صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاهی دقیقتر به ترتیب خلق اسمان و زمین

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاهی دقیقتر به ترتیب خلق اسمان و زمین




    با درود یکی از مسایل علمی مهمی که قران به ان پرداخته موضوع خلقت اسمان و زمین است. بویزه در دو سوره نازعات و فصلت با تفصیل بیشتری به این موضوع پرداخته است . در نقد و بررسیها و تفاسیر از جهات گوناگون به ان پرداخته شده ولی موضوعی که نظر مرا جلب کرده تقدم و تاخر زمانی خلق اسمان و زمین است. در سوره نازعات بنای اسمان و بلند کردن سقف و تسویه ان یا همان ایجاد هفت اسمان و بعد از ان زمین گسترش داده یا بقولی خلق کرده ولی سوره فصلت خلقزمین در ابتدا و اسمان بعد از ان ذکر شده . مفسران نظرات گوناگونی در این مورد دارند. 1- عده ای معتقدند دحاحا به معنی خلق نیست (سوره نازعات) و به این ترتیب نتیجه نظرشان این است که اول زمین خلق شده بعد اسمانها و بعد از ایندو خدا زمین گسترانیده است 2- برخی دیگر معتقدند اول اسمانها خلق شده و بعد زمین به این دلیل که دحاحا را همان خلق گرفته اند و برای رفع تناقض دو سوره میگویند در نازعات از اصطلاح بعد ذالک استفاده شده و در فصلت از ثم و ثم را به معنی ترتیب در بیان ایه گرفته اند و نه ترتیب عمل خلق زمین و اسمان. ایا این پیچیدگی در بیان مفهوم مبین بودن قران را زیر سوال نمی برد؟ چگونه میتوان حقیقت مفهوم این ایات را دریافت ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۲/۱۱ در ساعت ۱۴:۰۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام به شما دوست گرامی،

    آیه 11 فصلت می فرماید:
    ثُمَّ استَوَیَ اِلَی السَّمأِ وَهِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها ولِلاْ ئَرْضِ ائْتیا طَوْعًا اَوْ کَرْهًا قالَتا اَتَیْنا طَـاغعین؛
    سپس بر آسمان که در آن هنگام دودی بود به پرداخت و آن گاه به هر دو فرمود:چه بخواهید و چه نخواهید باید تحت فرمان درآیید گفتند:به طوع و رغبت تحت فرمانیم.

    و آیه 30 نازعات می فرماید:
    وَالاَرضَ بَعدَ ذَلِکَ دَحَاها؛
    و زمین را بعد از آن (آسمان) گسترده (است).

    آیة 30 نازعات، تصریح دارد به این که خلقت زمین بعد از خلقت آسمان بوده است اما آیة 11 فصلت که با "ثم" آغاز می شود، اگر چه ظاهر عطف این است که خلقت آسمانها بعد از خلقت زمین بوده است، ولی کلمة "ثم" که بعدیت را میرساند، صرفاً بعدیت در خبر را می رساند، نه بعدیت به حسب وجود و تحقق را. تصریح آیه سی نازعات مؤید این ادعا است.

    ممکن است پرسیده شود، آیه 30 نازعات صحبت از خلقت زمین نیست، بلکه صبحت از گستردن آن است، در این صورت آیه 30 نازعات دلالت ندارد بر اینکه خلقت زمین بعد از آسمان بوده است.

    در پاسخ می گوییم: زمین، کروی شکل است و گستردن آن به جز با خلقتش به این شکل نمی تواند باشد. علاوه اینکه ادامه آیات سوره نازعات (آیات 31 به بعد)، بعد از اشاره به گستردن زمین، به مسأله خارج کردن آب و چراگاه زمین و ریشه دار کردن کوهها اشاره کرده است؛ و این عیناً همان مطلبی است که در آیه 10 فصلت آمده:

    وجَعَلَ فیها رَوَسِیَ مِن فَوقِها وبـَرَکَ فیها وقَدَّرَ فیها اَقوَتَها (فصلت/10)
    و در زمین کوه های ریشه دار قرار دارد که قسمت بیرونی اش سر به آسمان کشیده و نیز در زمین آنچه رزق است، پدید آورد.

    در این آیات قرار دادن کوه ها در زمین و برکت دادن به زمین و تقدیر ارزاق را با خلقت زمین یک جا بیان کرده، و سپس خلقت آسمان را با کلمة "ثم" به آن عطف نموده است؛ پس دیگر نمیتوانیم این کلمه را به معنای بعدیت زمانی بگیریم.

    به عبارت ساده تر: در آیات ده و یازده فصلت، کلمة "ثم" ظهور در این دارد که خلقت آسمانها بعد از زمین بوده، و در آیات سورة "نازعات" کلمه "بعد ذلک" نیز ظهور دارد در اینکه خلقت زمین (که گفتیم با دحو و گستردن آن یکی است)، بعد از خلقت آسمانها است؛ ولی ظهور جملة "بعد ذلک" روشن تر و قوی تر از ظهور کلمة "ثم" در بعدیت است. (ر.ک:ترجمه المیزان/ج 17/ص 553 ـ 556)

    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با درود و سپاس از پاسختان. در مورد پاسختان مواردی قابل ذکر است: 1- همانطور که قبلا هم اشاره کردم این شیوه بیان قران خواننده را سردر گم میکند و اشکالی که بر قران وارد میکند مردود شدن ادعای مبین و اشکار بودن قران است. دلیلش هم این است که کلماتی کلیدی مثل ثم و بعد ذالک و دحاحا معانی متعددی را تداعی میکنند و چون دسترسی به گوینده که خدا باشد فقط از راه همین الفاظ است رسیدن به منظور واقعی او مشکل یا غیر ممکن است. وقتی بعد ذالک هم معنی همراه ان یا با ان وهم بعد ان بدهد چگونه بدانیم که منظور خدا کدامیک از معانی است؟ و معنی اضافه بران هم برای بعد ذالک گفته میشود. یا ثم هم به معنی بنا بر این وهم سپس و هم بعد میتواند باشد گفته میشود ثم در اینجا بعدیت انجام فعل و کاری نیست و صرفا بعدیت در بیان سخن است خب همین کاربرد در مورد بعد هم بکار میرود مثلا سخنران یا نویسنده عرب پس از ذکر مقدماتی میگوید یا مینویسد و اما بعد که اینجا بعد کاربرد ثم پیدا میکند یعنی بعدیت در گفتار و نوشتار را تداعی میکند. وبعد در مورد دحاحا معانی متعدد دارد مثل گسترش یا پهن کردن و دور بردن ولی هیچ کدام سنخیتی با خلق کردن ندارد خب سوال پیش می اید که بر چه اساسی خداوند کلمه دحاحا را باید به معنی خلق گرفته باشد ایا خدا نمیداند که طرف خطابش انسان است که دحاحا برایش معنی خلق نمیدهد؟ مفسر به چه خودش را خدا گذاشته و از طرف او سخن میگوید؟ و ایا گفتن اینکه معنی بعد ذالک روشنتر از ثم است میتوان مطمین شد و منظور واقعی قران را دریافت؟ اینجا مسیله احتمال است شاید ثم همان معنی بعدیت خلق اسمان بعد از زمین باشد. 2-به نظر من تنها ایه ای که مشخص میکند زمین یا اسمان باهم یا یکی پس از دیگری خلق شده اند همان ایه 11 فصلت میباشد. در این ایه زمان خطاب به زمین و اسمان را مشخص کرده است. یعنی زمانی که اسمان دود است به اسمان که هنوز تسویه یا هفتگانه نشده و زمین خطاب میکند که به میل میایید یا به اکراه وووو.بنابر این قبل از اینکه هفت اسمان از ان اسمان دودی بوجود اید زمین وجود دارد چون اگر وجود نداشته باشد که نمیشود خداوند او را مورد خطاب قرار دهد پس به این ترتیب اسمان و زمین همزمان وجود دارند و بعد از ان اسمان دودی هفت اسمان درست کرده. یعنی خلقت زمین قبل از ساخت هفت اسمان . و اگر اسمان را به ستارگان و کهکشانها بگیریم نتیجه میگیریم که عمر زمین باید از ستارگان و کهکشانها بیشتر باشد که اشتباه محض علمی است. وووو


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با درود دوستان چه موافق و چه مخالف لطفا نظریات من را نقد کنید برایم بسیار مهم است . لظفا اشتباهم را بیان کنید.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    عرض سلام
    در اينجا هم مطالبي بيان شده كه به موضوع تاپيك مربوط ميشه


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    «قرآن، کتابی با آیات روشن» 1




    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    ایا این پیچیدگی در بیان مفهوم مبین بودن قران را زیر سوال نمی برد؟ چگونه میتوان حقیقت مفهوم این ایات را دریافت ؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    این شیوه بیان قران خواننده را سردر گم میکند و اشکالی که بر قران وارد میکند مردود شدن ادعای مبین و اشکار بودن قران است. دلیلش هم این است که کلماتی کلیدی مثل ثم و بعد ذالک و دحاحا معانی متعددی را تداعی میکنند و چون دسترسی به گوینده که خدا باشد فقط از راه همین الفاظ است رسیدن به منظور واقعی او مشکل یا غیر ممکن است.
    دوست خوب، قصد ندارم بحث را به حاشیه ببرم اما لازم است که درباره این دو مطلب شما مطلبی عرض کنم (و بعد دوباره به بحث باز می گردم)؛ توجه فرمایید:

    ------------------------------------
    «قرآن، کتابی با آیات روشن»
    قرآن کریم خود را به اوصاف متعددی معرفی نموده است؛ به عنوان نمونه:

    نور:

    يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً (نساء/174)
    اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم

    کتاب هدایت:

    شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان‏ (بقره/185)
    (روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است ماهى كه قرآن، براى راهنمايى مردم، و نشانه‏هاى هدايت، و فرق ميان حق و باطل، در آن نازل شده است

    بیانگر همه چیز:

    وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمينَ (نحل/89)
    و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است!

    پندگیری آسان از آیات آن:

    وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (قمر/17)
    ما قرآن را براى تذكّر آسان ساختيم آيا كسى هست كه متذكّر شود؟!

    از سوی دیگر، هر اندیشمند بینایی که با قرآن و معارف آن آشنایی داشته باشد، به خوبی در می یابد که علوم و معارف نهفته در قرآن کریم دارای سطح ها و مرتبه های گوناگونی است و فهمیدن بخشی از این معارف، قطعا برای عموم مردم آسان و دلالت آیات کریمه بر آن مفاهیم آشکار و نمایان است و کسانی که عرب زبان باشند یا زبان عربی فرا گرفته باشند، بدون نیاز به تفسیر می توانند این سطح از معارف قرآنی را دریابند؛ مانند این آیات زیبای سوره مبارکه طه که در نهایت وضوح و روشنی است و هر کس اندک آشنایی با زبان عربی داشته باشد، به راحتی معنا و مفهوم آن را در می یابد:

    وَ هَلْ أَتاكَ حَديثُ مُوسى‏ (9)
    إِذْ رَأى‏ ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً (10)فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى‏ (11)إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً (12)وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‏ (13)إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري‏ (14)إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفيها لِتُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى‏ (15)فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‏ (16)وَ ما تِلْكَ بِيَمينِكَ يا مُوسى‏ (17)قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى‏ غَنَمي‏ وَ لِيَ فيها مَآرِبُ أُخْرى‏ (18)قالَ أَلْقِها يا مُوسى‏ (19)فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‏ (20)قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعيدُها سيرَتَهَا الْأُولى‏ (21)وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‏ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‏ (22)لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‏ (23)اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ (24)

    بیشتر آیات کریمه قرآن چنین است و انصافا وضوح و روشنی کاملی در افاده معنا و مفهوم اولیه و تذکر الهی خود دارد، ولی از سوی دیگر فهمیدن بخشی از آیات و نیز درک مراتب عمیق تری از معارف قرآنی، نیازمند نوعی آگاهی و بینشی فراتر از سطح عمومی است؛ اینجا همان مرحله ای است که تدبّر و اندیشه برتر می طلبد و تنها دانستن ادبیات و زبان عربی برای فهم آن کفایت نمی کند؛ آیاتی مانند:

    هُوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ،هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ (حشر/23و24)

    یا این آیه کریمه:
    اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ (بقره/255)

    البته یک فهم عمومی و ساده که برای همگان قابل درک است در اینگونه آیات هم مشاهده می شود اما درک عمیق تر و بیشتر و بهتر صفات الهی که در این آیات مطرح شده، قهرا به دانش و آگاهی بیشتر مخاطب وابسته است و این یک ویژگی ممتاز در آیات کریمه قرآن است که مباحث سنگین مربوط به الهیات و خداشناسی را در قالب واژگانی همه فهم و ساده مطرح می کند، بی آنکه مخاطب را در لفافه الفاظ خشک و سخت فلسفی غرقه نماید اما در عین حال از ارزش مطلب هم نمی کاهد و راه را برای متخصصان فن و دانشمندان علوم الهی باز می گذارد تا با بهره گیری از این بیانات، فهم عمیق تری از مباحث خداشناسی بدست آورند.

    این مطلب تکمیلی دارد که در پست بعدی عرض می کنم.


    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    «قرآن، کتابی با آیات روشن» 2




    اینکه قرآن کریم از یکسو خود را روشن و مبین و دارای قابلیت درک آسان برای پند پذیری معرفی می کند و از سوی دیگر صراحتا همگان را به تدبر و کنکاش برای فهم بیشتر و عمیق تر و دقیق تر آیات الهی فرا می خواند، کاشف از وجود لایه های معرفتی مختلف از معارف قرآنی در آیات کریمه قرآن است؛ یعنی هر چه بیشتر در این کتاب تدبر نمایید، معارف بیشتر و عمیق تری خواهید یافت و اینجا دریایی کرانه ناپدید است که غواصانی با مهارت بالا در اندیشه و تدبّر الهی می طلبد و همین، نقطه قوت این کتاب مقدس است که باب فکر و اندیشه را بر بشر نمی بندد و از تدبّر در آیاتش نمی هراسد بلکه آن را راهی به سوی درک حقایق بیشتر معرفی می کند و با بیانات گوناگون بر این اندیشه و تدبّر اصرار می ورزد:

    أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً (نساء/82)
    آيا درباره قرآن نمى ‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى ‏يافتند.

    أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد/24)
    آيا آنها در قرآن تدبّر نمى‏ كنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!
    ------------------------------------------
    در مورد آیات مربوط به خلقت آسمان و زمین، واقعیت اینست که ما هنوز تمام مقصود قرآن را در همه آیات کشف نکرده ایم (این مطلب درباره برخی آیات دیگر قرآن هم صادق است) و بخشی از معارف قرآنی روشن شده نه همه آنها؛ گذر زمان و پیشرفت علم و کشف معلومات جدید و قطعی بشری و نیز رشد عقلانی بشر در همه زمینه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و ... ما را در فهم این آیات یاری خواهد کرد و یقینا بشر آینده، مسایل علمی قرآن را دست کم در برخی آیات بیشتر درک و فهم خواهد کرد؛ همانگونه که برخی مواردی که در زبان قرآن پژوهان به معجزات علمی یاد می شود در قران آمده و مسلمین گذشته به این مطالب واقف نبودند بلکه گذر زمان و پیشرفت علم آنها را برای ما روشن نمود؛ این بحثها هم در واقع تلاشی برای فهم بیشتر معنای آیات و فهم مراد خدای تعالاست.
    ------------------------------------------

    در ادامه به بحث تاپیک باز می گردیم.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۲:۵۰
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    دسترسی به گوینده که خدا باشد فقط از راه همین الفاظ است رسیدن به منظور واقعی او مشکل یا غیر ممکن است. وقتی بعد ذالک هم معنی همراه ان یا با ان وهم بعد ان بدهد چگونه بدانیم که منظور خدا کدامیک از معانی است؟
    ظواهر الفاظ حجتند (تا زمانیکه دلیلی بر خلاف آن وجود نداشته باشد)؛ این یک سیره عقلایی مقبول بین انسانهاست که از ظواهر معنای کلام و نوشتار یکدیگر، مراد یکدیگر را کشف و برداشت می کنند (مگر اینکه قرینه ای بر خلاف معنای ظاهری بیابند).

    کلمات «ثم» و «بعد» و مانند آن، در زبان عربی مفهوم و مدلولی دارند که با استفاده از آن مفاهیم، معنای ظاهری کلام خدای تعالی را از آیات کریمه استنباط می کنیم. اگر به پست دوم که در پاسخ شما عرض کردم دقت کنید، می بینید که علامه طباطبایی (ره) هم از همین ظواهر کلام برای درک معنا بهره برده و انصافا معنای متینی ارائه نموده است و ظهور آیه 30 نازعات در معنا را صریح دانسته است؛ یعنی کلمه «بعد» که در آیه 30 نازعات آمده، در معنای بعدیت صراحت دارد اما کلمه «ثم» که در آیه 11 فصلت آمده، در معنای بعدیت صراحتی ندارد بلکه ظاهر در آن معناست و به قرینه آیه 30 نازعات
    (و قراین کلامی دیگر که در همان پست دوم از بیان علامه ذکر شد) این ظهور را از دست داده و تنها بعدیت در خبر را می رساند.

    آیات قرآن کریم به فرمایش امیر بیان (ع) یکدیگر را تفسیر می کند و اجمال برخی آیات، در لسان برخی آیات دیگر تفصیل می یابد.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۵:۲۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    دحاحا معانی متعدد دارد مثل گسترش یا پهن کردن و دور بردن ولی هیچ کدام سنخیتی با خلق کردن ندارد خب سوال پیش می اید که بر چه اساسی خداوند کلمه دحاحا را باید به معنی خلق گرفته باشد ایا خدا نمیداند که طرف خطابش انسان است که دحاحا برایش معنی خلق نمیدهد؟
    دحا به معنای گستردن است و منظور علامه طباطبایی این نیست که معنای «دحاها» خلق کردن است بلکه منظورشان اینست که گستردن زمین در اینجا از نظر وقوعی در خارج، همان خلق کردن است؛

    به دیگر سخن، ایشان می فرمایند: دحاها یعنی گستردن اما وقتی می گوییم گستردن زمین، از آنجا که زمین کروی است، پس منظور از گستردنش همان ایجاد شکل کروی آنست (که این مفهوم با این عبارت که بگوییم «زمین را خلق کرد» نتیجتا یکی است) و مراد از گستردن زمین در اینجا، نتیجتا همان خلقت زمین است (نه اینکه معنای لغوی دحاها خلقت باشد)؛

    بله، برخی این التزام به نتیجه را در معنای «دحاها» قبول ندارند و آن را اشاره به دحوالارض زمین و خارج شدن خشکی ها از زیر آبها می دانند:
    «منظور از "دحو الارض" اين است كه در آغاز تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فرا گرفته بود، اين آبها تدريجا در گودالهاى زمين جاى گرفتند و خشكيها از زير آب سر بر آوردند و روز به روز گسترده ‏تر شدند تا به وضع فعلى در آمد (و اين مساله بعد از آفرينش زمين و آسمان روى داد).» (تفسير نمونه/ج‏26/ص100)

    اما این مطلب در بحث ما تأثیری ندارد زیرا بحث ما درباره کلمه «بعد» و «ثمّ» است که در آیات 30 نازعات و 11 فصلت آمده.


    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    به نظر من تنها ایه ای که مشخص میکند زمین یا اسمان باهم یا یکی پس از دیگری خلق شده اند همان ایه 11 فصلت میباشد. در این ایه زمان خطاب به زمین و اسمان را مشخص کرده است. یعنی زمانی که اسمان دود است به اسمان که هنوز تسویه یا هفتگانه نشده و زمین خطاب میکند که به میل میایید یا به اکراه وووو.بنابر این قبل از اینکه هفت اسمان از ان اسمان دودی بوجود اید زمین وجود دارد چون اگر وجود نداشته باشد که نمیشود خداوند او را مورد خطاب قرار دهد پس به این ترتیب اسمان و زمین همزمان وجود دارند و بعد از ان اسمان دودی هفت اسمان درست کرده. یعنی خلقت زمین قبل از ساخت هفت اسمان . و اگر اسمان را به ستارگان و کهکشانها بگیریم نتیجه میگیریم که عمر زمین باید از ستارگان و کهکشانها بیشتر باشد که اشتباه محض علمی است. وووو
    دوست خوب، نظر شما محترم است اما نمی توان برداشت خود را بر آیات تحمیل نمود و آن را به طور قطع مراد خدای تعالی دانست! شما نمی توانید آیات سوره نازعات را نادیده بگیرید! با قراینی که در پست دوم و پستهای بعد از آن عرض کردم، چه می کنید؟ اینها را نمی توانید نادیده بگیرید و برداشت خود را به آیات تحمیل کنید و سپس آن را محکوم نمایید!


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۶:۰۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با درود و سپاس از توجه و پاسختان. در مورد پاسخ شما مواردی را به عرض میرسانم: 1- در ابتدای نوشتارتان موضوع مبینیت قران را بیان کرده اید که باید بگویم من هم قبول دارم که بسیاری ایات قران واضح است ولی در مواردی هم مثل همین خلقت اسمان و زمین مبین نیست. دلیل ان هم پیچیدگی مفهوم نیست بلکه بکارگیری کلماتی کلیدی با معانی مختلف است. یک وقت هست شما مفهوم فلسفی را به سادگی درک نمیکنید دلیل ان این نیست که نویسنده یا گوینده سخن از کلماتی استفاده کرده که معانی مختلف یا حتی متضاد دارد شما ان سخنان را میشنوید یا میخوانید معنی اصلی و دقیق کلمات را میفهمید ولی درک مفهوم این سخن برای شما مشکل است ولی در مورد قران چنین نیست پیچیدگی در مفهوم نیست بلکه پیچیدگی یا چند مفهومی در کلمات است که موجب میشود مفهوم واقعی سخن گوینده یا خداوند را نفهمید 2- و در مورد اینکه فرموده اید ما هنوز بسیاری از معارف قرانی از جمله موضوع خلقت اسمانها و زمین را درک نکرده ایم وووو. من با نظر شما موافق نیستم . به نظر من نظریات علمی قران مطابق اندیشه های علمی همان دوره صدر اسلام است که خود بحثی جدا گانه میطلبد. خب اینجا سوالی دیگر هم وجود دارد که پس چرا مسلمانان ادعای معجزات علمی قران را مطرح میکنند ؟ این چگونه معجزه ای است که ما اول از همه انرا نمیفهمیم و قبل از اینکه دانشمندان جهان انرا بیان کنند ما اعلام نمیکنیم ؟ چرا هرجا علم مطابق قرانمان چیزی گفت انرا در بوق و کرنا میگذاریم ولی همین علم اگر بسیاری از معارف قران را با قاطعیت رد کرد نشنیده میگیریم و شروع به توجیه میکنیم که بشر ناقص العقل است ووو؟ 3-و اما در مورد معانی کلمات ثم و بعد و دحاحا همانطور که در پست قبلی توضیح دادم خود علامه هم نظر قاطعی ندارد بلکه میگوید معنی بعد از ثم روشنتر است یعنی نمیتوان صد در صد ادعا کرد که اینجا ثم به معنی تقدم و تاخر در خلقت نباشد . یعنی ایشان بر حسب احتمال بیشتر بعد را بر ثم ترجیح داده اند. 4- اما عقیده من این است که تنها ایه ای که معنای واقعی ایات خلقت ز.مین و اسمان را روشن میکند ایه ثم استوی السما و هی دخان قال لها وللارض .... یعنی همین یک ایه تمام این معضلات معنایی ثم و بعد و دحاحا را برطرف میکند. 1- در این ایه اشاره دارد که اسمانی وجوددارد که دود است 2-این اسمان را که دود است و زمین را خداوند مورد خطاب قرار داده است نتیجه: زمین شکل گرفته ولی اسمان دود است که خلاف علم است چون زمین هم از همین گازها و غبارهای کهکشانی شکل گرفته و تافته جدا بافته ای نیست.و میتوان نتیجه گرفت که دحاحا به معنی خلق زمین نیست زیرا در سوره نازعات گفته اول اسمان را بنا و رفیع و تسویه یا هفت اسمان کرده و بعد زمین را گسترده است.یعنی اگر دحاحا را به معنی خلق زمین بگیریم با ایه 11 فصلت در تناقض می افتد چرا که در این ایه زمین هنگامی که اسمان هنوز دود است و هفت اسمان نشده وجود دارد و مورد خطاب خداوند قرار گرفته. پس نتیجه کلی چنین میشود: خدا اسمان اولیه یا همان اسمان دودی را افریده و بعد زمین را خلق کرده و دوباره به سراغ اسمان رفته زمین و اسمان را باهم مورد خطاب قرار داده و بعد از ان اسمان را هفت اسمان کرده و بعد زمین خلق شده را از حالت اولیه ای که داشته گسترش داده است. که باز هم میگویم علم صد در صد انرا رد میکند بدرود


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود