جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زدن زنان در آيه 34 سوره نساء

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    زدن زنان در آيه 34 سوره نساء




    سلام و خسته نباشید منظور از زدن زنان كه در آيه 34 سوره نساء كه مجاز شمرده شده است چيست؟ اگر چه آيه صراحت در زدن دارد ولى برخى مقصود از آن را تاديب توسط حاكم دانسته اند; اگر چنين مطلبى صحت دارد چرا فعل امر از باب «ضرب» به كار رفته، نه از باب تأديب؟ منتظر پاسخ های شما دوستان هستم .



    کارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ در ساعت ۰۱:۴۶

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    براي پاسخ به سوال اصلي شما بايد مقدمتا مطالبي را در خصوص آيه بيان نماييم تا نهايتا به اين مساله برسيم كه چرا برخي ، منظور از ضرب را تاديب توسط حاكم دانسته اند .
    راغب می گوید: «نشوز المرئة بعضها لزوجها و رفع نفسها من طاعته و عینها عنه الی غیره» [راغب: مادة نشز].
    نشوز زن عبارت است از کینه و نفرت او نبست به شوهرش و سرتافتن از اطاعت او و چشم داشتن بجز او. چنان که دیده می شود نشوز زن عصیان و سرباز زدن او از اطاعت شوهر تعریف شده است. بنابراین تحقق و عدم تحقق نشوز، بستگی به فهم حدود و گسترة اطاعت همسر دارد؛ زیرا هرچه دایرة اطاعت گسترده تر باشد، زمینة نشوز بیشتر مهیاست و بعکس هرچه دایرة اطاعت شوهر تنگتر و محدودتر باشد، زمینة تحقق نشوز کمتر فراهم می شود. اکنون باید دید محدودة اطاعت زن از همسر تا کجاست؟
    از تعبیرهایی که مفسران و فقیهان در این باره داشته اند، می توان سه دیدگاه را نتیجه گرفت:
    1- گسترة اطاعت شوهر به اندازة گسترة اوامر و نواهی اوست( المنار ، رشید رضا ج 5: 76)
    2- اطاعت شوهر تنها در حدود حقوق است و نه بیشتر .
    صاحب جواهر می نویسد:
    ظاهر این است که نشوز، با بیرون رفتن هر یک از زن و شوهر از وظایف واجب بر یکدیگر تحقق می یابد [نجفی ج 31: 201-200]
    3- فرمانبری از شوهر تنها در استمتاع جنسی است و نه بیشتر. بر اساس این نظریه نشوز ضد تمکین است
    بنابراین نشوز وقتی صورت می گیرد که زن تمکین نکند و تن به تمتعات مرد ندهد؛ اما اگر تمکین کرد در این صورت ناشزه شمرده نمی شود، اگرچه از جهات دیگر مقصر باشد.
    صاحب جواهر در یکجا نشوز را ضدّ تمکین می داند و تمکین را به تن سپاری زن برای استمتاع مرد تعریف می کند [نجفی ج 31: 303] و در جای دیگر می نویسد:
    بدزبانی زن نسبت به مرد نشوز نیست. اگرچه سزاوار سرزنش و تأدیب باشد و همچنین خودداری کردن از خدمت شوهر و رفع نیازهایی که ربطی به بهره گیری جنسی ندارد، نشوز شمرده نمی شود، زیرا هیچ یک از اینها و غیر اینها از کارهایی که موجب از بین رفتن استمتاع نیست، بر زن واجب نیست [نجفی ج 31: 201].
    حال که معنای نشوز برای ما روشن شد به راه چاره آن از نظر قرآن می پردازیم.
    مراحل سه گانة وعظ و هجر و ضرب هرچند با واو بر یکدیگر عطف شده اند، اما چنان که مفسران گفته اند، ظهور در این دارند که بین آنها ترتیب برقرار است یعنی با چاره ساز بودن هر یک نوبت به دیگری نمی رسد بنابراین تا حد ممکن از راههای مسالمت آمیز باید بهره جست.
    اولین راه چاره موعظه و نصیحت کردن زن است یعنی مرد باید زن را به وظایف خود آگاه سازد و او را از خدا بترساند و دومین راه اگر راه اول سازگار نبود این است که در بستر از او دوری کند، امام باقر(ع) در روایتی آن هجر را چنین توضیح می دهد: «پشت خود را به طرف او برگرداند». و اگر این مرحله نیز کارساز نبود مرحلة سوم یعنی زدن پیشنهاد شده است. زدن چرا و چگونه؟




    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    دربارة چگونگی زدن زن با توجه به روایات فراوانی که در این زمینه رسیده است همه مفسران و فقیهان بر این مطلب توافق و تأکید دارند که زدن باید «غیرمبرّح» باشد؛ یعنی آسیب و آزار جسمی نرساند و گرنه موجب دیه خواهد بود.
    زدن در آیه به گونة غیرمبرّح تفسیر شده؛ یعنی زدنی که سخت دردآور نباشد که درواقع زدن نیست، بلکه دست کشیدنی است با ظرافت ویژه. و از همین رو مقید شده که با تازیانه و چوب و وسیلة دیگر نباشد، مگر چوب نازک مسواک که انسان با آن مسواک می زند [معرفت ش 25 26: 45].
    در مسالک آمده:
    ضرب تأدیب و تعزیر است همان گونه که کودکان را برای گناه می زنند و باید به گونه ای باشد که خون نیاید و زخم نشود و بعد آورده اند که در اخبار است که با چوب مسواک آنها را بزنید شاید حکمتش شوخی دوستدارانه باشد [شهید ثانی ج 8: 356].
    محقق حلی در این باره می نویسند:
    در این باره برخی از فقها معتقدند که زوج با مشاهدة نشانه های نشوز در زدن مثل عبوس کردن چهره و برخورد سنگین توأم با تأنی نسبت به وظایف زناشویی می تواند پس از آنکه با زوجه گفتگو کرد و او را به حسن رفتار دعوت نمود و سودی نبخشید در بستر از او دوری کند [محقق حلی ج 2: 560].
    اما صاحب جواهر اجرای علاج سوم را مشروط به علم شوهر دربارة نشوز زوجه دانسته است و می فرماید: «تا وقتی که زوج، علم به نشوز زوجه پیدا نکرده است نباید کیفر سوم را اجرا کند زیرا عمل حرامی از وی سرنزده است تا مستوجب عقوبت باشد». پس در اینجا صاحب جواهر زدن زن را منوط به انجام دادن عمل حرام از طرف او می داند و در این صورت زدن را تجویز می کند [نجفی ج 31: 202].
    اگر زوجه باز هم از ایفای وظایف خاص زوجیت یعنی تمکین در امور زناشویی امتناع ورزد، نشوز محقق شده و زوج می تواند با وارد کردن ضربه هایی که موجب تغییر رنگ پوست بدن نشود زوجه را به انجام وظایفش وادار سازد و لازم است این کار به قصد اصلاح باشد نه انتقام [امام خميني ،ج 2: 305].
    با توجه به بیانات فوق نتیجه می گیریم که تمام فقها زدن زن توسط مرد را در صورت نشوز وی بعد از دو مرحلة قبلی یعنی وعظ و هجر جایز شمرده اند ولی زدن زن را از زدنهای معمولی و رایج کاملاً جدا می کنند و نشان می دهند که مقصود شارع از «ضرب»، زدن خاص است و نه زدن معمول و رایج که دست کم باعث کبودی و تغییر رنگ پوست می شود.



    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۱:۱۸
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    همان طور که مشاهده فرمودید تمام فقها از آیة «واضربوهن» اینگونه برداشت کردند که مرد می تواند زن را تنبیه کند، البته حدود این تنبیه را مشخص نمودند، ولی همه این عقیده را دارند که خطاب آیه به مردان است. تنها نظر مخالفی که در این زمینه ارائه شده نظر حضرت آیت الله موسوی بجنوردی است. ایشان می فرمایند:
    در مرحلة سوم آیه می گوید «و اضربوهن» برداشت خود من از «واضربوهن» این نیست که مرد می تواند زنش را بزند، چون کتک زدن به معنی تعزیر است و در اصول کلی اسلام، تعزیر فقط در اختیار قاضی است. یعنی مرد در اینجا می تواند به دادگاه شکایت کند و دادگاه است که زن را تعزیر می کند این احتمال را شهید ثانی داده و من هم عقیده ام این است، زیرا از اصولی که در نظام جزائی اسلام داریم این است که: «التعزیر بید الحاکم» یعنی اختیار تعزیر به دست حاکم شرع است و ضرب هم نوعی تعزیر به حساب می آید. و در اینجا محکمه است که تصمیم می گیرد زن را چگونه تعزیر کند و در اینجا تبعیض میان زن و مرد نیست زیرا مرد هم اگر وظایف زناشویی خود را بجا نیاورد، ناشز است و زن باید در این موارد به دادگاه مراجعه کند و قاضی دادگاه دربارة تعزیر مرد تصمیم می گیرد [مصاحبه با آیت الله بجنوردی ش 7: 14].
    به تعبیر دیگر، واضربوهن کنایه از تأدیب زوجه است و با توجه به اینکه مسألة تعزیر منحصراً در اختیار حاکم شرع است انشاء حکم به تعزیر و مباشرت مسألة تعزیر با خود قاضی است. محذوری که ما در اینجا مشاهده می کنیم این است که:
    وحدت سیاق این معنا را اقتضا می کند همان طوری که نصیحت کردن با خود زوج است و فاصله گرفتن در همخوابی با خود زوج است مباشرت در ضرب هم باید با خود زوج باشد لکن محذوری که پاسخ این معنا را می دهد این است که از اصول مسلّم جزایی اسلام امر تعزیر منحصراً در دست حاکم است و مرتکب شدن، برخلاف سیاق آیه، اهون است تا اینکه مرتکب خلاف یک اصل مسلّم حقوقی در اسلام شویم که تعزیر منحصراً در اختیار حاکم است.*
    به همين دليل است كه برخي، منظور از ضرب را تاديب بوسيله حاكم شرع دانسته اند نه مرد .
    ______________
    *
    مجله متین، شماره 23و24، سیده شهناز حسینی
    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۰/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۱:۲۲
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    پستهاي 2-4 به عنوان پاسخ و جمع بندي اعلام مي شوند.


    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود