جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا مديريت خانواده با زن نيست و با مرد است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    437
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 18 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا مديريت خانواده با زن نيست و با مرد است ؟




    در قران امده که زن و مرد مکمل هم هستند و هيچ فردي بر فردي برتري نداره مگر به تقوا ٬ طبيعي ست اين عدم برتري در نوع مرد تنها يا زن تنها مطرح نشده است بلکه شامل همه انسانها اعم از زن و مرد مي شود . با توجه به اين برابري چرا مديريت خانواده با مرد است و با زن نيست ؟
    اگر بگوئيد مرد مکفل خرج است که در جامعه امروز اين نقش رو خانمها هم دارند
    اگر بگوئيد از نظر عقل و درايت بالاتر است ٬ در عمل در جامعه مي بينم که اکثر خانمها در مديريت موفق تر هستند تا اقايان
    اگر بگوئيد توانائي هاي جسمي مرد بيشتر است ٬‌عرض مي کنم ملاک مديريت که زور داشتن نيست

    با توضيحات فوق چه توجيهي وجود دارد که مديريت خانواده با زن نباشد ٬ خصوصا که ان زن يک فرد اجتماعي ٬ تحصيل کرده ٬ فهيم و مدير و مدبر باشد و از همسر خود يک سر و گردن هم بالاتر باشد ؟

    کارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآن
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۰۴ در ساعت ۲۲:۰۴

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1. در قران آمده است که الله مردان را بر زنان در حیات دنیوی برتری داده است.

    2. اگر مدیریت با زنان باشد فاتحه جامعه خوانده شده است.

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    به نام خدا
    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط همدم نمایش پست
    با توجه به اين برابري چرا مديريت خانواده با مرد است و با زن نيست ؟
    براي پاسخ به اين سوال شما بايد به مقدماتي توجه كنيم :

    1. با توجه به خصوصيات فيزيولوژيكي زن ، الزام و وجوب بعضي از كارها از دوش او برداشته شده البته در حد رخصت نه عزيمت . عزيمت يعني اگر بر چيزي نهي وارد شد كسي حق انجام آنرا ندارد و اگر به چيزي امر شد ، چاره اي جز انجام آن نيست اصلاحا به اين بايد و نبايد ها عزيمت مي گويند .

    اما رخصت برداشته شدن وجوب از عملي است بدون تحريم آن ، مثلا اينكه نماز جمعه بر زن نيست يعني بر زن واجب نيست كه حتما حضور پيدا كندنه اينكه حضورش مقبول يا صحيح نيست يا فضيلت ندارد . 1
    لذا الزام برخي امور در اسلام از زن برداشته شده است مانند تامين معاش خانواده و مديريت بر خانواده و اين به معني عزيمت او در اين مساله نيست بلكه رخصت است يعني بر زن واجب نيست معاش خانواده را تامين كند يا بر خانواده مديريت داشته باشد اما بدين معنا نيست كه اجازه اين كار را نيز نداشته باشد و بر او حرام باشد .
    نكته دوم نيم نگاهي به آيه شريفه 34 سوره 1مباركه نساء است تا دريابيم نظر دقيق مديريتي در اين خصوص چگونه است

    ___________
    1- ر. ك : زن در آيينه جلال و جمال ، عبدالله جوادي آملي ، ص312
    ادامه دارد ...

    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    الرجال قوامون علي النساء بما فضل الله بعضهم علي بعض
    آيت الله جوادي آملي در خصوص قيمومت مرد بر زن و فضل مرد بر زن مي فرمايند :
    "قيم بودن رجال ، به معناي شوهر و زن است ، نه مرد و زن تا دلالت كند كه جنس مرد قيم جنس زن است 1
    تغييرعبارت از ( فضلهم عليهاعليهن- ) به عبارت ( بما فضل الله بعضهم علي بعض ) دليل رجحان في الجمله است نه بالجمله يعني بعضي از مردها بر بعضي اززنها فضيلت دارند و چون درمقام تحديد است مفهوم دارد و مفهوم آن اين استكه بعضي از مردها نسبت به بعضي از زنها فضيلت ندارند.
    اين فضيلت نداشتن دو صورت دارد ؛يكي تساوي بعضي مردها با بعضي زنها و ديگري فضيلت بعضي از زنها از بعضي مردها"2
    بااين توضيح و تفسير ، پاسخ برخي سوالات و شبهات نيز داده مي شود شبهاتي كه در مورد فاضل نبودن برخي مردان از برخي زنان مطرح شده و اين آيه شريفه رادر استناد به فضل علي الاطلاق مرد بر زن از ديدگاه قران كريم ارائه ميكنند ، اما با توجه به توضيح فوق مشخص مي شود كه نه مردان بطور كلي برزنان قيمومت دارند و نه فضل علي الاطلاق ، بلكه قيمومت تنها در حوزه مساله زوجيت و همسري است و درخصوص فضل هم مطالب و شقوق مختلف آن بيان شد كه تعبير خاص (فضل الله بعضهم علي بعض ) دلالت بر سه مفهوم دارد :
    برخي مردان بر برخي زنان فضل دارند
    برخي مردان بر برخي زنان فضل ندارند
    برخي مردان با برخي زنان در فضل ،برابرند

    1-
    حق و تكليف در اسلام ، عبدلله جوادي آملي، ص 314
    2-
    همان

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۸۹/۱۰/۲۷ در ساعت ۱۰:۲۳
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    معناي قيم بودن شوهر نسبت به زن ، يك امر حقوقي تخلف ناپذير يا اختلاف ناپذير نيست ، زيرا در صورتي كه زن استقلال اقتصادي و صلاحيت اداره ، تدبير ، نگهباني و نگهداري حيثيت خويش را داشته باشد ، ميتواند در متن عقد نكاح محدوده آن قيموميت را با توافق شوهر تعيين نمايد تا به هيچ وجه به استقلال و كيان وجودي او آسيبي نرسد .
    بحث تمكين غريزي غير از قيموميت خانگي است زيرا قيام به اداره زندگي حق مستقلي است كه قلمرو آن ميتواند با تعهد متقابل مشخص شود .1
    سرپرست بايد به اصول مديريت آگاه باشد و نيز در اجراي آنها عادل و معتدل .2
    اصولا مردان به دليل ساختار فيزيولوژيكي متفاوت از زنان و نيز به دليل تواني كه در اداره مالي خانواده و نيز حمايت و دفاع و نگهباني از خانواده دارند همچنين به دليل كسب مهارتهاي اجتماعي بيشتر نسبت به زنان ، به عنوان سرپرست خانواده تعيين شده و ميتوان گفت رخصت يافته اند اما اگر در هر شرايطي - چه در اعصار گذشته و چه اكنون كه اين مهارتهاي اجتماعي و در آمدهاي اقتصادي توسط زنان هم كسب شده - زن توان سرپرستي و مديريت خانواده را دارا باشد جهت پيشگيري از هرج و مرج و بي قانوني در نظام خانواده ميتواند
    در عقد نكاح اين مساله را عنوان نمايد و با توافق همسرش در محدوده تعيين شده - مالي يا مديريت داخلي يا خارجي خانواده و ... بجز مساله تمكين غريزي - مديريت خانواده را عهده دار شود و از اين جهت هيچ محذوري در شرع و قانون وجود ندارد .

    1- زن در آيينه جلال و جمال ، ص 327
    2- همان ص 328

    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    جمع بندي بحث




    سوال:
    در قران امده که زن و مرد مکمل هم هستند و هيچ فردي بر فردي برتري نداره مگر به تقوا چرا مديريت خانواده با مرد است و با زن نيست ؟ در صورتيكه از جهت توانمنديهاي مديريتي و علم وتجربه كارهاي اجتماعي زنان امروزه چيزي از مردان كم ندارند .
    پاسخ :
    براي پاسخ به اين سوال شما بايد به مقدماتي توجه كنيم :
    با توجه به خصوصيات فيزيولوژيكي زن ، الزام و وجوب بعضي از كارها از دوش او برداشته شده البته در حد رخصت نه عزيمت . 1 مثلا تامين معاش خانواده و مديريت بر خانواده كه به معني عزيمت او در اين مساله نيست بلكه رخصت است يعني بر زن واجب نيست معاش خانواده را تامين كند يا بر خانواده مديريت داشته باشد اما بدين معنا نيست كه اجازه اين كار را نيز نداشته باشد و بر او حرام باشد . 2
    و اما بخش ديگر سوال شما مربوط به عدم فضيلت - و يا تساوي - مردان بر زنان در امور مديريتي است در اين زمينه با توجه به آيه 34 سوره مباركه نساء : الرجال قوامون علي النساء بما فضل الله بعضهم علي بعض
    آيت الله جوادي آملي در خصوص قيمومت مرد بر زن و فضل مرد بر زن مي فرمايند :
    "قيم بودن رجال ، به معناي شوهر و زن است ، نه مرد و زن تا دلالت كند كه جنس مرد قيم جنس زن است 3
    تغييرعبارت از ( فضلهم عليها – عليهن- ) به عبارت ( بما فضل الله بعضهم علي بعض ) دليل رجحان في الجمله است نه بالجمله يعني بعضي از مردها بر بعضي اززنها فضيلت دارند و چون درمقام تحديد است مفهوم دارد و مفهوم آن اين استكه بعضي از مردها نسبت به بعضي از زنها فضيلت ندارند.
    اين فضيلت نداشتن دو صورت دارد ؛يكي تساوي بعضي مردها با بعضي زنها و ديگري فضيلت بعضي از زنها از بعضي مردها»4
    بااين توضيح و تفسير ، پاسخ برخي سوالات و شبهات نيز داده مي شود شبهاتي كه در مورد فاضل نبودن برخي مردان از برخي زنان مطرح شده و اين آيه شريفه رادر استناد به فضل علي الاطلاق مرد بر زن از ديدگاه قران كريم ارائه ميكنند ، اما با توجه به توضيح فوق مشخص مي شود كه نه مردان بطور كلي برزنان قيمومت دارند و نه فضل علي الاطلاق ، بلكه قيمومت تنها در حوزه مساله زوجيت و همسري است و درخصوص فضل هم مطالب و شقوق مختلف آن بيان شد كه تعبير خاص (فضل الله بعضهم علي بعض ) دلالت بر سه مفهوم دارد :
    برخي مردان بر برخي زنان فضل دارند
    برخي مردان بر برخي زنان فضل ندارند
    برخي مردان با برخي زنان در فضل ،برابرند
    ايشان همچنين در خصوص تعيين محدوده مديريتي و يا تعيين مدير در خانواده معتقدند كه :
    معناي قيم بودن شوهر نسبت به زن ، يك امر حقوقي تخلف ناپذير يا اختلاف ناپذير نيست ، زيرا در صورتي كه زن استقلال اقتصادي و صلاحيت اداره ، تدبير ، نگهباني و نگهداري حيثيت خويش را داشته باشد ، ميتواند در متن عقد نكاح محدوده آن قيموميت را با توافق شوهر تعيين نمايد تا به هيچ وجه به استقلال و كيان وجودي او آسيبي نرسد .
    بحث تمكين غريزي غير از قيموميت خانگي است زيرا قيام به اداره زندگي حق مستقلي است كه قلمرو آن ميتواند با تعهد متقابل مشخص شود 5
    سرپرست بايد به اصول مديريت آگاه باشد و نيز در اجراي آنها عادل و معتدل 6
    اصولا مردان به دليل ساختار فيزيولوژيكي متفاوت از زنان و نيز به دليل تواني كه در اداره مالي خانواده و نيز حمايت و دفاع و نگهباني از خانواده دارند همچنين به دليل كسب مهارتهاي اجتماعي بيشتر نسبت به زنان ، به عنوان سرپرست خانواده تعيين شده و ميتوان گفت رخصت يافته اند اما اگر در هر شرايطي - چه در اعصار گذشته و چه اكنون كه اين مهارتهاي اجتماعي و در آمدهاي اقتصادي توسط زنان هم كسب شده - زن توان سرپرستي و مديريت خانواده را دارا باشد جهت پيشگيري از هرج و مرج و بي قانوني در نظام خانواده ميتواند در عقد نكاح اين مساله را عنوان نمايد و با توافق همسرش در محدوده تعيين شده - مالي يا مديريت داخلي يا خارجي خانواده و ... بجز مساله تمكين غريزي - مديريت خانواده را عهده دار شود و از اين جهت هيچ محذوري در شرع و قانون وجود ندارد . 7

    پي نوشت ها
    1- عزيمت يعني اگر بر چيزي نهي وارد شد كسي حق انجام آنرا ندارد و اگر به چيزي امر شد ، چاره اي جز انجام آن نيست اصلاحا به اين بايد و نبايد ها عزيمت مي گويند .
    اما رخصت برداشته شدن وجوب از عملي است بدون تحريم آن ، مثلا اينكه نماز جمعه بر زن نيست يعني بر زن واجب نيست كه حتما حضور پيدا كندنه اينكه حضورش مقبول يا صحيح نيست يا فضيلت ندارد
    2- ر. ك : زن در آيينه جلال و جمال ، عبدالله جوادي آملي ، ص312
    3- حق و تكليف در اسلام ، عبدلله جوادي آملي، ص 314
    4- همان
    5- زن در آيينه جلال و جمال ، ص 327
    6- همان ص 328
    7- همان ،ص 327



    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۰/۰۹/۰۷ در ساعت ۱۹:۰۴
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود