جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: *****خدا ، وحی ، پیامبر ، سوال*****

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    *****خدا ، وحی ، پیامبر ، سوال*****





    بنام اهورامزدا


    اگر باور داشته باشیم که خداوند منشا هستی است (نقطه آغازین هستی و پیدایش جهان) و اینکه خالق زمین و آسمانهاست و اینکه جهان را برای ما انسانها آفریده و پیامبرانی را از جنس خودمان برای هدایت و راهنماییمان فرستاده چند سوال پیش می آید که مایلم با
    دوستان مطرح کنم


    خداوند زمین و آسمانها را برای ما انسانها آفرید تا از نعمتهای آن استفاده کنیم و شکر نعمتش را بجای آریم . برای اینکه ما را به سمت و سوی خود راهنمایی کند قلب انسان را خانه خود کرد و پیامبرانی را برای هدایت مردم فرستاد و با وعده هایی که همگان میدانیم و از آن آگاهیم مزدی برای این هدایت قرار داد.

    حال سوالاتی پیش می آید
    :
    - آیا خداوند خود را به پیامبرانش اثبات کرده است . آیا این اثبات با نشان دادن خود به آنها بود یا نشان دادن نشانه هایی از خود ؟؟؟ دوستان اعتقاد دارند خداوند را نمیتوان با چشم سر دید و خدا قابل دیدن نیست .خب سوال من اینست که بالاخره پیامبران چیزی را دیده اند . مثل چیزی که پنداشته اند فرشته است . این فرشته چه شکلی بود ؟؟؟
    *******
    - خداوندی که این همه به فکر هدایت بندگانش است و دوست دارد همه آنها به سعادت برسند چرا خود را به انسانها یا لااقل به پیامبرانش نشان نداد ؟؟؟ آنها قدرت دیدن خدا را نداشتند ؟؟؟ خب این قدرت را به آنها میداد ؟؟؟ خداوند قادر مطلق است پس هرکاری میتواند انجام دهد . میتوانست قدرتی به آنها بدهد تا بتوانند ویا بهتر بگویم تحمل دیدن او را داشته باشند . چرا نداد؟؟؟
    *******

    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۲/۱۰ در ساعت ۲۰:۰۲
    آرزویی ندارم ... از چیزی نمی ترسم ... من آزادم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست

    بنام اهورامزدا


    اگر باور داشته باشیم که خداوند منشا هستی است (نقطه آغازین هستی و پیدایش جهان) و اینکه خالق زمین و آسمانهاست و اینکه جهان را برای ما انسانها آفریده و پیامبرانی را از جنس خودمان برای هدایت و راهنماییمان فرستاده چند سوال پیش می آید که مایلم با
    دوستان مطرح کنم


    خداوند زمین و آسمانها را برای ما انسانها آفرید تا از نعمتهای آن استفاده کنیم و شکر نعمتش را بجای آریم . برای اینکه ما را به سمت و سوی خود راهنمایی کند قلب انسان را خانه خود کرد و پیامبرانی را برای هدایت مردم فرستاد و با وعده هایی که همگان میدانیم و از آن آگاهیم مزدی برای این هدایت قرار داد.

    حال سوالاتی پیش می آید
    :
    - آیا خداوند خود را به پیامبرانش اثبات کرده است . آیا این اثبات با نشان دادن خود به آنها بود یا نشان دادن نشانه هایی از خود ؟؟؟ دوستان اعتقاد دارند خداوند را نمیتوان با چشم سر دید و خدا قابل دیدن نیست .خب سوال من اینست که بالاخره پیامبران چیزی را دیده اند . مثل چیزی که پنداشته اند فرشته است . این فرشته چه شکلی بود ؟؟؟
    *******
    - خداوندی که این همه به فکر هدایت بندگانش است و دوست دارد همه آنها به سعادت برسند چرا خود را به انسانها یا لااقل به پیامبرانش نشان نداد ؟؟؟ آنها قدرت دیدن خدا را نداشتند ؟؟؟ خب این قدرت را به آنها میداد ؟؟؟ خداوند قادر مطلق است پس هرکاری میتواند انجام دهد . میتوانست قدرتی به آنها بدهد تا بتوانند ویا بهتر بگویم تحمل دیدن او را داشته باشند . چرا نداد؟؟؟
    *******

    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    به نام خدا
    جناب یزدگرد4 آیا برای پی بردن به وجود هرچیزی باید آن را دید؟؟؟

    مسلماً نه!
    انسان وجود همه چیز را با دیدن و یا سایر حواس جسمانی در نمی یابد. بلکه چیزهای زیادی هست که بدون اینکه آن ها را دیده باشیم یا حس کرده باشیم به وجودشان پی برده ایم.

    در باره خداوند نیز همینطور.
    مشکل ما در باره وجود خدا مربوط به تصورمان از خداست. فکر می کنیم خدا هم مثل بقیه موجودات است. در حالیکه هیچ چیز مثل او نیست.

    پیامبران و همه کسانی که به وجود خدا یقین دارند خدا را آنگونه می شناسند که گویا او را می بینند.
    این شناخت از راه دیدن حاصل نشده است بلکه از راه عقل و یافتن با تمام وجود حاصل شده است.

    البته به نظر می رسد ابهام شما در اصل وجود خدا نیست بلکه ابهام در ماهیت خداست. یعنی نمی دانید خدا چیست، و تصوری که از خدا دارید در واقع خدا نیست.

    خدا موجود نیست. بلکه خدا وجود است ....


    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنام اهورامزدا
    درود بر شما و تشکر برای تایید تاپیک

    بنده جوابم را نگرفتم . خدایی که میدانست بسیاری از انسانها بعلت عدم توانایی اثباتش ، وجودش را انکار خواهند کرد چرا حداقل کاری نکرد که وجودش تا اندازه بسیار زیادی اثبات شود ؟؟؟ مگر خداوند عاشق بندگانش نیست ؟؟؟ پس بطور یقین میخواهد همه به سعادت برسند پس چرا اینکار را نکرد ؟؟؟ این چه خداییست که باید در توهمات او را پذیرفت ؟؟؟من اگر بخواهم وجود خدا را قبول کنم مجبورم به او (وجودش) اعتماد کنم اما وقتی من نمیتوانم وجودش را اثبات کنم چگونه میتوانم به او ایمان داشته باشم ؟؟؟ چگونه میخواهد مرا برای این باورهایم مجازات کند ؟؟؟ من بدنبالش گشتم و نبود (گرچه که باشد) اما چرا خود را نشان نمیدهد . نشانه ای چیزی (نشانه محکم )

    آرزویی ندارم ... از چیزی نمی ترسم ... من آزادم


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست

    بنام اهورامزدا


    - آیا خداوند خود را به پیامبرانش اثبات کرده است .] آیا این اثبات با نشان دادن خود به آنها بود یا نشان دادن نشانه هایی از خود]؟؟؟ دوستان اعتقاد دارند خداوند را نمیتوان با چشم سر دید و خدا قابل دیدن نیست .خب سوال من اینست که بالاخره پیامبران چیزی را دیده اند . مثل چیزی که پنداشته اند فرشته است . این فرشته چه شکلی بود ؟؟؟
    *******

    با عرض سلام
    سوال شما شامل چند بخش است که به ترتیب به ان میپردازیم اول
    آیا خداوند خود را به پیامبرانش اثبات کرده است
    بله پیامبران پس از ایمان اوردن به خداوند خداوند خود را به انان اثبات کرد به گونه های مختلف که ما انها را مجعزه پیامبران میدانیم برای مثل میتوان نجات ابراهیم از اتش و تبدیل موسی عصا وغیره که اگر به ایات هم نگاه کنید میبینید که در اول امر خود پیامبران هم از این معجزات به هراس میافتند مانند فرار موسی پس خداوند اول خود را به پیامبرانش اثبات میکند
    آیا این اثبات با نشان دادن خود به آنها بود یا نشان دادن نشانه هایی از خود
    همانطور که گفته شد یا معجزه یا حرف زدن با انان بطور كلي راه ارتباط پيامبران با خدا يا صحبت كردن خداوند با بشر از سه راه ممكن است »و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا او من ورائ حجاب او يرسل رسولا فيوحي باذنه ما يشاه انه علي حكيم ; شايسته هيچ انساني نيست كه خدا با او سخن بگويد مگر از طريق وحي يا از ورائ حجاب يا رسولي ميفرستد و به فرمان او آنچه را خواهد وحي مي كند«, (شوري آيه 51). در اين آيه صورت هاي گوناگون ارتباط و تكلم خداوند با پيامبران را مي شمارد واژه وحي را در يك مفهوم اخص بكار برده است كه همان ارتباط بدون واسطه خدا با پيامبر است .و اين سه قسم تكلم كردن خدا با بشر با هم فرق دارد .دو قسم اخير را مقيد كرده است يكي را با حجاب قيد زده است دومي را با رسول مقيد ساخته است ولي قسم اول را به هيچ قيدي مقيد ننموده است .و از ظاهر اين مقابله بر مي آيد كه مراد از قسم اول - الا وحيا- تكلم خفي باشد كه هيچ واسطه اي بين خدا و طرف مقابلش مطرح نيست و در دو قسم اخير تكلم خدا با بشر با واسطه انجام مي شود. و اينكه خداوند با بعضي از پيامبران بصورت مستقيم صحبت مي كرد اولا بايد روشن شود كه منظور از تكلم مستقيم خداوند با پيامبرش چيست آيا منظور القاي وحي به قلب پيامبر است اگر اين معناباشد درمورد بيشتر پيامبران صادق است »انا اوحينا اليك كما اوحينا الي نوح والنبيين من بعده .....«, (نسائ, آيه 163). يا منظور از صحبت مستقيم خدابا پيامبر تجلي خداوند وايجاد صوت مي باشد در اين صورت شامل حضرت موسي و پيامبر بزرگوار اسلام مي شود كه خداوند بر حضرت موسي در طور سينا تجلي نمود و صحبت كرد و با پيامبر اسلام در شب معراج تكلم نموده است . البته در هر دو مورد اين تكلم و شنيدن صدا از پشت پرده بوده است . ثانيا": مستقيم صحبت كردن خداوند با پيامبران بدين معنا نيست كه پيامبران , خدا را ببينند كما اينكه يهود چنين توهمي را در مورد حضرت موسي داشتند بلكه مقصود اين است كه رسول - جبرئيل - در اين ميان واسطه نبوده است . ثالثا": صحبت كردن خدا با بشر يك تكليم خاصي است مثل تكلم بشر نيست كه خروج صوت باشد از حنجره همانطور که در قیامت دست و پا و اعضای بدن صحبت میکنند بدون انکه زبان داشته باشند
    دوستان اعتقاد دارند خداوند را نمیتوان با چشم سر دید و خدا قابل دیدن نیست .خب سوال من اینست که بالاخره پیامبران چیزی را دیده اند . مثل چیزی که پنداشته اند فرشته است . این فرشته چه شکلی بود
    شما خود خوب میدانید که حضرت موسی از خداوند حواست که خداوند را با چشم سر ببیند و خداوند به او فرمود که تو این توان را نداری و چون ایشان اسرار فرمودند خداوند گفت که برکوه بنگذ و خداوند فقط بر کوه تجلی نمود که کوه از هم متلاشی شد و حضرت موسی از حال رفتند پس دیدن خداوند ظرفیت میخواهد که در عالم ماده محال است چون هیچ موجودی چنان ظرفیتی ندارد و اما در مورد دیدن فرشته این عالم، عالم ماده و جسمیت است و فرشته موجودی است ملکوتی و مجرد از ماده اگر فرشته بخواهد به این عالم فرود بیاید باید لباس جسم بپوشد که ملائکه جسم نیستند یا انسان برای دیدار ملائکه باید از این دنیا بالا رود و لباس ماده و جسمیت را خلع کند و برود در عالم مثال و برزخ تا آنها را مشاهده کند و این هم برای افرادی که قلبشان به نور خدا منور نگشته و قادر بر خلع و لباس تن نشده اند پس از مرگ طبیعی صورت خواهد گرفت. پس دیدن ملائکه برای مردم عادی محال است.
    مستکبران به رسول الله ایراد میکردند که چرا خداوند فرشته ای را برای ما پیامبر ننمود، سزاوار بود که خدا ملکی را به رسالت بفرستد تا ما از او تبعیت کنیم؛ آیه آمد: «و لو جعلنـ'ه ملکا لجعلنـ'ه رجلا و للبسنا علیهم ما یلبسون»؛ «اگر اراده ما تعلق بگیرد که فرشته ای را پیامبر کنیم، هر آینه او را مردی قرار خواهیم داد، و بر آنها مشتبه خواهیم ساخت آنچه را که خود آنها بر خودشان مشتبه میسازند.» (انعام/ 9) یا ظهور دو فرشته مامور عذاب بر قوم لوط که بر حشرت ابراهیم ظاهر شدند حال بر این اساس شما فرض کنید که پیغمبر شما هم ملکی است که لباس ماده پوشیده و به این عالم فرود آمده است. هیچ ملکی به عالم ماده فرود نمی آید مگر آنکه لباس ماده بپوشد و اگر انسان بخواهد او را ببیند، باید به صورت جسم ببیند و وقتی انسان میتواند ملک را به صورت واقعی تجردی خود ببیند که خودش هم مجرد شده باشد. کسی که از این عالم میرود یا به خلع اختیاری و نسیان عالم کثرت و یا به موت و خلع اضطراری فرشته را می بیند کسی که بخواهد بمیرد ملک الموت را می بیند چون حال تجرد پیدا نموده است اطرافیان او نمی بینند چون واجد این حال نیستند و شرطش موجود نیست پس پیامبران فرشته ها را دیده ان همانطور که ابراهیم دید لوط دید مریم دید و غیره ولی بصورت بشر
    پس پیامبران چه دیدن ان چیزی که من و شما هر روز میبینم و ایمان نمیاوریم ان چیزی که ما هر روز با ان هستیم ولی شکر نمیکنیم همان چیزی که مولا علی میفرماید من خدای را که نبینم نمیپرستم ایا این همه عظمت کم است ایا این همه نعمت کم است اگر لحظه به این همه نعمت بنگرید مانند علی(ع) به گریه میافتید که خداوند چکونه قادرم این همه نعمت را شکر کنم چون زبان قاصر است

    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۰۶:۴۹
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست

    بنام اهورامزدا


    ]
    - خداوندی که این همه به فکر هدایت بندگانش است و دوست دارد همه آنها به سعادت برسند چرا خود را به انسانها یا لااقل به پیامبرانش نشان نداد ؟؟؟ آنها قدرت دیدن خدا را نداشتند ؟؟؟ خب این قدرت را به آنها میداد ؟؟؟ خداوند قادر مطلق است پس هرکاری میتواند انجام دهد . میتوانست قدرتی به آنها بدهد تا بتوانند ویا بهتر بگویم تحمل دیدن او را داشته باشند . چرا نداد؟؟؟
    *******
    دوست من اشتباه نکنید برای خداوند فرقی ندارد که ما مومن بمیریم یا کافر چون به هر صورت به وظیفه تکوینی خود از روی جبر انجام دادیم و خداوند به ما میفرماید حال پاداش وظیفه تکوینی خود را میخواهی باید به وظیفه تشریعی که از روی اختیار به عهده تو نهادم عمل کنی و دین را فرستاده که فردای قیامت مدعی بر ندانستن نشویم
    و در مورد بعد خداوند حکیم است و طبق جکمت خود قانون وضع کرده و او هیچ وقت قانون خود را نمیشکند . چون طبق قانون ظرفیت ماده در عالم ناسوت یا پایین ترن عالم نمیتواند خداوند را ببیند
    تقاضای رؤیت بدون حصول شرط تجرد تمنای مشروط بدون حصول شرط آن است برای همین است که خداوند در قران میفرماید سوره الفرقان آیه : 21

    وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًا

    کسانی که به ديدار ما اميد ندارند ، گفتند : چرا فرشتگان بر ما نازل ، نمی شوند ? يا ، چرا پروردگار خود را نمی بينيم ? به راستی که خود را بزرگ شمردند و طغيان کردند ، طغيانی بزرگ

    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۰۶:۴۱
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست
    بنام اهورامزدا
    درود بر شما و تشکر برای تایید تاپیک

    بنده جوابم را نگرفتم . خدایی که میدانست بسیاری از انسانها بعلت عدم توانایی اثباتش ، وجودش را انکار خواهند کرد چرا حداقل کاری نکرد که وجودش تا اندازه بسیار زیادی اثبات شود ؟؟؟ مگر خداوند عاشق بندگانش نیست ؟؟؟ پس بطور یقین میخواهد همه به سعادت برسند پس چرا اینکار را نکرد ؟؟؟ این چه خداییست که باید در توهمات او را پذیرفت ؟؟؟من اگر بخواهم وجود خدا را قبول کنم مجبورم به او (وجودش) اعتماد کنم اما وقتی من نمیتوانم وجودش را اثبات کنم چگونه میتوانم به او ایمان داشته باشم ؟؟؟ چگونه میخواهد مرا برای این باورهایم مجازات کند ؟؟؟ من بدنبالش گشتم و نبود (گرچه که باشد) اما چرا خود را نشان نمیدهد . نشانه ای چیزی (نشانه محکم )
    در جای که مولا علی بر اثر کثرت نشانه های اثبات و نعمتهای خداوند و نتوانستن بجا اوردن شکر تمام انها به گریه میافتادند و از خدا بابت ناتوانی در شکر استغفار میطلبیدند من در عجبم که چگونه ما توانای دیدن این همه عظمت و اثبات را نداریم

    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۰۶:۴۸
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    سلام




    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست
    بنام اهورامزدا
    درود بر شما و تشکر برای تایید تاپیک

    بنده جوابم را نگرفتم . خدایی که میدانست بسیاری از انسانها بعلت عدم توانایی اثباتش ، وجودش را انکار خواهند کرد چرا حداقل کاری نکرد که وجودش تا اندازه بسیار زیادی اثبات شود ؟؟؟ مگر خداوند عاشق بندگانش نیست ؟؟؟ پس بطور یقین میخواهد همه به سعادت برسند پس چرا اینکار را نکرد ؟؟؟ این چه خداییست که باید در توهمات او را پذیرفت ؟؟؟من اگر بخواهم وجود خدا را قبول کنم مجبورم به او (وجودش) اعتماد کنم اما وقتی من نمیتوانم وجودش را اثبات کنم چگونه میتوانم به او ایمان داشته باشم ؟؟؟ چگونه میخواهد مرا برای این باورهایم مجازات کند ؟؟؟ من بدنبالش گشتم و نبود (گرچه که باشد) اما چرا خود را نشان نمیدهد . نشانه ای چیزی (نشانه محکم )
    جناب يزگرد 4
    پ1-
    پروردگار متعال پيامبران بسيار زياد و بهمراه معجزات فراوان براي هدايت همه بهمراه يك فطرة پاك خداجو كه در انسانها قرار داد و بديها و خوبي ها را بر او الهام نمود و همين طور مبدأ خلقت و مقصد آنرا و ...را نيز بهمراه داد و اينها همه در صورتي مورد استفاده هدايتي قرار ميگيرد كه متضاد آنرا يعني بغي فراموش كردن مبدأ و قرار دادن يك مقصد واهي در انسان كه توسط حب دنيا و ... كه از القائات شيطاني است را درون خود قرار نداده باشد.

    پ2-
    خداوند بندگان خود را دوست دارد عشق و عاشقي اكتسابي است ولي خود آن بنده كه خود بنده گي به خدا را با لهو و لعب دنيا معامله كرده است چه !؟ و هيچ چيزي جز لذات پليد را نمي شناسد چطور ميشود ... خودتان اهل تشخيص هستيد و اهل تعقل:
    جناب يزگرد 4 عزيز و نيز
    والله يهدي به من يشاء و يضل به من يشاء! و ما نميتوانيم قبل از عمل به وظايف بندگي و دوستي توقع طلبكار شدن از پروردگار متعال باشيم غير از اينست جناب يزگرد4

    پ3-
    اين ديگر انسانها هستند كه تمام اسباب سعادت آنها همانطور كه در مورد 1 عرض كردم به آنها داده شده و بايد يك كم سعي و تلاشي براي سعادت و رستگاري خود بنمايند!
    ------
    و در مواردي ديگري كه فرموده ايد علاوه بر مطالب بالا به مباحثات دوستان نيز مراجعه فرماييد بسياري از اين چيزهايي كه توهمات و دست نيافتني است برايتان روشن ميشود!
    براستي ما به خدا اعتماد كرده ايم!!! شايد 1 از از هزاران ما
    چرا مي دانيم چگونه برويم و شيطان را بيابيم چون دقيقاً طبق فرمول هاي او مي رويم!
    آيا بدنبال پروردگار متعال ما بايد با فرمولهايي كه در بالاهم اشاره اي كم به آنها شد بايد برويم!
    يا با تفكراتي كه از طرف شياطين انس و جن و فرمولهاي آنها بايد اين راه را طي كنيم!!!؟؟؟؟؟

    سپاسگزارم

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدگرد 4 نمایش پست
    بنام اهورامزدا
    درود بر شما و تشکر برای تایید تاپیک

    بنده جوابم را نگرفتم . خدایی که میدانست بسیاری از انسانها بعلت عدم توانایی اثباتش ، وجودش را انکار خواهند کرد چرا حداقل کاری نکرد که وجودش تا اندازه بسیار زیادی اثبات شود ؟؟؟ مگر خداوند عاشق بندگانش نیست ؟؟؟ پس بطور یقین میخواهد همه به سعادت برسند پس چرا اینکار را نکرد ؟؟؟ این چه خداییست که باید در توهمات او را پذیرفت ؟؟؟من اگر بخواهم وجود خدا را قبول کنم مجبورم به او (وجودش) اعتماد کنم اما وقتی من نمیتوانم وجودش را اثبات کنم چگونه میتوانم به او ایمان داشته باشم ؟؟؟ چگونه میخواهد مرا برای این باورهایم مجازات کند ؟؟؟ من بدنبالش گشتم و نبود (گرچه که باشد) اما چرا خود را نشان نمیدهد . نشانه ای چیزی (نشانه محکم )
    به نام خدا

    پس معلوم می شود که مسأله شما این نیست که خدا خودش را برای پیامبرانش چگونه اثبات کرده است! مسدله شما این است که خود شما در شناخت خدا مشکل دارید.

    در این نکته خوب دقت کنید که آن چیزی که شما به دنبالش می گردید خدا نیست! چرا؟
    چون شما ابتدا یک تصور نادرست از خدا برای خود ساخته اید بعد دنبال آن موجود خیالی می گردید. برای همین چنین موجودی را نخواهید یافت.
    پاسخ قبلی بنده را به خوبی مطالعه و درک نکردید و فکر نمی کنم سن و سال شما اجازه دهد که اینگونه در این موضوع مطالعه کنید.

    بهتر است از راه های دیگری موضوع را بررسی کنید.
    مثلاً شما وجود خودتان را در نظر بگیرید. آیا می توانید طرح و نقشه ای که در ساختمان وجودتان به کار رفته و عملکرد زیبا و منظم و منسج تک تک اعضایتان را انکار کنید؟

    خوب این بنای اعجاب انگیز را خودتان طراحی کردید یا والدینتان یا ... این کار چه کسی است؟؟
    قطعاً نمی گویید کار خودش است! خودش کیست؟ چیست؟ یعنی چه؟ خودش از کجا این چیزها را آموخته است؟ مغز متفکر آن کجاست؟
    در باره یک یک موجودات جهان همینگونه می توان فکر کرد و بعد ارتباط و هماهنگی آن ها را با هم در نظر گرفت و از خود بپرسیم که این ها را چه کسی با این هماهنگی و این حکمت اداره می کند؟

    راه های دیگری نیز هست. مثل اینکه از خود بپرسیم که این همه انسان های پاک و شایسته و راستگو و دانشمند و عالم جهاندیده آیا ممکن است حرف این ها در باره خدا دروغ باشد اما حرف افراد جنایتکار و گناهکاری که به هیچ حقی پایبند نیستند و به هرکثافتکاریی دست می زنند درست باشد؟؟؟

    یا اینکه از خود سؤال کنیم که اگر خدای یکتا وجود نداشته باشد پس باید هر چیزی و هر موجودی خودش خدای خودش باشد! آیا این امکان دارد؟؟؟

    در این مسایل خوب فکر کنید و بدون تفکر نگویید جوابم را نگرفتم.
    اگر درست مطلب را گرفته باشید می بینید که وجود خداوند متعال از روز روشن تر است.

    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    جمع بندی بحث




    به نام خدا

    در این بحث کاربر محترم مسایلی را در باره کیفیت اثبات وجود خدا برای انبیاء صلوات الله علیهم اجمعین و نیز خداباوران مطرح کردند و خلاصه ی آن چنین است که آنان چگونه به وجود خدا پی برده اند و او را شناخه اند؟

    در پاسخ اشاره شد که این شناخت برای انبیاء و مؤمنین از راه دیدن حاصل نشده است زیرا اصلاً خدا دیدنی نیست و امکان ندارد که دیده شود. زیرا دیده شدن هرچیزی منوط به آن است که آن چیز ابعاد و اجزائی داشته باشد و چیزی که ابعاد و اجزاء داشته باشد محدود و نیازمند و ناقص است و خدا منزه از این چیزهاست.

    اگر بخواهیم درک بهتری از خدا داشته باشیم ابتدا باید تصور خود را اصلاح کنیم و انتظار نداشته باشیم که خدا آنگونه که ما می خواهیم باشد. بلکه آنگونه که هست را بیابیم و بشناسیم.

    پرسشگر محترم مجدداً مسایلی را مطرح کرده که نشان می دهد اطلاعات و آگاهی های لازم را در باره حقیقت وجود و اعتقادات اسلامی ندارد و بسیار از مرحله دور است.
    برای همین به راه ها و روش های دیگری برای رسیدن به پاسخ راهنمایی شد. از جمله تفکر در ساختمان بدن و هماهنگی اعضای آن با یکدیگر و با سایر مخلوقات و شرایط زندگی. و اینکه این ساختار و این هماهنگی و انسجام توسط چه چیز یا چه کسی و چه عاملی به وجود آمده است؟

    و از جمله توجه به ویژگی های اخلاقی و فکری و رفتاری خدا باوران در مقابل ویژگی های منکران خدا که خود را ملزم به پایبندی به هیچ ارزش انسانی نمی بینند. و اینکه کدام دسته به حقیقت و حقانیت نزدیکترند؟

    و از جمله اینکه اگر جهان را بدون خدا فرض کنیم باید هر چیزی خودش خدای خودش باشد و این محال است.

    خلاصه اینکه وجود خدا برای ذهن سالم و فکر درست از روز روشنتر است.


    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود