جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه مسیحی می شوند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چگونه مسیحی می شوند؟




    در سالهای اخیر، تبلیغات ضداسلام به شدّت افزایش یافته است. علّت این فعالیتها بیشتر حبّ و بغضها و منافعی است که در پس اسلامستیزی عاید این فعّالان میشود. در پس این فعالیتهای اسلامستیزانه افرادی آگاه حضور دارند که به خوبی میدانند چه میکنند، و با فعالیتهای خود و با فریفتن جوانان، برای خود سربازان بی مزد و مواجبی تربیت میکنند تا آنها نیز به سهم خود بر پیکر اسلام بکوبند. این دستۀ دوّم هر چند افراد هوشمند و دانایی نیستند، ولی به خوبی مقاصد سران اسلامستیزشان را پیاده میکنند.

    از سویی اسلامستیزی همواره با تهاجم مستقیم به اسلام صورت نمیگیرد، بلکه در بیشتر موارد با تبلیغ یک مکتب دیگر، سعی میکنند آنرا از اسلام بالاتر ببرند و افراد را جذب آن کنند. این افراد برای اینکه بتوانند برای هر سلیقه ای این مکتب دیگر را جایگزین اسلام کنند، مکاتب مختلفی را به تبلیغ میگذارند: بیخدایی و بیدینی برای کسانی که بی بند و بار هستند، زرتشتگرایی برای کسانی که باستانگرا هستند و در توهم تاریخی سیر میکنند، مسیحیت برای کسانی که غربزده هستند و یا تنبل هستند و میخواهند بدون زحمت به خدا برسند.
    در در این مقاله ما با تبلیغ مسیحیت کار داریم و نه چیزی دیگر. تبلیغ مسیحیت در ایران بسیار زیاد است، به کسانی که در ایران جذب خود میکنند، میگویند که شما حق ندارید در مورد کلام خدا(کتاب مقدّس) با کسی بحث کنید، و با این کار مانع از این میشوند که فرد شانس این را داشته باشد که با بحث و تبادل نظر با مسلمانان از فریبکاری مبشرین مسیحیت آگاه شود و دوباره به اسلام بازگردد.(البته حق این را دارند که با مسلمانانی که آگاهی کافی ندارند بحث کنند تا شاید بتوانند جذبشان کنند.) باید از این فریبخوردگان بپرسیم: شما اگر روزی که داشتند برای شما از مسیحیت میگفتند، گوشتان را میگرفتید و به حرف مخالف گوش نمیدادید، آیا امروز مسیحی بودید؟ چرا آن روز حرف مخالف را شنیدید ولی امروز حاضر به شنیدن سخن مخالف نیستید؟

    امروز میخواهم با شما از یکی از روشهای تبشیری مسیحیان برای جذب دیگران به مسیحیت سخن بگویم، در این روش به خصوص، افرادی که ادعا میکنند، سابقاً مسلمان بوده اند و امروز مسیحی شده اند، از ماجرای مسیحی شدنشان(شهادت ایمانی) سخن میگویند، تا ضمن نقل داستانی که معمولاً با یک معجزه به پایان میرسد، افراد مخاطب را برای اعجازی که هرگز با چشم خودشان ندیده اند، به مسیحیت جذب کنند:



    شهادت ایمانی


    شهادت ایمانی، عبارت از داستان مسیحی شدن یک غیرمسیحی است. اگر در بین مبشرین مسیحی حاضر شوید، خروارها شهادت ایمانی را در مقابل شما میریزند تا با این داستانها، شما را به خود جذب کنند. شکل کلی داستانها به فرم زیر است:

    «در ابتدا فرد مسلمانی حضور دارد، که افسرده یا بیمار است. در بیشتر موارد او به شدت احساس ناراحتی میکند و ناامید است. فرد مسلمان در بیشتر موارد سعی میکند با توسل به قرآن و امامان خود را از بار این افسردگی یا بیماری نجات دهد ولی هیچ سودی حاصل نمیشود. در این وضعیت که فرد خیلی ناامید شده است، به شکلی اتفاقی با انجیل(کتاب مقدّس) یا دوستی مسیحی آشنا میشود و کمی آرامش پیدا میکند، در این هنگام است که ناگهان در اوج نامیدی معجزۀ عجیبی رخ میدهد و فرد در خواب یا بیداری حضرت مسیح(ع) را میبیند، با حضرت مسیح درد دل میکند، در برخی موارد توسط حضرت عیسی(ع) لمس میشود یا دست او را میگیرد و آنگاه تمام آن درد و رنج و افسردگی و بیماری از بین میرود، فرد که اکنون از تمام غمها نجات یافته است، درمیابد که دین واقعی دین مسیحیت است و حضرت مسیح(ع) خداوند است و باید به او ایمان آورد. در برخی از داستانها آن درد و رنج اولیه وجود ندارد، ولی اینکه حضرت عیسی را در آخر ببیند، در تمام داستانها دیده میشود.»



    این داستان را من بارها و بارها از مسیحیان مختلف و تبشیرگران مسیحیت شنیده ام، و به خصوص پروتستانهایی که دیده ام همگی همین داستان را برای مسیحی شدنشان تعریف میکردند(تبلیغات مسیحیت در ایران در اغلب موارد تبشیر مسیحیت پرتستانی است.)
    اثری که این داستانهای مشابه در افراد ساده لوح میگذارد، قابل درک است. پس ما باید به بررسی این داستانها بپردازیم و ببینیم که آیا این داستانهایی که مبشرین مسیحی برای ما نقل میکنند، میتواند دلیل بر حقانیت مسیحیت باشد یا خیر:



    بررسی شهادت های ایمانی


    به نگر نویسندۀ این مطلب، این داستانها به هیچ وجه نمیتوانند حقانیت مسیحیت را ثابت کنند، زیرا:



    1)اگر دیدن یکی از مقدّسان در خواب یا بیداری، و نجات یافتن از بیماری یا افسردگی به دست او نشانگر حقانیت دین باشد، ما چنین مواردی را نه تنها در اسلام، بلکه حتی در بین هندوهای کافر نیز داریم. بارها و بارها دیده شده است که افرادی که پیشتر بیماریهای سختی مثل سرطان و امثالهم را داشته اند، فقط با زیارت امام رضا(ع)، یا دیدن خواب یکی از معصومین(ع)، و گاهی بنا به ادعای خودشان با دیدن امام زمان(عج)، از تمام درد و رنج پیشین که گاهی روحی و گاهی جسمی است، نجات میابند، در حالی که تمام پزشکان قطع امید کرده اند، ، این موارد را فقط مسلمانان تجربه نکرده اند و حتی برای مسیحیان یا یهودیان گاهاً پیش میاید. مصداق بارز آن جوانی مسیحی اهل آمریکا بود که در خواب دیده بود که فردی به نام «امام رضا»، به او تلفن کرده است ولی بعد از سلام و علیک ابتدای تماس، از خواب پریده بود و به تحقیق پرداخته بود که این امام رضا که به او زنگ زده است کیست، و همین داستان منجر به مسلمان شدنش شده بود و او حتی زیر ضربات کمربند پدرش هم حاضر نمیشد دست از نماز خواندن بردارد. مورد دیگر، دختری مسیحی اهل گیلان بود که با اعجاز قرآن که از بیماریی که او را در کام مرگ کشیده بود، نجات یافت و خود و خانواده اش مسلمان شدند. این افراد چرا با شنیدن این موارد مسلمان نمیشوند؟



    2)این داستانها همه مثل یکدیگر هستند، همین مسئله نشان میدهد که این داستانها به شکلی سفارشی ساخته شده اند و از سوی تبشیرگران مسیحیت نقل میشوند. آیا ممکن است که انسانها همه به یک شکل واحد به سوی مسیحیت هدایت شوند؟! همانطور که گفتیم در هدایت شدن به اسلام هم گاهاً این دست موارد از دیدن معجزه و شفا و رؤیت یکی از معصومین در خواب و بیداری، رخ میدهد؛ ولی تمام موارد اینگونه نیستند. اساساً بیشتر موارد هدایت به اسلام حاصل تحقیق افراد و به کارگیری قدرت اندیشه و بررسی ادیان است. مورد بارز این موارد فردی آمریکایی است که با خود من در مورد مسلمان شدنش بحث میکرد و توضیح میداد که چگونه با تحقیق از مسیحیت به اسلام، و در اسلام از سلفیگری(گروهی تندرو که خود را اهل سنت میدانند) به تشیع رسیده است. افراد دیگری بخاطر تبلیغات سوء غرب در مورد اسلام، برایشان جالب شده بود که بدانند اسلام دقیقاً چیست و چه میگوید. نمونۀ این موارد نیز بانویی روستایی اهل آمریکا بود که ابتدا خیال میکرد اسلام نام یک کشور است! از سوی دیگر افراد دیگری نیز بخاطر دیدن اعمال مسلمانان واقعی، جذب دینی شده اند که آنها را اینگونه صالح و پاک بار آورده است. در موارد تشرّف به اسلام تنوّع فراوانی دیده میشوند و مثل داستانهایی که مسیحیان نقل میکنند، همسانی دیده نمیشود، پس همینجا آشکار میشود که چه کسی راست میگوید و چه کسی از حقیقت میگریزد.



    3)باطل بودن این داستانها وقتی آشکار میشود که ما با برخی از این افراد آشنا باشیم و بدانیم که «به راستی چه شد که مسیحی شدند»!! در واقع در بسیاری از موارد علّت اصلی مسیحی شدن افراد "مخالفت با حکومت ایران"، "تحت تأثیر تبلیغات مسیحیان قرار گرفتن"، "غربزدگی و خیال اینکه غربیها بخاطر مسیحیت پیشرفته هستند"، "سادگی فراوان مسیحیت که خیلی کم واجب و حرام دارد" و غیره است. گاهاً افرادی را میشناسیم که بخاطر یکی از این موارد مسیحی شده اند، ولی با کمال تعجب مینگریم که داستانهایی از همان دست که در بالا گفتیم را برای مسیحی شدن خودشان نقل میکنند.



    4)گیریم که داستانها درست باشد و واقعاً این افراد چنین معجزاتی را دیده باشند. جای سؤال است که «این افراد از کجا میدانند کسی که دیده اند واقعاً حضرت مسیح(ع) بوده است؟» چنان که خود مسیحیان قبول دارند و در کتاب مقدّسشان آمده است، دیوها و شیاطین هم میتوانند در افراد ایجاد بیماری و ناراحتی بکنند، پس میشود به این داستان به شکل دیگری نگاه کرد: یک موجود شیطانی ابتدا در آنها ایجاد بیماری و یا افسردگی و غم و اندوه میکند، و بعد خود را به شکلی که خیال کنند که مثلاً عیسی مسیح است، در برابر آنها قرار میدهد، و با آنها سخن میگوید و بعد از آن هم، بیماری و دردی که به وجود آورده بود، را برمیدارد، و فرد را به سوی آیینی که خودش میخواسته میکشاند. در واقع مسیحیان که خود به وجود شیطان و دیو باور دارند، از کجا میدانند که این شیطان نبوده که آنها را به این شکل فریب داده است؟ از کجا فهمیده اند که آن کسی که دیده اند، واقعاً حضرت عیسی مسیح(ع) بوده است؟



    5)باز فرض میکنیم داستانی که اینها میگویند راست باشد. این افراد سعی میکنند بگویند پیش از این ماجرا، دچار بیماری روحی یا جسمی بوده اند، تا بتوانند بعد از آن، معجزه ای بزرگ را نیز که در مورد خودشان صورت گرفته است، مطرح کنند. خب بدبختانه این مقدمه، برای داستانشان ایجاد دردسر میکند: این افراد بنا به ادعای خودشان، در شرایطی حضرت مسیح را میبینند که از همه جا ناامید هستند، و به شدّت دچار افسردگی میباشند، در چنین شرایطی احتمال اینکه فرد دچار توهّم بشود، بسیار زیاد است، این توهّم گاهاً در جهت نجات از افسردگی نخستین عمل میکند، مثلاً فرد دچار توهّم میشود که با کشتن دیگران از افسردگی نجات خواهد یافت، و این کار را میکند و از افسردگی و درد و رنج نجات میابد، در موارد دیگر نیز ممکن است او فرد نجاتبخشی را ببیند که به تازگی با شخصیتش آشنا شده است(آشنا شدن با یک دوست مسیحی یا کتاب انجیل پیش از معجزه هم این احتمال را بالا میبرد) که برای نجات او میاید و او را تسکین میدهد. پس میشود تمام این معجزه را حاصل یک توهّم درونی در فرد دانست. در مورد شفای بیماری جسمی هم این امر، به طور علمی ممکن است و امری فراطبیعی نیست. ممکن است سرطان یا هر بیماری دیگری در بدن عقب نشینی کند و سیستم دفاعی بدن به شکلی حیرت انگیز، بدون اینکه فرد در خواب یا بیداری یکی از مقدّسین را ببیند، عنصر بیماری را در هم بشکند و رو به بهبودی قدم بردارد.



    6)اگر در جلسات تبشیری مسیحیان شرکت کنید، میبینید که تبلیغگران مسیحیت مدام برای شنوندگان خود تکرار میکنند که ایمان آنها از طریق مکاشفه(دیدن مسیح در خواب یا بیداری) حاصل خواهد شد، و همین امر باعث میشود در افراد زمینه برای دیدن چنین چیزی ایجاد بشود، بدون شک شما اگر به صورت شبانه روزی به چیزی فکر کنید، آنرا در خواب یا حتی در بیداری خواهید دید. پس منشأ یک چنین مسیح دیدنی میتواند، تلقینات تبلیغگران مسیحیت باشد.



    7) معجزه ای که برای فرد دیگری رخ داده است، برای ما حجت نیست، ما معجزه ای را حجت میدانیم که یا با چشم خودمان ببینیم، یا در یک سند معتبر تاریخی بدان اشاره شده باشد. بسیاری از مردم بخاطر احساس حقارت به دروغگویی میپردازند، و ممکن است داستانهایی که این افرادی که به اعتراف خودشان پیش از دیدن این معجزه دچار افسردگی و ناامیدی و غم اندوه بوده اند، به ما میگویند نیز حاصل همین دروغگویی باشد، ما باید ابتدا در مورد وقوع معجزه تحقیق کنیم، و بعد آنرا بپذیریم.



    8)اساساً دیدن یک معجزه از مسیح، نمیتواند حقانیت مسیحیت را ثابت کند، زیرا مذاهب مختلفی ادعای پیروی از مسیح را دارند و این معجزه را فرد می تواند به نفع هر یک از این مذاهب مصادره کند.




    یادمان باشد، تبشیرگران مسیحیت اگر حرف حساب داشتند، حاضر میشدند در فضایی آزاد و بدون راندن افراد آگاه، به بحث و تبادل نظر در مورد مسیحیت بپردازند. اگر تحت تأثیر تبشیرگران مسیحیت قرار گرفته اید، به پاسخگویان مسلمان مراجعه کنید و نظر آنها را نیز بپرسید.

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خواندن این بحث را به دوستانی که با تبلیغگران مسیحی روبرو می شوند، توصیه می کنم.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود