جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه ميتوان با تمسک به قران شيعه شد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    چگونه ميتوان با تمسک به قران شيعه شد




    باسلام و آرزوي قبولي طاعتان
    قرآن كريم تفصيل لكل شئ است. آيا در قرآن مسير حركت وروش يك شيعيه واقعي شدن آمده است؟ و اگر آمده در قالب داستان زندگي و مسير حركتي كداميك از رسولان الوالعظم الهي (ع) آورده شده است؟
    با تشكر ودعاي خير
    التماس دعا


    کارشناس بحث : پاسخگوي معارف قرآن

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۱/۰۸ در ساعت ۱۲:۰۱
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    اثبات شیعه راه‏هاي متعددي دارد و دلايل محكم بسياري در اين زمينه هست که عبارتند از:
    1. براهين عقلي،
    2. دلايل قرآني،
    3. روايات پيامبر اكرم(ص).

    که یکی از این راه های اثبات حقانیت شیعه که منظور پرسشگر محترم هم می باشد استفاده از آیات قرآن کریم می باشد .وآیاتی که در شأن امیر المومنین و امامت ایشان و همچنین اهل بیت علیهم السلام نازل شده اند بهترین راه اثبات حقانیت شیعه است که بزرگان و علما هم همیشه استدلال به این آیات می کردند.طبيعي است گستردگي هر يك از استدلالات به آیه قرآن و استدلال به هریک از آنان،مجال بسیار زیاد و همچنین مطالعه كتاب هاي متعددي را مي‏طلبد و در اين مختصر امكان بحث از آنها نيست؛ ليكن اختصارا به چند آیه اشاره مي‏گردد:

    از نظر قرآن حتما رهبري و امامت امت، بايد به ‏دست معصوم و دور از هر گونه كژي باشد. اين نكته‏ به تعابير مختلفي در كتاب ‏الهي بيان شده‏ است. از جمله هنگامي كه ابراهيم(ع) به ‏امامت رسيد: «اني جاعلك للناس‏اماما» و آن منصب الهي را براي فرزندانش درخواست نمود: «قال ومن ذريتي» پاسخ آمد: «قال لاينال عهدي ‏الظالمين» عهد من به ستمكاران نمي‏رسد.
    آيه بالا نشان مي‏دهد كه امامت منصبي الهي است؛ نه به انتخاب افراد و به كساني اعطا مي شود كه از هر ظلمي با مفهوم وسيع قرآني آن پاك و مبرا باشند.

    هنگامی که حضرت موسی علیه السلام به رسالتی عظیم و گسترده مبعوث و به مبارزه با قدرت فرعونی مامور شد، دست به دعا برداشت و نیازهایی را مطرح کرد. از جمله تقاضا کرد; خدا برادرش هارون را به وزارت او نصب کند، تا پشتش به او محکم و شریک کارش باشد. مشخصات هارون علیه السلام چنین است:«واجعل لی وزیرا من اهلی، هرون اخی...»«وزیری از خاندانم برای من قرار ده، برادرم هارون را».پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نیز مشابه همین درخواست را از خدا کرد و درباره علی علیه السلام مستجاب شد که خلاصه اش به «حدیث منزلت » معروف است، و علامه طباطبائی می فرماید:این حدیث از صد طریق از اهل سنت و هفتاد طریق از طرق شیعه نقل شده است.(المیزان، ج 14، ص 221. ر.ک: الدرالمنثور، ج 5،ص 566، زیر همین آیه شریفه.)در همین جا از طولانی کردن این بحث خودداری کرده و خوانندگان گرامی را به ماخذ ارجاع می دهیم، گفتنی است که آقای نقی پورفر جمعا 78 عنوان و آیه، از باب تفسیر قرآن به قرآن را بحث و بررسی کرده است.

    آیه تبلیغ

    «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لایهدی القوم الکافرین; ای پیامبر، آنچه را از جانب پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن که اگر نکنی پیامش را نرسانده ای و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه می دارد; آری، خدا گروه کافران را هدایت نمی کند .» (1)به تصریح همه علمای شیعه در کتابهای تفسیر و حدیث و تاریخ، و نیز بسیاری از علمای اهل سنت، (2) این آیه در شان علی بن ابیطالب (ع) نازل شده است .


    آیه ولایت
    «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون; ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند; همان کسانی که نماز برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند .» (3)
    در کتاب شریف «الغدیر» علامه امینی (ره) نام بخشی از بزرگان اهل سنت را که شان نزول این آیه را درباره علی بن ابیطالب (ع) دانسته اند ذکر کرده است . (4) و همه علمای شیعه، شان نزول این آیه را درباره علی بن ابیطالب (ع) می دانند.
    از جمله مواردی که حضرت امیر المؤمنین(ع) برای اثبات حقانیت ادعای خود در جانشینی رسول خدا(ص) به آیه «إنّما ولیکم اللّه و...» استدلال کرده، مواردی است که عده ای از آن حضرت پرسش می کردند و ایشان به ناچار پاسخ می گفت. شمار این موارد نیز بسیار است که تنها به یک مورد اشاره می کنیم:
    مردی از امام علی(ع) پرسید: از برترین امتیازت بگو. حضرت فرمود: آنچه خداوند در کتابش درباره من نازل کرده است و سپس حضرت بعضی از آیاتی را که درباره خودش نازل شده بود بیان کرد؛ از جمله این آیه که «تنها سرپرست و ولیّ شما خدا و رسول او و مؤمنانی هستند که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات پرداخت می کنند».
    الإحتجاج، ج1، ص232.


    آیه اولی الامر


    «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم; ای کسانی که ایمان آورده اید، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر (اوصیای پیامبر) را .
    شان نزول

    مفسر معروف «حاکم حسکانی حنفی نیشابوری » ، ذیل این آیه، پنج حدیث نقل کرده است که در همه آنها عنوان «اولی الامر» بر علی (ع) تطبیق شده است . در نخستین حدیث، از خود آن حضرت نقل می کند که وقتی پیامبر (ص) فرمود: شرکای من کسانی هستند که خداوند آنها را قرین خود و من ساخته و درباره آنها آیه «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله » را نازل کرده است، از آن حضرت پرسیدم: «یا نبی الله من هم; ای پیامبر خدا، اولی الامر کیانند؟» «قال: انت اولهم; فرمود: تو نخستین آنها هستی .» (5)
    در بعضی از روایات اهل سنت، نام ائمه دوازده گانه اهل بیت (ع) یک به یک آمده است . (6)

    14 . شواهد التنزیل، ج 1، ص 148 . لازم به ذکر است که تفسیر شواهد التنزیل بسیار کاملتر از تفاسیر دیگر، روایات و شان نزولها را ذکر کرده است، و بدین جهت از منابع اصلی در این مجموعه به حساب می آید .
    15 . تفسیر برهان، ج 1، ص 381 تا 387 .

    آیه صادقین

    «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین; ای کسانی که ایمان آورده اید از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با صادقان باشید .» (7)
    شان نزول

    مفسر معروف، سیوطی در «درالمنثور» از ابن عباس نقل می کند که در تفسیر آیه «اتقوا الله و کونوا مع الصادقین » گفت: «مع علی بن ابی طالب; با علی بن ابی طالب باشید» . (8)
    در بیان شان نزول این آیه احادیث دیگری هست که در کتب هر دو مکتب (اهل بیت و اهل سنت) آمده است . (9)

    آیه تطهیر


    «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا; خداوند می خواهد هرگونه پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد .» (المیزان، ج 16، ص 311 .)
    آیه تطهیر چون ستاره ای بر تارک آیات فضایل اهل بیت می درخشد . و مطالب بلند ونکته های پر از فائده ای در آن هست که توجه هر اندیشمند عمیقی را به سوی خود جلب می نماید و در اینجا به ذکر قطره ای از آنها اکتفا می کنیم
    شان نزول

    علامه طباطبایی (ره) در المیزان می فرماید: بیش از هفتاد روایت دلالت دارند بر اینکه این آیه مربوط به پیامبر (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است وغیر اینها را شامل نمی شود; این روایات از طریق اهل سنت (به طریق مختلف) و امامیه (به طرق گوناگون) نقل شده اند و آنچه از طرق اهل سنت در این زمینه نقل شده، بیش از آن است که از طریق شیعه وارد شده است! (10)
    «دکتر تیجانی » در کتاب «فسئلوا اهل الذکر» ، سی منبع از منابع معتبر اهل سنت (از تفسیر و حدیث و تاریخ) را ذکر می کند که نزول آیه تطهیر را درباره اهل بیت پیامبر، یعنی شخص پیامبر (ص)، علی بن ابی طالب (ع)، فاطمه زهرا (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) می دانند، و در پایان اضافه می کند که علمای اهل سنت که این آیه را درباره اهل بیت پیامبر می دانند زیادند و ما به همین مقدار اکتفا می کنیم . (11)
    آلوسی، عالم سنی متعصبی که هر جا آیه ای را در شان و فضایل علی و اهل بیت (ع) دیده به لطایف الحیلی آن را کم رنگ کرده است، در این باره می گوید:
    «اینکه مراد از اهل بیت در این آیه کسانی بودند که پیامبر آنها را زیر کساء قرار داد و درباره آنها فرمود: «اللهم هؤلاء اهل بیتی فاجعل صلواتک و برکاتک علی آل محمد کما جعلتها علی آل ابراهیم انک حمید مجید; بار خدایا! اینان اهل بیت منند، پس درودها و برکاتت را همان گونه که بر خاندان ابراهیم نازل فرمودی، بر خاندان محمد هم نازل فرما که تو خداوند ستوده و بلند مرتبه هستی، خارج از حد شمارش است .» (12)


    پاورقی:

    1- بیش از بیست منبع از منابع معتبر اهل سنت این آیه را در شان علی بن ابیطالب و منصوب شدن او به عنوان خلیفه پیامبر می دانند; از جمله آنها: حاکم در شواهد التنزیل، سیوطی در الدرالمنثور، فخر رازی در تفسیر کبیر و رشید رضا در المنار و . . . می باشند در این باره رجوع شود به الغدیر، ج 1، ص 223 - 214 و لاکون مع الصادقین، تیجانی، ص 51 و 52 .
    2-. با تلخیص و برگرفته از پیام قرآن، ج 9، ص 187 - 184 .
    3- الغدیر، علامه امینی، ج 2، ص 53 و 52; مع الصادقین، تیجانی، ص 47 - 46 .
    4- . الدر المنثور، ج 2، ص 293 .
    5 الغدیر، علامه امینی، ج 2، ص 53 و 52; مع الصادقین، تیجانی، ص 47 - 46 .
    6- . الدر المنثور، ج 2، ص 293 .
    7 . توبه، آیه 119 .
    8 . المیزان، ج 9، ص 408 به نقل از درالمنثور .
    9 . برای آگاهی بیشتر ر . ک به احقاق الحق، ج 14، ص 274 و 275; و الغدیر، ج 2، ص 277 .
    10 . فسئلوا اهل الذکر، ص 71 .
    11 . روح المعانی، ج 22، ص 14 و 15 .
    12 . مجمع البیان، ج 7 و 8 ص 559 و شواهد التنزیل، ج 2، ص 56 .
    چگونه ميتوان با تمسک به قران شيعه شد

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام مجدد
    پرسشگر محترم و همچنین کاربران عزیز در مورد این بحث و یا دلالت اینها بر امامت قبلا در سایت مفصل بحث شده است که اگر سوالی نسبت به این آیات و یا آیاتی دیگر غیر این آیات دارید به تاپیک های زیر رجوع کنید که به اندازه کافی بحث شده است.

    موضوع: آيات ولايت و خلافت
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=5647

    موضوع: آیه ولایت(55سوره مائده) نصی بر ولایت و امامت امام علی(ع)
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24515

    موضوع: اثبات ولايت علي (ع) در آيات قرآن و حديث
    http://biyar.askquran.ir/showthread.php?t=9445

    موضوع: اثبات امامت از طریق آیه تطهیر
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=14528

    موضوع:آياتي در خصوص امام علي (ع)
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=12596

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۸۹/۱۱/۰۹ در ساعت ۱۵:۴۵
    چگونه ميتوان با تمسک به قران شيعه شد

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    با سلام و احترام
    ضمن تشكر سئوال طرح شده من كمي با موضوع اثبات شيعه تفاوت داشت.
    پيامبر بزرگوار و الوالعزمي كه آمده بصورت قابل توجهي زندگي او در قرآن شرح داده شده است. او در سنين نوجواني گوهر قيمتي دين خالص يعني قلب سليم (شريعت نوح ع: اطاعت محض+ تسليم محض +احسان كننده در راه پروردگار)را دارا ميگردد و بعد از اين خودسازي شروع مي كند ادامه مسير را با فطرت پاك(كه همه انسانهادارند) به پيش ميرود. در مرحله اول بتها نظرش را جلب مي كنند آنها عليرغم منافع بسيار براي فرمانروايان و اطرافيان و... دشمن دين مردم و خداي يكتاي بي همتاي او بودند پس شروع ميكند به بت شكني ... تا اينجا نتيجه ميگيريم:1-شيعه ابتدا بايد دينش را خالص كند : تقوي محض + تسليم محض+ اطاعت محض +فردي محسن باشد2- شيعه هر چيزي كه در مقابل او و خدايش مي ايستد و راه بندگيش را ميگيرد "نه تنها بت مي داند بلكه دشمن نيز داشته" و آنرا مي شكندو ...

    طرح مجدد سئوال:
    قرآن كريم تفصيل لكل شئ است. آيا در قرآن مسير حركت و روش يك شيعيه واقعي شدن آمده است؟ و اگر آمده در قالب داستان زندگي و مسير حركتي كداميك از رسولان الوالعظم الهي (ع) آورده شده است؟

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    412
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    63
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم ... بسم الله الرّحمن الرّحیم

    « وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ. إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْب سَلِیم .إِذْ قالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ ما ذا تَعْبُدُونَ .

    أَ إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّهِ تُرِیدُونَ . فَما ظَنُّکُمْ بِرَبِّ الْعالَمِینَ . فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ

    فَقالَ إِنِّی سَقِیمٌ . فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ . فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ فَقالَ أَ لا تَأْکُلُونَ

    ما لَکُمْ لاتَنْطِقُونَ . فَراغَ عَلَیْهِمْ ضَرْباً بِالْیَمِینِ . فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ »

    ـ و از پیروان او ابراهیم بود. 84 ـ (به خاطر بیاور) هنگامى را که با قلب سلیم به پیشگاه پروردگارش آمد.
    85 ـ هنگامى که به پدر و قومش گفت: «اینها چیست که مى پرستید؟!
    86 ـ آیا غیر از خدا به سراغ این معبودان دروغین مى روید؟!
    87 ـ شما درباره پروردگار عالمیان چه گمان مى برید»؟!
    88 ـ (سپس) نگاهى به ستارگان افکند.
    89 ـ و گفت: «من بیمارم (و به مراسم جشن نمى آیم)»!.
    90 ـ آنها از او روى برتافته و به او پشت کردند.
    91 ـ او به سراغ خدایان آنها آمد و گفت: «چرا (از این غذاها) نمى خورید؟!
    92 ـ چرا سخن نمى گوئید»؟!
    93 ـ سپس ضربه اى محکم با دست راست بر پیکر آنها فرود آورد.
    94 ـ آنها با سرعت به او روى آوردند.

    (آیات 83 تا 94 سوره مبارکه صافات)

    آیه نخست ماجراى ابراهیم(علیه السلام) را به این صورت با ماجراى نوح(علیه السلام) پیوند مى دهد،

    مى فرماید: «و از پیروان او (نوح )، ابراهیم بود» (وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ).


    او در همان خط توحید و عدل، در همان مسیر تقوا و اخلاص که سنت نوح(علیه السلام) بود، گام بر مى

    داشت، که انبیاء همه مبلغان یک مکتب و استادان یک دانشگاه اند و هر کدام برنامه دیگرى را تداوم

    مى بخشند و تکمیل مى کنند.


    چه تعبیر جالبى؟ ابراهیم(علیه السلام) از شیعیان نوح(علیه السلام) بود، با این که فاصله زمانى زیادى

    آن دو را از هم جدا مى کرد (حدود 2600 سال، به گفته بعضى از مفسران) ولى مى دانیم در پیوند مکتبى،

    زمان کمترین تاثیرى ندارد.


    بعد از بیان این اجمال، به تفصیل آن پرداخته، مى فرماید: «به خاطر بیاور هنگامى را که ابراهیم با قلب سلیم،

    به پیشگاه پروردگارش آمد» (إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْب سَلِیم).


    مفسران براى «قَلْب سَلِیم» تفسیرهاى متعددى بیان کرده اند که هر کدام به یکى از ابعاد این مسأله اشاره مى کند:


    قلبى، که پاک از شرک باشد.
    قلبى، که خالص از معاصى و کینه و نفاق بوده باشد.

    قلبى، که از عشق دنیا تهى باشد، که حب دنیا سرچشمه همه خطاها است.

    و بالاخره قلبى، که جز خدا در آن نباشد!...............................الی آخر(منبع:تفسیرنمونه)

    .................................................. .......................................

    این آیات مصداق این گفتار « جناب پرتوفر » می باشد:

    1-شيعه ابتدا بايد دينش را خالص كند : تقوي محض + تسليم محض+ اطاعت محض +فردي محسن باشد

    2- شيعه هر چيزي كه در مقابل او و خدايش مي ايستد و راه بندگيش را ميگيرد "نه تنها بت مي داند بلكه دشمن نيز داشته" و آنرا مي شكندو ...

    .

    ویرایش توسط ذاکره2 : ۱۳۸۹/۱۱/۱۰ در ساعت ۱۹:۴۴
    ماندگاری هر ملّتی رابطه ی جدا نشدنی

    با سرمایه های تاریخی و معنوی آنها دارد

    پی آواز حقیقت بدویم

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    دوست گرامي ذاكره2
    سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
    سپاسگزارم و از شما بابت جواب صحيح قرآني كه فرموديد كمال قدرداني وتشكر را دارم.

    علاوه بر مواردي كه با هم بررسي كرديم شيعه:...
    3- دنبال افول كننده ها نيست و در طول تاريخ شيعيان تأثير گذار چنين كرده اند و به بازيچه هاي كودكانه دنيايي و... توجه نكرده اند چراكه

    تمامي آنها افول ميكند و چيزي كه باقي مي ماند از آن خداي قادر متعال و خير و سعادت دنيا و عقباي ماست....
    4- هادي متأثر از نور هادي الهي است و قائم به امام حي الهي است چرا كه بدون او خود را زيانكار مي داند و...
    5- شيعه امام عج را مظهر صفات الهي مي داند و بر اين باور است كه هيچ چيز در عالم بدون اذن الهي صورت نمي گيرد... و ما تسقط ورقة
    ... نتيجه اين تفكر صبر جميل و بر صراط مستقيم بودن و ماندن است...
    6- نياز شديد شيعه به امام عج بعنوان عترت در كنار قرآن و تاثير گرفتن شيعيان راستين بحدي است كه اعمال و رفتار ايشان نه تنها صالحانه است بلكه بوي امام عج را ميتوان از آن استشمام كرد.
    7- شيعه اصل تبعيت از امام عج را يكي از نكات و تذكرات مهم پروردگار به آدم ع و ذريه اش را در نظر دارد و سعي بر اين دارد كه در تمامي مراتب تبعيت آنرا همانگونه كه امام ميخواهد كه همان خواست و مشيت الهي بجا آورد...
    ...بحث بسيار طولاني و مفصل و عملي است كه در اين كم حتي خلاصه ترين خلاصه هايش نمي گنجد.
    با اجازه كمي هم به خودمان بپردازيم.
    ما مشتاقان تبعيّت از هادي حيّ در زمان ظهور بناي زندگي بر اين مي‌نهيم كه در قبال رهبر معظّم انقلاب، مقام عظماي ولايت حضرت آية الله العظمي سَيِّد علي خامنه‌اي((دامة افاضاته))، تمرين تبعيّت كنيم، هزاران بار تمرين تبعيّت تا در محضر امام((ع)) عالم((عج)) تبعيّت عرضه كنيم. چرا كه هر كه تبعيّتش افزون، اتّصالش بيشتر. « فَمَن تَبَعَني فَاِنَّهُ مِنّي ».
    امام((ره)) حيّ بود و احيا كننده. هم زنده بود و هم ملّتي را زنده كرد، هم حيّ كرد و هم جهت داد، آنهم بسوي هدفي خاص. از آنجا كه نسبت شيعه با امام((ع)) ، تعليم وتربيت اوست، لذا هر موضوعي در تعليم و تربيت جايگاه نخواهد داشت. اگر شيعه امر شده‌‌است كه حَيِّ عَلي خَيرِالعَمَل، بسوي بهترين عمل‌ها بشتابد و چه عملي بهتر از عملي كه امام((ع)) به آن فرا مي‌خوانند و اگر امر شده‌است كه فَيَتَّبِعونَ اَحسَنَة، به هر موضوعي نميتواند دل ببندد، زيرا او را به نيكوترين روشها خوانده‌اند. چگونه رفتار كنيم تا امام((ع)) به جامعه ما نظر و اقبال نمايند. در اسلام ناب محمّدي((ص))هادي الهي محور است و همه چيز قائم به اوست. او حيّ است و جامعه را از مردگي به حيات مي‌كشاند. او قائم است و جامعه را از قعود به قيام مي‌كشاند.
    صِراطَ المُستَقيم آن چيزي است كه امام عج نشان ميدهد. خواست خدا، خواست اوست و رضايت خدا، رضايت اوست و او نمي‌خواهد مگر آنچه را كه خدا بخواهد، وَ ما تَشائونَ اِلاّ اَن يَشاءَ الله . اسلام ناب محمّدي((ص)) جامعه را محتاج امام((ع)) تعريف مي‌كند. در اسلام ناب محمّدي((ص)) جامعه امام((ع)) سالار و امام((ع)) محور است. در اسلام ناب محمّدي((ص)) جامعه دنبال تأييد امام((ع)) است، نه تأييد ديگران. در اسلام ناب محمّدي((ص)) ، امام((ع)) بر برنامه اعمال فرد و جامعه نظر مي‌كنند، رفتارها و تصميم‌ها به ايشان عرضه مي‌شود. در اسلام ناب محمّدي((ص)) مردم چشم به گفتار و رفتار امام((ع)) دارند. ملاك‌هاي چنين جامعه‌اي خوشايند امام((ع)) است.
    شيعه از غير نمي‌گيرد كه از امام((ع))ش بياد دارد كه فرمود:« طَلَب المَعارف مِن غَيرِ طَريقِنا اَهلَ البَيت مُساوِقُ لانكارِنا ». كسب معارف از غير ما اهل بيت(س) مساوي با انكار ماست.
    *** اسلام آمريكايي تفسير نفس است در مقابل امام((ع)) ، تشيّع نفس در مقابلِ تشيّع اهل بيت((ص)).
    « كه عمل صحيح به قرآن نياز به هادي دارد».
    «تا منظر الهي رااز هادي نگيري، در ضِلالَتي، حتّي اگر به قرآن عمل كني، مگر خوارج جز اين بودند!؟»:
    « براي عمل به قرآن شمشير بر فرق امام((ع)) علي((ع)) مي‌زنند و براي كسب ثوابِ فراوان، شب قدر را انتخاب ميكنند! »
    « از هادي كه‌نگيري، از شيطان گرفته‌اي، هر نامي كه ميخواهي بر آن بگذار، معارف، عرفان، فلسفه، فقه، خواست مردم، دموكراسي و هزاران نام ناگفته، كه خود داناتري».
    « اسلام آمريكايي را كفر ندانيم، بي‌ديني ندانيم، كه دين را با بي‌ديني نمي‌توان محدود و منكوب كرد، شيطان در درسهاي هزاران ساله‌اش از مخالفت با خدا نگفت!»
    اسلام آمريكايي چيست؟
    آن چيز كه تو را از نياز به هادي الهي بي‌نياز كند، آن چيز كه در عمل، تو را به جستجوي امام((ع)) و تبعيت از او نكشاند، حتّي اگر مانع قرآن و بعضي احاديث جعلي باشد، آن را در زمره‌ اسلام آمريكايي بدان، چه برسد به بحثهاي علمي و كلامي و فلسفي ...
    شيعه در اسلام ناب محمّدي((ص)) برمي‌خيزد، حركت مي‌كند. پيروان مصلح، خود بايد مصلح باشند و جامعه را به صلاح بكشانند، همه‌جا بايد

    به نام مهدي((عج)) و براي مهدي((عج)) باشد، امام((ع)) خويش را زنده مي‌داند و بدنبال راهي است كه به دسترسي ايشان منجر شود.
    ياوران مهدي((عج)) شيعه‌اند و صفات شيعه در قرآن عيان است. « وَ اِنَّ مِن شيعَتِه لَاِبراهيم »،« كه ابراهيم از شيعيان اميرالمؤمنين بود ». ابراهيم شيعه است و صاحب قواي الهي.
    چه زيباست كلام امام صادق((ع)) كه فرمود: همانا در ماجراي قائم، سنّتي از يوسف است.
    و ...
    دوست گرامي ببخشيد كه در بيان فرمايشاتتان توضيح بسيار مختصري آوردم.
    از پروردگار متعال عاجزانه ميخواهم كه همه ما را از شيعيان راستين امام عج قرار دهد!

    لطفاً طرح سئوال بفرماييد.
    با تشكر التماس دعا





    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    علاوه بر جواب دوستان بنده هم نکاتی عرض کنم و آن اینکه قرآن كريم تذكراتی درباره ظاهر انسان مؤمن داده‌اند كه می‌توان به راه رفتن متواضعانه اشاره كرد. خداوند متعال درباره ويژگی‌های مؤمنان و بندگان خاص الهی، اولين ويژگی را راه رفتن متواضعانه ذكر كرده است. «عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا». بندگان خاص خدا كسانی هستند كه با تواضع راه می‌روند. در جايی ديگر خدای متعال می‌فرمايد: «لَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا» در روی زمين با حالت مستی راه نرو.

    قرآن كريم سفارش به چهره‌گشاده و خوش‌برخوردی كرده و از ابرو درهم كشيدن نهی می‌كند. «وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ» چهره‌ات را برای مردم درهم نكش. صحبت كردن نرم و آهسته، برخوردهای لفظی مناسب و تعاملات با ديگران از توصيه‌های الهی است. «إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» بدترين صداها صدای خران است. در روايات تفسير به قهقهه شده است كه آن‌هم از مصاديق برخوردهای لفظی نامناسب است.

    از سويی در روابط مسائلی را نهی می‌كند كه می‌توان به؛ استهزا و تمسخر، غيبت، سوءظن، فحش و لقب‌بد دادن اشاره كرد. اهميت ويژه قرآن كريم به مسائل معنوی و عبادی و سيره اهل‌بيت(ع) در اين مقوله و تأكيدات اهل‌بيت‌(ع) در اين زمينه بيانگر اين بعد است.

    در آيات و روايات چهره عبادی شيعه با مسائلی همچون تأكيد بر تلاوت قرآن حداقل در هر روز ۵۰ آيه، نماز اول وقت، نماز شب و مناجات با خدا طراحی شده است.
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۶/۰۳ در ساعت ۱۱:۴۴
    چگونه ميتوان با تمسک به قران شيعه شد

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,382
    مورد تشکر
    67 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پست جمع بندی موضوع




    پرسش:
    قرآن كريم تفصيل لكل شئ است. آيا در قرآن مسير حركت وروش يك شيعيه واقعي شدن آمده است؟ و اگر آمده در قالب داستان زندگي و مسير حركتي كداميك از رسولان الوالعظم الهي (ع) آورده شده است؟


    در قرآن کریم هر خصوصیت مثبتی که برای یک انسان ذکر شده است در واقع برای یک شیعه می باشد.لذا تمام دستورات دینداری و بندگی برای انسان در قرآن برای یک شیعه واقعی هم می باشد.
    نمونه هایی از این دستورات رو عرض میکنیم:
    اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم ... بسم الله الرّحمن الرّحیم
    « وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ. إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْب سَلِیم .إِذْ قالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ ما ذا تَعْبُدُونَ .
    أَ إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللّهِ تُرِیدُونَ . فَما ظَنُّکُمْ بِرَبِّ الْعالَمِینَ . فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ
    فَقالَ إِنِّی سَقِیمٌ . فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ . فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ فَقالَ أَ لا تَأْکُلُونَ
    ما لَکُمْ لاتَنْطِقُونَ . فَراغَ عَلَیْهِمْ ضَرْباً بِالْیَمِینِ . فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ »
    (آیات 83 تا 94 سوره مبارکه صافات)

    آیه نخست ماجراى ابراهیم(علیه السلام) را به این صورت با ماجراى نوح(علیه السلام) پیوند مى دهد،
    مى فرماید: «و از پیروان او (نوح )، ابراهیم بود» (وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْراهِیمَ(83 سوره صافات).
    او در همان خط توحید و عدل، در همان مسیر تقوا و اخلاص که سنت نوح(علیه السلام) بود، گام بر مى داشت، که انبیاء همه مبلغان یک مکتب و استادان یک دانشگاه اند و هر کدام برنامه دیگرى را تداوم مى بخشند و تکمیل مى کنند.
    چه تعبیر جالبى؟ ابراهیم(علیه السلام) از شیعیان نوح(علیه السلام) بود، با این که فاصله زمانى زیادى آن دو را از هم جدا مى کرد (حدود 2600 سال، به گفته بعضى از مفسران) ولى مى دانیم در پیوند مکتبى،زمان کمترین تاثیرى ندارد.
    بعد از بیان این اجمال، به تفصیل آن پرداخته، مى فرماید: «به خاطر بیاور هنگامى را که ابراهیم با قلب سلیم،به پیشگاه پروردگارش آمد» (إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْب سَلِیم(84 سوره صافات)).
    مفسران براى «قَلْب سَلِیم» تفسیرهاى متعددى بیان کرده اند که هر کدام به یکى از ابعاد این مسأله اشاره مى کند:قلبى، که پاک از شرک باشد.قلبى، که خالص از معاصى و کینه و نفاق بوده باشد.قلبى، که از عشق دنیا تهى باشد، که حب دنیا سرچشمه همه خطاها است.و بالاخره قلبى، که جز خدا در آن نباشد.
    قرآن كريم تذكراتی درباره ظاهر انسان مؤمن داده‌اند كه می‌توان به راه رفتن متواضعانه اشاره كرد. خداوند متعال درباره ويژگی‌های مؤمنان و بندگان خاص الهی، اولين ويژگی را راه رفتن متواضعانه ذكر كرده است. «عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا»(فرقان/63). بندگان خاص خدا كسانی هستند كه با تواضع راه می‌روند. در جايی ديگر خدای متعال می‌فرمايد: «لَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا»(18/ لقمان)در روی زمين با حالت مستی راه نرو.

    قرآن كريم سفارش به چهره‌گشاده و خوش‌برخوردی كرده و از ابرو درهم كشيدن نهی می‌كند. «وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ»(18/لقمان)چهره‌ات را برای مردم درهم نكش. صحبت كردن نرم و آهسته، برخوردهای لفظی مناسب و تعاملات با ديگران از توصيه‌های الهی است. «إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» بدترين صداها صدای خران است. در روايات تفسير به قهقهه شده است كه آن‌هم از مصاديق برخوردهای لفظی نامناسب است.
    از سويی در روابط مسائلی را نهی می‌كند كه می‌توان به؛ استهزا و تمسخر، غيبت، سوءظن، فحش و لقب‌بد دادن اشاره كرد. اهميت ويژه قرآن كريم به مسائل معنوی و عبادی و سيره اهل‌بيت(ع) در اين مقوله و تأكيدات اهل‌بيت‌(ع) در اين زمينه بيانگر اين بعد است.
    به عنوان نمونه پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید: در قیامت اهل سخریه و استهزاء را می‌آورند و برای یکی از ایشان دری از بهشت می‌گشایند و به او می‌گویند بشتاب و دخل شو او با غم و اندوه می‌آید که داخل شود در را می‌بندند و از طرف دیگر دری می‌گشایند و به او می‌گویند زود داخل شو چون نزد آن در می‌رسد در را می‌بندند همچنین به این بلیه گرفتار است و از هیچ دری داخل نمی‌تواند بشود به‌طوری که مأیوس می‌شود چنانچه به او باز می‌گویند بیا و نمی‌آید. (1)
    در حديث تكان دهنده اى از على عليه السّلام مى خوانيم :لاايمان مع سوءظنّ؛ كسى كه سوءظن دارد ايمان ندارد.(2)
    در آيات و روايات چهره عبادی شيعه با مسائلی همچون تأكيد بر تلاوت قرآن حداقل در هر روز ۵۰ آيه، نماز اول وقت، نماز شب و مناجات با خدا طراحی شده است.
    پي نوشت
    1- محجهٔ‌البیضاء، ج۵، ص ۳۲۶
    2- غررالحكم ، جلد 6، صفحه 362.
    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۰/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۶:۰۲ دلیل: انتقال منابع به پاورقي
    چگونه ميتوان با تمسک به قران شيعه شد

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود