صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زینت زن به چه قسمتی از بدن او اشاره دارد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    زینت زن به چه قسمتی از بدن او اشاره دارد




    آیاتی از قرآن وجود دارد که در رابطه با زینت زن نازل شده است که یکی از مهمترین آنها آیه 31 سوره نور است:
    به زنان مؤمن بگو كه غض بصر كنند و فروج خود را حفظ كنند و زينت خود را جز آنچه از آن پيداست آشكار نكنند، و خِمارشان را بر جيوبشان بزنند، و زينتشان را آشكار نكنند مگر بر شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنانشان يا مملوكانشان يا مردان تابعي كه اِربه ندارند يا كودكاني كه بر عورتهاي زنان اظهار ندارند، و پايشان را نزنند که آنچه از زينتشان پنهان مي‌كنند معلوم شود. و اي مؤمنان همگي به سوي خدا بازگرديد تا رستگار شويد. (نور 31)


    معني زينت زنان در اين آيه دقيقاً مشخص نيست و تفاسير و روايات مختلفي در اين زمينه وجود دارد كه خود گوياي اين ابهام است. ابهام در معني زينت آن را در معرض تحريف از موضع مورد نظر قرآن قرار مي‌دهد. در تحليلي كه در اينجا ارائه مي‌كنيم، اگرچه نهايتاً نمي‌توانيم معني قطعي زينت زنان را در قرآن روشن كنيم، اما نشان مي‌دهيم كه زينت نمي‌تواند محدوده‌اي باشد كه در فقه سنتي تعريف مي‌شود.
    زينت چيزي است كه براي تزيين چيز ديگري به كار مي‌رود. نزديكترين معني زينت زن با توجه به كاربرد امروزي آن زيورآلات و آرايش زن است، يعني آنچه زن براي افزودن زيبايي خود به كار مي‌برد. اما انتخاب اين معني براي زينت در آيه‌ي فوق منطقي نيست، چرا كه اگر زن از هيچ زيورآلات و آرايشي استفاده نكرده باشد چيزي براي پنهان كردن ندارد و برهنه شدن زن منجر به آشكار شدن زينت نخواهد شد.
    بعضي از مفسران پوشاندن زينت را پوشاندن مواضع زينت معني كرده‌اند. اين تفسير نيز ايرادات خود را دارد. يكي آنكه تغييري در اصل عبارت قرآني اعمال شده است و زينت به مواضع زينت ترجمه شده است. ديگر آنكه مواضع زينت تمام بدن زن را در بر نمي‌گيرد. مواضع متعارف زينت به سر و صورت و گردن و دستهاي زن محدود مي‌شود. از سوي ديگر مي‌توان استدلال کرد که اگر منظور قرآن از زينت زن، مواضعي چون سر و صورت و دست و پاي او بود، مي‌توانست آن را مانند آيه‌ي 6 مائده «به زبان روشن عربي» بيان کند.
    علاوه بر اختلاف بر سر معني زينت، محدوده‌ي آشكار و پنهان زينت نيز مورد اختلاف است. بنا به سوره‌ي نور زنان بايد زينت خود را جز بخشي از آن كه پيداست از غير محارم پنهان كنند. بعضي معتقدند تمام بدن زن و حتي جامه‌اي كه در خانه مي‌پوشد زينت پنهان محسوب مي‌شود. از نظر اينان تنها زينت آشكار زن در خارج از خانه چادري است كه تمام بدن زن از جمله صورت او را مي‌پوشاند. گروهي نيز معتقدند زن مي‌تواند صورت و دستهاي خود را تا مچ باز بگذارد. بر اساس نظر اين گروه، صورت و دستهاي زن محدوده‌ي آشكار زينت زن و مابقي بدن او محدوده‌ي پنهان زينت است.
    ديده مي‌شود كه معني زينت در فقه سنتي دقيقاً روشن نيست و هر يك از تفاسير نيز ايراداتي دارد. اما در تفسير كلمات مبهمِ بعضي از آيات قرآن مي‌توان از آيات ديگر قرآن كمك گرفت. در تعيين معني زينت در قرآن، معمولاً آيه‌ي 60 سوره‌ي نور در نظر گرفته نمي‌شود، آيه‌اي كه از رفتاري نامتعارف سخن مي‌گويد. اين آيه به گروهي از زنان به نام «قواعد» اشاره دارد كه بنا به قرآن مي‌توانند لباسهاي کمتري داشته باشند، اما نكته‌ي قابل تأمل اين است كه اين گروه از زنان نيز از ظاهر كردن زينت منع شده‌اند:

    و بر زنان قاعده‌اي كه رجاي نكاح ندارند باكي نيست اگر لباسهاي خود را بدون تبرج زينت در آورند، و اگر عفت جويند برايشان بهتر است، و خدا شنوا و داناست. (نور 60)

    زنان قاعده نيز مجاز نيستند كه زينت خود را ظاهر كنند و در عين حال مي‌توانند جامه‌هاي خود را در آورند. اين دو عمل با توجه به تعريف فقهي زينت سازگار نيستند. كساني كه تمام بدن زن را زينت مي‌دانند و قائل به پوشش كامل زن هستند، بايد بپذيرند كه زنان قاعده مي‌توانند حداقل چادر خود را در آورند. در اين صورت ناگزير تمام آنچه اين گروه زينت پنهان زن مي‌دانند آشکار مي‌شود. اين تناقض براي گروه دوم نيز وجود دارد. اين گروه مي‌گويد زينت آشكار زن به صورت و دستهاي او محدود مي‌شود و فراتر از آن زينت پنهان زن است. با اين حال از نظر اين گروه، قواعد مي‌توانند بخشي از لباسها از جمله روسري خود را بردارند. البته چنين رفتاري در عمل متعارف نيست و فقط در تئوري مطرح مي‌شود. اگر زنان قاعده با برداشتن روسري همچنان زينت خود را ظاهر نكرده باشند، بايد بپذيريم كه اطلاق زينت يا موضع زينت به سر درست نيست. زينت زنان در قرآن بايد به گونه‌اي معني شود كه پوشاندن آن با بيرون آوردن بخشي از جامه‌ها تعارض نداشته باشد. در فقه سنتي زينت زن را تقريبا به تمام بدن زن تعميم مي‌دهند، همان گونه كه تمام بدن زن را عورت مي‌خوانند. اين تعاريف با نحوه‌ي كاربرد اين كلمات در قرآن هماهنگ نيست.
    بنا به دو گزاره‌ي مهم قرآني در مورد زينت زنان، «زن بايد زينت خود را از غير محارم بپوشاند» و «قواعد مي‌توانند لباسهاي خود را بدون تبرج زينت درآورند». تعريف زينت زنان بايد چنان باشد که با هر دو گزاره سازگار باشد.

    آیا زینت زنان چیزی جز تفاسیر رایج است؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآن


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۰۴ در ساعت ۲۱:۰۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ادامه بحث زینت زنان
    اختلاف فلسفه‌ي سنتي و قرآني لباس زنان: نقدي بر تفسير رايج از آيه‌ي قواعد

    فلسفه‌ي احكام پوشش زنان در قرآن با فلسفه‌ي آنچه امروزه «حجاب اسلامي» خوانده مي‌شود متفاوت است. در «جامعه‌ي اسلامي» به مفهوم امروزي آن، حجاب براي همه‌ي زنان الزامي است، اما احكام پوشش زنان در قرآن استثنا دارد. چنانکه اشاره شد، بر اساس حكم قرآن در آيه‌ي 60 سوره‌ي نور، گروهي از زنان به نام قواعد مي‌توانند لباسهاي خود را بدون تبرج زينت در آورند:

    و بر زنان قاعده‌اي كه رجاي نكاح ندارند باكي نيست اگر لباسهاي خود را بدون تبرج زينت در آورند، و اگر عفت جويند برايشان بهتر است، و خدا شنوا و داناست. (نور 60)

    اين نكته را نيز بايد در نظر بگيريم كه احكام پوشش زنان در قرآن خطاب به زنان مسلمان است، نه زنان غيرمسلمان يا اهل كتاب. امروزه گفته مي‌شود كه زنان غيرمسلمان نيز لازم است كه در «جامعه‌ي اسلامي» با «حجاب اسلامي» ظاهر شوند. اين در حالي است كه در جامعه‌اي كه پيامبر بر آن حاکم بود، حتي بعضي از زنان مسلمان نيز اجازه داشتند كه لباس كمتري داشته باشند.
    علاوه بر حكم قرآني قواعد، فقها معتقدند كه حجاب بر كنيزان نيز واجب نبوده است. مرتضي مطهري در اين باره مي‌گويد:
    «پوشيدن موي سر بر كنيزان واجب نبوده است و شايد رمز آن هم اين بوده است كه وضع كنيز معمولاً جالب و تحريك‌آميز نيست و مورد رغبت كسي واقع نمي‌شود و به علاوه كارشان خدمت بوده است».[1]

    اين حکم فقهي در قرآن نيامده است و مبتني بر روايات است.
    امروزه كنيزان در «جامعه‌ي اسلامي» حاضر نيستند تا بي‌حجابي احتمالي آنها استدلالات سنتي در فلسفه‌ي «حجاب اسلامي» را مخدوش كند. اصطلاح قواعد را هم مي‌توانيم چنان مبهم معني كنيم كه اين زنان نيز در عمل وجود خارجي نداشته باشند:

    «مقصود از قواعد كيانند؟ مقصود زنان سالخورده‌اي هستند كه از جنبه‌ي زن بودن بازنشسته شده‌اند، يعني ديگر از نظر جنسي مطلوب مرد واقع نمي‌شوند و لذا اميدي به ازدواج ندارند.»[2]

    تفسير سنتي فوق ايراداتي دارد:
    1. سالخوردگي و عدم مطلوبيت جنسي صفات نامعيني هستند. فرض كنيم كه بحث قواعد از حوزه‌ي نظري خارج شود و گروهي از زنان امروزه بخواهند اين حكم را در عمل اجرا كنند. بديهي است كه زمان سالخوردگي نامعين است و داشتن يا نداشتن جاذبه‌ي جنسي قابل اندازه‌گيري نيست. بنابراين تفسير فوق در عمل قابل اجرا نيست و صرفاً حل ذهني مسأله است. تا زماني كه اين بحث ذهني است مي‌توان از كلمات مبهم استفاده كرد. در کتاب مسأله‌ي حجاب از عبارات مبهم ديگري چون «زنان از پاافتاده» يا «زنان از کار افتاده» نيز استفاده شده است.

    2. قاعده به عنوان صفتي براي زنان در قرآن قرينه‌ي ديگري ندارد كه معني آن را روشنتر كند، اما قاعد به عنوان صفتي براي مردان در قرآن مكرراً به كار رفته است. قعود به معني نشستن است، اما در مورد مردان اصطلاحاً به معني «نشستن و به جنگ نرفتن» است (آل عمران 168، نسا 95، مائده 24، توبه 46، 81، 83، 86، 90). قعود مردان در هيچيك از اين آيات به معني سالخوردگي و بازنشستگي آنان نيست. اگر قاعد به معني پيرمرد و بازنشسته بود، امکان وجود چنين معنايي براي قاعده تقويت مي‌شد. قاعدان در برابر مجاهدان قرار دارند، نه در برابر جوانان.

    3. در قرآن واژه‌هاي عجوز، عقيم و عاقر به معني پيرزن و زن نازا به كار رفته است و اين خود از محتواي آيات مشخص است:

    گفت: واي بر من. آيا من فرزند مي‌آورم در حالي كه عجوزم و اين شوهرم پيرمرد است؟ اين چيزي عجيب است. (هود 72)
    پس زنش با فرياد جلو آمد و به صورت خود زد و گفت: «عجوزي عقيم» ؟! (ذاريات 29)
    گفت: خداوندا چگونه مرا پسري باشد در حالي كه بزرگسالي من رسيده است و زنم عاقر است؟ گفت: خدا اين گونه هرچه بخواهد مي‌كند. (آل عمران 40)

    اگر حتي معني كلمات عجوز، عقيم و عاقر را ندانيم مي‌توانيم آن را از متن قرآن حدس بزنيم. در آيه‌ي قواعد به پيري يا ناتواني زنان قاعده از فرزند آوردن تصريح نشده است. دو كلمه‌ي مورد استفاده در قرآن براي اشاره به پيرمرد و پيرزن شيخ و عجوز است، نه قاعد و قاعده.

    4. قاعدگي زنان در اصطلاح رايج امروزي آن نيز مترادف با سالخوردگي و ناباروري آنان نيست، بلكه بر عكس زناني قاعده مي‌شوند كه سالخورده و يائسه نباشند.
    بنا به لغتنامه‌ي عربي منجد الطلاب يكي از معاني اصطلاح «قعود زن»، «فقدان شوهر» است: قعدت المرأه = فقدت زوجها. زناني كه شوهر ندارند بر خلاف زنان سالخورده وضعيت معيني دارند و ابهامي در تعيين آنان وجود ندارد. به اين ترتيب حداقل سه معني براي زن قاعده مي‌توان در نظر گرفت: زن سالخورده (بنا به تفسير سنتي از قرآن)، زن در حال عادت ماهانه (بنا به اصطلاح امروزي)، و زن بدون شوهر. ممکن است اين اصطلاح معاني ديگري هم داشته باشد.
    اگرچه نمي‌توان با يقين معني قواعد را در اصطلاح قرآن تعيين كرد، اما به دلايل مختلفي مي‌توان نشان داد كه براي زنان قاعده، نداشتن شوهر محتملتر از پيري آنهاست و احتمالاً نحوه‌ي پوشش زنان نشانه‌اي از وضعيت تأهل آنان است. حتي امروزه در بسياري از جوامع مرسوم است كه زنان متأهل با علامتي تأهل خود را نشان مي‌دهند و به اين ترتيب مردان با نگاه ديگري با آنان برخورد مي‌كنند. در آيه‌ي 59 سوره‌ي احزاب از زنان خواسته شده است كه جلباب خود را به خود نزديك كنند[3] تا شناخته شوند و اذيت نشوند. از اين آيه مي‌توان برداشت كرد كه نحوه‌ي پوشيدن جلباب علامتي براي تمايز زنان است. در ضمن بايد توجه كرد كه اذيت در قرآن تنها به آن معني كه امروزه برداشت مي‌كنيم نيست. به عنوان مثال قرآن به مسلمانان مي‌گويد كه از مشركان و اهل كتاب اذيت بسياري خواهيد شنيد (آل عمران 186).
    در آيه‌ي قواعد، عبارت لايرجون نكاحا در ترجمه‌هاي سنتي به نااميدي پيرزنان از ازدواج تعبير مي‌شود. براي پيرزني كه شوهر دارد، تعيين زماني براي نااميدي او از ازدواج و کم کردن لباس معني ندارد. تعبير نااميدي از ازدواج اگر هم درست باشد براي زني قابل استفاده است كه شوهر نداشته باشد، و در اين صورت باز هم تأييد مي‌شود كه قواعد شوهر ندارند.
    در آيه‌ي 51 سوره‌ي احزاب اصطلاحي وجود دارد كه مي‌‌تواند به صورت غيرمستقيم در رمزگشايي از عبارت لايرجون نکاحا در آيه‌ي قواعد كمك كند. اين آيه را با آيه‌ي مرتبط قبل از آن در اينجا نقل مي‌کنيم:

    اي پيامبر، ما حلال كرديم برايت همسرانت را كه مزدشان را پرداختي، و مملوكاني كه خدا به تو غنيمت داده است، و دختران عمويت و دختران عمه‌هايت و دختران دايي‌ات و دختران خاله‌هايت كه با تو مهاجرت كردند و زن مؤمني كه خودش را به پيامبر ببخشد اگر پيامبر بخواهد او را به همسري بگيرد، خاص تو نه ديگر مؤمنان است. ما دانستيم آنچه را درباره‌ي همسران و مملوكانشان مقرر كرديم تا براي تو مشكلي نباشد. و خدا آمرزنده و مهربان است. (احزاب 50)
    هركدامشان را كه خواستي ارجا كن و هركدام را كه خواستي نزد خود مأوي ده، و بر تو باكي نيست كه هركدام را كه ترك كرده‌اي طلب كني. اين نزديكتر است كه چشمشان روشن شود و اندوهگين نشوند و همگيشان به آنچه به آنها داده‌اي خشنود شوند. وخدا آنچه را در دل شماست مي‌داند، و خدا دانا و بردبار است. (احزاب 51)

    معمولاً «ارجاي زنان» را در اين آيه به «عقب انداختن نوبت زنان» ترجمه مي‌كنند كه به دلايل زير بسيار نامعقول است:
    1. معقول نيست كه زنان با عقب افتادن نوبتشان چشمشان روشن شود و خوشحال و راضي شوند. ارجاي زنان بايد حاوي مفهوم رضايتبخشي براي آنان باشد.
    2. معمولا چيزي را به تأخير مي‌اندازند، نه كسي را. قرآن از ارجاي زنان سخن مي‌گويد، اما اين عبارت به ارجاي نوبت زنان ترجمه مي‌شود كه تغييري هرچند جزيي در اصل عبارت قرآني است. در قرآن در آيات 111 اعراف و 36 شعرا ذكر شده است كه فرعون، موسي و برادرش را ارجا كرد. مفهوم ارجا در اين آيات به «منتظر گذاشتن» نزديکتر است تا «عقب انداختن نوبت».
    3. اين احتمال وجود دارد كه تمام زنان نامبرده در آيه‌ي 50 در نكاح پيامبر نباشند. به خصوص گروه «دختران عمه‌ها و خاله‌ها و عمو و دايي» و « زن مؤمني كه خودش را به پيامبر ببخشد اگر پيامبر بخواهد او را به همسري بگيرد» اين احتمال را تقويت مي‌كند. نكاح پيامبر با همه‌ي اين زنان حلال است، اما لزوماً همه‌ي آنان در نكاح پيامبر نيستند. اگر زني در نكاح پيامبر نباشد، عبارت «عقب انداختن نوبت» براي او معني نمي‌دهد.
    4. مهمتر از همه اينكه كسي كه چند همسر دارد نمي‌تواند بين زنان خود تبعيض قايل شود و نوبت هركدام را كه بخواهد عقب بيندازد. قرآن تصريح دارد كه اگر بترسيد كه بين زنان عدالت را برقرار نكنيد يك همسر اختيار كنيد (نسا 3).



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ادامه از پست قبل

    اقامه‌ي قسط يکي از مهمترين تعاليم پيامبران است (حديد 25). پيامبري که عدالت را تعليم مي‌دهد، خود نمي‌تواند با زنانش ناعادلانه رفتار کند.
    با توجه به ايرادات فوق، به تأخير انداختن نوبت ترجمه‌ي درستي از ارجا به نظر نمي‌رسد. در اينجا احتمال ديگري براي معني ارجاي زنان بيان مي‌كنيم. همان گونه كه کلماتي چون ظهار و ايلاي زنان در قرآن مفاهيمي اصطلاحي دارند، اينكه ارجا و ايواي زنان در آيه‌ي 51 سوره‌ي احزاب نيز مفاهيمي اصطلاحي داشته باشد منتفي نيست.[4] در آيه‌ي قواعد از زناني كه «رجاي نكاح ندارند» نام برده شده است و در آيه‌ي اخير از «ارجا»ي زنان سخن رفته است. ارجا و رجا هردو از يك ريشه‌اند و در اين دو آيه در موضوع نكاح به كار رفته‌اند، بنابراين مي‌توانند به هم مرتبط باشند. رجا به معني انتظار داشتن است. معقولتر آن است كه ارجا در آيه‌ي 51 احزاب به معني در انتظار گذاشتن كسي باشد، نه به تأخير انداختن كسي. در انتظار نكاح با پيامبر بودن مي‌تواند باعث شادماني زنان شود، اما عقب افتادن نوبت آنها نمي‌تواند. «ايوا» نيز به معني مأوي دادن است. دو اصطلاح ارجا و ايوا مي‌تواند اشاره به دو مرحله از نكاح باشد كه طي آن زني در انتظار نكاح با مردي قرارمي‌گيرد (نامزد نكاح با او مي‌شود) و سپس به خانه‌ي او مي‌رود (نزد او مأوي مي‌گيرد). اين دو مرحله امروزه نيز رايج است. به اين ترتيب اصطلاح «زني كه رجاي نكاح ندارد» مي‌تواند به معني زني باشد كه مردي او را ارجا نکرده است. اگر اين حدسها درست باشد، باز هم اين احتمال تقويت مي‌شود كه قواعد مذکور در آيه‌ي 60 سوره‌ي نور در نكاح كسي نيستند و در انتظار نکاح با کسي هم نيستند. اگر اصطلاح قرآني النساء اللاتي لايرجون نکاحا را به زنان نااميد از ازدواج معني مي‌کنيم، بايد توجه داشته باشيم كه در اصطلاح قرآن مرد مي‌تواند زني را به نكاح اميدوار كند. از اين ديدگاه منطق قرآن را با توجه به دو آيه‌ي جلباب و قواعد مي‌توان اين گونه تعبير کرد که اگر زني در نکاح مردي باشد يا نامزد نکاح با مردي باشد، اين موضوع را با علامتي در پوشش نشان دهد تا کسي به عنوان همسر بالقوه به او نگاه نکند و براي او مزاحمت و دردسر ايجاد نشود. و از سوي ديگر به زني که شوهر يا نامزد ندارد اجازه داده شده است که با کاستن از لباس، زيبايي خود را بيشتر آشکار کند تا او را ببينند و بپسندند. اين منطق دست کم از منطقي که به بي‌حجابي کنيزان حکم مي‌دهد و دليل آن را خدمتكاري آنان استنباط مي‌كند قويتر است.
    تحليلهاي فوق قطعيت ندارد و صرفاً براي اين بيان مي‌شود كه نشان دهد اولاً ترجمه‌ها و تفاسير سنتي از اصطلاحات قرآن ايرادات منطقي دارد و ثانياً مي‌توان به كمك خود قرآن تفاسير ديگري از عبارات مبهم ارائه كرد که سازگاري بيشتري با منطق آيات داشته باشد. ما مستقيماً به جامعه‌ي حجاز در عصر نزول قرآن دسترسي نداريم تا معني دقيق بعضي از اصطلاحات و عبارات مبهم قرآن را تعيين کنيم و روي درستي آن قسم بخوريم . اختلاف نظر کارشناسان سنتي دين در بسياري از احکام فقهي نيز نشان مي‌دهد که آنها نيز راهي براي رسيدن به حقيقت محض ندارند. آنچه در اين بحث مسلم است اين است كه گروهي از زنان به نام قواعد با هر تفسيريكه از اين اصطلاح داشته باشيم- بنا به حكم قرآن مي‌توانند نسبت به ساير زنان لباس کمتري داشته باشند. اين حكم قرآن با عموميت آنچه امروزه «حجاب اسلامي» مي‌ناميم ناهمخوان است و در عمل هم در «جامعه‌ي اسلامي» قابل تحمل نيست.

    [1] مسأله‌ي حجاب، ص 161. البته اين توجيهات بسيار سست و نامعقول است. آيا امروزه اگر زني جذاب نباشد يا خدمتکار باشد مي‌تواند بدون حجاب در جامعه ظاهر شود؟ و آيا ميزان جذابيت و مطلوبيت جنسي زن قابل تعيين است؟ کنيزان در زن بودن و داشتن ويژگيهاي زنانه با زنان ديگر هيچ فرقي ندارند. رواياتي که پوشش زنان را از پوشش کنيزان متمايز مي‌داند جاي تأمل دارد و قائلان به اين نظريه نيز در چارچوب فلسفه‌اي که براي «حجاب اسلامي» قائلند، نمي‌توانند براي کاستن از پوشش کنيزان در «جامعه‌ي اسلامي» توضيح معقولي ارائه کنند.

    [2] مسأله‌ي حجاب، ص 152.

    [3] «به خود نزديك كنند» ترجمه‌ي تحت اللفظي و نه چندان دقيق «يدنين عليهن» است. در همان آيه صفت تفضيلي «ادني» به معني «نزديكتر» به كار رفته است. در ترجمه‌هاي فارسي قرآن، «يدنين عليهن» به عباراتي چون «بر خود فرو افكنند» و «بر خود فروپوشند» برگردانده شده است كه باز هم شکل جلباب و روش پوشيدن آن را به روشني مشخص نميكند. اما آنچه در آيه به روشني مشخص است اين است كه بخشي از فلسفه‌ي احكام پوشش زنان در قرآن، شناخته شدن آنان و جلوگيري از اذيت آنان است.

    [4] قرآن در آيات 4 احزاب و 2 و 3 مجادله از «ظهار» زنان سخن مي‌گويد. از همين آيات برداشت مي‌شود كه ظهار به معني اين است كه كسي زن خود را مادر خود بنامد و كفاره‌ي چنين سخني آزادي يك برده است. اصطلاح «ايلا»ي زنان نيز مانند اصطلاح ظهار است. بنا به آيه‌ي 226 بقره كساني كه زنان خود را ايلا مي‌كنند بايد چهار ماه انتظار بكشند. ايلا به معني سوگند دادن است، اما بنا به آنچه در تفاسير قرآن بيان مي‌شود اصطلاحا به معني سوگند مرد به ترك همبستري با زن است.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    به نام خدا
    با سلام
    در ابتدا لازم ميدانم از دوست بزرگوار جناب نوزاد بابت قرار دادن اين مقاله علمي تشكر كنم .
    در بحث هاي فقهي زماني كه از چگونگي يك حكم سخن مي رود ، منابع مختلفي مورد مداقه قرار ميگيرند .
    از طرف ديگر در بحثهاي تفسيري نيز بايد بصورت دقيق در بررسي لغات - ريشه ، ابواب بكار رفته ، اشتقاقات لغوي و...- و ارد شد آنگاه به لوازم ديگر تفسير نيز ملزم بود تا بتوانيم برداشت صحيحي از آيات الهي داشته باشيم و دست كم براي يافتن مراد الهي از آيه مذكور ، حجت بر ما تمام شده باشد .
    تنقيح مطالب ، تاريخ صدر اسلام ، روايات رسيده در بابي خاص همگي براي بدست آوردن يك تفسير روشن و صحيح مورد نياز است تا از تحميل نظرات شخصي به قران كريم مصون باشيم اما در اظهار نظرات باب نقد و پرسش كاملا باز است همانگونه كه در ميان علما نيز مطالب علمي - در هر موضوعي : تفسير ، فقه ، اصول ، كلام و ...-مورد نقد جدي قرار ميگيرند .
    لذا در بيان مصداق دقيق زينت كه در مقاله فوق آورديد ، براي يافتن پاسخ دقيق و صحيح به تحليل و نقد مقاله ميپردازيم .ان شاءلله


    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    451
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اندام ها شامل: سر و سينه و گوش و پايين تر از ناف زنان .
    دستها به جز مچ
    بايد پوشانده شوند.
    خدايا ما را ببخش و بپذير

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ممنون از پاسختان
    آقای بهجت لطف کنید با دلیل حرف بزنید تا موضوع مورد بحث مستند دنبال شود


  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    به نام خدا
    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    ابهام در معني زينت آن را در معرض تحريف از موضع مورد نظر قرآن قرار مي‌دهد.
    البته در طي پاسخي كه ان شالله قرار خواهيم داد بيان خواهد شد كه تحريف معنايي در اين موضوع صورت نگرفته وانگهي در بسياري از كلمات و مفاهيم قراني ممكن است اتفاق نظر وجود نداشته باشد و يا ابهامي براي ما وجود داشته باشد اما رجوع به تفسير و بيان اصيل و راهنمايي قران كريم و مراجعه به مبين اصلي قران ، راهگشاست .
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    زينت چيزي است كه براي تزيين چيز ديگري به كار مي‌رود. نزديكترين معني زينت زن با توجه به كاربرد امروزي آن زيورآلات و آرايش زن است، يعني آنچه زن براي افزودن زيبايي خود به كار مي‌برد. اما انتخاب اين معني براي زينت در آيه‌ي فوق منطقي نيست، چرا كه اگر زن از هيچ زيورآلات و آرايشي استفاده نكرده باشد چيزي براي پنهان كردن ندارد و برهنه شدن زن منجر به آشكار شدن زينت نخواهد شد.
    خليل ابن احمد فراهيدي در كتاب العين درباره زينت ميگويد :
    " زيبايي نقيض زشتي است ... و زينت هر آنچه را بواسطه آن آیاسته شود در بر دارد " 1
    فخر رازي نيزدرباره زينت مي گويد :
    " بدان ! زينت نامي است بر زيبايي هاي مخلوق كه خداوند آفريده و همينطور به آنچه انسان بوسيله آن آراسته و مزين ميشود ، مثل لباس و .. اطلاق مي شود "2
    بايد توجّه داشت كه معناى «زيور» در فارسى با «زينت» در عربى متفاوت است،هرچند اين دو لفظ، در عنوان و مصداق، خاص و عام به‏حساب مى‏آيند؛ زيرا هرزيورى زينت است، ولى هر زينتى مصداق زيور نيست.
    زيور در فارسى به اشيا و امور زايد، عرَضى و منفصل گفته مى‏شود؛ مانند: طلا، جواهر و آرايش زنانه؛ و زينت بر هر چيزى كه مهيّج بوده و توجّهديگران را جلب كند و موجب رغبت شود، اطلاق مى‏گردد. از لباس و آرايش گرفتهتا مو و صورت و ديگر اعضاى بدن زن، همه از مصاديق زينت است، اگر چه بعضى ازاين‏ها از مصاديق زيور نيست؛ پس خداوند در اين آيه مى‏فرمايد: زن بايد هرقسمتى از بدن خود را كه مورد توجّه و رغبت قرار مى‏گيرد و مهيّج استبپوشاند، مگر آن قسمتى كه به طور قهرى و طبيعى آشكار و نمايان است.

    بنابراين زينت صرفا به زيور اطلاق نميشود و نقد شما يا نويسنده مقاله بر معناي زينت وارد نمي باشد .





    __________________
    1- العين ، ج 7 ، ص 387
    2- فخر رازي ، تفسير الكبير ، ج 23 ، ص 205




    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    ديده مي‌شود كه معني زينت در فقه سنتي دقيقاً روشن نيست
    نوزاد گرامي ! منظور شما بطور دقيق از فقه سنتي چيست ؟ منظور شما فقه برگرفته از سنت و سيره اهل بيت (ع) است يا منظورتان فقهي غير علمي است ؟ لطفا اين مورد را مشخص بفرماييد زيرا براي ادامه بحث ضروري است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    در تعيين معني زينت در قرآن، معمولاً آيه‌ي 60 سوره‌ي نور در نظر گرفته نمي‌شود، آيه‌اي كه از رفتاري نامتعارف سخن مي‌گويد. اين آيه به گروهي از زنان به نام «قواعد» اشاره دارد كه بنا به قرآن مي‌توانند لباسهاي کمتري داشته باشند، اما نكته‌ي قابل تأمل اين است كه اين گروه از زنان نيز از ظاهر كردن زينت منع شده‌اند: و بر زنان قاعده‌اي كه رجاي نكاح ندارند باكي نيست اگر لباسهاي خود را بدون تبرج زينت در آورند، و اگر عفت جويند برايشان بهتر است، و خدا شنوا و داناست. (نور 60) زنان قاعده نيز مجاز نيستند كه زينت خود را ظاهر كنند و در عين حال مي‌توانند جامه‌هاي خود را در آورند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    زنان قاعده نيز مجاز نيستند كه زينت خود را ظاهر كنند و در عين حال مي‌توانند جامه‌هاي خود را در آورند. اين دو عمل با توجه به تعريف فقهي زينت سازگار نيستند. كساني كه تمام بدن زن را زينت مي‌دانند و قائل به پوشش كامل زن هستند، بايد بپذيرند كه زنان قاعده مي‌توانند حداقل چادر خود را در آورند. در اين صورت ناگزير تمام آنچه اين گروه زينت پنهان زن مي‌دانند آشکار مي‌شود. اين تناقض براي گروه دوم نيز وجود دارد. اين گروه مي‌گويد زينت آشكار زن به صورت و دستهاي او محدود مي‌شود و فراتر از آن زينت پنهان زن است. با اين حال از نظر اين گروه، قواعد مي‌توانند بخشي از لباسها از جمله روسري خود را بردارند. البته چنين رفتاري در عمل متعارف نيست و فقط در تئوري مطرح مي‌شود. اگر زنان قاعده با برداشتن روسري همچنان زينت خود را ظاهر نكرده باشند، بايد بپذيريم كه اطلاق زينت يا موضع زينت به سر درست نيست. زينت زنان در قرآن بايد به گونه‌اي معني شود كه پوشاندن آن با بيرون آوردن بخشي از جامه‌ها تعارض نداشته باشد. در فقه سنتي زينت زن را تقريبا به تمام بدن زن تعميم مي‌دهند، همان گونه كه تمام بدن زن را عورت مي‌خوانند. اين تعاريف با نحوه‌ي كاربرد اين كلمات در قرآن هماهنگ نيست.
    همه ي اشتباه شما - يا نويسنده مقاله - از اينجا ناشي شده است كه واژه "غير متبرجات" را در آيه و دقيقا در كنار كلمه"زينة" كان لم يكن تلقي نموده ايد در صورتي كه اين واژه بوضوح قيدي صريح براي زينت است .
    همچنين اين دو قيد و توضيح در كنار حكم" ان يضعن ثيابهن " نشانده اين است كه قواعد با كنار نهادن لباس - البته توضيح خواهيم داد منظور از ثياب چه چيزي است و چه بخشي از لباس را شامل مي شود - نبايد زينتي كه در زير آن دارند را با تبرج آشكار كنند .
    توضيح اينكه زنان قواعد مجاز به در آوردن همه لباسهايشان نيستند بلكه صرفا چادر - البته مصاديق مختلفي در روايات ذكر شده مثلا در يك روايت آمده چادر و مقنعه و در روايت ديگر با تاكيد بيان نموده كه تنها چادر - را ميتوانند در نزد غير محارم در آورند ، آنچه در زير چادر وجود دارد نبايد نسبت به آن تبرج نمايند يعني لباسي كه در زير چادر بر تن دارند نبايد تبرج داشته باشد . شايد ديده باشيد برخي زنان بسيار سالخورده عادتا اندكي از جلوي موهايشان بيرون است اين بخش از موي سر زينت زن است اما نبايد آنرا با رنگ و حنا و ... تبرج نمايند . لذا توجه به قيودي كه در اين آيه شريفه بكار رفته است دقيقا نوع پوشش زنان قواعد را مشخص ميكند و مغايرتي با بخشهاي يا آيات ديگر ندارد .


    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث زنان نمایش پست

    بنابراين زينت صرفا به زيور اطلاق نميشود و نقد شما يا نويسنده مقاله بر معناي زينت وارد نمي باشد .


    با سلام. ممنون از پاسختان. اما دوست من اگر توجه کنید من هرگز زینت را همان زیور معنا نکرده ام. قصد من این است که همه احتمالاتی که برای معنای زینت وجود دارد بررسی کنم و جواب دهم. دیدید که نوشتم معنای زینت جواهر آلات نمیتواند باشد و نقد شما به این نوشته خودم را جایز نمیدانم. چرا که در نهایت باز به نتیجه من رسیده اید

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث زنان نمایش پست

    نوزاد گرامي ! منظور شما بطور دقيق از فقه سنتي چيست ؟ منظور شما فقه برگرفته از سنت و سيره اهل بيت (ع) است يا منظورتان فقهي غير علمي است ؟ لطفا اين مورد را مشخص بفرماييد زيرا براي ادامه بحث ضروري است .

    منظور من از فقه سنتی یعنی فقهی که در جامعه جریان دارد و به نام فقه اسلامی معرفی میشود. یعنی فقه رایج که بخشهای زیادی در تضاد با قران دارد و هرگز مورد تایید سنت پیامبر و اهل بیت ایشان نیست. البته امیدوارم این دیدگاه من خللی در ادامه بحثمان ایجاد نکند. من تنها عیده شخصی ام را در باب فقه سنتی نوشته ام. بسیاری از احکام فقهی که امروزه اجرا میشود در تضاد صریح با قرآن است که قصد من بررسی آنها نیست. لطفا به ادامه بحث فکر کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث زنان نمایش پست

    همه ي اشتباه شما - يا نويسنده مقاله - از اينجا ناشي شده است كه واژه "غير متبرجات" را در آيه و دقيقا در كنار كلمه"زينة" كان لم يكن تلقي نموده ايد در صورتي كه اين واژه بوضوح قيدي صريح براي زينت است .

    اتفاق برداشت شما را از نوشته هایم صحیح نمیدانم. من هم غیر متبرجات را میخواهم در کنار زینت با هم ببینم. خیلی چیزها میتواند طبق آیه بالا زینت محسوب شود اما این زینت لباس زیر یا چیزی که شما گفته اید به هیچ وجه نمیتواند باشد. لباس زیر چادر خودش به تنهایی پوشش است و چادر چیز اضافی و عرف جوامع اسلامی است. کسی که لباس مناسب پوشیده حتی اگر روی آن چادر نپوشد از نظر قرآن هیچ اشکالی ندارد. قرآن میگوید بخشی از لباس را میتوانند در آورند به شرطی که زینتشان آشکار نشود. شما میگویید این بخش باید چادر باشد و دلیلی از قرآن ندارید.


    ممنونم ولی زینت چیز دیگری است


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    حال که با آیه قواعد نمیتوان زینت را مشخص کرد، موضوع را با بیان چند نکته دیگر در مورد حجاب پی میگیرم
    مکالمه با زنان از پشت حجاب



    كاربرد سنتي كلمه‌ي حجاب با كاربرد قرآني آن تفاوت دارد. در فرهنگ امروز مسلمانان حجاب به معني پوشش شرعي زن در برابر مرد بيگانه است. حجاب در قرآن چنين معنايي ندارد، اما رواج اصطلاح حجاب مي‌تواند با كاربرد اين كلمه در آيه‌ي 53 سوره‌ي احزاب مرتبط باشد. در اين آيه‌ از مسلمانان خواسته شده است كه اگر از زنان پيامبر متاعي مي‌خواهند، از پشت حجاب بخواهند:



    اي كساني كه ايمان آورديد، به خانه‌هاي پيامبر داخل نشويد، مگر آنكه براي غذايي به شما اجازه داده شود، بي‌آنكه انتظارش را بكشيد. ولي چون دعوت شديد داخل شويد و چون غذا خورديد پراكنده شويد و به صحبت ننشينيد. اين عمل پيامبر را رنج مي‌دهد و او از شما شرم مي‌كند، اما خدا از حقگويي شرم نمي‌كند. و چون از آنان متاعي خواستيد، از پشت حجاب بخواهيد. اين كار براي دلهاي شما و دلهاي آنان پاكتر است. و نبايد رسول خدا را بيازاريد و نبايد پس از او هرگز با زنانش نكاح كنيد كه اين كار نزد خدا گران است. (احزاب 53)



    «آنان» در آيه‌ي فوق اشاره به زنان پيامبر است و در متن عربي به صيغه‌ي مؤنث بيان شده است. اين حكم در ابتدا غيرعادي به نظر مي‌رسد، اما براي درك اين حكم غيرعادي بايد رسم غيرعادي مسلمانان را در ورود به خانه‌ي ديگران در نظر بگيريم. منع مسلمانان از ورود بي‌اجازه به خانه‌ي ديگران در آيات ديگري از سوره‌ي نور نيز بيان شده است:



    اي كساني كه ايمان آورديد، به خانه‌اي غير از خانه‌ي خودتان وارد نشويد مگر آنكه اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام كنيد. اين به خير شماست اگر پند گيريد. (نور 27)

    و اگر كسي در آن نيافتيد، داخل نشويد تا به شما اجازه داده شود، و اگر به شما گفته شد برگرديد، برگرديد كه براي شما پاكتر است. و خدا به آنچه مي‌كنيد داناست. (نور 28)



    البته بنا به قرآن، اجازه گرفتن فقط به غريبه‌ها مربوط نمي‌شود و محارم نيز در زمانهاي خاصي ملزم به اجازه گرفتن هستند.



    اي كساني كه ايمان آورديد، بايد مملوكان شما و كساني كه به بلوغ نرسيده‌اند سه بار از شما اجازه بگيرند: قبل از نماز صبح، و هنگام ظهر كه لباستان را در مي‌آوريد، و بعد از نماز عشا كه سه عورت براي شماست. بعد از اين بر شما و آنها گناهي نيست كه گرد يكديگر بگرديد. خدا اين گونه آيات را براي شما تبيين مي‌كند. و خدا عليم و حكيم است. (نور 58)



    يكي از نكاتي كه در تحليل آيات پوشش بايد در نظر گرفته شود اين است كه فرهنگ اعراب معاصر پيامبر در معاشرت اجتماعي، فرهنگي بدوي و عاري از ادب است. عدم رعايت ادب در معاشرت مسلمانان با پيامبر نيز به چشم مي‌خورد:



    كساني كه از پشت اتاقها تو را صدا مي‌زنند بيشترشان نابخردند.

    و اگر صبر مي‌كردند تا به نزدشان بيرون آيي برايشان بهتر بود، و خدا آمرزنده و مهربان است. (حجرات 4 و 5)



    از آيات سوره‌ي نور بر مي‌آيد كه مسلمانان خانه‌ي ديگران را مانند خانه‌ي خود مي‌دانسته‌اند و بدون اجازه به حريم خصوصي يكديگر وارد مي‌شده‌اند:



    «در فرهنگ اعراب، درِ خانه‌ها هميشه باز بوده است و اجازه گرفتن بين اعراب متداول نبوده است و آنان سرزده و بدون اطلاع قبلي وارد خانه‌هاي يكديگر مي‌شده‌اند.»[1]



    از آيه‌ي 53 سوره‌ي احزاب پيداست كه مسلمانان اين ادب اجتماعي را در ورود به خانه‌ي پيامبر نيز رعايت نمي‌كرده‌اند. چنين فرهنگي امروزه غريب و غير قابل تحمل است. در خانه زن ممكن است كاملاً برهنه باشد يا زن و شوهر در وضعيتي باشند كه نتوانند كسي را بپذيرند، از اين رو قرآن مي‌گويد «اگر گفته شد برگرديد، برگرديد كه براي شما پاكتر است». توضيح بيشتر را از كتاب مسأله‌ي حجاب بيان مي‌كنيم:



    دستور حجاب كه در اين آيه است غير از دستور پوشش است كه مورد بحث ماست. دستوري كه در اين آيه ذكر شده است راجع به سنن خانوادگي و رفتاري است كه انسان بايد در خانه‌ي ديگران داشته باشد. طبق اين دستور مرد نبايد وارد جايگاه زنان شود، بلكه اگر چيزي مي‌خواهد و مورد احتياج اوست بايد از پشت ديوار صدا بزند. اين مسأله ربطي به بحث پوشش كه در اصطلاح فقه نيز تحت عنوان ستر، نه حجاب، ناميده مي‌شود ندارد.[2]



    البته امروزه اصطلاح حجاب در ميان فقها نيز مانند ساير مردم رايج است و در رساله‌هاي احكام فقهي نيز از واژه‌ي حجاب براي اشاره به پوشش شرعي زنان استفاده مي‌شود.

    حجاب در قرآن به معني پرده است، اما اين پرده جامه‌اي براي زن نيست، بلكه حريم او را در خانه مشخص مي‌كند. در عصر پيامبر رسم نبود كه اين حريم رعايت شود. حجاب در آيه‌ي 53 سوره‌ي احزاب را مي‌توان به درِ خانه يا درِ اتاق يا به تعبير مرتضي مطهري به ديوار نيز تعبير كرد بدون اينكه در معني آيه تغييري حاصل شود، يعني مي‌توانيم به مردان بگوييم از پشت در درخواست خود را بيان كنند. اما حجاب سنتي را نمي‌توان با درِ خانه يا ديوار جايگزين كرد. اگرچه از آيه‌ي حجاب مستقيماً در تعيين حدود پوشش زنان استفاده نمي‌شود، اما بدون توجه به رسوم عصر پيامبر مي‌توان از اين آيه براي تجويز پرده‌نشيني زنان استفاده كرد. با اين حال مقايسه‌ي حجاب سنتي با كاربرد قرآني كلمه‌ي حجاب وارونگي اين دو را نسبت به يكديگر نشان مي‌دهد:



    1. آيه‌ي حجاب مربوط به داخل خانه است، حال آنكه در اصطلاح سنتي حجاب عمدتاً مربوط به خارج از خانه است. زن در خانه آمادگي مواجهه‌‌‌ي غيرمنتظره با بيگانگان را ندارد، در صورتي كه زن در هنگام خروج از خانه براي مواجهه با ديگران آماده شده است.

    2. قرآن مؤمنان را به رعايت حجاب دعوت مي‌كند، نه زنان پيامبر را، يعني روي سخن آيه در رعايت حجاب مردان هستند. با اين حال حفظ حجاب در اصطلاح سنتي وظيفه‌ي زنان است.



    ادامه دارد...




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود