صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا درخواست شفاعت از شفيعان واقعى، شرك است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    آيا درخواست شفاعت از شفيعان واقعى، شرك است؟




    سلام
    آيا درخواست شفاعت از شفيعان واقعى، شرك است؟


    قرآن میفرماید:
    «قُلْ لِلّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً».(1)
    ـ بگو براى خداست حق شفاعت.
    1 ـ زمر: 44


    کارشناس بحث : پاسخگوي معارف قرآن

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۱/۲۸ در ساعت ۱۵:۳۴

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    سلام
    آيا درخواست شفاعت از شفيعان واقعى، شرك است؟


    قرآن میفرماید:
    «قُلْ لِلّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً».(1)
    ـ بگو براى خداست حق شفاعت.
    1 ـ زمر: 44


    کارشناس بحث : پاسخگوي معارف قرآن
    با عرض سلام
    شفاعت به دو قسم است شفاعت تکوینی و شفاعت تشریعی
    1شفاعت تکوینی :

    «وَ قَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّکْرَمُونَ * لاَ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِاَمْرِهِ يَعْمَلُونَ».
    و مشرکان گفتند که خدای رحمان دارای فرزند است (حاشا) خدا پاک و منزه تر از آن است بلکه همه بندگان مقرب خدا هستند . که هرگز پیش از امر خدا کاری نخواهند کرد و هر چه کنند به فرمان او کنند .
    بدون شک آنها که بندگان گرامی شایسته خدا هستند برای نیازمندان شفاعت می کنند ولی باید توجه داشت هرگز برای کسی شفاعت نمی کنند مگر اینکه بدانند خدا از او خشنود است و اجازه شفاعت او را داده است .
    2شفاعت تشریعی :

    «وَلاَيَمْلِکُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ».
    و غیر خدای یکتا آنان را که به خدایی می خوانند قادر به شفاعت کسی نیستند . کسانی که بدانند و بر توحید حق گواهی دهند شفاعت در پیشگاه خداوند تنها به اذن و فرمان او است ، خداوند حکیم هرگز چنین اذن و فرمانی را به این
    سنگ و چوبهای بی ارزش و فاقد عقل و شعور نداده است . ولی از آنجایی که در میان معبودان آنها فرشتگان و مانند آنها وجود داشتند در ذیل آیه آنها را استثناء کرده است. همانها که به توحید و یگانگی خدا را در تمام مراحل پذیرفته اند و در برابر حق به طور کامل تسلیمند . آری این گروه به اذن پروردگار مالک شفاعتند .
    اقسام دیگری از شفاعت (شفاعت دنیوی و اخروی) :

    شفاعت گاه در امور دنیوی باشد و گاه در امر آخرتی . شفاعت در امور دنیوی را قرآن به دو بخش تقسیم نموده : شفاعت نیک و شفاعت بد .
    شفاعت نیک ، مانند شفاعت درباره مظلومی در رفع ظلم از او ، و شفاعت بد مانند وساطت کردن در گذشت نمودن حاکم از حدی از حدود شرعیه .
    و اما شفاعت در آخرت ، یعنی شفاعت انبیاء و اولیاء خدا در روز قیامت به پیشگاه خداوند و طلب عفو و مغفرت جهت بندگان .
    ممکن است که سوال شود که خدایی که دائماً حاضر و ناظر و قیوم است چه نیازی به جانشین وظیفه دارد ؟
    در جواب باید گفت که جانشینی انسان نه به خاطر نیاز و عجز خداوند است بلکه این مقام به خاطر کرامت و فضیلت رتبه انسانیت است . دیگر اینکه نظام آفرینش براساس واسطه ها است و خداوند خود با وجود توانایی این واسطه ها را قرار داده است .
    پس باید ببینم که شفاعت نزد چه کسانی است و واسطه های شفاعت چه کسانی هستند و ایا این موضوع با فران منافاتی دارد یا نه
    دسته اي از آيات شفاعت را حق خاص خداوند مي دانند : «قل لله الشفاعه جميعا ؛ شفاخعت حق خداست » ( سوره ي زمر 44 ) و نفي مي کند که شفاعت حق ديگري باشد و دسته اي ديگر از آيات شفاعت را براي غير خدا هم ثابت مي کنند «من ذاالذي يشفع عنده الا باذنه » (سوره ي بقره آيه ي 225 )کساني هستند که نزد خداوند شفاعت مي کنند . به نظر مي رسد که در بدو امر و اين دو دسته از آيات با هم تنافي و تضاد داشته باشند . براي رفع اين مسأله بايد از خود قرآن کمک بگيريم . اگر ما مي گوييم خداوند حق شفاعت را دارد به اين معناست که مالک شفاعت خداست ، شفاعت اصالتاً حق خداست ، خداوند است که مالک حقيقي شفاعت است . در قرآن کريم (سوره ي مريم آيه ي 87 )آمده است : «لا يملکون الشفاعه الا من اتخذ عند الرحمن عهدا ؛ هيچ کس مالک شفاعت نيست مگر اينکه خدا به او تعهدي داده باشد ».پس مالک حقيقي شفاعت خداست اگر ديگران مي توانند شفاعت بکنند به تبع اذن خداست ، يک شرايط خاصي حاصل مي شود خداوند حق خودش را به ديگران واگذار مي کند(که در این مورد در بالا توضیح دادم) ولي حقيقتاً حق اوست نه حق غير او ، در آيه ي ديگري (سوره ي طه ، آيه ي 109 ) مي فرمايد که :«يومئذ لا تنفع الشفاعه الا من اذن له الرحمن و رضي له قولا »، در روز قيامت شفاعت احدي سود نمي بخشد مگر آنکه طايفه اي که خداوند از گفتار آنها راضي باشد «و من اذن له الرحمن » و خداوند به آنها اذن داده باشد .بنابراين تفاوت شفاعت غير با شفاعت خدا در اين است که شفاعت خدا حقيقي و اصالتي است اما شفاعت اولياء خداوند يک شفاعت اذني است ، به اذن خداوند آنها مي توانند شفاعت بکنند و از اين سيستم تعبير مي کنند به سيستم طولي ، شفاعت اهل بيت و اولياء خدا در طول شفاعت خداست و دوم آنکه اگر ما مي گوييم شفاعت حق خداست ؛ يعني اينکه خداوند در ارائه شفاعتش مطلق است ، هيچ محدوديتي ندارد اما شفاعت اولياء خدا محدوديت دارد آنها نمي توانند هرکسي را که مي خواهند شفاعت کنند بلکه آنها مي توانند هر کسي را که مي خواهند شفاعت کنند بلکه آنها مي توانند کساني را شفاعت بکنند که خدا مي خواهد و خداوند به آن امر راضي است :«لا يشفعون الا لمن ارتضي » (سوره ي مبارکه ي انبياء آيه ي 28 )اولياء خداوند از کسي شفاعت نمي کنند مگراينکه خدا از آن کس راضي باشد بنابراين بين اين دو شفاعت تنافي وجود ندارد .

    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۱/۲۸ در ساعت ۱۸:۲۰
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    آيا درخواست شفاعت از شفيعان واقعى، شرك است؟
    با سلام به دوستان

    اعتقاد به شفاعت اولياي الهي در روز رستاخيز، از اصولي است كه كسي در آن شك و ترديد ندارد و همة فرق اسلامي به شفاعت پيامبران و به ويژه پيامبر خاتم(ص) اعتقاد راسخ دارند. تنها اختلافي كه پس از ظهور ابن تيميه در قرن هشتم و محمد بن عبدالوهاب در نيمه‌هاي قرن دوازدهم پيش آمد، اين بود كه آيا مي‌توان در اين جهان نيز از شفيعان واقعي كه شفيع بودن آنها از نظر كتاب و سنت قطعي است، درخواست شفاعت كرد و مثلاً گفت:«اي محبوب درگاه خدا در روز رستاخيز دربارة من شفاعت كن»؟[1]


    همة عالمان دين، بر صحت درخواست شفاعت از صاحبان آن، اتفاق نظر دارند، جز دو فرد ياد شده و پيروان آن دو كه مي‌گويند: «نمي‌توان از صاحبان شفاعت در اين جهان درخواست شفاعت نمود، بلكه بايد گفت: خدايا! پيامبر را شفيع من قرار ده».
    اكنون اين مسأله را بر كتاب خدا و سنت پيامبر عرضه مي‌‌کنيم تا پرده از چهره حقيقت برداشته شود.


    شفاعت پيامبر گرامي(ص) و ديگر شافعان راستين در روز جزا، جز طلب مغفرت از خدا دربارة گنهكاران امت چيز ديگري نيست، در اين صورت، طلب شفاعت، در واقع طلب دعا از آنان خواهد بود و دعاي آنان، در سايه قرب و مقامي كه نزد خدا دارند، به هدف اجابت مي‌رسد و طبعاً گنهكار مشمول مغفرت خدا مي‌گردد. از طرفي، درخواست دعا از برادر مؤمن و فراتر از آن، از نبي گرامي كوچك‌ترين اشكالي ندارد، اگر ما مي‌گوييم: «يا وجيهاً عند‌اللّه، اشفع لنا عند اللّه»، يعني «اي كسي كه در پيشگاه خدا جاه و مقامي داري، در نزد خدا درباره ما شفاعت كن (دعا كن خدا گناه ما را ببخشد يا حاجت ما را برآورده كند)».


    اصولاً «استشفاع» يعني طلب شفاعت، در كتاب‌هاي حديثي و تفسيري به معني درخواست دعا وارد شده است؛ مثلاً بخاری، محدث معروف اهل سنت در صحيح خود، بابي را با اين عنوان آورده است: «هرگاه مردم در هنگام قحطي از پيشواي خود بخواهند كه براي آنان از خدا باران بطلبد، نبايد درخواست آنان را ردّ كند».
    با توجه به اين اصل، نبايد درباره درخواست شفاعت كه حقيقت آن درخواست دعاست، شك و ترديد كرد؛ زيرا درخواست دعا از مؤمن از امور پسنديده است، چه رسد به انبيا و اوليا. از اين گذشته، برخي از ياران پيامبر از خود آن حضرت در زمان حيات و يا پس از درگذشت ايشان، درخواست شفاعت مي‌كردند، اکنون نمونه‌هايي را يادآور مي‌شويم:


    1.حديث انس بن مالك
    ترمذي يكي از نويسندگان سنن چهارگانه ، از انس بن مالك چنين نقل مي‌كند:
    «از پيامبر درخواست كردم كه در روز قيامت درباره من شفاعت كند. وي پذيرفت و گفت: من اين كار را انجام مي‌دهم. به پيامبر گفتم: شما را كجا جستجو كنم؟ فرمود: در كنار صراط».[2]
    انس با الهام از فطرت خود كه درخواست شفاعت جز درخواست دعا چيز ديگري نيست، از پيامبر گرامي(ص) درخواست شفاعت مي‌كند، وپيامبر نيز به‌او قول مساعد مي‌دهد و هرگز تصور نمي‌كند كه درخواست شفاعت، نوعي شرك است، و نيز او را از اين درخواست باز نمي‌دارد.


    2. حديث سواد بن قارب
    سواد بن قارب از ياران رسول خداست. درباره پيامبر(ص) اشعاري سروده و از او درخواست شفاعت مي‌كند و مي‌گويد:
    وَكُن لي شَفيعاً يومَ لا ذُو شفاعة بمُغن فَتيلاً عن سوادِ بن قارب[3]
    اي پيامبر گرامي، در روز قيامت شفيع من باش؛ روزي كه شفاعت ديگران به حال سواد بن قارب به مقدار رشته وسط هسته خرما، سودي نمي‌بخشد.


    3. حديث ابوبكر
    وقتي پيامبر گرامي(ص) درگذشت، بدن مبارك او را با پارچه‌اي پوشانيده، منتظر بودند كه مسلمانان در كنار مسجد گرد آيند تا مراسم «تجهيز» وتغسيل و نماز و تدفين انجام گيرد. در اين هنگام، وقتي ابوبكر وارد خانه پيامبر(ص) شد، پارچه را از چهره پيامبر برگرفت، خود را روي پيكرش افكند. او را بوسيد و چنين گفت: پدر و مادرم فداي تو باد! تو در زندگي و پس از مرگ پاك و پاكيزه هستي. ما را اي محمد نزد خدايت ياد كن و ما را به خاطر داشته باش.[4] جمله‌هاي «اذكرنا عند ربّك» جز درخواست شفاعت چيزي نيست.


    4. حديث علي(ع)
    محدثان نقل مي‌كنند آنگاه كه پيامبر(ص) درگذشت، علي(ع) مشغول تغسيل پيامبر گشت، به هنگام غسل دادن چنين گفت: «پدر و مادرم فداي تو باد! ما را نزد خدايت ياد كن و ما را به خاطر داشته باش!».[5]


    5. حديث نوجوان
    مصعب بن اسلمي نقل مي‌كند: نوجواني از خاندان ما به سوي پيامبر (ص) آمد و به او گفت: من از تو چيزي مي‌خواهم.
    پيامبر(ص) : آن چيست؟
    نوجوان: «از تو مي‌خواهم مرا از كساني قرار دهي كه در روز قيامت درباره آنان شفاعت مي‌كني».
    پيامبر(ص): چه كسي تو را به اين كار راهنمايي كرده است؟
    نوجوان: هيچ كس. خودم به اين فكر افتادم.
    پيامبر (ص): من در روز قيامت در حق تو شفاعت مي‌كنم.[6]
    نمونه‌هاي اين نوع قضايا فراوان است كه نقل بيشترين آنها موجب اطاله سخن مي‌گردد.که البته در منابع اهل سنت هم بسیا وجود دارد.


    پاورقی:

    [1] . يا وجيهاً عند اللّه اشفع لنا عند اللّه.
    [2] . سنن ترمذي، ج 4، ص 621، حديث 2433.
    [3] . اصابه ابن حجر، ج2، ص 95، شماره ترجمه3583: اين درخواست را با طرق ششگانه نقل كرده است.
    [4] . سيره حلبي، ج3، ص 474، چاپ دارالمعرفه، بيروت.
    [5] . مجالس مفيد، مجلس12، ص 103; نهج البلاغه، خطبه 235.
    [6] . مجمع الزوائد، ج10، ص 369، وي در اين مورد قضاياي زيادي نقل كرده است
    آيا درخواست شفاعت از شفيعان واقعى، شرك است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    قرآن میفرماید: «قُلْ لِلّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً».(1) ـ بگو براى خداست حق شفاعت. 1 ـ زمر: 44
    با سلام مجدد

    دوست عزیز لازم به ذکر است که اصل شفاعت از نظر قرآن، ثابت و غیر قابل انکار است. در مقابل آیات نفی شفاعت، آیات بسیاری وجود دارد که شفاعت را اثبات می کنند. بعضی از آیات، شفاعت را مختصّ خداوند می دانند و شماری دیگر شفاعت دیگران را با اذن خدا ثابت و مورد قبول می دانند.


    الف) آیاتی که شفاعت را منحصر به خدا می داند:

    1. «وَ اَنْذِرْ بِهِ الّذینَ یَخافُونَ اَنْ یُحشَرُوا اِلی رَبِّهِم لَیسَ لَهُم مِن دُونِهِ وَلیٌّ وَ لا شَفیعٌ لَعَلَّهُم یَتَّقُون»؛13 و آنان را که از حضور در پیشگاه عدل خدا ترسان و هراسانند، به آیات خدا متنبّه ساز و بترسان، که جز خدا آنها را یاوری و شفیعی نیست؛ باشد که پرهیز کار شوند.
    2. «لَیسَ لَها مِن دُونِ اللّهِ وَلٌّی وَ لا شَفیعٌ»14؛ در دو عالم هیچ کس را جز خدا دادرس و شفیعی نیست.
    3. «ما لَکُم مِن دُونِهِ مِنْ وَلیٍّ وَ لا شَفیعٍ»15؛ شما را غیر از او هیچ یار و مددکاری نیست.
    4. «قُلْ لِلّهِ الشَّفاعَةُ جَمیعاً لَهُ مُلْکُ السَّمواتِ وَالاَرْضِ ثُمَّ اِلَیْهِ تُرْجَعُونِ»16؛ بگو: شفاعت همه خلق با خداست که سلطان زمین و آسمان هاست و پس از مرگ، بازگشت همه شما به سوی اوست.
    آیات فوق، شفاعت را منحصر در خدا دانسته و برای دیگران حقّی و قدرتی در شفیع شدن قائل نشده است. واقعیت این است که این آیات با آیات بعدی منافات ندارند و قابل جمع هستند، چون اگر شفاعت دیگران با اذن خداوند باشد، در حقیقت شفیع واقعی ذات خداوند است، نه کسی دیگر. آیات بعدی گواه این معنا هستند.
    ب) آیاتی که شفاعت دیگران را به اذن الهی می پذیرد:

    1. «من ذا الذی یشفع عنده الاّ باذنه»17؛ چه کسی جرأت دارد که در پیشگاه خدا به شفاعت برخیزد، مگر با اذن و فرمان او.
    2. «وَ لا یَمْلِکُ الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ اِلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یَعْلَمُون»18؛ و غیر از خدای یکتا آنان را که به خدایی می خوانند، قادر بر شفاعت کسی نیست، مگر کسانی که بدانند و بر توحید حق گواهی دهند.
    3. «وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمواتِ لا تُغْنی شَفاعَتُهُم شَیْئاً اِلاّ مِنْ بَعْدِ اَنْ یَأْذَنَ اللّهُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضی»19؛ و چه بسا از فرشتگان در آسمان هاست که شفاعتشان سودمند نیست جز به امر خدا و بر آن کسی که خدا بخواهد و از او خشنود باشد.
    4. «ما مِنْ شَفیعٍ اِلاّ مِنْ بَعْدِ اِذْنِهِ»20؛ هیچ کس شفیع و واسطه نخواهد بود، مگر به رخصت او.
    5. «لایَمْلِکُونَ الشَّفاعَةَ اِلاّ مَنِ التَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»21؛ در آن روز هیچ کس مالک شفاعت نخواهد بود، مگر کسی که از خدای مهربان عهدنامه [توحید] دریافته است.
    6. «یَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةَ اِلاّ مَنْ اَذَنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَولاً»22؛ در آن روز شفاعت هیچ کس سود نبخشد، جز آن کس که خدای رحمان به او اجازه شفاعت داده و سخنش مورد پسند او گردیده است
    7. «لایَشْفَعُونَ اِلاّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِن خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ»23؛ هرگز آن مقرّبان درگاه الهی از احدی، جز کسی که خدا از او راضی است، شفاعت نکنند و آنها دائم از خوف قهر خدا هراسانند.
    8. «وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ اِلاّ لِمَنْ اَذِنَ لَهُ»24؛ و شفاعت کسی، جز آن که خدا به او اذن شفاعت داده است، سودمند نیست.
    آیات مذکور همگی اتفاق نظر دارند بر این که: هیچ موجودی حقّ شفاعت از کسی را ندارد و اگر شفاعت هم بکند، سودمند نخواهد بود، مگر شفاعت کسانی که خداوند به آنها اذن داده است.
    بنابراین شفاعت چه با واسطه باشد و چه بی واسطه، در هردو صورت، شفیع واقعی و اصلی، خود خداوند رحمان است. اگر اذن و اجازه ای از طرف او نباشد، شفاعتی صورت نمی گیرد و یا چنین عملی به حال هیچ کس سودی نخواهد داشت. و این مطلب همان معنای آیه « قل للّه الشفاعة جمیعاً» است که شفاعت را منحصر در ذات اقدس الهی می داند.
    چه کسانی می توانند شفاعت کنند؟

    در آیاتی که گذشت، صفات شفاعت کنندگان ذکر شد؛ آنهایی که به توحید و یگانگی خدا ایمان دارند، کسانی که از خدا عهدنامه توحید و یکتاپرستی دریافت کرده اند، آنانی که سخنشان مورد پسند خدا قرار گرفته است و آنها که مقرّب درگاه الهی هستند، از دیدگاه قرآن شایستگی شفاعت کردن را دارند.
    در طول تاریخ، چه کسانی بیشتر و بالاتر از ملائک، پیامبران و اوصیای آنها بر یگانگی خدا شهادت داده اند؟! کدامین گروه از خلق خدا بهتر از فرشته ها، انبیا و جانشینان آنها عهدنامه توحید گرفته اند، بر آن پایدار مانده اند و بر آن استقامت کرده اند؟! چه کسانی در تقرّب به خدا از فرشتگان، پیامبران و اوصیای آنها سبقت گرفته اند؟!
    واضح و روشن است که عرشیان همیشه در حال تسبیح و تقدیس خالق جهان و جهانیان هستند. منتخبین و فرستادگان خدا در زمین هم همیشه بهترین، شایسته ترین و بی نظیرترین انسان های زمان خود بوده اند. همین برتری آنها از نظر خصال اخلاقی و کمالات انسانی سبب گزینش آنها از طرف خداوند است. بنابراین فرشتگان، پیامبران، سپس جانشینان آنها از طرف خداوند حقّ شفاعت دارند.
    علاوه بر سه گروه شفیعان که در قرآن مطرح شده است، در روایات عالمان، شهیدان، صالحان و گروه های دیگر به عنوان شفیع روز قیامت نام برده شده است، که به تعدادی از این روایات اشاره می شود.
    حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم قرآن را شفیع روز جزا می داند: «اِنَّ القرآن شافِعٌ مُشَفَّع25؛ قرآن شفیعی است که شفاعتش قبول شده است.»
    آن حضرت در مورد شفاعت علما می فرماید: «و انّ لطالب العلم شفاعة کشفاعة الانبیاء26؛ جویندگان دانش همانند پیامبران حق شفاعت دارند.» نیز فرمود: «اذا کان یوم القیامة جمع اللّه العلماء فیقول لهم... فانّی قد غفرتُ لکم ذبوبکم و قبلت اعمالکم و لکم فی الناس شفاعة مثل شفاعة انبیائی27؛ در روز قیامت، خداوند علما را جمع می کند و می فرماید: ...من گناهان شما را بخشیدم. اعمال شما را قبول کردم و شما هم مثل پیامبران اجازه شفاعت انسان های دیگر را دارید.»
    آن حضرت در باره شفاعت کنندگان فرمود: «ثلاثة یشفعون الی اللّه عزّوجلّ فیشفعون الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء28؛ سه گروه نزد خداوند شفاعت می کنند: پیامبران، عالمان و شهیدان.»
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شفاعت مؤمنان را چنین بیان می کند: «الشفاعة للانبیاء والاوصیاء و المؤمنین و الملائکة29؛ پیامبران، جانشینان آنها، مؤمنان و ملائک می توانند شفیع و واسطه در بخشش قرار گیرند.»
    مؤمنان برای دوستان خود شفاعت می کنند؛ امام صادق علیه السلام فرمود: «انّ المؤمن لیشفع لحمیمه30؛ مؤمن برای دوست و خویشاوند خود شفاعت می کند.»
    همسایه ها شفیع هم می شوند؛ امام صادق علیه السلام فرمود: «انّ الجار یشفع لجاره و الحمیم لحمیمه31؛ همسایه برای همسایه و دوست برای دوست شفاعت می کند.»
    فرزندان خردسال مسلمانان نیز شفاعت می کنند. امام صادق علیه السلام فرمود: «ان اولاد المسلمون موسومون عنداللّه شافع و مشفع فاذا بلغوا اثنتی عشرة سنة کانت لهم الحسنات فاذا بلغوا الحلم کتبت علیهم السیئات32؛ فرزندان مسلمانان ـ اگر در سنّ کودکی از دنیا بروند ـ نزد خداوند بخشیده می شوند و شفاعت کننده هستند و زمانی که به سنّ دوازده سالگی برسند، اعمال نیک آنها به حسابشان منظور می گردد و زمانی که به سنّ تکلیف برسند، اعمال خلاف آنها ثبت می شود.»


    پی نوشت ها: 1. بقره / 48. 2. همان، 123. 3. زلزله/ 8. 4. زمر / 9. 5. نجم / 39. 6. بقره / 48. 7. همان/ 254. 8. اسراء / 71. 9. هود / 98. 10. کافی، ج 2، ص 598. 11. تفسیر عیاشی، ج 1، ص 2. 12. نساء / 116. 13. انعام / 51. 14. همان / 70. 15. سجده / 4. 16. زمر / 44. 17. بقره / 255. 18. زخرف / 86. 19. نجم / 26. 20. یونس / 3. 21. مریم / 87. 22. طه / 109. 23. انبیاء / 28. 24. سبأ / 23. 25. کافی، ج 2، ص 598. 26 و 27. ارشاد القلوب، ص 164 و 165. 28. خصال، ص156 و 157. 29. بحارالانوار، ج 8، ص 58. 30. همان، ص 41. 31. همان، ص 42. 32. کافی، ج 6، ص 3.



    .
    آيا درخواست شفاعت از شفيعان واقعى، شرك است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک نکته مهم:
    در ضمن در مورد این بحث قبلا هم در هیمین سایت بحث های خوب و دقیقی مطرح شده است که برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به این تاپیک ها روجوع کنید:

    موضوع:شفاعت
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=20901

    موضوع:شفاعت در روز قیامت و عدل الهی
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17258

    موضوع: برسی شبهات اهل سنت(شفاعت)
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=8264

    موضوع:شفاعت از دیدگاه قرآن و احادیث
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=8510

    موضوع:شفاعت و توسل
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=6449

    .

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۸۹/۱۱/۲۹ در ساعت ۱۰:۰۶
    آيا درخواست شفاعت از شفيعان واقعى، شرك است؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله

    با سلام

    اسم این تایپیک به کل غلط است :
    آيا درخواست شفاعت از شفيعان واقعى، شرك است؟
    در خواست شفاعت از چه کسانی ؟
    آیا ما می توانیم برای خدا تعیین تکلیف کنیم که خدایا اینها را شفیعان قرار بده ؟

    در حقیقت و به واقع یک شفیع وجود دارد و او تنها : الله یکتاست .

    انشا الله در مورد اینکه آیا در قیامت شفاعتی وجود دارد در این تایپیک بحث خواهیم کرد .


  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شفاعت مخصوص خداست





    بسم الله الرحمن الرحیم
    قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

    بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، (زيرا) حاکميّت آسمانها و زمين از آن اوست و سپس همه شما را به سوى او بازمى‏گردانند!»

    با سلام

    خداوند رحمان در قران می فرماید تمام شفاعت مخصوص من است . من هستم که هر کس را بخواهم می بخشم و هر کس را بخواهم عذاب می کنم .
    وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
    و آنچه در آسمانها و زمين است، از آن خداست. هر کس را بخواهد (و شايسته بداند)، مى‏بخشد؛ و هر کس را بخواهد، مجازات مى‏کند؛ و خداوند آمرزنده مهربان است.

    البته در کنار این آیه به یک مورد اساسی پرداخته است و اینکه هر کس شرک بیاورد نمی بخشم اما مادون شرک را برای هر کس بخواهم می بخشم .
    إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا
    خداوند (هرگز) شرک را نمى‏بخشد! و پايين‏تر از آن را براى هر کس (بخواهد و شايسته بداند) مى‏بخشد. و آن کسى که براى خدا، شريکى قرار دهد، گناه بزرگى مرتکب شده است.

    در حقیقت این آیه این موضوع را بیان می کند که خداوند : همه چیز را در انحصار خود دارد و دوست ندارد به وی شرک اورده شود .شرک به معانی مختلف است : یک نمونه آن این است که شفاعت گری غیر از خدا وجود دارد .
    البته این گفته حمل بر این موضوع نشود که درخواست شفاعت هم شرک است . در حقیقت این بخش از قضیه شرک آلود و شیطانی است که ما فکر کنم به غیر از خدا کسی کاره و مشکل گشا است و می تواند ما را از عذاب و غضب خداوند نجات دهد .
    در واقع معتقدین به شفاعت افرادی به غیر از خدا شفیعانی وجود دارند خواسته و نخواسته گول این حقه شیطان را خورده اند که خداوند را ظالم و نامهربان می بینند و یک سری بشر و الهه وجود دارد که ما را از دست عذاب این خداوند ظالم (پناه می برم به الله ) نجات می دهند .
    در واقع این همه دعا و زیارت و گریه زاری برای غیر خدا برای همان شفاعتی است که در باور معتقدین به موضوع باطل حاصل شده است .
    اگر ادعیه ها و زیارت نامه ها را بررسی کنید و بخوانید به این موضوع پی می برید که فرقه های اسلامی حتی اهل سنت محمد رسول الله را به عنوان شفیع می شناسند(البته به غیر از پیامبر هم دارند) . حال بماند شیعیان بزرگوار تعداد شفیعانشان از تصور خارج است .
    این لینک را نگاهی بیندارید :

    http://www.ghadeer.org/tarix/o_qarani/304-0002.htm

    در این لینک شما می بینید چگونه احادیث یک شخصی مانند اویس قرنی را به عنوان شفیع معرفی می کند از این دست احادیث که شفیعان را برمی شمارد زیاد است .
    در حقیقت عاملی که باعث خواندن غیر خدا شده و باعث گردیده تا عده ای فکر کنند که به غیر از خدا کسانی دیگر م کاره ای هستند : احادیث زیادی است که این مورد را القا نموده است و البته این القای دروغین با جعل چند آیه از قران شکل رسمی و راستگونه به خود گرفته است .
    اما در اینجا به آیاتی می پردازیم که با استفاده از انها شیطان با نشاندن چند حدیث و روایت دروغین مردم را به وادی شرک کشانده است :
    آیه اول :
    لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا
    آنان هرگز مالک شفاعت نيستند؛ مگر کسى که نزد خداوند رحمان، عهد و پيمانى دارد.

    آیه دوم :
    وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
    کسانى را که غير از او مى‏خوانند قادر بر شفاعت نيستند؛ مگر آنها که شهادت به حق داده‏اند و بخوبى آگاهند!

    آیه سوم :
    إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ
    پروردگار شما، خداوندى است که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد؛ سپس بر تخت قرار گرفت، و به تدبير کار (جهان) پرداخت؛ هيچ شفاعت کننده‏اى، جز با اذن او نيست؛ اين است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنيد! آيا متذکّر نمى‏شويد؟!

    آیه چهارم :
    وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ
    و شفاعت نزد او سودى ندهد، مگر درباره كسى كه براى او اجازه دهد، تا چون هراس از دلهاى ايشان برطرف شود، گويند پروردگارتان چه گفت؟ گويند حق، و او بلندمرتبه بزرگ است‏ (۲۳)

    شیطان ایاتی از این دست را در برابر چندین آیه دیگر که می گوید شفاعت مخصوص خداست با نسبت دادن احادیثی در باب شفاعت که دوستان پاسخگوی قرانی و بیطرف منصف در پست های قبلی نمونه های از آن را بیان نمودند چنین القا نموده که غیر از خدا هم شفاعت گری هست .
    با بررسی آیات بخش دوم که می فرماید : "هیچ شفاعت گری نیست مگر به اذن الله " در حقیقت یک نوع تقاضا و درخواست را در روز قیامت از جانب مخلصین و بهشتیان مطرح می کند که خواستار گذشت از گناهان مجرمین هستند .
    در واقع آیات قران چنین نشان می دهند که تنها خدا شفاعت می کند و هر کس را بخواهد می بخشد و هر کس را بخواهد عذاب می کند زیرا فقط الله به اعمال بندگانش آگاه است و می داند آیا لیاقت بهشت رفتن را دارند و می شود از خطا و گناهش درگذشت و شفاعتش را کند و یا نه باید به جهنم وارد شود .
    اما در این بین بهشتیان انان که خداوند به انها اذن می دهد که درخواست تقاضا کنند که خدایا مثلا این بنده گنهکار خود را ببخش و خداوند در پذیرش این تقاضا آزاد است زیرا فقط الله می داند که ان بنده لیاقت دارد یا نه و اگر به خدا شرک نیاورده باشد شاید او را ببخشد .
    توجه فرمایید : فقط بهشتیان تقاضای بخشش می دهند و قبول و ردش با خداست و از طرفی در هیچ کدام از آیات خداوند کسی را به غیر از خودش به عنوان شفیع معرفی نکرده است .و همچنین مشخص نیست که خداوند به چه کسانی اذن درخواست برای بخشش گناهان بدهد .

    اما در روایات و فرقه های اسلامی و غیر اسلامی مانند یهودیت و مسیحیت وضع به گونه ای دیگر است : انها معتقدند مثلا فلان رسول یا امام در روز قیامت منتظر است تا قوم گنهکارش وارد دوزخ شودند و هر کس را به بهانه هایی از آتش نجات دهد در حقیقت در اینجا خدواند به عنوان یک موجود بیرحم و نامهربان جلوه داده می شود و رسولانی مانند عیسی محمد و امامان و دیگر صالحان به عنوان از مادر مهربان تر انسانها را نجات می دهند .
    البته یک ایراد اساسی دیگر بر اندیشه باطل این گروه وجود دارد که با کمی تفکر متوجه خواهید شد :
    شما تصور کند مثلا مسیح یا محمد رسول الله می خواهند در روز قیامت شفاعت کنند :
    و این بنده گنهکار جهنمی در حال حسابرسی هستم تا به جهنم بروم . چون مشخص شده جهنمی هستم پیش مسیح یا محمد می روم و از آنها تقاضای شفاعت می کنم تا در پیشگاه خدا شفاعتم را کنند .
    پیامبر(مسیح یا محمد) : پیش خداوند می رود و از وی می پرسد :" آیااین تسلیم گنهکار لیاقت بخشش دارد ؟"
    و خداوند مثلا می گوید : آره این تسلیم میشه بخشیدش ؟!
    و انگاه پیامبر به خدا می گوید : خدایا این بنده را به خاطر من ببخش ؟!
    و خداوند هم می فرماید : ای تسلیم برو بهشت ؟ رسول خدا شفاعتت کرد برو حالش ببر ؟؟!

    در تصویر سازی فوق توجه کنید : ابتدا پیامبر پیش خدا می رود و از او می پرسد و خداوند جواب مثبت یا منفی در لیاقت بخشش را می دهد .در واقع با این گفته و روایات : خدا را منشی شفیعان کرده اند که : گنهکار پیش پیامبر میاد و درخواست می ده و پیامبر پیش منشی اش می رود و از او می پرسد وضع حساب کتاب این بنده چگونه است و او جواب می دهد میشه فرستادش بهشت . استغفر الله . سبحان الله

    قرآن کاملترین کتاب است، تصديق ميکند که هر کسى در بهشت شفاعت نزديکانش را خواهد کرد : "خواهش ميکنم خدایا، مادر من را به بهشت داخل گردان." اين شفاعت عملى است، بشرط اينکه مادر آن شخص سزاوار رفتن به بهشت باشد .
    بنابراين شفاعت، اگر چه به اين طريق انجام وجود دارد اما کاملا ً بى قاعده استو فقط تقاضا و درخواست است و الله است که میداند ما چی هستیم و نامه اعمالمان چگونه است .

    در قران مثالهای دیگری وجود دارد که پندار شفاعت غیر خدا را باطل می کند :
    مثلا ابراهیم نتوانست شفاعت پدرش را کند
    وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ
    و استغفار ابراهيم براى پدرش ، فقط بخاطر وعده‏اى بود که به او داده بود (تا وى را بسوى ايمان جذب کند)؛ امّا هنگامى که براى او روشن شد که وى دشمن خداست، از او بيزارى جست؛ به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار بود!
    و یا نوح نتوانست شفاعت پسرش را کند :
    قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ
    فرمود: «اى نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحى است [= فرد ناشايسته‏اى است‏]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى!!»
    و یا
    پیامبر در حق عمویش کاری نکرد :
    تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ بريده باد هر دو دست ابولهب (و مرگ بر او باد)!
    یا در حق اقوامش (قوم عرب) :
    اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ
    چه براى آنها استغفار کنى، و چه نکنى، (حتّى) اگر هفتاد بار براى آنها استغفار کنى، هرگز خدا آنها را نمى‏آمرزد! چرا که خدا و پيامبرش را انکار کردند؛ و خداوند جمعيّت فاسقان را هدايت نمى‏کند!
    و آیات دیگر یکه نشان می دهد پیامبران و مخلصین در این دنیا نتوانستند برای قوم و اقوام و فرزندان خود کاری کنند و انها را از جهنمی شدن نجات دهند و حال با تمامی این شواهد باز معتقدید که شفیعانی غیر از خدا وجود دارد .
    وقتی انها کاری نتوانستند به حال اقوام و آشنایان خود کنند چه توقعی هست برای یک غریبه مثل ما ترک فارس هندو و ... شفاعت کنند .
    و یک مسئله دیگر هم وجود دارد و اینکه : چگونه این پیامبران زبان ما را می فهمند :
    مثلا من فارسی زبان و یا انگلیسی زبان چگونه با پیامبر عرب زبان بحث شفاعت را مطرح می کنم و البته این بخش قضیه فقط جنبه شوخی داشت .

    موفق باشید
    راستی شفاعت پیامبر در روز قیامت این است :
    وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا
    و پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند».






    ویرایش توسط taslim : ۱۳۸۹/۱۲/۲۱ در ساعت ۱۲:۴۲

  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    حضرت امام مهدی (عج) : لا حول و لا قوة إلا بالله العلي العظيم حركت و نيرويي جز به خداي بزرگ نيست . الإحتجاج للطبرسي ، ج 2 ، ص 478دوستان عزیز اشتباه نکنند بله بزرگواران همانگونه که در ایات و روایات معتبر هست و دوستان لطف کرده اند و نوشته اند همه چیز و همه کس و همه خواست و ... به خداست و از خداست و به سوی خداست اما اینکه خود خداوند مسئولیتهایی یا برتریی هایی و یا ... به کسانی داده باشد و از انها خواسته باشد منافاتی با غیر خواست خدا ندارد همانطور که برای هدایت مردم از پیامبرانش استفاده کرد و از شفاعت بالاتر خود خداوند برای رسیدن به خودش هم امر کرده از وسیله کمک بگیرید سوره‌ ی مائده، آیه ی 35. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای كسانی كه ایمان آورده اید! از خدا بترسید و برای نزدیك شدن به او «وسیله» بجویید و در راه او كوشش كنید، باشد كه رستگار شویددر روایات معتبر هم میخوانیم که این وسیله اهل بیت نماز روزه و ... هستند مثلا در روایتی می خوانیمقال سلمان الفارسی ـ رضی الله عنه ـ : سمعتُ محمّداً ـ صلی الله علیه و آله ـ یقول: «إنّ الله عزّوجلّ یقول: یا عبادی أوَلیس من له إلیكم حوائج كبار و لاتجودون بها إلّا أن یحتمل علیكم بأحبّ الخلق إلیكم تقضونها كرامه لشفیعهم؟ ألا فاعلموا إنّ أكرم الخلق علیّ و أفضلهم لدیّ محمّد و أخوه علیّ و من بعدهم الأئمّه ـ علیهم السّلام ـ الذّین هم الوسائل إلیّ. ألا فلیدعنی من اهمّته حاجه یرید نفعها او دهته داهیه یرید كفّ ضررها بمحمّد و آله الطّیبین الطّاهرین أقضیها له أحسن ما یقضیها من تستشفعون ألیه بأعزّ الخلق علیه؛ خداوند عزوجلّ می فرماید ای بندگان من! آیا چنین نیست كسی كه حاجات بزرگی از شما می خواهد و شما حوایج او را برنمی آورید مگر این كه در نزد شما كسی را كه محبوب ترین مردم پیش شما است شفیع قراردهد، آن گاه حاجات او را به خاطر آن شفیع برآورید؟ اكنون آگاه باشید و بدانید كه محبوب ترین خلق و افضل آنان نزد من، محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و برادر او علی ـ علیه السلام ـ و امامان پس از وی هستند. اینان وسیله های مردم به سوی من هستند. بدانید هر كسی حاجتی دارد و نفعی را طالب است و یا آن كه دچار حادثه ای بس صعب و زیان بار گشته و رفع آن را می خواهد، باید مرا به محمّد و آل طاهرینش ـ علیهم السّلام ـ بخواند تا به بهترین وجه، حاجات او را برآورم بحارالانوار. ج 94، ص 22 و مجموعه ی ورّام، ج 2، ص 100.و یا امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «نحن حبل الله الذّی قال الله تعالی: و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا».[12] امام باقر ـ علیه السلام ـ نیز فرمود: «آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ هم حبلُ الله الذّی أمر بالاعتصام به فقال و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرّقوابحارالانوار، ج 24، ص 84، ح 3.در ضمن مبادا شیطان گروهی را بفریبد که تنها به قران باید رجوع کرد چرا که خود خداوند عزوجل در قران میفرماید یا ایها الذین امنو اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولامر منکم ...اطاعت از رسول و اولامر اطاعت از سخنان و احادیث صحیحه رسول و اولامر هم هست قران را تفسیر به رای نباید کرد باید به گفته ی خود قران اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولامر منکم از تفسیر و تاویل و ... الرسول و اولامر پیروی کرد نه از تفسیر و تاویل هر ... ! التماس دعای فرج
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,076
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 7 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    15



    taslim عضو كوشاوَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًاو پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردندبزرگوار هر 73 فرقه ی اسلامی حال حاضر جهان حد اقل از قران دم میزنند و قران را قبول دارند اما کدام قران است که خداوند می فرماید هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا باید از قران پرسید میفرماید یا ایها الذین امنو اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولامر منکم ...و اطیعو الرسول و اولامر منکم ... در سخنان بسیاری فرمموده اند قران اهل بیت منند مثل امیر المونین امام علی علیه السلام که در جنگ صفین فرمودند انا قران الناطق براستی هم سپاه حضرت امیر با قران بود هم سپاه معاویه لعنت الله علیه اما کدام قران هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا و الرسول که فرمودند امت من به 73 فرقه تبدیل می شوند که تنها یک فرقه اهل نجات و رستگاریند این یک فرقه کدام است که مهجور مانده هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا التماس دعای فرج
    هنگامي كه عذاب بر بني اسرائيل طولاني شد، چهل صبح به درگاه الهي "ضجه" و "گريه" كردند. پس خداوند به موسي و هارون وحي كرد كه آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه اين دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بين برد (و در فرجشان تعجیل شد)

    و سپس حضرت صادق سلام الله عليه فرمودند:

    همينگونه شما (شیعیان) نيز اگر عمل نمائيد، خداوند فرج ما را خواهد رسانيد و اگر چنين نكنيد، امر به انتهاي خود مي‌رسد

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط e.1_m نمایش پست
    taslim عضو كوشاوَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًاو پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردندبزرگوار هر 73 فرقه ی اسلامی حال حاضر جهان حد اقل از قران دم میزنند و قران را قبول دارند اما کدام قران است که خداوند می فرماید هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا باید از قران پرسید میفرماید یا ایها الذین امنو اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولامر منکم ...و اطیعو الرسول و اولامر منکم ... در سخنان بسیاری فرمموده اند قران اهل بیت منند مثل امیر المونین امام علی علیه السلام که در جنگ صفین فرمودند انا قران الناطق براستی هم سپاه حضرت امیر با قران بود هم سپاه معاویه لعنت الله علیه اما کدام قران هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا و الرسول که فرمودند امت من به 73 فرقه تبدیل می شوند که تنها یک فرقه اهل نجات و رستگاریند این یک فرقه کدام است که مهجور مانده هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا التماس دعای فرج
    با سلام
    عزیز بزرگوار
    این سخن پیامبر در روز قیامت شامل حال هر 73 فرقه بلکه 150 فرقه اسلامی است که در جهان وجود داردو یا منقرض شده اند هیچ کدام پیرو قران نیستند .
    زیرا با تحقیقی که انجام دادم تنها یکی دو گروه که عده انها بسیار کم است معتقد هستند قران کافی است و بقیه فرقه ها فقط دم از قران می زند اما پیرو همان احادیث و اخبار آبا و اجدادی خود هستند؟
    در ضمن به شما هم بر نخورد اما از نوشته های شما کاملا روشن است که شما هم پیرو حدیث پدران خود هستید و مهجوریت قران هم به خاطر همین تفرقه و فرقه فرقه شدن ها است که کاردستی آن بزرگی است که با وسوسه خود ادم را از بهشت بیرون راند .

    و مهجوریت قران همین جاست که همه فرقه ها سخنان ابا او جدادی خود را به قران می بنندند و می گویند قران ناطق چه کنم ؟ اطیو الرسول و صاحب امر را چه کنیم و .....

    خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند .
    اما شما خواهشمندم طبق امضا اقدام به خواندن قران کنید تا انچه خداوند می خواهد شامل حالمان گردد.



صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود