صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ترس یا دوست داشتن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    42
    تشکر:
    1
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ترس یا دوست داشتن




    آيا بايد از خدا ترسيد يا او را دوست داشت؟!


    کار شناس بحث : پاسخگوي قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۱۰ در ساعت ۲۱:۴۵


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در روایت از قول لقمان حکیم آمده:

    "مَنْ يُطِعِ اللّهَ خافَهُ، وَ مَنْ خافَهُ فَقَدْ أَحَبَّهُ، وَمَنْ أَحَبَّهُ اتَّبَعَ اَمْرَهُ، وَمَنِ اتَّبَعَ اَمْرَهُ اسْتَوْجَبَ جَنَّتَهُ وَمَرْضاتَهُ"

    هر كس خدا را اطاعت كند از او بترسد، و هر كس از او ترسيد او را دوست مى‏دارد، و هر كس او را دوست داشت از امر او پيروى مى‏كند، و هر كس از امر او پيروى نمود سزاوار بهشت و خشنودى او مى‏شود.

    __________
    (بحارالانوار، ج 13، ص 412؛ تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 199)





    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۹:۰۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    257
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در هیچ کدام از این‌ها هیچ بایدی وجود ندارد هرکدام یک مرتبه هستند...
    گاهی شما از رفتار یک معلم می‌ترسی و سر کلاسش سکوت می‌کنی و کلاس را بهم نمی‌ریزی و گاهی چون دوستش داری و دوست داری استفاده کنی...
    هرکدام مرتبه‌اش فرق دارد...
    ترس یک مرتبه است امید به پاداش مرحله دیگر و محبت مرحله بالاتر که خاصه اولیای الاهی و مقربان درگاه خداست.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    40
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی نمایش پست
    در روایت از قول لقمان حکیم آمده:

    "مَنْ يُطِعِ اللّهَ خافَهُ، وَ مَنْ خافَهُ فَقَدْ أَحَبَّهُ، وَمَنْ أَحَبَّهُ اتَّبَعَ اَمْرَهُ، وَمَنِ اتَّبَعَ اَمْرَهُ اسْتَوْجَبَ جَنَّتَهُ وَمَرْضاتَهُ"

    هر كس خدا را اطاعت كند از او بترسد، و هر كس از او ترسيد او را دوست مى‏دارد، و هر كس او را دوست داشت از امر او پيروى مى‏كند، و هر كس از امر او پيروى نمود سزاوار بهشت و خشنودى او مى‏شود.

    __________
    (بحارالانوار، ج 13، ص 412؛ تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 199)



    سلام .
    اگر كسي محبت خدا را بيشتر ببيند وكمتر از او بترسد،يعني اگر گناه نميكند به خاطر ترس از خدا نيست بلكه به خاطر محبت وعشق به اوميباشد،آيا اشتباه ميكند؟
    براي اينكه ترسمون از خداي تعالي بيشتر بشه بايد چكار كنيم؟
    خدا جبران تمام نداشته هاي من است.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    با ياد خدا، هم خشيت و ترس، و هم سكون و اطمينان قلبى حاصل مى‏شود.


    «وَ تَطْمئن قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ»(رعد، 28)

    ايمان به خدا ملازم با اطمينان قلب بوسيله ياد خداست؛ بدون این که منافاتی با آیه زیر داشته باشد:

    "إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ"؛ مؤمنين تنها آنهايند كه وقتى ياد خدا به ميان مى‏آيد دلهايشان به هراس مى‏افتد. (سوره انفال، آيه 2)

    زيرا ترسى كه در اين آيه آمده ترسى نيست كه با اطمينان منافات داشته باشد، بلكه حالتى است قلبى كه طبعا قبل از آمدن اطمينان عارض قلب مى‏شود.

    هم چنان كه آيه 23 سوره زمر نیز این معنا را افاده می کند:

    "اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ"؛ خدا بهترين گفتار را بصورت كتابى يك نواخت نازل كرده، در حالى كه آياتش بهم برمى‏گردند؛ و تن كسانى كه از پروردگارشان مى‏ترسند از آن لرزيده، و سپس دلهايشان بياد همان پروردگار آرام مى‏گيرد، اين است هدايت خدا، كه با آن هر كه را خواهد هدايت كند، و هر كه را خدا گمراه كند، ديگر رهبرى نخواهد داشت.


    توضيح اين كه:

    هر نعمتى از ناحيه خداى سبحان نازل مى‏شود، و اما نقمت و عذاب و ناراحتى هر چه كه باشد در حقيقت چيزى نيست كه از ناحيه او نازل شده باشد، چون امر وجودى نيست، بلكه امرى است عدمى، و عبارت است از افاضه نكردن خدا و امساك او از رساندن نعمت و انزال رحمت، هم چنان كه آيه شريفه" ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ" (سوره فاطر، آيه 2) هم آن را افاده مى‏كند.

    و وقتى مسلم شد كه هيچ شرى از ناحيه خدا نازل نمى‏شود، و چون ترس هميشه از شرى است كه ممكن است پيش بيايد، نتيجه مى‏گيريم كه حقيقت ترس از خدا همانا ترس آدمى از اعمال زشت خويش است كه باعث مى‏شود خداوند از انزال رحمت و خير خود امساك و خوددارى كند.

    بنا بر اين هر وقت كه دل آدمى به ياد خدا بيفتد اولين اثرى كه از خود نشان مى‏دهد اين است كه ملتفت قصورها و تقصيرها و گناهان خود گشته، آن چنان متاثر شود كه عكس العملش در جوارح، لرزه اندام باشد. دومين اثرش اين است كه متوجه پروردگارش‏ مى‏شود كه هدف نهايى فطرت اوست، و در نتيجه خاطرش سكون يافته و بياد او دلش آرامش مى‏يابد.

    ________________
    (ترجمه الميزان، ج‏11، ص 485)
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۹۰/۰۲/۱۲ در ساعت ۲۰:۴۰

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    بیان چند نکته:


    1. حقيقت ترس از خدا، همانا ترس آدمى از عدل الهي و اعمال زشت خويش است كه باعث مى‏شود خداوند از نازل كردن رحمت و خير خود خوددارى كند.


    2. امير مؤمنان علی علیه السلام ضمن دعايي در پيشگاه الهي عرضه می‌دارد: «يا مَنْ لايُرْجى‏ الّا فَضْلُهُ وَ لا يُخافُ الّا عَدْلُهُ» اى كسى كه اميد به او در واقع اميد به فضل و احسان اوست و بيمناكي از او در حقيقت ترس از عدالت اوست. (بحارالأنوار، ج 91، ص 107)


    3. عدالت به نوبۀ خود يك واقعيت ترسناكي نيست. انسان كه از عدالت مى‏ترسد در حقيقت از خودش مى‏ترسد كه در گذشته خطايي انجام داده است و يا مى‏ترسد كه در آينده از حدود خود به حقوق ديگران تجاوز كند و در نتيجه دچار قهر و عذاب الهي شود.

    معنى ديگري هم كه براي ترس از پروردگار بيان كرده اند همان درك عظمت پروردگار است.(مجموعه ‏آثاراستاد شهيد مطهرى، ج‏23، ص 691؛ و ج‏27، ص 517)


    4. در اصول كافى از امام صادق(ع) روايت شده كه در تفسير آيه «و لمن خاف مقام ربه جنتان»(الرحمن، 46) فرموده است: كسى كه بداند كه خدا او را مى‏بيند و آنچه مى‏گويد مى‏شنود و آنچه از اعمال خوب و بد انجام می‌دهد خبر دارد، چنين علمى او را از اعمال زشت باز مى‏دارد. اين همان كسى است كه از مقام پروردگارش مى‏ترسد و نفس خود را از پيروى هوا نهى مى‏كند. (کافی، ج2، ص70)


    5. اخبارى كه در برترى و ستايش علم و تقوى و ورع و گريه و رجاء وارد شده دلالت بر فضيلت خوف دارد، زيرا همه ‌اين‏ها يا سبب خوفند يا مسبّب و اثر آنند، تقوى و ورع حاصل و نتيجۀ خوف هستند و گريه ثمره و لازمۀ آن است، و رجاء ملازم و همراه آن، زيرا تا كسى اميد به محبوبى نداشته باشد از فقدان و گذشتن آن ترسى ندارد و اگر از فوت و فقدان آن نمى‏ترسيد آن را دوست نمى‏داشت. (مجتبوى‏، علم اخلاق اسلامى ،ج 2 ص 278)


    6. خوف مذموم: آن چه در ستايش خوف گفته شد در وقتى است كه از حدّ تجاوز نكند، و اگر از حدّ بگذرد مذموم و ناپسند است؛ و شكّى نيست خوفى كه به يأس و نااميدى برسد آدمى را از عمل باز مى‏دارد. زيرا نشاط خاطر را كه انگيزه عمل است از ميان مى‏برد و كسالت را كه مانع از عمل است پديد مى‏آورد و چنين خوفى محض فساد و نقص و عين قصور و خسران است و در نظر عقل و شرع مطلقا هيچ رجحانى ندارد.


    خوف پسنديده آن است كه آدمى را با حفظ حيات و تندرستى و سلامت عقل به عمل رهنمون شود. و اگر از حدّ بگذرد مرضى است كه بايد آن را علاج كرد. يكى از مشايخ عرفا به مريدان رياضت كش خود كه روزهائى گرسنه مانده بودند گفت: "عقل خود را حفظ كنيد، كه خداى تعالى را ولىّ ناقص العقل نخواهد بود". (مجتبوى‏، علم اخلاق اسلامى ،ج2،صص280ـ281)






    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ياصاحب الزمان عج نمایش پست
    سلام .
    اگر كسي محبت خدا را بيشتر ببيند وكمتر از او بترسد،يعني اگر گناه نميكند به خاطر ترس از خدا نيست بلكه به خاطر محبت وعشق به اوميباشد،آيا اشتباه ميكند؟

    اقسام عبادت:


    قال اميرالمؤمنين عليه السلام:

    "إنّ‌قوماً عبدوا الله رغبةً فتلك عبادة التّجار،
    وإنّ قوماً عبدوا الله رهْبةً فتلك عبادة العبيد،
    وإنّ قوْماً عبدوا الله شُكراً فتلك عبادة الأحرار".

    گروهي خدا را از روي رغبت و ميل(به بهشت) پرستش مي كنند، اين عبادت تجار است؛

    و گروهي او را از روي ترس مي پرستند، اين عبادت بردگان است؛

    و گروهي خدا را به خاطر سپاسگزاری و شكر نعمتها (و اين كه شايسته عبادت است) مي پرستند، اين عبادت آزادگان است.

    ____________
    (نهج البلاغه، حكمت 237)


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت




    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی نمایش پست
    جمع بندی و نتیجه گیری



    سؤال 1: آيا بايد از خدا ترسيد يا او را دوست داشت؟!

    پاسخ: در روایات یکی از ویژگی های مؤمن، حالت خوف و رجاء شمرده شده است.

    در روایتی از قول لقمان حکیم آمده: "مَنْ يُطِعِ اللّهَ خافَهُ، وَ مَنْ خافَهُ فَقَدْ أَحَبَّهُ، وَمَنْ أَحَبَّهُ اتَّبَعَ اَمْرَهُ، وَمَنِ اتَّبَعَ اَمْرَهُ اسْتَوْجَبَ جَنَّتَهُ وَمَرْضاتَهُ" هر كس خدا را اطاعت كند از او بترسد، و هر كس از او ترسيد او را دوست مى‏دارد، و هر كس او را دوست داشت از امر او پيروى مى‏كند، و هر كس از امر او پيروى نمود سزاوار بهشت و خشنودى او مى‏شود. (بحارالانوار، ج 13، ص 412؛ تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 199)

    با ياد خدا، هم خشيت و ترس، و هم سكون و اطمينان قلبى حاصل مى‏شود:«وَ تَطْمَئنِ‏ُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ»(رعد، 28)
    ايمان به خدا ملازم با اطمينان قلب بوسيله ياد خداست: "إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ"؛ مؤمنين تنها آنهايند كه وقتى ياد خدا به ميان مى‏آيد دلهايشان به هراس مى‏افتد. (سوره انفال، آيه 2)
    ترسى كه در اين آيه آمده ترسى نيست كه با اطمينان منافات داشته باشد، بلكه حالتى است قلبى كه طبعا قبل از آمدن اطمينان عارض قلب مى‏شود.
    به بیان دیگر این که هر نعمتى از ناحيه خداى سبحان نازل مى‏شود، و اما نقمت و عذاب و ناراحتى هر چه كه باشد در حقيقت چيزى نيست كه از ناحيه او نازل شده باشد، چون امر وجودى نيست، بلكه امرى است عدمى، و عبارت است از افاضه نكردن خدا و امساك او از رساندن نعمت و انزال رحمت.
    بنابر این هيچ شرى از ناحيه خدا نازل نمى‏شود، و چون ترس هميشه از شرى است كه ممكن است پيش بيايد، نتيجه مى‏گيريم كه حقيقت ترس از خدا همانا ترس آدمى از اعمال زشت خويش است كه باعث مى‏شود خداوند از انزال رحمت و خير خود امساك و خوددارى كند.
    لذا هر وقت كه دل آدمى به ياد خدا بيفتد اولين اثرى كه از خود نشان مى‏دهد اين است كه ملتفت قصورها و تقصيرها و گناهان خود گشته، آن چنان متاثر شود كه عكس العملش در جوارح، لرزه اندام باشد. دومين اثرش اين است كه متوجه پروردگارش‏ مى‏شود كه هدف نهايى فطرت اوست، و در نتيجه خاطرش سكون يافته و بياد او دلش آرامش مى‏يابد. (ترجمه الميزان، ج‏11، ص 485)

    پس می توان گفت حقيقت ترس از خدا، همانا ترس آدمى از عدل الهي و اعمال زشت خويش است كه باعث مى‏شود خداوند از نازل كردن رحمت و خير خود خوددارى كند.



    سؤال 2: اگر كسي محبت خدا را بيشتر ببيند وكمتر از او بترسد، يعني اگر گناه نميكند به خاطر ترس از خدا نيست بلكه به خاطر محبت و عشق به او مي باشد، آيا اشتباه ميكند؟

    پاسخ: اخبارى كه در برترى و ستايش علم و تقوى و ورع و گريه و رجاء وارد شده دلالت بر فضيلت خوف دارد، زيرا همه ‌اين‏ها يا سبب خوفند يا مسبّب و اثر آنند، تقوى و ورع حاصل و نتيجۀ خوف هستند و گريه ثمره و لازمۀ آن است، و رجاء ملازم و همراه آن؛ زيرا تا كسى اميد به محبوبى نداشته باشد از فقدان و گذشتن آن ترسى ندارد و اگر از فوت و فقدان آن نمى‏ترسيد آن را دوست نمى‏داشت. (مجتبوى‏، علم اخلاق اسلامى ،ج 2 ص 278)

    لازم به ذکر است که در روایات برای عبادات، اقسامی بیان شده، از جمله این روایت: قال اميرالمؤمنين عليه السلام: "إنّ‌قوماً عبدوا الله رغبةً فتلك عبادة التّجار، وإنّ قوماً عبدوا الله رهْبةً فتلك عبادة العبيد، وإنّ قوْماً عبدوا الله شُكراً فتلك عبادة الأحرار".
    گروهي خدا را از روي رغبت و ميل(به بهشت) پرستش مي كنند، اين عبادت تجار است؛ و گروهي او را از روي ترس مي پرستند، اين عبادت بردگان است؛ و گروهي خدا را به خاطر سپاسگزاری و شكر نعمتها (و اين كه شايسته عبادت است) مي پرستند، اين عبادت آزادگان است. (نهج البلاغه، حكمت 237)

    بنابر این اگر کسی به مرتبه ای برسد که عباداتش از قسم سوم باشد، از مراتب اعلای عبودیت است.



    ضمن تشکر از شما بدلیل جمع آوری آیات و ترجمه آن
    در کل باید در حالت خوف و رجاء بود
    هم از قهر و غضب خدا ترسید نسبت به گناهان خود و هم امیدوار بود از فضل و بخشش بیکران خداوند
    این سخن را از امام علی ع روایت کردم
    باشد که دوستدار علی و آلش باشیم
    سبحان الله

  10. تشکرها 3


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2




    عرض سلام
    استاد امکانش هست در مورد آیه 16 سوره مبارکه تغابن هم توضیحاتی را بفرمایید

    فاتقوا الله ما استطعتم
    به مقدار استطاعتى که دارید از خدا پروا کنید


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجیب نمایش پست
    عرض سلام
    استاد امکانش هست در مورد آیه 16 سوره مبارکه تغابن هم توضیحاتی را بفرمایید

    فاتقوا الله ما استطعتم
    به مقدار استطاعتى که دارید از خدا پروا کنید

    با سلام و درود

    تقوى به معنى خود محفوظ داشتن و پرهيز كردن است. به عبارتی تقوى آن است كه خود را از چیز مخوف در وقايه و حفظ قرار دهيم اين حقيقت تقوى است، سپس خوف را تقوى و تقوى را خوف گويند ... . (المفردات في غريب القرآن، ص 881)

    در عرف شرع، تقوى پرهيز از گناهان است و يا پرهيز از عذاب خداست بوسيله فعل واجبات و ترك محرّمات.


    «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ »

    اين آيه در بيان كميت و گسترش تقوى است، به اندازه‏اى كه در توان داريد در هر كار و هر چيز تقوا را رعایت كنيد يعنى توان و كوشش خود را در تقواى الهى مبذول داريد.‏

    این آیه دستور به اجتناب از گناهان مى‏دهد، چرا كه تقوا بيشتر ناظر به پرهيز از گناه است، یعنی تا جایی که می توانید از گناه دوری کنید و در اطاعت و فرمانبرداری از خداوند بکوشید.

    و نیز اين آيه اشاره به اين است كه هر چه تقوى بيشتر باشد نفعش زيادتر است.



    نکته:

    1. خداوند در آن هنگام كه داشتن تقوا را بر انسان واجب ساخت، به او چنان استطاعتى بخشيد كه به وسيله آن بتواند به تقوا بدان صورتى كه خدا از او خواسته است دست يابد.

    در قرآن آمده است كه «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها»؛ خدا نفسى را به انجام عملى مكلف نمى‏كند مگر اين كه توانايى انجام دادن آن را داشته باشد.

    و امام صادق عليه السلام می فرمایند: "خدا انجام دادن فعلى و نيز خوددارى از چيزى را بر عهده آدمى ننهاد مگر اين كه استطاعت فرمانبردارى از اين امر و نهى را پيش از آن به او عنايت كرد". (نور الثقلين، ج 5، ص 343)

    بنا بر اين تقوا و ترس از خدا به اندازه استطاعت، عين پرهيزگارى كامل و تمام است.

    2. ترس از خدا به اندازه‏اى كه بايد ترسيد و پرهيزگار شد در هر انسانی به حسب متفاوت بودن شرائط و امکاناتش تغيير پذير است، مثلا تقواى شخص بیمار با تقواى انسانى كه بدن سالم دارد فرق مى‏كند، و هم چنين پرهيزگارى انسان دانا با انسان نادان متفاوت است، و ... .

    لذا از آيه اين گونه استفاده مى‏شود كه مؤمن مى‏بايستى متناسب با استطاعت و توانايى خويش از خدا بترسد و پرهيزگار باشد.

    3.آیه شریفه "فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ " (تغابن، 16) در بيان كميت و گسترش تقوى است، یعنی می فرماید تا جایی که در توان دارید، تقوای الهی را رعایت کنید.

    ولی آیه شریفه "و اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ" (آل عمران، 102) ناظر به كيفيت و عمق تقوى است، یعنی دستور مى‏دهد تقواى شما در همه موارد متصف به حقيقت باشد، و تقواى صورى و ظاهرى نباشد.

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود