صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟




    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟

    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟

    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟


    در حکمت اسلامی عالم خلقت به سه عالم کلّی تقسیم می شود که عبارتند از :

    1. عالم عقل یا عالم عقول یا عالم مفارقات تامّ یا عالم ارواح یا عالم جبروت یا ... :این عالم از ماده و آثار ماده مثل حرکت ،زمان ، مکان ، کیفیت ، کمّیت و... منزه است ؛ و از حیث وجودی قویترین مرتبه عالم است ؛ و تقدم وجودی بر تمام عوالم خلقت دارد.

    توجه : تقدم زمانی و مکانی مراد نیست ، چون درعالم عقل ، زمان و مکان معنی ندارد؛ لذا پرسش از« کی و کجا بودن » در مورد این عالم نیز بی معنی است
    این عالم برتمام عوالم خلقت احاطه ی وجودی داشته و علت آنهاست. این عالم را از این جهت که شباهتی با عقل انسان دارد و موجودات آن ( ملائک عظام ) همگی از سنخ عقلند ،عالم عقل می نامند .

    2. عالم مثال یا عالم برزخ یا عالم مفارقات غیر تامّ یا عالم ملکوت یا عالم خیال منفصل یا... :این عالم نیز از ماده و برخی آثار ماده مثل حرکت و زمان و مکان و انفعال منزّه است ؛ ولی برخی از آثار ماده مثل کیفیّت و کمیّت در آن وجود دارد ؛ لذا برخلاف عالم عقل ، موجودات آن دارای شکل و رنگ واندازه و امثال این مقولاتند .

    این عالم از حیث وجودی ضعیفتر از عالم عقل و معلول آن است ولی از عالم مادّه قویتر بوده بر آن احاطه وجودی داشته و علت آن است. موجودات این عالم از نظر غیر مادی و لا مکان ولازمان بودن شبیه موجوداتی هستند که انسان در خواب می بیند یا در ذهن خود تصور می کند.

    این عالم را از آن جهت که شباهتی با قوّه خیال انسان دارد ، عالم خیال منفصل نیز می نامند ؛ و از آن جهت که از نظر وجودی بین عالم عقل و عالم ماده واقع شده است عالم برزخ می گویند.

    در مورد این عالم نیز پرسش از« کی و کجا بودن » بی معنی است ؛ چون منزّه از زمان ومکان است. این عالم به اعتبار سیر نزولی موجودات مادّی در جریان خلقت و سیرصعودی آنها در بازگشت به مبداء خویش به دو قسم برزخ نزولی و برزخ صعودی یا مثال نزولی و صعودی تقسیم می شود. لذا مراد از عالم برزخ در زبان متشرّعه همان برزخ صعودی است که آدمی بعد از مرگ وارد آن می شود.

    3. عالم مادّه یا عالم ناسوت یا عالم طبیعت یا عالم مرکّبات و ...: این عالم همان عالمی است که ما هم اکنون در آن زیست می کنیم . بارزترین مشخّصه این عالم ، زمان و حرکت از حالت بالقوّه به سوی حالت بالفعل است.
    این عالم از حیث وجودی دارای ضعفترین مرتبه است؛ و زمان ومکان از خصوصیّات ذاتی(جوهری) آن است.موجودات این عالم برخلاف موجودات دو عالم قبلی دائماً درحال تغییر و به فعلیّت رسیدن و استکمالند.
    مقصد نهایی موجودات این عالم ، عالم مثال(ملکوت) و عالم عقل(جبروت) است .یعنی موجودات این عالم در اثر حرکت جوهری به سوی مجرّد شدن می روند. در واقع مرگ موجودات مادّی همان لحظه رسیدن آنها به تجرّد برزخی است .



    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟


    رابطه این عوالم سه گانه رابطه ی طولی است؛ یعنی عالم مثال باطن و حقیقت عالم ماده است و عالم عقل باطن وحقیقت عالم مثال است ؛ و نسبت باطن به ظاهر مثل نسبت معنی به کلمه است.
    معنی نه در داخل کلمه است ونه در خارج آن ؛ چون خارج وداخل از مشخصات امور مادی است و معنی امر مادی نیست .
    عالم مثال و عقل نیز نه داخل در عالم ماده اند و نه خارج از آن بلکه باطن و باطن باطن آن هستند .قوّه خیال و عقل انسان نیز نه داخل بدن هستند نه خارج از آن بلکه باطن آنند.
    لذا خیال آدمی از سنخ مثال و ملکوت و عقل انسان از سنخ عالم عقول و جبروت است. امیر المومنین (ع) فرمودند :

    «الروح فی الجسد کاالمعنی فی اللفظ »
    (مستدرک سفینة البحار، شیخ علی النمازی ، ج4 ، ص 217 )

    حکما با اقتباس از قرآن کریم که به برخی از آنها در ذیل اشاره می شود .
    عالم عقول و عالم مثال را عالم امر و عالم مادّه را عالم خلق نیز می گویند

    أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ
    (الأعراف : 54)

    يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
    (السجدة : 5)

    وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً (الإسراء : 85)

    وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
    (القمر : 50)

    « إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ وَ ما أَمْرُنا إِلاَّ واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ »
    (القمر: 49 و 50)


    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟


    اشاره به برخی آیات و روایات در باب عوالم سه گانه:

    1. قال الصادق(ع):
    « انّ اللَّه عزّ و جلّ خلق ملكه على مثال ملكوته، و اسّس ملكوته على مثال جبروته ليستدلّ بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته.»
    ( همانا خداوند عزّ وجلّ عالم مُلک خویش را به سان ملکوتش آفرید ؛ و ملکوتش را به سان جبروتش تأسیس نمود تا با ملکش به ملکوتش استدلال کند( یا استدلال شود) و با ملکوتش بر جبروتش. )

    2. حق تعالی می فرماید:
    «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ؛
    و هیچ چیزی نیست مگر آن که خزائن آن نزد ماست ؛ و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه معيّن و معلوم »(الحجر / 21)

    3. « رَوَى جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ (ع ) أَنَّهُ قَالَ: فِي الْعَرْشِ تِمْثَالُ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَالَ وَ هَذَا تَأْوِيلُ قَوْلِهِ: وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه‏.
    امام صادق (ع) از پدرش از جدّش(ع) روايت كرده كه فرمود: در عرش نمونه هر آنچه خدا در خشكى و دريا آفريده موجود است ؛ و اينست تاويل قول خداوند متعال که فرمود:
    «هیچ چيزى نيست مگر آنكه خزائن آن نزد ماست؛ و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه معيّن و معلوم »(بحار الأنوار؛ ج‏55؛ص 34 )



    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟


    در عرفان نظری افزون بر سه عالم فوق الذکر ، مرتبه بالاتری از وجود نیز مطرح است که عرفا از آن تعبیر به عالم لاهوت ، عالم اسماء و صفات الهی ، عالم ربوبی ، نظام ربوبی ، و ... می کنند.

    لکن تعبیر عالم در مورد این مرتبه از وجود ، به تصریح خود اهل عرفان ، با نوعی تسامح است.

    به نظر اهل عرفان ، مراد از عالم امر در آیات الهی این عالم است نه عالم عقول و عالم مثال. لذا از دید عرفا همه عوالم سه گانه عالم خلقند. نسبت عالم لاهوت به سه عالم دیگر نیز طولی است ؛ یعنی عالم لاهوت حقیقت و باطن سه عالم دیگر است.

    بین خود اسماء و صفات خدا نیز همین رابطه ظهور و بطون برقرار است ، و باطن همه اسماء الهی ، اسم الواحد ، و باطن الواحد ، الاحد است ، که اوّلین تجلّی اسمی ذات باری تعالی بوده و سقف معرفت بشری است ؛ لذا معرفت بشر فراتر از آن راه ندارد.

    برگرفته از پرسمان



    مقصود از لاهوت و ناسوت چيست؟



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    با تشکر از مطلب مفید و جامع و زیبای که مطرح فرمودید
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فرق و مرز عالم عقل و خیال




    با سلام وتشکر
    اگر امکان دارد در خصوص مرز دو عالم عقل و خیال و فرق این دو با ذکر مثلها و مانندها مشخص فرمایید.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ajorloomahmood نمایش پست
    با سلام وتشکر
    اگر امکان دارد در خصوص مرز دو عالم عقل و خیال و فرق این دو با ذکر مثلها و مانندها مشخص فرمایید.
    عالم غیب، تحت تأثیر حکمت نو افلاطونی و مکتب تصوف، تقسیماتی قائل شده‏اند، از قبیل عالم ملکوت و عالم جبروت، که عالم ملکوت عالم حقایق و عقول و ارواح است، و عالم جبروت به عقیده بعضی عالم برزخ (یعنی عالم متوسط میان جسمانیات و روحانیات) است، و عالم مثال نیز خوانده می شود. بعضی عالم جبروت را عالم اسما و صفات دانسته‏اند. غزالی لوح محفوظ را از عالم ملکوت می داند، و بعدالرزاق کاشانی آن را از عالم جبروت. ملاصدرا مجموع عوامل را سه می داند: عالم عقل، عالم خیال، و عالم حس.بعضی ان را چهار عالم میدانند از بالا به پایین لاهوت جبروت ملکوت ناسوت و بعضی انها را پنچ عالم میدانند مانندقیصری در مقدمه شرح فصوص الحکم شمار عوالم را پنج می داند: عالم اعیان ثابته، عالم ملک، عالم عقول و نفوس مجرده، عالم مثال، و عالم انسانی (که جامعه جمیع عوالم است). در نظر صوفیه، مجموع موجودات، عالم کبیر خوانده می شود، و انسان که مظهر و جامعه جمیع عوالم است، عالم صغیر.
    عالم لاهوت (مشتق از الاه، یعنی عالم الاهی)، که حلاج آن را بیشتر ذکر کرده است، تقریباً معادل عالم غیب است، و در برابر آن عالم ناسوت (مشتق از ناس، یعنی عالم انسانی) است، که معادل عالم شهادة می باشد".
    در لغت نامه دهخدا آمده است: "عالم طبیعت و اجسام و جسمانیات و زمان و زمانیات را عالم ناسوت می نامند و عالم خلق، عالم شهادت، جهان ماده، جهان نمود... عالم ناسوت، مقابل عالم جبروت و عالم لاهوت و عالم ملکوت...ناسوت - اصطلاح فلسفی) عالم اجسام و جسمانیات و زمان و زمانیات را ناسوت می نامند و عالم ملک و شهادت هم گویند به هر حال صحبت در این مورد زیاد است ولی در اصل فرق ان تاثیر گرفتن عالمی از عالم دیگر است که هر عالم بر حسب عظمت خود در عالم پایینتر تجلی و ظهور میکند اگر عالم ملکوت را تجلی جبروت بدانیم به ان معنا است که ارواح که معرف عقل و شعور و اختیار هستند در مرحله پایینتر یعنی مرحله عالم مثال یا ملکوت که نفس در انحا است در نفس تجلی و ظهور میکنند و پس از ان از عالم ملکوت به عالم پایینتر در عالم ناسوت روح و نفس در جسم ظهور میکنند و باز به همین ترتیب بعد از تکامل به مراحل بالا برمیگردند
    در جواب شما باید گفت که عالم مثال عالم نفس است و عالم جبروت عالم روح که به معنای شعور عقل و اختیار است نفس که موجودیت اصل هر موجودی است در عالم مثال است و ماده در عالم ناسوت که وسیله تکامل نفس است


    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۰۵:۱۴
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته عالم دیگری هم در دل عالم ناسوت اتفاق میافتد که از عالم لاهوت است که البته بعد از ظهور جبروت در ملکوت و ملکوت در ناسوت است به علت خلق عظیم (یا روح که خداوند به خودمنسوب کرده )به نام عالم ذر در قرآن سخن از پیمانی می آورد که به طور سربسته از فرزندان آدم گرفته شده امّا این که این پیمان چگونه بوده، توضیحی درباره جزئیات آن در متن ایه نیامده که بنده ان را در رابطه با همان امانت الهی میدانم به هر حال مفسران به اتکای روایاتی که در ذیل آیه آمده، نظریاتی دارند که روشن ترینش این است: منظور از عالم و پیمان ذر، عالم استعدادها و پیمان فطرت و تکوین و آفرینش است، به این ترتیب که به هنگام خروج فرزندان آدم به صورت "نطفه" از صلب پدران به رَحِم مادران که در آن هنگام ذراتی بیش نیستند، خداوند استعداد و آمادگی برای حقیقت توحید به آن‏ها داده است، هم در نهاد و فطرتشان این سرّ الهی به صورت یک حسن درون ذاتی به ودیعه گذارده شده است و هم در عقل و خردشان به صورت یک حقیقت خود آگاه. بنابراین همه افراد بشر دارای روح توحیدند و سؤالی که خداوند از آن‏ها کرده، به زبان تکوین و آفرینش است و پاسخی که آن‏ها داده‏اند، نیز به همین زبان است. برای تأیید این مدّعا می توانیم از نهج البلاغه خطبه اوّل استمداد بگیریم که می فرماید: "پیامبران را خداوند فرستاد برای این که از مردم پیمان‏ها فطری را مطالبه کنند و از آنان بخواهند به تعهدات و پیمان‏های فطری عمل کنند". هر مولودی بر فطرت توحیدی استوار است. این همان عالم ذر است که در السنه و افواه جاری است در انجا است که انسان داری نفس عاقله میشود که عدول از فطرت ان را به نفسهای پایین تر سوق میدهد و با عبادت انسان به نفسهای بالاتر میرسد

    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۰۷:۰۵
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    حكماي اسلامي به چهار عالم كلي يا به چهار نشأه معتقدند:

    عالم طبيعت يا ناسوت؛ عالم مثال يا ملكوت؛ عالم عقول يا جبروت؛ عالم الوهيت يا لاهوت.

    عالم ناسوت، يعني عالم ماده، حركت، زمان و مكان و به عبارت ديگر عالم طبيعت و محسوسات يا عالم دنيا.

    عالم مثال يا ملكوت، يعني عالمي برتر از طبيعت كه داراي صور و ابعاد است اما فاقد حركت و زمان و تغيير مي‌باشد.

    عالم جبروت، يعني عالم عقول، يا عالم معنا كه از صور و اشباح مبرا است و فوق عالم ملكوت است.

    عالم لاهوت يعني عالم الوهيت و احديت.


    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    1,145
    تشکر:
    1
    حضور
    4 روز 15 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    32
    آپلود
    0
    گالری
    18



    عوالم بين انسان و خدا را كه بايد سالك عبور كند به چهار عالم تعبير فرموده‌اند.

    1. عالم طبع: كه آن را نفس و عالم حس، عالم شهادت، عالم ماده، عالم ملك و عالم ناسوت نيز گويند.

    2. عالم مثال: كه آن را عالم برزخ، عالم خيال، عالم قلب و عالم ملكوت نيز گويند در فارسي از آن به عالم دل تعبير مي‌كنند.

    3. عالم عقل: كه آن را عالم روح و عالم تجرد از ماده و صورت و عالم جبروت نيز گويند و در فارسي از آن به عالم جان تعبير مي‌كنند.

    4. عالم ربوبي: كه آن را عالم لاهوت نيز گويند و در فارسي از آن به جانِ جان يا عالم جانان تعبير مي‌كنند.

    و چون انسان بخواهد يا به موت ارادي كه موت نفس اماره است يا به موت قهري كه موت طبيعي است از عالم ناسوت و طبع عبور كند از قيامت صغري عبور كرده است. چون كشمكش با نفس اماره يا گيرودار در ميدان جهاد، عبارت از تحقق قيامت صغري و عبور از آن عبور از قيامت صغري خواهد بود. و در اين حال انسان خود را در عالم مثال مي‌بيند و براي تجاوز از آن نيز بايد مجاهده كند. اين مجاهده را قيام و تحقق قيامت وسطي گويند كه در عالم مثال و ملكوت صورت مي‌گيرد و عبور از عالم مثال را به عالم عقل و جبروت عبور از قيامت وسطي گويند. و چون انسان در عالم عقل و جبروت وارد شد، براي طي مراحل اين عالم نيز بايد مجاهده كند بنابراين قيامت كبراي انفسيه قائم و متحقق مي‌شود.
    لذا قيامت كبري در عالم جبروت و عقل خواهد بود و عبور از عالم جبروت و عقل را به عالم لاهوت عبور از قيامت كبراي انفسيه گويند.

    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود