جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پرورش خود يا مبارزه با خود ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    پرورش خود يا مبارزه با خود ؟




    پرورش خود يا مبارزه با خود ؟
    اصل در اخلاق پرورش خود است يا مبارزه باخود ؟

    در اكثر مكتبهاى اخلاقى دنيا، معيار اخلاق را مبارزه با خود، يعنى پرهيز از خودخواهى و خودپرستى مى‏دانند؛ يعنى فعل اخلاقى فعلى است كه هدف از آن، خود انسان نباشد، اما مكتب‏هاى ديگرى هست كه خلاف اين مى‏گويند؛ مثلا نيچه مى‏گويد: انسان سعادتمند كسى است كه دنبال قدرت برود، نفس را بايد پرورش داد، ترحم به ضعفا معنى ندارد و بايد ضعفا را از بين برد و اين خدمتى به بشريت است، زيرا پس از مدتى بر اثر انتخاب اصلح، بشريت جلو مى‏رود.

    اين حرف در دنيا غوغائى به راه انداخت، زيرا تعليمات مسيح را كه بيش از همه توصيه به دوستى يكديگر و كمك به ضعفا كرده است، مضرترين تعليمات به حال جامعه مى‏دانست.

    مستقل از موضع‏گيرى هايى كه در مكاتب مختلف شاهد آنيم، مساله مبارزه با خودخواهى يا توجه به خود و پرورش نفس، در تعاليم اسلام نيز به صورت دو دسته تعاليم در ظاهر مختلف و معارض قابل مشاهده است.

    به اين معنا كه در برخى از تعاليم اسلام بر مساله عزت نفس و ارزش ذاتى انسانى تكيه و توصيه شده و در برخى ديگر، به نفى خود و مبارزه با نفس.

    به عنوان مثال قرآن كريم در جايى مى‏فرمايد:
    و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين(1)

    و در جايى ديگر مى‏فرمايد:
    تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين؛(2)

    يعنى از يك طرف به مومنين نويد برترى مى‏دهد و از طرف ديگر تمايل به برترى را مذمت مى‏كند.

    همچنين در مورد عزت نفس از يك طرف در قرآن كريم مى‏خوانيم :
    و لله العزة و لرسوله و للمومنين(3)

    يا از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم منقول است كه:
    اطلبوا الحوائج بعزة النفس(4)

    و نيز از امام حسين عليه السلام نقل شده است كه:
    موت فى عز خير من حياة فى ذل(5)


    پرورش خود يا مبارزه با خود ؟


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    پرورش خود يا مبارزه با خود ؟


    و احاديث بسيار زيادى كه بر شرافت و كرامت و عزت نفس تاكيد مى‏كنند و از طرف ديگر شاهد آيات و رواياتى هستيم كه مخالفت با نفس يا جهاد با نفس به عنوان يك دشمن را توصيه ميكنند، مانند:
    و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنة هى الماوى(6)یا ان النفس لاماره بالسوء(7)

    يا اين حديث نبوى كه:
    اعدى عدوك نفسك التى بين جنبيك(8)

    و همچنين بسيارى از دستورات اخلاقى، مانند پرهيز از عجب و تكبر و... كه همه در جهت مذمت خودبينى و بزرگ شمردن خود است. در اين جا به نظر مى‏رسد تناقضى وجود داشته باشد و اين سوال باقى مى‏ماند كه بالاخره بايد با نفس مبارزه كرد يا آن را پرورش داد؟(9)

    پاسخ اين است كه انسان داراى دو خود است، كه يكى را بايد عزيز و محترم داشت و با ديگرى بايد مبارزه كرد.
    اما اين خود يعنى چه؟

    مسلما هر كسى فقط يك من دارد، واگر كسى دچار تعدد شخصيت باشد در روانشناسى، بيمار محسوب ميشود،

    لذا بايد گفت: معناى دو خود داشتن انسان اين است كه انسان يك خود واقعى و حقيقى دارد و يك خود مجازى، كه اين دو واقعا ناخود است و بايد با آن مبارزه كرد و در واقع مبارزه با نفس، مبارزه خود با ناخود است.

    هر يك از ما يك خود به عنوان خود شخصى و فردى داريم كه با آن، خودمان را در برابر منهاى ديگر قرار مى‏دهيم.

    وقتى چيزى را براى اين من مى‏خواهيم، يعنى براى اين شخص در مقابل يا حتى بر ضد اشخاص ديگر چيزى خواسته‏ايم.

    هر اندازه كه خود انسان جنبه شخصى و فردى و جدا از خودهاى ديگر پيدا كند، ناخود او كه مربوط به جنبه‏هاى بدنى و تن است، بيشتر تقويت مى‏شود، ولى انسان در باطن ذات خود، حقيقتى دارد از سنخ ملكوت و نه از سنخ ماده و طبيعت، كه قرآن از او به نفخت فيه من روحى ياد مى‏كند، لذا به خود توجه كردن، يعنى حقيقت انسانيت خويش را دريافتن.

    حقيقت محضى كه از سنخ قداست و تجرد است، و با آلودگى‏هاى خاكى كه انسان را اسير طبيت مى‏كند، ناسازگار است.

    پس آن من كه بايد تحت كنترل در آورد و او را دشمن دانست، منى است كه در مقابل افراد ديگر قرار مى‏گيرد،
    ولى آن من كه عزت، قوت و كرامت دارد، منى است كه من و ما در او راه ندارد، بلكه همان جوهر قدس الهى است كه در هر كسى هست و لزومى ندارد كه كسى آن را به انسان درس بدهد.

    پي نوشت :
    1- سستى نكنيد و غمگين مشويد كه اگر مومنى باشيد، شما برتريد. (آل عمران، / 139) 2 - آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام خوش از آن پرهيزگاران است. (قصص / 83).
    3 - عزت مخصوص خدا و رسول او و مومنان است. (منافقون/ 8).
    4 - نيازهايتان را با [حفظ] عزت نفستان درخواست كنيد. (نهج السعادة، ج 8، ص 276).
    5 - مرگ با عزت بهتر از زندگى با ذلت است. (مناقب آل ابى طالب، ج 3، ص 224).
    6 - و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس [خود ]را از هوس باز داشت، پس جايگاه او همان بهشت است. (نازعات / 41 -

    7- من نفس خود را تبرئه نميكنم، چرا كه نفس همواره به بدى امر مى‏كند. (يوسف/ 53).
    8 - دشمن ترين دشمنان تو نفس توست که در درون تو جاي دارد.(عوالي اللئالي، جلد 4، ص 118)
    9 - تعليم و تربيت در اسلام، صص 221 - 199 و 230 - 226.


    پرورش خود يا مبارزه با خود ؟


  5. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود