صفحه 18 از 18 نخست ... 8161718
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا بشر بدون وحی قادر به فهم قران هست؟

  1. #171

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط مزمل نمایش پست

    سوال من این بود سنت از روش غیر علمی رسیده به ما و خدا هم تعهدی بر حفظ سنت مانند قران نداده است...

    سنت از روش کاملا علمی به ما رسیده است و آن از طریق روایات صحیح و بعضا متواتری است که مورد تایید عقلاست و به مفاد چنین روایاتی اطمینان می کنند.
    اکثر احکام از سنت به ما رسیده است. اگر قرار بود تمام سنت تحریف بشود در آن صورت بسیاری از احکام دین تعطیل می شد و این با هدف از دین که هدایت انسانها می باشد مخالف است و مخالف با حکمت و لطف الهی است.
    جناب مزمل شما فرض کن که در اتاق عمل هستی و پزشک متخصص مغز بیماری را جراحی می کند اولا آیا به خود اجازه می دهی که بدون داشتن مهارت لازم جراحی مغز بیمار را بر عهده بگیری؟ و ثانیا: بر فرض اینکه از عملکرد مغز اطلاع داشته باشی و تیم پزشکان بنابر آزمایشات متعدد به اطمینان رسیدند که مثلا قسمتی از مغز باید شکافته شود آیا شما می توانی به صرف اطلاعات ناقص خود مانع از این کار شوی؟


    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۱/۰۶/۲۰ در ساعت ۲۲:۵۸

  2. #172

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    959
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک سوال دینی دارم همانطوری که برای عمل جراحی به متخصص مراجعه می کنیم بدیهی است که برای سوال دینی هم به متخصص باید مراجعه کنیم
    من یک مسیحی هستم که بر طبق اعتقاداتم که از تاریخ به من رسیده است که البته صحیح و علمی است معتقدم عیسی مسیح فرزند خداست آیا شما حاضرید این اعتقاد مرا بپذیرید چون هم از راه علمی به من رسیده و هم عقلا مسیحی در درست بودن آن هیچ شکی ندارند.

    یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب
    پس كتابى كه خداوند در يك زمانى اثبات كرده ، اگر بخواهد در زمانهاى بعد آن را محو مى كند و كتاب ديگرى اثبات مى نمايد.
    همان بحث : وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ نازل کردن قران در دو مرحله اول تدریجی دوم دفعی
    مسلم است در مرحله دفعی قران باید تغییر یافته باشد یعنی مخالف تفسیر موجود باشد.

  3. #173

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما این که فهمیدید مسیح پسر خداست را از چه منبعی می توانید اثبات کنید؟!

    آیا خود مسیح (ع) فرموده که من پسرخدا هستم؟! یا دیگران این نسبت را به او داده اند؟!

    اگر می فرمایید خود مسیح (ع) فرموده، آیا شاهدی بر این ادعایتان دارید؟! اگر شاهد ندارید پس به گفته های دیگران استناد می کنید.

    این دیگران برای شما شناخته شده هستند؟! آیا نوشته های خود آنان را دیده اید، یا کسانی می گویند که آنان اینچنین نوشته اند؟!

    ببینید اسنادتان چقدر ضعیف است. شما فقط به شنیده هایتان اکتفا کرده اید و هیچ دلیل دیگری ندارید که مسیح (ع) پسر خدا باشد. این دلیل کافی نیست. من از شما که به این امر اعتقاد پیدا کرده اید نمی خواهم که همین الان این اعتقاد را کنار بگذارید. اما منصفانه این است که تا سند محکم و غیرقابل ردی بر این گفته ی خود پیدا نکردید، دیگر با این اطمینان این گفته را تکرار نکنید.

    اول مطمئن شوید که مسیح (ع) این را گفته ، بعد به آن اعتقاد بیاورید.

    خدا شما را هدایت کند ان شاء الله

  4. #174

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    959
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پندارهای معتبر واهی




    مثل اینکه شما در متن موضوع نبوده اید
    اگر به قرآن احاطه داشته باشید شیوه ابراهیم این گونه بود که ابتدا خودش را ستاره پرست و بعد خورشید پرست نامید تا به مشرکان اثبات کند در زمین خدا بسیار آمده اند و رفته اند که نخواسته اند از عقل و منطق بروند به ویژه کتاب خدا را ملاک و میزان قرار دهند

    اگر کمی عقل و هوش داشته باشیم درس عبرت می گیریم که دنیا از این گونه آدم های به ظاهر عاقل بسیار داشته است که روش جاهلانه خود را روش عقلا می دانند و پیامبران خدا را تکذیب می کنند در آتش می اندازند و دیوانه و مفتون و مسحور و خیال پرداز و خود را عالم و عاقل و دانا می پنداشتند و قلبهایشان به قول قران همه شباهت به هم دارند
    شباهت همه ی آنها عدم پیروی از راه خدا و خود را عاقل و دانا دانستن
    همان کاری که مردم با حرفهای عیسی رسول الله کردند و اکنون هم پیروانی بسیار دارد که با شدت و حدت مبلغش هستند
    بعد از پیامبر اسلام شیعه و سنی با حرفهای محمد رسول الله همین کار را کردند

    چگونه شما با قاطعیت می گویید این اسناد موجود در مورد اینکه عیسی فرزند
    خدا است را رد می کنم و دلیل های آنها را زیر سوال می برید اما دلایل جاهلی خود را سند معتبر روشی عاقل پسند و معتبر و مستند می دانید. مگر شما نمی دانید که انسان موجودی دروغ گو است که حرفهای خود را چنان زینت می دهد و آراسته می کند تا شما را بفریبد و ذهن شما را مسحور کند و شما بپندارید اینها از طرف الله است در حالی که الله آنها را قبول ندارد.
    آنها نیز با دیدن بدنیا آمدن عیسی بدون پدر بجای این که قدرت خدا در هر خلقی را بفهمند با عقل ناقص
    خود این نتیجه را گرفتند که عیسی پسر خداست
    مسلمانان نیز جاهلانه تنها بخاطر اینکه محمد رسول خدا است شروع به ساخت روایاتی در مورد او نمودند و در این مسیر جاهلانه همه چیز اشتباه را بیان کردند.

    چرا زلیخا باید در این شیوه در پیری جوان شود تنها به آن علت که یوسف را دوست می دارد دوست داشتن مرد دیگر وقتی فرد شوهر دارد نه این که ممدوح نیست بلکه افتضاح است جوان شدن در پیری یعنی چه
    می گویند چگونه زلیخا در پیری جوان نشود او یوسف رسول الله را دوست می داشت .
    همین اشتباه را در مورد همسران پیامبران و اصحاب پیامبران و اقوام پیامبران کردند
    مگر زن فرعون و زن لوط را ندیدند که هر کدام فقط به علت ایمان و یا کفر نزد خدا اعتبار دارند نه زن فرعون مجازات شد چون همسر فرعون بود نه زن لوط نجات یافت چون همسر رسول الله بود.

    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۹۱/۰۶/۲۴ در ساعت ۱۰:۰۸
    یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب
    پس كتابى كه خداوند در يك زمانى اثبات كرده ، اگر بخواهد در زمانهاى بعد آن را محو مى كند و كتاب ديگرى اثبات مى نمايد.
    همان بحث : وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ نازل کردن قران در دو مرحله اول تدریجی دوم دفعی
    مسلم است در مرحله دفعی قران باید تغییر یافته باشد یعنی مخالف تفسیر موجود باشد.

  5. #175

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    959
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کدام یک از اقوام رسول خدا به جهنم می روند




    این عین گمراهی است که پیوندها را ملاک قرار داده و قضاوت کنیم بلکه هیچ پیوندی نزد خدا اعتبار ندارد مگر ایمان
    نه زن نه فرزند نه پدر این پیوند ها هیچ وقت نجات بخش و امتیاز نیست .
    فرزند رسول الله کافر می شود و رسول الله حق ندارد شفاعتش کند اگر شفاعت کند کار علمی نکرده است اما آن شخصی که از راه دور می شتابد و به رسولان ایمان می آورد وارد جنت می شود.

    پیوندهایی که شما تحت نام اهل بیت یا صحابی رسول الله به عنوان ملاک قرار می دهید انحراف است . خدا تنها تقوا و ایمان را قبول دارد و بقیه پنداری جاهلانه و خلاف قران است و منکر آیات خدا شدن و جدل کردن همانا عذاب جهنم را بدنبال دارد و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد.
    نوح رسول الله و محمد رسول الله فرقی نمی کند نباید تقاضای فایده و سودی برای اقوام خود کنند و نصایح خدا را در مورد باطل بودن این تقاضاها را فراموش کنند و مومنین که کل قران را مد نظر دارند باید به این درس قران عمل کنند که هیچ چیز ملاک نیست جز تقوی فرزند رسول الله و همسرش و اصحابش بعضی جهنمی و بعضی بهشتیند و اهل تقوی از هر جای دوری که باشند مورد لطف خدایند و خدا هرگز قرابت را ملاک سنجش قرار نخواهد داد که در این صورت خدا ملاکی باطل را رعایت کرده است.

    محمد بشری مانند همه مردم بود و این خدا است که مثل مردم نیست این اشتباه باعث شد که در شناخت شخصیت پیامبر راه افراط را در پیش بگیرند

    همانطوری که شما با قاطعیت می گویید عیسی پسر خدا نیست همین طور هم من با قاطعیت می گویم رسول خدا نه علم غیب می دانست نه علوم تکنولوژی را می دانست نه می توانست از آینده خبر دهد
    او نیز اگر درخواست غیر علمی بکند و توبه نکند همچون ما مجازات می شود و به جهنم می رود پس شناخت شما از رسول الله ها شناختی از روی توهم است و همین توهم باعث شده است اقوام نسبی و سببی و اصحاب را افرادی مهم تر از خود بدانید و داستانهایی دروغین تحت عنوان روایت زندگی برای آنان بسازید.

    هر وقت قران را اقامه کردید و بند بند آن را رعایت آن وقت می فهمید که همه افکار ذهنی شما پوچ و باطل است هر وقت قداست را فقط برای خدا دانستید و همه چیز ها را آفریده ی او آنوقت موحدید چه سنی و چه شیعه به علت ایمان خدا باضافه ایمان به شخصیت هایی غیرواقعی در مورد پیامبر و اقوام و اصحابش مشرک هستند و اعتقاد آنها نه این که جهنم را برای آنها به ارمغان می آورد بلکه لعنت و غضب خدا را هم به علت بی توجهی به قران و مهجور ساختنش بدنبال دارد.
    مقام قرب با مقام دوری بسیار با هم تفاوت دارد .
    شما<علم غیب می دانی نه ><زبان عربی و اروپایی و روسی و غیره می دانی> احتمالا نه اگر بدانی همه زبانها را نمی دانی اگر بدانی با علم آموزی این مهارت را بدست می آوری
    رسول خدا هم بشری چون شما بوده است در قران هم این مطلب وجود دارد

    یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب
    پس كتابى كه خداوند در يك زمانى اثبات كرده ، اگر بخواهد در زمانهاى بعد آن را محو مى كند و كتاب ديگرى اثبات مى نمايد.
    همان بحث : وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ نازل کردن قران در دو مرحله اول تدریجی دوم دفعی
    مسلم است در مرحله دفعی قران باید تغییر یافته باشد یعنی مخالف تفسیر موجود باشد.

  6. #176

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    959
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ماست ترش با سحر شیرین می شود




    پیامبران نیز چنین بوده اند حتی عیسی که در گهواره حرف می زد باز هم دلیلی برای تفاوتش با بشر نیست بلکه عیسی هم بشر بود با خلقی متفاوت یعنی نتیجه می گیریم خدا اکبر است نباید نتیجه بگیریم عیسی خدا است
    وقتی می گوییم محمد رسول است نباید نتیجه بگیریم پس او برتر از ما است
    بلکه بشری چون ما است که گاهی از ما هم علم کمتری دارد مثلا چون به مکتب نرفت نمی توانست بخواند و بنویسد چون کامپیوتر نبود چیزی از آن نمی دانست از قلب ها و روح ها از آن چه آشکار می کنیم و یا پنهان خبر نداشت.

    در شکل و هیکل بشر بود مغز داشت و زبان و دو گوش و دو چشم پیر شد مرد بیمار می شد مشورت می کرد از نتیجه کار ها مطمئن نبود.
    مسلمانان بدون دقت به این موارد شروع به داستان پردازی کردند و انبوهی از دروغ سر هم کردند که قرآن از گفته های آنها تعجب می کند.
    همانند مسیحیان و یهودیان خیالات شان را به پیامبر نسبت دادند.
    هر گروهی به آن چه نزد خود دارند شادند اما اینها علم نیست تنها دروغ هایی است که توسط مردم ظرف 1400 سال ساخته شده است.
    مسیحیان همین کار را کردند در مورد پیامبر خود راه افراط و دروغ پردازی را پیش گرفتن قرآن آمد و گفت نه این گونه نیست.
    مسلمانان بجای درک این گونه اشتباهات باز هم همین اشتباهات را با شدت و حدت ادامه داند و آیندگان هم به آثار دروغین گذشتگان اقتدا کردند و بر آن افزودند و گفتند همه اینها درست است.

    حال شما به مسیحی بگو چرا عیسی خدا نیست فرزند خدا نیست می گوید اسناد به جا مانده از افراد صادق و پاک به ما رسیده و ما روش آنها را روش عقلا می دانیم نمی گویند ما می دانیم اینها همه دروغ و مسخره است و از افراد خیال پرداز به ما رسیده با این وجود ما به آن ایمان داریم شما نمی تونی ببینی نبین.
    هیچ ماست فروشی نمی گوید ماست من ترش است.
    در حالی که ماست فروشان دینی حتی نمی دانند ماستشان ترش است آنها ماست خود را شیرین می دانند وقتی می خوریم میگیم این که ترش است می گوید تو مشکل داری
    اگر بگویی قرآن می گوید گذشتگان شما دروغ به هم بافته اند فایده ای ندارد و با کفر می میرند و جهنم جزای آنها و هر کسی با هر آیین و مذهب و کیشی که روش غیر علمی ای چون آنان داشته باشد و بر نگردد و توبه نکند با کفر می میرد چون به آیات خدا بی توجهی کرده است
    روز قیامت وقتی آیه اقتدا نکنید به گذشتگان می گویند سند بود ما روش عقلا رفتیم به قول قرآن می خواهند چیزی یاد خدا بدهند مسحور اینانند نه رسول الله ها
    من قران را مهجور نمی سازم شما هم نسازید می فهمید که تمام باورهای ذهنی شما و سایر ادیان ذهنی و غیر واقعی است و آن وقت خدا اکبر است
    شرک که همه مبتلایند بنا بر آیه ای از سوره یوسف می گوید اکثر مومنین مشرکند

    یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب
    پس كتابى كه خداوند در يك زمانى اثبات كرده ، اگر بخواهد در زمانهاى بعد آن را محو مى كند و كتاب ديگرى اثبات مى نمايد.
    همان بحث : وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ نازل کردن قران در دو مرحله اول تدریجی دوم دفعی
    مسلم است در مرحله دفعی قران باید تغییر یافته باشد یعنی مخالف تفسیر موجود باشد.

  7. #177

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    959
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ناامیدی مردم از سازمان های بین المللی




    .
    هر گروهی می گوید تو مشرکی اما قران اکثر مومنین را مشرک می داند آنهایی که فکر می کنند قرآن کتابی است در مورد مسیحیان و یهودیان یا همان اهل کتاب و مشرکان مکه کسانی هستند که تنها به گذشته ایمان دارند در حالی که آینده را مسکوت می گذارند پس آینده اسلام چگونه است امت اسلام بدون آینده یعنی قرآن ناقص یعنی بلا تکلیفی
    از نظر اینان خدا قران را گذاشت و رفت و نبوت و رسالت ختم شد و دیگر برای این سوال که آینده چه خواهد شد سکوت می کنند و می گویند آینده بدست همین آدماست و از خدا و دخالتش دیگر خبری نیست این یعنی بستن راه امید در حالی که امید روح را زنده می کند وقتی مردم امید به دخالت خدا داشته باشند زنده می شوند

    اکنون مردم دنیا به جان هم افتاده اند کودکان برنامه های کودک را می بینند و جوانان سریال و فیلم و بازی این یعنی ناامیدی
    این نا امیدی را کسانی در روح ها القا کرده اند که می گویند درود بر آخرین فرستاده خدا
    یعنی در آینده خبری از دخالت خدا در جهان نیست مردم هم که حتی یک درصد امیدی به بهتر شدن اوضاع با مردم امروز و شورای امنیت و این سازمان و آن جنبش ندارند این همان ناامیدی مطلق است
    این هم پنداری بیش نیست خدا خواهد آمد و جهان را بدست مستضعفان و صالحین اهل ایمان و عمل صالح خواهد داد.

    یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب
    پس كتابى كه خداوند در يك زمانى اثبات كرده ، اگر بخواهد در زمانهاى بعد آن را محو مى كند و كتاب ديگرى اثبات مى نمايد.
    همان بحث : وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ نازل کردن قران در دو مرحله اول تدریجی دوم دفعی
    مسلم است در مرحله دفعی قران باید تغییر یافته باشد یعنی مخالف تفسیر موجود باشد.

  8. #178

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برادر عزیز

    بنده از همان ابتدا متوجه شدم که نیت شما چیست ...

    اما شما گویا متوجه نشدید که بنده متوجه نیت شما شده ام!


    یا علی مدد


  9. #179

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    64
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر از رهپویان راه حقیقت
    با توجه به طرح مطالب نادرستی همچون عدم اطمینان به روایات معصومین علیهم السلام از جناب مزمل که العیاذ بالله سر از انتفای حکمت خدای متعال در می آورد و عدم پذیرش دلائل علمی مطرح شده در رد این ادعاهای باطل و روی آوردن ایشان به روش کاملا جدلی و گریز از حقیقت ، در همین جا ختم این تاپیک را اعلام می کنم.
    موفق باشید

    ویرایش توسط سعید : ۱۳۹۱/۰۷/۱۱ در ساعت ۲۲:۳۲

  10. #180

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,147
    مورد تشکر
    151 پست
    حضور
    38 روز 9 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    130
    آپلود
    0
    گالری
    13

    جمع بندی




    پرسش : می دانیم که قران کلام خدا است که برای بشر نازل شده است ایا بشر بدون وحی قادر به درک قران هست؟


    پاسخ: با سلام
    قران كريم داراي آياتي است كه در زمينه هاي مختلف به شرح و بيان مطالب پرداخته است .
    بخشي از آيات قران كريم مربوط به آيات الاحكام است و حكم مطلق و عام احكام را بيان نموده و سيره و سنت و روايات پيامبر (صلی الله علیه وآله) و معصومين (علیهم السلام) به بيان تخصيصات و تبينات آن پرداخته اند .
    همچنين اجمال برخي احكام در قران كريم آمده اما تفصيل آن بايد در سنت نبوي مشخص شود مانند نماز كه حكم اجمالي آن در قران بيان شده اما تعداد ركعات و تفصيل هر يك از نمازها ، در بيان و سيره شريف نبوي آمده است و مسلما بدون دسترسي به پيامبر (
    صلی الله علیه وآله) و اهل بيت كه با وحي مرتبطند ، بشرهرگز قادر به فهم تفصيلات و تبيينات وحي ، نخواهد بود .
    بخشي ديگر از آيات نيز شامل متشابهات قراني است .
    توضيح اينكه آيات قران به محكم و متشابه تقسيم مي شوند .
    محكمات آياتي هستند كه مفهومشان روشن است اما متشابهات ، در بدو امر پيچيده بنظر مي رسند و بايد با توجه به آيات محكم و نيز تفسير و تبيين پيامبر (
    صلی الله علیه وآله) و معصوم (علیه السلام) كه با وحي مرتبطند ، معاني دقيقشان روشن شود . اما از نگاهي ديگر آيات قران داراي ظهر و بطن است در روايت معروفى از پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) است كه مى‏ فرمايد: «ان للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا الى سبعة أبطن»يا: «ان القرآن أنزل على سبعة أحرف »
    باطن داشتن به معناى اين است كه يك آيه مى‏تواند بر معانى عميق و عميق‏ترى دلالت كند؛ مثلا آيات جهاد، معناى عميق‏ترش، جهاد با نفس است. يا آيات مربوط به منافقين را مى‏توان با نگرشى عميق‏تر در مورد مسلمانان فاسق به كار برد. معناى عميق‏تر اين آيات، انطباقش بر اهل مراقبت و ذكر و خلوت است كه اگر احيانا در مراقبت و... كوتاهى كنند، در حقيقت دچار نوعى نفاق باطنى شده‏اند. معناى عميق‏تر اين آيات، انطباق آن است بر اهل عرفان به خاطر قصور ذاتى‏شان از اداى حق ربوبيت.
    در اين جا دو نكته روشن مى‏شود:
    اولا، معانى قرآن كريم داراى مراتبى است كه بر حسب اختلاف مراتب و مقامات افراد، اين معانى متفاوت مى ‏باشد و لذا برخى از كسانى كه پيرامون مقامات ايمان و ولايت بحث كرده‏اند، معانى دقيق‏ترى نسبت به معانى فوق نيز ذكر كرده ‏اند.
    ثانيا، ظاهر و باطن دو امر نسبى است. به اين معنا كه هر ظاهرى نسبت به ظاهر خودش، باطن و نسبت به باطن خودش، ظاهر است1
    چنان كه مثلا در روايتى آمده است: جابر انصارى نقل مى‏كند كه گاه از امام باقر (
    علیه السلام) تفسير آيه‏اى را سؤال مى‏كردم و ايشان به نحوى پاسخ مى‏داد. بار ديگر كه سؤال مى‏كردم، پاسخ ديگرى مى‏داد. علتش را جويا شدم. فرمود: »يا جابر ان للقرآن بطنا و للبطن بطن، و ظهرا و للظهر ظهر، يا جابر، و ليس شى‏ء أبعد من عقول الرجال من تفسير القرآن، ان آياته تكون أولها فى شى‏ء و أوسطها فى شى‏ء و آخرها فى شى‏ء و هو كلام متصل ينصرف على وجوه2 اى جابر! براى قرآن بطنى است و براى بطنش نيز بطنى ديگر است. همچنان كه براى آن ظاهرى است و براى ظاهرش، ظاهرى ديگر. اى جابر! براى عقول مردم، هيچ علمى دشوارتر و ديرياب‏تر از علم تفسير قرآن نيست؛ زيرا يك آيه‏ى قرآن ممكن است اولش درباره‏ى چيزى، وسطش درباره‏ى چيز ديگر و آخرش درباره‏ى چيز سومى باشد. با اين كه يك كلام است و اول و وسط و آخرش به هم متصل است، اما در عين حال به چند وجه گردانده مى‏شود.
    بنابراين ظاهر قرآن عبارت است از معناى ظاهرى آن، و بطن قرآن معنايى است كه در زير پوشش معناى ظاهرى قرآن نهان است. حال، چه اين كه يك معنا داشته باشد و يا معانى بسيار، و چه اين كه به معناى ظاهرى نزديك و يا از آن دور باشد و بين اين معناى ظاهرى و آن معناى بعيد، واسطه‏اى باشد3
    و اما دستيابي و فهم مراتب ظاهر و باطن به يك معنا براي همه ممكن است و به يك معنا خير .
    يعنى، از طرفى همگان بالقوه مى ‏توانند با تدبر در قرآن و افزايش معرفت خود نسبت به آن، تدريجا در زمره‏ ى خواص درآيند و با معانى عميق‏تر آن آشنا شوند؛ و از طرف ديگر، تا وقتى كه به مرتبه‏ى خواص ، به آن معانى عميق نخواهند رسيد. البته، هر كس به فراخور فهم و ظرفيت وجودى خود از قرآن بهره خواهد گرفت. 4
    بنابراين در فهم قران علاوه بر اينكه بشر به وحي الهي نيازمند است باب معرفت نيز بر اساس مراتب ايمان افراد درجه بندي دارد همانگونه كه آيات قران ذو وجوه و ذو بطون اند افراد بشر بر اساس مراتب ايمان و معرفت ميتوانند به اين وجوه دست يابند اما نهايتا اين برداشتها و معرفت بشري نبايد با آيات ديگر - محكمات- و نيز با روايات و تبينات معصومين (علیهم السلام) در تضاد باشند ضمن اینکه همین برداشتها نیز باید مورد تایید معصوم (علیه السلام )باشند تا به انحراف نروند بنابراین ما در تمامی مراحل برای فهم دقیق و درست قرآن کریم به وحی نیازمندیم.

    1. ترجمه ‏ى تفسير الميزان، ج 3، صص 111 - 113.
    2.تفسير عياشى، ج 1، ص 12، حديث 8
    3. ترجمه‏ ى تفسير الميزان، ج 3، ص 115
    4. همان ، ج 10، صص 432


    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد

صفحه 18 از 18 نخست ... 8161718

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود