جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: راز نیـایش

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب راز نیـایش




    سلام خدمت دوستان گرامی

    در این تاپیک متن کتاب راز نیایش - گودرز نجفی نگارش می شود. به این صورت که در هر پست بخشی از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد.

    از دوستان گرامی خواهش میکنم در این تاپیک مطلبی ننویسند. در غیر این صورت با عرض معذرت حذف خواهد شد.




    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۹/۱۲/۰۵ در ساعت ۰۹:۱۱


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فهرست مطالب
    راز نیـایشپيشگفتار
    راز نیـایشمقدمه
    راز نیـایشچرا نماز بخوانيم ؟
    راز نیـایشفوايد و آثار روانى نماز
    راز نیـایشآثار بهداشتى نماز
    راز نیـایشفوايد طبى حركات نماز



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    پيشگفتار
    هر چند نماز يك عبادت تعبدى است و از وجدان و فطرت پاك آدمى ، سرچشمه گرفته است و بايد آن را از روى تعبد و براى اجراى فرمان معبود و خشنودى او بپذيريم ، لكن نسل امروز بويژه قشر تحصيل كرده ، به دليل ترقى فكر و انديشه و پيشرفت علوم ، گه گاهى سوالاتى در زمينه احكام به ذهن كنجكاو و جستجوگرش خطور مى كند كه بسيار مايل است براى آنها پاسخى منطقى و روشن بيابد.
    سوالاتى از قبيل :
    چرا نماز بخوانيم ؟
    چرا بعضى از نمازگزاران بسوى گناه ميروند ؟!
    نماز خواندن و حركات آن چه فايده اى براى انسان دارد؟
    آيا نمى شود نماز نخوانيم ، ولى بجاى آن كارهاى نيك انجام بدهيم ؟
    چرا بايد نماز را در اوقات معين در پنج وقت ادا نماييم ؟
    چرا بايد به ركعات معينى نماز بخوانيم ؟
    چرا بايد نماز را به عربى بخوانيم ؟
    چرا بايد براى نماز وضو ساخت و غسل انجام داد؟
    آيا تيمم براى نماز غير بهداشتى نيست ؟
    و چراهاى بسيار ديگر.
    واضح است كه اسلام دينى نيست كه حكمى از احكام دينى را بى دليل و بطورى كه فاقد حكمت و يا مصلحتى براى انسان باشد، صادر نمايد. بطور يقين بر هر كدام از احكام شرع ، فلسفه و فايده اى روانى ، معنوى و بهداشتى مترتب است كه بر حسب نياز به فلسفه و فوايد اخلاقى و روانى برخى از آنها در آيات و روايات اشاره شده است .
    امام رضا عليه السلام در اين باره مى فرمايد:
    ما مى بينيم كه خداى متعال چيزهايى را حلال كرده است كه مردم در زندگى و ادامه آن ، به آن چيزها نيازمند هستند و براى آنها مصلحت و فايده دارد و چيزهايى را حرام كرده است كه علاوه بر اينكه مورد نياز بشر نيست موجب فساد، فنا و نيستى او مى باشد.
    (1)
    دين مبين اسلام نيز اين حق و اجازه را به مسلمانان داده تا از اسرار نماز و ديگر احكام دينى آگاهى يابند. اين بدين معنا نيست كه اگر فردى فلسفه يا فايده يكى از احكام و قوانين الهى را نيافت ، آن حكم را ترك نمايد و يا... چقدر زيبا، امام على عليه السلام مى فرمايد:
    چيزى كه همه آن درك نمى شود، نبايد همه آن ترك شود.
    چنانكه امروزه با پيشرفت علوم ، روز به روز پرده از اسرار و فوايد طبى و اخلاقى و روانى احكام و قوانين الهى برداشته مى شود.
    ناگفته نماند كه ما نيز ادعا نمى كنيم كه در اين نوشتار، فلسفه و اسرار اعمال نماز را كاملا بيان داشته ايم ، چرا كه دانش محدود بشر در برابر علم بيكران و نامحدود خداوندى مانند قطره اى است در برابر دريا.
    در اين كتاب سعى شده است كه مطالب و عبارات كتاب با ذكر سند و با توجه به سخنان ائمه معصومين عليه السلام ، پزشكان ، روان شناسان و دانشمندان جهان هر چه ساده تر و بى آلايشتر و در عين حال مفيدتر بيان گردد تا همگان بويژه طبقه نوجوان و جوان دبيرستانى و دانشگاهى بتوانند از آن ، هر چه بهتر و بيشتر بهره مند گردند.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    مقدمه
    عبادت و پرستش ، ريشه در اعماق جان و فطرت (2) انسان دارد و فطرى بودن پرستش پاسخى است درمان بخش به نياز و خواست بشر؛ زيرا كه در يك بررسى كوتاه در مى يابيم كه ميان دستگاه تكوين و تشريع ، هماهنگى ويژه اى وجود دارد و اين دو مكمل يكديگرند.
    آنچه در شرع آمده و شارع مقدس آن را بيان نموده ، حتما ريشه در فطرت انسانها دارد. به عبارت ديگر با توجه به اينكه از خداى حكيم كار عبث و بيهوده سر نمى زند، فرمانى كه براى انسان صادر مى كند اين طور نيست كه مثلا در فرمان تكوينى بگويد: انجام بده و در فرمان تشريعى بگويد انجام نده .
    (3) لذا مى بينيم بنا به فرموده قرآن و احاديث متعدد، در زمينه فطرى بودن دين و پرستش و مطابق تحقيق و بررسى دانشمندان روان شناس ، در نهاد آدمى نيروى بسيار مرموزى وجود دارد كه ناخود آگاه او را به سوى خدا جويى و پرستش سوق مى دهد. مكانيسم سرشت آدمى به مصداق آيه نفخت فيه من روحى چنان ساخته و پرداخته شده است كه اگر انسانى داراى فطرتى پاك و سالم و دست نخورده باشد، ناخود آگاه به سوى خدا حركت مى كند و در برابر عظمت كبريايى اش سر تعظيم فرود مى آورد.
    فطرت پرستش ، چيزى آموختنى و اكتسابى نيست ، زيرا هر يك از انسانها حتى اگر خداى يكتا را نيز پرستشگر نباشند بطور ناخواسته بالاخره به نوعى پرستش و مذهب روى آورده و سعادت خود را در سايه آن جستجو كرده اند. هر چند كه اين گونه پرستش انحراف از فطرت پاك آدميان است . مرحوم استاد علامه طباطبايى در تفسير مشهور خود، الميزان ، ج 1، در اين باره مى فرمايد:
    وقتى كه فطرت از سيطره عوامل انحرافى سالم بماند خود به خود، بر نيازمندى خود به هدايت نوع سوم وحى قرآن گواهى مى دهد و نفس انسان از طريق فطرت ، وجود غايبى كه سلسله علل به او ختم مى شود، بدون فايده آفريده نشده اند، فطرت آدمى نيز بى جهت در آدمى اعاده نگشته است و اين فطرت همان است كه ما را به سوى توحيد نبوت معاد راهبرى مى كند و اين سه ، خود از اصول دينند كه انسان از طريق فطرت بدآنها اذعان دارد.
    بنابراين ، با توجه به مطالب فوق و اينكه ريشه همه اعتقادات و برنامه هاى عملى اسلام در درون انسانها نهفته است ، نماز نيز كه در تعاليم اسلامى از آن به عنوان ستون دين ياد شده است ، در نهاد پاك هر انسانى وجود داشته و از فطرت پاك او سرچشمه مى گيرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فطرى بودن پرستش در آيات و روايات
    درباره فطرى بودن عبادت و پرستش خدا، آيات و روايات فراوانى در قرآن و كتب اسلامى آمده است (4) كه ما در اينجا تنها به ذكر دو نمونه از آنها بسنده مى نماييم .
    قرآن كريم مى فرمايد:
    فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم و لكن الناس لا يعلمون .
    روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن . اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده ، دگرگونى در آفرينش خدا نيست ، اين است دين و آيين محكم و استوار؛ ولى اكثر مردم نمى دانند.
    در حديث مشهورى است كه پيامبر گرامى اسلام صل الله عليه و آله فرمودند:
    كل مولود يولد على الفطرة
    هر نوزادى روى فطرت خداجويى پرستش خدا متولد مى شود.
    نيز امام صادق عليه السلام ذيل آيه فاقم وجهك للدين حنيفا مى فرمايد:
    يقيم الصلوة ولا يلتفت يمينا و شمالا
    (5)
    سرشت آدمى بر اين ، خلقت يافته است كه نماز را بر پا دارد و به راست و چپ روى نگرداند. (6)
    نتيجه اى كه از آيات و احاديث فوق به دست مى آيد، اين است كه عبادت و پرستش از خصايص فطرى بشرى است و يك احساس درونى كه بطور ناخود آگاه در نهاد بشر وجود دارد و او را در واماندگى ها، گرفتاريها و اضطرابها و نا اميديها و... بى اختيار وادار به نيايش و كرنش مى كند. (7)



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    گواهى تاريخ بر فطرى بودن پرستش
    از مهمترين دلايل فطرى بودن پرستش ، وجود انسانهاى پرستشگر قبل از تاريخ و از همان آغاز خلقت انسانها بوده است . اين حس از جمله اصيلترين نيروها و كششهاى فطرى است كه تغيير و تحولات و حوادث تاريخ نيز نتوانسته است آن را از ميان بردارد. به عبارت ديگر اگر تاريخ بشر را مورد مطالعه قرار دهيم ، نشان مى دهد كه بسيارى از چيزها در طول تاريخ و حتى قبل از آن دستخوش تغيير و تحول اساسى قرار گرفته و يا بكلى از بين رفته اند، اما چيزهايى كه از فطرت و درون انسان سرچشمه گرفته ، به همان صورت دست نخورده باقى مانده است . (8) چنانكه به اعتراف تمامى تاريخ نويسان جهان آشكارترين و رايجترين مساله هميشه زنده جهان از بدو پيدايش انسان همين حس پرستش بوده است و بس .
    پلوتارك مورخ نامى در اين باره مى نويسد:
    شما اگر به صفحه گيتى نظرى بيفكنيد، بسيارى از اماكن را خواهيد يافت كه در آنجا نه آبادى وجود دارد و نه سياحت و نه سياست و علم و نه صنعت ، نه حرفه است و نه دولت ، اما جايى كه در آن خدا پرستش و نيايش نباشد، نمى توان پيدا كرد.
    (9)
    شمست دانشمند نژاد شناس ، ثابت نموده است كه قديمترين نژاد بشرى وحشيان آفريقايى بوده اند كه در ميان آنها نيز پرستش و نيايش وجود داشته است . (10)
    ماكس مولر ضمن تاييد دو گفتار پيشين به سخنى ديگر، چنين مى گويد:
    پيشينيان ما، از زمانى به درگاه خداوند سر تعظيم براى نيايش و نماز به درگاه خدا فرود آورد كه حتى براى خدا نامى هم نتوانسته بودند بگذارند.
    (11)
    ث . اف . دارسى متفكر انگليسى مى نويسد:
    دامنه نيايش از فراخناى جهان هستى پردامنه تر و از تاريخ باستانى تر است و از وحشيان پيرو مذهب جانگرايى در رفته ، همه به نيايش روى آورده و مى آورند. حتى بوداييان كه در اساس مذهب آنها جايى براى نيايش گذارده نشده ، باز آن مردم براى آرامش روح خود به نيايش مى پردازند.
    با رو به رو شدن با اين حقايق و واقعيتها اگر بگوييم كه :
    نيايش در اعماق قلب بشر و سرشت آدمى ريشه دارد از حقيقت دور نشده ايم . نيايش بازتابى است كه از احساس آدمى ، از ناتوانى خود و محدوديت خويش و عظمت جهانى كه در آن زندگى مى كند، سرچشمه مى گيرد. در حقيقت مى توان گفت كه نيايش بيش از هر اعتقاد مشخصى در فكر بشر ريشه دارد و از نيازمندى بشر كه هر كس در خود احساس مى كند، برخاسته است .
    (12)
    ويل دورانت در تاريخ تمدن خود مى نويسد:
    هفتاد هزار نوع خدا، در آفريقا پرستش مى شود و حتى قبايل وحشى كه داراى ايدئولوژى اى نيستند داراى توتم و توتم پرستى هستند و در طول ادوار گذشته نيز نوعى پرستش وجود داشته است .
    ساموئيل كينگ جامعه شناس اروپا در كتاب جامعه شناسى خود مى نويسد:
    اساسا در جهان ، طايفه يا جامعه اى بدون نيايش و معتقدات و آداب و رسوم وجود ندارد. ما نتوانستيم از لا به لاى اوراق تاريخ ، لوحه ها، كتيبه ها و بقاياى آثار تاريخى ، بشر را از قيد مذهب و نيايش و پرستش آزاد ببينيم .
    دكتر الكسيس كارل مى گويد:
    تقريبا در همه اعصار، مردم مغرب زمين نيز نيايش كرده اند. تمدن باستانى بر مبناى مذهب بود. روميها همه جا معابدى بر پا مى كردند. در دوران قرون وسطى ، ديرها و معابد، خاك اروپا را مى پوشانيد. امروزه نيز در هر دهكده اى ناقوسى طنين مى افكند. در طول تاريخ ، نيايش ، احتياج اوليه همچون كاركردن ، ساختن ، دوست داشته و يا پيروزى بوده است . در حقيقت ، حس روحانى و قدسى ، مانند يك فعاليت اصلى آدمى ، از عمق وجود ما سر بالا مى كشد. تنوعش در يك گروه انسانى ، ناشى از آميختگى با ساير فعاليتهاى اصلى مانند حس اخلاقى ، سجايا و گاهى حس جمالى است . متاسفانه در تمدن امروزى ، ما گذاشته ايم كه اين خصيصه اصلى و گرانقدر، كوچك شمرده شود و گاهى از بين برود. بايستى به ياد داشت كه آدمى نمى تواند راه زندگى را به هوس خود بپيمايد. براى موفقيت بايد در زندگى از قوانينى كه در وجود ما نقش شده پيروى كند. اگر بگذاريم يكى از فعاليت هاى اصلى وجود آدمى خواه بدنى يا فكرى يا معنوى در ما بميرد، با خطر بزرگى رو به رو خواهيم شد.
    آنگاه چنين آورده است :
    نمونه هاى فراوانى از خانواده هاى پرمايه و برومند را مى توان يافت كه پس ‍ از ترك عقايد و سنن نياكان و بى اعتنايى به موازين اخلاقى ، راه زوال را پيموده و جز نسلى منحط به وجود نياورده اند. تجربه تلخى به ما آموخته است كه فقدان حس اخلاقى و زوال حس قدسى و مذهبى در اكثريت عناصر فعال يك ملت ، منجر به اضمحلال و انقياد اين ملت در بند بيگانه خواهد شد. مقدمات سقوط يونان باستان چنين انجام گرفت . بديهى است كه حذف فعاليتهاى روانى كه به موجب نظم هستى در وجود ما نقش شده با توفيق در زندگى متباين است .
    (13)



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فطرت خداجويى و پرستش از ديدگاه روان شناسان و جامعه شناسان جهان
    بسيارى از دانشمندان و محققان با بررسى درباره روح انسان به اين نتيجه رسيده اند كه آدمى داراى يك بعد اصيل روحى ؛ يعنى حس پرستش ، يا حس قدسى است كه سرچشمه گرايش به دين و مذهب است . (14)
    از جمله رنه دكارت ، فيلسوف مشهور اروپا، درباره فطرى بودن خداجويى و پرستش مى گويد:
    در نهاد من شعور به وجود ذات كاملى هست و اين شعور از نظر وضوح و صراحت با شعور به اينكه مجموع زواياى مثلث برابر دو قائمه است ، ذره اى فرق ندارد پس حتما خدا وجود دارد.
    دكتر الكسيس كارل مى گويد:
    احساس عرفانى خداگرايى و پرستش جنبشى است كه از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است و يك غريزه اصلى است .
    (15)
    ارنست رنان ، فيلسوف فرانسوى ، در باب فطرى بودن پرستش مى گويد:
    ممكن است روزى هر پديده اى از پديده هاى جهان و هر لذتى از لذايذ حيات و هر نعمتى از نعمتهاى زندگى يك روزى متلاشى و نابود گردد و ممكن است بشر روزى علم و صنعت ؛ بلكه نيروى عقل را از دست بدهد ولكن محال است عقيده دينى عبادت و پرستش متلاشى گردد و از بين برود.
    (16)
    ميشل فاراده ، دانشمند شهير انگليسى ، مى گويد:
    من به پيشگاه خداوند بزرگ پيشانى مسكنت مى سايم و زانوى اعتراف به زمين مى زنم ، تنها به او كه فطرت من ، احساس و شعور باطنم و همه نظامات علوم و قوانين جهان به وجود او شهادت مى دهند، مى انديشم .
    (17)
    واين . يو. اولت ، طبيعى دان نامى آمريكا، مى گويد:
    ايمان به خداوند جزء ضرورى وجود انسان است و اعتراف به مبدا متعال در اعماق روح آدمى ريشه دارد، ما هر چند آن عامل حسى درونى و كيفيت احساس و درك فطرى و شعور باطن را نتوانيم باحواس ظاهرى درك و تجربه كنيم و يا نتوانيم با حواس ظاهرى درك و تجربه كنيم و يا نتوانيم احساس خود را به حواس ظاهرى ديگران جلوه گر سازيم ، ولى هرگز نمى توانيم احساس درونى فطرى و شعور باطن خود را هر چند كه ديگرى ببيند، پنهان كنيم .
    (18)
    تاله گى دونه تن ، مى نويسد:
    حس پرستش يكى از عناصر اوليه ثابت و طبيعى روح انسانى است ، اصليترين و ماهويترين قسمت آن به هيچ وجه از رويدادهاى ديگر قابل تبديل نيست ؛ بلكه نحوه ادراك فطرى والاى عقلى است كه يكى از چشمه هاى آن ژرفاى روان ناخود آگاه فوران مى كند.
    (19)
    پروفسور كارل گوستاو يونگ ، در كتاب روان شناسى و دين مى نويسد:
    طبيعت آدمى بگونه اى خلقت يافته است كه خود به خود نسبت به پرستش خدا بطور ناخودآگاه در خود، احساس عطش و عشق مى كند، از اين رو اگر به صراط مستقيم توحيد هدايت نشود، در برابر معبودهاى كاذب بتها و... سر تعظيم فرود مى آورد تا آن عطش ‍ درونى خود را پاسخگو باشد.
    (20)
    انيشتين ، فيزيكدان بزرگ قرن بيستم ، حس مذهبى را عامل پيدايش علوم مختلف و هنرهاى گوناگون دانسته و در اين رابطه مى گويد:
    زيباترين و عميقترين احساسى كه ممكن است به ما دست دهد، حس ‍ عرفانى است . اوست كه تخم همه علوم واقعى را در دلها مى نشاند.
    (21)
    آرى تمام سخنان فوق الذكر نشانگر اين حقيقت مسلم است كه انسان بطور فطرى و ذاتى خدا گراست و پرستش و نيايش جزء لاينفك خميرمايه و سرشت اوست و آن را به هيچ عنوانى نمى توان از او جدا ساخت . چرا كه اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده و دگرگونى در آفرينش ‍ پروردگار نيست فطرة الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله . اين است دين و آيين محكم و استوار ذلك الدين القيم ، ولى اكثر مردم نمى دانند ولكن اكثر الناس لا يعلمون .
    اما اينكه پس چگونه در اين ميان عده اى به نداى فطرت پاسخ مثبت نداده و از اين امر فطرت و پرستش روى گردانند، مساله اى است جدا، چه اينكه اينان يا از جاده اصلى فطرت پرستش منحرف شده اند و يا اينكه توجه اين عده به يك يا چند نوع اميال غريزى خويش بيش از حد لازم و بيشتر از توجه به معنويات بوده است و همين توجه بيش از نياز به اميال و بى توجهى به معنويت موجب ضعف و ناديده گرفتن فطرت خداجويى و پرستش گشته است . به عنوان مثال دانش آموزى كه در ميان تمام درسهايى كه بايد امتحان بدهد، علاقه و توجه بيشترى به درس ورزش دارد، معمولا در همين درس بيشترين امتياز و نمره را كسب مى نمايد و از پرداختن بيشتر به ساير دروس ، بازمانده و نمرات كمترى بدست مى آورد، به عبارت دقيقتر توجه بيش از حد اين دانش آموز به ورزش ، استعداد او را در ديگر رشته ها به ضعف و ركود مى كشاند. همين طور كسانى كه تمام وقت و هم خود را روى ارضا اميال و خواسته هاى غريزى و نفسانى خود صرف مى كنند، نبايد از اينان انتظار داشت كه گرايش به خدا و عبادت او را در سر داشته باشند.
    به قول معروف ؛ كسى كه با اتومبيل در جاده تهران قم حركت مى كند، نبايد انتظار داشته باشد كه سر از مشهد مقدس در آورد.
    حال كه بر خواننده دقيق النظر و حقيقت جو، اين امر به ثبوت رسيد كه پرستش و عبادت ، فطرى و غير اكتسابى است ، مى پردازيم به اين سوال كه اساسا چرا بايد نماز بخوانيم و خدا را پرستش و عبادت نماييم ؟ مگر خداى بى نياز، نيازى به نماز و عبادات ما دارد؟! پاسخ تفصيلى سوال فوق را در فصل بعد خواهيم يافت .




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    1,124
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0




    رمز و راز نیایش


    [IMG]del.askquranmy498fqdkhn4u9b2hpv.jpg[/IMG]
    دستان پاکش را رو به سوی خدا کرد .
    قطرات بلورین اشک، روی گونه های سرخش غلتید . بار دیگر خدا را خواند .
    احساس متضادی در درونش شعله کشید .
    دیگر مرا دوست ندارد، اصلا فراموشم کرده است .
    چیزی در درونش فریاد می زد .
    نه ، خدا هیچگاه فراموشت نکرده و نمی کند .
    به راهت ادامه بده، تو در پرتو لطف خدا هستی .
    اما آرام نمی شد . به دنبال نشانه ای می گشت، نشانه ای که آرامش را به وجودش هدیه دهد .
    و این نشانه را تنها اجابت دعایش می دانست .
    اما خدا ، خدا خوب می دانست که بهترین برای او چیزی دیگر است .
    جایی دیگر است .
    فرصتی دیگر است .
    بی درنگ اشک می ریخت . مضطرب و نگران پافشاری می کرد .
    در حالیکه در آغوش خدا بود و این را خود نمی دانست .
    او تنها به اجابت دعایش می اندیشید در حالیکه مصلحت چیزی دیگر بود .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود