صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28

    چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟




    به نام خدا

    ما شهیدان را از دست نداده ایم بلکه آنان را به دست آورده ایم و خودمان نیز زمانی به دست خواهیم آمد که شهید شویم

    (شهید مظلوم آیت ا... بهشتی)


    چه قدر شهدا شهرمو می شناسم؟
    شهر من چند تا شهید داره؟
    با کدوم شهید شهرم دوست صمیمی هستم؟
    چند تا از وصیت نامه های شهید شهرمو خوندم؟!
    اصلا تا به حال به یکی از خانواده های شهدا سر زدم؟
    این سوالات و هزار سوال دیگه که ممکنه برای شما هم پیش اومده باشه و بی جواب مونده باشیم
    ایا ما در شهرهای کوچیک و در اطراف خودمون شهید بزرگ نداریم؟!
    ایا شهدا فقط در سردارن بزرگ خلاصه میشه؟ و بقیه شهدا فقط در یک قاب کوچولو جای دارند!
    و...


    از شهدا شهرمون بنویسیم
    منتظر همکاری همه جانبه دوستان


    پست بعد ان شاالله گلزار شهدا در ایام عید در آینه تصویر

    یا علی

    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟بسم رب الشهداء و الصديقينچه قدر شهید شهرمو می شناسم؟


    شهر ما (شهر من و تو ) شهر شهيدان است ،
    هرچند نامش هيچ مناسبتي با خيل شهيدانش ندارد
    هرچند که اکثر مردمش هيچ نشاني از اينهمه شهيد با خود ندارند
    شهري که اکثر خيابانهايش
    يا لااقل به جرات مي تونم بگم اکثر خيابانهاي جنوب شهرش
    اکثر کوچه هايش مزين به نام مقدس يک شهيداست
    شهيدي که شايد فقط اهالي قديمي همان کوچه مي شناسدش

    شهر ماپر است از نام شهيد ...... وفقط نام ...
    هيچکس يادي نمي کند از شهيدان شهر ما ،
    هيچکس به مزار شهيدان شهر من نمي رود
    مگر مادران دلشکسته ، جز پدران پشت خميده ،
    جز فرزنداني که پدر را فقط در قاب تصوير ديده اند
    و چيزي از پدر جز گفته هاي مادر در خاطر ندارند.

    شهرما شهر شهيدان گمنام است .
    هرچند به ظاهر اسم و رسمي دارند
    و نام مقدسشان بر سر هرکوچه و خياباني هست
    اما براي مردم شهرما گمنامند ،

    بعضي از کوچه هاي شهرما
    کنار نام شهيد عکس رنگ و رو فته اي هم هست
    که اگر لحظه اي توقف کني و به چهره شان نگاه کني
    در چشمهايشان دنيايي از معصوميت توام با عشق مي بيني
    عشقي که شايد من و تو هرگز نفهميدم ،
    هرگز درک نکرديم که اين چگونه عشقي بود
    که خرمن هستي ظاهريشان را سوخت
    اما ، حيات جاويد و خلد برين نصيبشان ساخت

    وقتي به اينهمه مظلوميت ، اينهمه غربت ،
    اينهمه پاکي و صداقت نشناخته فکر مي کنم
    بغض راه گلويم را مي بندد
    گويي دستي پرتوان قلب
    ناتوانم را در پنجه خود فشار مي دهد .

    ما براي شهدا چه کرديم ؟
    بعد از شهدا چه کرديم ؟
    با خون شهدا چه کرديم ؟
    با خانواد شهدا چه کرديم ؟

    فراموش کرديم ،
    همه چيز را فراموش کرديم
    انهمه عشق و ايثار را
    انهمه جان فشاني بي منت را
    وچه راحت پا گذاشتيم بر باورهاي شهدا
    بر ارزشهايي که شهدا براي زنده نگهداشتن آن
    خون پاکشان و جان عزيزشان را فدا کردند

    چه بهانه خوبي که اينجا غبار
    از چهره شهدا شهرمان پاک کنم
    که با شهداي شهرمان بيشتر اشنا شويم
    وآنها را به نسل جوان بشناسانيم
    و به يادشان بياوريم اگر امروز
    راحت در اين سرزمين نفس مي کشند ،
    در س مي خوانند ، کار مي کنند ، زندگي مي کنند
    همه و همه را مديون کساني هستند که امروز از انها
    جز نامي بر سر کوچه ها و خيابانها نيست .

    گرچه کار ما نيست شناسايي راز گل سرخ
    اما ................
    اين را به شهدا بدهکاريم
    و ان شاء الله بتوانيم به اين طريق اداي دين کنيم



    چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۰۱/۱۶ در ساعت ۰۲:۵۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    خدا خیرت بده سیدبزرگوار بگو شهید محله راستش محله پدرم همیشه برای ادرس دادن میگفتم کوچه شهید حسین مهاجری اما از وقتی که شهرداری تابلوهای شماره کوچه ها رو گذاشته اسم شهید دیگه کمرنگ شده یه تابلوی کوچک که تو دید نیست نوشته شهید حسین مهاجری
    خب ، خب شد که برم یه تحقیقاتی بکنم از این شهید و بعدش یه تابلوی بزرگ طوری که تو دید باشه دستو پا کنم خدا بگم این شهرداری رو چکار کنه...


    یا علی
    ویرایش توسط زینب_الگوی صبر : ۱۳۹۰/۰۱/۱۵ در ساعت ۲۳:۲۷


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyed133 نمایش پست
    به نام خدا

    ما شهیدان را از دست نداده ایم بلکه آنان را به دست آورده ایم و خودمان نیز زمانی به دست خواهیم آمد که شهید شویم

    (شهید مظلوم آیت ا... بهشتی)



    چه قدر شهدا شهرمو می شناسم؟
    شهر من چند تا شهید داره؟
    با کدوم شهید شهرم دوست صمیمی هستم؟
    چند تا از وصیت نامه های شهید شهرمو خوندم؟!
    اصلا تا به حال به یکی از خانواده های شهدا سر زدم؟
    این سوالات و هزار سوال دیگه که ممکنه برای شما هم پیش اومده باشه و بی جواب مونده باشیم
    ایا ما در شهرهای کوچیک و در اطراف خودمون شهید بزرگ نداریم؟!
    ایا شهدا فقط در سردارن بزرگ خلاصه میشه؟ و بقیه شهدا فقط در یک قاب کوچولو جای دارند!
    و...


    از شهدا شهرمون بنویسیم
    منتظر همکاری همه جانبه دوستان

    پست بعد ان شاالله گلزار شهدا در ایام عید در آینه تصویر

    یا علی
    سلام
    به به
    اقا سید ما شد مدیر به سلامتی
    چه بی خبر؟
    بریم سراغ تاپیک
    کوچه ما اسمش
    شهید سرباز گمنامه
    خب حالا من باید کدوم وصیت نامه رو بخونم؟
    مشخصاتشو از کجا گیر بیارم(البته نام پدر روح الله هست اینو میدونم))

    ولی از شوخی گذشته ما نسبتت به شهدا و خانواده هاشون خیلی بی معرفت و نمک نشناسیم

    تو بقیه کشورا خدا نکنه یکی یه از خود گذشتگی کوچیک انجامبده تا سالها اسمش از کتابها و محافل مختلف بیرون نمیره
    ولی کدوم کشور اومد از حسین فهمیده ما حرف بزنه؟؟؟
    این پتروس مگه چی کار کرده بود که اینقدر معروف شد و و شد پسر فداکار؟؟؟
    یه ضرب المثلی هست که میگه
    کرم از خود درخته
    وقتی ما نسبت به شهدامون بی تفاوتیم
    ...
    ویرایش توسط seyed133 : ۱۳۹۰/۰۱/۱۹ در ساعت ۰۲:۲۴
    الهی العفو...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    بنام خداي شهيدان
    تبريك به دوست عزيزم سيد كه افتخار خادمي را بدست اورده است
    به نظر من ما نه تنها شهدا را نشناخته ايم كه حتي جايگاه انان راهم درك نكرده ايم
    كجائيد اي شهيدان خدائي
    پرنده تر زمرغان هوائي؟

    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟

    می‌نشینم لب خاکریزها، خاکریزهایی که تا همین چند سال پیش پر از جنب و جوش بودند. چهره‌ی تک‌تک بچه‌ها را به یاد می‌آورم و پررنگ‌ترین چهره مثل همیشه تو هستی. یادش بخیر فریدون. حتماً از میان ابرها نگاهم می‌کنی و برایم دست تکان می‌دهی. حسرت دیدن دوباره‌ات، حسرت تنها رفتنت. دوباره خاطرات حضورت در ذهنم مرور می‌شود.

    سال ۱۳۳۳ در آبادان متولّد شدی. خانواده‌ات مؤمن بودند و معتقد و تو تنها پسر این خانواده‌ی زحمتکش. هر چند تک پسر بودی، اما هیچ وقت مغرور و خودخواه نشدی. تحصیلاتت را در دوره‌ی متوسطه نیمه‌کاره رها کردی و به خدمت سربازی رفتی. دوران خدمتت مصادف شد با انقلاب اسلامی.

    یادت هست چه‌طور عکس‌های امام (ره) را ماهرانه در لباست پنهان می‌کردی و به داخل پایگاه می‌بردی و شب‌ها که اوضاع را مساعد می‌دیدی، درِشان می‌آوردی و در منازل و خودروهای افسران و درجه‌داران پایگاه هوایی دزفول می‌انداختی و فرار می‌کردی. پس از پیروزی انقلاب و اتمام خدمت سربازی، موفق شدی ادامه‌ی تحصیل بدهی و دیپلمت را بگیری. جهادسازندگی که تأسیس شد، در این ارگان مشغول خدمت شدی و با حضور عاشقانه در روستاها در سرما و گرما مشغول خدمت‌رسانی به روستاییان شدی.

    یک لامپ روشن را که در خانه‌های روستاییان می‌دیدی، احساس شور و شوق تمام وجودت را برمی‌گرفت و تشویق می‌شدی تا هر چه زودتر دیگر روستاییان را نیز از نعمت داشتن برق بهره‌مند کنی. پس از مدت‌ها تلاش به کرج اعزام شدی تا یک دوره‌ی آموزش تخصصی را فرا بگیری. پس از بازگشت، مجدداً به کمک روستاییان شتافتی.

    جنگ شروع شد؛ تو تک پسر خانواده‌ی استاصفار بودی و رفتنت مشکل و دل‌کندنت مشکل‌تر. اما مردانه جلوی دلت ایستادی و به جبهه رفتی تا دشمن نتواند حتی یک وجب از خاک کشورت را تصرفت کند. تو حتی با آوردن نوارهای سخنرانی، نشریات مذهبی و کتاب‌های سودمند تلاش می‌کردی تا اعضای خانواده‌ات در جریان اطلاعات روز و تحولات انقلاب قرار گیرند.

    همه چیز جلوی چشم‌هایم جان می‌گیرد. پنجمین روز از مهرماه ۱۳۶۰ بود. عملیات ثامن‌الائمه لحظات سرنوشت‌سازش را طی می‌کرد و تو مأموریت حمل مهمات برای رزمندگان اسلام را بر عهده داشتی که آن سعادت برایت پیش آمد و تو در ۲۷ سالگی مورد هدف ترکش خمپاره قرار گرفتی و به دیدار خدا شتافتی و مرا با دنیایی خاطرات تنها گذاشتی تا حسرت تنها ماندن را هر پنج‌شنبه کنار مزارت در دزفول تجربه کنم.



    چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    4,737
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 18 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    307



    روحانی شهید محمد شهاب
    ولادت: 1333 – بیرجند
    تاریخ شهادت: 22/11/64




    عالم سلاح بر دوش” محمد شهاب” علاوه بر شرکت در عملیات های بیت المقدس ، والفجر 5 و بدر با مناعت طبع همپای سایر رزمندگان بار دیگر در لباس بسیج راهی منطقه عملیاتی والفجر 9 گردید حیاتش چنان آمیخته با ائمه بود که حتی آخرین برگ زندگی اش نیز با ذکر حضرت مهدی (عج) ورق خورد و در 22 بهمن 64 از خطوط مقدم نبرد سبکبالانه به بهشت اعلاء پرکشید و پیکر پاکش در مزار شهدای بیرجند آرام گرفت.

    قسمتی از وصیت نامه:
    معبودا! تو را به مظلومیت حسین(ع) قسمت می دهم که بخاطر همان چند کلمه مصیبت حسین(ع) و لو که با ریا هم انجام گرفته باشد مرا بیامرز و آنچنان که در دنیا ذاکر حسینم قراردادی در آخرت دست مرا از دامان لطف و شفاعتش محروم نفرما.
    ویرایش توسط كبوتر دل : ۱۳۹۰/۰۱/۱۸ در ساعت ۰۹:۲۱


    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم:
    أوصاني ربي بتسع أوصيكم بها
    أوصاني بالأخلاص في السر والعلانية
    العدل في الرضا والغضب
    القصد في الفقر والغنى
    أن اعطي من حرمني
    أصل من قطعني
    أعفو عمن ظلمني
    أن يكون نطقي ذكراً
    أن يكون صمتي فكراً
    ونظري عبراً


    [SIGPIC][/SIGPIC]


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    4,737
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 18 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    307



    شهید محمدحسن فایده
    ولادت: 1338- بیرجند
    تاریخ شهادت: 24/1/62 فکه


    چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟

    شهید محمد حسن فایده پس از تعرض رژیم بعث عراق به ایران در اولین ماه های جنگ رهنوردجبهه های نور شد و به عنوان فرمانده گروهان، مسئول گروهان خط شکن و فرماندهی محور به انجام وظیفه پرداخت و با شرکت در چند عملیات فتح المبین, رمضان، بیت المقدس، ولفجر 1 و ... برگی زرین در کارنامه زندگی پرفروغش افزود.
    آخرین بار برای شرکت در عملیات والفجر 1 به شوق وصال حرم معشوق راهی میادین نبرد شد و در 24/1/62 در غروبی بهارین بر اثر اصابت ترکش در منطقه فکه به خون طراوت یافت و بدن مطهرش چون یاسهای بهشتی 9 سال دشت های خوزستان را معطر کرد و در سال 69 در مزار شهدای بیرجند به آرامش ابدی پیوست.

    قسمتی از وصیت نامه:
    خدایا! اگر چنانچه هفتاد بدن می داشتم ، همه را به پای اسلام عزیز فدا می کردم و هنوز هم به اسلام بدهکار بودم. خدایا تو را شکر و سپاس بیکران می گویم زیرا در زمانی قرار گرفته ام که اسلام احتیاج به کمک و یاری دارد و مرا توسط رهبر عظیم الشأن انقلاب که از تبار پاک رسول ا... است از ظلمت به نور آوردی.




    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم:
    أوصاني ربي بتسع أوصيكم بها
    أوصاني بالأخلاص في السر والعلانية
    العدل في الرضا والغضب
    القصد في الفقر والغنى
    أن اعطي من حرمني
    أصل من قطعني
    أعفو عمن ظلمني
    أن يكون نطقي ذكراً
    أن يكون صمتي فكراً
    ونظري عبراً


    [SIGPIC][/SIGPIC]


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    4,737
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 18 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    307



    شهید کاظم خائف
    ولادت: 1337 – بیرجند
    شهادت: 10/02/61 – منطقه کرخه
    جوانان بسیجی باشگاه شهید کوشه ای بیرجند ماه ها چشمانشان مشتاقانه به قامت رعنای او می افتاد که با شمیم بهاری ایمان و عمل و تنی ورزیده هنرهای رزمی را به دوستانش هدیه می کرد. شهید کاظم خائف با شش ماه حضور مستمر در جبهه های نور پاداش نجواهای شبانه طاعاتش را گرفت و در حالی که به عنوان معاون گردان ابوذر برگزیده شد در منطقه کرخه عملیات بیت المقدس سر سحر شنید وبه سریر سعادت راه یافت .
    قسمتی از وصیت نامه:
    ای خمینی عزیز! بدان اگر لایق باشیم تا آخرین قطره خونمان از راه تو که همان اسلام است دفاع خواهیم کرد و نخواهیم گذاشت که مورد هجوم مخالفان اسلام قرار گیرد ای ملت شهید پرور ایران باید افتخار کنید که خداوند چنین هدیه ای را به شما داد و قدر آن را بدانید. تمامی شهداء مال شما هستند و این انقلاب به شما تعلق دارد. حال وظیفه شما سنگین و بزرگ شده باید با تمام نیرو و قدرتی که دارید از انقلاب پشتیبانی کنید.


    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم:
    أوصاني ربي بتسع أوصيكم بها
    أوصاني بالأخلاص في السر والعلانية
    العدل في الرضا والغضب
    القصد في الفقر والغنى
    أن اعطي من حرمني
    أصل من قطعني
    أعفو عمن ظلمني
    أن يكون نطقي ذكراً
    أن يكون صمتي فكراً
    ونظري عبراً


    [SIGPIC][/SIGPIC]


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89



    چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟فرمانده شهید حسين املاکی چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟

    فرمانده شهید حسين املاکی خوشتمی ، فرزند رحمت الله ، در روستای «کولاک محله» ، از توابع شهرستان لنگرود در استان گیلان به دنيا آمد.
    تولد او با ايام عاشورای حسينی مصادف بود پس نامش را «حسين» نهادند. حسین چهارمین فرزند خانواده بود.

    در کودکی جهت فراگيری قرآن کريم به مکتب خانه رفت و خواندن قرآن را فراگرفت. تحصيلات ابتدائی را در دبستان مصباح کومله به اتمام رسانيد. در همان کودکی فردی پر تلاش و کوشا بود و تحصيلات دوره راهنمايی را در مدرسه دکتر معين آغاز کرد. در کنار تحصيل در امور کشاورزی به خانواده کمک می کرد.

    بعد از اخذ ديپلم در20/6/1359 به عضويت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لنگرود درآمد و به عنوان مسئول اکيپ مشغول خدمت شد. مدتی مسئول تربيت بدنی سپاه لنگرود بود.
    چند روز پس از آغاز جنگ تحميلی در شهريور 1359 به همراه اولين نيروهای اعزامی استان گيلان به سوی جبهه شتافت و در سرحدات مرزی قصر شيرين و سر پل ذهاب مستقر گرديد.
    از 28 خرداد 1360 لغايت 18 شهريور 1360 نيز به عنوان مامور رسمی سپاه در تيپ کربلا مشغول به خدمت شد.
    در سال 1361 در عمليات رمضان حضور يافت و بعد از آن عمليات به همراه هفت نفر از همرزمان لنگرودی خود وارد اطلاعات-عمليات تيپ کربلا شد و بعد از يک دوره آموزش فشرده مقدماتی جهت شناسايی به خط مقدم اعزام شدند.
    درکسوت فرماندهی لشکر در عمليّات «بيت المقّدس6» شرکت جست و بعد از آن در عمليات «والفجر10» در منطقه عمومی سيد صادق- شانه دری حضور داشت.
    با شکستن مقاومت نيروهای عراقی در 9 فروردين 1367 دشمن بعثی ، برای پيشگيری از تداوم عمليات رزمندگان اسلام ، با انواع سلاح های شيميايی منطقه را مورد حمله قرار داد که بر اثر آن تعدادی از رزمندگان به شهادت رسيدند.

    در اين هنگام ، حسين متوجه رزمنده ای شد که ماسک ضدّ شيميايی نداشت به سرعت ماسک خود را به او داد. اما خود به همراه ديگر ياران ، همچون محمّد اصغري خواه -فرمانده گردان کميل- دکتر محمّدحيبی پور و سيّد عباس موسوی و ...
    پس از حدود هفتاد و پنج ماه حضور در جبهه به شهادت رسيد.

    چه قدر شهید شهرمو می شناسم؟

    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود