جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روزهاى نحس

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    روزهاى نحس




    در حالى كه در قرآن كريم سخن از روزهاى نحس به ميان آمده، چرا نحس بودن ايام مثلا 13 فروردين را منكر مى ‏شويم؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۰۸ در ساعت ۲۰:۳۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    سعد و نحس ايام 1




    معناي لغوي نحس:

    نحس، به معناى شوم و به صورت مصدر و اسم آمده است. «النحس ضدّ السعد»; نحس، ضد سعد است. [1] راغب، نحاس را شعله بى دود معنا كرده، مى گويد: «اصل نحس آن است كه افق، مثل شعله بى دود سرخ شود. به اين لحاظ، نحس مَثَل شده است براى نشان دادن شومى».[2]

    موضوع اعتقاد به سعد يا نحس بودن برخى ايام، در ميان بسيارى از مردم رواج دارد، به گونه اى كه گاه موجب عكس العمل عمومى در ميان مردم مى شود. مانند نحس بودن عدد 13، كه بسيارى از مردم را به خروج از شهر و ترك خانه ها در آن روز مى كشاند، در حالى كه چنين اعتقادى جز خرافه منشأ ديگرى ندارد زيرا هيچ دليلي بر نحس بودن عدد 13 وجود ندارد.


    نظر علامه طباطبایی درباره سعد و نحس ایام

    «نحس بودن روز يا مقدارى از زمان، به اين معنا است كه در آن زمان، جز شرّ و بدى، حادثه اى روى ندهد و اعمال آدمى، يا دست كم نوع خاصى از اعمال، براى صاحب آن، بركت و نتيجه خوبى نداشته باشد. سعد بودن روز، درست برخلاف اين است. ما به هيچ وجه نمى توانيم بر سعادت روزى از روزها يا زمانى از زمان ها يا نحوست آن، برهان اقامه كنيم; زيرا طبيعت زمان از نظر مقدار به گونه اى است كه اجزاى آن مثل هم است و يك چيز به شمار مى آيد. بنابراين با نگاه به خود زمان، فرقى ميان اين روز و آن روز نيست تا يكى را سعد و ديگرى را نحس بدانيم; وليكن علل و عواملى كه در حوادث مؤثرند و در به ثمر رساندن اعمال تأثير دارند، از حيطه علم و آگاهى ما خارجند و ما نمى توانيم قطعات زمان را با عواملى كه در آن زمان دست به كارند، بسنجيم تا بفهميم آن عوامل در اين قطعه از زمان چه عملكردى دارند و عملكرد آنها به گونه اى است كه اين قسمت از زمان را سعد يا نحس مى كند، يا نه؟ تجربه نيز در اين مسأله، راهگشا نيست; زيرا تجربه هنگامى مفيد است كه ما زمان را به صورت جدا از عوامل در اختيار داشته باشيم و با هر عاملى هم آن را سنجيده باشيم تا بدانيم كه فلان اثر، اثر فلان عامل است; در حالى كه ما زمان را جدا از عوامل نداريم و عوامل هم براى ما شناخته شده نيست. درست به همين علت است كه ما راهى براى انكار سعادت يا نحوست ايام نداريم و نمى توانيم بر نبودن چنين واقعيتى برهان اقامه كنيم. همان گونه كه نمى توانيم براى اثبات آن هم برهان بياوريم. آرى، وجود چنين چيزى، يعنى سعد يا نحس بودن ايام، بعيد است; ولى بعيد بودن چيزى، غير از محال بودن آن است».


    سعد و نحس ايام در قرآن

    قرآن از زمان هاى نحس ياد كرده است; چنان كه برخى ايام را نيز مبارك مى داند:
    1. (فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَرأ فِى يَوْمِ نَحْس مُسْتَمرٍّ); [4] ما تند باد وحشتناك و سردى را در يك روز شوم مستمر بر آنان فرستاديم.
    2. (فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَرأ فى أيام نَحسات); [5] سرانجام تندبادى شديد و هول انگيز و سرد و سخت در روزهاى شوم و پرغبار بر آنان فرستاديم.

    از داستان قوم عاد كه اين دو آيه مربوط به آن است، استفاده مى شود كه نحوست و شومى، مربوط به خودِ زمانى است كه در آن، بادِ عذاب بر قوم عاد وزيد، اما ثابت نمى شود كه اين تأثير و دخالت زمان به نحوى است كه با گردش هفته ها، دوباره آن زمانِ نحس بازگردد. اين معنا به خوبى از آيات استفاده مى شود و گرنه همه زمان ها نحس مى بود، بدون آن كه داير مدار ماه ها يا سال ها باشد.
    از اين رو، علامه مجلسى مى فرمايد: «برخى از مفسران، منظور از نحسات را سردى شديد هوا دانسته اند».[6]

    قرآن از زمانِ مبارك و خير نيز ياد كرده است:
    1. (إِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيلة مُبارَكَة); [7] ما قرآن را در شب مباركى فرو فرستاديم.
    2. (لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر); [8] شب قدر از هزار ماه بهتر است.

    آشكار است كه مبارك و خير بودن شب قدر، به جهت مقارن بودن با امور بزرگ و مهم از سنخِ افاضات باطنى و الهى و تأثيرات معنوى ـ از قبيل حتمى كردن قضا و نزول ملائكه و روح و سلام بودن آن شب ـ است; چنان كه خداوند درباره اين امور فرموده:

    (فيها يُفْرَقُ كُلَّ أمْر حَكيم); [9] در آن شب تمام امور از يكديگر با حكمت و تدبير الهى جدا مى شود.

    (تَنَزَّلُ الْمَلئكَةُ وَ الرَّوُحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أمْر سَلام هِىَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ); [10] در آن شب فرشتگان و روح به اجازه پروردگار از براى هر كارى فرود مى آيند، آن شب سرشار از سلامت (بركت و رحمت) تا طلوع سپيده است.

    بازگشت معناى مبارك و خير بودن شب قدر، به اين است كه عبادت در آن شب، داراى فضيلت است و ثواب عبادت در آن شب، قابل مقايسه با عبادت در ساير شب ها نيست و در آن شب، عنايت الهى به بندگانى كه متوجه ساحت عزت و كبريايى شده اند، نزديك است.

    ادامه در پست بعد...

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۲:۳۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    سعد و نحس ايام 2




    سعد و نحس ايام در روايات

    روايات فراوانى درباره سعد و نحس ايام هفته و ايام ماه هاى عربى، فارسى و رومى، در كتاب هاى روايى از جمله ـ بحارالانوار ـ ذكر شده است; اما بيش تر آنها به دليل مرسل بودن ضعيف هستند. [11] و برخى كه داراى سند صحيح باشند دلالت آنها بر نحوست ذاتى، تمام نيست؛ از اين رو در برخى روايات آمده است براى دفع نحوست اين ايام، بايد به خدا پناه برد، روزه گرفت، دعا كرد، قرآن خواند، صدقه اى داد يا كارى از اين قبيل كرد. از روايات استفاده مى شود كه ملاك نحوست ايام، صرفاً تفأل زدن خود مردم است; زيرا تفأل و تطيّر، اثرى نفسانى دارد. اين روايات در مقام نجات دادن مردم از شرّ تفأل و نفوس است و مى گويد: اگر قوت قلبى تو تا آن حدّ نيست كه اعتنايى به نحوست ايام نكنى، دست به دامن خدا شو و قرآنى بخوان و دعايى بكن.

    رواياتى كه دلالت بر سعادتِ ايامى از هفته دارد، علت سعادت آن ايام و مبارك بودنش را وقوع حوادثى مبارك در آن روزها دانسته است; حوادثى كه از نظر دين، بسيار مهم و عظيم بوده است؛ مانند ولادت رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و بعثت ايشان.

    بنابراين، رواياتِ نحوست و سعادت ايام، بيش از اين دلالت ندارد كه اين سعادت و نحوست به جهت حوادثى است كه بر حسب ذوق دينى يا بر حسب تأثير نفوس، در فلان روز ايجاد حسن كرده يا باعث قبح و زشتى آن گرديده است. اين كه خودِ آن روز يا آن قطعه از زمان، متّصف به ميمنت يا شومى شود و تكويناً خواص ديگرى داشته باشد كه ساير زمان ها، آن خواص را نداشته باشد و علل و اسباب طبيعى و تكوينى، آن قطعه از زمان را غير از ساير زمان ها كرده باشد، از اين روايات برنمى آيد. هر روايتى كه بر خلاف آن چه گفتيم، ظهور داشته باشد، يا بايد آن را بر تقيه حمل كرد يا به طور كلى طرد نمود. [12]

    حضرت على(عليه السلام) عازم جنگ با خوارج بود، كه شخصى عرض كرد: يا على، مى ترسم اگر اكنون عازم شوى به پيروزى دست نيابى. من اين را از طريق علم نجوم، دريافته ام. آن حضرت فرمود: «آيا تو گمان مى كنى ساعتى را نشان مى دهى كه هر كه در آن سفر كند، بلا و بدى از او دور گردد؟ و بر حذر مى دارى از ساعتى كه هر كه در آن روانه شود، زيان و سختى او را فرا گيرد؟ كسى كه اين سخنان تو را باور كند، قرآن را دروغ پنداشته و براى به دست آوردن آن چه دوست دارد، و دورى از ناپسندى ها، از يارى خدا بى نياز گرديده است. هر كه به گفتار و فرمانت رفتار نمايد، بايد تو را حمد و سپاس گزارد، نه پروردگارش را; زيرا تو گمان دارى كه او را به ساعتى راهنمايى كرده اى كه در آن سود به دست آورد و از زيان ايمن گشته است».[13] به شهادت تاريخ، آن حضرت بر خلاف توصيه آن مرد، به سوى خوارج روان گشت و در جنگ با آنان نيز ظفرمند گرديد.

    فخر رازى، در تفسير آيه 16 سوره فصلت مى نويسد: «از اهل علم نجوم، آنان كه به احكام نجومى قائل هستند، براى ثبوت سعد و نحس بودن ايام، به اين آيه شريفه استدلال كرده، گفته اند: اين آيه بر چنين معنايى صراحت دارد; اما متكلمان در ردّ اين نظريه گفته اند كه منظور از «ايام نحسات» كه در آيه شريفه آمده، روزهايى است كه در آن چنان گرد و غبار فضا را پر مى كند كه امكان ديدن و انجام هر گونه كار را سلب مى كند و منظور از نحس بودن اين ايام، اين است كه خداوند در آن ايام، قومِ عاد را هلاك كرد».[14]


    سعد و نحس از نگاه ابن سينا

    هرگز زمان، علت فاعلىِ چيزى نيست بلكه ظرف حوادث است و از همين روست كه اگر چيزى به جهت سبب مخفى خود، در زمان معين، موجود يا معدوم گردد، چون آن سبب حقيقى و اصلى وى مجهول است، مردم آن حادثه را به ظرفش كه زمان باشد، نسبت مى دهند و چنين است كه اگر آن رويداد گوارا باشد، زمان تحقق آن را مدح مى نمايند و اگر ناگوار باشد، به نكوهش زمان وقوع آن مى پردازند.
    از آن جا كه علل امور وجودى در بسيارى موارد روشن است، ولى سبب پيدايش امور عدمى آشكار نيست (مثلاً سبب پيدايش يك بنا روشن است، ولى عامل فرو ريختن و فرسودن آن معلوم نيست)، برخی زمان را عامل پيدايش بسيارى از امور عدمى همچون فراموشى، فرتوتى، زوال و... مى پندارند و سعى مردم در بدگويى از زمان و هجو كردن روزگار و نكوهش آن معروف مى گردد. [15]


    نتیجه بحث
    بنابراين، به طور خلاصه مى توان گفت كه تفكر اسلامى درباره زمان آن است كه اين پديده، ذاتاً سعد يا نحس نيست و نمى تواند عامل سعادت و نحوست يا سبب فاعلىِ نشاط يا اندوه باشد; بلكه تنها به منزله ظرف و موقعيتى است كه در آن رويدادها و حوادث تلخ و شيرين روى مى دهد. اگر هم در برخى موارد سعادت يا نحوست به ايام نسبت داده مى شود، به سبب حوادث تلخ يا شيرينى است كه در آن روزها رخ داده است; وگرنه زمان از حيث زمان بودن، به شومى و بركت توصيف نمى شود.



    پي نوشت
    -----------------------
    [1] أقرب الموارد، سعد الخورى الشرتونى، ج 2، ذيل ماده نحسه، ص 1279، المؤسسة الجامعية للدراسة الاسلاميه.
    [2] مفردات، راغب اصفهانى، ذيل ماده نحس.
    [3] الميزان، ج 19، ص 71 ـ 72.
    [4] سوره قمر، آيه 19.
    [5] سوره فصلت، آيه 16.
    [6] مجمع البيان، طبرسى، ج 9، ص 8، ذيل آيه 16 سوره فصلت، (داراحياء التراث العربى، بيروت، لبنان، 1379 هـ ق).
    [7] سوره الدخان، آيه 1 ـ 2.
    [8] سوره قدر، آيه 3.
    [9] سوره دخان، آيه 4.
    [10] سوره قدر، آيه 4 ـ 5.
    [11] بحارالانوار، ج 56، چاپ جديد، مؤسسة الوفا، بيروت، ص 31 ـ 18، باب 15، (باب ما روى في سعادة أيّام الأسبوع و نحوستها).
    [12] الميزان، ترجمه سيدمحمدباقر موسوى همدانى، ج 19، ص 121 ـ 115، با اندكى تصرف و تلخيص، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، 1367.
    [13] نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، خطبه 78، ص 178.
    [14] امام فخررازى، تفسيركبير، ج 27، ص 113. (چاپ سوم، بى تا، بى جا)
    [15] شفا، طبيعيات، ابن سينا، ج 1، فصل هاى 10، 11، 12 ( زمان)، ص 166 ـ 148. (انتشارات مكتبه آية الله مرعشى نجفى، قم، 1406 هـ ق).
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۲/۰۹ در ساعت ۱۲:۴۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    435
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    4 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    سعد و نحس ایام




    به نام خدا
    ... در منطق عملي هم بسياري از سبكها از اساس منسوخ است ، اسلام هم آنها
    را منسوخ مي‏داند ، مثلا
    آيا پيغمبر در كارها و متود خودش از سعد و نحس‏ ايام استفاده مي‏كرد ؟
    اين خودش مسئله‏اي است . ما برويم سيره پيغمبر را
    از اول تا آخر ببينيم ، تمام كتبي را كه شيعه و سني در تاريخ پيغمبر
    نوشته‏اند مطالعه بكنيم ببينيم آيا پيغمبر اكرم در روش و متود خودش يكي‏
    از چيزهايي كه از آن استفاده مي‏كرد مسئله سعد و نحس ايام بود يا نه ؟
    مثلا آيا مي‏گفت امروز دوشنبه است براي مسافرت خوب نيست . يا امروز
    سيزده عيد نوروز است هر كس بيرون نرود گردنش مي‏شكند آن هم از سيزده‏
    جا نه از يك جا ؟! آيا چنين حرفهايي هست ؟ در سيره علي عليه السلام چطور ؟
    در سيره ائمه عليهم السلام چطور ؟ ما هرگز نمي‏بينيم كه
    پيغمبر يا ائمه اطهار خودشان در عمل از اين حرفها يك ذره استفاده كرده‏
    باشند ، بلكه عكسش را مي‏بينيم .
    در نهج البلاغه هست كه وقتي كه علي ( ع‏ )
    تصميم گرفت برود به جنگ خوارج ، اشعث قيس كه آن وقت جزو اصحاب‏
    بود با عجله و شتابان آمد : يا اميرالمؤمنين ! خواهش مي‏كنم صبر كنيد ،
    حركت نكنيد ، براي اينكه يكي از خويشاوندان من كه منجم است يك حرفي‏
    دارد و مي‏خواهد به عرض شما برساند . فرمود : بگو بيايد . آمد . گفت :
    يا اميرالمؤمنين ! من منجم و متخصص شناختن سعد و نحس ايام . من در
    حسابهاي خودم به اينجا رسيده‏ام كه اگر شما الان حركت كنيد برويد به جنگ‏
    قطعا شكست مي‏خوريد و شما و اكثريت اصحاب شما كشته خواهند شد . فرمود :
    هر كس كه تو را تصديق بكند پيغمبر را تكذيب كرده ، اين مزخرفات چيست‏
    كه مي‏گويي ؟ ! اصحاب من ! سيروا علي اسم الله بگوييد به نام خدا ، به‏
    خدا اعتماد و توكل كنيد و حركت كنيد برويد . علي رغم نظر اين شخص ،
    همين الان حركت كنيم برويم . و مي‏دانيم كه در هيچ جنگي علي ( ع ) به‏
    اندازه اين جنگ فاتح نشد .



    اين حديث در وسائل است : عبدالملك بن اعين مي‏آيد خدمت امام صادق ( ع )
    عبدالملك برادر زراره است و خودش هم از راويان بزرگ و مرد
    عالمي است . او نجوم خوانده بود و به همين جهت به اين چيزها عمل مي‏كرد
    كم كم احساس كرد براي خودش مصيبت درست كرده ، مثلا از خانه مي‏آيد
    بيرون ، يك وقت مي‏بيند كه امروز قمر در عقرب است ، اگر بروم چنين‏
    خواهد شد ، يك روز مي‏بيند فلان ستاره از جلويش درآمد ، كم كم خود
    بيچاره‏اش احساس كرد كه دست و پايش به كلي بسته شده است .
    "روزي آمد خدمت امام صادق ( ع ) و عرض كرد : يا ابن رسول الله ! من مبتلا
    شده‏ام به نجوم احكامي . من كتابهايي در اين زمينه دارم و كم كم‏
    احساس مي‏كنم كه مبتلا شده‏ام ، اصلا گرفتار شده‏ام و تا به اين كتابها
    مراجعه نكنم در هيچ كاري نمي‏توانم تصميم بگيرم . تكليف من چيست ؟ امام‏
    صادق با تعجب فرمود : تو از اصحاب ما ، تو راوي روايات ما به اين‏
    چيزها عمل مي‏كني ؟ ! بله يا ابن رسول الله . فرمود : الان بلند شو برو
    منزل ، به محض رسيدن ، تمام اين كتابها را آتش بزن ، و ديگر نبينم كه‏
    حتي به يك كلمه از اين حرفها عمل كرده‏اي .



    علي رغم يك سلسله روايات كه در اين زمينه هست ، ما يك سلسله‏
    روايات ديگر داريم كه در تفسير الميزان در ذيل يكي از آيات سوره فصلت:
    « في ايام نحسات » ذكر شده است . از مجموع رواياتي كه از اهل‏
    بيت اطهار رسيده است اين مطلب استنباط مي‏شود كه اين امور يا اساسا اثر
    ندارد و يا اگر هم اثر دارد توكل به خدا و توكل به پيغمبر و اهل بيت‏
    پيغمبر اثر اينها را از بين مي‏برد . بنابراين يك مسلمان ، شيعه واقعي ،
    در عمل به اين امور اعتنا نمي‏كند ، اگر مي‏خواهد برود مسافرت ، صدقه بدهد ،
    به خدا توكل كند ، به اولياي خدا توسل بجويد و به هيچيك از اين امور
    اعتنا نكند . از همه بالاتر اين است كه شما ببينيد در تاريخ پيغمبر و
    ائمه اطهار آيا يك دفعه هم اتفاق افتاده كه خود آنها به اين مسائل عمل‏
    بكنند ؟ !



  6. تشکرها 3


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در جایی خواندم این ایام نیستند که نحس ویا نامبارکند این ماییم که ایام را نحس و یا مبارک می گردانیم
    ویرایش توسط yanoor : ۱۳۹۲/۰۳/۰۶ در ساعت ۲۱:۳۴
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


  8. تشکرها 3


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قدیمها عدد سیزده را نحس می دانستند اما من هیچ کجا چنین نکته ای نخواندم

    و نه تنها نحس نیست بلکه سیزدهم رجب میلاد حضرت امام علی ع نشان می دهد

    می تواند عدد مبارکی هم باشد




    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما بطور کلی سالنامه هایی را کیوسک روزنامه فروشیها یا نزدیک زیارتگاهها فروخته می شود

    که در آن روزهای خوب برای مثلا خانه خریدن و زراعت و مسافرت و ................. و روزهایی که

    در آن ایام نباید به کار خاصی پرداخت نوشته شده و قابل استفاده است


    حدیثی اگر اشتباه نکنم از امام علی ع یا معصوم ع دیگری خواندم اگر شروع به کاری می خواهید بکنید

    و آن روز مثلا روز خوبی نیست با صدقه کارتان را انجام دهید



    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    435
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    4 روز 5 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    عدد «۳۹» یک میلیارد افغانی به دولت افغانستان ضرر رساند.

    وزارت داخلی افغانستان گفته که خودداری افغان‌ها از پذیرفتن پلاک‌های شماره ۳۹ برای ماشین‌های شخصی، سبب شده که روند توزیع پلاک‌ها متوقف شود.

    صدیق صدیقی سخنگوی وزارت امور داخله در نشست مشترک خبری با مدیر عمومی ترافیک کابل گفت که توقف توزیع پلاک‌های ماشین به دولت افغانستان زیان رسانده است.

    به گزارش بی بی سی، آقای صدیقی گفت: "ما نمی‌توانیم شماره ۳۹ را حذف کنیم. این غیر منطقی است که دو شماره مهم از همه قوانین حذف شود."

    مسئولان دولتی می‌گویند که در سیزده سال گذشته شمار اندکی از پلاک هایی که در ترکیب شان شماره ۳۹ است توزیع شده است.

    سخنگوی وزارت امور داخله همچنین گفت که شهروندان باید به ترتیب شماره‌های مسلسل ۳۹ را برای خودروهای خود بپذیرند تا روند عادی توزیع پلاک‌های ماشین از سر گرفته شود.

    در همین حال پلیس راهنمایی کابل می‌گوید که حساسیت مردم نسبت به عدد ۳۹ نه تنها که روند توزیع سایر پلاک‌ها را متوقف کرده که درآمد سالانه اداره راهنمایی را نیز کاهش داده است.

    ۳۹ در افغانستان به 'عدد بی‌ناموسی' مشهور

    اسدالله، مدیر پلیس راهنمایی شهر کابل، در این نشست خبری گفت که درآمد این اداره ۲ میلیارد افغانی (معادل حدود ۴ میلیون دلار) در سال بود که از زمان توقف توزیع پلاک‌ها به دلیل حساسیت ها به شماره ۳۹، حدود یک میلیارد افغانی کسری بودجه داشته اند.
    روزهاى نحس
    مدیر پلیس راهنمایی کابل همچنین گفت که در حال حاضر ۴۲ جفت پلاکی که در ترکیب شماره شان عدد ۳۹ است در اداره ترافیک کابل مانده و کسی آن را نمی‌گیرد. او گفت که اگر بتوانند این پلاک‌ها را توزیع کنند مشکلات اداره ترافیک حل می‌شود اما در آینده همزمان با آغاز توزیع پلاک‌های سری جدید پلاک‌ها، ۸۸۲ پلاک دیگر نیز با ترکیب ۳۹ به توزیع گذاشته خواهد شد.

    آقای اسدالله گفت: "تا زمانی که این پلاک‌ها توزیع نشود، پلاک های دیگر هم کسی توزیع نخواهند شد."

    در افغانستان بسیاری ها عدد ۳۹ را "عدد بی ناموسی" می دانند و از شماره‌هایی که در ترکیب آن عدد ۳۹ به کار رفته باشد، اجتناب می‌کنند. این مشکل تنها مربوط به توزیع پلاک‌های ماشین نیست بلکه شماره‌های تلفن و پلاک خانه با شماره ۳۹ نیز جنجال آفرین بوده است.

    در سال ۲۰۱۱ که حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان لویه جرگه ای را برای رایزنی در مورد امضای موافقتنامه راهبردی با آمریکا فراخواند این جرگه برای تصمیم گیری چهل کمیته کاری تشکیل داد اما شرکت کنندگان این جرگه از ایجاد کمیته شماره ۳۹ خودداری کردند و چهل کمیته را با ۴۱ شماره به راه انداختند.

    روزهاى نحسکمپین‌ها و راهپیمایی های گسترده بر علیه حساسیت‌ها نسبت به عدد 39 در افغانستان راه اندازی شده است

    با این حال در سال‌های گذشته در ولایت کابل و بعضی از شهرهای افغانستان کمپین‌ها و راهپیمایی های گسترده‌ای بر علیه حساسیت‌ها نسبت به عدد ۳۹ زیر نام "خرافه زدایی" راه اندازی شد.

    مسئولان دولتی اما می‌گویند که در مورد پلاک‌ها، بیشتر فروشندگان و دلالان ماشین دست دارند و سعی کرده اند با دامن زدن به این حساسیت سودجویی کنند.

    حساسیت‌ها نسبت به عدد ۳۹ در افغانستان از گذشته‌ها وجود داشته است و بسیاری‌ها آن را عددی نحس می‌دانند.

    حساسیت در مورد شماره ۳۹ قبلا تنها در شهر هرات بود، اما حالا این باور عام شده و به کابل، مزارشریف و دیگر شهرهای افغانستان نیز رسیده است.





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود