صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ♥♥♥داستانهاي كوتاه و آموزنده از كتاب اصول كافي♥♥♥

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71

    ♥♥♥داستانهاي كوتاه و آموزنده از كتاب اصول كافي♥♥♥




    منبع مطالب كتاب داستانهاي اصول كافي جلد 1 و 2 نوشته محمد مهدي اشتهاردي است

    فرق بين عقل و ادب
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ابوهاشم (كه يكى از فقهاى اسلام در عصر امام رضا(ع ) و امام جواد(ع )... بود) مى گويد: در محضر حضرت رضا(ع ) بوديم ، و افرادى نيز در آنجا بودند، سخن از عقل و ادب (نيروى انديشه و اخلاق اسلامى ) به ميان آمد، هر كسى چيزى مى گفت ، امام رضا(ع ) فرمود:
    ((عقل از عطاياى الهى است ، ولى ادب ، (مربوط به انسان است كه آن ) را با رنج و زحمت ، تحصيل مى كند، بنابراين كسى كه در تحصيل ادب ، زحمت ، تحصيل مى كند، بنابراين كسى كه در تحصيل ادب ، زحمت و رنج كشيد، آن را بدست مى آورد، ولى كسى كه در كسب عقل رنج و زحمت بكشد، جز بر نادانى خود نمى افزايد))(يعنى اصل عقل ، از موهبتهاى خدادادى است ، و قابل كسب نيست ، ولى امور اخلاقى و ارزشهاى انسانى ، قابل تحصيل است ، و مى توان با زحمت و رنج در تحصيل آن امور، به درجه عالى ادب رسيد)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    ابن سكيت اهوازى ، از دانشمندان بزرگ و مشهور عصر امام دهم حضرت هادى (ع ) بود، و از محضر آن حضرت و امامان ديگر بهره هاى وافر برده بود، او روزى از امام هادى (ع ) اين سئوال را كرد:
    ((خداوند چرا حضرت موسى (ع ) را با معجزه عصا و يد و بيضا و وسائل باطل كننده جادوى جادوگران فرستاد؟
    و چرا حضرت عيسى (ع ) را با وسائل طبابت و درمان بيماريها (و شفاى دردمندان و بيماران جسمى ) فرستاد؟
    ولى حضرت محمد پيامبر اسلام (ص ) را، با معجزه بيان و شيوا خطبه هاى غرا و سخنان دلنشين فرستاد؟))
    امام هادى (ع ) در پاسخ فرمود: در عصر موسى (ع )، آنچه كه بيشتر رواج داشت ، جادوگرى قرار گيرد و بر آنها چيره شود فرستاد، او كارهايى كرد كه ساحران از انجام آن عاجز ماندند، و جادوهاى جادوگران را باطل كرد و به اين ترتيب ، حجت و برهان را بر آنها ثابت نمود.
    و در عصر عيسى (ع )، بيمارى فلج و زمين گيرى زياد شده بود، و مردم به پزشك و درمان ، نياز شديد داشتند، از اين رو عيسى (ع ) در همين راستا، از جانب خدا چيزى آورد، كه پزشكهاى عصرش ، نظيرش را نداشتند، او به اذن خدا، مردگان را زنده مى كرد، كور مادر زاد را بينا مى نمود، اشخاص ‍ مبتلا به بيمارى پيسى را شفا مى داد و به اين ترتيب حجت را بر آنها ثابت نمود.
    ولى حضرت محمد، پيامبر اكرم (ص ) در عصرى به پيامبرى مبعوث گرديد كه شيوه سخنورى و خطبه خوانى و شعر سرائى ، زياد شده بود، آن حضرت ، مطالب بلند پايه و دقيق با بيان رسا و شيوا آورد، كه بر آنها برترى داشت و به اين ترتيب حجت را بر آنها تمام كرد.
    ابن سكيت : از پاسخ دلنشين امام هادى (ع )، قانع شد و عرض كرد: ((سوگند به خدا چنين پاسخى را از هيچكس نشنيده بودم )).
    آنگاه ابن سكيت پرسيد: در اين زمان ، حجت خدا بر مردم چيست ؟
    امام هادى (ع ) فرمود: ((آن حجت و دليل ، ((عقل )) است ، كه انسان به وسيله عقل ، رهبر راستين را مى شناسد و او را مى پذيرد، و رهبر دروغين را مى شناسد و او را تكذيب مى نمايد.
    اين سكيت : هذا والله هو الجواب : ((سوگند به خدا پاسخ درست ، همين است


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    اسحاق بن عمار مى گويد: به امام صادق (ع )عرض كردم : همسايه اى دارم ، بسيار نماز مى خواند و بسيار انفاق مى كند و بسيار به حج مى رود، و از او خلافى نسبت به خاندان رسالت ديده نشده است .
    امام صادق (ع ) فرمود: عقلش چگونه است ؟ (يعنى آيا عقل اجتماعى و بينش دينى دارد؟)
    گفتم :عقل ندارد، و از نظر فكرى در سطح پائين است .
    آن حضرت فرمود: ((لا يرفع بذلك منه )) ((او كه عقل ندارد، درجه اش ‍ به خاطر آن اعمال نيك ، بالا نمى رود))



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    يكى از مسلمانان ، در وضو گرفتن ، وسوسه داشت ، چندين با اعضاء وضو را مى شست ، ولى به دلش نمى چسبيد و آن را نادرست مى خواند و تكرار مى كرد.
    عبدالله بن سنان مى گويد: به حضور امام صادق (ع ) رفتم و از او ياد كردم ، گفتم : با اينكه او يك مرد عاقل است ، در وضو وسوسه مى كند.
    امام صادق (ع ) فرمود: ((اين چه عقلى است كه در او وجود دارد، با اينكه از شيطان پيروى مى كند؟))
    گفتم : چگونه از شيطان پيروى مى كند؟
    فرمود: از او بپرس ، اين وسوسه كارى از كجا به او روى مى آورد؟، خود او جواب خواهد داد كه : ((از كار شيطان است ))
    چرا كه او مى داند وسوسه و تزلزل درا اراده ، از القائات شيطان است ، زيرا خداوند(در قران در سوره ناس آيه 4، 5) مى فرمايد:
    ((من شر الوسواس الخناس - الذى يوسوس فى صدور الناس ))
    پناه مى برم از شر وسوسه هاى شيطان مرموز، كه در سينه هاى انسانها وسوسه مى كند)) - ولى هنگام عمل بر اثر ضعف اراده ، قادر بر جلوگيرى از اطاعت شيطان نيست



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71




    ارزش تفكر عبرت آموز
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    حسن بن صيقل مى گويد: ((از امام صادق (ع ) پرسيدم : مردم از پيامبر روايت مى كنند ((انديشيدن يك ساعت ، بهتر از عبادت يك شب است ))، چگونه انديشه اى است ؟)).
    امام صادق (ع ) فرمود: هنگامى كه انسان از كنار خرابه يا خانه (رها شده اى ) مى گذرد، بگويد:
    ((اين ساكنوك ، اين بانوك ، ما بالك لاتتكلمين ))
    ((آنها كه در ميان تو سكونت داشتند، كجايند؟ آنها كه تو را ساختند كجايند؟ چرا سخن نمى گوئى ؟
    (به اين ترتيب ، هم امام ، آن روايت را تصديق فرمود، و هم چگونگى تفكر ارزشمند را بيان داشت ، و براستى كه چنين است ، فكرى كه مايه عبرت فكرى گر چه اندك باشد، بهتر از عبادات طولانى ، ولى سطحى و بى عمق خواهد بود).



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71




    ارزش علم و دانش
    علامه كيست ؟
    بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
    عصر رسول خدا(ص ) بود، روزى آن حضرت وارد مسجد شد ناگاه ديد گروهى در اطراف شخصى حلقه زده اند و به گفتار او گوش فرا داده اند، پيامبر (ص )، از آنها پرسيد: اين شخصيت كيست ؟
    شخصى گفت : اين شخص ، ((علامه )) است
    پيامبر (ص ) فرمود: علامه يعنى چه ؟
    گفتند: علامه كسى است كه از همه بيشتر به نسبتها عرب و رخدادهاى بين انسانها، آگاهى دارد، و حوادث دوران جاهليت و اشعار مردم آن عصر را مى داند.
    پيامبر (ص ) فرمود: ((اين گونه علم ، نه براى آن كسى كه آن را نمى داند زيانبخش است و نه براى آنكه آن را مى داند سودمند است ، سپس ‍ فرمود:
    انما العلم ثلاثة : آيه محكمة ، او فريضة عادلة اوسنة قائمة و ما خلاهن فهو فضل .
    يعنى : ((علم سودمند و علم شرع بر سه گونه است .
    1- اصول عقائد(كه براهين آيات روشن قران ، بيانگر است .)
    2- علم اخلاق (كه مركب از لشگر عقل و جهل است ، و بر انسان واجب است لشگر عقل را بپذيرد و از لشگر جهل ، عدول و دورى كند).
    3- احكام شريعت و مسائل حلال و حرام ، و غير از اين سه علم ، زيادى است )).



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    عصر رسول خدا(ص ) بود، مردى نزد رسول خدا (ص ) آمد و چنين پرسيد: (( علم و دانش ، يعنى چه ؟ )).
    پيامبر (ص ) فرمود: يعنى ((سكوت كردن )).
    او پرسيد: سپس چه معنى دارد؟
    پيامبر(ص ) فرمود: ((گوش فرادادن ))
    او پرسيد: سپس چه معنى دارد؟
    پيامبر (ص ) فرمود: ((به خاطر سپردن ))
    او پرسيد سپس چه معنى دارد؟
    پيامبر (ص ) فرمود: ((عمل كردن به آن ))
    او پرسيد: سپس چه معنى دارد، اى رسول خدا؟
    پيامبر (ص ) فرمود:((انتشار نمودن آن ))



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام ممنون از شما

  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    حمزة بن طيار به حضور امام صادق (ع ) آمد و بخشى از سخنرانيهاى پدر آن حضرت امام باقر(ع ) را در نزد آن حضرت بازگو كرد، هنگامى كه به فرازى از آن حضرت رسيد، امام صادق (ع ) به او فرمود: ((همينجا توقف كن و ساكت باش )).
    سپس فرمود: در امورى كه به آن رسيديد، و حكمش را ندانستيد و برايتان مجهول و نامعلوم بود، وظيفه شما اين است كه يا درنگ و سكوت كنيد، و يا به پيشوايان راه هدايت مراجعه كرده و از آنها بپرسيد تا شما را به راه راست هدايت نمايند و از راه گمراهى باز دارند، چنانكه خداوند (در قران ، آيه 43، و نحل و 7 انبياء) مى فرمايد:
    ((فاسئلوا اءهل الذكر ان كنتم لا يعلمون ))
    :((اگر مساله اى را نمى دانيد، از آگاهان (اهل قران ) بپرسيد))



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    ابان بن تغلب مى گويد: در حضور امام باقر(ع ) بودم ، شخصى مساءله اى پرسيد، و آن حضرت پاسخ آن را داد، سئوال كننده گفت : ((فقهاء چنين نگويند))
    امام باقر (ع ) فرمود: واى بر تو، تو هرگز فقيهى ديده اى ؟
    ((ان الفقيه حق الفقيه : الزاهد فى الدنيا، الراغب فى الاخرة ، المتمسك بسنة النبى (ص )))
    :((فقيه كامل كسى است كه : زاهد در دنيا، و شيفته آخرت ، و چنگ زننده به سنت پيامبر(ص ) باشد))



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود