جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا قوم حضرت صالح علیه السلام ناقه ی او را که انتخاب خودشان بود کشتند؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا قوم حضرت صالح علیه السلام ناقه ی او را که انتخاب خودشان بود کشتند؟!





    چرا قوم حضرت صالح علیه السلام، ناقه ی او را که انتخاب خودشان بود کشتند؟!



    کارشناس بحث : پاسخگوي معارف قرآن


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۴:۱۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    در مورد سوال شما بايد عرض كنم كه ناقه صالح داراى ويژگى هايى بود كه هر كدام مى توانست قلوب مردم را جذب كند و باعث ايمان آنان به حضرت صالح شود، از اين رو مخالفان سعى داشتند اين معجزه را نابود كنند. آن ناقه معجزه اى عجيب و حيوانى شگفت انگيز بود.

    حضرت صالح فقط به آنها تذكر داد: ((اى مردم اين شتر خداست كه شما را در آن نشانه و معجزه اى است و خداوند آن را براى شما معجزه قرار داده است و دليلى بر صدق نبوت و دعوت من است . او را به حال خود واگذاريد تا در زمين خدا بچرد و گياه و علف بخورد. آسيبى به او نرسانيد كه عذاب زودرس شما را فراخواهد گرفت (1).

    و در آيه شريفه ديگرى خطاب به صالح آمده است : ((ما ناقه را براى امتحان و آزمايش قوم مى فرستيم و به مردم خبر ده كه آب شهر بايد در ميان آنها تقسيم شود، يك روز از براى ناقه و يك روز براى اهالى شهر باشد و هر كدام از آنان بايد در نوبت خود حضور يابد و ديگرى مزاحم او نشود(2).

    هر روز كه نوبت شتر بود و آب را مى خورد و به جاى آن به همه مردم شير مى داد و هيچ كوچك و بزرگ و زن و مردى نبود كه در آن روز از شير آن شتر نخورد و چون روز ديگر مى شد مردم از آن آب استفاده مى كردند و شتر آب نمى خورد.

    اما در اين كه سبب كشتن ناقه صالح چه بود، اختلاف نظر است. اما آنچه مسلم است ، با تمام تاءكيدهايى كه حضرت صالح درباره مراقب از آن ناقه كرده بود، سرانجام آن را كشتند، چرا كه وجود آن به عنوان نشانه اى الهى باعث بيدارى مردم و گرايش آنان به صالح مى شد؛ لذا گروهى از سركشان قوم ثمود كه نفوذ دعوت صالح را مزاحم منافع خويش مى ديدند، توطئه اى براى از بين بردن ناقه چيدند.
    گروهى براى اين كار ماءمور شدند و سرانجام يكى از آنان به ناقه حمله كرد و ضرباتى بر آن وارد كرد و ((آن را از پاى در آوردند(3 ).

    سپس با كمال بى شرمى نزد حضرت صالح آمدند و گفتند: ((اى صالح ! اگر تو فرستاده خدا هستى ، هر چه زودتر عذاب الهى را به سراغ ما بفرست (4) اما حضرت صالح به آنان گفت : ((اى قوم من ! چرا پيش از تلاش و كوشش براى جلب نيكى ها، براى عذاب و بدى ها عجله داريد؟. چرا از درگاه الهى تقاضاى آمرزش گناهان نمى كنيد تا مشمول رحمت او واقع شويد(5).

    صالح پس از سركشى و عصيان قوم در از بين بردن ناقه به آنان اخطار كرد و گفت : ((سه روز تمام در خانه هاى خود از هر نعمتى مى خواهيد بهره مند شويد و بدانيد، پس از اين سه روز عذاب و مجازات الهى فرا خواهد رسيد!(6).

    1- هود / 64.
    2- قمر / 27 و 28.
    3- اعراف / 77.
    4- همان .
    5- نمل / 46.
    6- هود / 65.

    چرا قوم حضرت صالح علیه السلام ناقه ی او را که انتخاب خودشان بود کشتند؟!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام مجدد

    همچنين در مورد چگونگی کشتن ناقه،از کعب نقل شده که: زنی به نام «مکاء» در میان قوم ثمود زندگی می‌کرد و داعیه حکمفرمایی داشت، وقتی که دید گروهی به حضرت صالح(علیه‌السلام) ایمان آورده‌اند و روز به روز بر جمعیت آن‌ها افزوده می‌شود، به مقام صالح(علیه‌السلام) حسادت ورزید، در آن عصر زنی به نام «قطام» معشوقه مردی بنام «قدار بن سالف» و زن دیگر به نام «قبال» معشوقه مردی به نام «مصدع» وجود داشتند. قدار و مصدع هر شب شراب می‌خوردند و با آن دو زن به عیش و نوش می‌پرداختند.

    «ملکاء» به این دو زن گفت: هرگاه «قدار و مصدع» نزد شما آمدند، تا با شما همبستر شوند، از آنها اطاعت نکنید و به آن‌ها بگویید: ملکه ثمود، به خاطر ناقه و رونق گرفتن دعوت صالح(علیه‌السلام) اندوهگین است، ما تمکین نمی‌کنیم، مگر این‌که ناقه را به هلاکت برسانید.

    آن دو زن بدکاره، سخن «ملکاء» را پذیرفتند، وقتی که «قدار و مصدع» سراغ آنها آمدند آن‌ها گفتند: ما تمکین نمی‌کنیم، تا وقتی که ناقه به هلاکت برسد.

    آن دو نیز به کمک هفت نفر دیگر در کمین آن شتر نشستند، هنگامی که ناقه پس از آشامیدن آب، بازگشت و از کنار مصدع رد شد، مصدع تیری به ساق پای او زد، که قسمتی از عضله پای ناقه متلاشی گردید، سپس قدار از کمینگاه خارج شد و با شمشیر به ناقه حمله کرد و آن چنان بر پشت پای ناقه ضربت زد که عصب پای او قطع شد و ناقه بر زمین افتاد و فریاد جانسوزی سر داد که بر اثر آن، بچه‌اش وحشت زده گریخت، سپس قدار ضربت دیگری بر سینه ناقه زد آنگاه ناقه را نحر کرد و کشت.

    [
    ر.ک: مجمع البیان: ج ۴، ص ۶۸۱ – بحارالانوار: ج ۱۱، ص ۳۹۲ – ریاحین الشریعه: ج ۵، ص ۲۸۶.]
    .

    چرا قوم حضرت صالح علیه السلام ناقه ی او را که انتخاب خودشان بود کشتند؟!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,381
    مورد تشکر
    66 پست
    حضور
    13 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پست جمع بندی موضوع




    پرسش:
    چرا قوم حضرت صالح علیه السلام، ناقه ی او را که انتخاب خودشان بود کشتند؟!


    پاسخ:
    ناقه صالح داراى ويژگى هايى بود كه هر كدام مى توانست قلوب مردم را جذب كند و باعث ايمان آنان به حضرت صالح شود، از اين رو مخالفان سعى داشتند اين معجزه را نابود كنند. آن ناقه معجزه اى عجيب و حيوانى شگفت انگيز بود.
    حضرت صالح فقط به آنها تذكر داد: ((اى مردم اين شتر خداست كه شما را در آن نشانه و معجزه اى است و خداوند آن را براى شما معجزه قرار داده است و دليلى بر صدق نبوت و دعوت من است . او را به حال خود واگذاريد تا در زمين خدا بچرد و گياه و علف بخورد. آسيبى به او نرسانيد كه عذاب زودرس شما را فراخواهد گرفت (1).
    و در آيه شريفه ديگرى خطاب به صالح آمده است : ((ما ناقه را براى امتحان و آزمايش قوم مى فرستيم و به مردم خبر ده كه آب شهر بايد در ميان آنها تقسيم شود، يك روز از براى ناقه و يك روز براى اهالى شهر باشد و هر كدام از آنان بايد در نوبت خود حضور يابد و ديگرى مزاحم او نشود(2).
    هر روز كه نوبت شتر بود و آب را مى خورد و به جاى آن به همه مردم شير مى داد و هيچ كوچك و بزرگ و زن و مردى نبود كه در آن روز از شير آن شتر نخورد و چون روز ديگر مى شد مردم از آن آب استفاده مى كردند و شتر آب نمى خورد.
    اما در اين كه سبب كشتن ناقه صالح چه بود، اختلاف نظر است. اما آنچه مسلم است ، با تمام تاءكيدهايى كه حضرت صالح درباره مراقب از آن ناقه كرده بود، سرانجام آن را كشتند، چرا كه وجود آن به عنوان نشانه اى الهى باعث بيدارى مردم و گرايش آنان به صالح مى شد؛ لذا گروهى از سركشان قوم ثمود كه نفوذ دعوت صالح را مزاحم منافع خويش مى ديدند، توطئه اى براى از بين بردن ناقه چيدند.
    گروهى براى اين كار ماءمور شدند و سرانجام يكى از آنان به ناقه حمله كرد و ضرباتى بر آن وارد كرد و ((آن را از پاى در آوردند(3 ).
    سپس با كمال بى شرمى نزد حضرت صالح آمدند و گفتند: ((اى صالح ! اگر تو فرستاده خدا هستى ، هر چه زودتر عذاب الهى را به سراغ ما بفرست (4) اما حضرت صالح به آنان گفت : ((اى قوم من ! چرا پيش از تلاش و كوشش براى جلب نيكى ها، براى عذاب و بدى ها عجله داريد؟. چرا از درگاه الهى تقاضاى آمرزش گناهان نمى كنيد تا مشمول رحمت او واقع شويد(5).
    صالح پس از سركشى و عصيان قوم در از بين بردن ناقه به آنان اخطار كرد و گفت : ((سه روز تمام در خانه هاى خود از هر نعمتى مى خواهيد بهره مند شويد و بدانيد، پس از اين سه روز عذاب و مجازات الهى فرا خواهد رسيد!(6).
    در مورد چگونگی کشتن ناقه،از کعب نقل شده که: زنی به نام «مکاء» در میان قوم ثمود زندگی می‌کرد و داعیه حکمفرمایی داشت، وقتی که دید گروهی به حضرت صالح(علیه‌السلام) ایمان آورده‌اند و روز به روز بر جمعیت آن‌ها افزوده می‌شود، به مقام صالح(علیه‌السلام) حسادت ورزید، در آن عصر زنی به نام «قطام» معشوقه مردی بنام «قدار بن سالف» و زن دیگر به نام «قبال» معشوقه مردی به نام «مصدع» وجود داشتند. قدار و مصدع هر شب شراب می‌خوردند و با آن دو زن به عیش و نوش می‌پرداختند.
    «ملکاء» به این دو زن گفت: هرگاه «قدار و مصدع» نزد شما آمدند، تا با شما همبستر شوند، از آنها اطاعت نکنید و به آن‌ها بگویید: ملکه ثمود، به خاطر ناقه و رونق گرفتن دعوت صالح(علیه‌السلام) اندوهگین است، ما تمکین نمی‌کنیم، مگر این‌که ناقه را به هلاکت برسانید.
    آن دو زن بدکاره، سخن «ملکاء» را پذیرفتند، وقتی که «قدار و مصدع» سراغ آنها آمدند آن‌ها گفتند: ما تمکین نمی‌کنیم، تا وقتی که ناقه به هلاکت برسد.
    آن دو نیز به کمک هفت نفر دیگر در کمین آن شتر نشستند، هنگامی که ناقه پس از آشامیدن آب، بازگشت و از کنار مصدع رد شد، مصدع تیری به ساق پای او زد، که قسمتی از عضله پای ناقه متلاشی گردید، سپس قدار از کمینگاه خارج شد و با شمشیر به ناقه حمله کرد و آن چنان بر پشت پای ناقه ضربت زد که عصب پای او قطع شد و ناقه بر زمین افتاد و فریاد جانسوزی سر داد که بر اثر آن، بچه‌اش وحشت زده گریخت، سپس قدار ضربت دیگری بر سینه ناقه زد آنگاه ناقه را نحر کرد و کشت.(7)

    منابع:
    1- هود / 64.
    2- قمر / 27 و 28.
    3- اعراف / 77.
    4- همان .
    5- نمل / 46.
    6- هود / 65.
    7- مجمع البیان: ج ۴، ص ۶۸۱ – بحارالانوار: ج ۱۱، ص ۳۹۲ – ریاحین الشریعه: ج ۵، ص ۲۸۶.
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۸/۱۹ در ساعت ۱۲:۳۵
    چرا قوم حضرت صالح علیه السلام ناقه ی او را که انتخاب خودشان بود کشتند؟!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود