صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شناخت ابراهیم (ع) بر اساس قران (پیامبر شناسی)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب شناخت ابراهیم (ع) بر اساس قران (پیامبر شناسی)




    بسم الله


    با سلام
    در این تایپیک به جبنه های مختلف زندگی ابراهیم (ع) خواهم پرداخت .



    وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

    ابراهیم الگوی خدا پرستی


    ...
    ...


    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۱۲/۱۸ در ساعت ۲۳:۴۵

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,079
    مورد تشکر
    81 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط taslim نمایش پست
    بسم الله


    با سلام
    در این تایپیک به جبنه های مختلف زندگی ابراهیم (ع) خواهم پرداخت .



    وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

    ابراهیم الگوی خدا پرستی


    ...
    ...
    :doaa:

    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز و تشکر از جناب تسلیم که این بحث جالب را ایجاد کردند،امیدواریم بتوانیم با کمک دوستان بزرگوارمطالب مفید و عالمانه ای در این بحث ارائه کنیم .
    قبل از هر چیر مناسب است اشاره ای اجمالی به دوران طفولیت و زادگاه این پیامبر بزرگ الهی داشته باشم:
    همانطور که دوستان عزیز مطلعند یکی ا زسوره های قرآن کریم به نام این پیامبر(ع) می باشد.البته تمام مسائل مربوط به حضرت ابراهیم در این سوره بیان نشده است،بلکه به مناسبتهاى گوناگون در سوره هاى ديگر نيز از اين پيامبر بزرگ الهى ياد شده است.
    زندگى ابراهيم را در سه دوره مشخص مى توان مطرح کرد:
    1 - دوران قبل از نبوت .
    2 - دوران نبوت و مبارزه با بت پرستان در بابل
    3 - دوران هجرت از بابل و تلاش و کوشش در سرزمين مصر و فلسطين و مکه .
    زادگاه و طفوليت ابراهيم
    ابراهيم در سرزمين (بابل ) که از سرزمينهاى شگفت انگيز جهان بود و حکومتى نيرومند و در عين حال ظالم و جبار بر آن سلطه داشت ، تولد يافت.
    ابراهيم در زمانى چشم به جهان گشود که «نمرود بن کنعان» آن پادشاه جبار و ستمگر بر بابل حکومت مى کرد و خود را خداى بزرگ بابل معرفى مينمود.
    البته مردم بابل تنها اين يک بت را نداشتند، بلکه در عين حال بتهائى با اشکال گوناگون و از مواد مختلف ساخته و پرداخته بودند و به نيايش در مقابل آنها مشغول بودند.
    حکومت وقت از آنجا که بت پرستى را وسيله مؤ ثرى براى تحميق و تخدير افکار ساده لوح مى ديد، سخت از آن حمايت مى کرد، و هر گونه اهانت و توهين به بتها را يک گناه بزرگ و جرم نابخشودنى مى دانست .
    مورخان در باره تولد ابراهيم داستان شگفت انگيزى نقل کرده اند که خلاصه اش چنين است :
    منجمان تولد شخصى را که با قدرت بى منازع نمرود مبارزه خواهد کرد، پيش بينى کرده بودند، و او با تمام قوا هم براى جلوگيرى از تولد چنين کودکى ، و هم براى کشتن او بر فرض تولد، تلاش و کوشش مى کرد.
    ولى هيچيک از اينها مؤ ثر نيفتاد و اين نوزاد سرانجام تولد يافت .
    مادر براى حفظ او، او را در گوشه غارى در نزديکى زادگاهش پرورش مى داد، بطورى که سيزده سال از عمر خود را در آنجا گذراند.
    سرانجام که در آن مخفيگاه ، دور از نظر ماموران نمرود پرورش يافت ، و به سن نوجوانى رسيد تصميم گرفت که آن خلوتگاه را براى هميشه ترک کند، و به ميان مردم گام نهد، و درس توحيدى را که با الهام درون به ضميمه مطالعات فکرى دريافته بود براى مردم باز گويد.{تفسیر نمونه،ج10ص397-398}.

    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۸۹/۱۲/۱۹ در ساعت ۱۰:۵۴


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,079
    مورد تشکر
    81 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نسب حضرت ابراهیم
    یکی از موضوعاتی که در رابطه با زندگانی حضرت ابراهیم قابل توجه و نیاز به بررسی دارد،موضوع نسب آن حضرت است،چون از یک سو در قرآن کریم نام آزر بعنوان پدر آن حضرت ذکر شده است،آنجا که می فرماید: وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ(الأنعام/74) به خاطر بياوريد) هنگامي را که ابراهيم به پدرش «آزر» گفت: «آيا بتهائي را معبودان خود انتخاب مي‌کني؟! من، تو و قوم تو را در گمراهي آشکاري مي‌بينم.»
    و آزر قطعاً بت پرست بوده که در پرستش بتها پافشاری داشته است،و از سوی دیگر طبق روایاتی که از شیعه وسنی نقل شده است،پدران رسول خدا همگی خداپرست بوده اند و مشرکی میان آنها وجود نداشته است.همچنین مورخان نام پدر آن حضرت را «تارخ» ذکر کرده اند،چنانکه د رتورات کنونی هم همین نام ذکر شده است.از این رو این بحث پیش می آید که آزر چه نسبتی با حضرت ابراهیم داشته است کهخ او را پدر خویش خوانده و معنای اینکه او را پدر خود خوانده و قرآن در چند مورد نقل کرده،چیست؟
    ظاهراً میان نسب شناسان و مورخان اختلافی نیست که نام پدر حضرت ابراهیم(ع)«تارخ» بوده و بعضی نسب آن بزرگوار را تا حضرت نوح نبی،چنین نوشته اند:
    «ابراهیم بن تارخ بن ناحور بن سروج بن رعو بن فالج بن عابر بن شالح بن ارفخشد بن سام بن نوح».
    اگر چه در بعضی از توارخ،در ضبط نام اجداد آن حضرت اختلاف به چشم می خورد،ولی ظاهراً در نام پدرش«تارخ»اختلافی نیست،چنان که از «زجاج» نقل کرده اند که گفته است:«میان نسب شناسان اختلافی نیست که نام پدر ابراهیم،«تارخ» بوده است.لذا این بحث پیش آمده که آیا اولاً آزر لقب یا وصف همان تارخ است و هردوی آنها یکی هستند،یا آنها دو نفر بوده اند؟و ثانیاً مردی که ابراهیم او را مخاطب قرار داده و بدو می گوید:«...آیا بتهایی را به خدایی می گیری؟به راستی که من،تو وقوم تو را در گمراهی آشکاری می بینم»{سوره انعام،آیه74}و یا در جایی دیگر آمده است که:«..ابراهیم به پدر و قوم خود گفت این تصویرها چیست که به عبادت آنها کمر بسته اید...»{سوره انبیاء،آیه52}.آیا این شخص همان تارخ بوده و این مرد مشرک بت پرست پدر نسبی ابراهیم است،یا شخص دیگری است که ابراهیم او را پدر خطاب کرده است؟!
    آنچه از نظر ما اهمیّت دارد و باید در مورد آن بحث کنیم،این مسئله است که با اتفاق نظر بزرگان و اهل حدیث شیعه که میان اجداد رسول گرامی اسلام(ص) بت پرستی وجود نداشته و همگی خداپرست بوده اند،باید ببینیم این مرد بت پرستی که ابراهیم او را پدر خوانده چه کسی بوده است؟{تاریخ انبیاء،سید هاشم رسولی محلاتی،ص125-127}.



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,079
    مورد تشکر
    81 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آيا آزر پدر ابراهيم بود؟
    کلمه (اب ) در لغت عرب غالبا بر پدر اطلاق مى شود و چنانکه خواهيم ديدگاهى بر جد مادرى و عمو و همچنين مربى و معلم و کسانى که براى ترتيب انسان به نوعى زحمت کشيده اند نيز گفته شده است ، ولى شک نيست که به هنگام اطلاق اين کلمه اگر قرينه اى در کار نباشد قبل از هر چيز (پدر) بنظر مى آيد.
    اکنون اين سؤ ال پيش مى آيد که آيا براستى آيه بالا مى گويد: آن مرد بت پرست (آزر) پدر ابراهيم بوده است ؟ و آيا يک فرد بت پرست و بت ساز مى تواند پدر يک پيامبر اولوا العزم بوده باشد؟ و آيا وراثت در روحيات انسان اثر نامطلوبى در فرزند نخواهد گذارد؟
    جمعى از مفسران سنى به سؤ ال اول پاسخ مثبت گفته و آزر را پدر واقعى ابراهيم مى دانند، در حالى که تمام مفسران و دانشمندان شيعه معتقدند آذر پدر ابراهيم نبود، بعضى او را پدر مادر و بسيارى او را عموى ابراهيم دانسته اند.
    قرائنى که نظر دانشمندان شيعه را تاييد مى کند چند چيز است :
    1 - در هيچ يک از منابع تاريخى اسم پدر ابراهيم ، (آزر) شمرده نشده است ، بلکه همه (تارخ ) نوشته اند، در کتب عهدين نيز همين نام آمده است ، جالب اينکه افرادى که اصرار دارند پدر ابراهيم آزر بوده در اينجا به توجيهاتى دست زده اند که بهيچ وجه قابل قبول نيست از جمله اينکه اسم پدر ابراهيم تارخ ، و لقبش آزر بوده ! در حالى که اين لقب نيز در منابع تاريخى ذکر نشده است .
    و يا اينکه آزر بتى بوده که پدر ابراهيم او را پرستش مى کرده است در حالى که اين احتمال با ظاهر آيه فوق که مى گويد پدرش آزر بود بهيچ وجه سازگار نيست ، مگر اينکه جمله يا کلمه اى در تقدير بگيريم که آن هم بر خلاف ظاهر است .
    2 - قرآن مجيد مى گويد: مسلمانان حق ندارند براى مشرکان استغفار کنند اگر چه بستگان و نزديکان آنها بوده باشند، سپس براى اينکه کسى استغفار ابراهيم را درباره آزر دستاويز قرار ندهد چنين مى گويد: و ما کان استغفار ابراهيم لابيه الا عن موعدة وعدها اياه فلما تبين له انه عدو لله تبرء منه (سوره توبه آيه 114): استغفار ابراهيم براى پدرش (آزر) فقط به خاطر وعده اى بود که به او داده بود (آنجا که گفت ساستغفر لک ربى - مريم آيه 47 يعنى : (بزودى براى تو استغفار خواهم کرد) به اميد اينکه با اين وعده دلگرم شود و از بت پرستى برگردد) اما هنگامى که او را در راه بت پرستى مصمم و لجوج ديد دست از استغفار درباره او برداشت .
    از اين آيه به خوبى استفاده مى شود که ابراهيم بعد از ماءيوس شدن از آزر ديگر هيچ گاه براى او طلب آمرزش نکرد و شايسته هم نبود چنين کند، و تمام قرائن نشان مى دهد اين جريان در دوران جوانى ابراهيم و زمانى بود که در شهر بابل مى زيست و با بت پرستان مبارزه داشت .
    ولى آيات ديگر قرآن نشان مى دهد که ابراهيم در اواخر عمر خود و پس از پايان بناى کعبه براى پدرش از خداوند طلب آمرزش کرد (البته در اين آيات از پدر تعبير به (اب ) نشده بلکه تعبير به والد که صريحا مفهوم پدر را مى رساند، شده است ).
    آنجا که مى فرمايد: الحمد لله الذى وهب لى على الکبر اسماعيل و اسحاق ان ربى لسميع الدعاء... ربنا اغفر لى و لوالدى و للمؤ منين يوم يقوم الحساب حمد و سپاس براى خدائى است که در پيرى به من اسماعيل و اسحاق را بخشيده پروردگار من دعا را اجابت مى کند، پروردگارا! من و پدر و مادرم و مؤ منين را در روز رستاخيز بيامرز.
    از انضمام اين آيه به آيه سوره توبه که مسلمانان را از استغفار براى مشرکان بر حذر مى دارد و ابراهيم را از انجام چنين کارى جز براى يک مدت محدود آن هم براى يک هدف مقدس ، برکنار مى شمرد، به خوبى استفاده مى شود که منظور از (اب ) در آيه مورد بحث ، پدر نيست ، بلکه عمو يا پدر مادر و يا مانند آن است و به تعبير ديگر (والد) در بيان معنى پدر صراحت دارد، در حالى که (اب ) صراحت ندارد.
    در آيات قرآن کلمه (اب ) نيز در مورد عمو به کار رفته است مانند آيه 133 سوره بقره «قالوا نعبد الهک و اله آبائک ابراهيم و اسماعيل و اسحاق الها واحدا»فرزندان يعقوب به او گفتند ما خداوند تو و خداوند پدران تو ابراهيم و اسماعيل و اسحاق ، خداوند يگانه را مى پرستيم ) و اين را مى دانيم که اسماعيل عموى يعقوب بود نه پدر او.
    3 - از روايات مختلف اسلامى نيز مى توان اين موضوع را استفاده کرد زيرا در حديث معروفى از پيغمبر اکرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقل شده است :« لم يزل ينقلنى الله من اصلاب الطاهرين الى ارحام المطهرات حتى اخرجنى فى عالمکم هذا لم يدنسنى بدنس الجاهلية» : (همواره خداوند مرا از صلب پدران پاک به رحم مادران پاک منتقل مى ساخت ، و هرگز مرا به آلودگيهاى دوران جاهليت آلوده نساخت ).
    شک نيست که روشن ترين آلودگى دوران جاهليت شرک و بت پرستى است ، و کسانى که آن را منحصر به آلودگى زنا دانسته اند، هيچ دليلى بر گفته خود ندارند، بخصوص اينکه قرآن مى گويد انما المشرکون نجس مشرکان آلوده و ناپاکند).
    طبرى که از دانشمندان اهل سنت است در تفسير خود (جامع البيان ) از مفسر معروف (مجاهد) نقل مى کند که او صريحا مى گويد: آزر پدر ابراهيم نبود.
    آلوسى مفسر ديگر اهل تسنن در تفسير روح المعانى در ذيل همين آيه مى گويد: آنها که مى گويند: اعتقاد به اينکه آزر پدر ابراهيم نبود مخصوص شيعه هست از کم اطلاعى آنها است زيرا بسيارى از دانشمندان معتقدند که آزر اسم عموى ابراهيم بود.
    (سيوطى ) دانشمند معروف سنى در کتاب مسالک الحنفاء از فخر رازى در کتاب (اسرار التنزيل ) نقل مى کند که پدر و مادر و اجداد پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) هيچگاه مشرک نبودند و به حديثى که در بالا از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقل کرديم استدلال نموده است ، سپس خود سيوطى اضافه مى کند که ما مى توانيم اين حقيقت را با توجه به دو دسته از روايات اسلامى اثبات کنيم نخست رواياتى که مى گويد: پدران و اجداد پيامبر تا آدم هر کدام بهترين فرد زمان خود بوده اند (اين احاديث را از (صحيح بخارى ) و (دلائل النبوه ) بيهقى و مانند آن نقل نموده است ).
    و رواياتى که مى گويد: در هر عصر و زمانى افراد موحد و خداپرست وجود داشته است با ضميمه کردن اين دو دسته روايات ثابت اجداد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از جمله (پدر ابراهيم ) حتما موحد بوده اند.
    با توجه به آنچه گفته شد معلوم مى شود که تفسير فوق براى آيه مورد بحث تفسيرى است بر اساس قرائن روشنى از خود قرآن و روايات مختلف اسلامى نه تفسير به راءى آنچنان که بعضى از متعصبين اهل سنت همانند نويسنده (المنار) گفته است.{تفسیر نمونه،ج5ص303-306}.




  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام

    جناب پاسخگوی تاریخی
    غرض از تاسیس این تایپیک نقل زندگی و کارهای ابراهیم ع بر اساس قران بود .

    بحث تاریخ تولد نام جد و آباد این رسول نیست .

    لطفا از منظر قران به زندگی ایشان بپردازید .

    دوستان منتظر باشد تا مطالب خود را آماده نموده و ارسال نمایم .





    ویرایش توسط taslim : ۱۳۸۹/۱۲/۱۹ در ساعت ۱۱:۴۲

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,079
    مورد تشکر
    81 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط taslim نمایش پست
    بسم الله


    با سلام
    در این تایپیک به جبنه های مختلف زندگی ابراهیم (ع) خواهم پرداخت .



    وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

    ابراهیم الگوی خدا پرستی


    ...
    ...
    :doaa:

    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    با سلام
    خداوند متعال در آیه 124سوره بقره در رابطه با حضرت ابراهیم می فرماید:
    « وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيتِي قَالَ لَا ينَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ: (به خاطر آوريد) هنگامي که خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگوني آزمود. و او به خوبي از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواي مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض کرد: «از دودمان من (نيز اماماني قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمکاران نمي‌رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)».
    اين آيه از مهمترين فرازهاى زندگى ابراهيم (عليه السلام ) يعنى آزمايشهاى بزرگ او و پيروزيش در صحنه آزمايشها سخن مى گويد، آزمايشهائى که عظمت مقام و شخصيت ابراهيم را کاملا مشخص ساخت ، و ارزش وجود او را آشکار کرد.
    در رابطه با این آیه شریفه چند موضوع مهم است که بايد دقيقا بررسى شود:
    نکته 1-
    منظور از (کلمات ) چيست ؟
    از بررسى آيات قرآن و اعمال مهم و چشمگيرى که ابراهيم انجام داد و مورد تحسين خداوند قرار گرفت ، چنين استفاده مى شود که مقصود از (کلمات ) (جمله هائى
    که خداوند ابراهيم را به آن آزمود) يک سلسله وظائف سنگين و مشکل بوده که خدا بر دوش ابراهيم گذارده بود، و اين پيامبر مخلص همه آنها را به عاليترين وجه انجام داد، اين دستورات عبارت بودند از:
    بردن فرزند به قربانگاه و آمادگى جدى براى قربانى او به فرمان خدا!
    بردن زن و فرزند و گذاشتن آنها در سرزمين خشک و بى آب و گياه مکه در جائى که حتى يک نفر سکونت نداشت !
    قيام در برابر بت پرستان بابل و شکستن بتها و دفاع بسيار شجاعانه در آن محاکمه تاريخى و قرار گرفتن در دل آتش ، و حفظ خونسردى کامل و ايمان در تمام اين مراحل !
    مهاجرت از سرزمين بت پرستان و پشت پا زدن به زندگى خود و ورود در سرزمينهاى دور دست براى اداى رسالت خويش ، و مانند اينها.
    و براستى هر يک از آنها آزمايشى بسيار سنگين و مشکل بود، اما او با قدرت و نيروى ايمان از عهده همه آنها بر آمد و اثبات کرد که شايستگى مقام (امامت ) را دارد.

    نکته 2-
    امام کيست ؟
    از آيه مورد بحث اجمالا چنين استفاده مى شود: مقام امامتى که به ابراهيم بعد از پيروزى در همه اين آزمونها بخشيده شد. فوق مقام نبوت و رسالت بود.
    توضيح اينکه : امامت معانى مختلفى دارد:
    1- (امامت ) به معنى رياست و زعامت در امور دنياى مردم (آنچنان که اهل
    تسنن مى گويند).
    2- (امامت ) به معنى رياست در امور دين و دنيا (آنچنان که بعضى ديگر از آنها تفسير کرده اند).

    3- امامت عبارت است از تحقق بخشيدن برنامه هاى دينى اعم از حکومت به معنى وسيع کلمه ، و اجراى حدود و احکام خدا و اجراى عدالت اجتماعى و همچنين تربيت و پرورش نفوس در (ظاهر) و (باطن ) و اين مقام از مقام رسالت و نبوت بالاتر است ، زيرا (نبوت ) و (رسالت ) تنها اخبار از سوى خدا و ابلاغ فرمان او و بشارت و انذار است اما در مورد (امامت ) همه اينها وجود دارد به اضافه (اجراى احکام ) و (تربيت نفوس ‍ از نظر ظاهر و باطن ) (البته روشن است که بسيارى از پيامبران داراى مقام امامت نيز بوده اند).
    در حقيقت مقام امامت ، مقام تحقق بخشيدن به اهداف مذهب و هدايت به معنى (ايصال به مطلوب ) است ، نه فقط (ارائه طريق ).
    علاوه بر اين (هدايت تکوينى ) را نيز شامل مى شود يعنى تاءثير باطنى و نفوذ روحانى امام و تابش شعاع وجودش در قلب انسانهاى آماده و هدايت معنوى آنها (دقت کنيد).
    امام از اين نظر درست به خورشيد مى ماند که با اشعه زندگى بخش خود گياهان را پرورش مى دهد، و به موجودات زنده جان و حيات مى بخشد نقش امام در حيات معنوى نيز همين نقش است .
    در قرآن مجيد مى خوانيم (
    هو الذى يصلى عليکم و ملائکته ليخرجکم من الظلمات الى النور و کان بالمؤ منين رحيما) (خدا و فرشتگان او بر شما رحمت و درود مى فرستند تا شما را از تاريکيها به نور رهنمون گردند و او نسبت به مؤ منان مهربان است ) (احزاب 43).
    از اين آيه بخوبى استفاده مى شود که رحمتهاى خاص خداوند و امدادهاى
    غيبى فرشتگان مى تواند مؤ منان را از ظلمتها به نور رهبرى کند.
    اين موضوع درباره امام نيز صادق است ، و نيروى باطنى امام و پيامبران بزرگ که مقام امامت را نيز داشته اند و جانشينان آنها براى تربيت افراد مستعد و آماده و خارج ساختن آنان از ظلمت جهل و گمراهى به سوى نور هدايت تاءثير عميق داشته است .
    شک نيست که مراد از امامت در آيه مورد بحث معنى سوم است ، زيرا از آيات متعدد قرآن استفاده مى شود که در مفهوم امامت مفهوم هدايت افتاده ، چنانکه در آيه 24 سوره سجده مى خوانيم : «
    و جعلنا منهم ائمة يهدون بامرنا لما صبروا و کانوا باياتنا يوقنون : (و از آنها امامانى قرار داديم که به فرمان ما هدايت کنند، چون استقامت به خرج دادند و به آيات ما ايمان داشتند).
    اين هدايت به معنى ارائه طريق نيست ، زيرا ابراهيم پيش از اين ، مقام نبوت و رسالت و هدايت به معنى ارائه طريق را داشته است .
    حاصل اينکه قرائن روشن گواهى مى دهد که مقام امامت که پس از امتحانات مشکل و پيمودن مراحل يقين و شجاعت و استقامت به ابراهيم بخشيده شد غير از مقام هدايت به معنى بشارت و ابلاغ و انذار بوده است .
    پس هدايتى که در مفهوم امامت افتاده چيزى جز (ايصال به مطلوب ) و (تحقق بخشيدن روح مذهب ) و پياده کردن برنامه هاى تربيتى در نفوس آماده نيست .
    اين حقيقت اجمالا در حديث پر معنى و جالبى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده :
    «
    ان الله تبارک و تعالى اتخذ ابراهيم عبدا قبل ان يتخذه نبيا، و ان الله اتخذه نبيا قبل ان يتخذه رسولا، و ان الله اتخذه رسولا قبل ان يتخذه خليلا، و ان الله اتخذه خليلا قبل ان يجعله اماما فلما جمع له الاشياء قال : انى جاعلک للناس ‍ اماما قال : فمن عظمها فى عين ابراهيم قال : و من ذريتى قال لا ينال عهدى الظالمين قال : لا يکون السفيه امام التقى :
    (خداوند ابراهيم را بنده خاص خود قرار داد پيش از آنکه پيامبرش قرار دهد، و خداوند او را به عنوان نبى انتخاب کرد پيش از آنکه او را رسول خود سازد، و او را رسول خود انتخاب کرد پيش از آنکه او را به عنوان خليل خود برگزيند، و او را خليل خود قرار داد پيش از آنکه او را امام قرار دهد، هنگامى که همه اين مقامات را جمع کرد فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم ، اين مقام به قدرى در نظر ابراهيم بزرگ جلوه کرد که عرض نمود: خداوندا از دودمان من نيز امامانى انتخاب کن ، فرمود پيمان من به ستمکاران آنها نمى رسد... يعنى شخص سفيه هرگز امام افراد با تقوا نخواهد شد).{تفسیر نمونه،ج1ص435-440}.
    ادامه دارد..


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,079
    مورد تشکر
    81 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط taslim نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام

    جناب پاسخگوی تاریخی
    غرض از تاسیس این تایپیک نقل زندگی و کارهای ابراهیم ع بر اساس قران بود .

    بحث تاریخ تولد نام جد و آباد این رسول نیست .

    لطفا از منظر قران به زندگی ایشان بپردازید .

    دوستان منتظر باشد تا مطالب خود را آماده نموده و ارسال نمایم .


    :doaa:

    :narahat az:
    با عرض سلام واحترام خدمت جناب تسلیم،ضمن تشکر از تذکر شما باید عرض کنم:
    آنچه درپستهای قبلی آورده ام،یکی از موضوعاتی است که در قرآن هم آمده است،و آن گفتگوهای حضرت ابراهیم با آزراست،و این یکی از موضوعات قابل توجه در مورد زندگی آنحضرت است که آیا واقعاً آزر که قطعاً بت پرست بوده است،پدر ایشان بوده است؟
    ما در بیان مطالب قرآن،قطعاً نیازمند کمک گرفتن از روایات اهل بیت(ع) و تاریخ هم هستیم،مگر اینکه منظور شما فقط بیان آیاتی باشد که د رمورد حضرت ابراهیم(ع) در قرآن آمده است،که فکر نمی کنم مقصود شما این باشد،لذا به ناچار باید مطالب مرتبط با زندگانی آن حضرت را هم بیان کنیم،البته باید دقت داشته باشیم که به بیراهه نرفته و منبع اصلی برای موضوع بحث،که قرآن کریم می باشد را به کنار ننهیم.



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    343
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب




    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاريخي نمایش پست
    با عرض سلام واحترام خدمت جناب تسلیم،ضمن تشکر از تذکر شما باید عرض کنم:
    آنچه درپستهای قبلی آورده ام،یکی از موضوعاتی است که در قرآن هم آمده است،و آن گفتگوهای حضرت ابراهیم با آزراست،و این یکی از موضوعات قابل توجه در مورد زندگی آنحضرت است که آیا واقعاً آزر که قطعاً بت پرست بوده است،پدر ایشان بوده است؟
    ما در بیان مطالب قرآن،قطعاً نیازمند کمک گرفتن از روایات اهل بیت(ع) و تاریخ هم هستیم،مگر اینکه منظور شما فقط بیان آیاتی باشد که د رمورد حضرت ابراهیم(ع) در قرآن آمده است،که فکر نمی کنم مقصود شما این باشد،لذا به ناچار باید مطالب مرتبط با زندگانی آن حضرت را هم بیان کنیم،البته باید دقت داشته باشیم که به بیراهه نرفته و منبع اصلی برای موضوع بحث،که قرآن کریم می باشد را به کنار ننهیم.
    با سلام
    خواهشمندم در اینجا فقط به قران استناد کنید .
    بنده حدیث و روایات را قبول ندارم و اصلا هم دوست ندارم ابراهیم بت شکن را با احادیث و روایات معرفی کنم .
    چهره ایشان از منظر قران بسیار جالب و دیدنی تر است .

    لطفا فقط با قران ؟

    در ضمن اگر شما اجازه دهید به بحث ابراهیم و پدرش هم می رسیم .
    اجازه دهید این الگوی حسنه را بر اساس قران بررسی کنیم
    خواهش می کنم
    عاجزانه خواهش می کنم
    مطالب خود را حذف کنید یا ویرایش کنید ؟؟!!
    فقط بر اساس قران به زندگی این رسول گرامی بپردازیم .

    با تشکر




    ابراهیم گفت :
    رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

    مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
    ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى؛ بلکه موحّدى خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشرکان نبود.

    ویرایش توسط taslim : ۱۳۸۹/۱۲/۱۹ در ساعت ۱۲:۰۹

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,079
    مورد تشکر
    81 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط taslim نمایش پست
    با سلام
    خواهشمندم در اینجا فقط به قران استناد کنید .
    بنده حدیث و روایات را قبول ندارم و اصلا هم دوست ندارم ابراهیم بت شکن را با احادیث و روایات معرفی کنم .
    چهره ایشان از منظر قران بسیار جالب و دیدنی تر است .

    لطفا فقط با قران ؟

    در ضمن اگر شما اجازه دهید به بحث ابراهیم و پدرش هم می رسیم .
    اجازه دهید این الگوی حسنه را بر اساس قران بررسی کنیم
    خواهش می کنم
    عاجزانه خواهش می کنم
    مطالب خود را حذف کنید یا ویرایش کنید ؟؟!!
    فقط بر اساس قران به زندگی این رسول گرامی بپردازیم .

    با تشکر


    :doaa::doaa:

    ابراهیم گفت :
    رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

    مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
    ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى؛ بلکه موحّدى خالص و مسلمان بود؛ و هرگز از مشرکان نبود.
    حال که شما اصرار دارید فقط از قرآن کریم به این موضوع پرداخته شود،مشکلی نیست،فقط یک نکته ای را از قرآن خدمت شما بیان کنم وآن اینکه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
    «
    وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند» (نحل/۴۴)
    همان طور که مشاهده می کنید قرآن یکی از وظایف پیامبر را تبیین و تفسیر آیات قرآن می داند. که این وظیفه بعد از پیامبر به عهده ائمه است.قطعاً بدون توجه به روایات اهل بیت عصمت و طهارت که بهترین مفسران قرآن کریم هستند،نمی توان به تمام واقعیت های قرآن کریم،دست یافت.



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,079
    مورد تشکر
    81 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مبارزۀ منطقی حضرت ابراهیم(ع) با بت پرستان
    خداوند متعال در آیات 75-81سورۀ انعام به بیان یکی از جلوه های زیبای مبارزه حضرت ابراهیم با بت پرستان می پردازد:
    وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ(الأنعام/75)
    و اين چنين، ملکوت آسمانها و زمين (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهيم نشان داديم؛ (تا به آن استدلال کند،) و اهل يقين گردد.
    فَلَمَّا جَنَّ عَلَيهِ اللَّيلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ(الأنعام/76)
    هنگامي که (تاريکي) شب او را پوشانيد، ستاره‌اي مشاهده کرد، گفت: «اين خداي من است؟» اما هنگامي که غروب کرد، گفت: «غروب‌کنندگان را دوست ندارم !»
    فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ(الأنعام/77)
    و هنگامي که ماه را ديد که (سينه افق را) مي‌شکافد، گفت: «اين خداي من است؟» اما هنگامي که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايي نکند، مسلما از گروه گمراهان خواهم بود.»
    فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ(الأنعام/78)
    و هنگامي که خورشيد را ديد که (سينه افق را) مي‌شکافت، گفت: «اين خداي من است؟ اين (که از همه) بزرگتر است!» اما هنگامي که غروب کرد، گفت: «اي قوم من از شريکهايي که شما (براي خدا) مي‌سازيد، بيزارم!
    إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِي لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ(الأنعام/79)
    من روي خود را به سوي کسي کردم که آسمانها و زمين را آفريده؛ من در ايمان خود خالصم؛ و از مشرکان نيستم!
    وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلَا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يشَاءَ رَبِّي شَيئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيءٍ عِلْمًا أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ(الأنعام/80)
    ولي قوم او [= ابراهيم‌]، با وي به گفتگو و ستيز پرداختند؛ گفت: «آيا درباره خدا با من گفتگو و ستيز مي‌کنيد؟! در حالي که خداوند، مرا با دلايل روشن هدايت کرده؛ و من از آنچه شما همتاي (خدا) قرار مي‌دهيد، نمي‌ترسم (و به من زياني نمي رسانند)! مگر پروردگارم چيزي را بخواهد! وسعت آگاهي پروردگارم همه چيز را در برمي‌گيرد؛ آيا متذکر (و بيدار) نمي‌شويد؟!
    وَكَيفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ ينَزِّلْ بِهِ عَلَيكُمْ سُلْطَانًا فَأَي الْفَرِيقَينِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ(الأنعام/81)
    چگونه من از بتهاي شما بترسم؟! در حالي که شما از اين نمي‌ترسيد که براي خدا، همتايي قرار داده‌ايد که هيچ گونه دليلي درباره آن، بر شما نازل نکرده است! (راست بگوييد) کدام يک از اين دو دسته (بت‌پرستان و خداپرستان)، شايسته‌تر به ايمني (از مجازات) هستند اگر مي‌دانيد؟!



صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود