جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ابراهیم بن مالک اشتر نخعی که بود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118

    ابراهیم بن مالک اشتر نخعی که بود؟




    از افرادی که در تاریخ برای خود یل و قدرت عظیمی بود و بزرگان پیرامون او بسیار سخن گفته اند ، ابراهیم بن مالک اشتر می باشد که در این مقاله به آشنایی بیشتر پسر مالک اشتر ، آن مرد رزم آور و شجاع سپاه علی (علیه السلام ) می پردازیم .
    ابراهیم فرزند برومند مالک اشتر یار صمیمی و صحابی خاص امیرالمؤمنین علی(ع) است.[1]

    اوصاف ابراهیم

    ابراهیم سرور قبیله نخع و یکه تاز آنان[2] از فرماندهان شریف و با سیادتی بود که به شجاعت و تدبیر مشهور بود.[3] بسیاری از مورخان او را در شجاعت ستوده اند.[4] و از قهرمانی ها و شجاعت هایش در میدان جنگ که به مانند صاعقه بی امان بر قلب دشمن می تاخت و از یمین و یسار از کشته پشته می ساخت با شگفتی یاد کرده ، سخن ها گفته اند.



    از دیگر مواردی که مورخان در وصف شجاعتش گفته اند، حضور او در جنگ صفین است. او با وجود آن که نوجوانی کم سن و سال بود، در این جنگ حضور یافت و در کنار امیرالمؤمنین(ع) و پدرش مالک اشتر رشادت ها از خود نشان داد.[5]


    ابراهیم نه تنها در شجاعت و شهامت ؛ بلکه در سخاوت و جوانمردی و ایمان و اخلاق و محبت به اهل بیت(ع) نیز برترین مردم عراق بود .[6]



    علامه سید محسن امین نیز او را در کتابش اعیان الشیعه چنین می ستاید: « ابراهیم مردی شجاع، سلحشور، با شهامت، صف شکن و رئیس بود، او دارای طبعی عالی و همتی بلند و طرفدار حق بود و دارای طبع شعر و زبانی فصیح و هوادار و دوستدار خاندان عصمت و طهارت؛ همان گونه که پدرش مالک اشتر نیز دارای چنین صفات و امتیازات عالی بود و حق هم همین است که چنین فرزندی مجسمه چنین پدری باشد .»[7]


    ابراهیم و قیام مختار

    یکی از افرادی که در قیام مختار نقش مهم و مؤثّری داشت ، ابراهیم ابن مالک اشتر بود که به جرأت می توان گفت که در این قیام نقشی فعّال داشت .


    چهره ای مانند ابراهیم موجبات اعتلای هر چه بیشتر مختار را فراهم آورده بود و موفقیت های بسیاری را نصیب قیام کرده بود.

    ابراهیم پذیرفت و با مختار بیعت کرد و به همراه او قیام بزرگ شیعیان عراق را به راه انداخت . او پس از آغاز قیام و بدست گرفتن امور کوفه به عنوان فرمانده کل سپاه مختار انتخاب شده، اقدامات بسیاری را در کوفه و عراق به انجام رسانید



    شخصیت نافذ ابراهیم و فکر بلند و شجاعت و کاردانی او در امور جنگ از یک سو و علاقه شدید و اخلاص او نسبت به ساحت مقدس اهل بیت پیامبر(ص) از سوی دیگر و سایر صفات برجسته ای که در وجود ابراهیم جمع شده بود، مختار و سران شیعه عراق را به پیوستن او به قیام امیدوار کرده بود. آن ها او را مایه امید و پشتیبانی قوی و فرماندهی لایق برای قیام می دانستند،[8] پس تصمیم گرفتند که با ابراهیم ملاقات و او را به قیام دعوت نمایند ؛ از این رو پس از فراهم آمدن مقدمات قیام و پیش از اعلان آن تنی چند از سران شیعه با مختار ملاقات کردند و پیشنهاد دادند که اگر مردی چون ابراهیم فرزند مالک اشتر به ما بپیوندد، امید زیادی به پیروزی خواهیم داشت.



    مختار از این پیشنهاد استقبال کرد و آن ها را نزد ابراهیم فرستاد تا مسأله را با او در میان بگذارند. در مذاکراتی که بین سران و مختار با ابراهیم پیش آمد ، آن ها نزد ابراهیم رفتند و ضمن بیان موضوع هدف از قیام خود را تنها خون خواهی امام حسین(ع) و اهل بیت او بیان کرده و متذکر شدند که از سوی اهل بیت پیامبر(ص) در این کار اجازه نیز دارند . ابراهیم در این جلسه در پاسخ به بزرگان کوفه شرط کرد که در صورتی دعوتشان را می پذیرد که فرماندهی قیام با او باشد ؛ اما سران شیعه نپذیرفته ، رهبر قیام را مختار معرفی کردند که از سوی محمد بن حنفیه عهده دار این امر گردیده است.[9]



    سه روز پس از این جلسه مختار و ده نفر از سران قوم به خانه ابراهیم رفتند، پس از تعارفات معمول مختار، نامه ای به ابراهیم داد و مدعی شد که نامه حنفیه است که برای ابراهیم فرستاده است.[10]



    ابراهیم به جهت عنوان نام «مهدی» بعد از نام محمد حنفیه، در صحت نامه تردید کرد؛ اما مختار و بزرگانی که همراه مختار آمده بودند، به صحت مفاد نامه شهادت دادند.[11] ابراهیم پذیرفت و با مختار بیعت کرد و به همراه او قیام بزرگ شیعیان عراق را به راه انداخت . او پس از آغاز قیام و بدست گرفتن امور کوفه به عنوان فرمانده کل سپاه مختار انتخاب شده، اقدامات بسیاری را در کوفه و عراق به انجام رسانید .



    بارزترین عرصه ظهور ابراهیم

    جنگ نهر خازر بارزترین عرصه ظهور و بروز قابلیت های فرماندهی این فرمانده شجاع بود. در این جنگ سپاه بیست هزار نفری عراق بر لشکر هشتاد و سه هزار نفری شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد فائق آمد و ابن زیاد نیز در نبردی تن به تن با ابراهیم کشته شد .[12]


    ابراهیم بعد از اتمام کار از موصل به نصیبین رفت و کارگزاران خود را به نواحی مختلف جزیره فرستاد و آنجا را فتح کرد .[13]


    دشمن از هر ابزاری برای تفرقه استفاده می کند !


    در میان راه دشمن ، در میان مختار وابراهیم اختلاف افکنده وبه تفرقه افکنی پرداخت .این حیله دشمن موجب شد که میان ابراهیم ومختار جدایی وفاصله ایجاد شده و گویا ابراهیم در ادامه کار از نهضت مختار کناره گرفته بود، از این رو در پی حادثه حمله مصعب بن زبیر در پیوستن به مختار تعلل و سستی می ورزید[14] و حتی گفته شده به نامه های مکرر و پشت سر هم مختار پس از شکست اولیه اش از قوای مصعب ، توجهی نکرده، نزد او باز نگشت .[15]


    همین کناره گیری او از مختار باعث شده بود که بعد از شهادت مختار ، مصعب بن زبیر از یک سو و عبدالملک مروان از سوی دیگر در او طمع ببندند تا ابراهیم را که مردی پر نفوذ و مدیر بود ، را با خود همراه سازند ؛ از این رو مصعب نامه ای به ابراهیم نوشته به او وعده داد که در صورتی که حکومت ابن زبیر را بپذیرد، امارت مناطق شمالی عراق را به او می سپارد .[16] نامه ی مشابهی نیز از سوی عبدالملک مروان - خلیفه اموی شام - به دست ابراهیم رسید . ابراهیم با یاران و مشاورانش در این باب به مشورت پرداخت و سرانجام تصمیم گرفت با مصعب بن زبیر همراه شود ، پس نامه ای به مصعب نوشت و با گروهی از یاران خود از موصل یا نصیبین - مقر حکومت خود - حرکت کرد و به کوفه آمد و با مصعب ملاقات کرد .[17]


    سرانجام ابراهیم در سال 72 هجری در پی شکست لشکر عراق از سپاهیان عبدالملک مروان که برای تصرف عراق به جنگ مصعب بن عمیر فرستاده شده بودند، در 13 جمادی الاولی در سن چهل سالگی کشته شد[18]-[19] و نزدیک سامراء به خاک سپرده شد .[20]

    پی نوشت ها : [1].ابن حزم اندلسی؛جمهرة انسابالعرب،دارالکتب العلمیه،بیروت،1418،ص415وطبری تاریخ الطبری،تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،چاپ دوم،1967،ج11،ص664.
    [2].امین؛محسن؛اعیان الشیعه،چاپ اول1983،ج2،ص200
    [3]. ذهبی؛ تاریخ اسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، چاپ دوم، 1993، ج5، ص344.
    [4]. بلاذری؛ انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، ج6، ص389 و تاریخ الطبری، پیشین، ج6، ص19 و مسکویه، ابو علی؛ تجارت الامم، تحقیق ابوالقاسم امامی، ج2، ص148.
    [5]. منقری، نصر بن مزاحم؛ وقعة صفین، تحقیق عبد السلام محمد هارون، ص441 و ابن ابی الحدید؛ شرح نهج البلاغه، ج8، ص81.
    [6]. اعیان الشیعه، پیشین، ص200.
    [7]. همان ، ج2، ص200.
    [8].انساب الاشراف، پیشین، ص385 و تاریخ الطبری، پیشین، ج6، ص30 و تجارت الامم، پیشین، ص141 و اخبار الطوال، پیشین، ص288.
    [9]. تجارت الامم، پیشین، ص142.143و تاریخ الطبری،پیشین، ص15-16و ابن اعثم کوفی؛الفتوح،تحقیق علی شیری، چاپ اول،1991،ص229.
    [10]. انساب الاشراف، پیشین، ص385. 386و تاریخ الطبری،پیشین،ص16- 17 و ابن اثیر؛ الکامل فی التاریخ، ج4، ص215.
    [11]. همان و انساب الاشراف، پیشین، ص385 - 386 و الکامل، پیشین، ص215.
    [12]. الکامل، پیشین، ص261 و تاریخ الطبری، پیشین، ص86.
    [13]. انساب الاشراف، پیشین، ص447 و تاریخ الطبری، پیشین، ص92 و اخبار الطوال، پیشین، ص296 و تجارب الامم، پیشین، ص236.
    [14]. تاریخ الطبری، پیشین، ص95.
    [15]. الفتوح، پیشین، ج6، ص287.
    [16].تاریخ الطبری،پیشین،111- 112و الکامل،پیشین،ج4،ص275و الفتوح،پیشین، ص294 و تجارت الامم، پیشین، ص213
    [17]. الکامل، پیشین، ص275 و الفتوح، پیشین، ص294 و تجارت الامم، پیشین، ص213.
    [18]. انساب الاشراف، پیشین، ج7، ص91 و الکامل، پیشین، ج4، ص326 و تجارب الامم، پیشین، ص236.
    [19]. البته این سن با توجه به روایت منقری و ابن ابی الحدید که او را با وجود سن کمش، یکی از حاضرین در جنگ صفین می دانند بعید به نظر می رسد. وقعة صفین، پیشین، ص441 و شرح نهج البلاغه، پیشین، ص81.
    [20]. زرکلی، خیرالدین؛ 1986، ج1، ص58.
    فرآوری : زهرا اجلالمنابع :
    - مقاله ای از : سید علی اكبر حسینی ، " با عنوان از ابراهیم ابن مالک اشتر چه می دانید ؟ "
    - سایت حوزه ، مقاله ای با عوان " ابراهیم بن مالک اشتر ، افسر سلحشور "

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدا از مالک راضی باشد که برای ما شیعیان الگویی است در شیعه بودن.
    و خدا از فرزندش نیز راضی باشد!


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    75
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    25 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوال




    باسلام
    علت اين كه ابراهيم بن مالك در نينوا حضور نداشتند آيا در منابع آمده است؟
    در پناه حق


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط fly start نمایش پست
    باسلام
    علت اين كه ابراهيم بن مالك در نينوا حضور نداشتند آيا در منابع آمده است؟
    در پناه حق
    با سلام
    با کسب اجازه از خواهر بزرگوار،فاطمه ایمانی،در پاسخ این سوال مطالبی عرض می کنم:
    ابراهیم که در دامان مالک اشتر رشد کرده و فنون نظامی را از افسر رشید ولایت آموخته بود، همراه پدرش در جنگ صفین شرکت جست و رشادت های زیادی از خود نشان داد. یک صحنه از رشادت های او چنین پدید آمد که:
    پدرش مالک اشتر، در مقابل عمروبن عاص قرار گرفت و نیزه ای به طرف او انداخت. او از صحنه گریخت. جوانی از جوانان قبیله حمیره که در سپاه معاویه بود، صحنه را دید و پرچم را از عمروبن عاص گرفت و گفت: اکنون هنگام نبرد جوانی چون من است. و شروع به رجز خواندن کرد. مالک اشتر، دست فرزندش ابراهیم را گرفت و گفت:
    به میدان نبرد برو؛ زیرا او جوانی نوسال است و تو نیز چون او جوانی نوسال هستی.
    ابراهیم به میدان رفت و رجزی زیبا سرداد و حمله ای سخت کرد. بعد از مدتی نبرد، طرف مقابلش را به هلاکت رساند. و بدین ترتیب مراتب عشقش را به مقام شامخ ولایت نشان داد.
    نصربن مزاحم، نویسنده کتاب «وقعة الصفّین» می نویسد:
    ابراهیم در جنگ صفّین با وجود این که نوجوانی بیش نبود، درکنار امیرمؤمنان و پدرش مالک، رشادت ها از خود نشان داد.{وقعة صفّین، نصربن مزاحم، ص 441 و اعیان الشیعه، ج 2، ص 200}.
    از زندگی ابراهیم تا هنگامی که مقدمات قیام مختار فراهم شد، اطلاعی در دست نیست. از آن جایی که او محبّ اهل بیت و یکی از شیعیان شناخته شده بود، احتمالاً در زمان قیام امام حسین علیه السلام در زندان به سر می برده یا شاید جای دیگری بوده است که امکان حضورش در کربلا وجود نداشته است. به هر حال، تا زمان قیام مختار خبری از او در دست نیست.
    د راینجا به بیان دیدگاه برخی از بزرگان د رمورد شخصیت ابراهیم اشتر می پردازم:
    علامه سید محسن امین: ابراهیم، مردی شجاع، سلحشور و با شهامت بود. او رئیس و مدافع قبیله اش بوده او طبعی والا و همتی بلند داشت و حامی حق و حقیقت بود. او دارای زبانی فصیح و شاعری شیرین زبان و هوادار و دوستدار اهل بیت بود. ابراهیم همانند پدرش دارای همه این ویژگی ها بود و چنین فرزندی باید شبیه پدرش باشد.{اعیان الشیعه، ج 2، ص 36}.
    علامه مجلسی از قول ابن نما، (فقیه بزرگ شیعه) می گوید: ابراهیم (رحمة اللّه علیه) مظهر شجاعت مقاومت، و سلحشوری قاطع بود. او محب و دوست دار اهل بیت پیامبر و پرچمدار و دلباخته آنان بود.{بحارالانوار، ج 45، ص 366}.
    محمد حرزالدین: ابراهیم اشتر فردی شجاع و یکّه تاز میدان نبرد و دوستدار اهل بیت بود. او در شیعه بودنش محکم و مطمئن بود؛ و نه تنها از لحاظ اخلاقیات شبیه پدرش بود، بلکه صورت و هیکل ظاهرش نیز همانند پدرش مالک اشتر بود.{مراقد المعارف، ج 1، ص 36}.
    ذهبی از عالمان اهل سنّت: ابراهیم همانند پدرش از قهرمانان و بزرگان بود. او شیعه فاضلی بود.{سیراعلام النبلاء، ذهبی، ج 5، ص 81}.
    ابن جوزی از عالمان اهل سنّت: ابراهیم بن الاشتر دارای صدایی پر هیبت، گیرا و پر جذبه بود.{المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ابن جوزی، ج 6، ص 52}.
    بلاذری از عالمان اهل سنّت: ابراهیم در حالی که جوانی نوسال بود، شجاع نیز بود.{ انساب الاشراف، بلاذری، ج 5، ص 224}.
    علامه مجلسی: ابراهیم شخصی نبود که در دین خودش شک کند. او در اعتقادش گمراه نشد و هیچ گاه یقینش را از دست نداد. او در انتقام گرفتن از خون امام حسین علیه السلام مشارکت کرد.{ بحارالانوار، ج 45، ص 349}.
    اینگونه تعابیر در مورد شخصیت ابراهیم اشتر،بیانگر این نکته است که به احتمال قوی وی در حادثه کربلا،کوتاهی نکرده است،چرا که در غیر اینصورت مورد سرزنش قرار می گرفت،نه اینهمه تعریف و تمجید.
    برای مطالعه بیشتر در مورد نقش ابراهیم اشتر در قیام مختار به لینک زیر مراجعه کنید:



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دشمن از هر ابزاری برای تفرقه استفاده می کند !


    در میان راه دشمن ، در میان مختار وابراهیم اختلاف افکنده وبه تفرقه افکنی پرداخت .این حیله دشمن موجب شد که میان ابراهیم ومختار جدایی وفاصله ایجاد شده و گویا ابراهیم در ادامه کار از نهضت مختار کناره گرفته بود، از این رو در پی حادثه حمله مصعب بن زبیر در پیوستن به مختار تعلل و سستی می ورزید[14] و حتی گفته شده به نامه های مکرر و پشت سر هم مختار پس از شکست اولیه اش از قوای مصعب ، توجهی نکرده، نزد او باز نگشت .[15]


    همین کناره گیری او از مختار باعث شده بود که بعد از شهادت مختار ، مصعب بن زبیر از یک سو و عبدالملک مروان از سوی دیگر در او طمع ببندند تا ابراهیم را که مردی پر نفوذ و مدیر بود ، را با خود همراه سازند ؛ از این رو مصعب نامه ای به ابراهیم نوشته به او وعده داد که در صورتی که حکومت ابن زبیر را بپذیرد، امارت مناطق شمالی عراق را به او می سپارد .[16] نامه ی مشابهی نیز از سوی عبدالملک مروان - خلیفه اموی شام - به دست ابراهیم رسید . ابراهیم با یاران و مشاورانش در این باب به مشورت پرداخت و سرانجام تصمیم گرفت با مصعب بن زبیر همراه شود ، پس نامه ای به مصعب نوشت و با گروهی از یاران خود از موصل یا نصیبین - مقر حکومت خود - حرکت کرد و به کوفه آمد و با مصعب ملاقات کرد .[17]


    یعنی به این راحتی به دشمن مختار پیوست ؟؟؟ این قسمتش یکم جالبه!


  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مرقد ابراهیم بن مالک بین جاده قدیمی سامرا به بغداد است. این قبر تا سامرّا 8 فرسخ و تا دجله 4فرسخ فاصله دارد و مرقد او همان محل شهادت اوست كه به قبر «شیخ ابراهیم» شهرت دارد و در جای بلندی قرار دارد وگنبد این بقعه با گچ، سفید شده‌است.


    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩

  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,447
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    69

    شهادت ابراهیم بن مالک اشتر نخعی




    جنگ نهر خازر بارزترین عرصه ظهور و بروز قابلیت های فرماندهی این فرمانده شجاع بود. در این جنگ سپاه بیست هزار نفری عراق بر لشکر هشتاد و سه هزار نفری شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد فائق آمد و ابن زیاد نیز در نبردی تن به تن با ابراهیم کشته شد .[1]
    ابراهیم بعد از اتمام کار از موصل به نصیبین رفت و کارگزاران خود را به نواحی مختلف جزیره فرستاد و آنجا را فتح کرد .[2]
    دشمن از هر ابزاری برای تفرقه استفاده می کند !
    در میان راه دشمن ، در میان مختار وابراهیم اختلاف افکنده وبه تفرقه افکنی پرداخت .این حیله دشمن موجب شد که میان ابراهیم ومختار جدایی وفاصله ایجاد شده و گویا ابراهیم در ادامه کار از نهضت مختار کناره گرفته بود، از این رو در پی حادثه حمله مصعب بن زبیر در پیوستن به مختار تعلل و سستی می ورزید[3] و حتی گفته شده به نامه های مکرر و پشت سر هم مختار پس از شکست اولیه اش از قوای مصعب ، توجهی نکرده، نزد او باز نگشت .[4]
    همین کناره گیری او از مختار باعث شده بود که بعد از شهادت مختار ، مصعب بن زبیر از یک سو و عبدالملک مروان از سوی دیگر در او طمع ببندند تا ابراهیم را که مردی پر نفوذ و مدیر بود ، را با خود همراه سازند ؛ از این رو مصعب نامه ای به ابراهیم نوشته به او وعده داد که در صورتی که حکومت ابن زبیر را بپذیرد، امارت مناطق شمالی عراق را به او می سپارد .[5] نامه ی مشابهی نیز از سوی عبدالملک مروان - خلیفه اموی شام - به دست ابراهیم رسید . ابراهیم با یاران و مشاورانش در این باب به مشورت پرداخت و سرانجام تصمیم گرفت با مصعب بن زبیر همراه شود ، پس نامه ای به مصعب نوشت و با گروهی از یاران خود از موصل یا نصیبین - مقر حکومت خود - حرکت کرد و به کوفه آمد و با مصعب ملاقات کرد .[6]
    سرانجام ابراهیم در سال 72 هجری در پی شکست لشکر عراق از سپاهیان عبدالملک مروان که برای تصرف عراق به جنگ مصعب بن عمیر فرستاده شده بودند، در 13 جمادی الاولی در سن چهل سالگی کشته شد[7]-[8] و نزدیک سامراء به خاک سپرده شد ..[9]




    [1]. الکامل، پیشین، ص261 و تاریخ الطبری، پیشین، ص86.
    [2]. انساب الاشراف، پیشین، ص447 و تاریخ الطبری، پیشین، ص92 و اخبار الطوال،پیشین، ص296 و تجارب الامم، پیشین، ص236.
    [3]. تاریخ الطبری، پیشین، ص95.
    [4]. الفتوح، پیشین، ج6، ص287.
    [5].تاریخ الطبری،پیشین،111- 112و الکامل،پیشین،ج4،ص275و الفتوح،پیشین، ص294 وتجارت الامم، پیشین، ص213
    [6]. الکامل، پیشین، ص275 و الفتوح، پیشین، ص294 و تجارت الامم، پیشین،ص213.
    [7]. انساب الاشراف، پیشین، ج7، ص91 و الکامل، پیشین، ج4، ص326 و تجارب الامم،پیشین، ص236.
    .8.]. البته این سن با توجه به روایت منقری و ابن ابی الحدید که او را با وجودسن کمش، یکی از حاضرین در جنگ صفین می دانند بعید به نظر می رسد. وقعة صفین، پیشین،ص441 و شرح نهج البلاغه، پیشین، ص81.
    [9]. زرکلی، خیرالدین؛ 1986، ج1، ص58.
    مسابقه قرآني براي كانوني ها


    ▌▬◄جام حذفی کانون گفتمان قرآن►▬▐



    منتظر حضور گرمتان هستيم...

  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    124
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط king81 نمایش پست
    مرقد ابراهیم بن مالک بین جاده قدیمی سامرا به بغداد است. این قبر تا سامرّا 8 فرسخ و تا دجله 4فرسخ فاصله دارد و مرقد او همان محل شهادت اوست كه به قبر «شیخ ابراهیم» شهرت دارد و در جای بلندی قرار دارد وگنبد این بقعه با گچ، سفید شده‌است.

    مگر ایشان در جنگی که بین دو گروه باطل (زبیریان و مروانیان) و بر سر قدرت صورت گرفته است، کشته نشده اند؟ آیا در این شرایط شهید محسوب می شوند؟
    چه انتظار عجيبي!
    تو بين منتظران هم، عزيز من چه غريبي!
    عجيب تر كه چه آسان، نبودنت شده عادت؛
    چه بي خيال نشستيم! نه كوششي، نه وفايي...
    فقط نشسته و گفتيم:
    خدا كند كه بيايي!

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ايران دخت نمایش پست
    مگر ایشان در جنگی که بین دو گروه باطل (زبیریان و مروانیان) و بر سر قدرت صورت گرفته است، کشته نشده اند؟ آیا در این شرایط شهید محسوب می شوند؟
    با عرض سلام و ادب

    قبل از پاسخ به اين سوال كه آيا ابراهيم بن اشتري كه در كنار يكي از گروههاي باطل يعني زبيريان با گروه باطل ديگري يعني امويان جنگيد و كشته شده است،مي توان نام شهيد گذاشت يا خير؟
    مناسب است اشاره اي كوتاه در مورد شهيد و اينكه به چه كسي شهيد مي گويند داشته باشيم:

    به کسی که خود را در راه خدا فدا کرده و برای رسیدن به رضا و وصال محبوب از هستی خود، در این عالم صرف نظر کرده و از تمام لذائذ مادّی دست کشیده «شهید» اطلاق می‏کنند.

    از این جهت «شهید» را «شهید» گفته ‏اند که خداوند و فرشتگان گواهی می‏دهند که او اهل بهشت است و در روز قیامت از وی می‏خواهند که با پیامبر (ص) درباره اعمال و کردار امم پیشین شهادت بدهد.

    همچنین «شهید» زنده، شاهد و حاضر است و می‏بیند و برای آنکه کرامت‌ها و نعمت‌هایی را که به سبب کشته شدنش در راه خدا برایش آماده شده می‏بیند.

    به این دلیل به فردی که در راه خدا کشته می‌شود، «شهید» می‌گویند که در راه گواهی دادن به حق و در راه امری که برای خداست قیام کرده به گونه‏ای که هستی خود را در آن راه از دست داده و راهنمای دیگران است و فرشتگان هنگام کشته شدن گواهی دهند که او در راه خدا کشته شده و در نزد او حاضرند.

    اما اينكه ما بتوانيم ابراهيم بن مالك اشتر را شهيد بناميم،كار راحتي نيست،چرا كه اولين چيزي كه بايد براي ما روشن شود،هدف و انگيزه هاي او براي ياري باطل يعني زبيريان است،متأسفانه اين مورد براي ما مشخص نيست،اينكه چرا وي از مختار جدا شده و در حساس ترين زمان،مختار را رها مي كند و تا حد زيادي شكست مختار را سرعت مي بخشد،در اين رابطه در منابع سخنان مختلفي گفته شده است،كه اظهار نظر قطعي تقريباً ناممكن است.

    در مورد انگيزه ابراهيم براي پيوستن به مصعب بن زبير،برخي از منابع گفته اند:بعد از اينكه هم مصعب و هم عبدالملك بن مروان با نوشتن نامه وي را براي پيوستن به خود دعوت كرده بودند،ابراهيم با اين استدلال به مصعب پيوست كه:شهر و عشيره اش در عراق هستند و تمام زندگي او در آنجا سپري شده و نمي تواند به آساني تمام اين ارزش ها را فراموش كند،و از سوي ديگر پيوستن به شاميان را خطرناك مي دانست و مي گفت قبيله اي در شام نيست مگر اينكه من با آنها درگير شده و مردانشان را در جنگ با عبيدالله بن زياد كشته ام،بنابراين با كسي كه سرزميني به جز سرزمين من و طايفه اي به جز طايفه من برگزيند،همراه نخواهم بود و پيوستن به عراق را بيشتر دوست داشته و با آن خو گرفته ام»{تاريخ طبري،ج6ص17}.

    بنابراين نقل تاريخي ابراهيم بيشتر بخاطر انگيزه هاي وطن پرستي به مصعب پيوسته بود،نه اينكه خواسته باشد بنابر مصالحي مثل اينكه خواسته باشد چون خودش اين نيرو را نداشته كه با شاميان مواجه شود از نيروي مصعب براي مبارزه با دشمنان بهره مند گردد.

    با توجه به اين مطالب و نامعلوم بودن نيت و انگيزه هاي وي براي پيوستن به زبيرياني كه دشمني آنها با اهل بيت هم واضح و روشن بوده است،نمي توانيم به اين راحتي وي را شهيد بناميم.والله الاعلم.



    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۱۱/۱۱ در ساعت ۲۳:۱۸

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    چرا ابراهيم بن مالك اشتر در حادثه کربلا در لشکر امام حسین (علیه السلام) حضور نداشت؟


    پاسخ:
    ابراهیم که در دامان مالک اشتر رشد کرده و فنون نظامی را از افسر رشید ولایت آموخته بود، همراه پدرش در جنگ صفین شرکت جست و رشادت های زیادی از خود نشان داد. یک صحنه از رشادت های او چنین پدید آمد که:
    پدرش مالک اشتر، در مقابل عمرو بن عاص قرار گرفت و نیزه ای به طرف او انداخت. او از صحنه گریخت. جوانی از جوانان قبیله حمیره که در سپاه معاویه بود، صحنه را دید و پرچم را از عمرو بن عاص گرفت و گفت: اکنون هنگام نبرد جوانی چون من است. و شروع به رجز خواندن کرد. مالک اشتر، دست فرزندش ابراهیم را گرفت و گفت:
    به میدان نبرد برو؛ زیرا او جوانی نو سال است و تو نیز چون او جوانی نو سال هستی.
    ابراهیم به میدان رفت و رجزی زیبا سر داد و حمله ای سخت کرد. بعد از مدتی نبرد، طرف مقابلش را به هلاکت رساند. و بدین ترتیب مراتب عشقش را به مقام شامخ ولایت نشان داد.

    نصر بن مزاحم، نویسنده کتاب «وقعة الصفّین» می نویسد:
    ابراهیم در جنگ صفّین با وجود این که نوجوانی بیش نبود، در کنار امیر مؤمنان و پدرش مالک، رشادت ها از خود نشان داد.(1).
    از زندگی ابراهیم تا هنگامی که مقدمات قیام مختار فراهم شد، اطلاعی در دست نیست. از آن جایی که او محبّ اهل بیت و یکی از شیعیان شناخته شده بود، احتمالاً در زمان قیام امام حسین (علیه السلام) در زندان به سر می برده یا شاید جای دیگری بوده است که امکان حضورش در کربلا وجود نداشته است. به هر حال، تا زمان قیام مختار خبری از او در دست نیست.

    در اینجا به بیان دیدگاه برخی از بزرگان در مورد شخصیت ابراهیم اشتر می پردازم:
    علامه سید محسن امین: ابراهیم، مردی شجاع، سلحشور و با شهامت بود. او رئیس و مدافع قبیله اش بوده او طبعی والا و همتی بلند داشت و حامی حق و حقیقت بود. او دارای زبانی فصیح و شاعری شیرین زبان و هوادار و دوستدار اهل بیت بود. ابراهیم همانند پدرش دارای همه این ویژگی ها بود و چنین فرزندی باید شبیه پدرش باشد.(2)

    علامه مجلسی از قول ابن نما، (فقیه بزرگ شیعه) می گوید: ابراهیم (رحمة اللّه علیه) مظهر شجاعت، مقاومت و سلحشوری قاطع بود. او محب و دوست دار اهل بیت پیامبر و پرچمدار و دلباخته آنان بود.(3)

    ذهبی از عالمان اهل سنّت: ابراهیم همانند پدرش از قهرمانان و بزرگان بود. او شیعه فاضلی بود.(4)

    علامه مجلسی: ابراهیم شخصی نبود که در دین خودش شک کند. او در اعتقادش گمراه نشد و هیچ گاه یقینش را از دست نداد. او در انتقام گرفتن از خون امام حسین (علیه السلام) مشارکت کرد.(5)

    اینگونه تعابیر در مورد شخصیت ابراهیم اشتر، بیانگر این نکته است که به احتمال قوی وی در حادثه کربلا، کوتاهی نکرده است، چرا که در غیر اینصورت مورد سرزنش قرار می گرفت، نه این همه تعریف و تمجید.

    _____________
    (1) وقعة صفّین، نصربن مزاحم، ص 441 و اعیان الشیعه، ج 2، ص 200.
    (2) اعیان الشیعه، ج 2، ص 36.
    (3) بحارالانوار، ج 45، ص 366.
    (4) سیراعلام النبلاء، ذهبی، ج 5، ص 81.
    (5) بحارالانوار، ج 45، ص 349.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۴/۰۳ در ساعت ۰۰:۳۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

  16. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود