صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩




    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩



    کنید ماتمیان گریه در عزایحسن
    که شد بلند به ماتم زنو لوای حسن

    اگر گذشت محرم رسیده ماه صفر
    حسینیان بخروشید در عزای حسن

    پی تسلی زهرا ، خوش آنکه میگرید
    گهی برای حسین و ، گهی برای حسن

    ببرد بار ملالی حَسَن ، که بردن آن
    ز ما سوا نتواند کسی ، سوای حسن

    غمی که داشت حسن در دل حزین ،شرحش
    ز من مجو که حَسَن داند و خدای حسن

    کند به دشمن خود بهر حفظ دین، بیعت
    مقام حلم تماشا کن و رضای حسن

    ز چشم اهل نظر سر زد آن عصاکز ظلم
    فرو برد همان کور دل به پای حسن

    چه دیده بود از او خصم او ،که دائم بود
    به قصد جانِ به اندوه مبتلای حسن

    فغان که رنگ زمرد زَ سوده الماس
    پدید شد به لب لعل جانفزای حسن

    به حق او بنگر جور چرخ وطغیانش
    که بعدِ قتل ، عدو کرد تیربارانش


    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۲:۵۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    طومار جان جن و بشر پاره پاره گشت
    قرآن به چشم اهل نظر ، پاره پاره گشت

    بی پرده چون به شر گروهی بشر نما
    صد پرده از حریم بشر پاره پاره گشت

    بر زد شبی شراره ظلمت به قلب نور
    دل از سپیده ، وقت سحر پاره پاره گشت

    آبی به جای رفع عطش ریخت آتشی
    بر دل ، که تا بروز شُمَر پاره پاره گشت

    از قلب کلّ هستی و ، از پیکر وجود
    آتش گرفت جان و ، جگر پاره پاره گشت

    دردا که از سپهر بنی هاشم ، آنکه بود
    یک مه دو جا به ماه صفر ، پاره پاره گشت

    یک جا بزهر فتنه و ، یک جا به تیر کین
    یک جسم خسته از دو شرر پاره پاره گشت

    قلبی که بود در اثر زهر ، چاک چاک
    با تیر کینه بار دگر پاره پاره گشت

    در پیش چشم آنهمه اختر ، چنان شهاب
    بارید تیر شب که قمر پاره پاره گشت

    باران تیر بر کفن و بر بدن نشست
    جیب صدف درید و ، گهر پاره پاره گشت

    ایدل دگر مجو هنر حُسن ، بی حَسن
    شیرازه کتاب هنر پاره پاره گشت


    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۱۷:۳۵


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    گشته ام بیمار غربت ، درد درمانم شده

    همدمم در کنج عزلت ، آه سوزانم شده

    مجتبایم ، آنکه از بی یاری و بی همدمی
    آه ، تنها محرم اسرار پنهانم شده

    می کنم در خانه خود هم به غربت زندگی
    من ندانم با چه جرمی خانه ، زندانم شده ؟

    مرد را در خانه ، همسر محرم راز است و من
    محرم رازم دریغا قاتل جانم شده !

    می خورم هر روز از زخم زبان خون جگر
    هر شب از بی یاوری ، شام غریبانم شده

    رهبر تنهای تاریخم ، که بیش از هر گناه
    بیگناهی باعث رنج فراوانم شده

    از همه نزدیکتر بر من که شده همسر، بزهر
    میزبان روزه لبهای عطشانم شده

    وارث صبر پدر گشتم که در طفلی به ظلم
    مادرم نقش زمین در پیش چشمانم شده

    با زبان حال می گویم ، که در دیوان عدل
    مدرک مظلومی من ، قبر ویرانم شده

    ظلم بی تکرار در تاریخ مظلومان دهر
    قصّه بعد از شهادت ، تیر بارانم شده

    کفت جدّم کور در محشر نخواهد آمدن
    در جهان با معرفت ، چشمی که گریانم شده

    دارد امید شفاعت در جزا بر مادرم
    آنکه با اخلاص در دنیا ثنا خوانم شده
    محمد موحدیان


    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩



    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۲:۵۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    بت غم عشق تو تا يار دل زار من است

    بهتر از خلد برين گوشه بيت الحزن است

    نه غم حُور و نه انديشه جنّت دارم
    از زمانى كه مرا بر سر كويت وطن است

    قصّه عشق من و حُسن تو اى مايه ناز
    نقل هر مجلس و زينتْ دِه هر انجمن است

    بعد از اين ياد، كس از ليلى و مجنون نكند
    حُسْن اگر حُسْن تو و عشق اگر عشق من است

    توئى آن يوسف ثانى كه ز يك جلوه حُسن
    محو ديدار تو صد يوسف گل پيرهن است

    از پى ديدن رخسار تو موساى كليم
    سال ها بر سر كويت به عصا تكيه زن است

    آدم و نوح و سليمان و مسيحا و خليل
    همه را مِهر ولاى تو به گردن رسن است

    خلق گويند به من ، دلبر و معشوق تو كيست
    كه تو را در غم او اين همه رنج و مِحَن است

    چه بگويم كه نم از يم نتوان گفت كه آن ماه جبين
    سرو سيمين بدن و خسرو شيرين سخن است

    ثمر باغ رسالت ، گهر بحر وجود
    والى مُلك ولايت ، ولىّ مؤ تمن است

    اوّلين سبط و دوّم حجّت و سيّم سالار
    چارمين عصمت حقّ و يكى از پنج تن است

    نام ناميّش حسن ، خلق گراميّش حسن
    پاى تا فرق حسن ، بلكه حسن در حسن است

    روى حسن موى حسن بوى حسن خوى حسن
    يك جهان جوهر حُسن است كه در يك بدن است

    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۳:۰۱

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    دردهای سینه ام اندازه یک عالم است

    این دل زهرایی ام آماج هر درد و غم است

    هر که درد خویش را با همسرش عنوان کند
    وای بر مردی که حتی در حرم بی محرم است

    با که گوید درد دل مردی که یارش بی وفاست
    بی وفا محرم چو باشد باز هم نامحرم است

    یارو یاور داشتن بهر غریبان پیش کش
    وای از حال امامی که غریب عالم است

    تیر نیزه تیز اما طعم طعنه تیز تر
    زخم خنجر سخت اما درد غربت هر دم است

    من همان صاحب عزای کوچه تنهایی ام
    اهل آن بیتم که دربش رد پایی محکم است

    من مقیم خانه ای هستم که تا روز تقاص
    سر درش یک چادر خاکی همیشه پرچم است

    آنچه منه دیدم به چشم خویش حیدر هم ندید
    بر مصیبت های عالم این مصیبت اعظم است

    با همان دستی که بیعت کرد ثانی در غدیر
    زد بر آن رویی که جای بوسه ها ی خاتم است

    بر زمین افتاده بود و اب میشد مادرم
    روی برگ یاس دیدم چشمه ای از شبنم است

    قد و بالای رشیدم را دگر زینب ندید
    از همان روزی که دید آن نخله طوبا خم است

    رودها و چشمه ها از پیش چشمم جار ی اند
    آب یک چشمم فرات چشم دیگر زمزم است

    گرچه عمری محرمم شد اشک چشم و خون دلش
    ای خدا حالا برایم مرگ تنها مرهم است


    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۳:۰۳

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    هرگز دلى ز غم چو دل مجتبى نسوخت

    ور سوخت اجنبى دگر از آشنا نسوخت

    هر گلشنى كه سوخت ز باد سموم سوخت
    از باد نوبهارى و نسيم صبا نسوخت

    چندان دلش ز سرزنش دوستان گداخت
    كز دشمنان زهر بد و هر ناسزا نسوخت

    هرگز برادرى به عزاى برادرى
    در روزگار چون شه گلگون قبا نسوخت

    آن دم كه سوخت حاصل دوران ز سوز دهر
    در حيرتم كه خرمن گردون چرا نسوخت

    تا شد روان عالم امكان ز تن روان
    جنبنده اى نماند كزين ماجرا نسوخت

    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۳:۰۵

  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

    آن شاخ گل که سبز بود در خزان یکی است

    افشانده غنچه گل سرخ از دهان یکی است

    آن گوهری کز آتش الماس ریزه شد
    یاقوت خون زلعل لب او روان یکی است

    آن لعل درفشان که زمرد نگار شد
    داد از وفا به سوده الماس، جان، یکی است

    آن نخل طور کز اثر زهر جانگداز
    از فرق تا قدم شده آتش فشان یکی است

    آن شاهباز اوج حقیقت که تیر خصم
    نگذاشته ز بال و پر او نشان یکی است

    آن خضر رهنما که شد از آب آتشین
    فرمانروای مملکت جاودان یکی است

    آن نقطه بسیط محیط رضا که بود
    حکمش مدار دائره کن فکان یکی است

    آن جوهر کرم که چه سودا به سوده کرد
    هرگز نداشت چشم به سود و زیان یکی است

    چشم فلک ندیده بجز مجتبی کسی
    شایان این معامله، آری همان یکی است

    طوبی مثال گلشن آل‌عبا بود
    ریحانه رسول خدا مجتبی بود

    ايت الله غروي اصفهاني


    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۳:۰۷

  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    آه از مـصیـبـت حـَـسـن و حـال مـضـطـرش

    اَحـشــای پــاره پــاره و، قــلــب مــکــدرش

    آن دردها کـه در دل غـمگین نهفتـه داشـت
    و آن زهــرهـا کـه در جـگــر افـروخـت آذرش

    آن طـعـنـه‌ها کـه خورد ز دشمـن به زندگی
    و آن تـیـرهـا کــه زد پـس مـردن بـه پـیکرش

    یـک لـحظه ساغرش نشد از خون دل تهی
    بــعــد شـهـــادت پـــــدر و فـــوت مــــادرش

    الله اکـبـر از لــب آبـــی کــه نـیــمــه شـب
    نـوشــیــد و سـر زد از جــگــر الله اکــبــرش

    ز الـمـاس سوده، رنگ زمرد گـرفت، سیـم
    یـاقـوت کرد جـَزع و چـو بــیـجـاده، گـوهـرش

    آهـی کـشید و طشت طلب کرد و خون دل
    در طـشت ریــخـت نـزد ستـمدیده خواهرش

    زینب چو دید طشت پر از خون، فغان کشید
    گـویـی بـه خـاطـر آمـد از آن طـشت دیگـرش

    چـنـدان کـشیده آه کــه آتـش گـرفـت چـرخ
    چندان گریست خون که گذشت آب از سرش

    "ادیب الممالک فراهانی"امیری


    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۳:۰۹

  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

    یک عمر در حوالی غربت مقیم بود

    آن سیدی که سفره ی دستش کریم بود

    خورشید بود و ماه از او نور میگرفت
    تا بود ، آسمان وزمین را رحیم بود

    سر می کشید خانه به خانه محله را
    این کارهای هر سحر این نسیم بود

    آتش زبانه می کشد از دشت سبز او
    چون گلفروش کوچه ی طورکلیم بود

    این چند روزه سایه ی یثرب بلند شد
    چون حال آفتاب مدینه وخیم بود

    حقش نبود تیر به تابوت او زدن
    این کعبه در عبادت مردم سهیم بود

    بی سابقه است حادثه اماجدید نیست
    این خانواده غربتشان از قدیم بود

    آقا ببخش قصد جسارت نداشتم
    پای درازم از برکات گلیم بود

    رضا جعفري


    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۳:۱۰

  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

    شاهی که حکم بر فلک و بر ستاره داشت

    آزرده شد چنان که ز مردم کناره داشت

    عمری اسیر محنت و از عمر خویش سیر
    جز صبر چون دچار بلا شد چه چاره داشت؟

    حق خلافتش چو به ناحق گرفته شد
    از سوز دل به رونق باطل نظاره داشت

    گر می‌شنید کوه گران آنچه او شنید
    از هم شکافت،‌گر چه دل از سنگ خاره داشت

    آن دم که از سمند خلافت پیاده شد
    شوریده بر سرادق او هر سواره داشت

    چون در رسید خنجر برّان به ران او
    یک باره رفت اگر که نه عمر دوباره داشت

    روی زمین مگر همه سینای طور بود
    از بس که آه سینه شکافش شراره داشت

    آن کس که بود رابطه حادث و قدیم
    از زهر جانگزا جگری پاره پاره داشت

    تنها نشد ز سوده الماس خون جگر
    تا عمر داشت خون جگر را هماره داشت

    خونابه غم از جگر اندر پیاله ریخت
    یا غنچه گل از دهن شاخ لاله ریخت


    ۩ |♥|♥|♥| ۩ اشگ غم٬سرشگ قلم٬درسوگ مولاي کريمان۩ |♥|♥|♥| ۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ در ساعت ۰۳:۱۱

  18. تشکرها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود