صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ~•~اگه مي خواهيد نمازهاتون از كسلي و بي حالي خارج بشه اين مطلبو بخونيد~•~

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71

    ~•~اگه مي خواهيد نمازهاتون از كسلي و بي حالي خارج بشه اين مطلبو بخونيد~•~





    نماز در میان عبادت های دیگر در قله و اوج قرار دارد، تا جایی که در روایات ما از آن به معراج مؤمن، یا ستون دین، تعبیر شده است و این تعبیرات نشان از اهمیت این فرضیه ی الاهی دارد.
    از طرفی تحقق یک پدیده در خارج نیاز دارد که مقتضی آن موجود و مانع آن مفقود باشد. نماز هم از این قاعده بی نیاز نیست. در نماز تحقق مقتضی و رفع موانع و وصول به نماز واقعی با رعایت شرایط و آداب ظاهری و باطنی نماز میسور است.
    سخن گفتن درباره ی آداب باطنی نماز بسیار است، اما به صورت فشرده به مواردی از آن اشاره می شود:
    1. توجه به خدای متعال و چرایی عبادت:

    یعنی نمازگزار باید معرفتی نسبتاً درست از خدای متعال داشته باشد و بداند که با چه کسی رو به رو می شود. خدای متعال کمال محض است و جامع همه ی کمالات بلکه عین کمال است و یکی از کمالات الاهی حکمت است. به همین دلیل تمام افعال الاهی هدفمند است، و از افعال الاهی، آفرینش جهان هستی و گل سرسبد آن انسان است و هدف آفرینش، رسیدن به کمال (تکامل) است که این حقیقت جز از راه صحیح (صراط مستقیم) میسر نمی شود، و صراط مستقیم همان بندگی خداوند است: «وَ أَنِ اعْبُدُوني‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقيم‏»؛[1] یعنی اطاعت از همه دستورات و قانون الاهی که مهم ترین و بارزترین آنها، در قالب عبادت تجلی می یابد.
    اگر کسی فلسفه ی عبادت را نداند نصیبی از آن نمی برد و فلسفه ی عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از مطلب جالبتون سپاسگزارم


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    نماز برای آخرت انسان نیست نماز برای آباد کردن دنیای آدم است.............
    خدا اگر 2 رکعت نماز انسان را قبول کند بهشت بر او واجب میشود

    امام خمینی وقتی از قم به تهران تبعید شد در راه وقت نمازصبح شد به مامورها گفتند نگه دارید نماز بخوانم گفتند نمیشود.


    فرمود اجازه بدهید وضو بگیرم در ماشین نماز بخوانم گفتند : نمی شود فرمود: پس یک لحظه ماشین نگه دارید در ماشین را باز کنید پیاده نمیشوم دست بروی خاک بزنم تیمم کنم در ماشین نمازبخوانم گفتند: باشه اشکال ندارد امام تیمم کرد چون مسیر قم به تهران پشت به قبله هست امام پشت به قبله نماز صبح خواند



    امام میفرمود آنها دچار ترس شده بودند من به آنها تسلی میدادم . و فرمود شاید ان 2 رکعت نمازی که خدا میخواهد از بنده ناچیز خود روح الله قبول کند وبخاطره ان گناهان او را ببخشد همان 2 رکعت نماز باشد چون چنین نمازی بدل آدم نمی چسبد .


    با یک شرمندگی بخدا می گوید خدایا ببخش این نماز ، نماز نبود خودت قبولش کن خدا چنین حالت وصدایی ]شرمنده گی[ را خیلی دوست دارد .


    منبع :

    http://yanoor15.persianblog.ir/post/105



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    267
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی ممنون از مطلب جالبتون
    من نمیدانم که چرا میگویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست وچرا درقفس هیچ کسی کرکس نیست؟گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟
    چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید
    http://ehda.ir
    http://www.juyom.ir
    http://www.100raz.com


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 2 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط paeiz نمایش پست
    نماز در میان عبادت های دیگر در قله و اوج قرار دارد، تا جایی که در روایات ما از آن به معراج مؤمن، یا ستون دین، تعبیر شده است و این تعبیرات نشان از اهمیت این فرضیه ی الاهی دارد.
    از طرفی تحقق یک پدیده در خارج نیاز دارد که مقتضی آن موجود و مانع آن مفقود باشد. نماز هم از این قاعده بی نیاز نیست. در نماز تحقق مقتضی و رفع موانع و وصول به نماز واقعی با رعایت شرایط و آداب ظاهری و باطنی نماز میسور است.
    سخن گفتن درباره ی آداب باطنی نماز بسیار است، اما به صورت فشرده به مواردی از آن اشاره می شود:
    1. توجه به خدای متعال و چرایی عبادت:

    یعنی نمازگزار باید معرفتی نسبتاً درست از خدای متعال داشته باشد و بداند که با چه کسی رو به رو می شود. خدای متعال کمال محض است و جامع همه ی کمالات بلکه عین کمال است و یکی از کمالات الاهی حکمت است. به همین دلیل تمام افعال الاهی هدفمند است، و از افعال الاهی، آفرینش جهان هستی و گل سرسبد آن انسان است و هدف آفرینش، رسیدن به کمال (تکامل) است که این حقیقت جز از راه صحیح (صراط مستقیم) میسر نمی شود، و صراط مستقیم همان بندگی خداوند است: «وَ أَنِ اعْبُدُوني‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقيم‏»؛[1] یعنی اطاعت از همه دستورات و قانون الاهی که مهم ترین و بارزترین آنها، در قالب عبادت تجلی می یابد.
    اگر کسی فلسفه ی عبادت را نداند نصیبی از آن نمی برد و فلسفه ی عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است.

    با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی

    اینکه فرمودید یک نمازگزار باید معرفتی نسبت به خدای خود داشته باشد یعنی چه؟این جمله حضرت علی (ع) که می فرماید: " اول خودت را بشناس بعد خدای خودت را " از بچگی تو کتابهای تعلیمات دینی میدیدیم و می خواندیم اما درک درستی از آن نداشتیم تا اینکه در دانشگاه از یکی از استادان پرسیدم و او نیز چنین جواب داد که این یک شناخت عرفانی است و جواب قانع کننده ای نداد اگر این عرفانی باشد پس یک بچه محصل چه شناختی میتونه از عرفان داشته باشه که در کتابهای درسی آمده بدون اینکه توضیح و تفسیری بدنبال اون باشه .خواهش میکنم اگر ممکنه راهنمایی کنید.با تشکر


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط طلاوت نمایش پست
    با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی

    اینکه فرمودید یک نمازگزار باید معرفتی نسبت به خدای خود داشته باشد یعنی چه؟این جمله حضرت علی (ع) که می فرماید: " اول خودت را بشناس بعد خدای خودت را " از بچگی تو کتابهای تعلیمات دینی میدیدیم و می خواندیم اما درک درستی از آن نداشتیم تا اینکه در دانشگاه از یکی از استادان پرسیدم و او نیز چنین جواب داد که این یک شناخت عرفانی است و جواب قانع کننده ای نداد اگر این عرفانی باشد پس یک بچه محصل چه شناختی میتونه از عرفان داشته باشه که در کتابهای درسی آمده بدون اینکه توضیح و تفسیری بدنبال اون باشه .خواهش میکنم اگر ممکنه راهنمایی کنید.با تشکر
    با عرض سلام
    من عرف نفسه عرف ربه .هر كس خود را شناخت خداي خود را شناخته است
    خوب این جمله زمانی معنی میدهد که انسان جرقه اي از خرمن نور الهي باشد در جای خداوند میفرماید و نفخت فيه من روحي» (الحجر 29 - ص: 73) از روح خود در آدمي دميدم چگونه ممکن است که ان وجود نامحدود در کالبدی محدود وصول شود این یک امر محال است پس چکونه است که خداوند میفرماید که و نحن اقرب اليه من حبل الوريد» (سوره ق 16) خداوند از رگ گردن به انسان نزديكتر است پس چه چیزی در انسان است که نه ذات مقدس نامحدود خداوند است و هم سنحیت با خداوند دارد تا حدی که خداوند ان را به خود نسبت میدهد این روح که خداوند در ما دمیده چیست برای اینکه بفهمیم این روح چیست باید نگاهی به زمان افرینش انسان داشته باشیم ان زمان که روح دمیده شد و انسان اگاه به اسماء الهی گشت ان اسماء یا صفات خداوند که در انسان به امانت داده شد پس اگر توجه کنید زمانی که روح دمیده شد انسان اگاه به صفات شد پس صفات خداوند در انسان به ودیعه گذاشته شده و انسان با شناخت ان و عمل به کردن ان را میاموزد و در زمان انا اليه راجعون بارگشت روح به خداوند انجام شد انچه را از ان به توشه گرفته با خود همراه میکند پس شناخت خود شناخت صفات کریمه خداوند است و راه سعادت و رستکاری

    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۹۰/۰۱/۱۹ در ساعت ۱۷:۳۱
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001



    من نظر بقیه را نمیدونم ولی خودم از این بحث هیچ دستگیرم نشد
    چه کار کنیم که نمازمون بدون کسالت و تنبلی باشه

    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه شربتی نمایش پست
    من نظر بقیه را نمیدونم ولی خودم از این بحث هیچ دستگیرم نشد
    چه کار کنیم که نمازمون بدون کسالت و تنبلی باشه
    باسلام
    مطالب هنوز كامل نشده شما پست اول رو بخونيد انشاءالله من بقيه مطالب رو طي روزهاي آينده قرار ميدم
    موفق باشيد


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71



    نقل قول نوشته اصلی توسط paeiz نمایش پست
    نماز در میان عبادت های دیگر در قله و اوج قرار دارد، تا جایی که در روایات ما از آن به معراج مؤمن، یا ستون دین، تعبیر شده است و این تعبیرات نشان از اهمیت این فرضیه ی الاهی دارد.
    از طرفی تحقق یک پدیده در خارج نیاز دارد که مقتضی آن موجود و مانع آن مفقود باشد. نماز هم از این قاعده بی نیاز نیست. در نماز تحقق مقتضی و رفع موانع و وصول به نماز واقعی با رعایت شرایط و آداب ظاهری و باطنی نماز میسور است.
    سخن گفتن درباره ی آداب باطنی نماز بسیار است، اما به صورت فشرده به مواردی از آن اشاره می شود:
    1. توجه به خدای متعال و چرایی عبادت:

    یعنی نمازگزار باید معرفتی نسبتاً درست از خدای متعال داشته باشد و بداند که با چه کسی رو به رو می شود. خدای متعال کمال محض است و جامع همه ی کمالات بلکه عین کمال است و یکی از کمالات الاهی حکمت است. به همین دلیل تمام افعال الاهی هدفمند است، و از افعال الاهی، آفرینش جهان هستی و گل سرسبد آن انسان است و هدف آفرینش، رسیدن به کمال (تکامل) است که این حقیقت جز از راه صحیح (صراط مستقیم) میسر نمی شود، و صراط مستقیم همان بندگی خداوند است: «وَ أَنِ اعْبُدُوني‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقيم‏»؛[1] یعنی اطاعت از همه دستورات و قانون الاهی که مهم ترین و بارزترین آنها، در قالب عبادت تجلی می یابد.
    اگر کسی فلسفه ی عبادت را نداند نصیبی از آن نمی برد و فلسفه ی عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است.
    2. پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد:

    میزان تأثیر اعمال بستگی کامل به زمینه های قبلی و توجه و اخلاص افراد دارد، به همین سبب عبادت در افراد تأثیرات کاملا مختلفی دارد.
    پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد و اثر آن را خنثی می سازد، از امور بسیار مهم است. مانند دو مریض که هر دو به دستور پزشک عمل کرده و داروهای خود را به موقع می خورند، ولی یکی، از چیزهای زیان بار پرهیز می کند و دیگری بی پرواست و اهل پرهیز نیست. در این صورت سفارش و نسخه ی پزشک برای دومی بی اثر یا کم اثر است.
    باید از اعمال ظلمت زا (گناه) پرهیز کنیم تا عبادت در باطن ما اثر کند و موجب نشاط گردد. لذا در روایات وارد شده است، تا آن جا که برایتان امکان دارد از گناه فاصله بگیرید؛ زیرا ظلمت با گناه به باطن راه می یابد، «اذا اذنب الرجل دخل فی قلبه نقطة سوداء».[2]
    امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «كان أبي (ع) يقول: ما من شي‏ء أفسد للقلب من خطيئة، إنّ القلب ليواقع الخطيئة فما تزال به حتّى تغلب عليه فيصيّر أعلاه أسفله».[3]
    پدرم [امام باقر] (ع) مى‏فرمود: هيچ چيز براى قلب زيانبارتر از گناه نيست، چه آنكه قلب با گناه مى‏آميزد و با آن گلاويز مى‏شود تا بالاخره گناه بر قلب چيره شده و آن را وارونه مى‏سازد.
    يعنى قلب به حساب طبع اولى، ملكوتى و رو به خدا ست، ولى در اثر گناه چهره‏اش وارونه گشته، ناسوتى و شيطانى مى‏شود.
    امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «إنّ الرّجل يذنب الذّنب فيحرم صلوة اللّيل و إنّ العمل السّيّئ أسرع في صاحبه من السّكّين في اللّحم».[4]
    گناه انسان را از عبادت و تهجّد محروم مى‏سازد و لذّت مناجات با خدا را از او سلب مى‏كند و تأثير گناه از كارد برنده سريع‏تر است.[5]
    مثنوی مولوی در این باره داستان گناهکار و جناب شعيب را بیان می کند و می گوید:
    آن يكى مى‏گفت در عهد شعيب
    كه خدا از من بسى ديدست عيب‏
    چند ديد از من گناه و جرم‏ها
    وز كرم يزدان نمى‏گيرد مرا
    حق تعالى گفت در گوش شعيب
    در جواب او فصيح از راه غيب‏
    كه بگفتى چند كردم من گناه
    وز كرم نگرفت در جرمم اله‏
    عكس مى‏گويى و مقلوب اى سفيه
    اى رها كرده ره و بگرفته تيه‏

    چند چندت گيرم و تو بى‏خبر
    در سلاسل مانده‏اى پا تا به سر
    زنگ تو بر توت اى ديگ سياه
    كرد سيماى درونت را تباه‏
    بر دلت زنگار بر زنگارها
    جمع شد تا كور شد ز اسرارها...
    از نماز و از زكات و غير آن
    ليك يك ذره ندارد ذوق جان‏
    مى‏كند طاعات و افعال سنى
    ليك يك ذره ندارد چاشنى‏
    طاعتش نغز است و معنى نغز نى
    جوزها بسيار و در وى مغز نى‏
    ذوق بايد تا دهد طاعت بر
    مغز بايد تا دهد دانه شجر
    دانه بى‏مغز كى گردد نهال
    صورت بى‏جان نباشد جز خيال‏
    چون شعيب اين نكته‏ها بر وى بخواند
    از تفكر همچو خر در گل بماند[6]




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    6,000
    مورد تشکر
    77 پست
    حضور
    117 روز 12 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    19
    گالری
    71




    3. تلاش برای تهذیب نفس:
    هدف از تهذیب نفس، کنار زدن حجاب ها و پرده هایی است که میان انسان و فطرت او مانع گردیده و اجازه ی تبلور و تجلی به آینه ی خدانمای فطرت را نمی دهد. این پرده ها و حجاب ها برگرفته از گناهان، غفلت، و فرو رفتن در عالم ماده و مادیات و فراموش کردن خدا و آخرت و عالم ملکوت است. تمام دستورات و احکامی که در شرع مقدس وارد شده، همگی هدف واحدی را دنبال می کند و آن کم رنگ کردن و یا کنار زدن این حجاب ها و درخشش گوهر فطرت و حقیقت انسان است که در زیر خروارها گرد و خاک غفلت و عصیان مدفون گشته است. «قد افلح من زکیها و قد خاب من دساها».[7]



صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود