جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در خصوص روزه سکوت حضرت مریم سلام الله علیها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در خصوص روزه سکوت حضرت مریم سلام الله علیها




    در ایات 27 و 28 سوره مریم نکته جالبی نهفته میباشد
    خداوند سبحان میفرماید...فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا
    ...پس اگر ببینی از بشر احدی را پس بگو من برای خدای بخشنده روزه نذر کرده ام و هرگز با انسانها سخن نمیگویم
    نکته قابل توجه این میباشد که خداوند نفرموده اشاره کن در حالی که در ایه 31 اشاره بواضح دیده میشود و این برای خدای سبحان امر محالی میباشد که سخن نقض بیان کند بنابراین نکته در سخن گفتن و نگفتن میباشد
    با تاملی در قران متوجه میشویم که هر جا خدای سبحان از انسان نام میبرد با صفات کلی بیان میشود
    مثلا: ان الانسان لفی خسر...ان الانسان لربه لکنود و ....
    اما لفظ بشر با عباراتی مثل
    قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ يُوحي إِلَيَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحًا وَ لا يُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدً و یا
    فَقالَ الْمََلأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما نَراكَ إِلاّ بَشَرًا مِثْلَنا وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذينَ هُمْ أَراذِلُنا بادِيَ الرَّأْيِ وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبينَ
    همانطور که مشخص میشود بشر با انسان متفاوت میباشد . در قران بشر با لفظ عالی بکار برده شده است و جز برای افراد خاص و اندکی شامل نمیشود.
    حال سوال اینجا میباشد که خدا به حضرت مریم امر نمود اگر بشری را دیدی بگو برای خدای رحمن روزه گرفته ام اما با هیچ انسانی سخن نمیگویم
    بنطر مي رسد که بشر وجود حضرات زکریا و مسیح علیهم السلام و کلمه انسان مابقی افراد را شامل میشود. آيا اين برداشت صحيح است ؟

    کا رشناس بحث : پاسخگوي قرآني



    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۱/۳۱ در ساعت ۰۲:۰۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    با سلام و درود


    مطلب اول: مراد از"قولى ـ بگو" سخن گفتن نيست چون بنا شد سخن نگويد، بلكه مقصود از آن فهماندن است، و لو به اشاره؛ چون تفهيم به اشاره را هم قول مى‏گويند. و از فراء نقل شده كه هر چيزى را كه به انسان برسد، به هر طريق كه باشد عرب آن را كلام مى‏گويد مگر آنكه با مصدر تاكيد شود كه در آن صورت مقصود تنها سخن گفتن خواهد بود. (ترجمه الميزان، ج‏14، ص 57)


    مطلب دوم: بشر در این جا مراد هر فردی است که ممکن است در پاک بودن دامان حضرت مریم(س) شک داشته و لذا از او سؤال کند که این فرزند را از کجا آورده ای؟

    حضرت زکریا(ع) که به پاکی مریم(س) اطمینان دارد و خود حضرت عیسی(ع) هم که این سؤال را از مادرش نمی پرسد.

    اصلا در این آیه می خواهد بگوید اگر از آينده و سخن مردم نگرانى، آسوده خاطر باش، و ‏نيازى به اين نيست كه تو از خود دفاع كنى، آن كس كه اين مولود را به تو داده وظيفه دفاع را هم نيز به خود او سپرده است. بنا بر اين از هر نظر آسوده خاطر باش و غم و اندوه به خاطرت راه نده.


    مطلب سوم: در تفاوت بین بشر و انسان است که در پست بعدی بدان اشاره می شود.






    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    انس:

    (بكسر اوّل) بشر خلاف جنّ، در قرآن مجيد پيوسته در مقابل جنّ بكار رفته «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (ذاريات، 56).

    واحد آن انسىّ است، مثل «فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا»: (مريم، 26)، جمع آن اناس و اناسىّ است، مثل «قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ» (بقره، 60)، «وَ أَناسِيَّ كَثِيراً» (فرقان، 49).

    انسان:

    اين كلمه 65 بار در قرآن مجيد بكار رفته است، با مراجعه به موارد آن خواهيم ديد كه از آن جسد ظاهرى و صورت ظاهرى مراد نيست، چنان كه در بشر مراد است، بلكه باطن و نهاد و استعداد و انسانيت و عواطف او در نظر است، مثل:
    «إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» (ابراهيم، 34)
    «وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» (اسراء، 11)
    «وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْ‏ءٍ جَدَلًا» (كهف، 54)
    «لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‏» (نجم، 39)
    «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً» (احقاف، 15)

    در آياتي كه راجع به اوّل خلقت و عنوان آنها انسان است، مثل:
    «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ» (حجر، 26)
    «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ» (نحل، 4)
    اگر در ما قبل و ما بعد آيات دقت شود خواهيم ديد كه صورت ظاهر از آنها مراد نيست.

    ـ انسان نسبت بذاتش و جنبه‏ى حيوانيّتش، ضعيف آفريده شده و ستمگر، نا سپاس، عجول، تنگ چشم، مجادله كن، نادان، خود پسند، كم صبر، پر طمع و طاغى است، ولى نسبت بجوهره انسانيّت و ايمان و درك و تربيت و عقلش، يك موجود بسيار عالى و پر ارزش است، او و جنّ دو موجود پر ارزش روى زمين و حامل امانت و تكليف خداوندى‏اند و قرآن از آن دو ثقلان (دو چيز پر قيمت و وزين) تعبير مي كند: «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ» (رحمن، 31).

    در آياتى نظير:
    «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ» (بقره، 13)
    «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (نساء، 54)

    ظاهرا انسان هاى فاضل و به تمام معنى انسان، مراد است.

    راغب مي گويد: گاهى از الناس بطور مجاز فضلاء مقصود است، نه عموم مردم؛ و آن در صورتى است كه معناى انسانيت و اخلاق حميده مقصود باشد.


    _____________
    (قاموس قرآن، ج‏1، ص 132)

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بشر:

    1- شك نيست كه بشر به معنى انسان است، ولى همان طور كه در انسان گذشت، آدمى را نسبت به فضائل و كمالات و استعدادهايش انسان، و نسبت به جسد و ظاهر بدن و شكل ظاهرش بشر مي گويند.

    در مفردات گويد: بشره ظاهر پوست بدن و ادمه باطن آنست و به انسان از آن جهت بشر گفته‏اند كه پوستش از ميان مو آشكار و نمودار است، بر خلاف حيواناتى كه پشم و مو و كرك، پوست بدنشان را مستور كرده است. قرآن در هر كجا كه از انسان جسد و شكل ظاهر مراد بوده لفظ بشر آورده است، نحو:
    «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً» (فرقان، 54)،
    «إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ» (ص، 71) و ...

    بنا بر اين فرموده: «إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ» (فصّلت، 6) يعنى مردم از حيث بشريّت برابراند و فرقشان در كمالات و اعمال است.

    در قاموس بشر را انسان و ظاهر پوست بدن معنى كرده؛ در اقرب الموارد گويد: بشره ظاهر پوست، جمع آن بشر است.


    نا گفته نماند كلمه‏ى بشر، 35 بار و كلمه‏ى «بشرين» يكبار در قرآن مجيد بكار رفته و با مراجعه به المعجم المفهرس خواهيم ديد كه شكل ظاهر و بدن حاضر از آن مراد است قطع نظر از فضائل و كمالات.

    طبرسى در مجمع البيان گويد:
    بشر جمع بشره و آن ظاهر پوست است، انسان را از آن سبب بشر گويند كه پوستش ظاهر و مانند حيوانات از پشم و مو و كرك پوشيده نيست.


    ____________
    (قاموس قرآن، ج‏1، ص 192)

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی و نتیجه گیری


    سؤال:
    خداوند سبحان میفرماید..."فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا"(سوره مریم، ایات 27 و 28)
    نکته قابل توجه این می باشد که خداوند نفرموده اشاره کن در حالی که در ایه 31 اشاره بواضح دیده می شود و این برای خدای سبحان امر محالی می باشد که سخن نقض بیان کند بنابر این نکته در سخن گفتن و نگفتن می باشد
    با تاملی در قران مشخص می شود بشر با انسان متفاوت میباشد. هر جا خدای سبحان از انسان نام می برد با صفات کلی بیان میشود ولی در قران بشر با لفظ عالی بکار برده شده است و جز برای افراد خاص و اندکی شامل نمیشود.
    حال سوال اینجا می باشد که خدا به حضرت مریم امر نمود اگر بشری را دیدی بگو برای خدای رحمن روزه گرفته ام اما با هیچ انسانی سخن نمیگویم. بنظر مي رسد که بشر وجود حضرات زکریا و مسیح علیهم السلام، و کلمه انسان، مابقی افراد راشامل می شود. آيا اين برداشت صحيح است ؟


    پاسخ:
    به چند مطلب توجه نمایید:
    مطلب اول: مراد از"قولى ـ بگو" سخن گفتن نيست چون بنا شد سخن نگويد، بلكه مقصود از آن فهماندن است، و لو به اشاره؛ چون تفهيم به اشاره را هم قول مى‏گويند. و از فراء نقل شده كه هر چيزى را كه به انسان برسد، به هر طريق كه باشد عرب آن را كلام مى‏گويد مگر آنكه با مصدر تاكيد شود كه در آن صورت مقصود تنها سخن گفتن خواهد بود. (1)
    مطلب دوم: بشر در این جا مراد هر فردی است که ممکن است در پاک بودن دامان حضرت مریم(س) شک داشته و لذا از او سؤال کند که این فرزند را از کجا آورده ای؟
    حضرت زکریا(ع) که به پاکی مریم(س) اطمینان دارد و خود حضرت عیسی(ع) هم که این سؤال را از مادرش نمی پرسد.
    اصلا در این آیه می خواهد بگوید اگر از آينده و سخن مردم نگرانى، آسوده خاطر باش، و ‏نيازى به اين نيست كه تو از خود دفاع كنى، آن كس كه اين مولود را به تو داده وظيفه دفاع را هم نيز به خود او سپرده است. بنا بر اين از هر نظر آسوده خاطر باش و غم و اندوه به خاطرت راه نده.
    مطلب سوم: در تفاوت بین بشر و انسان است که می توان گفت:
    انسان: با مراجعه به موارد آن خواهيم ديد كه از آن جسد ظاهرى و صورت ظاهرى مراد نيست، چنان كه در بشر مراد است، بلكه باطن و نهاد و استعداد و انسانيت و عواطف او در نظر است.
    بشر: شك نيست كه بشر به معنى انسان است، ولى آدمى را نسبت به فضائل و كمالات و استعدادهايش انسان، و نسبت به جسد و ظاهر بدن و شكل ظاهرش بشر مي گويند.
    قرآن در هر كجا كه از انسان جسد و شكل ظاهر مراد بوده لفظ بشر آورده است.
    لذا فرموده: «إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ» (2) يعنى مردم از حيث بشريّت برابراند و فرقشان در كمالات و اعمال است. (3)

    _____________
    (1) ترجمه الميزان، ج‏14، ص 57.
    (2) فصّلت، 6.
    (3) قاموس قرآن، ج‏1، ص 132 و 192.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۲۰ در ساعت ۱۸:۴۶

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود