (ص) بشری بود که به بالاترین حد کمال رسیده بود.اگر گمراه و گناهکار بود ایا پیامبر میشد و مورد وحی؟
    نزول وحی موجب تقویت ایمان است؟؟؟؟متوجه نشدم.
    قران هیچ وقت در بین خرافات گم نشد.همانطور که در تاریخ و گذر زمان گم نشد.شما که محقق درباره ی قران هستید این را باید بهتر از بنده بدانید.
    اما درباره ی علم غیب.
    اما درمورد جناب محمود عزیز که فرمودند:عزيزان بدوا بياييد علم غيب را تعريف و تبيين کنيد و حدود و ثغور اين امکان را مشخص نماييد و اينکه دارنده اين امکان به چه تواني نايل مي ايد .
    ................
    جناب پاسخگوی محترم که به بهترین شکل پاسخ را دادند.
    حدود رسیدن به این علم از طریق عرفانی بسته به ظرفیت طرف دارد و درجه ی ایمان او ما از
    لحاظ شیطانی و ارتباطی دست یابی به این علم بسیار ناچیز و ناقص است.
    توانایی های فرا مادی بدست می اورد.در موارد عرفانی که همه به اذن خداوند انجام میشود و در جهت تزکیه و تصفیه ی نفس و خدمت به خلق.
    در موارد غیر الهی انجام برخی امور نا متعارف.
    Bu dünyanın gidişine
    Bir çare bulsam ...
    Güneş olsam her karanlık
    Yüreğe doğsam


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    با سلام خدمت کارشناس محترم
    نقد هایی بر نوشته های شما داشتم. ابتدا از آخرینشان شروع میکنم!
    رسیدن به علم غیب یک راه الهی است یا شیطانی؟
    شما به مرتاض های هند اشاره کردید و تأیید هم کردید که ممکن است آنها به اخباری از غیب دست یابند ولی بعدا آنها را رد کردید و گفتید شاید کار آنها مخالف با اسلام باشد.
    بالاخره ما نفهمیدیم دسترسی به غیب کاری شیطانی است یا الهی. اگر الهی است پس کار مرتاض های هند هم بایستی الهی باشد. اگر شیطانی پس کار مسلمانان هم بایستی از طرق شیطانی باشد. فعلا به قسمت های بعدی کاری ندارم تا بحث زیاد گسترده نشود.
    لطفا دلیلی محکمه پسند بیاورید که انسان مسلمان میتواند با تهذیب نفس و اصطلاحا عرفان الهی به علم غیب دست یابد. ترجیحا اگر از قرآن باشد بهتر است
    با سلام به همه دوستان.
    ببخشید با تأخیر وارد بحث شدم.
    در مورد نقدی که فرمودید باید عرض کنم رسیدن به غیب هم از راه الهی ممکن است و هم غیر الهی.که اولی مورد قبول اسلام و دومی مورد نهی اسلام است.لذا در متون دینی تعبیر به ریاضت شرعی و غیر شرعی شده است.

    دوستان عزیز واژة رياضت قطعا در آموزه هاي ديني به كار رفته است. امام علي(ع) مي‌فرمايد: "إنّما هي نفسي أروضها بالتقوي لتاتي آمنة يوم الخوف الاكبر؛ همت من در اين است كه نفس خود را با تقوا رياضت دهم تا در روزي كه ترس و بيم آن سخت تر است آسوده باشد".[1]

    از ديدگاه اسلام مقصود از رياضت، تمرين و وادار كردن خويش به كارهاي خير و ترك محرّمات وا نجام واجبات است. هدف از اين رياضت، رفع موانع وصول به حق و رام كردن نفس و آماده شدن براي پذيرش فيض الهي و هدايت هاي رباني است كه پيامبر اكرم(ص) از آن به جهاد اكبر ياد نمود.[2]

    رياضتي مورد قبول اسلام است كه اولاً با بدعت توأم نباشد و ثانياً با عزت نفس و كرامت انساني منافات نداشته باشد. قرآن مجيد يكي از رياضت هاي مسيحيان را كه رهبانيت و ترك دنيا به منظور گريز از مسئوليت هاي زندگي است، به شدت نكوهش كرده و آن را بدعتي مي داند كه ريشة وحياني نداشته است.[3] اسلام رهبانيت مسيحيان را با فرمان جهاد از پيش پاي مسلمانان برداشت. پيامبر اكرم(ص) در اين باره مي‌فرمايد: "رهبانيت امت من جهاد در راه خدا است".[4]

    يكي از رياضت هايي كه در مكتب تصوف معمول بوده، روش ملامتي است. اين افراد براي اين كه مردم به آنان عقيده پيدا نكنند، تظاهر به بدي مي كنند. استاد مطهري مي‌گويد: "اين ها مبارزه با نفس است، اما [يك نوع] جهاد با نفسي است كه اسلام آن را اجازه نمي دهد".[5] زيرا با عزت نفس منافات دارد. ترك دنيا و رهبانيت هندوها و پيروان كليسا و يا چله نشيني و عزلت صوفيان و اصحاب خانقاه از رياضت هاي نامشروع محسوب مي‌شود.

    امام خميني(ره) از قول استادش مرز ميان رياضت باطل و رياضت صحيح را بيان داشته و فرموده اند: "ميزان در رياضت باطل و رياضت شرعي صحيح، قَدَم نفس و قَدَم حق است. اگر سالك به قدم نفس حركت كرد و رياضت او براي پيدايش قواي نفس و قدرت و سلطنت آن باشد، رياضت باطل [است] و سلوك آن منجر به سوء‌ عاقبت مي‌باشد و دعوي هاي باطله نوعاً از همين اشخاص بروز مي‌كند و اگر سالك به قدم حق سلوك كرد و خداجو شد، رياضت او حق و شرعي است".[6]

    اگر منظور از رياضت را مهار نفس و كنترل غرايز دروني و تقويت اراده بدانيم، كدام رياضت بهتر از ترك محرّمات و لذّات نفساني و انجام واجبات است؟ نفس انسان به منزلة اسب سركش و چموشي است كه آدمي را از طريق پيروي از نفس به ورطة سقوط مي‌كشاند. دشمن غدّار كه نفس اماره نام دارد، بسيار نيرومند ظاهر مي گردد كه جز با رياضت رام نمي گردد. از طرفي واجبات الهي توأم با رنج و مشقت است مانند روزه گرفتن در تابستان، وضو با آب سرد در هواي سرد، واجبات مالي مانند خمس و زكات، جهاد و امر به معروف و نهي از منكر، حج و غيره. بعضي از مستحبات نيز از اين قاعده مستثنا نيست مانند نماز شب، روزه هاي مستحبي، نمازهاي نافله و غيره.

    در روايتي از امام صادق(ع) مطلب مذكور استنباط مي‌شود. حضرت مي‌فرمايد: "بين بنده و پروردگار حجابي تاريك تر و وحشتناك تر از نفس اماره و خواسته هايش وجود ندارد و براي ريشه كن كردن آن‌ها سلاحي بهتر از احتياج به خدا و خشوع و گرسنگي و تشنگي در روز (روزه داري) و شب زنده داري وجود ندارد".[7]

    پاورقی
    1 - نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه 45.
    2 - بحارالانوار، ج67، ص 65.
    3 - حديد (57) آيه 27.
    4 - بحارالانوار، ج67، ص 114.
    5 - استاد مطهري، انسان کامل، ص 233.
    6 - امام خميني، چهل حديث، ص 45.
    7 - بحارالانوار، ج70، ص 69.
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۸۹/۱۰/۲۲ در ساعت ۱۶:۴۲
    علم غيب

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود