صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عوام و خواص جوامع

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    412
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    63
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عوام و خواص جوامع




    بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

    سلام و
    :salavat10:

    در هر جامعه و شهر و كشوری، از یك دیدگاه، مردم به دو قسم تقسیم می‌شوند:

    یك قسمْ كسانی هستند كه بر مبنای فكر خود، از روی فهمیدگی و آگاهی وتصمیم‌گیری كار می‌كنند.

    راهی را می‌شناسند و در آن راه - كه به خوب و بدش كار نداریم - گام برمی‌دارند. یك قِسم اینهایند

    كه اسمشان را «خواص» می‌گذاریم.

    قسم دیگر، كسانی هستند كه نمی‌خواهند بدانند چه راهی درست و چه حركتی صحیح است.

    در واقع نمی‌خواهند بفهمند، بسنجند، به تحلیل بپردازند و درك كنند. به تعبیری دیگر، تابع جَوّند.

    به چگونگی جوّ نگاه می‌كنند و دنبال آن جوّ به حركت در می‌آیند. اسم این قسم از مردم را «عوام» می‌گذاریم.

    پس، جامعه را می‌شود به «خواص» و «عوام» تقسیم كرد.



    «خواص» چه كسانی هستند؟ آیا قشر خاصّی هستند؟

    جواب، منفی است. زیرا در بین «خواص»، كنار افراد با سواد، آدمهای بی‌سواد هم هستند.

    گاهی كسی بی‌سواد است؛ اما جزو خواص است. یعنی می‌فهمد چه كار می‌كند. از روی تصمیم‌گیری

    و تشخیص عمل می‌كند؛ ولو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرك ندارد و لباس روحانی نپوشیده است.

    به‌هرحال، نسبت به قضایا از فهم برخوردار است.



    چه كسانی عوامند؟

    جزو «عوام» قرار نگرفتن، بدین معنا نیست كه حتماً در پی كسب تحصیلات عالیه باشید؛ نه!

    معنای «عوام» این نیست. ای بسا كسانی كه تحصیلات عالیه هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند.

    ای بسا كسانی كه تحصیلات دینی هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند. ای بسا كسانی كه فقیر یا غنی‌اند؛

    اما جزو عوامند. عوام بودن، دستِ خودِ من و شماست.

    باید مواظب باشیم كه به این جَرگه نپیوندیم. یعنی هر كاری می‌كنیم از روی بصیرت باشد.

    هر كس كه از روی بصیرت كار نمی‌كند، عوام است.

    لذا، می‌بینید قرآن درباره‌ی پیغمبر(ص) می‌فرماید:


    «اَدْعُوا اِلَی‌اللَّهِ عَلی بَصِیرَةٍ اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی.»

    یعنی من و پیروانم با بصیرت عمل می‌كنیم، به دعوت می‌پردازیم و پیش می‌رویم


    پس، اوّل ببینید جزو گروه عوامید یا نه. اگر جزو گروه عوامید، به سرعت خودتان را از آن گروه خارج كنید.

    بكوشید قدرت تحلیل پیدا كنید؛ تشخیص دهید و به معرفت دست یابید.


    ادامه دارد...
    ماندگاری هر ملّتی رابطه ی جدا نشدنی

    با سرمایه های تاریخی و معنوی آنها دارد

    پی آواز حقیقت بدویم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    412
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    63
    آپلود
    0
    گالری
    0



    .

    عوام، بسته به خوش طالعی خود، اگر تصادفاً در مقطعی از زمان قرار گرفتند كه پیشوایان

    مثل امام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام و امام راحل رضوان‌اللَّه تعالی علیه، بر سرِ كار بودند و

    جامعه را به سمت بهشت می‌بردند، به ضربِ دستِ خوبان، به سمت بهشت رانده خواهند شد.

    اما اگر بخت با آنها یار نبود و در مقطعی قرار گرفتند كه:


    «وَ جَعَلْنا هُمْ اَئِمّةً یَدْعُونَ اَلَی‌النَّارِ »


    و «اَلَمْ‌تَرَ اِلَی‌الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَةَاللَّهِ كُفْراً وَ اَحَلُّوا قَوْمَهُمْ‌ّ دارَالْبَوارِ. جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارِ»

    به سمت دوزخ خواهند رفت. پس، باید مواظب باشیم جزو «عوام» قرار نگیریم.

    به عبارتی عوام هر چه می‌كنند، از روی فكر و تشخیص و تحلیل درست نیست. هر طور كه جوّ

    ایجاب كرد، حركت می‌كنند.


    اماخواص
    یعنی كسانی كه وقتی عملی انجام می‌دهند، موضعگیری‌ای می‌كنند و راهی

    انتخاب می‌كنند، از روی فكر و تحلیل است. می‌فهمند و تصمیم می‌گیرند و عمل می‌كنند.


    ببینیم ما در کدام حلقه ایم؟

    .


    ماندگاری هر ملّتی رابطه ی جدا نشدنی

    با سرمایه های تاریخی و معنوی آنها دارد

    پی آواز حقیقت بدویم

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    412
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    63
    آپلود
    0
    گالری
    0



    .

    «خواصِ» یك جامعه، به دو گروهِ «خواصِ طرفدار حق» و «خواصِ طرفدار باطل» تقسیم می‌شوند.

    عدّه‌ای اهل فكر و فرهنگ و معرفتند و برای جبهه‌ی حق كار می‌كنند. فهمیده‌اند حق با كدام

    جبهه است. حق را شناخته‌اند و براساس تشخیص خود، برای آن، كار و حركت می‌كنند.اینها یك

    دسته‌اند.

    یك دسته هم نقطه‌ی مقابل حق و ضد حقّند. اگر باز به صدر اسلام برگردیم، باید این طور بگوییم

    كه «عدّه‌ای اصحاب امیرالمؤمنین و امام حسین، علیهما السّلام هستند و طرفدار بنی‌هاشمند.

    عدّه‌ای دیگر هم اصحاب معاویه و طرفدار بنی‌امیّه‌اند.»

    البته بین طرفداران بنی‌امیّه هم، افراد با فكر، عاقل و زرنگ بودند. آنها هم جزو خواصند.

    که باید با آنها جنگید. با خواص طرفدار باطل باید جنگید.



    مهم این است که خواص طرفدار حق نیز دو قسمند:

    همه در مقابله با دنیا، زندگی، مقام، شهوت، پول، لذّت، راحت، نام و همه‌ی متاعهای خوبْ

    قرار دارند. اینهایی كه ذكر كردیم، همه از متاعهای خوب است. همه‌اش جزو زیباییهای زندگی

    است. «مَتاعُ الْحَیاةِ الُّدنْیا.» «متاع»، یعنی «بهره». اینها بهره‌های زندگی دنیوی است.

    در قرآن‌كه می‌فرماید «مَتاعُ الْحَیاةِ الُّدنْیا»، معنایش این نیست كه این متاع، بد است؛ نه.

    متاع است و خدا برای شما آفریده است. منتها اگر در مقابل این متاعها و بهره‌های زندگی،

    خدای ناخواسته آن قدر مجذوب شدید كه وقتی پای تكلیفِ سخت به میان آمد، نتوانستید

    دست بردارید، واویلاست!

    اگر ضمن بهره بردن از متاعهای دنیوی، آن‌جا كه پای امتحان سخت پیش می‌آید، می‌توانید از آن

    متاعها به راحتی دست بردارید، آن وقتْ حساب است.

    بنابراین :

    یک دسته کسانی هستند که از متاع دنیا استفاده می کنند ولی هنگام امتحان سخت الهی

    در مقابله با دنیا، با زندگی، با مقام، با شهوت، با پول، با لذت، با راحتی، با نام، موفق هستند.

    [قسم خوب خواص طرفدار حق]



    یک دسته کسانی هستند که از متاع دنیا استفاده می کنند ولی هنگام امتحان سخت الهی

    در دست کشیدن و مقابله با دنیا، با زندگی، با مقام، با شهوت، با پول، با لذت، با راحتی، با نام،

    موفق نیستند. [قسم بد خواص طرفدار حق]


    وقتی خواصِ طرفدارِ حق، یا اكثریت قاطعشان، در یك جامعه، چنان تغییر ماهیت می‌دهند كه

    فقط دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‌كند؛ وقتی از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال،

    از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر می‌شوند حاكمیت

    باطل را قبول كنند و در مقابل باطل نمی‌ایستند و از حق طرفداری نمی‌كنند و جانشان را به خطر

    نمی‌اندازند؛ آن گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام - با آن وضع -

    آغاز می‌شود. حكومت به بنی‌امیّه و شاخه‌ی «مروانی» و بعد به بنی‌عبّاس و آخرش هم به

    سلسله‌ی سلاطین در دنیای اسلام، تا امروز می‌رسد!


    .................................................. .............................

    آنچه آمد چکیده ای بود از بیانات مقام عظمای ولایت در جمع فرماندهان بسیج به تاریخ 20/3/75
    .
    ماندگاری هر ملّتی رابطه ی جدا نشدنی

    با سرمایه های تاریخی و معنوی آنها دارد

    پی آواز حقیقت بدویم

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    412
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    63
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم ربّ الشّهداء والصّدّیقین

    سلام و
    :salavat10:
    سؤال :

    «خواص و عوام» را از منظر آیات شریفه ی قرآن کریم بیان بفرمایید .

    اینکه مخاطبین قرآن با چه واژه هایی به عنوان «عوام و خواص »ذکر

    شده اند .

    «خواص بد» و «خواص خوب »از منظر قرآن چه ویژگیهایی دارند؟؟؟؟؟

    ماندگاری هر ملّتی رابطه ی جدا نشدنی

    با سرمایه های تاریخی و معنوی آنها دارد

    پی آواز حقیقت بدویم

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوال : آیا ممکن است عوام از خواص پیشی بگیرند؟


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ویژگی های خواص 1




    به نام خدا

    در رابطه با ویژگی های خواص و عوام در قران عرض کنم که خواص يعنى گروه زبده و شاخص اجتماع كه داراى ويژگى هاى مختلفی هستند که در این پست و پست های آینده خدمت عزیزان عرض خواهم نمود و انشاء الله به سوالاتی که مطرح شده نیز پاسخ های لازم ارائه خواهد گردید

    الف) دارای بصیرت و بررسی و تحليل هستند

    پيامبران (علیه السلام )به طور خاص و اصلاح گران دینی به طور عام ، داراى پيامهاى معنوى اى هستند كـه عـامـّه مـردم به راحتی نمی توانند آنها را درک نمایند . رسولان الهى ، با زبان و بيان مناسب حـال گـروه هـاى مـختلف، آنها را از آب حيات معرفت ، بـهـرهمـنـد مـى گـردانـنـد؛ بـا وجـود اين بسيارى از پيام هاى انبيا و مصلحاناز سطح فهم عوام فراتر يا فهمش براى آنان مشكل است .
    برای نمونه حضرت ابـراهـيـم (علیه السلا م ( مردم را ازبت پرستی نـهـى نمود . و بـا اسـتـدلالهـاى متعدّد، باطل بودن بت ها را براى اهل فهم و شناخت ، ظاهر ساخت .وقتى كه بت ها را شكست ، با قرار دادن تبر بر گردن بت بزرگ ، اعتراضكنندگان را به آن حواله داد و گفت : اگر اين خدايانتان مى توانند با شماتكلّم كنند و جواب شما را بگويند و سخن شما را بـشـنـونـد، از آن بـت بـزرگبپرسيد! در اين لحظه نمروديان به جهالت و گمراهى خود متنبه شـدنـد و درضـمـير خويش ، خود را محكوم كردند و ظالم شمردند. امّا براى اين كه وجههعمومى خود را از دست ندهند، فورى شخصيت خود را معكوس كرده ، حقّى را كه دروجودشان اوج گرفته بود، به زير انداختند و با مجادله و عوام فريبى ، عوامرا به دفاع از بت ها خواندند.بسیاری از عوام نیز پیروی نمودند و با اینکه مـحـاكمه ابراهيم ، مقابلچشمان عامّه مردم بود(فـَاْتـُوا بِهِ عَلى اَعْيُنِ النّاسِ لَعَلَّهُمْيَشْهَدُونَ ، هنگامى كه فهميدند ابراهيم بت ها را شكسته گفتند: او رادر برابر ديدگان مردم بياوريد تا گواهى دهند.) ،اما آنان نتوانستند پيام او را بگيرند و همچنان پيروخواص گمراه خود ماندند.( سوره انبياء آيات 57 ـ 68)
    قـرآن ، کریم مى فرمايد:وَ تِلْكَ الاَْمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ وَ مايَعْقِلُها اِلا الْعالِمُونَ (سوره عنكبوت آيه 43) و اين مثل ها را براى عموم مردم مى زنيم ،امّا عمق آن را جز عالمان (خواص ) نمى فهمند.
    ادامه دارد
    التماس دعا
    ویرایش توسط پاسخگو : ۱۳۹۰/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۷:۵۸ دلیل: اضافه نمودن عنوان



  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ویژگی های خواص 2




    به نام خدا
    سلام علیکم
    دومین ویژگی خواص این است که :

    2) خواص راهشان را خود انتخاب مینمایند

    برخى خواص هدايت شده و برخى گمراه هستندولى هر دو گروه ، آگاهانه و پس ازشنیدن و فهمیدن سخن حق راه هـدايـت يـا گـمـراهـى را انتخاب و در مقابل آن سر تسليم فرود آورده یا عناد می نمایند .
    قرآن در مورد اين ويژگى آنان مى فرمايد:
    (مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ اُوتُوالْكِتابَ اِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْعِلْمُ) ( سوره آل عمران آیه 19) صـاحـبـان كـتـاب ، اخـتـلاف نـورزيـدنـد، مـگـر بـعـد از آن كـه عـلم بـراى آنـان (حاصل ) آمد.
    بعد از ماجرای شکستن بت ها وقتی حضرت ابراهيم (ع ) به مشرکان گفت از بت بزرگ سوال کنند ، آن هـا دريـافـتـنـد آن بت ، نمی تواند سخن بگوید و چنين چیزی شایستگی خدایی ندارد با وجود اين علم باز هم ، آگاهانه بر اين ظلم و كفر ماندند :
    (فَرَجَعُوا اِلى اَنْفُسِهِمْ فَقالُوا اِنَّكُمْ اَنْتُمُ الظّالِمُونَ) ( سوره انبیاء آیه 19) پس به خود آمده و (به يكديگر) گفتند: به حقيقت كه شما ستمكاريد.
    در بحار الانوار آمده است :
    در قـضيّه مباهله نصاراى نجران ، كه براى تحقيق درباره پيامبر(ص )رهسپار مدينه شده بودند، در بـين راه مَركب يكى از آنان نزديك بود به زمين بخورد و راكب سقوط كند. آن فرد پيامبر(ص )را نـفـريـن كـرد.
    عـالم بـزرگ آنـان ، او را توبيخ كرد كه چرا پيامبر امّى را نفرين مى كنى و صـفـات و مـدح پـيـامـبـر(ص )را مـطـابـق بـشـارات انـجـيـل بـراى او نـقل كرد. رفيقش گفت : آيا ما بر صاحب اين اوصاف و مورد اين بشارات وارد مى شويم ؟ و چرا؟ عـالم بـزرگ جـواب داد آرى ، بـه مـديـنـه مى رويم تا او را ببينيم ، اگر او را بر همين صفات يـافـتـيـم بـا تـسـالم و پـرداخـت جـزيـه هـم او را يـارى مـى دهـيم و هم خود و هم كيشان خود را از شـمـشيرش در امان مى داريم و اگر او را بر اين صفات نيافتيم به خدا وا مى گذاريمش كه خدا او را بس است (و در رفع او به ديگرى محتاج نيست )
    رفيقش پرسيد كه چرا در صورت اول ايمان نياوريم ؟ جواب شنيد كه در اين صورت بايد به ديـنـى وارد شـويـم كه فرد شريف و فرد عادى در آن يكسان است و بايد از مقام و موقعيت فعلى چشم بپوشيم و اين ممكن نيست (بحار الانوار جلد 21 ص 351 الی 353 )

    انشاء الله در نوشته های بعدی ویژگی های عوام را با استفاده از منابع عرض خواهیم نمود

    التماس دعا




  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ویژگی های عوام




    [justifyfull]با سلام

    از ویژگی های عوام می توان به موارد زیر اشاره نمود
    :

    1) عوام اهل اندیشه و تامل نبوده و گرفتار ظاهر بینی هستند ؛

    در قرآن می خوانیم :
    يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا(سوره روم آیه7 ) آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى‏دانند، و از آخرت (و پايان كار) غافلند.

    در آيـات بـعـدی می بینیم که همين افراد توبيخ شده اند كه چرا در نَفْس و خلقت و نيز سرگذشت پـيـشـيـنـيـان فکر نـمـى كـنـنـد تـا عـبـرت بـگـيـرنـد.


    در سوره قصص می خوانیم وقـتـى قـارون با مـركـب زیبا و مجلل خـود از خـانـه خـارج شـد و بـه مـيـان مـردم آمـد، هـمـيـن عـوام و تـوده ظـاهـر بـيـن مـحـو جـمـال و جـلال ظـاهـرى او شده و فکر کردند اون صاحب بهره بزرگ است و آرزوى رسيدن به چنان ثروتى را نمودند :


    فـَخـَرَجَ عـَلى قَوْمِهِ فى زينَتِهِ قالَ الَّذينَ يُريدُونَ الْحَيوةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما اُوتِىَ قارُونَ اِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظيمٍ (سوره قصص آيه 79) (روزى قارون) با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها كه خواهان زندگى دنيا بودند گفتند: «اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستى كه او بهره عظيمى دارد

    اما در آیه بعدی می خوانیم خواص آگاه و حقيقت بين به آنان گفتند كه واقعیت را ببینید ارزش در مسائلی است که جاويدان باشد و آن هم ثواب خداست :


    وَ قالَ الَّذينَ اُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً (سوره قصص آیه 80 ) اما كسانى كه علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند: «واى بر شما ثواب الهى براى كسانى كه ايمان آورده‏اند و عمل صالح انجام مى‏دهند بهتر است، اما جز صابران آن را دريافت نمى‏كنند

    ادامه دارد

    [/justifyfull]
    ویرایش توسط پاسخگو : ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ در ساعت ۲۰:۲۹



  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ویژگی دوم عوام




    [justifyfull]با سلام
    ویژگی دوم عوام :
    عوام اکثریت را مـلاك می دانند و برایشان قـابـل قـبـول نـيـسـت كـه راه آبـا و اجـدادشـان صـحـيـح نـبـوده ، و هـمـه نسل هاى گذشته اى كه بر اين راه رفته اند گمراه بوده اند. برای همین بدون اینکه باور کنند این سوال را می کنند که :فَما بالُ الْقُرُونِ الاُْولى (سوره طه آیه 51)پس تكليف نسلهاى گذشته (كه به اينها ايمان نداشتند) چه خواهد شد؟

    در جـريـان گـوسـاله پـرسـتـى بـنـى اسرائيل ،هم می بینیم وقتى سامرى گوساله طلايى را ارائه كرد، بـسـيـارى از آنـان بـه خـداى طـلايـى گـرويـدنـد. و فضایی ایجاد گردید که كـه عـامـه مردم نتوانستند در مقابل آن تحمل نمایند و لذا مرعوب شدند و بـدون اندیشه ، گـوسـاله پرست شدند. آنان هم كه گوساله پرست نشدند، جراءت اظهار مخالفت نداشتند و در جواب توبيخ حضرت موسى اینگونه گفتند که :ما اَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا (سوره طه آیه 78) مـا بـه اخـتـيـار خـود با وعده تو مخالفت نكرديم و همانگونه که آمده است در ادامه اینگونه گفتند بلكه وقتى كثرت گوساله پرستان و كمى خودمان را ديديم از مخالفت با آن ها وحشت كرديم (بحارالانوار، ج 13، ص 207، مجمع البيان ، ج 7 و 8، ص 43)

    ادامه دارد
    [/justifyfull]
    ویرایش توسط پاسخگو : ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ در ساعت ۲۰:۲۷



  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ویژگی سوم عوام : تقلید کور کورانه




    با سلام
    ویژگی سوم عوام :
    تقلید کور کورانه


    عـوام مردم چون امکان فهم و شناخت کافی را ندارند در نتیجه فقط می توانند تبعیت نمایند البته با اینکه این همه عوام تبعیت می کنند اما باید توجه داشت که در کیفیت آن بین عوام مثبت و عوام منفی تفاوت های اساس وجود دارد

    عوام مثبت ، تبعیتشان دارای ویژگی های زیر است:

    1) آن ها بر اساس روشی که خداوند تبارک و تعالی دستور داده تبعیت می نمایند (سوره های بقره آيه 38؛ يس، آيه 20و ....)

    2) این گروه تـابع وحى ، و کسانی که خداوند به فرموده می باشند ( سوره های اعراف ، آيه 157؛ يس آيه 20و ...)

    3) هدف این گروه از تبعيّت کسب رضای خداوند تبارک و تعالی است نه رسیدن به غرض های نَفْس خود ( سوره آل عمراه آیه 62)

    4) بر اساس حدس و گمان تابع نمیشوند بلکه ملاک عقل و علمشان است

    تبعيت در عوام منفی ، ويژگى هاى زير را دارد:

    1) تابع بودن آنها از نوع تبعيّتِ اشتباه و ممنوع می باشد )سوره های كهف آيه 28، اعراف آيه 18)

    2) آنها به گونه ای تبعیت می کنند که نه عقل به آن راهنمایی می کند و همچنین از اشخاصی تبعيت می نمانید که اصلی ترین ملاکهای تبعیت را كه عقل و شعور كافى است را نیز ندارند

    3) اینگونه افراد از سنتهای ملّى ، قومى و آبا و اجدادى تبعیت می نمایند و اینگونه سنت ها را لا یتغییر می دانند.

    4) این گروه عـقـل را کنار گذاشته و هدفشان رسیدن به خواسته های نفسانى است .

    از ايـن رواست كه در قيامت وقتى آنان را گروه گروه به دوزخ می اندازند ، نگهبانان دوزخ از آنان مى پرسند؟ اَلَمْ يَاءْتِكُمْ نذيرٌ مگر بیم دهنده آگاهی برای شما نيامد؟ قالُوا بَلى‏ قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ في‏ ضَلالٍ كَبيرٍ مـى گـويـند: مى‏گويند: آرى، بيم‏دهنده به سراغ ما آمد، ولى ما او را تكذيب كرديم و گفتيم: خداوند هرگز چيزى نازل نكرده، و شما در گمراهى بزرگى هستيد ؛ سرانجام اینگونه می گویند :وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في‏ أَصْحابِ السَّعير اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقّل مى‏كرديم، در ميان دوزخيان نبوديم ( سوره ملك آيه 8 ـ 10)

    بله اینگونه افراد هستند که رسم و رسوم ها را موجب ایجاد پيوند های اجتماعى دانسته و نفى آن را زشـت مـى دانـنـد.
    در قرآن کریم آمده است حـضـرت ابـراهـيـم (علیه السلام )وقـتـى بـا مـنـطـق مـردم را بـه خداپرستى فراخواند با انكار مردم مواجه شده و فرمود: اِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ اَوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا ( سوره عنکبوت آیه 25) شما غير از خدا بتهايى براى خود انتخاب كرده‏ايد كه مايه دوستى و محبت ميان شما در زندگى دنيا باشد


    ادامه دارد

    ویرایش توسط پاسخگو : ۱۳۹۰/۰۲/۰۲ در ساعت ۱۳:۰۷



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود