صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ¤**¤ توكل و مراحل و اثار آن ¤**¤

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71

    ¤**¤ توكل و مراحل و اثار آن ¤**¤




    مطالب زير از بيانات آيت الله جوادي آملي است
    توكل كه يكى از مراحل سير سالكان الى الله است، همان، «گزينش و پذيرش وكيل» است و «وكيل» كسى است كه از سوى موكل خود، تدبير و سرپرستى كارى را بر عهده مى‏گيرد. هر كس در كارى كه «خبره» آن نيست يا توان آن را ندارد، وكيل مى‏گيرد و چون انسان، بدون علم و قدرتى كه خداى سبحان به او عطا مى‏كند، در كارهاى خود نه خبره است و نه قدرت انجام آن را دارد، پس بايد بر مبدئى كه خبير و قدير است تكيه و اعتماد كند. پس، توكل آن است كه انسان در همه كارها خود را جاهل و عاجز بداند و كار خود را به خداى عليم قدير واگذار كند.
    ما براى انجام كارها و دستيابى به اهداف خود همواره از اسباب و وسايلى استفاده مى‏كنيم و براى رسيدن به مرحله توكل بايد نه تنها همه آن اسباب و وسايل را از خدا و خدا را «مسبب الاسباب» بدانيم، بلكه بايد نه خود مدعى استقلال در برابر خدا باشيم و نه براى اسباب و ابزار فعل، استقلال در سببيت قائل باشيم؛ البته توكل آن نيست كه انسان كار را به خود يا ساير اسباب و علل نسبت ندهد، بلكه بايد خداى سبحان را سبب اصيل و سبب‏ساز هر كارى بداند و همه ماسوا را شئون و مظاهر فاعليت خدا بداند؛ زيرا هيچ سببى در تأثير و سببيت خود مستقل نيست و تنها به ميزانى كه خداى سبحان به آن سببيت بخشيده، قدرت تأثير دارد




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    خداى سبحان بهترين وكيل انسانى است كه از خود هيچ علم و قدرتى ندارد؛ زيرا او تنها وكيلى است كه هر چه را اداره كند خبيرانه و قديرانه مى‏تواند به انجام رساند: «كذلك الله يفعل ما يشاء».
    [2] «ولكن الله يفعل ما يريد». [3] «و من يتوكل على الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لكل شى‏ء قدرا». [4] و هر حكمى بخواهد مى‏كند: «ان الله يحكم ما يريد». [5]
    پس او سبب غير مغلوب و شكست‏ناپذير است و هيچ مانعى نمى‏تواند جلو نفوذ اراده او را بگيرد و او را از رسيدن به مرادش بازدارد و يا به گونه‏اى بين او و هدف فعل او حايل شود: «و الله يحكم لا معقب لحكمه».
    [6] و چون همه علل و اسباب به او منتهى مى‏شود او براى هر متوكلى «كافى» است: «فأعرض عنهم و توكل على الله و كفى بالله وكيلا». [7]



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توکل و انواع آن



    در این رابطه دو نکته حائز اهمیت است :
    از این جهت که حسن ظن به خدا دارید و در این رابطه توکل بالایی دارید و امید به او در سرتاسر وجودتان است باید گفت این خود نعمتی است که نصیب هر کسی نمیشود و در احادیث است که خداوند بر اساس حسن ظن بندگانش به وی ، نعمتهایش را ارزانی می دارد .
    اما نکته مهمتر این است که توکل بدون رنج و زحمت کافی نیست چرا که لیس للانسان الا ما سعی یعنی هر کس همان را برداشت کند که کاشته باشد.
    در این رابطه بهتر است تعریف توکل و انواع آن را برای شما ذکر کنیم:
    عریف توكل: راغب اصفهانى درباره معناى توكل مى‏فرماید: اگر كلمه توكل با «لام» بیاید به معناى تولى و عهده‏دار شدن سرپرستى مى‏باشد مثل توكلت لفلان مى‏باشد یعنى من متولى و عهده دار سرپرستى فلانى شدم و اگر با على بیاید بمعناى اعتماد كردن مى‏باشد مثل توكلت على فلان یعنى اعتماد كردم بر فلانى(1) برخى از بزرگان توكل به همین معنا را با تفویض به یك معنا و یا حداقل نزدیك به هم دانسته‏اند زیرا توكل را به معناى واگذار كردن كار به دیگرى معنا كرده‏اند در حالى كه تفویض چنین معنایى را دارد ثقه الاسلام كلینى در اصول كافى التفویض الى الله (واگذار كردن كار به خدا) در باب التوكل على الله (اعتماد كردن به خدا) در یك باب آورده‏اند(2) جناب خواجه نصیر الدین طوسى در كتاب اوصاف‏الاشراف درباره توكل مى‏فرماید: (مقصود از توكل این است كه بنده هر كارى كه مى‏كند و براى او پیش مى‏آید به خداى متعال واگذارد زیرا كه مى‏داند خدا از خود او تواناتر و قوى‏تر است و به نحو احسن انجام مى‏دهد سپس به قضاى خدا راضى باش و با وجود این در امورى كه خدا به او واگذر فرموده است. كوشش و جدیت كند و خود را با كوشش و قدرت و اراده خویش از اسباب و شروطى بداند كه موجب تعلق اراده و قدرت خدا به امر او مى‏شود و معنى لاجبر و لاتفویض «بل امر بین الامرین» هم از این بیان ظاهر مى‏گردد،(3). آوردن معناى تفویض در تعریف توكل و این‏ها را به نزدیك به هم دانستن توجیهى وجیه دارد زیرا توكل یعنى اعتماد كردن و تفویض یعنى واگذار كردن. و لازمه واگذارى اعتماد كردن مى‏باشد. وقتى كسى به كسى دیگر اعتماد مى‏كند به راحتى و بدون دغدغه كار خود را هم به او واگذار مى‏كند ازاین‏رو در قسمتى از روایتى در باب توكل و تفویض اصول كافى چنین آمده: فتوكل على الله بتفویض ذالك الیه(4) یعنى با واگذار كردن كار به خداى تعالى بر او توكل كن پس تفویض ظهور بخش و لازمه بروز توكل مى‏باشد در پاره‏اى از روایات تعریف توكل به لحاظ همان معناى لازم ذكر شده است حال معناى لازم همان معناى تفویض است یا معناى لازمى دیگر مثلًا در روایتى پیامبر (ص) از جبرئیل مى‏پرسند: ما التوكل على الله عزوجل؟ فقال: العلم بانّ المخلوق لایضر و لاینفع و لامعطى و لایمنع و استعمال الیاس من الخلق فاذا كان العبد كذالك لم یعمل لاحد سوى الله و لم یرج و لم یخف سوى الله و لم یطمع فى احد سوى الله فهذا هو التوكل توكل برخداى عزوجل چیست؟ جبرئیل عرض كرد: علم داشتن به این كه مخلوق نه زیانى مى‏رساند ونه سودى مى‏بخشد و نه مى‏دهد و نه باز مى‏دارد و به كار گرفتن یأس از خلق (یعنى آن یأس باطنى را كه نسبت به مردم دارد در عمل و خارج نشان دهد) پس هر گاه بنده چنان باشد براى احدى غیر از خدا كار نمى‏كند و جز خداامید ندارد و از غیر او ترسى ندارد و در احدى غیر از خدا طمع ندارد این همان توكل است در تمام این فقرات توكل به معناى لازم آن گرفته شده است مثلًا وقتى انسان علم دارد كه مخلوق نه ضررى مى‏رساند و نه سودى مى‏بخشد كه فقط بر خداى تعالى اعتماد داشته باشد ونسبت به مخلوق نه ضررى مى‏رساند و نه سودى مى‏بخشد كه فقط بر خداى تعالى اعتماد داشته و كارش را به او واگذار كرده باشد در این صورت فقرات حدیث شریف به معناى لازم لازم گرفته شده‏اند»،(5). پس خلاصه توكل بر خدا یعنى اعتماد كردن بر خداى تعالى و واگذار كردن كار به او و تسلیم اراده و مشیت او بودن و هیچگونه اعتماد و تكیه نداشتن و استقلال ندادن به اسباب غیر از مسبب الاسباب یعنى حضرت حق تعالى. البته واضح است ك معناى توكل آن نیست كه انسان به دنبال اسباب كار نرود زیرا تمامى كارها با اسباب انجام مى‏گیرند ولى فقط باید بداند كه اسباب از خود چیزى نداشته و هرگز مستقل نمى‏باشند و تنها تكیه گاه خداى تعالى مى‏باشد،(6). مراحل توكل: توكل را مى‏توان بطور كلى بر سه قسم تقسیم كرد:
    1- توكل زبانى:
    یعنى آن توكلى كه فقط با زبان گفته مى‏شود توكلت على الله (برخداتوكل كردم) این توكل از ارزش معنوى برخودار نیست.
    2- توكل اعتقادى:
    یعنى آن توكلى كه ناشى از این اعتقاد است كه واقعاً همه كاره خداوند
    تبارك و تعالى است و حقیقتاً او تكیه گاه همه چیز و همه كس است با توجه به این اعتقاد توكل بر خداى تعالى مى‏شود و سپس بر كارى اقدام مى‏گردد این توكل از ارزش معنوى برخودار است كه اكثر مسلمان‏ها مى‏توانند با توجه به این مرحله توكل كارهاى خود را آغاز كنند.
    3- توكل قلبى:
    یعنى آن توكلى كه از حالات بلكه از ملكات فضیله نفس انسانى گشته است و شاید حدیث شریف زیر به این مرحله عالى از توكل اشاره داشته باشد: على بن سوید مى‏گوید از امام موسى بن جعفر (ع) درباره این آیه شریفه وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ هر كس بر خدا توكل كند خدا او را بس است پرسیدم حضرت فرمود: التوكل على الله درجات منها ان تتوكل على الله فى امورك كلها فما فعل بك كنت عنه راضیاً تعلم انه لا یألوك خیراً و فضلًا و تعلم ان الحكم فى ذالك له فتوكل على الله بتفویض ذالك الیه وثق به فیها و فى غیرها توكل بر خدا داراى درجاتى است از جمله اینكه در تمام كارهایت برخدا توكل كنى پس هر چه خدا با تو انجام داد (و اراده حكمت آمیزش بر هر چه تعلق گرفت) راضى باشى علم و یقین داشته باشى كه او از هیچ خیز و فضلى دریغ نكند و نیز علم و یقین داشته باشى كه حكم و فرمان در این جهت با اوست پس با واگذارى كار به او بر او توكل كن و به او در كارهاى خود و كارهاى غیر خود وثوق (اطمینان و آرامش) داشته باش»،(7). در این حدیث به دو مقام بلند معنوى كه از اركان ایمان هم هستند اشاره شده است:
    1- مقام رضا.
    2- مقام تفویض.
    امام على (ع) مى‏فرمایند: الایمان على اربعه اركان، التوكل على الله و التفویض الى الله و التسلیم لامرالله و الرضا بقضاءالله ایمان چهار ركن دارد 1- توكل برخدا 2- تفویض الى الله 3- تسلیم امرالله 4- رضا به قضاى الهى»،(8). در نتیجه ایمان كه خود فقط یك امر قلبى است نه اعتقادى و زبانى چهار ركن دارد كه همه آنها نیز قلبى مى‏باشند بنابراین آن توكلى در كلام امام موسى بن جعفر (ع) مراد است كه قلبى باشد در چنین توكلى علم، یقین، وثوق و آرامش نهفته است و توكل كننده ذره‏اى دغدغه و ناآرامى ندارد توكل قسم اول از آن منافقین است زیرا صرفاً توكل زبانى است و باطن بدان اعتقادى ندارد توكل قسم دوم بهره عامه مسلمانان است و توكل قسم سوم ویژه مؤمنان واقعى است كه دستیابى به آن بسیار مشكل و در درازمدت مى‏باشد و هر كس به این مقام و مرحله سوم رسید متوكل واقعى مى‏باشد. ثمره و دستاورد توكل: توكل ثمرات زیادى دارد كه پاره‏اى از آنها عبارتند از:
    1- قوت قلب:
    امام على (ع) مى‏فرمایند: اصل قوه القلب التوكل على الله ریشه قوت قلب توكل برخداست،(9) و این ثمره بلندى است كه انسانى چنین از صلابت، استقامت در كارها برخورار است.
    2- قوت ایمان:
    امام رضا (ع) مى‏فرمایند: من احب ان یكون اقوى الناس فلیتوكل على الله هر كس دوست دارد قوى‏ترین مردم باش پس باید بر خداتوكل كند،(10) در روایتى دیگر این قوى‏ترین مردم به قوى‏ترین مردم از جهت ایمان تفسیر مى‏شود امام على (ع) مى‏فرمایند: اقوى الناس ایماناً اكثرهم توكلًا على الله سبحانه، قوى‏ترین مردم به لحاظ ایمان كسى است كه از همه مردم بر خدا بیشتر توكل كند(11) بنابراین هر كس توكل بیشترى داشته باشد از قوت ایمان بیشترى برخوردار است بزرگى این ثمره هم بر كسى پوشیده نیست.
    3- رام شد دشوارى‏ها و آسان گشتن اسباب:
    امام على (ع) مى‏فرمایند: من توكل على الله ذلت له الصعاب و تسهلت علیه الاسباب هر كس بر خدا توكل كند سختى‏ها برایش رام و اسباب و علل در مقابلش آسان مى‏گردد».
    4- شكست ناپذیرى:
    امام محمدباقر (ع) مى‏فرماید: من توكل على الله لایلغب و من اعتصم بالله لایهزم هر كس بر خدا توكل كند مغلوب نمى‏گردد و هر كس به خدا چنگ زند شكست خورده نمى‏باشد»،(12). البته واضح است كه مهمترین و پرثمرترین توكل همان قسم سوم است نه دوم و قسم سوم هم خود داراى مراتبى است كه هر چه توكل قلبى از مراتب بالاترى برخوردار باشد ثمرات توكل بیشر عائد مى‏گردد.
    پى‏نوشت‏
    (1)) المفردات راغب اصفهانى
    (2)) اصول كافى ج 3 مترجم، ص 103
    (3)) همان، ص 106
    (4)) همان ص 106 ر، 5
    (5)) میزان الحكمه، ج 10، ص 676، 22223
    (6)) با استفاده از المیزان، علامه طباطبایى ج 5 ص 239
    (7)) ترجمه اصول كافى كلینى، ج 3، ص 106، ر 5
    (8)) میزان الحكمه، ج 1، ص 318، ر 1348
    (9)) همان، ج 10، ص 681، ر 22248
    (10)) همان، ر 22246
    (11)) همان، ص 680 ر 22240
    (12)) همان، ص 681، ر 22247

    http://baztabe-rooz.mihanblog.com/post/17

    ¤**¤  توكل و مراحل و اثار آن  ¤**¤
    http://pichak.net/gallery/displayimage.php?album=26&pos=1

    ¤**¤  توكل و مراحل و اثار آن  ¤**¤¤**¤  توكل و مراحل و اثار آن  ¤**¤
    http://pichak.net/gallery/displayimage.php?pos=-2490










  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0



    یالطیف
    و من یتوکل علی الله فهو حسبه

    با پای سعی خود به کجا می توان رسید؟
    این راه را تمام ، به پای تو آمدم!

    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0



    یا لطیف
    تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست
    راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71




    مرز توكل و توسل به اسباب
    برخى مى‏پندارند كه مرز «توكل» از مرز «تسبب» (استفاده از اسباب) جداست؛ بدين معنا كه هرگاه ابزارها، اسباب و عوامل كار فراهم است نيازى به توكل نيست و تنها در جايى كه اسباب و عوامل كار فراهم نيست انسان بايد بر خدا اعتماد و توكل كند؛ جداسازى مرز توكل و تسبب پيامش آن است كه تا آن جا كه اسباب دستيابى به هدف فراهم است نياز به توكل نيست و آن جا كه توكل مى‏كند نيازى به استفاده از اسباب ندارد و بايد اسباب را رها كند؛ مثلا در جهاد، بخشى از كار را با توسل به اسباب و «أعدوا لهم ما استطعتم من قوة».
    [11] و بدون توكل انجام دهد و بخش ديگر را با «على الله فتوكلوا». [12] و بدون تمسك به اسباب انجام دهد؛ يعنى هنگامى كه به مرز توكل رسيد اسباب و ابزار فعل را رها كند.
    درباره دعا و توسل نيز چنين پندارى مطرح است كه مرز دعا و توسل از آن جاآغاز مى‏شود كه از اسباب و عوامل عادى و مادى كارى بر نيايد. در حالى كه‏هر دو پندار باطل، و اين مرزبنديها نارواست؛ چنين نيست كه انسان بخشى ازكار را با اسباب عادى بدون توكل انجام دهد و بخش ديگر را با توكل، توسل‏ودعا، بلكه اينها در همه بخشهاى فعل آدمى حضور و ظهور دارد و حتى درجايى كه انسان با وسايل و اسباب كار مى‏كند، بايد بر خدا توكل كند وهمان‏گونه كه گلاب در برگ گل مفروش است توكل، توسل و دعا در همه جاى فعل و همه كارهاى ما جريان داشته باشد. ما حتى در تهيه كردن ابزار و اسباب فعل و همچنين در استفاده از ابزارها بايد اهل دعا و توكل باشيم؛ زيرا از يك‏سو اسباب موجود فعل را خداى «سبب‏ساز» فراهم آورده است و از سوى ديگرممكن است بر اثر علل خاصى همان خداى سبب‏ساز كه «سبب‏سوز» نيزهست، ابزار موجود فعل را از دست ما بگيرد و ميان ما و هدفمان حايلى ايجاد كند.
    حاصل اين كه، توكل همانند دعا و توسل مربوط به خارج از محدوده علل و اسباب ظاهرى و مادى نيست و متوكل بايد در همه شئون هستى و در همه كارهايش و از جمله، در تحصيل اسباب از خدا بخواهد و بر او اعتماد كند و كار خود را به او واگذار كند.
    در احاديث آمده است: «و اعقل راحلتك و توكل».
    [13] هم زانوى شترت را محكم ببند و هم بر خدا توكل كن و اين بدان معنا نيست كه عقال كردن شتر براى حفظ آن، كار بنده خداست و حفظ شتر در غياب او، كار خدا؛ زيرا اين همان مرزبندى و محدود ساختن توكل است، بلكه بدين معناست كه «اعقل متوكلا» ؛ يعنى حتى عقال كردن و بستن زانوى شتر نيز بايد با توكل همراه باشد، چنانكه گفته‏اند: «با توكل زانوى اشتر ببند»>.




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    آثار توكل
    قرآن كريم براى توكل انسان مؤمن بر خدا، آثار فراوانى بر مى‏شمارد؛ از جمله اين كه متوكل محبوب خداست: «إن الله يحب المتوكلين».
    و چون ذات اقدس خداوند محب و محبوب خود را رها نمى‏كند و آثار هر محبوب به دست محب او ظهور مى‏كند خداوند امور متوكلان را كفايت مى‏كند: «و من يتوكل على الله فهو حسبه». «و كفى بالله وكيلا».
    و چون او وكيلى نفوذناپذير و سنجيده‏كار است: «و من يتوكل على الله فإن الله عزيز حكيم».
    پس بهترين وكيل است:
    «حسبنا الله و نعم الوكيل».
    درباره جنگ احد نيز مى‏فرمايد: با اين كه رزمندگان مسلمان مجروح بودندو عده آنان نيز كم بود، گروهى فرار كرده و گروهى نيز كشته شده بودند؛ اما چون بر خدا توكل كردند بر اثر امداد غيبى زمينه‏اى فراهم شد تا آسيب نبينند و با خوشنامى و سرفرازى برگردند و كفار را نيز بترسانند:
    «الذين قال لهم الناس إن الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم إيمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوكيل فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم يمسسهم سوء و اتبعوا رضوان الله و الله ذو فضل عظيم». توكل بر خدا باعث مى‏شود كه همه ابزارها از كارآيى لازم برخوردار شود و كمبودها نيز به خوبى ترميم و جبران شود.


  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71




    اعتماد به نفس يا توكل بر خدا؟
    يكى از افكارى كه از مغرب زمين به حريم انديشه ناب توحيدى مسلمانان و موحدان نفوذ كرده، اين است كه اعتماد به نفس از فضايل است و بايد ديگران را به آن ترغيب كرد؛ در حالى كه اسلام هرگز اعتماد به نفس را تأييد نكرده است؛ زيرا انسانى كه مالك هيچ شأنى از شئون خود نيست:
    «لا يملك لنفسه نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حياة و لا نشورا».
    [20]

    چگونه مى‏تواند بر خود تكيه كند؟
    آنچه از نظر اسلام فضيلت به شمار مى‏رود و دين به آن بها مى‏دهد اعتماد و توكل بر خداست، چنانكه حضرت امام جواد (عليه‏السلام) فرمودند:
    «الثقة بالله تعالى ثمن لكل غال و سلم إلى كل عال».
    [21] اعتماد به خدا بهاى هر كالاى گرانبها و نردبان صعود به هر درجه بلندى است. تكيه‏گاه مؤمن، قدرت بى‏كران و مستقل خداى سبحان است، نه قدرت خودش و نه قدرت ديگران.
    اما اعتماد به نفس يا اعتماد به ديگران از نظر اسلام رذيلت است؛ زيرا معناى اعتماد به نفس آن است كه انسان به حول و قوه خود اعتماد كند، در حالى كه خداى سبحان در معرفى مؤمنان مى‏فرمايد: آنان در برابر تهاجم بيگانگان مى‏گفتند:
    «حسبنا الله و نعم الوكيل».
    [22]
    آنان نمى‏گفتند قدرت نظامى و توان رزمى ما كافى است.
    انسانى كه در برابر خدا عاجز است و مالك چيزى نيست، بايد بر خدا توكل كند نه بر نفس خود. امام سجاد (عليه‏السلام) در ابتداى دعاى ابوحمزه به خداى سبحان عرض مى‏كند: «من أين لي الخير يا رب و لا يوجد إلا من عندك و من أين لي النجاة و لا تستطاع إلا بك . لا الذي أحسن استغنى عن عونك و رحمتك و لا الذى أساء و اجترء عليك و لم يرضك خرج عن قدرتك... و لولا أنت لم أدر ما انت».
    [23] از كجا خيرى توانم يافت؟ در صورتى كه خير جز نزد تو نيست و از كجا راه نجاتى خواهم جست و حال آن كه جز به لطف تو نجات ميسر نيست... نه نيكوكاران از يارى و لطف و رحمتت بى‏نيازند و نه تبهكاران بى‏باك، از سلطه و قدرت تو بيرونند... اگر بر اثر هدايت تو نبود، نمى‏دانستم تو كيستى.


  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    گاهى امر بر انسان مشتبه مى‏شود و «كل بر مردم بودن» را «توكل» مى‏پندارد. در حالى كه بر اساس روايات، بدترين مردم كسى است كه سربار ديگران باشد: «ملعون من ألقى كله على الناس».
    [24] و از اين رو برخى از علماى دين كل بر مردم بودن را حرام دانسته‏اند.
    انسان نبايد در مسافرت و حالات ديگر مزاحم و سربار ديگران باشد و با همراه نداشتن زاد و توشه، به عنوان توكل خود را بفريبد، چنانكه گفته‏اند: برخى در سفر حج بدون زاد و توشه حركت مى‏كردند و بر اين عقيده بودند كه انسان متوكل بر خدا نيازى به زاد و توشه ندارد.
    البته آنچه گفته شد، در باره متوسطان از مؤمنان است و گرنه حساب اوحدى از انسانها از ديگران جداست و ممكن است انسان به جايى برسد كه ره‏توشه او همان توكل بر خدا باشد و اصلا به اسباب عادى اعتنا و اعتماد نداشته باشد، چنانكه حضرت اميرالمؤمنين (عليه‏السلام) در برخى جنگها بدون زره به ميدان مى‏رفتند و يا برخى شبها به تنهايى به گشت‏زنى مى‏پرداختند و هنگامى كه قنبر، غلام آن حضرت، سر آن را پرسيد، فرمودند اين حاصل يقين است:
    «عن أبي عبدالله ( عليه السلام): كان قنبر غلام على يحب عليا ( عليه السلام) حبا شديدا فإذا خرج علي صلوات الله عليه خرج على إثره بالسيف فرآه ذات ليلة، فقال: يا قنبر ما لك؟ فقال جئت لأمشي خلفك يا أميرالمؤمنين. قال: ويحك أ من أهل السماء تحرسني أو من أهل الأرض؟ فقال: لا بل من أهل الأرض. فقال: إن أهل الأرض لا يستطيعون لي شيئا إلا بإذن الله من السماء فارجع فرجع».
    [25]
    گاهى انسان بر اثريقين‏چنان اعتماد و توكلى پيدا مى‏كند كه منطق او «إن معى ربى سيهدين».
    [26] است ولى گاهى در حال عادى به سر مى‏برد و بايد هر يك از «توكل» و «تسبب» رادر جاى خود حفظ كند؛ يعنى، در همه بخشهاى كار و درهمه‏كارهاى‏خود هم اهل توكل بر خدا باشد و هم اسباب لازم فعل را فراهم‏كند.


  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    براى روشنتر شدن حد توكل فائده استعانت به توكل، ترغيب قرآن و عترت طاهرين ( عليهم السلام) به توكل، استمرار سنت و سيرت انبيا و مرسلين ( عليهم السلام) بر توكل و مانند آن، چند نكته در پايان مبحث توكل ارائه مى‏شود.
    يكم: توكل بر خدا همراه با اعتقاد توحيدى به حسيب و كافى بودن اوست؛ يعنى، متوكل راستين بر خدا، معتقد است كه تنها مبدأ كفايت او خداوند است، چنانكه از آيه: «فإن تولوا فقل حسبى الله لا إله إلا هو عليه توكلت».
    [27] از جهت تقديم خبر بر مبتدا، حصر حسيب و كافى بودن خداوند استنباط مى‏شود و در چنين فضاى توحيدى، توكل، مطرح مى‏شود، و آن نيز به صورت حصر؛ زيرا از تقديم كلمه، «عليه» بر «توكلت» چنين برمى‏آيد كه تنها تكيه‏گاه موحد ناب همانا خداى حسيب است، از اين رو امام على ( عليه السلام) فرموده‏اند:
    «لا شهيد غيره و لا وكيل دونه».
    [28]
    دوم: چون خداوند تنها حسيب و كافى است، از اين رو در جهاد (اصغر و اكبر) تنها پشتوانه مجاهد نستوه توكل بر خداوند خواهد بود. بر اين اساس حضرت نوح در مصاف و هماوردى با قوم تبهكار خويش دستور يافت تا بگويد:
    «فعلى الله توكلت فأجمعوا أمركم و شركائكم».
    [29]
    و خداوند نيز درباره وارستگان از سلطه وسوسه‏گر و سيطره اغواگر و هيمنه اضلال‏كننده، يعنى ابليس فرمود:
    «إنه ليس له سلطان على الذين آمنوا و على ربهم يتوكلون».
    [30]
    پس مهمترين عامل رهايى از دشمن در جهاد اصغر و اكبر، همان توكل به خداوند در سايه ايمان به او خواهد بود.
    سوم: حضرت امام صادق ( عليه السلام) حد توكل را، مقام يقين، معرفى كرده، چنين فرمودند:
    «ليس شي‏ء إلا و له حد»،
    آنگاه ابوبصير عرض كرد: حد توكل چيست؟ فرمود:
    «ألا تخاف مع الله شيئا».
    [31] يعنى حد يقين كه مرحله نهايى توكل مى‏باشد اين است كه انسان متوكل و متيقن با ادراك همراهى خداوند از هيچ چيز هراسناك نيست، نه از دشمن كوچك و نه از عدو بزرگ؛ زيرا تنها كسانى كه از خداوند مى‏ترسد عالمان الهى هستند: «إنما يخشى الله من عباده العلماء». [32] و اين گروه كه همان مبلغان راستين پيامهاى خداوند هستند، تنها از او مى‏ترسند نه از شخص يا چيز ديگر:
    «الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لا يخشون أحدا إلا الله».
    [33]
    بنابراين، مستفاد از مجموع اين دو حصر اين است كه، عالمان الهى كه اهل توكل و يقين هستند فقط از خداوند هراسناكند و از هيچ شى يا شخص ديگرى ترس ندارند و چون، يقين به عنوان حد توكل، مطرح است همه مزايا و كمالهاى وجودى كه از لوازم يقين شمرده مى‏شود، بر توكل مترتب خواهد بود؛ زيرا آن كمالها حد توكل است كه مقام توكل به آن فضايل محدود مى‏گردد.


  15. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود