صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه قیام اعراب و ظهور امام زمان (عج)...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    566
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    1
    گالری
    5

    رابطه قیام اعراب و ظهور امام زمان (عج)...




    سلام
    چند تا سوال داشتم که ممنون می شم اگر پاسخ اونها رو بفرمایید ...

    اولین سوال من در مورد قیام عرب هاست که از مصر شروع شده ،

    1-این قیام چطور شروع شده (اگر برای خودکشی جوان تونسی هست ، چرا بقیه کشورها مثل لیبی ، بحرین و ... هم شلوغ شدن ؟ حالا مردم مصر رو می گیم انگیزه های زیادی داشتن (اقتصادی ، دینی ، ظلم مبارک و...) ولی بقیه چی ؟)

    2-جدیدا شنیدم می گن یکی از نشانه های ظهور بیداری مردم مصر هست که از یک ماه صفر آغاز میشه و یک سال ادامه پیدا میکنه تا انقلابشون به نتیجه برسه ، آیا این درست است ؟ منبعی برای این حرف هست؟

    3-آیا واقعا ظهور نزدیکه ؟ مگه یکی از نشانه های ظهور این نیست که پدر از ترس پسر پنهانی نماز میخونه و پسر از ترس پدر ، خیلی از نشانه های قطعی ظهور هنوز دیده نشده ، پس چرا می گن ظهور نزدیکه؟

    4-ما چه کاری می توانیم انجام بدهیم ؟ با توجه به اینکه الان همه درگیر مشغله کاری ، درسی و... هستند ، چه کار می تونیم بکنیم که خودمون رو آماده کرده باشیم ؟ خواهش می کنم پاسخی بدید که عملی باشه ، مثلا اینکه مطالعه مون رو بالا ببریم ، خودسازی کنیم و ... نه ، اینها درست هستن ولی کلی و یه جورایی شعاری هست ، منابع بگذارید ، مثلا اول فلان کتاب رو بخونید ، بعد فلان سخنرانی رو گوش کنید و ...

    و نیز : اگر تا 10 سال دیگه هم امام زمان نیامد چه ؟ اگر 20 سال هم گذشت و نیومدن چی ؟ چه کنیم که نا امید نشیم و خدای نکرده دل سرد ؟

    اگر جواب مستند بدید ممنون میشم

    از همه دوستان خواهش می کنم بحث رو به انحراف نکشونن و از زدن پست های امام زمان وجود نداره و ظهور نمی کنه و ... خودداری کنن، فقط مطالب با مستندات

    سپاس فراوان و التماس دعا


    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    ویرایش توسط گلبرگ... : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۰۹:۵۹
       

    کم کم دلم از این و از آن سیر می شود
    با چشم مهربان تو تسخیر می شود
    این خواب ها که همسفر هر شب من است
    یک روز مو به مو همه تعبیر می شود
    فرصت گذشت ، وقت زیادی نمانده است
    تعجیل کن عزیز دلم ، دیر می شود
    اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    90
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم .

    من جواب شما را می دم شاید به مذاق بعضیها خوش نیاید ولی مهم نیست .

    1 : اصلا این قیام نه نشانه ظهور است و نه هیچگونه ربطی هم به مساله ظهور ندارد .

    2 : کلامی بی جا و نشأت گرفته از بی سوادی است این روزا بی سوادی داد می زنه متاسفانه ...

    3 : ظهور نه فقط نزدیک است بلکه خیلی خیلی مونده به ظهور تا دلت بخوات و البته یادت نره إلا ما شاء الله تعالی ... مشیت خدا یه چیز دیگه است ولی به حسب دلیل ظهور خیلی مونده ...

    4 : شما نیازی نیست کاری کنید فقط به وظیفه شرعی خودتون عمل کنید تشخیص بدید چیست در هر لباسی باشید و بعد عمل کنید مسایل دینیتون رو نیز اهمیت ویژه بدید و بیشتر یاد بگیرید
    همین به همین سادگی .

    و در آخر نیازی نیست نا اومد بشی اگر آدم ان شاء الله مومنی باشی و به کلام خدا و اهل بیت علیهم السلام ایمان داشته باشی چون مومن کوها نمی تونن ایمان آن را متزلزل کنن .
    همین شما را کافی است که محمد و آل محمد صلی الله علیهم أجمعین فرمودن ظهور حضرت صلوات الله علیه قطعی است شما و غیر شما را کفایت می کند .



  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط گلبرگ... نمایش پست
    و نیز : اگر تا 10 سال دیگه هم امام زمان نیامد چه ؟ اگر 20 سال هم گذشت و نیومدن چی ؟ چه کنیم که نا امید نشیم و خدای نکرده دل سرد ؟
    والله چی بگم !!!!!!!!!!!

    نا امید نشو اگه من و تو و نوه و نبیره و نیتجه هامان هم بمیرین بازم خیالی نیست

    علمای و آگاهان به ما دستور داده اند که بازم نباید نا امید شد اونا چیزی می دونن که ما نمی دونیم یا لازم نیست بدونیم !!!:

    امام خمینی در کتاب ولایت فقیه صفحه ی 27 گفته اند
    ممکن است صد هزار سال دیگر بگذردومصلحت اقتضاء نکند که حضرت تشریف بیاورند


    امانامید نشو
    مگر همیشه از قول آن مداح اهل بیت نمی گن که
    شاید این جمعه بیاید شاید


    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۱۱


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    566
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    1
    گالری
    5



    از همه دوستان خواهش می کنم بحث رو به انحراف نکشونن و از زدن پست های امام زمان وجود نداره و ظهور نمی کنه و ... خودداری کنن، فقط مطالب با مستندات
    از جواب های دوستان متشکرم

    اما

    " فقط مطالب با مستندات لطفا "





    ویرایش توسط گلبرگ... : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۰۴
       

    کم کم دلم از این و از آن سیر می شود
    با چشم مهربان تو تسخیر می شود
    این خواب ها که همسفر هر شب من است
    یک روز مو به مو همه تعبیر می شود
    فرصت گذشت ، وقت زیادی نمانده است
    تعجیل کن عزیز دلم ، دیر می شود
    اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط گلبرگ... نمایش پست
    از جواب های دوستان متشکرم

    اما

    " فقط مطالب با مستندات لطفا "


    :rose:

    به نام خدا
    انشاء الله پاسخگوی محترم پاسخ لازم را خواهند داد. اما چون از بنده دعوت کردید به طور مختصر اشاره می کنم که در روایات در باره ی زمان فرج شیعه آمده است که "... و خلعت العرب اعنتها" (وقتی که عرب ها بند های سر سپردگی را از خود جدا کنند). و این موضوعی است که این روزها حتی در سایت های خبری رسمی عربی نیز با همین تعابیر به آن اشاره می شود.

    این بندها و عنان های سرسپردگی همان حکومت های سرسپرده به استکبارند که یکی پس از دیگری ساقط می شوند.

    به هرحال در باره نزدیک شدن ظهور باید بسیار امیدوار بود.
    تقریباً تمامی علائم در حال وقوع است.

    از همه مهمتر پر شدن ظلم و فتنه در جهان و استغاثه ملت ها اعم از مسلمان و غیر مسلمان و آمادگی آنان برای ظهور است.

    باید ضمن دعا و انتظار به وظیفه ای که در دست داریم بهتر و بیشتر اهمیت دهیم و در موقعیت های مناسب کاری را که باید انجام دهیم انجام دهیم.

    اللهم عجل لولیک الفرج بالعافیة و النصر

    ویرایش توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۷:۵۲
    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط گلبرگ... نمایش پست
    سلام
    چند تا سوال داشتم که ممنون می شم اگر پاسخ اونها رو بفرمایید ...

    اولین سوال من در مورد قیام عرب هاست که از مصر شروع شده ،

    1-این قیام چطور شروع شده (اگر برای خودکشی جوان تونسی هست ، چرا بقیه کشورها مثل لیبی ، بحرین و ... هم شلوغ شدن ؟ حالا مردم مصر رو می گیم انگیزه های زیادی داشتن (اقتصادی ، دینی ، ظلم مبارک و...) ولی بقیه چی ؟)


    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز
    در مورد قیامهای کشورهای عربی که امروزه به اوج خود رسیده و در حال گسترش به دیگر کشورهای عربی هم می باشد،همانگونه که می دانید جرقۀ این قیامها از کشور تونس زده شده است،و اولین کشوری که با قیام مردمی مواجه گردید کشور تونس بوده است. مجموعه ی تحولاتی که در تونس در پی خود سوزی جوانی که نتوانسته بود شغلی آبرومند برای خود دست و پا کند به وقوع پیوست، می رود تا تمام کشورهای خاورمیانه را با خود درگیر کند . با سقوط بن علی در تونس و فرار وی به عربستان دامنه ی اعتراضات مردمی که از آن به «انقلاب نان» یاد می شود به دیگر کشورهای عربی که عمدتاً با سیستم های سکولار اداره می شوند رسیده است ، تا جایی که هم اکنون تمام دیکتاتورهای منطقه از وقوع انقلاب در تونس و مصر هراسناک شده اند . به طور کلی ریشه های اصلی تحولات در کشورهای عربی منطقه به عوامل زیر بر می گردد .
    1- کشورهای عربی منطقه عمدتاً از لحاظ اقتصادی دوران بدی را تجربه می کنند . مشکلاتی از جمله بیکاری و فقر قشر عظیمی از مردم این کشورها را با خود درگیر کرده است به گونه ای که مردم این کشورها درآمد سالانه بسیار پایینی دارند . به عنوان مثال درآمد سرانه مردم در تونس سالانه ۳۵۰۰ دلار، در مصر حدود ۱۷۵۰ دلار و در یمن ۲۳۰۰ دلار است. آمار بیکاری در کشورهای عربی در کنفرانس اخیر شرم الشیخ به طو ر متوسط 14 درصد اعلام شد و این در حالی است که هر ساله 3 درصد به این رقم اضافه می شود . دنیای عرب همچنین به شدت از لحاظ غذایی به خارج وابسته است و این کشورها هرگز نتوانسته اند که تولید کننده های خوبی در این عرصه باشند. بهترین نمونه ای که می توان ذکر کرد مصر است ،تا جایی که این کشور یکی از بزرگترین وارد کننده های گندم در دنیاست . چند شورش اجتماعی که در مصر در دهه های اخیر رخ داده است به علت بحران نان بوده است .ازدهه ۱۹۵۰ تاکنون رژیم های قدرت طلب در جهان اقدام به توزیع مایحتاج اولیه غذایی مانند نان، شیر و تخم مرغ به شکل یارانه ای میان توده های مردم کرده اند تا در قبال آن به آرامش سیاسی دست یابند. بهترین دلیل بر نقش بی چون و چرای مشکلات اقتصادی و به خصو ص بالا بودن قیمت مواد غذایی در انقلابات اخیر در کشورهای عربی این است که در کشورهای نفتی هم چون عربستان به علت کمرنگ بودن چنین مشکلاتی ، اعتراضات گسترده به مانند قیام مردم مصر و یا تونس شکل نگرفته است و آن چه مشاهده می شود تنها مربوط به کشورهای غیرنفتی و فقیر است .
    2- کشورهای عرب از لحاظ توسعه ی سیاسی و به رسمیت شناختن آزادی های مدنی و سیاسی بسیار عقب مانده هستند . دهه ها حکومت دیکتاتورهای مختلف بر این کشورها اجازه ی هرگونه تلاش برای برقراری دموکراسی و مشارکت در تصمیم گیری را از مردم سلب کرده است . کافی است نگاهی کلی به وضعیت این کشورها در این زمینه انداخته شود . در مصر ،حسنی مبارک بیش از 3 دهه است که به تنهایی زمام امور را در دست دارد . کسان دیگری هم چون رهبر سابق تونس ، پادشاه عربستان ، قذافی در لیبی و ... که دهه هاست که نماینده ی کشورشان در جهان هستند و این درحالی است که هیچ کدام مشروعیت خود را از جانب مردم در یک فرایند دموکراتیک کسب نکرده اند . اما نسل جدید تحصیل کرده در این کشورها احساس می کند که به آن چنان شعور و آگاهی رسیده است که دیگرخود می تواند که برای تحقق آزادی های مدنی و انسانی اش تلاش کند . نسل جدید چاره ای به جز طغیان بر علیه نظام های کهنه و غیر دموکراتیک در این کشورها ندارد و می رود که صفحه ی جدیدی از تاریخ خاورمیانه و حتی جهان را بر اساس میل و اراده خود بر اساس حقوق شهروندی و انسانی اش ورق بزند.
    3- نظام های سیاسی کشورهای عربی و به خصوص شمال افریقا عمدتاً سکولار می باشند . سکولاریسمی که با چاشنی خشونت دیکتاتوری تمام عیار همراه بوده است . و این در حالی است که این نوع سیستم سیاسی در جهان عرب همواره از سوی کشورهای مدعی حقوق بشر و دموکراسی هم چون امریکا پشتیبانی شده است . رهبران نامشروع این کشورها همواره در جهت هویت زدایی اسلامی برآمده اند ، تا جایی که « بن علی » دیکتاتور تونس حتی اجازه ی پخش صدای اذان از تلویزیون را نیز نداده بود . این رهبران سعی کرده اند به هر طریقی که شده است در برابر گرایش جامعه به سمت اسلام سیاسی مقابله کنند . حزب نهضت اسلامی در تونس و اخوان المسلمین در مصر از جمله ی این احزاب هستند تا جایی که با غیر قانونی خواندن آن ها اجازه ی شرکت نامزد های برآمده از این احزاب به شکل سازمان یافته و حزبی در انتخابات داده نشده است . انتخابات فرمایشی و نمایشی یکی از صحنه های تکراری در این کشورها بوده است .
    4- نابرابری های اجتماعی یکی از عوامل مهم در قیام مردم عرب بر علیه حاکمان است . هضم شدن اقتصاد این کشورها در اقتصاد سرمایه داری و حرکت در جهت لیبرالیسم اقتصادی افسار گسیخته در طول سال های اخیر موجبات توسعه ی نامتوازن را فراهم کرده است. پیوستن به سازمان تجارت جهانی و اجرا کردن نسخه های صنوق بین المللی پول و بانک جهانی فاصله ی طبقاتی را به گونه ی فزاینده ای بیشتر کرده است .
    نتیجه گیری:
    در تحلیل قیام های مردمی اخیر در کشورهای عربی نباید دچار تقلیل گرایی شد و تنها به یک یا دو دلیل عمده بسنده کرد . اصولا ماهیت انقلاب ها و جنبش ها نمی تواند که به یک یا دو دلیل بوده باشد و عمدتاً دارای خاستگاههای محتلف اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و ... است . در واقع در تبیین این نوع انقلابات باید به دنبال طیف وسیعی از عوامل بگردیم هرچند که نقش و اهمیت بعضی عوامل بسیار پر رنگ و کارساز تر است . یک تحلیل علمی و اصیل تنها بر اساس رهیافت چند علتی حاصل می شود.
    منبع:
    http://hnews.ir/fa/?NewsId=5844&Services=Home



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط گلبرگ... نمایش پست
    سلام
    چند تا سوال داشتم که ممنون می شم اگر پاسخ اونها رو بفرمایید ...

    2-جدیدا شنیدم می گن یکی از نشانه های ظهور بیداری مردم مصر هست که از یک ماه صفر آغاز میشه و یک سال ادامه پیدا میکنه تا انقلابشون به نتیجه برسه ، آیا این درست است ؟ منبعی برای این حرف هست؟

    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    با سلام مجدد
    حوادث مصر در آستانه ظهور
    تحلیلی بر روایات عصر ظهور و جنبش مردم مصر (1)
    ظهور منجی آخر الزمان از جمله مسایلی است که شیعه و سنی به آن معتقدند و در منابع روایی هر دو، روایات متعددی در این باره وجود دارد.
    پیامبر خدا و اهل بیت، نشانه هایی را که پیش از ظهور حضرت ولی عصر(عج) رخ می دهد، ارائه کرده اند تا مردمی که در دوران پیش از ظهور زندگی می کنند خود را برای این اتفاق بزرگ آماده سازند و همچنین مردم دوران های دیگر مدعیان دروغین را بشناسند.
    یکی از این نشانه ها که اخبار فراوانی را به خود اختصاص داده، رخدادهای مرتبط با کشور مصر است. ناآرامی های کنونی این کشور و جنبش مردم مسلمان این دیار، نگاه ها را بیش از گذشته به سوی این پیش گویی ها جلب کرده است. چرا که برخی از این نشانه ها همچون جنبش های پی در پی مردمی در کشورهای عربی و کشیده شدن این حرکت های مردمی به کشور مصر، با حوادث کنونی این سرزمین قابل تطبیق است.
    اما به راستی آیا حوادث کنونی مصر همان است که در روایات اهل بیت برای ظهور حضرت ولی عصر پیش بینی شده؟
    برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید همه روایاتی را که در زمینه نشانه های ظهور به دست ما رسیده و به نوعی با مصر در ارتباط است، مورد کنکاش قرار دهیم و نمایی کلی از این دسته از روایات ارائه نماییم. اما مهمتر آن است که بتوانیم تحلیلی دقیق بر این گروه از روایات، داشته باشیم و نتیجه ای شایسته از آن بگیریم.
    اگرچه روایات پیش بینی حوادث آینده مصر فراوان است اما تنها بخشی از آنها به عصر ظهور مرتبط می شود. روایات پیش بینی فتح مصر توسط مسلمانان و همچنین روایات غلبه مغربی ها بر مصر که در دوران انقلاب فاطمیان به حقیقت پیوسته است، از جمله روایاتی است که ربطی به مساله ظهور ندارند و باید مراقب بود که ما را به اشتباه نیاندازند و با روایات ظهور درآمیخته نگردند. بنابراین برای جلوگیری از این مشکل تنها به روایاتی مراجعه خواهیم کرد که به نحوی دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.
    با مراجعه و بررسی این دسته از روایات می توان رخدادهای مرتبط با ظهور را به هفت دسته تقسیم کرد که در نگاه اول، ترتیب روشنی برای این حوادث دیده نمی شود. اما با اندکی تامل می توان به یک ترتیب منطقی اما احتمالی دست یافت.
    این اتفاقات عبارتند از:
    1ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی
    2ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم
    3ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا
    4ـ ورود نیروهای خارجی به مصر
    5ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور
    6ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی
    7ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور.

    **
    1ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی
    یکی از نشانه های ظهور، حرکت عمومی مردم منطقه و یا مردم کشورهای عربی بر ضد حاکمان است. حاکمانی که استبداد، زورگویی و ظلمشان چنان مردم را بر آشفته که جز به کشتن آنان راضی نخواهند شد. شیخ مفید هنگام برشمردن نشانه های ظهور در این باره می گوید:

    خُرُوجُ الْعَبِیدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِیَهُم. (الارشاد،شیخ مفید، ج 2، ص 369)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداری بزرگان خود بیرون رفته و آنان را می کشند.
    گویا این حادثه بیشتر در کشورهای عربی رخ می دهد و حاکمان این کشورها به خاطر وابستگی به قدرت های دیگر و گرایشات غیر بومی مورد نکوهش مردم قرار می گیرند:
    وَ خَلْعُ الْعَرَبِ أَعِنَّتَهَا وَ تَمَلُّكُهَا الْبِلَادَ وَ خُرُوجُهَا عَنْ سُلْطَانِ الْعَجَمِ. (همان)؛ و مردم عرب از قید و بند (ذلت) آزاد می گردند و شهرها را تصرف می کنند و از فرمان پادشاه عجم (غیر عرب یا با گرایشاتی غیر بومی) بیرون می آیند.
    بنابر روایتی از امیرمومنان علی(علیه السلام) دایره این جنبش ها و اختلافات به تمامی کشورهای عربی کشیده خواهد شد. از امام علی علیه السلام نقل شده که در ضمن بیان نشانه هایی از ظهور فرمودند: «... اخْتِلَافٍ فِی كُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب. (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 64)؛ اختلاف و درگیری در تمامی سرزمین عرب رخ خواهد داد».
    نکته پر اهمیت این است که ظاهرا برخی از این انقلاب های مردمی به ثمر می نشیند و رنگ پیروزی را به خود خواهد دید:
    «وَ غَلَبَةُ الْعَبِیدِ عَلَى بِلَادِ السَّادَات‏. (الارشاد، همان)؛ نوكران (مردم عادی) بر شهرهاى بزرگان خود غلبه می کنند».
    مصر نیز همچنانکه خواهیم گفت از این قاعده در کشورهای عربی مستثنی نخواهد بود و علیه حاکم خود برخواهد آشفت.
    2ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم
    از روایات ظهور برمی آید که ناآرامی ها و انقلاب مردمی در کشورهای عربی به مصر نیز کشیده خواهد شد. تا به آنجا که مردم، فرمانروای خود را خواهند کشت:«وَ قَتْلُ أَهْلِ مِصْرَ أَمِیرَهُمْ. (الارشاد، همان)؛ «مردم مصر، فرمانروای خود را می کشند.»
    برخی از منابع اهل تسنن حاکی از آن است که این حادثه با کشته شدن فرمانروای شام، همزمان خواهد بود:«قبل از وى فرمانرواى شام و حاكم مصر كشته مى شوند.» (عصر ظهور،علی کورانی، ص 158)
    3ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا
    یکی از حوادثی که پیش از ظهور حضرت برای کشور مصر پیش بینی شده است، هرج و مرج و نابسامانی است.
    از ابوذر نقل شده که گفت:«امنیت از مصر رخت بر مى بندد. راوی می گوید به او گفتم: در آن هنگام كه امنیت از دست مى رود، پیشوایى نیست كه آن را فراهم آورد. گفت: خیر، بلكه نظام آن از هم پاشیده مى شود». (کتاب الفتن، نعیم بن حماد، ص 174)
    بنابراین ریشه این نابسامانی نداشتن پیشوا و جلوداری است که بتواند حرکت انقلابی مردم را رهبری نماید. این ناامنی و هرج و مرج به آنجا خواهد رسید که عده ای فرصت طلب از این اوضاع، نهایت سوء استفاده را می کنند و بر قسمتی از این سرزمین سیطره پیدا می نمایند. از امیر مومنان(علیه السلام) درباره نشانه های ظهور نقل شده که فرمود:«و غلبة القبط على أطراف مصر. (المناقب، ج 2، ص 274)؛ قبطیان بر اطراف مصر غلبه می کنند».
    اما قبطیان چه کسانی هستند؟
    در تاریخ می خوانیم که فرعون و فرعونیان و همچنین جالوت (فرمانروای ستمگری که نامش در قرآن آمده) از قبطیان بوده اند. بنابراین ممکن است که مقصود از قبطیان، بازمانده حاکمان فرعونی این سرزمین و یا به طور کلی فرعون صفتان باشد.
    البته باید در نظر داشت که قبطیان کنونی مصر مسیحی اند و جمعیتی حدود 15 میلیونی دارند که ممکن است، مراد حدیث همین گروه از جمعیت مصر باشد.
    اگر مراد از اطراف مصر در این روایت، مرزهای داخلی مصر باشد، نتیجه این خواهد شد که کمی قبل از ظهور حضرت، نابسامانی و هرج و مرج، عده ای از فرعون صفتان سودجو و یا مسیحیان ضد اسلام را بر شهرهای حاشیه ای این کشور حاکم خواهد کرد.
    اما ممکن است مقصود از اطراف مصر، سرزمین های همسایه این کشور نظیر فلسطین، اردن, لیبی یا سودان باشد که اسیر حاکمانی فرعون صفت می باشند.
    ادامه دارد ...



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حال به مابقی رخدادهای مرتبط با ظهور در کشور مصر خواهیم پرداخت:
    4
    ـ ورود نیروهای خارجی به مصر
    یکی از نشانه های ظهور که در روایات مطرح شده، ورود نیروهای غربی یا مغربی به مصر است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ص 463، از عمار یاسر نقل می کند که گفت:
    دولت اهل بیتِ پیغمبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد: (از آن جمله) ... غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است.
    بنابراین ورود این نیروها به مصر اندکی قبل از خروج سفیانی در شام است و با توجه به آنکه سفیانی چند ماه پیش از ظهور حضرت خروج می کند، پس ورود غربی ها به مصر در همان سال ظهور و یا اندکی پیش از آن خواهد بود.
    نکته دیگر اینکه این نیروها پس از مصر و غلبه بر آن به سوی شام حرکت خواهند کرد. تبیع که یکی از راویان حدیث است می گوید: إذا دخلت الرایات الصفر مصر فغلبوا علیها و قعدوا على منبرها فلیحفر أهل الشام اسرابا فی الأرض فإنه البلاء. (کتاب الفتن, ص 433)؛ وقتى كه پرچم هاى زرد وارد مصر شدند و بر مصر غلبه کردند و بر منبر آن نشستند (و دستگاه تبلیغاتی مصر را در دست گرفتند)، اهل شام باید در زمین سرداب هایى بکنند (و خود را پنهان كنند). زیرا كه این واقعه، (نشانه) بلا است.
    چنین لشکری مسلما با تجهیزات فراوان و ابزارآلات جنگی پیشرفته به این کشور وارد خواهد شد و پس از آن شام را تحت سیطره خود قرار خواهد داد. از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:
    ... فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ. (الغیبه للنعمانی، ص 305)؛ هنگامى كه دو نفر مدعى حكومت در شام به جان هم افتادند، علامتى از علائم الهى است. ... وقتى آن روز فرا رسید، خواهى دید كه سواران مرکب های غیر عربی سفید و سیاه و پرچم هاى زرد، از سمت مغرب می آیند تا به شام می رسند. در این موقع فرزند هند جگر خوار (سفیانى) خروج می کند و پس از آن باید منتظر خروج مهدی علیه السلام باشید.
    نکته قابل توجه در این دسته از روایات این است که در برخی از آنها تعبیر «اهل الغرب» و در برخی دیگر از آنها تعبیر «اهل المغرب» دیده می شود. این دو تعبیر، ممکن است یکی باشد و یا اشاره به دو گروه مجزا داشته باشد. بنابراین سه احتمال وجود دارد.
    نخست اینکه هر دو تعبیر یکی باشد و مقصود از آن نیروهای شمال غرب افریقا باشد. زیرا از دیرباز به منطقه شمال افریقا یعنی مراکش، الجزایر و لیبی مغرب گفته می شده که امروزه نیز به کشور مراکش، مغرب می گویند.
    موید این احتمال، روایاتی است که در آن به جای «اهل مغرب» از «بربر» استفاده شده است. (الملاحم و الفتن، ص 56 و بحار الأنوار، ج 51، ص 163) «بربر» به قبایل فراوانی که در غرب افریقا قرار دارند، گفته می شود. (معجم البلدان، ج 1، ص 368)
    احتمال دوم این است که مقصود از هر دو تعبیر، نیروهای غربی یعنی «اهل الغرب» است و در برخی از کتاب ها به اشتباه «اهل المغرب» آمده است.
    شیخ علی کورانی, دانشمند بزرگ مهدویت بر این باور است که روایات ورود مغربیان به مصر دو دسته هستند. دسته اول که شامل بسیاری از این قبیل روایات می شود، ربطی به دوران ظهور ندارد و در دوره فاطمیان به حقیقت پیوسته است. اما دسته دوم به دلیل آنکه به صراحت سخن از ظهور حضرت ولی عصر دارد، مربوط به همین دوران است.
    با بررسی دقیق این دسته روایت خواهیم فهمید که دسته اول مربوط به ورود مغربیها به مصر و دسته دوم مربوط به ورود غربیها است.
    وی در ادامه روایتی را که از کتاب الغیبه شیخ طوسی نقل کردیم، شاهد می گیرد که مقصود روایات این باب «اهل الغرب» بوده و تعبیر «اهل المغرب» که در برخی از روایات ظهور آمده تعبیری اشتباه است. (عصر ظهور، ص 160)
    توضیح آنکه کتاب الغیبه از معتبرترین و قدیمی ترین منابع روایی ما است که توسط محدثی بزرگ چون شیخ طوسی (متوفی 460) نگاشته شده است. بنابراین تعبیر «اهل الغرب» صحیح بوده و برخی از محدثان بعدی و یا مستنسخان اینگونه احادیث به اشتباه آنرا به «اهل المغرب» تبدیل کرده اند.
    احتمال سوم این است که اهالی «غرب» و «مغرب» دو گروه مجزا اما با هدفی واحد می باشند که یکی متعلق به غرب عالم و دیگری متعلق به غرب قاره آفریقا است. بنابر این احتمال، نیروهای غربی و نیروهای مغربی به همراه یکدیگر وارد مصر خواهند شد و آنجا را تصاحب خواهند نمود.
    موید این احتمال یکی از نشانه های ظهور است که اشاره به ورود دو پرچم یعنی دو گروه مجزا به این کشور دارد:
    «دُخُولُ رَایَاتِ قَیْسٍ وَ الْعَرَبِ إِلَى مِصْرَ.» (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ «وارد شدن پرچم های قیس و عرب به مصر»

    5
    ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور
    یکی دیگر از نشانه های ظهور، قیام مردی مصری است که پیش از خروج سفیانی خواهد بود. محمد بن مسلم که یکی از یاران درجه اول امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است، می گوید:
    «یَخْرُجُ قَبْلَ السُّفْیَانِیِّ مِصْرِیٌّ وَ یَمَانِیٌّ.» (الغیبة للطوسی، ص 447)؛ قبل از سفیانی مردی مصری و مردی یمانی قیام می کنند.
    احتمالا این مرد مصری همان است که در روایت عمار یاسر خواندیم که:
    یَخْرُجُ أَهْلُ الْغَرْبِ إِلَى مِصْرَ فَإِذَا دَخَلُوا فَتِلْكَ أَمَارَةُ السُّفْیَانِیِّ وَ یَخْرُجُ قَبْلَ ذَلِكَ مَنْ یَدْعُو لِآلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ. (الغیبة، ص 463)؛ غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است. قبل از آن كسى قیام می كند كه مردم را دعوت به پیروى از آل محمد صلّى اللَّه علیه و اله می نماید.
    اما ممکن است مردی که دعوت به پیروی از اهل بیت می کند در شام یا نقطه دیگری از بلاد اسلامی باشد و یا آنکه او کسی جز مرد مصری باشد. اما اگر او همان مرد مصری باشد، می توان چنین نتیجه گرفت که پیش از دوران ظهور در مصر شاهد حرکتی انقلابی با رویکردی متناسب با اهل بیت خواهیم بود که این نکته با وجود علاقه مصریان به اهل بیت از دوران فاطمیون، مساله عجیبی نخواهد بود.
    با آنکه روشن است قیام اسلامی مرد مصری اندکی پیش از خروج سفیانی است، اما روشن نیست که زمان دقیق آن پیش از ورود نیروهای خارجی یا در دوره آنها و یا پس از خروج احتمالی آنان است.
    از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:
    ... فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ؛ هنگامى كه دو نفر مدعى حكومت در شام به جان هم افتادند، علامتى از علائم الهى است. ... وقتى آن روز فرا رسید، خواهى دید كه سواران مرکب های غیر عربی سفید و سیاه و پرچم هاى زرد، از سمت مغرب می آیند تا به شام می رسند. در این موقع فرزند هند جگر خوار (سفیانى) خروج می کند و پس از آن باید منتظر خروج مهدی علیه السلام باشید
    6
    ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی
    قیام سفیانی در شام یکی از نقاط پر رنگ دوران پیش از ظهور است که روایات، به حتمی بودن آن اذعان دارند. اما نکته جالب اینجا است که او با حمایت و یا زمینه سازی نیروهای خارجی خواهد توانست اوضاع را در دست گیرد و فتنه ای بزرگ به پا کند. این مطلب را می توان از سه روایتی که در باب ورود نیروهای خارجی به مصر بیان شد، نیز فهمید.
    بنابراین نیروهای خارجی برای جنگ با سفیانی به شام وارد نمی شوند. بلکه زمینه را برای قیام او فراهم خواهند نمود.
    اما نکته مهم این است که در این روایات روشن نیست که آیا تمامی نیروهای خارجی مستقر شده در مصر از این کشور به سمت شام حرکت خواهند کرد و یا اینکه برخی از آنها در مصر خواهند ماند؟

    7
    ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور
    روایات ظهور حاکی از آن است که حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور وارد مصر خواهند شد و برای مردم آن دیار سخن خواهند گفت. نقل شده که امیر مومنان علیه‌السلام در خطبه ای در باب حوادث آخر الزمان فرمود:
    ثُمَّ یَسِیرُ إِلَى مِصْرَ فَیَصْعَدُ مِنْبَرَهُ فَیَخْطُبُ النَّاسَ. (بحار الأنوار، ج 53، ص 85)؛ سپس(مهدى و یارانش) به سوى مصر رهسپار مى شوند و حضرت از منبر آنجا بالا مى رود و مردم را مخاطب قرار می دهد و برایشان سخن مى گوید.
    از این روایت استفاده می شود که مصر در دوران حکومت جهانی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف تبدیل به پایگاه تبلیغاتی امام زمان خواهد شد و این بدون آمادگی مردم انقلابی این دیار صورت نخواهد پذیرفت.
    این روایت گویای آن است که ورود امام به مصر در شرایطی هماهنگ و بستری آماده از سوی مردم برای استقبال از حضرت صورت می گیرد. چرا که در این روایت هیچ سخنی از فتح و پیروزی به میان نیامده است.
    حال که نمایی کلی از روایات مصر در دوران پیش از ظهور پدیدار شد، باید این روایات را مورد تحلیل و بررسی قرار داد.
    ادامه دارد ...




  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقد سندی روایات حوادث مصر در آستانه ظهور(1)
    تحولات کنونی مصر و تطابق آن با برخی از روایات مربوط به حوادث آستانه ظهور، ما را به این سو سوق داد که به بررسی دقیق این روایات بپردازیم. چرا که این موضوع، افکار فراوانی را به خود واداشته و پرسش های پر اهمیتی را ایجاد کرده است. به راستی اگر حوادث کنونی مصر همان باشد که روایات ما آن را نشانه ای برای ظهور منجی آخر الزمان دانسته، چه تحول بزرگی در پیش روی خواهد بود و چه حادثه شگرفی در انتظار عالم خواهد بود!
    اما پیش از هر چیز باید نمایی کلی از این تحولات از دریچه روایات و احادیث روشن می شد که به تفصیل در مورد آن سخن به میان آمد. حال نوبت آن رسیده که به تحلیل این روایات بپردازیم و این گروه از احادیث را از نظر سندی و محتوایی مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
    نقد سندی
    حدیث، از دو بخش سند و متن تشکیل شده که اعتبار سنجی آن وابسته به نقد این دو بخش است. سند حدیث، راه رسیدن ما به محتوای حدیث است که باید پیش از نقد محتوا و متن، مورد کنکاش قرار گیرد.
    ما برای دستیابی به «نمایی کلی از حوادث مصر در آستانه ظهور» از 16 فراز روایی استفاده کرده ایم که باید به بررسی اسناد این روایات بپردازیم. این روایات از میان 6 منبع روایی مهم شیعه و یک منبع روایی پراهمیت اهل تسنن، نقل شده است که لازمه تحلیل اسناد این روایات، بررسی اعتبار این کتاب ها است.
    اعتبار سنجی منابع روایات و اسناد آنها
    به طور کلی برای اعتبار سنجی سندی باید، مسیری متصل تا به معصوم درنوردیده شود و اعتبار آن مورد سنجش قرار گیرد. این مسیر را می توان به سه قسمت تقسیم کرد و هر یک را به طور جداگانه مورد تحلیل قرار داد.
    قسمت اول: مسیر ما تا کتاب منبع.
    قسمت دوم: اعتبار خود کتاب.
    قسمت سوم: اسناد درونی کتاب تا به معصوم.

    معمول این منابع هفت گانه روایی که در بحث ما از آن استفاده شده، در قسمت اول و دوم مشکل خاصی ندارند. به همین دلیل ما پس از بررسی اعتبار هر یک از این کتاب ها به نقد اسناد درونی (اسناد داخل کتاب) این روایات خواهیم پرداخت.
    این منابع به ترتیب قدمت عبارتند از:
    1
    ـ کتاب الفتن
    نعیم بن حماد مروزی (متوفی 228) از محدثان اهل تسنن است که کتاب الفتن او قدیمی ترین منبع در دسترس است که نشانه های ظهور را در خود جا داده است. موضوع این کتاب پیش گویی هایی در مورد آینده است که روایات آستانه ظهور نیز در آن موجود است.
    سید بن طاوس از علمای بزرگ شیعه در قرن هفتم به کتاب او اعتماد کرده و حدود یک سوم از کتاب «الملاحم و الفتن» را از کتاب او نگاشته است.
    در مورد شخصیت او در میان عالمان اهل تسنن اختلاف نظر وجود دارد. برخی همچون احمد بن حنبل او را توثیق و برخی همچون نسایی او را تضعیف کرده اند. (سیر اعلام النبلاء، ج 10، ص 597) برخی نیز در مورد او گفته اند که برای تقویت سنت حدیث جعل می کرده اما ابن حجر عسقلانی که دانشمندان به نام اهل تسنن است در ضمن آنکه او را راستگو معرفی کرده، وی را دارای اشتباهات فراوان برشمرده است. (تقریب التهذیب، ج 2، ص 250)
    اما مشکل اساسی روایات این کتاب این است که اکثر اسناد این کتاب به معصوم ختم نمی شود. چرا که دانشمندان اهل تسنن گفته صحابه و تابعان را نیز قابل پذیرش می دانند.
    سه روایتی را هم که ما از آن بهره برده ایم، دچار این اشکال اساسی است. اسناد یکی از آنها به «ابوذر»، (کتاب الفتن، ص 174) یکی به «تبیع» (کتاب الفتن, ص 433) و دیگری به «کعب» (کتاب الفتن، ص 159) منتهی شده است.
    البته اگر از مشکل مشکوک بودن نویسنده سنی کتاب بگذریم، شاید بتوان روایت ابوذر را چنین توجیه کرد که او جز از معصوم حدیث نقل نمی کرده است. اما دو روایت دیگر جای هیچ توجیهی ندارد.
    نکته دیگر اینکه با بررسی سندی این روایات بنابر کتب رجال اهل تسنن، سند هر سه حدیث از دیدگاه اهل تسنن صحیح خواهد بود. اما ملاک اصلی شیعه، نقل روایات از معصوم است که هیچ یک از این سه روایت دارای آن نیست.
    «الغیبة» نعمانی
    محمد بن ابراهیم كاتب نعمانى از راویان بزرگ شیعه در اوایل قرن چهارم هجرى است که از مقام و منزلتى بزرگی برخوردار است. وی از شاگردان ثقة الاسلام کلینی و از کاتبان او می باشد. (رجال نجاشی, ص 383)
    موضوع كتاب او همچنان که از نامش پیدا است، روایاتی از ائمه معصومین علیهم السلام درباره غیبت امام زمان علیه السلام و خصوصیات آن حضرت و عصر ظهور او است.
    تنها روایتی که ما از این کتاب نقل کرده ایم، (الغیبه للنعمانی، ص 305) دارای ضعف سندی است. زیرا این روایت به «مغیره بن سعید» ختم می شود که امام صادق علیه السلام او را نفرین کرد و در مورد او فرمود: «او بر پدرم دروغ می بست و از قول او حدیث جعل می کرد.» (معجم رجال الحدیث، ج 18، ص 275)
    گذشته از این، دیگر راویان این سند نیز اکثرا ناشناخته و مجهول اند. البته این حدیث با سند دیگری در «الغیبة» شیخ طوسی هم آمده که اکثر راویان آن هم ناشناخته و مجهول اند.
    تفسیر عیاشی
    محمد بن مسعود، مشهور به عیاشی (متوفی 320) از علمای برجسته شیعه و دارای دانشی گسترده در زمینه حدیث است که کتب فراوانی از خود به جای گذاشته است. او بیش از دویست تالیف روایی داشته است. (الفهرست طوسی، ص 163)
    کتاب تفسیر او از کهن ترین و مهم ترین تفاسیر روایی شیعه است. مولف این کتاب تمام روایات را با سند کامل و متصل ذکر کرده است اما پس از او یکی از راویان کتاب، اسناد آن را حذف کرده و متاسفانه امروز همان نسخه محذوف السند به دست ما رسیده است. بنابراین تمامی روایات این کتاب و از آن جمله روایتی که ما از آن بهره برده ایم، (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 64) فاقد سند روایی است.
    نتیجه:
    تا به اینجا همه این روایات دارای ضعف سندی هستند. در قسمت بعد روایات 4 منبع دیگر را بررسی خواهیم کرد و در نهایت نتیجه کلی از بررسی سندی این روایات را ارائه خواهیم داد. ان شاء الله.
    ادامه دارد ...




  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حال به بررسی روایات 4 منبع دیگر خواهیم پرداخت:
    4
    ـ الارشاد
    کتاب «الارشاد» نوشته «شیخ مفید»(متوفای 413 هـ.ق) عالم و فقیه بزرگ شیعه در قرن چهارم (و پنجم) است که در جلالت و بزرگی او حرفی نیست. (رجال نجاشی، ص 399) ایشان در این کتاب با استفاده از روایاتی که در اختیار داشته به نگارش «تاریخ زندگانی ائمه علیهم السلام» پرداخته است.
    این کتاب از معتبرترین منابع روایى شیعه درباره زندگانى ائمه و بهترین کتاب براى دستیابى به منابع اولیه شیعه در این باره است.وی در بخش پایانی کتاب که در مورد سیره امام زمان است, بابی با عنوان «ذکر علامات قیام القائم» گشوده و در آن تعدادی از نشانه های ظهور را بیان داشته است.
    با اینکه شیخ مفید در این کتاب همانند دیگر کتب روایی مطالب را با ذکر سند می آورد اما در این بخش تنها به بیان برخی از نشانه ها اکتفا کرده و سندی برای آن ارائه نداده است. وی می گوید: «اخبار و روایات(فراوانی) درباره نشانه هاى ظهور حضرت مهدى علیه السّلام به دست ما رسیده كه از آن جمله خروج سفیانى، ... کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم، ... می باشد.» (الارشاد، ج 2، ص 369)
    بنابراین پنج فرازی که ما از این کتاب ذکر کردیم، فاقد سند روایی است و تنها اعتماد ما به انعکاس سخنان شیخ مفید از روایات است.
    «الغیبة» شیخ طوسی
    محمد بن حسن معروف به «شیخ الطائفه» یا «شیخ طوسی» یکی از برجسته ترین دانشمندان شیعه و مولف دو کتاب از کتب اربعه حدیثی است. بنابراین در اعتبار این کتاب و نگارنده آن شکی وجود ندارد.
    اما دو روایتی که ما از این کتاب نقل کرده ایم، دارای مشکلی اساسی است. زیرا هیچ یک از این دو روایت به امام معصوم منتهی نشده و یکی از قول «عمار یاسر» (الغیبة، ص 463) و دیگری از قول «محمد بن مسلم» (الغیبة، ص 447) نقل شده است.
    البته در جلالت و بزرگی این دو نفر شکی نیست، اما سخنی که از امام معصوم نباشد، آن هم در مورد مساله مهمی همچون پیش بینی حوادث ظهور، هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت.
    البته شاید بتوان به گونه ای از کنار این مشکل بزرگ سندی گذر کرد. به شرط آنکه بتوانیم ثابت کنیم که سیره این دو راوی بزرگ، تنها نقل احادیث معصومان بوده است که این هم با مقام شامخ این دو سازگار است و دور از ذهن نخواهد بود.
    با این حال در سند روایتی که به عمار منتهی می شود، چند راوی مجهول نیز وجود دارد که بدین ترتیب توجیه مذکور نیز تاثیری نخواهد داشت.
    اما راویان روایتی که به محمد بن مسلم منتهی می گردد، همگی از ثقات و راویان مهم شیعه هستند. بنابراین شاید بتوان با نگاهی خوش بینانه و مسامحه گر از ضعف سندی روایت محمد بن مسلم گذر کرد.
    المناقب
    محمد بن شهرآشوب مازندرانی (متوفی 588) از عالمان بزرگ شیعه در قرن ششم است که حتی دانشمندان اهل تسنن همچون سیوطی از او تعریف و تمجید کرده اند. (ر.ک: طبقات المفسرین، سیوطی)
    در بین حدود یكصد كتاب مناقب پیامبر و اهل بیت ایشان، كتاب ابن شهر آشوب را مى‏توان یكى از كتب برتر دانست كه همگان را به تحسین واداشته است.
    اگرچه ایشان در این کتاب اکثر احادیث را به همراه اسناد آنها آورده است، اما حدیثی را که ما در بحث خود از آن استفاده کرده ایم، (المناقب، ج 2، ص 274) بدون ذکر سند آورده شده و مشخص نیست که ایشان این روایت را از چه کتابی نقل کرده است. بنابراین این روایت نیز ضعیف السند خواهد بود.
    بحار الانوار
    محمد باقر مجلسی معروف به «علامه مجلسی»(متوفی 1110) از شخصیت های درخشان و از عالمان پرافتخار شیعه است. وی با استفاده از کتابخانه بزرگ حدیثی که در اختیار داشته، بزرگترین دائرة المعارف حدیثی شیعه را با نام «بحار الانوار» جمع آوری کرده است. بنابراین کتاب او از منابع متاخر حدیثی به حساب می آید.
    با این که ایشان از مصادر معتبر فراوانی بهره برده اما گاهی نیز از منابع ضعیف به عنوان موید یا احتجاج بهره برده است.
    اما هر دو روایتی که از این کتاب در موضوع بحث ما استفاده شده، ضعیف السند است. زیرا یکی از آنها اصلا به امام معصوم منتهی نمی شود.(بحارالأنوار، ج 51، ص 163) روایت دیگر هم که خطبه ای مفصل از امیرمومنان است، دارای سندی متصل نیست.(بحارالأنوار، ج 53، ص 85)
    نتیجه:
    همانطور که ملاحظه می کنید، اسناد تمامی این روایات ضعیف به شمار می آمد. حتی اگر با دیدی وسیع و همراه با مسامحه به اسناد این روایات نگاه کنیم، تنها می توانیم دو روایت را از ضعف سندی نجات دهیم. بنابراین باز هم رنگ ضعف سند بر چهره این روایات باقی خواهد ماند.
    البته باید توجه داشت که ضعف سند نشانگر جعلی بودن حدیث نیست. گمان عمومی مردم از روایت ضعیف السند این است که حتما این روایت جعلی است و هیچ ریشه ای از واقعیت ندارد. اما مقصود از ضعف سند این است که ما نتوانستیم طریقی اطمینان آور به این روایت بیابیم و آن را با اطمینان بپذیریم.
    بنابراین می توان گفت که ممکن است این روایات از معصوم صادر شده باشد و ممکن است در آینده چنین حوادثی به وقوع بپیوندد. آنچه که احتمال این امکان را زیاد می کند، وجود این روایات در کتب روایی مهم شیعه است. اگرچه این روایات ضعیف اند اما نقل بزرگانی همچون عیاشی در تفسیر، شیخ مفید در الارشاد، شیخ طوسی در الغیبه و نعمانی در الغیبه اندکی بر احتمال صحت آنها می افزاید. اما به هر حال نمی توان از ضعف سندی این روایات چشم پوشید.

    ادامه دارد ...


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود