صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نفس با روح چه تفاوتي دارد ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۶
    نوشته
    303
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    22 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نفس با روح چه تفاوتي دارد ؟




    نفس چيست و چه تفاوتي با روح دارد ؟ آيا هردوي اين کلمات بارمعنايي يکسان دارند ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۰/۲۶ در ساعت ۱۹:۲۱
    يارب نظر تو برنگردد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    نفس چيست و چه تفاوتي با روح دارد ؟ آيا هردوي اين کلمات بارمعنايي يکسان دارند ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    تفاوت میان روح و نفس چیست؟
    نفس عبارت از قوه ای است که در جسم موجود است یا به آن تعلق می گیرد و منشأ آثار گوناگون است.
    توضیح:برخی اجسام دارای آثاری می باشند که به صورت یکنواخت از آن ها ظهور می یابند، مثلاً آتش همواره دارای اثر سوزندگی یا ایجاد حرارت است. یخ همواره سرد و خورشید همیشه سوزان است و نور افشانی می کند.
    بنابراین آثار این اجسام به صورت یکنواخت ظاهر می گردد.
    اجسام دیگری هستند که آثار یکنواختی ندارند، مثلاً انسان گاهی نشسته است و گاهی ایستاده؛ زمانی می خندد و زمانی می گرید؛ هم چنین دارای ادراکات متفاوتی است و این آثار از خاستگاه واحدی سرچشمه می گیرد که نام آن را نفس می گذاریم.
    پس نفس امری است که منشأ آثار مختلف و ناهمگون در جسم می شود.
    دربارة تفاوت میان روح و نفس می توان گفت:روح و نفس از نظر فلسفی در بعضی کاربردها تفاوت دارد؛ زیرا اگر آن را به عنوان موجودی مجرد از ماده در نظر بگیریم، از آن تعبیر به روح می شود، اما اگر موجود مجردی باشدکه ارتباط و اضافه و تعلق به بدن دارد، از آن تعبیر به نفس می شود.
    نفس جوهری است که ذاتاً مجرد است، ولی در عمل مادی می باشد، یعنی هر چند از جنس ماده نیست، ولی افعال خود را از طریق ابزارهای مادی انجام می دهد، مانند دانش هایی که انسان ها کسب می کنند که با استفاده از اندام حسی صورت می پذیرد. و برای مثال تصور ان میتواند در عالم مثال باشد که امام صادق ( ع ) فرمود هنگامی که خداوند مومن را قبض روح می کند او را در قالبی همانند دنیا قرار می دهد که با آن می خورد می آشامد و اگر تازه وارد آشنایی بیاید، او را در همان شکل که در دنیا بوده است، می شناسد .
    ولی امام در مورد روح فرموده اند که روح را نتوان به سنگینی و سبکی توصیف کرد و روح جسمی رقیق مي‌باشد که قالب غلیظی را چون جامه در برنموده است.
    سؤال شد، آیا روح بعد از خروج از بدن متلاشی مي‌شود؟
    امام فرمود: نه، تا روزی که در صور دمیده شود، همچنان روح باقی و پایدار است.(قبض روح، ص22، به نقل از تفسیر صافی)
    روح ذاتاً و فعلاً مجرد است، یعنی ماده نیست و در کنش ها و فعالیت هایش نیازمند به ابزار مادی نمی باشد.
    البته معمولاً نفس و روح به صورت مترادف به کار می روند و توجهی به تفاوت بین این دو نمی شود.
    اختلافی که میان نفس و روح بیان شد، اختلاف فلسفی است، اما در بحث های اخلاقی معنای نفس غالباً به حالت ها وگرایش های درونی انسان ها و یا قوه ای که درون انسان وجود دارد، اطلاق می شود، ما نند نفس اماره، لوامه، راضیه و مطمئنه
    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۰/۲۷ در ساعت ۰۴:۳۳
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط نتگرد نمایش پست
    نفس چيست و چه تفاوتي با روح دارد ؟ آيا هردوي اين کلمات بارمعنايي يکسان دارند ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    به نام خدا

    برای اینکه با مفهوم نفس و روح آشنا شویم باید به منابعی مانند قرآن و روایات مراجعه کنیم. اما ابتدا این توضیح لازم است که بعضی از واژه ها پس از ورود به فرهنگ فارسی معانی جدیدی پیدا می کند.
    روح از جمله این واژه هاست که در فرهنگ قرآن نام فرشته ای مقرب و بالاترین ملائک از نظر مقام است و احیاناً همان حضرت جبرئیل است.
    "تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر" (قدر/4).
    (فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از هر امری فرود می آیند).
    و در جای دیگر می فرماید: "
    يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ" (نحل/2).
    (فرشتگان را با روح به امرش بر هر که از بندگانش بخواهد فرو می فرستد تا آنان دیگران را بیم دهند که هیچ معبودی جز من نیست پس از من پرواکنید).

    و در پاسخ این مسأله می فرماید: "
    وَ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ مَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً" (اسراء/85).
    (از تو در باره روح می پرسند. بگو روح از امر پروردگارم است و شما از علم جز اندکی بهره نبرده اید).

    پس با توجه به این آیات و آیات دیگری که از روح سخن گفته است، این روح غیر از روحی است که ما به عنوان جان انسان از آن یاد می کنیم.

    و اما نفس در فرهنگ قرآن به شخص انسان اطلاق می شود که منظور از آن هر موجود با شعور و زنده است که روزی خواهد مرد. برای همین می فرماید: "کل نفس ذائقة الموت" (آل عمران 185).
    (هر شخصی مرگ را خواهد چشید).

    و اما در باره جان آدمی در جای دیگر توضیحاتی عرض کرده ام که امیدوارم مطالعه آن مفید باشد.

    موفق باشید

    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی نمایش پست
    به نام خدا


    روح از جمله این واژه هاست که در فرهنگ قرآن نام فرشته ای مقرب و بالاترین ملائک از نظر مقام است و احیاناً همان حضرت جبرئیل است.

    "تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر" (قدر/4).

    (فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از هر امری فرود می آیند).

    و در جای دیگر می فرماید: "
    يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ

    عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ" (نحل/2).

    (فرشتگان را با روح به امرش بر هر که از بندگانش بخواهد فرو می فرستد تا آنان دیگران را بیم

    دهند که هیچ معبودی جز من نیست پس از من پرواکنید).

    موفق باشید
    با عرض سلام خدمت استاد گرامی در تائید حرف شما باید به صحبت علامه را نیز اضافه کرد تا مطلب بیشتر روشن شود علامه میفرمایند که خداى سبحان براى روشن كردن و واضح نمودن حقيقت روح اين را نيز فرموده
    " قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ" « بگو اى پيامبر هر كه با جبرئيل دشمن است [با خدا دشمن است‏] زيرا او به فرمان خدا قرآن را به قلب پاك تو رساند. سوره بقره، آيه 97» و در جاى ديگر همين جبرئيل را روح الامين خوانده و آورنده قرآنش ناميده و فرموده:" نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ" « جبرئيل (روح الامين) نازل گردانيد و آن را بر قلب تو فرود آورده تا به حكمت و اندرزهاى آن خلق را متذكر ساخته و از عقاب خدا بترسانى (و مردم را) به زبان عربى فصيح (هدايت كنى). سوره شعراء، آيه 195» و نيز فرموده:" قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ" « بگو روح القدس از ناحيه پروردگارت آورده. سوره نحل، آيه 102» و روح را كه به وجهى غير ملائكه است به جاى جبرئيل كه خود از ملائكه است آورنده قرآن دانسته است، پس معلوم مى‏شود جبرئيل آورنده روح است و روح حامل اين قرآن خواندنى است.

    از همين جا آن گره و مشكلى كه در آيه" وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا" « و همين گونه ما روح خود را به فرمان خويش براى وحى به تو فرستاديم. سوره شورى، آيه 52» بود حل مى‏شود، و معلوم مى‏گردد كه مراد از" وحى روح" در آيه مزبور نازل كردن روح القدس است به رسول خدا (ص)، و نازل كردن روح القدس براى آن جناب همان وحى قرآن است به او، چون همانطور كه بيان شد حامل قرآن روح القدس است، پس اجبارى نيست كه ما هم مانند بعضى كه در چند سطر قبل نقل كرديم مراد از روح را در آيه شريفه قرآن بگيريم.

    و اگر نسبت وحى را به روح داد و فرمود روح را به تو وحى كرديم با اينكه روح از موجودات عينى و از اعيان خارجى است و وحى به معناى كلام پنهان است، از اين باب است كه اين سلسله از موجودات يعنى ارواح كه موجوداتى طاهر و مقدسند همانطور كه موجوداتى مقدس از خلق خدا هستند يكى از كلمات خداى تعالى نيز هستند همانطورى كه در قرآن عيسى بن مريم را كلمه خدا ناميده و فرموده:" وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ".
    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۰/۲۸ در ساعت ۰۰:۲۸
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    132
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    با سلام
    آقای بیطرف آیا باز هم با توضیحاتی که جناب پاسخگو دادند خیال میکنید این روح است که هنگام مرگ قبض میشود؟ اگر نه پس آیا میشود مهر بطلان به روایات مذکور در پست اولتان زد؟



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    چند سئوال

    1- ایا روح یگانه است یا چند گانه یعنی هر انسانی یک روح مستقل دارد یا همه انسانها دارای یک روح هستند ؟

    2- روح انسان گناهکار قبل از مرگ معذب است یا بعد ازمرگ معذب میشود ؟

    3-روح با فرشتگان مترادف است یا خلقت دیگری دارد ؟

    خدایا مرا آن ده که آن به


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نوزاد نمایش پست
    با سلام
    آقای بیطرف آیا باز هم با توضیحاتی که جناب پاسخگو دادند خیال میکنید این روح است که هنگام مرگ قبض میشود؟ اگر نه پس آیا میشود مهر بطلان به روایات مذکور در پست اولتان زد؟
    با عرض سلام
    به نظر بنده هنگام مرک روح و نفس هردو قبض میشوند و روح به عنوان امانت در اخر کار به خداوند تحویل میشود و انسان با هرنفسی که مرده محشور میکردد ( به این معنا که هر چه توانسته از روح توشه بکیرد همان خواهد بود) یعنی در اخرت انسان یکی از این نفسها است نفس امّاره 2.. نفس لوّامه 3.. نفس ناطقه 4.نفس عاقله 5.نفس مطمئنّه 6.نفس راضيه 7.نفس مرضيّه و طبق فرموه قران که میفرماید «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها» در کتب لغت در ذیل ماده توفی آمده است که وقتی تمام چیزی گرفته شود این واژه به کار می رود. تمام هویت انسان که روح است به خداوند برمیگردد طبق ایه اناالله و انا إليه راجعون‏ ایا تا به حال به سوره نور ایه 35 از دریجه ایه اناالله و انا إليه راجعون‏ نگاه کرده اید و دلیل وَنَفَختُ فيهِ مِن روحى سوره : النور آیه : 35

    اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

    خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانی است که در آن ، چراغی باشد ، آن چراغ درون آبگينه ای و آن آبگينه چون ستاره ای درخشنده از روغن درخت پر برکت زيتون که نه خاوری است و نه باختری افروخته باشد روغنش روشنی بخشد هر چند آتش بدان نرسيده باشد نوری افزون بر نورديگر خدا هر کس را که بخواهد بدان نور راه می نمايد و برای مردم مثلهامی آورد ، زيرا بر هر چيزی آگاه است

    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۰/۲۸ در ساعت ۱۰:۵۰
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد981 نمایش پست
    سلام

    چند سئوال

    1- ایا روح یگانه است یا چند گانه یعنی هر انسانی یک روح مستقل دارد یا همه انسانها دارای یک روح هستند ؟

    2- روح انسان گناهکار قبل از مرگ معذب است یا بعد ازمرگ معذب میشود ؟

    3-روح با فرشتگان مترادف است یا خلقت دیگری دارد ؟
    با عرض سلام
    1به نظر بنده هر انسانی داری روح جداگانه هستند که از یک روح یگانه امده
    2به نظر بنده عذاب برای نفس است نه روح
    3 روح خلقت دیگری است
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد981 نمایش پست
    سلام

    چند سئوال

    1- ایا روح یگانه است یا چند گانه یعنی هر انسانی یک روح مستقل دارد یا همه انسانها دارای یک روح هستند ؟

    2- روح انسان گناهکار قبل از مرگ معذب است یا بعد ازمرگ معذب میشود ؟

    3-روح با فرشتگان مترادف است یا خلقت دیگری دارد ؟
    به نام خدا
    سلام علیکم
    با تشکر از شما و جناب بیطرف بنده نیز به حسب وظیفه نظر خود را بیان می کنم.

    1- همانطور که عرض شد انسان یک حقیقت وجودی و یک شخصیت و یک عینیت بیشتر ندارد و آن حقیقت وجودی انسان یعنی روح اوست که با تعابیر مختلف از آن یاد می شود. مثل جان، قلب، عقل، روح، نفس و غیره. همه این ها یک عینیت بیرون از ذهن بیشتر نیست و بدن و سایر تعلقات وابستگی های موقت است.

    این نکته نا گفته نماند که آنچه در باره روح از نظر قرآن توضیح داده شد صرفاً برای این بود که بدانیم این لفظ یک مشترک لفظی است و روحی که در قرآن از آن یاد شده غیر از روحی انسان است که در فارسی و سایر زبان ها رایج است.
    علاوه بر این لفظ روح گاهی به یک معنای انتزاعی اطلاق می شود که صرفاً وجودی ذهنی است و عینیت خارجی ندارد. مثلاً گاهی می گوییم روح عدالت، روح محبت، روح همبستگی و امثال آن. مشخص است که چنین اموری روح ندارد اما برای بیان وجود اصل و ریشه ی این امور از آن به روح تعبیر می شود.

    پس سه معنا برای روح مشخص شد یکی معنای قرآنی که همان روح القدس یا جبرئیل علیه السلام است.
    دیگری به معنای جان انسان.
    و سوم حقیقتی انتزاعی برای بعضی از مور و اشیاء.

    حال با توجه به این مطالب عرض می کنیم که انسان یک جان بیشتر ندارد که گاهی از آن تعبیر به روح می شود. و اگر ابعاد دیگری از انسان به روح تعبیر شود مفاهیمی انتزاعی است.
    به علاوه انسان یک نفس بیشتر ندارد که همان روح و جان اوست و اگر صفات مختلفی به آن نسبت داده می شود نه به خاطر تعدد آن بلکه به خاطر حالات مختلف آن است. زیرا نفس انسان متحول و منقلب می شود به همین خاطر به آن قلب هم می گویند.
    و همین روح انسان است که گاهی فکر و عقیده و ذهن را به چیزی پایبند می کند به همین خاطر به آن عقل می گویند.

    پس اینطور نیست که انسان چند نفر باشد و این نفرات در برابر یکدیگر قرار بگیرند. بلکه یک نفر و یک وجود است و همین یک حقیت گاهی خودش را امر به بدی می کند و می شود نفس امّاره، یا خود را ملامت می کند و می شود نفس لوّامه و ...

    2- مسلم است که بعضی از انسان ها به سبب بعضی از اعمال در همین دنیا دچار عذاب هایی می شوند ولی بعضی از اعمال آنان هم در دنیا عذاب دارد و هم در آخرت. یعنی هم قبل از مرگ و هم بعد از مرگ.
    مثلاً می فرماید:
    "
    فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ" (آل عمران 56).
    (اما کسانی که کافر شدند هم در دنیا و هم در آخرت دچار عذاب شدیدی خواهند شد و هیچ یاوری ندارند).

    "
    إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ" (نور 19).
    (
    كسانى كه دوست دارند زشتكارى در بین مؤمنان شايع شود، براى آنها در دنيا و آخرت عذابى پردرد خواهد بود، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد).
    و آیات فراوان دیگر...

    3- حقیقت روح (روحی که در قرآن از آن بحث شد) ناشناخته است. اگر همان جبرئیل علیه السلام باشد از فرشتگان است اما اگر جبرئیل نباشد بازهم یا فرشته دیگری است و یا جنسی بالاتر از فرشتگان است.
    البته عوالم مجردات دارای مراتبی است که عالم ملکوت و فرشتگان یکی از آن هاست و دنیا پایین ترین مرتبه عالم است. ممکن است یک حقیقت در عوالم مختلف دارای اسامی و تعابیر مختلف باشد.

    اما روح انسان خیر از فرشتگان نیست. زیرا فرشته تحول ندارد ولی انسان تحول دارد.

    و الله العالم.


    ویرایش توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی : ۱۳۸۹/۱۰/۲۸ در ساعت ۱۱:۰۸
    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    ببخشید سئوالی دیگر

    ایا روح مجری است یا ناظر ؟

    خدایا مرا آن ده که آن به

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود