صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وجود علمی ، یکی از ویژگی های وجود

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب مقدمه/ علم چه نوع وجودی است ؟




    یالطیف

    با سلام وادب و احترام حضور کاربران محترم و
    علاقه مندان به مباحث فلسفی

    بحثی که إن شاء الله ، در این تاپیک به آن پرداخته خواهد شد ، مربوط می شود به یازدهمین مرحله از کتاب نهایه الحکمه حضرت علامه طباطبائی (ره) که حاصل یادداشت های بنده از کلاس درس استاد محترم ، جناب آقای دکتر شاکر ِ لِوایی است و سعی شده حتی الامکان ، مطالب به شیوه ای سلیس و روان بیان شوند .

    ********

    اتحاد علم و عالم و معلوم

    مقدمه

    ضابطه ی مساله ی فلسفی بودن چیست ؟

    1- موضوع مساله ، باید وجود باشد . " وجود " بدون در نظر گرفتن هیچ قیدی ( مثلا قید طبیعی بودن و...)
    2- محمول ، باید مستقیماً بر موضوع بار شود . مثلا اگر می گوییم : الوجود واجبٌ ، الوجودُ ممکنٌ ، وجود ، موضوع باشد و محمول ها نیز مستقیماً بر آن حمل شوند .
    یعنی واقعا ً خود ِ وجود ، متصف به واجب بودن و یا متصف به ممکن بودن شود .

    علم چه نوع وجودی است ؟

    با این مقدمه ، عرض می شود که یکی از تقسیماتی که مستقیماً بر "وجود" وارد می شود ، این است که وجود مستقیما متصف به " علم " می گردد .
    در این بخش ، می خواهیم از یکی از ویژگی های "وجود " - که وجود ِ علمی باشد - بحث کنیم .
    یعنی بحث از جنبه ی علمی بودن ِ وجود .

    بر این اساس ، عنوان بحث ما می شود : علم و عالم و معلوم .
    می خواهیم بدانیم علم چه نوع وجودی است ؟ و ( از حیث فلسفی )چه ارتباطی با عالم و معلوم دارد ؟
    ادامه در پست بعد...

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۱۲/۲۳ در ساعت ۲۳:۵۸ دلیل: افزودن مطلب
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    590
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    4
    تشکر:
    1
    حضور
    6 روز 12 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    2
    گالری
    0



    خدايا

    مرا زين خود پرستي ها رها كن

    چنان انديشه اي بر من عطا كن

    كه تقديري كه از ان نا گزيرم

    توانم جبر و قهرش را پذيرم

    و با عزمي چنان پيگير باشم

    كه نا تقدير را تغيير بخشم
    ویرایش توسط یا غیاث المستغیثین : ۱۳۸۹/۱۲/۲۵ در ساعت ۱۱:۲۸

    کاش تا خیمه سبزت برسد فریادم
    من از آن روز که در بند توأم آزادم.





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب معنای عقل و ادراک




    عنوان اصلی بحث ، عقل و عاقل و معقول است .


    منظور از عقل چیست ؟


    کُلاً سه اصطلاح برای عقل به کار می رود :

    1- عقل به معنای قوه ی عاقله ( به عنوان ابزار)

    2-عقل به معنای موجود مجرد



    3-عقل به معنای ادراک کلیات



    ************************************************** ***************

    چند نکته :


    نکته اول : در این بحث، منظور ،مطلق ِ ادراک ( = فهمیدن ) است نه ادراک کلّی ! چون فقط از ادراک کلی بحث نمی شود بلکه از ادراکات خیالی و حسی نیز بحث می شود .


    نکته دوم : در این جا ، گاه بحث از بودن یا نبودن واقعیتی به نام " علم " می شود ، گاه نیز می خواهیم علم را تعریف کنیم و به ماهیت آن پی ببریم . [ گاه برای تعریف " الف " به مفاهیم جزئی تر احتیاج داریم تا "الف " را بفهمیم ]



    نکته سوم : بعد از این که فهمیدیم علم تعریف دارد یا ندارد ، می خواهیم بدانیم که آیاتقسیماتی دارد یا نه؟

    ( منتها تقسیم بر دو نوع است :


    - اولّی : خود موضوع مستقیماً به آن اقسام ، متصف میشود.

    - ثانوی : تقسیمات فرعی [ هر تقسیمی که اولی نباشد / ما لیس بالاول]

    مثال : وجود در تقسیم اولی یا واجب است یا ممکن . اما جوهر بودن یا عرض بودن نسبت به وجود یک تقسیم ثانوی است و نمی توان گفت که وجود مستقیما یا جوهر است یا عرض . بلکه در تقسیم اولی وجود یا واجب است یا ممکن . و ممکن یا جوهر است یا عرض)

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۹۰/۰۳/۱۱ در ساعت ۰۰:۰۱ دلیل: عقل به معنای ادراک کلیات منظور است نه مدرک کلیات ،چرا که مدرک کلیات همان مورد شماره 1 است
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب تقسیمات علم





    علم ، واقعیتی است ، ناظر به غیر . یعنی کاشف است و ذواضافه ( به عبارت دیگر وقتی می گوییم علم ، منظور ، علم ِ به چیزی است . پس علم ، صفتی ذواضافه است مثل قدرت ، رزق و ...).


    پس حال که علم ، ذواضافه است ، متعلَّق آن چیست ؟



    در کلّ عالم ، یک وجود داریم و یک ماهیت ! پس این علمی هم که داریم ، متعلَّقش یا وجود است و یا ماهیت . یعنی مستقیماً یا وجود یک چیز معلوم ِ شماست و متعلَّق فهم شما می شود یا ماهیت یک چیز .

    ************************************************** **********************



    تقسیمات علم



    و بر این اساس ، علم ، به تقسیم اولّی ، بر دو قسم است :


    1- علم حضوری : متعلقش وجود است ( ادراکات باطنی ) / در علم حضوری ، وجودِ معلوم نزد شما حاضر است .


    2- علم حصولی: متعلَّقش ماهیت است ( یادآوری دندان درد دیشب . چون مفهوم درد - نه خود ِ درد - نزد شما است ) . / در علم حصولی ، ماهیت معلوم ، نزد شما حاضر است .



    و تقسیم علم ، به حضوری و حصولی ، یک تقسیم حاصر است و شقّ ثالث ندارد .



    نیز می توان گفت که علم حضوری علم بی واسطه و علم حصولی ، علم با واسطه است . و منظوراز واسطه هم ، صورت ادراکی ( صورت علمی ) است .



    در علم حصولی ، فرض را بر این می گذاریم که واقعیت بیرونی یک چیز است و من یک چیزم . آن چه نزد من است ، تصویری از آن شیء است . پس من فلان شی ء را با واسطه ی آن تصویر شناختم .



    اما در علم حضوری ، واسطه ای در کار نیست و من مستقیماً خود آن شیء را درک می کنم .



    ادامه در پست بعد

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۱۲/۲۴ در ساعت ۰۰:۱۶
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب علم حصولی ، یک اعتبار عقلی است




    علم حصولی ، یک اعتبار عقلی است

    نکته ی مهم این بحث در این است که حضرت علامه (ره) معتقدند این تقسیم بندی - یعنی تقسیم علم به حضوری و حصولی - ابتدائاً به ذهن خطور می کند ؛ و فی الواقع اصلا علم حصولی نداریم و همه ی علوم حضوری اند .

    علم حصولی ، یک اعتبار عقلی است و عقل ما از روی این علم حضوری مفهومی انتزاع می کند و به آن نوع انتزاع و آن نوع نگاه خاصّش ، حصولی می گویند .

    به عبارت دیگر ، تقسیم علم به حضوری و حصولی ، یک تقسیم حقیقی نیست . چون تقسیمی حقیقی است که اقسامش ، متباین باشند . اما در این جا ، حصولی، خود ، از اقسام حضوری است و متباین از آن نیست .

    علم حصولی نوعی علم حضوری است و بازگشت علوم حصولی به علوم حضوری است .

    ادامه در پست بعد

    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب اثبات این که : علم حصولی نوعی علم حضوری است ...




    مدعا : علم حصولی نوعی علم حضوری است و بازگشت علوم حصولی به علوم حضوری است .


    این مدعا چگونه اثبات می شود؟

    ************************************************** *****

    برای اثبات این مدعا نیازمند ذکر چند مقدمه هستیم :

    الف ) تجرد ادراک
    ب)موجود مجرد قوی تر از موجود مادی است
    ج) صورت مجرد علت فاعلی صورت مادی است...


    ، ابتدا بحث را با تجرّد ادراک شروع می کنیم


    الف ) تجرّد إدراک

    به چه دلیل یا دلایلی ، ادراک را امری مجّرد می دانیم ؟


    دلیل اول : نفی قوه از صورت ادراکی


    دلیل دوم : فقدان خواصّ مادّه





    ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۱۲/۲۴ در ساعت ۲۲:۱۶
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب دلیل اول بر تجرد ادراک





    دلیل اول بر تجرد ادراک



    نفی قوه از صورت ادراکی



    توضیح دلیل اول :هر واقعیت مادی را که درنظر بگیریم


    یا نوع وجودش، سیال است یعنی جنس آن از سنخ حرکت است .مثل دانه ای که در خاک است و حرکت می کند ومتحرک بودن بر آن منطبق است و این دانه مراحلی را طی می کند و تبدیل به جوانه ،ساقه ، میوه ... می شود .




    یا جنس آن واقعیت مادی ،از جنس ِ کؤن و فساد است . یعنی آن واقعیت مادی ، صورتی داشته، که دیگر از بین رفته و صورتی جدید ، دفعتاً به وجود آمده . مثل واقعیت تماس که تدریجی نیست ، بلکه دفعی است




    ************************************************** ****




    ممکن است کسی بگوید ، صورت ادراکی ، مادّی است! و این صورت یا از جنس حرکت ( تدریجی ) است یا از جنس کؤن و فساد( دفعی ) است .



    در جوابش می گوییم : وقتی که دانه ی گندم جوانه زد ، دیگر دانه وجود ندارد ، وقتی که تخم مرغ ، جوجه شد ، دیگر تخمی وجود ندارد . یک صورت ادراکی از تخم مرغ داریم .



    فرض بر این است که این ، شده صورت ادراکی جوجه . اگر واقعاً همان صورت تخم مرغی ، صورت جوجه ای شده باشد ، ما نباید همان صورت تخم مرغی را داشته باشیم ، پس آن صورت تخم مرغی ، صورت جوجه ای نشده . در نتیجه دو صورت متباین از هم داریم .



    یعنی این دومی ادامه ی وجود اولی نیست ، به دلیل این که ما ، آن صورت قبلی را داریم ولی اگر این دومی در ادامه ی اولی بود ، نباید آن صورت اولی ( تخم مرغ ) را می داشتیم . در نتیجه ثابت می شود که این از نوع تدریجی و حرکت نیست . دفعی هم نیست و صورت جدید سبب زائل شدن صورت قبلی نشده بلکه ما هر دو صورت را داریم ( هم صورت ادراکی تخم مرغ و هم صورت ادراکی جوجه )



    ادامه دارد...


    ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۶:۱۸
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب دلیل دوم بر تجرد ادراک





    دلیل دوم بر تجرد ادراک



    فقدان خواص ماده



    توضیح دلیل دوم :


    اگرصورت ادراکی مادّی است ، پس بایستی مهم ترین ویژ گی های ماده را داشته باشد . یعنی : انقسام پذیری ،مکانمندی ، زمان مندی


    عدم انقسام پذیری : اما صورت ادراکی انقسام پذیرنیست واگر گفته شود که می توان مثلا میزی را فرض کرد و گفت تصور سمت چپ میز در ذهنم ، غیر از تصور سمت راست میز است ، پس می توان آن را تقسیم کرد ! ، باید در جواب گفت که این ، دو صورت ادراکی می شود، نه آن که یک ادراک را تقسیم کرده باشید . چون شما یک تصویر از میز دارید و یک تصویر از سمت راست میز و این ها یکی نیستند .
    پس یکی از مهم ترین ویژگی های ماده ، یعنی انقسام پذیری در ادراک ،وجودندارد .



    عدم مکانمندی :موجودات مادی مکان مندند . یعنی قابل اشاره حسی هستند . اما مثلاً تصویر ادراکی میزکجاست ؟ آیا می توان به آن اشاره کرد ؟ [ این تصویر درمغز ما هم نیست چون منظور مافهم است و به فهم نمی توان اشاره کرد]



    عدم زمان مندی :ادراک زمان مند هم نیست .



    زمان یعنی مقدار ِ حرکت . یعنی واقعیتی داریم که وجود سیّال وگذرایی دارد . خود ِ آن وجود ، در حال ِ شُدن است . ذهن ما از این تغیُر ، عکس برداری می کند و به آن مقدارش،زمان می گوید .


    پس زمان ، اگر حقیقتی هم داشته باشد ،حقیقتی سیال و گذرا است . یک موجود، تا خودش متغیر نباشد ، نمی توان ازآن ، زمان را انتزاع کرد . و همان طور که در دلیل اول - نفی قوه ازصورت ادراکی - ثابت کردیم که صورت ادراکی متغیر نیست ، ثابت می شود که زمان مند هم نیست .




    ***



    و ازاین سه بخش آن چه حاصل می شود این است که چون صورت ادراکی فاقد مهم ترین خواص و ویژ گی های ماده می باشد ،در نتیجه مادی نخواهد بود ومجرّد است.
    پس مقد مه ی اول ( تجرد ادراک ) اثبا ت شد





    ادامه دارد ...


    ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۱۲/۲۴ در ساعت ۱۶:۱۷
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    مطلب دومین دلیل بر بازگشت علم حصولی به علم حضوری




    ب) موجود مجرد قوی تر از موجود مادی است


    پس از ذکر مقدمه ی الف ، یعنی تجرد ادراک ، حال می گوییم که موجود مجرد قوی تر از موجود مادی( معلوم بالعرض) است . و علوم حصولی مجردند !

    مثلا تصویری که از درخت داریم ، مجرد است . و این تصویر ، تصویر فلان درخت خارجی است . یعنی یک معلوم بالذات داریم و یک معلوم بالعرض ( با واسطه برای ما معلوم شده) .
    حال ، این صورت ادراکی ما به حُکم این که مجرد است ، قوی تر * از آن درختی است که در عالم خارج و بیرون از ذهن ماست .

    (* : منظور از قوی تر بودن ، این است که صورت ادراکی مجرد ، نسبت به صورت ادراکی مادی ، از انبساط و کمال وجودی بیش تری برخوردار است .)

    و این صورت ذهنی ، آثار خاص تجردی خود را دارد . ولی آثار وجود خارجی و مادی صورت علمی ، که ما آن را متعلق ادراک حسی خود می پنداریم ، در حقیقت ، آثار معلوم بالذات - که نزد مدرک حاضر می شود - نیست ، تا بر آن صورت ادراکی مترتّب بشود یا نشود .
    در واقع حضرت علامه معتقدند که این یک توهم است ؛ یعنی چون ما انتظار داریم که صورت ادراکی مادی باشد ، فکر می کنیم آن چه در حال ادراک نزدمان حاضر می شود ، همان صورت متعلق به ماده ی خارجی است ، و در نتیجه مدرک آثار خارجی آن شی ء را از صورت علمی طلب می کند و چون آن را فاقد این آثار می بیند ، حکم می کند که معلوم ِ وی ، یک ماهیت فاقد آثار خارجی است!

    **********************************************


    ادامه دارد...

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ در ساعت ۲۳:۲۵
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    741
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    2
    گالری
    0

    سومین دلیل در بازگشت علم حصولی به علم حضوری




    ج) صورت مجرد علت فاعلی صورت مادی است

    توضیح : وقتی که صورت مجرد یک امر را با صورت مادی آن مقایسه می کنید ، صورت مجرد ، علت فاعلی صورت مادی است . مثلا صورت مجرد درخت ، علت خود درخت خارجی است .

    دلیل :

    علم چیست ؟
    علم یعنی ، خود ِ معلوم را بشناسیم . ما تا زمانی که با معلوم مرتبط نشویم ، نمی توانیم آن را بشناسیم و به آن علم پیدا کنیم . پس علم وقتی علم است که ارتباطی با معلوم خود داشته باشد .اصلاً معرفت یعنی علم ِ به معلوم .

    علامه (ره) بر اساس این مقدمه می فرمایند چون موجود مجرد ، قوی تر از موجود مادی است ، این ادراکی که شما از درخت دارید ، ادراک علّت ِ درخت است !
    به دو دلیل :
    الف - مثلاً اگر ادعا می کنیم این آتش ، فهم ِ آتش بیرون است ، پس باید با آتش ِ بیرون ، مرتبط باشد ؛
    ب- این صورت ذهنی آتش ، موجودی مجرد است و چون موجود مجرد ، قوی تر از موجود مادی است ، همیشه قوی تر ، علت ِ ضعیف تر است نه بالعکس . پس صورت مجرد علت فاعلی صورت مادی است.



    *****************************

    توضیح بیش تر :

    رابطه ی بین صورت مجرد و شی ءخارجی

    رابطه ی بین صورت مجرد و شی ءخارجی ، رابطه ای تشکیکی است و نسبت بین آن ها ، نسبت علت است به معلول . در واقع شما علت این اشیاء را مشاهده می کنید نه خود آن ها .

    حضرت علامه می فرمایند اساساً ما با اشیاء و واقعیت خارجی مستقیماً ارتباطی نداریم ( یعنی خارج را ندیده اید و نخواهید دید!!) بلکه فقط ماده ی بدن ما با ماده ی خارجی ، مرتبط است .این ارتباط هم ، مقدمه ی إعداد است ( که بعدا بیشتر توضیح خواهیم داد*)

    ********
    باز می گردیم به مقدمه ای که ذکر نشد :
    همین وجودی که رتبه ی مادی دارد ، یک باطن مثالی هم دارد و همین دَم که یک وجود مثالی دارد ، یک وجود عقلی هم دارد . یک رتبه ی لاهوتی هم دارد و.... یعنی یک واقعیت تشکیکی دارد ، غیر منفک از جهان هستی !
    یعنی وجودی ذومراتب است .

    ******
    [ اما چرا گفته شد وجود لاهوتی دارد ؟
    چون تمام عالم ، نشأت گرفته از ذات خدایند . حداقل حضور شما در ذات خدا ، حضور در علم ذاتی ِ اوست .
    (خدا پیش از خلقت شما به شما علم دارد پس در علم ذاتی او حضور دارید)]

    ادامه دارد ...

    ویرایش توسط سدید : ۱۳۸۹/۱۲/۲۶ در ساعت ۲۳:۳۴ دلیل: افزودن مطلب
    یالطیف
    انسانی که از خود استقلال و اختیار و اراده نشان می دهد،هرگز تحت ولایت خدا نخواهد بود

    الهی أغنِنی بتدبیرک لی عَن تَدبیری و بإختیارِک عن إختیاری
    ___________________________________

    گروه امام موسی صدر
    http://www.askquran.ir/group183.html
    بالأمس قلنا ستعود يوماً

    واليوم نقول ستعود حتماً

    إن شاء الله

    http://img4up.com/up2/49488833027571286680.jpg


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فهم, فاهمه, فعل, فعل نفسانی, قوه, قوه عاقله, قیاس, قدیم زمانی, قضیه, قضیه مرکب, قضیه ی نفی تناقض, قضیه ی سالبه, قضایا, لابشرط, مفهوم, مقدار حرکت, ملکه اجتهاد, ملازمات عامّه, ملاصدرا, ممکن, منطبق, مهم ترین ویژگی علم, موجود بما هو موجود, موجودات مادی, موضوع, مکان مندی, ماهیت, ماهیت ماهوی, ماده, ماده اولی, متقدّم, متّحد, متأخّر, متضایفان, متغیّر, مجرد, مجردات, محمول, مرحله یازدهم نهایه الحکمه, مشائین, مصداق, مطلق ادراک, معقول اوّل, معقولات, معقولات ثانی فلسفی, معقولات ثانی منطقی, معلولیت, معلوم, معلوم بالذات, معلوم بالعرض, معرفت, معرَّف, معرِّف, نفس, نقیض, نوع منحصر به فرد, نسبت حکمیه, نظری, هلیه مرکبه, هلیه بسیطه, ویژگی ادراک, واقعیت, واقعیت بیرونی, واجب, واحد, وجود, وجود للغیر, وجود لنفسه, وجود لغیره, وجود مثالی, وجود رابط, وحدت, وحدت نوعی, وحدت عددی, یقین, کلی, کارکرد حس, کاشف, کثیر, افلاطون, اقدمیت و غیر اقدیمت, انفعال, انقسام پذیری, انواع تعقّل, انتزاع, انطباق, اولویت و غیر اولویت, ابده البدیهیات, اتّحاد, ادراک, ادراک کلیات, ادراکات ماهوی, ارتفاع نقیضین, ارتباط, استنتاج, اشاره حسی, اشتراک لفظی, اصالت ماهیت, اصالت وجود, اضافه, اعتبار عقلی, بالذات, بالعرض, بدیهی, برهان لم, برهان إنّ, براهین فلسفی, تقدّم الشی ء علی نفسه, تناقض, توهم, تأخّر الشی ء عن نفسه, تجرّد, تدریجی, تشکیک, تصویر, تصور بدیهی, تصدیق بدیهی, تعقّل بالقوه, تعریف, ثابت, ثبوت, جنس, جوهر, جزئی, حمل اولی, حمل شایع, حیثیت استقلالی, حکم, حد وسط, حرکت, خواص ماده, خارج, دفعی, دکتر شاکر لوایی, ذوات الاسباب, ذواضافه, ذاتی باب ایساغوجی, ذاتی باب برهان, زمان, زمان مندی, سوفسطایی, سیر از معلول به علت, سیر از یک لازم به لازمی دیگر از همان وجود, سیر از علت به معلول, سبب, شدت و ضعف ،اولیت و غیر اوّلیت, صورت ادراکی, صادق, صدق, عقل فعّال, عقل مفارق, عقل هیولانی, عقل و عاقل و معقول, عقل بالفعل, عقل بالقوه, عقل بالملکه, عقل بالمستفاد, عقول, عقول عرضیه, علم, علم فعلی, علم معلول به علّت, علم معلولی علّة واحدة, علم و عالم و معلوم, علم یقینی, علم انفعالی, علم حصولی, علم حضوری, علم ذات به ذات, علم علّت به معلول, علیت, علّت افاضه کننده صور علمی بر عقل, علامه طباطبایی, علت فاعلی, علت مفیض, علت تامه, عینیت, عالم, عدم, عدم الفعل, عرض, غیریّت

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود