صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا احكامي مانند نماز و حج و غيره بطور دقيق در قران بيان نشده است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22

    چرا احكامي مانند نماز و حج و غيره بطور دقيق در قران بيان نشده است ؟




    چرا احكامي مانند نماز و وضو و حج و حجاب و غيره در قران به طور كامل و دقيق بيان نشده تا بعدها باعث اختلاف در ميان مسلمانان نشود ؟
    از انجا كه يكي از بزرگترين اختلافات ميان فرق اسلامي احكام مربوط به عبادت مي باشد اين سوال براي من مطرح شده است كه خداوند چرا در قران به طور كامل و دقيق انها را توضيح نداده تا جلو گيري از اختلاف در ميان مسلمانان شود .
    ايا هدفي يا رازي در ان نهفته است كه بايد بررسي شود ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي احکام
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۱/۱۷ در ساعت ۰۰:۵۷
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط zkmm نمایش پست
    چرا احكامي مانند نماز و وضو و حج و حجاب و غيره در قران به طور كامل و دقيق بيان نشده تا بعدها باعث اختلاف در ميان مسلمانان نشود ؟
    از انجا كه يكي از بزرگترين اختلافات ميان فرق اسلامي احكام مربوط به عبادت مي باشد اين سوال براي من مطرح شده است كه خداوند چرا در قران به طور كامل و دقيق انها را توضيح نداده تا جلو گيري از اختلاف در ميان مسلمانان شود .
    ايا هدفي يا رازي در ان نهفته است كه بايد بررسي شود ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي احکام
    با سلام و احترام
    دوست گرامي
    براي اين كه ما حديث ثقلين را بهتر درك كنيم و احساس نياز به هادي الهي را درك كنيم. آنچه در آن اختلاف ميشود طبق فرمايش قرآن كريم و پروردگار متعال ابتلاء و آزمايشي براي دينداري اشخاص است. اگر بعضي حدود الهي بطور دقيق در قرآن آمده ولي بعضي ديگر از سيره پيامبر گرامي اسلام و اهل بيت مطهرش ص تشريع شده است البته اصل و اساس آن در قرآن آمده است.
    با تشكر
    التماس دعا
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17



    به نام خدا و سلام علیکم
    وقت بخیر

    گرچه سوال شما در مورد احکام عبادات در قرآن هست، ولی این مساله فقط محدود به بیان احکام نمی شود. پس با اجازه ابتدا با بیان چند نکته مساله به شکل کلی تر بررسی شود و بعد به موضوع اصلی که بیان احکام فقهی در قرآن باشد برسیم.


    نکته اول:

    خداوند متعال در مورد هدایت گری قرآن چنین فرموده است:


    وَنَزَّلْنَا عَلَیكَ الْكِتَابَ تِبْیانًا لِكُلِّ شَیءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ

    و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است!

    «النحل/89»

    از تعبیر "تبیان" که به معنی بیان کردن است و با توجه به وسعت مفهوم "کلّ شیء" معلوم می شود که در قرآن، بیان همه چیز هست، ولی با توجه به این نکته که قرآن یک کتاب تربیتی و انسان ساز و یک کتاب هدایت برای عموم مردم است، که برای تکامل فرد و جامعه در همه جنبه های معنوی و مادی نازل شده است، روشن می شود که منظور از "همه چیز" تمام اموری است که برای پیمودن این راه لازم است، نه این که قرآن یک دائرة المعارف بزرگ باشد که تمام جزئیات علوم فقهی و غیره در آن آمده باشد.

    هر چند قرآن یک دعوت کلی به کسب همه علوم و معارف و دانشها کرده که تمام دانش های یاد شده و غیر آن، در این دعوت کلی جمع است.


    ولی لازم است دقت داشته باشیم که شیوه قرآن در بیان احکام و مسائل اسلامی، بیان کلیات است و قرآن کلیات تمام چیزهایی که برای هدایت بشر لازم است بیان کرده است و بیان جزئیات را بر عهده رسول اکرم و امامان معصوم علیهم السلام نهاده است.


    زیرا در جای دیگری فرموده است:


    هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

    او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگار ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند (و این حقیقت را درک نمی‌کنند).

    «آل عمران/7»


    حال این راسخون فی العلم که قرار است مبیّن آیات قرآن باشند، چه کسانی هستند؟


    -----------------

    ادامه دارد...

    .




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17



    ادامه از پست قبل:

    --------------------------


    نکته دوم:

    حال این راسخون فی العلم که قرار است مبیّن آیات قرآن باشند، چه کسانی هستند؟

    در آیاتی چنین می فرماید:


    وَأَنْزَلْنَا إِلَیكَ الذِّكْرَ لِتُبَینَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یتَفَكَّرُونَ

    و ما این ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی؛ و شاید اندیشه کنند!

    «النحل/44»


    وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَیكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَینَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ

    ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، برای آنها روشن کنی؛ و (این قرآن) مایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان می‌آورند!

    «النحل/64»


    از طرفی در آیات شریفه دیگری نیز چنین فرموده است:

    وَمَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَى

    و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید!

    «النجم/3»


    إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَى

    آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست!

    «النجم/4»


    نکته سوم:

    با توجه به آیات قبل که خطابش به پیامبر گرامی صلوات الله علیه و آله بود و همچنین با توجه به آیاتی که سخن ایشان را صحیح و سلیم و مصون از خطا و اشتباه دانست، به بیان حدیثی که می پردازیم که مورد مورد اتفاق و قبول تمام فرقه های اسلامیست.

    حدیث ثقلین که فرمودند:

    انّی قد ترکت فیکم الثقلین ما ان تمسّکتم بهما لن تضلوا بعدی احدهما اکبر من الآخر، کتاب اللّه ... و عترتی اهل بیتی ، الا و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض

    یکی از رمزهای همسنگ شدن عترت و اهل بیت با قرآن و جدا نشدن آن ها از یکدیگر، نیاز تبیین آیات قرآن به بیان اهل بیت علیهم السلام است.


    البته توضیح و تفسیر حدیث شریف ثقلین و بیان منابع آن در کتب روایی شیعه و اهل سنت و بحث های پیرامونش، در حیطه این موضوع و این بخش نیست و بحثی جداگانه طلب می کند که اگر کسی از دوستان مایل بود می شود در بخش اعتقادات و یا در بخش کلام معصوم به آن پرداخت.


    --------------

    ادامه دارد...

    .



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17



    نکته چهارم:

    با توجه به نکات قبلی به این نتیجه می رسیم که:

    در آیات قرآن، فروع دین و احکام آن به صورت کلی بیان شده، اما در بخش اصول عقاید مانند توحید و معاد، آیات بسیاری وارد شده اگر چه بر برخی فروع تأکید بیشتر شده یا برخی از جزئیات آن نیز بیان شده است.

    قرآن کتابى است که حتى در زمینه مسائل شرعى به ذکر کلیات بسنده کرده؛ به طور مثال فقط حکم وجوب نماز و روزه بیان شده و کیفیت آن در روایات آمده است؛ بنابراین نباید انتظار داشت که در قرآن مسایل جزئی دانش های مختلف بیان شده باشد.


    نکته پنجم:

    در اینجا به یک سوال اساسی و مهم می رسیم و آن اینکه:

    با تمام این تفاصیل، چرا قرآن به ذکر کلیات بسنده نموده و وارد تمام جزئیات مورد نیاز بشر نشده است؟


    پاسخ:

    قسمت اول: به نظر می رسد طرح احکام الهی به صورت کلی در قرآن مبتنی بر عوامل زیر باشد:

    1) بسیار بودن احکام جزئی و محدود بودن آیات قرآن.
    2) وجود پیامبر به عنوان بیانگر آیات قرآن.
    3) نیاز به پیامبر و ائمه معصومین و رجوع به آنان.
    4) دعوت به تفکر.



    قسمت دوم: معمولا قوانین به صورت کلی تدوین می گردد و پس به وسیله کارشناسان جزئیات آن بیان می شود، این رویکرد جهت پاسخگوی به نیازها با توجه به شرایط زمان و صورت می گیرد؛ از این رو قوانین کشورها کلی است و سیاست کلان و بلند مدت آنها، به صورت کد و رمز تدوین می شود تا با شرایط زمان همخوان باشد.

    بی تردید قرآن کتاب قانون است که برای همه انسان ها آمده است؛ از این رو باید پاسخگوی نیازهای همگان باشد. این مهم با بیان مسایل کلی امکان پذیر است.

    قرآن جهت بیان کلیات و همخوانی آن با شرایط زمان، خبرگانی قرآنی پیش بینی کرده است که پیامبر صلوات الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام هستند و از آنها به عنوان "راسخان در علم" یاد شده است.


    قسمت سوم:افزون بر آن اگر همه جزئیات در قرآن بیان می شد، لازم می آمد چندین جلد قرآن داشته باشیم. این مسئله حفظ قرآن را به صورت طبیعی و روند عادی دچار مشکل می کرد و احتمال تحریف در آن بیشتر می شد، به خصوص اگر به مسایل جزئی و چالش برانگیز اشاره می شد.

    اما با توجه به بحث های پیشین روشن گشت که خداوند متعال وجود نازنین پیامبر صلوات الله علیه و آله را به عنوان تبیین کننده آیات قرآن معرفی نموده و با وجود ایشان و بعد از ایشان با وجود معصومین علیهم السلام، نیازی به توضیح و تفصیل تمام جزئیات نیست.


    قسمت چهارم: هم چنین خداوند با طرح مسایل کلی، زمینه رجوع مردم به پیامبر صلوات الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام را فراهم نموده است؛ بدین معنا که مردم جهت تغییر و یادگیری معارف قرآن، به اهل بیت رجوع کنند، آنان مفسران قرآن و وارثان علوم انبیا و نگهبانان علم الهی و به تعبیر پیامبر صلوات الله علیه و آله برابر قرآن و"ثِقْل اصغرند".

    این حقیقت در روایات بسیاری مطرح شده است. از مجموع آنها بر می آید که خواسته خدا و رسولش آن بوده که مردم در امور دینی و آموختن قرآن به ائمه مراجعه نمایند.

    در قرآن آمده است:

    وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

    ما پیش از تو، جز مردانی که به آنان وحی می‌کردیم، نفرستادیم! (همه انسان بودند، و از جنس بشر!) اگر نمی‌دانید، از آگاهان بپرسید.

    «الأنبیاء/7»


    مرحوم علامه طباطبایی رحمة الله علیه ذیل این آیه می نویسند:

    آیه به یک اصل عمومی عقلانی اشاره دارد و آن این که جاهل به اهل خبره مراجعه کند اما اینکه در امور دین، اهل ذکر و آگاهی کیست، در روایات به اهل بیت علیهم السلام تطبیق داده شده است.

    زمانی می توانیم این مسئله را به خوبی دریابیم که در زمان آخر زندگی پیامبر صلوات الله علیه و آله و بعد از رحلت ایشان نظر کنیم که گروه بسیاری با شعار "کتاب خدا ما را بس است" به طرد و خانه نشینی حضرت علی علیه السلام و ائمه اقدام نمودند، در حالی که کتاب خداوند احکام و فروع را به صورت کلی بیان کرده بود و آیات نیازمند مفسران واقعی بود.

    -----------

    البته بحث مفصل و جامعی پیرامون موضوع حسبنا کتاب الله قبلا توسط همکار گرامی و عزیز جناب پاسخگوی محترم اعتقادی در این تاپیک انجام گرفته است:

    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24455

    -----------------------

    ادامه دارد...

    .



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17



    ادامه از پست قبل:

    --------------------------

    نتیجه:

    1) خداوند متعال با توجه به اینکه قرآن را به عنوانت کتاب هدایت بشر معرفی کرده، کلیات
    اموری است که برای پیمودن این راه لازم است، بیان نموده است. نه این که قرآن یک دائرة المعارف بزرگ باشد که تمام جزئیات علوم فقهی و غیره در آن آمده باشد.

    2) شیوه قرآن در بیان احکام و مسائل اسلامی، بیان کلیات است و قرآن کلیات تمام چیزهایی که برای هدایت بشر لازم است بیان کرده است و بیان جزئیات را بر عهده رسول اکرم و امامان معصوم علیهم السلام نهاده است.

    3) قرآن یک دعوت کلی به کسب همه علوم و معارف و دانشها کرده که تمام دانش های یاد شده و غیر آن، در این دعوت کلی جمع است.

    4) آگاهان و عالمان در معانی آیات، تفکر و دقت کنند و به ابتکار و استخراج مسایل جزئی بپردازند از این طریق خداوند زمینه پرورش عالمان دینی را پس از امامان معصوم علیهم السلام نیز فراهم می آورد که با تدبر در آیات و سنت پیشوایان دینی، با توجه به شرایط زمان و مکان و نیازهای متغیر انسان ها به اجتهاد در احکام دین بپردازند و پاسخگویی نیاز دینی انسان ها در هر عصر باشند.

    اگر چه احکام و شرایط کلی ثابت است، اما همه احکام جزئی منحصر در عبادات مانند نماز و روزه و... نمی شود؛ پس نیاز به عالمان دینی در هر عصری برای برآورده کردن نیازهای دینی لازم و ضروری است.

    5) و نکته آخر اینکه بیان تمام جزئیات مورد نیاز بشر در احکام و غیره با توجه به نیازهای روزافزون او و تغییر موضوعات احکام، امری معقول نیست و اگر می خواست انجام شود علاوه بر اینکه معلوم نبود قرآن دارای چه حجمی می شد،
    حفظ قرآن را به صورت طبیعی و روند عادی دچار مشکل می کرد و احتمال تحریف در آن بیشتر می گشت.

    6)
    خداوند با طرح مسایل کلی، زمینه رجوع مردم به پیامبر صلوات الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام را فراهم نموده است؛ بدین معنا که مردم جهت تغییر و یادگیری معارف قرآن، به اهل بیت رجوع کنند، آنان مفسران قرآن و وارثان علوم انبیا و نگهبانان علم الهی و به تعبیر پیامبر صلوات الله علیه و آله برابر قرآن و"ثِقْل اصغرند".

    -------------------

    البته نتیجه گیری به این معنا نیست که بحث پایان یافته باشد.

    گرچه گمان می کنم بحث بیشتر حول این موضوع خارج از بخش احکام باشد، اما یقینا باب طرح نظر پیرامون آن باز است.

    اگر در این زمینه بحثی نبود، به امید خدا در ادامه به سوال اصلی استارتر تاپیک تحت این عنوان پرداخته خواهد شد:


    منابع اجتهاد در فقه شیعه

    .




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط zkmm نمایش پست
    چرا احكامي مانند نماز و وضو و حج و حجاب و غيره در قران به طور كامل و دقيق بيان نشده تا بعدها باعث اختلاف در ميان مسلمانان نشود ؟

    هر کس به فراخور در ک خود راهی و سیله ای برای رسیدن به خدا دارد

    يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(المائدة/35)

    اي کساني که ايمان آورده‌ايد! خدا را در نظر داشته باشید ! و وسيله‌اي بسوی او بجوئيد! و در راه او تلاش کنید ، باشد که رستگار شويد


    بنابر این روشها ی رسیدن به خدا در افراد مختلف ذاتا فرق می کند

    روش ووسیله ی درک و ارتباط باخدا برای من نوعی ممکن است با فرد دیگری اختلاف داشته باشد

    در دنیا به اندازه ی تفاوت اثر انگشتان اختلاف عقیده وجود دارد

    در قانون خدایی ما نمی توانیم دیگران را مجبور کنیم که درست مانند ما بیندیشند

    خود محمد بن عبد الله هم چنین حقی نداشته است که دیگران را با زور به دین خود بخواند

    ما نمی توانیم به زور به دیگران تحمیل کنیم که مانند ما باشند همانطور که نمی توانیم

    به دیگران بگوییم اثر انگشتتان باید مانند انگشت ما باشد ( این زور گویی، نشانگر بی عقلی است )

    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۱۱/۲۵ در ساعت ۱۳:۳۸


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    با سلام خدمت جناب اسخگو وبقیه دوستان

    نقدی بر مطالب ارایه شده داشتم .

    ابتدا گفته اید اگر مطالب بطور کامل بیان می شد حجم قران زیادمی شد و از حفظ کردن ان مشکل میشد.
    کجا و در کدام ایه از قران خدااز مسلمانان خواسته است که قران را حفظ کنند.

    ایا کم کردن حجم قران دلیل منطقی و قانع کننده ای برای این موضوع می تواند باشد در جایی که صدها ایه به مطالب تکراری در زمینه قیامت و 000 اشاره میکند .
    اما گفته اید که هدف این است که به امامان رجوع کنیم . کدام امامان . امامان شیعه یا سنی یا 72 فرقه دیگر .
    اگر بحث را در این زمینه باز کنید باز مساله درستی حدیث و تفاسیر مختلف و همان بحثهای کلیشه ای و تکرار مکررات خواهد بود .
    همچنین ازنظر من به منابع اجتهاد در فقه شیعه وارد نشوید که هدف من ازطرح سوال این مساله نبوده است .
    مگر دوستان دیگر این تقا ضا را داشته باشند
    هدف من نگاهی نو ونگرشی جدید به قران می باشد . نگاهی فراگیر و جهانی نه در دایره تنگ یک مذهب .
    با تشکر
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    هر کس به فراخور در ک خود راهی و سیله ای برای رسیدن به خدا دارد يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(المائدة/35) اي کساني که ايمان آورده‌ايد! خدا را در نظر داشته باشید ! و وسيله‌اي بسوی او بجوئيد! و در راه او تلاش کنید ، باشد که رستگار شويد بنابر این روشها ی رسیدن به خدا در افراد مختلف ذاتا فرق می کند روش ووسیله ی درک و ارتباط باخدا برای من نوعی ممکن است با فرد دیگری اختلاف داشته باشد در دنیا به اندازه ی تفاوت اثر انگشتان اختلاف عقیده وجود دارد در قانون خدایی ما نمی توانیم دیگران را مجبور کنیم که درست مانند ما بیندیشند خود محمد بن عبد الله هم چنین حقی نداشته است که دیگران را با زور به دین خود بخواند ما نمی توانیم به زور به دیگران تحمیل کنیم که مانند ما باشند همانطور که نمی توانیم به دیگران بگوییم اثر انگشتتان باید مانند انگشت ما باشد ( این زور گویی، نشانگر بی عقلی است )
    درود بر شما

    اگر همه اینچنین بیندیشند در جهان یک غیر مسلمان هم دیده نمی شود .
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    سلام خدمت جناب پاسخگو

    چون در جواب به موضوع مورد بحث اشاره به حدبث ثقلین فرمودید . اگر امکان دارد حدیث فوق و منابع نقل ان را در کتابهای
    شیعه و سنی بفرمایید .
    همچنین ایا همه فرق اسلامی این حدیث را به همان صورتی که شیعه قبول دارد قبول دارند ؟ یا انها ان را به صورتهای دیگر نقل
    کرده اند ؟اگر امکان دارد نقلهای انها را هم بنویسید .
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود