صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بالاخره عشق به خدا داشته باشیم یا عشق به همسر ؟!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بالاخره عشق به خدا داشته باشیم یا عشق به همسر ؟!!

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ در ساعت ۰۲:۰۸


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,384
    مورد تشکر
    74 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب شما دوست جديد
    انشاالله كه اين سايت و اين مباحث برايتان مفيد باشد.
    در مورد سوالي كه مطرح فرموديد در چند مورد جواب رو خدمتتون عرض ميكنم انشاالله دقت لازم رو داشته باشيد:

    اول اينكه منظور از عشق الهي فقط دوست داشتن خدا نيست‌، بلكه دوستي خدا و هر كس و هر چيزي است كه خدا دوست دارد; "قُل‌ْ إِن كُنتُم‌ْ تُحِبُّون‌َ اللَّه‌َ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُم‌ُ اللَّه‌ُ وَيَغْفِرْ لَكُم‌ْ ذُنُوبَكُم‌ْ وَاللَّه‌ُ غَفُورٌ رَّحِيم‌ٌ ;(آل عمران‌،31) بگو: اگر خدا را دوست داريد از من پيروي كنيد تا خدايتان دوست بدارد و گناهانتان را ببخشايد كه خداوند بخشنده و مهربان است‌."

    دوم اينكه محبت به همسر يا حتي غير همسر مثل اهل بيت،اولياي الهي يا پدر و مادر شعاعي از محبت به خداست‌. به اين خاطر به آنان علاقه‌مند مي‌شويم كه خود را بنده خداوند و ناچيز مي‌دانند و با توجه به امر خدا به ازدواج دنبال تاهل رفته اند. بنابراين با توحيد كه به معناي يگانه دانستن و يگانه پرستيدن خدا است‌، هيچ گونه منافاتي ندارد.

    سوم اينكه صرف علاقه‌مند شدن به كسي شرك نيست‌، ولي اگر اين علاقه در رتبه محبت به خدا قرار گيرد و در عمل تعيين كننده جهت حركت انسان شود، در اين صورت اين علاقه شرك خفي است‌.

    4. در صورتي محبت و عشق به همسر، حجاب است كه به آن‌ها اصالت و استقلال بدهيم و آنان را در كنار و عرض خداوند براي خود همچون معبودي بپرستيم به اين صورت كه مثلا خواسته همسر رو بر خواسته خدا ترجيح دهيم يا رضايت همسر در اولويت رضايت الهي باشد و حال آن كه امثال شما و هر آشناي به معارف دين هرگز چنين اعتقادي نخواهد داشت‌. بلكه عشق ورزيدن به همسر در راستاي عشق و محبت به خداوند متعال است و به عبارت ديگر، در طول محبت به خداوند متعال است‌.و عشق خدا مقدم بر عشق آنهاست.
    در طول محبت خداوند به اين معنا است كه چون همسران ما بنده خدا هستند و خدمت ميكنند و دوست خداوند هستند براي رضاي خدا و به دستور او به آنان عشق مي‌ورزيم‌. روايت هاي زيادي در مورد عشق به همسر وارد شده كه مويد اين نكته مي باشد.

    حاصل آن كه‌، در هر كاري كه مي‌خواهيم انجام دهيم‌، بايد خداوند در رأس فكر و هرم كارها باشد و همسر هم كمك كننده و وسيله اي براي رسيدن ما و حتي خودش به خدا باشد.

    ادامه دارد...
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ در ساعت ۲۲:۳۹
    بالاخره عشق به خدا داشته باشیم یا عشق به همسر ؟!!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,384
    مورد تشکر
    74 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما با بيان ديگري هم وارد اين بحث شويم تا جواب خوب جا بيفتد و برايتان حل شود.
    دوست عزيز ببينيد هر گونه محبتي در عالم از محبت خداوند سرچشمه مي گيرد و به طور كلي هر چيزي كه كمال و فضيلتي در عالم به شمار آيد، در هر موجودي كه باشد، از كمالات و فضايل الهي نشأت مي گيرد و پرتوي كم رنگ و ضعيف از كمالات خداوند است. همه كمالات موجود در عالم اگر با اين ديد نگريسته شوند كه از خود استقلال و وجودي ندارند بود و قوام و بقايشان وابسته و پيوسته به وجود خداوند است و شعاعي از آن خورشيد پرفروغ هستي و حيات است مي تواند انسان را به خداوند راهنمايي كنند و همچون آينه اي باشند كه صفات جمال و جلال الهي را مي نمايانند.

    كمالات و فضايل و امتيازاتي كه در موجودات است اگر بريده از مبدأ هستي و زيبايي و ايستاده بر روي پاي خود و مستقل از خداوند ديده شوند، دام فريب و غرور شيطان و مانعي بر سر راه تكامل و تعالي انسان است و باعث دور شدن از مقصد و مقصود مي گردد ولي اگر به چشم آيه و نشانه اي از آن معدن كمال و عظمت ديده شوند هر كدام نشانه راه رسيدن به مقصود مي گردند و عاملي براي شتاب در رسيدن به هدف والاي انساني و الهي است.

    محبت بين دو همسر به تعبير صريح قرآن كريم از نشانه هاي خداوند و دليلي بر عظمت و كمالات اوست. قرآن كريم مي فرمايد: «و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه ان في ذلك لايات لقوم يتفكرون؛ از نشانه هاي خداوند اين است كه براي شما همسراني آفريد كه در كنارش آرامش يابيد و بين شما دوستي و رحمت قرار داد در اين امر نشانه هايي براي اهل انديشه است» (روم، آيه 21).

    حال چگونه ممكن است چيزي كه خداوند خود آفريده و به عنوان نشانه خود معرفي نموده مانعي بر سر راه تكامل و قرب به او باشد؟ چگونه ممكن است محبت بين دو همسر نشانه خداوند باشد ولي مانع شناخت و معرفت الهي گردد؟

    اين محبت كه آفريده خداوند است و به طور فطري در انسان ها قرار داده شده نه تنها مانع شناخت خداوند و قرب به او نمي باشد بلكه وسيله اي براي معرفت خداوند و تقرب به او مي باشد. بنابراين محبت بين زن و شوهر و بين پدر و مادر و فرزندان شعبه و شاخه اي از محبت خداوند و در طول محبت او مي باشد به شرط اين كه به آن استقلال داده نشود و بريده از خداوند ديده نشود.
    البته بايد توجه داشت كه قبل از خواندن صيغه عقد شرعي و محرم شدن زن و مرد هيچ گونه ارتباطي كه تنها با محرم شدن مجاز و حلال مي باشد، شرعا و عرفا روا نمي باشد و صرف دوست داشتن و علاقمند بودن به كسي موجب جواز ارتباط غيرمتعارف و خارج از چارچوب شرع نمي باشد.

    موفق باشيد.
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ در ساعت ۲۲:۴۲
    بالاخره عشق به خدا داشته باشیم یا عشق به همسر ؟!!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    توکلت علی الحی الذی لا یموت

    رسول خدا (ص) فرمود :


    هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید.
    بحار جلد 103 ص 228


    حضرت صادق علیه السلام فرمود :

    هر کس از دوستان ما باشد به ‏همسرش بیشتر اظهار محبت می کند.
    بحار جلد 103 ص 223



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    جواب این تاپیک رو شهید چمران خیلی زیبا بیان کرده...

    جملات زیبای شهید چمران بعد طلاق گرفتن همسر اولش

    ((من میخواستم عشق زن را با پرستش خدای یگانه مخلوط کنم.

    میخواستم((پروانه))را بپرستم و این پرستش را در فلسفه وحدت,جزیی از پرستش خدا بشمارم,
    میخواستم در وجود او محو شوم و ((حالت))فنا را تجربه کنم,میخواستم زندگی زناشویی را به پرستش و فنا و وحدت بیامیزم,
    میخواستم خدا را لمس کنم,میخواستم جسم و روح را به هم بیامیزم,میخواستم هستی را در خدا و خدا را در پروانه خلاصه کنم.....ولی او چنین ظرفیتی نداشت و شاید دیگر کسی پیدا نشود که چنین ظرفیتی داشته باشد....درک این واقعیت یک یاس فلسفی در من ایجاد کرده,احساس تنهایی شدیدی میکنم.تنهایی مطلق.
    یک تنهایی که من در یک طرف ایستاده ام و خدا در طرف دیگر و بقیه همه اش سکوت,همه اش مرگ,همه اش نیستی است.))
    الهی العفو...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    سلام!!!
    همانطور كه از فرمايش نبي مكرم اسلام(ص)بر مي آيد عشق ومحبت كردن به همسر اسان نيز خود داراي يك نوع ايمان عميق نسبت به پروردگار متعال است.ايماني كه از روي درك وآگاهي وبينش عميق فرد نسبت به خدا حاصل شده است.
    پس اي كساني كه تا الان به همسرانتان با ديد ديگري برخورد مي كرديد اگر واقعا ايمان داريد با همسرتان به شايستگي رفتار كنيد كه اين نص صريح خداو قرآن وپيامبر عظيم الشأن است!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    نقل قول نوشته اصلی توسط Behrooz_313 نمایش پست
    جواب این تاپیک رو شهید چمران خیلی زیبا بیان کرده...

    جملات زیبای شهید چمران بعد طلاق گرفتن همسر اولش

    ((من میخواستم عشق زن را با پرستش خدای یگانه مخلوط کنم.

    میخواستم((پروانه))را بپرستم و این پرستش را در فلسفه وحدت,جزیی از پرستش خدا بشمارم,
    میخواستم در وجود او محو شوم و ((حالت))فنا را تجربه کنم,میخواستم زندگی زناشویی را به پرستش و فنا و وحدت بیامیزم,
    میخواستم خدا را لمس کنم,میخواستم جسم و روح را به هم بیامیزم,میخواستم هستی را در خدا و خدا را در پروانه خلاصه کنم.....ولی او چنین ظرفیتی نداشت و شاید دیگر کسی پیدا نشود که چنین ظرفیتی داشته باشد....درک این واقعیت یک یاس فلسفی در من ایجاد کرده,احساس تنهایی شدیدی میکنم.تنهایی مطلق.
    یک تنهایی که من در یک طرف ایستاده ام و خدا در طرف دیگر و بقیه همه اش سکوت,همه اش مرگ,همه اش نیستی است.))



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    150
    تشکر:
    1
    حضور
    21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    دو نکته لازم است یکی اینکه حد عشق است که بالاترین سطح آن باید به خدای متعال اختصاص یابد نه به غیر آن بنص :

    وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ {البقرة/165}

    نکته دیگر نوع عشق به فرزند وعشق به همسر ووعشق به مادر وعشق به خدا هرکدام خصوصیات مخصوص بخود را دارند واگر به خبری که در این باب وارد شده توجه کنید جالب است :

    دراخبار آمده كه روزى اميرمؤ منان (ع ) در ميان دو فرزند خردسالش عباس و زينب نشسته بود كه رو به عباس نموده فرمود: ((قل واحد)) بگو يك .
    عباس آن را گفت .
    سپس فرمود: ((قل اثنان )) بگو دو.
    عباس در پاسخ گفت : ((استحيى ان اقول باللسان الذى قلت واحد، اثنان ))؛
    شرم دارم با زبانى كه يكى گفته ام ، دو بگويم .
    آن گاه اميرمؤ منان (ع ) چشمان عباس (ع ) را بوسه زد؛ چرا كه كلام اين فرزند خردسال اشاره به وحدانيت خداى تعالى و توحيد او مى كرد.
    سپس رو به زينب (س ) كرد، ولى زينب منتظر سؤ ال پدر نمانده ، خود سؤ الى مطرح كرد و گفت : پدر! ما را دوست دارى ؟
    اميرمؤ منان (ع ) فرمود: آرى دخترم ، فرزندان پاره هاى قلب ما هستند.

    زينب (س ) پرسيد: پدر! دو محبت - محبت خدا و محبت اولاد - در قلب مؤ من جا نمى گيرد. پس اگر بايد دوست داشته باشى ، شفقت و مهربانى را نثار ما كن و محبت خالص را تقديم خداوند.
    على (ع ) كه اين درك ، و شناخت و استعداد را در اين دختر و پسر خردسالش مشاهده نمود، بر علاقه اش نسبت به آنان افزوده شد.)) زينب (س ) به دليل همين نبوغ و استعداد و ديگر كمالاتى كه در وجودش بود، از احترام ويژه خانواده پدر برخوردار شد.


    مستدرك الوسائل ، ج 2، ص 635 و ج 3، ص 815. مقتل خوارزمى ، ج 1، ص 122. متن روايت در مستدرك اين است :
    مجموعة الشهيد: قيل لما كان العباس وزينب - ولدي علي (عليهم السلام) - صغيرين، قال علي (عليه السلام) للعباس: قل: " واحد " فقال: واحد، فقال " قل: اثنان " قال: استحي أن أقول باللسان الذي قلت واحد اثنان، فقبل علي (عليه السلام) عينيه، ثم التفت إلى زينب، وكانت على يساره والعباس عن يمينه، فقالت: يا أبتاه أتحبنا ؟ قال: " نعم يا بني، أولادنا أكبادنا " فقالت: يا أبتاه حبان لا يجتمعان في قلب المؤمن: حب الله وحب الاولاد، وان كان لابد لنا فالشفقة لنا والحب لله خالصا.
    فازداد علي (عليه السلام) بهما حبا، وقيل: بل القائل الحسين (عليه السلام).




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    173
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام حی جمیل
    این طور به نظر میرسد که مخلوقات الهی هرکدام جلوه ای از صفات جمالیه را بقدر مقدور ازخود بروز می دهند از آنجا که هر کدام رایحه ای از دوست را به مشام میرسانند مادام که در مقابل خدا قرار نگرفته اند لایق دوست داشتن خواهند بود و پله ای در مقامات قرب حق تبارک تعالی برای قلب بنده دوست دارنده در پیش رو برای صعود می گذارند
    چگونه است قلبی که فقط خود را دوست دارد توانایی دوستی عظیم با حق تعالی داشته باشد آنگاه است که خدا به دوست داشتن دیگران می گماردش تا قلب قدری بزرگتر و آموخته تر شود به بیرون رفتن از دوست داشتن فقط خود و تجربه حب غیر خود و همینطور گامهای دیگری در راه است برای دوست داشتن فرزند و خانواده و محله و هم میهن و هم کیش و غیره آنگاه قلب چنان وسعتی یافته که توانایی عشق خالص برای خدای رحمن یافته باشد و البته و صد البته که که گوشت و استخوان و پوست مخلوق کجا و ایجاد عشق و محبت کجا و اینجاست که در می یابد هر آنچه بوده از حضرت دوست بوده که خالق است و رحیم آن که محبت غیر گرفت و در آن نقشی از رب نیافت گام برنداشته و آنکه گرفت و پروردگار کریم دید رفته تا رفتنی دیگر بیازماید باشد تا لقای حضرت احدیت به سرٌ و قلب عیان بیند به حب معصومین مکرم و خواست الله جل و اعلی انشا الله
    انشالله اساتید راهنمایی بفرمایند بر آنچه ناصواب می انگارند در این مرقومه
    ویرایش توسط maskar : ۱۳۹۰/۰۴/۰۱ در ساعت ۲۱:۴۹
    "خداوندا اراده ات نافذ است و جاري، وانگذار حتي يك لحظه مرا به خويشتن خويش "
    "خداوندا عالم تر از تو تاكنون نيافته ام ،علمم را توافزوني ده "
    "خدايا ايمانم ده فراوان و جايگريش فرما در قلبم جاودان"
    "خدايا هر لحظه ايمانم را تازه فرما"
    "خداوندا مرا از بندگان شكرگذارت فرما، زيرا كه به آنان نعماتت را شناسانده اي"
    خداوندا وصف تو آنقدر بلند است كه در هيچ انديشه ژرفي نمي گنجي ، از اينكه اجازه فرموده اي به اسمهايي تورا بخوانم،
    سپاس ، سپاس ، سپاس

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به قول آقای قمشه ای (نقل به مضمون) اینها در طول یکدیگر هستند نه در عرض یکدیگر و کسی که عاشق خدا باشد عاشق همه موجودات است (بسته به اینکه تا چه حد آن موجود جلوه گاه خداست)

  12. تشکرها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود