جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا شيعه، خلافت را تنصيصى مى داند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    چرا شيعه، خلافت را تنصيصى مى داند؟




    سلام
    چرا شيعه، خلافت را تنصيصى مى داند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي اعتقادي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۱/۲۸ در ساعت ۲۰:۳۹

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    سلام
    چرا شيعه، خلافت را تنصيصى مى داند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي اعتقادي
    به نام خدا

    سلام علیکم

    با تشکر از شما به خاطر طرح این مبحث اعتقادی که بر مبنای اصول اعتقادی اسلام است دلایل این مطلب را عرض می کنم و امیدوارم هیچ نقطه مبهمی در این باره باقی نماند.

    به طور خلاصه باید گفت که تنصیصی دانستن خلافت یعنی لزوم نص و بیان شرعی بر خلافت یک شخص سه نوع دلیل دارد که عبارتند از:
    1- دلیل اعتقادی عقلی
    2- دلایل قرآنی
    3- دلایل روایی
    4- وقوع این مطلب در تاریخ

    در باره این موضوع بحث نسبتاً مفصلی در سرفصل "
    مبانی حکومت (منشأ حاکمیت، رسول و امام، ولایت فقیه و...)" صورت گرفته است که برای مطالعه بیشتر می توان به آن مراجعه کرد.

    در آن سرفصل این دلایل را بدین صورت توضیح دادیم که:
    1- از نظر اعتقادی اساسی ترین عقیده اسلامی توحید است. توحید در تمام جوانب دنیوی و اخروی زندگی مسلمان باید حاکم باشد. یعنی هر عقیده ای که در تضاد و تناقض با این اصل اساسی باشد از نظر اسلام مردود و باطل است.
    وقتی که می گوییم "لا اله الا الله" و قائل به حاکمیت مطلق خداوند متعال می شویم دیگر نمی توانیم هیچ حاکمیتی در عرض آن و در کنار آن برای چیزی و کسی دیگر قایل باشیم.
    یعنی تمام حاکمیت های اجتماعی باید ناشی از حاکمیت خداوند باشد تا توحید محقق شود و بتوانیم خود را موحد بدانیم.

    2- خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن حاکمیت را مختص خود دانسته و تکلیف انسان را نیز نسبت به فرستادگان خود مشخص فرموده است که نتیجه آن تنصیصی بودن خلافت و حکومت است.
    از جمله به آیات زیر می توان اشاره کرد:

    - ان الحکم الا لله (یوسف 40) (حکم مخصوص خداست). یعنی انسان هیچ حکمی را از هیچ کسی نباید بپذیرد مگر آنکه خدا اجازه داده باشد.
    -
    "اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ" (بقره 257). (خدا سرپرست مؤمنان است و آنان را از تاريكی ها به سوى روشنايى بيرون مى‏آورد، و كسانى كه كافر شدند سرپرستانشان طغيانگرانند كه از نور به تاريكى‏هايشان مى‏برند. آنها دوزخى‏اند و در آن جاودانند).
    بنابراین هرخلافت و حکومتی که از جانب خدا نباشد طاغوت محسوب می شود.


    - "إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ" (مائده 55).
    (ولی و سرپرست شما فقط خدا و رسول او و کسانی هستند که نماز را به پا می دارند و زکات می دهند در حالیکه در رکوعند)

    - اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ...

    و آیات فراوان دیگر...

    3- و اما دلایل روایی:
    - ... عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ اتَّقُوا الْحُكُومَةَ فَإِنَّ الْحُكُومَةَ إِنَّمَا هِيَ لِلْإِمَامِ الْعَالِمِ بِالْقَضَاءِ الْعَادِلِ فِي الْمُسْلِمِينَ لِنَبِيٍّ أَوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ" (کافی ج7 ص 406).
    (امام باقر علیه السلام فرمود: از حکومت کردن بپرهیزید، حکومت فقط شایسته ی امام عالم به قضاء و عادل بین مسلمین و شایسته ی پیامبر یا وصی پیامبر است).

    - ... عن أَبي بصير عن أَبي عبد الله ع قال إِنَ اللهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يَتْرُكَ الْأَرْضَ بِغَيْرِ إِمَامٍ عَادِل" (کافی ج1 ص178)
    (امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند بزرگوارتر از آن است که زمین را بدون امام عادل رها کند).

    - عن أبي جعفر عليه السلام قال: قال: والله ما ترك الله أرضا منذ قبض آدم عليه السلام إلا وفيها إمام يهتدي به إلى الله وهو حجته على عباده، ولا تبقى الارض بغير إمام حجة لله على عباده (کافی ج 1 ص 178).
    امام باقر علیه السلام فرمودند: به خدا قسم خداوند از وقتی که آدم علیه السلام رحلت کرده زمینی را رها نکرده است مگر اینکه در آن امامی است که به واسطه او به سوی خدا دعوت می شود و او حجت خدا بر بندگانش می باشد و زمین بدون امامی که حجت خدا بر بندگان اوست باقی نمی ماند.

    این روایت نیز به طور متواتر در منابع شیعه و سنی نقل شده است که:
    "... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً" (مسند احمد ح 16271). پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هرکه بدون امام بمیرد به مرگی جاهلی مرده.
    البته در روایات صحیح به این صورت آمده: "من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة. یعنی هرکه بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگی جاهلی مرده است. نتیجه اینکه امام شخص معینی است که باید او را شناخت.

    همچنین نصوصی از ائمه علیهم السلام مبنی بر تعیین جانشینان خودشان مانند مقبوله عمربن حنظله که برای تنصیصی بودن ولایت فقیه از آن ها استفاده می شود.

    4- چهارمین دلیل بر تنصیصی بودن خلافت و امامت وقوع تاریخی آن است. یعنی انطباق آنچه در تاریخ واقع شده با سه دلیل فوق خود بهترین دلیل بر این مطلب است.
    پیامبر صلی الله علیه و آله برای حاکمیت خود از مردم تعهد گرفت و مردم نیز با بیعت تعهد دادند.
    برای خلافت بعد از خود برای امیرالمؤمنین بیعت گرفت و مردم تعهد دادند.
    اسامی یک یک جانشینان خود یعنی دوازده امام تا امام مهدی علیه السلام را ذکر فرموده و به مردم ابلاغ فرموده است و این ائمه دوازده گانه با هیچ یک از سلسله های حکومتی و خلافتی در تاریخ جز با دوازده امام شیعه جور در نمی آید.

    امیدوارم این مقدار برای شروع مطالعه در این باره مفید باشد.


    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    به نام خدا

    به نظر می رسد پرسشگر محترم پاسخ خود را دریافت کرده اند لذا این تاپیک می تواند توسط همکار محترم مدیر سایت بسته شود.

    با تشکر

    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    266
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ببخشید
    تنصیصی یعنی چی؟

    ولا تلبسوا الحقَّ باالباطل و تَکتُمو الحقَّ و انتم تعلمون
    (سوره بقره/آیه 42)

    و حق را با باطل نیامیزید و حقیقت را با اینکه میدانید کتمان نکنید.




  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    دلایل کارشناس محترم کاملا گویا بود. اما جای این سوال باقیه که:
    چرا موضوع مهمی مثل امامت در آیات قرآن ذکر نشده است؟

    جوابهایی که تا حالا تو پاسخ به این سوال دریافت کردم از این قرارن:
    1. آیاتی در قرآن هست: انما ولیکم الله... و انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس... و الیوم اکملت لکم دینکم ... و ....
    2. قرآن مثل اساسنامه ای است که فقط کلیات رو ذکر کرده و جزئیات را به سیره پیامبر (ص) واگذاشته. مثلا تو قرآن تعداد رکعات نماز ذکر نشده و برای دونستن روش نماز خوندن و تعداد و وقت اون باید به پیامبر (ص) رجوع کرد.
    3. ترس از تحریف قرآن
    4. برای آزمایش ایمان مسلمین

    در جواب 1 خواهم گفت: این آیات درباره شأن شخص یا اشخاصی است که لیاقت خلافت حضرت رسول (ص) رو دارن. در حالیکه امامت یک جریان و یک اصله که هیچ ارتباطی به اشخاص یا حتی جانشینی پیامبر (ص) نداره.
    در جواب 2 و 3 خواهم گفت: پس لابد مسئله امامت چندان هم مهم نبوده و جزء کلیات نیست که:
    اولا باید برای دونستن چند و چونش به پیامبر (ص) رجوع کنیم (تازه مسایلی مثل نماز لااقل کلیاتش تو قرآن مطرح شده و فقط احکامش رو به سیره رجوع داده. اما در مورد امامت حتی یک اشاره کوچیک هم نکرده. در حالیکه ما شیعیان و سایر فرق امامیه امامت رو جزء اصول دین میشمریم و اون رو همپایه توحید، نبوت و معاد میدونیم. و کافیه که قرآن رو ورق بزنیم تا با انبوه آیات در مورد این سه اصل روبرو بشیم)
    و ثانیا خداوند متعال برای جلوگیری از تحریف قرآن فرع رو فدای اصل کرده.(و لابد به همین دلیل نباید مسائلی مثل خمس و زکات و جهاد و معاد و... رو مطرح میکرد. و شاید هم (اگه کریمه و انا له لحافظون رو مورد بحث قرار ندیم) حالا هم که مطرح شده حتما دچار تغییر و تحریف شده. و دیگه اینکه خود امامت رو منبع استخراج همین احکام و عقاید قرار میدیم.)
    و در جواب 4 خواهم گفت: چه دلیلی برای این ادعا دارید. مثلا اگه بگید (خداوند مرگ و زندگی رو آفرید که امتحان کنه ببینه کی اهل نیکوکاریه) میپذیرم چون این موضوع صراحتا در آیه 2 سوره ملک اومده. یا اگه بگید (خداوند روزه رو قرار داد تا میزان ایمان افراد رو بسنجه) باز هم قابل قبوله. چون حدیثی از حضرت زهرا (س) تو این مضمون هست. اما درمورد سنجش ایمان آدما با عدم طرح موضوع تو قرآن تا اونجا که بنده اطلاع دارم آیه یا حدیثی نیست.

    شاید لازم باشه این بحث موضوع یه تاپیک جداگونه باشه. اما به دلایلی صلاح ندیدم و اینجا مطرحش کردم. لطفا اگه تاپیکی در این مورد هست معرفی کنید.
    (البته یه تاپیک هم هست که پرسیده چرا نام ائمه (ع) تو قرآن نیومده که موضوع این بحث نیست.)



    حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
    آری به اتفاق جهان میتوان گرفت


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط زینب زارع نمایش پست
    ببخشید
    تنصیصی یعنی چی؟
    به نام خدا

    در ابتدای عرایضم معنای تنصیصی را عرض کردم که "
    یعنی لزوم نص و بیان شرعی" بر چیزی.
    مثلاً آیه ای یا روایت معتبری بر جانشینی شخصی دلالت کند این را می گویند "نص" یا تنصیص.


    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط حسن جهان نمایش پست
    سلام

    دلایل کارشناس محترم کاملا گویا بود. اما جای این سوال باقیه که:
    چرا موضوع مهمی مثل امامت در آیات قرآن ذکر نشده است؟

    جوابهایی که تا حالا تو پاسخ به این سوال دریافت کردم از این قرارن:
    1. آیاتی در قرآن هست: انما ولیکم الله... و انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس... و الیوم اکملت لکم دینکم ... و ....
    2. قرآن مثل اساسنامه ای است که فقط کلیات رو ذکر کرده و جزئیات را به سیره پیامبر (ص) واگذاشته. مثلا تو قرآن تعداد رکعات نماز ذکر نشده و برای دونستن روش نماز خوندن و تعداد و وقت اون باید به پیامبر (ص) رجوع کرد.
    3. ترس از تحریف قرآن
    4. برای آزمایش ایمان مسلمین

    در جواب 1 خواهم گفت: این آیات درباره شأن شخص یا اشخاصی است که لیاقت خلافت حضرت رسول (ص) رو دارن. در حالیکه امامت یک جریان و یک اصله که هیچ ارتباطی به اشخاص یا حتی جانشینی پیامبر (ص) نداره.
    در جواب 2 و 3 خواهم گفت: پس لابد مسئله امامت چندان هم مهم نبوده و جزء کلیات نیست که:
    اولا باید برای دونستن چند و چونش به پیامبر (ص) رجوع کنیم (تازه مسایلی مثل نماز لااقل کلیاتش تو قرآن مطرح شده و فقط احکامش رو به سیره رجوع داده. اما در مورد امامت حتی یک اشاره کوچیک هم نکرده. در حالیکه ما شیعیان و سایر فرق امامیه امامت رو جزء اصول دین میشمریم و اون رو همپایه توحید، نبوت و معاد میدونیم. و کافیه که قرآن رو ورق بزنیم تا با انبوه آیات در مورد این سه اصل روبرو بشیم)
    و ثانیا خداوند متعال برای جلوگیری از تحریف قرآن فرع رو فدای اصل کرده.(و لابد به همین دلیل نباید مسائلی مثل خمس و زکات و جهاد و معاد و... رو مطرح میکرد. و شاید هم (اگه کریمه و انا له لحافظون رو مورد بحث قرار ندیم) حالا هم که مطرح شده حتما دچار تغییر و تحریف شده. و دیگه اینکه خود امامت رو منبع استخراج همین احکام و عقاید قرار میدیم.)
    و در جواب 4 خواهم گفت: چه دلیلی برای این ادعا دارید. مثلا اگه بگید (خداوند مرگ و زندگی رو آفرید که امتحان کنه ببینه کی اهل نیکوکاریه) میپذیرم چون این موضوع صراحتا در آیه 2 سوره ملک اومده. یا اگه بگید (خداوند روزه رو قرار داد تا میزان ایمان افراد رو بسنجه) باز هم قابل قبوله. چون حدیثی از حضرت زهرا (س) تو این مضمون هست. اما درمورد سنجش ایمان آدما با عدم طرح موضوع تو قرآن تا اونجا که بنده اطلاع دارم آیه یا حدیثی نیست.

    شاید لازم باشه این بحث موضوع یه تاپیک جداگونه باشه. اما به دلایلی صلاح ندیدم و اینجا مطرحش کردم. لطفا اگه تاپیکی در این مورد هست معرفی کنید.
    (البته یه تاپیک هم هست که پرسیده چرا نام ائمه (ع) تو قرآن نیومده که موضوع این بحث نیست.)
    به نام خدا
    سلام علیکم
    با تشکر از مطرح کردن سؤالات نسبتاً خوبتان

    همانطور که اشاره شد اصل امامت در قرآن آمده است و انکار این موضوع کم لطفی است.
    آیات فراوانی به اصل امامت اعم از امامت هدایت و امامت کفر و ضلالت تصریح دارد:
    1- "
    يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ" (اسراء 71) (روزی که هر دسته از مردم را با امامشان فرا می خوانیم...

    2- "
    وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا" (فرقان 74). این آیه در توصیف بندگان خاص خداست که چنین دعا می کنند که آنان را امام متقین قرار دهد.

    3- "
    وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ..." (انبیاء 73). در باره حضرت ابراهیم و خاندان او می فرماید که آن ها را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کنند.

    4- "
    وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ" (قصص 5).
    (و می خواهیم بر کسانی که در زمین تضعیف شدند منت گذاریم و آنان را امام قرار دهیم و وارث زمین و حکومت آن گردانیم).

    5- "
    وَ جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ" (سجده 24). (و از ایشان امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کنند زیرا استقامت کردند و به آیات ما یقین داشتند). این آیه در باره امامان بنی اسرائیل است. آیا خداوند برای بنی اسرائیل امامانی قرار می دهد اما برای امت پیامبر اعظم امام قرار نمی دهد؟؟

    6- "
    وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ" (و هنگامی که ابراهیم را پرودگارش با کلماتی امتحان کرد و آن ها را تمام کرد گفت همانا من تو را امامی برای مردم قرار می دهم. گفت آیا و از ذریه ام نیز..؟ فرمود عهد من به ظالمین نمی رسد).
    در این آیه شرط امامت را مشخص کرده است و آن اینکه اولاً از ذریه ابراهیم باشد و ثانیاً عادل باشد و هرگز به ظلمی آلوده نشده باشد.

    علاوه بر آیات مذکور آیات دیگری دال بر اصل امامت و جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله در قرآن موجود است. از جمله این آیات عبارت است از:

    1- "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَ الرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً" (نساء 59).
    (ای کسانی که ایمان آوردید خدا را اطاعت کنید و رسول و صاحبان امر را که از خوتان هستند فرمان برید. پس اگر در چیزی به نزاع پرداختید آن را به خدا و رسول واگذارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این بهتر و نیک فرجام تر است.

    در این آیه صراحتاً از اولی الامر که همان جانشینان پیامبر هستند سخن به میان آمده است بدون اینکه به نام آنان اشاره شود و مؤمنین ملزم به اطاعت از آنان شده اند.

    جالب اینکه در آیه علاج تنازع نیز بیان شده است. اگر در چیزی تنازع شد از کلام خدا، پیامبر و امام (وقتی امام فصل الخطاب باشد) برای حل آن استفاده می شود. اما اگر در خود امام تنازع شد، فرموده است باید به خدا و رسول ارجاع شود. پس آیه رسول را موظف به تعیین جانشین نموده است تا اختلافی بین مردم پیش نیاید.

    در آیه قبل می فرماید: "
    إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَ إِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ ..." در روایاتی از ائمه علیهم السلام آمده است که مخاطب این آیه ما هستیم که باید امانت امامت و ولایت را به امام بعد از خود بسپاریم و بین مردم به عدالت حکومت کنیم.

    2- "
    وَ أَطِيعُواْ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ" (انفال 46).
    (و خدا و رسول او را اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که سست می شوید و نیرویتان از دست می رود و استقامت کنید که خدا با صابران است).
    لازمه اینکه بعد از رسول گرامی مسلمانان دچار تنازع و اختلاف نشوند این است که جانشین پس از خود را معرفی کند. زیرا اگر این امر را به به حال خود یا به مردم واگذار کند یقیناً اختلاف پیش خواهد آمد و پیامبر نباید زمینه اختلاف و تنازع را فراهم کند.

    آیات بسیار دیگر نیز وجود دارد که اصل امامت و جانشینی پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله را مورد تأکید قرار می دهد و به جهت اختصار از ذکر آن ها صرف نظر می کنم.

    خلاصه اینکه امامت و جانشینی پیامبر از اصول است و در قرآن بر آن تأکید شده است اما اینکه چه کسانی امامت را بر عهده می گیرند و چه قضایایی پیش می آید مسایلی نیست که تصریح به آن ها در قرآن بگنجد.

    امیدوارم پاسخ لازم و مفید را داده باشم.

    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود