صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا قصاص مايه حيات است ؟

  1. #11
    میقات آنلاین نیست. مدیر علمی انجمن قرآن و حدیث

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,189
    مورد تشکر
    9,649 پست
    حضور
    63 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطلبی دیگر:


    اسلام دينى است كه براى دنيا و هميشه تشريع شده نه براى قومى خاص و امتى معين، و ملل مترقی دنيا اعتراضى كه به حكم قصاص اسلام كرده‏اند از اين رو بوده كه خيال كرده‏اند افرادش كاملا تربيت شده‏اند و حكومت‏هايشان بهترين حكومت است، و استدلال كرده‏اند به آمارگيرى‏هايشان كه نشان داده در اثر تربيت موجود، ملت خود بخود از كشتار و فجايع متنفرند و هيچ قتلى و جنايتى در آنها اتفاق نمى‏افتد، مگر به ندرت؛ و براى آن قتل نادر و احيانى هم، ملت به مجازات كمتر از قتل راضى است.

    و در صورتى كه اين خيال ايشان درست باشد اسلام هم در قصاص، كشتن را حتمى و متعين ندانسته، بلكه يك طرف تخيير شمرده و طرف ديگر تخيير را عفو دانسته است.

    بنا بر اين چه مانعى دارد حكم قصاص در جاى خود و به قوت خود باقى بماند، ولى مردم متمدن، طرف ديگر تخيير را انتخاب كنند و از عقوبت جانى عفو نمايند؟

    هم چنان كه آيه قصاص هم خودش به اين معنا اشاره دارد: «فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخيهِ شَيْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ ...» (14)

    مى‏فرمايد: هر جنايتكار قاتل كه برادر صاحب خونش از او عفو كرد و به گرفتن خون بها رضايت داد، در دادن خون بها امروز و فردا نكند و احسان او را تلافى نمايد، و اين لسان، خود لسان تربيت است مى‏خواهد به صاحب خون بفرمايد: (در عفو لذتى است كه در انتقام نيست) و اگر در اثر تربيت كار مردمى بدين جا بكشد، كه افتخار عمومى در عفو باشد، هرگز عفو را رها نمى‏كنند و دست به انتقام نمي زنند.


    اگر ملتى به آن حد از ارتقاء رسيد، و به نحوى تربيت شد كه از عفو لذت ببرد، اسلام هرگز به او نمى‏گويد چرا از قاتل پدرت گذشتى؟ چون اسلام هم او را تشويق به عفو كرده؛ و اگر ملتى هم چنان راه انحطاط را پيش گرفت و خواست تا نعمت‏هاى خدا را با كفران جواب بگويد، قصاص براى او حكمى است حياتى، در عين اين كه در آن جا نيز عفو به قوت خود باقى است.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۲۷ در ساعت ۱۷:۰۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  2. #12
    میقات آنلاین نیست. مدیر علمی انجمن قرآن و حدیث

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,189
    مورد تشکر
    9,649 پست
    حضور
    63 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اين كه گفته می شود: رأفت و رحمت بر انسانيت اقتضاء مى‏كند قاتل اعدام نشود.


    در پاسخ مى‏گوئيم: بله، و لكن هر رأفت و رحمتى پسنديده و صلاح نيست، و هر ترحمى فضيلت شمرده نمى‏شود، چون به كار بردن رأفت و رحمت، در مورد جانى قسى القلب، (كه كشتن مردم برايش چون آب خوردن است)، و نيز ترحم بر نافرمانبر متخلف و قانون‏شكن كه بر جان و مال و عرض مردم تجاوز مي كند، ستمكارى بر افراد صالح است؛ و اگر بخواهيم بطور مطلق و بدون هيچ ملاحظه و قيد و شرطى، رحمت را به كار ببنديم، اختلال نظام لازم مى‏آيد و انسانيت در پرتگاه هلاكت قرار گرفته، فضائل انسانى تباه مى‏شود.

    هم چنان كه آن شاعر فارسى زبان گفته:

    (ترحم بر پلنگ تيز دندان * ستمكارى بود بر گوسفندان)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۲/۱۳ در ساعت ۱۹:۳۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  3. #13
    میقات آنلاین نیست. مدیر علمی انجمن قرآن و حدیث

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,189
    مورد تشکر
    9,649 پست
    حضور
    63 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اين كه می گویند: قصاص کردن به قتل، از قساوت قلب و حب انتقام است.


    در پاسخ می گوییم: انتقام گرفتن براى مظلوم از ظالم، يارى كردن حق و عدالت است كه نه مذموم است و نه زشت، چون منشا آن محبت، عدالت است كه از فضائل است، نه رذائل.

    علاوه بر اين كه تشريع قصاص به قتل، تنها به خاطر انتقام نيست، بلكه ملاك در آن تربيت عمومى و سد باب فساد است.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۲/۱۳ در ساعت ۱۹:۳۳

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  4. #14
    میقات آنلاین نیست. مدیر علمی انجمن قرآن و حدیث

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,189
    مورد تشکر
    9,649 پست
    حضور
    63 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و اما اين كه می گویند: جنايت قتل، خود از مرض‏هاى روانى است كه بايد مبتلاى بدان را بسترى كرد و تحت درمان قرار داد، و اين خود براى جنايتكار عذرى است موجه.


    در پاسخ مى‏گوئيم: همين حرف باعث مي شود قتل و جنايت و فحشاء روز به روز بيشتر شود و جامعه انسانيت را تهديد كند.

    براى اين كه هر جنايتكارى كه از قتل و فساد لذت مى‏برد، وقتى فكر كند كه اين ساديسم جنايت، خود يك مرض عقلى و روحى است، و او در جنايتكاريش معذور است و اين حكومتها هستند كه بايد اين گونه افراد را با يك دنيا رأفت و دلسوزى تحت درمان قرار دهند، و از سوى ديگر حكومت‏ها هم به همين معنا معتقد باشند، البته هر روز يكى را خواهد كشت و معلوم است كه چه فاجعه‏اى رخ خواهد داد.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۲/۱۳ در ساعت ۱۹:۳۵

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. #15
    میقات آنلاین نیست. مدیر علمی انجمن قرآن و حدیث

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,189
    مورد تشکر
    9,649 پست
    حضور
    63 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و اما اين كه می گویند: بشريت بايد از وجود مجرمين استفاده كند و به اعمال شاقه و اجبارى وادار سازد، و براى اين كه وارد اجتماع نباشند و جنايات خود را تكرار نكنند، آنها را حبس كنند.


    در پاسخ مى‏گوئيم: اگر راست مي گويند، و در گفته خود متكى به حقيقت هستند، پس چرا در موارد اعدام قانونى كه در تمامى قوانين رائج امروز هست، به آن حكم نمى‏كنند؟

    پس معلوم مى‏شود در موارد اعدام، حكم اعدام را مهم‏تر از زنده ماندن و كار كردن محكوم تشخيص مي دهند.


    افزون بر این که تاریخ بشریت از زندانی كردن مجرم چندان سودی نبرده است. امروزه متخصصان امور قضایی زندانی كردن مجرم را چندان باز دارنده ارزیابی نمی‌كنند. زندان خود محیط جرم‌خیزی است كه مجرمین غیر حرفه ای را به مجرمین حرفه‌ای تبدیل می‌كند، به علاوه تقویت حس انتقام‌جویی و تبدیل فشار‌های ناشی از آن به عقده‌های روحی، كه ممكن است پس از آزادی آثار منفی اجتماعی آن بروز كند. اساساً در نظام قضائی اسلام زندان ـ جز در موارد معدود ـ توصیه نشده است.


    _____________
    (1) بقره، 178.
    (2) بقره، 179.
    (3) بقره، 194.
    (4) مائده، 45.
    (5) ر.ک: ترجمه الميزان، ج‏1، ص 657.
    (6) ر.ک: ترجمه الميزان، ج‏1، ص 657.
    (7) بقره، 178.
    (8) قاموس قرآن، ج‏6، ص، 13.
    (9) مائده، 45.
    (10) بقره، 178.
    (11) ر.ک: ترجمه الميزان، ج‏1، ص 660.
    (12) ترجمه الميزان، ج‏1، ص 661 به بعد.
    (13) مائده ، 32.
    (14) بقره، 178.

    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۸/۲۷ در ساعت ۱۷:۰۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  6. #16
    میقات آنلاین نیست. مدیر علمی انجمن قرآن و حدیث

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    4,189
    مورد تشکر
    9,649 پست
    حضور
    63 روز 11 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی و نتیجه گیری


    پرسش:

    آيا معناي آية «ولكم في القصاص حياة»آن است كه خون انسان محترم است و قتل هرچه كمتر باشد بهتر است؛ پس قصاص ماية حياتاست، چون محدود كننده انتقام‌ها و كشتار‌هاست و لذا اگر روزي برداشته شود، خلاف نظرقرآن نخواهد بود؟

    پاسخ:

    «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»، و براى شما در قصاص، حيات و زندگى است، اى صاحبان خِرد! شايد شما تقوا پيشه كنيد. (1)
    كلمه (قصاص) مصدر از (قاص يقاص) است و اين كلمه از (قص اثره، جا پاى او را تعقيب كرد) مى‏باشد.
    (قصاص- داستان‏سرا) را هم به همين مناسبت قصاص مى‏گويند كه آثار و حكايات گذشتگان را حكايت مى‏كند، كانه اثر گذشتگان را دنبال مى‏نمايد، پس اگر قصاص را قصاص ناميده‏اند براى اين است كه جانى را در جنايتش تعقيب می كنند، و عين آن جنايت كه او وارد آورده بر او وارد مى‏آورند. (2)
    قصاص، مقابله به مثل در جنايت عمدى است. اگر انسان بداند كه در صورت كشتن كسى، او را خواهند كشت كسى را نمي كشد. و اين سبب حيات و زنده ماندن مردم مي شود لذا فرموده «فِي الْقِصاصِ حَياةٌ».
    از آيه (بقره، 178) روشن مي شود كه حسّ انتقام و عاطفه هر دو در اسلام مراعات شده است. اگر طرف در قتل عمدى بخواهد انتقام بكشد مجاز است و اگر بخواهد عفوّ كند باز مجاز است.
    «فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ» آمدن لفظ «اخ» براى تحريك عاطفه و رحمت است پس قصاص يك انتقام خشن و بى‏بدل نيست، بلكه بدل و عوض هم دارد و آن عفو و گرفتن خونبهاست.
    عدّه‏اى از قانونگذاران و نويسندگان قصاص را مخالف مصلحت و عاطفه دانسته و آن را حكمى ناروا قلمداد كرده‏اند و به جاى آن زندان گذاشته‏اند، ولى گويند از روزی كه زندان جاى قصاص را گرفته شماره قتل در عالم رو به كثرت نهاده‏ است. (3)
    «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ، لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»؛ اين جمله به حكمت تشريع قصاص اشاره مي كند، و هم توهمى را كه ممكن است از تشريع عفو و ديه به ذهن برسد، دفع مي نمايد، و نيز مزيت و مصلحتى را كه در عفو است، يعنى نشر رحمت و انگيزه رأفت را بيان نموده، مى‏فرمايد: عفو به مصلحت مردم نزديكتر است، تا انتقام.
    «فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شىَ‏ْءٌ ٌ»؛ حاصل معناى اين جمله اين است كه عفو هر چند تخفيفى و رحمتى است نسبت به قاتل، (و رحمت خود يكى از فضائل انسانى است)، و لكن مصلحت عموم تنها با قصاص تامين می شود. قصاص است كه حيات را ضمانت می كند، نه عفو كردن و ديه گرفتن و نه هيچ چيز ديگر.
    «يا أُولِي الْأَلْبابِ»؛ و اين حكم هر انسان داراى عقل است. و اين كه فرمود: (لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)، معنايش اين است كه بلكه شما از قتل بپرهيزيد؛ و اين جمله به منزله تعليل است، براى تشريع قصاص. (4)
    در عصر نزول آيه قصاص و قبل از آن نيز عرب به قصاص و حكم اعدام قاتل، معتقد بود، و لكن قصاص او حد و مرزى نداشت بلكه به نيرومندى قبائل و ضعف آنها بستگى داشت.
    در ملت يهود نيز آنها به قصاص معتقد بودند؛ ولى ملت نصارى بطورى كه حكايت كرده‏اند در مورد قتل، به غير از عفو و گرفتن خون بها حكمى نداشتند. ساير شعوب و امتها هم با اختلاف طبقاتشان، فى الجمله حكمى براى قصاص در قتل داشتند هر چند كه ضابطه درستى حتى در قرون اخير براى حكم قصاص معلوم نكردند.
    در اين ميان، اسلام عادلانه‏ ترين راه را پيشنهاد كرد، نه آن را به كلى لغو نمود، و نه بدون حد و مرزى اثبات كرد، بلكه قصاص را اثبات كرد، ولى تعيين اعدام قاتل را لغو نمود و در عوض صاحب خون را مخير كرد ميان عفو و گرفتن ديه، آن گاه در قصاص رعايت معادله ميان قاتل و مقتول را هم نموده، فرمود: آزاد در مقابل كشتن آزاد، اعدام شود، و برده در ازاء كشتن برده و زن در مقابل كشتن زن: «الحرُّ بِالحرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنثىَ‏ بِالْأُنثىَ‏» (5). (6)
    قرآن كريم و قانون اسلام در تمامى دنيا چيزى كه بهاى انسان شود و ميزانى كه با آن ميزان بتوان انسان را سنجيد، سراغ نمي دهد مگر يك چيز، آن هم ايمان به خدا و دين توحيد است.
    و بر اين حساب وزن اجتماع انسانى و وزن يك انسان موحد، نزد او برابر است و چون چنين است حكم اجتماع و فرد نزد او يكسان مى‏باشد. پس اگر كسى مؤمن موحدى را بكشد، در اسلام با كسى كه همه مردم را بكشد يكسان است، به خاطر اين كه هر دو به حريم حقيقت تجاوز نموده، هتك حرمت آن كرده‏اند. هم چنان كه قاتل يك نفر با قاتل همه مردم از نظر طبيعت وجود يكسان است.
    و اما ملل متمدن دنيا كه به حكم قصاص اعتراض كرده‏اند، نه براى اين است كه اين حكم نقصى دارد، بلكه براى اين است كه آنها احترام و شرافتى براى دين قائل نيستند، و اگر براى دين حد اقل شرافتى و يا وزنى معادل شرافت و وزن اجتماع مدنى قائل بودند تا چه رسد به بالاتر از آن، هر آينه در مسئله قصاص همين حكم را مي كردند.(7)
    اسلام دينى است كه براى دنيا و هميشه تشريع شده نه براى قومى خاص و امتى معين، و ملل مترقی دنيا اعتراضى كه به حكم قصاص اسلام كرده‏اند از اين رو بوده كه خيال كرده‏اند افرادش كاملا تربيت شده‏اند و حكومت‏هايشان بهترين حكومت است، و استدلال كرده‏اند به آمارگيرى‏هايشان كه نشان داده در اثر تربيت موجود، ملت خود بخود از كشتار و فجايع متنفرند و هيچ قتلى و جنايتى در آنها اتفاق نمى‏افتد، مگر به ندرت؛ و براى آن قتل نادر و احيانى هم، ملت به مجازات كمتر از قتل راضى است.
    و در صورتى كه اين خيال ايشان درست باشد اسلام هم در قصاص، كشتن را حتمى و متعين ندانسته، بلكه يك طرف تخيير شمرده و طرف ديگر تخيير را عفو دانسته است.
    بنا بر اين چه مانعى دارد حكم قصاص در جاى خود و به قوت خود باقى بماند، ولى مردم متمدن، طرف ديگر تخيير را انتخاب كنند و از عقوبت جانى عفو نمايند؟
    هم چنان كه آيه قصاص هم خودش به اين معنا اشاره دارد: « فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخيهِ شَيْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ ...» (8)
    مى‏فرمايد: هر جنايتكار قاتل كه برادر صاحب خونش از او عفو كرد و به گرفتن خون بها رضايت داد، در دادن خون بها امروز و فردا نكند و احسان او را تلافى نمايد، و اين لسان، خود لسان تربيت است مى‏خواهد به صاحب خون بفرمايد: (در عفو لذتى است كه در انتقام نيست) و اگر در اثر تربيت كار مردمى بدين جا بكشد، كه افتخار عمومى در عفو باشد، هرگز عفو را رها نمى‏كنند و دست به انتقام نمي زنند.
    اگر ملتى به آن حد از ارتقاء رسيد، و به نحوى تربيت شد كه از عفو لذت ببرد، اسلام هرگز به او نمى‏گويد چرا از قاتل پدرت گذشتى؟ چون اسلام هم او را تشويق به عفو كرده؛ و اگر ملتى هم چنان راه انحطاط را پيش گرفت و خواست تا نعمت‏هاى خدا را با كفران جواب بگويد، قصاص براى او حكمى است حياتى، در عين اين كه در آن جا نيز عفو به قوت خود باقى است. (9)

    ____________
    (1) بقره، 179.
    (2) ترجمه الميزان، ج‏1، ص 657.
    (3) قاموس قرآن، ج‏6، ص، 13.
    (4) ترجمه الميزان، ج‏1، ص 657.
    (5) بقره، 178.
    (6) ترجمه الميزان، ج‏1، ص 660.
    (7) ترجمه الميزان، ج‏1، ص 662 و 663.
    (8) بقره، 178.
    (9) ترجمه الميزان، ج‏1، ص 664.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۱۰/۱۵ در ساعت ۱۹:۵۹

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  7. تشکرها 2


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود