جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یک بام و چند هوا؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یک بام و چند هوا؟





    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان

    دوستان عزیز
    این روایات را خوب بنگرید

    اول
    لَمَّا وُلِّيَأَبُو بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ، خَطَبَ النَّاسُ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: أَمَّا بَعْدُ، أَيُّهَا النَّاسُ فَقَدْ وُلِّيتُكُمْ وَلَسْتُ بِخَيْرِكُمْ.

    و چون ابوبكر به خلافت رسيد براى مردم سخنرانى كرد و پس از حمد و ثناى الهى گفت: اى مردم من رهبر شما شده‌ام؛ ولى بهترين شما نيستم.

    اسناد :
    البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر، أنساب الأشراف، ج1، ص254.
    الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة، عيون الأخبار، ج1، ص34.
    الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير، تاريخ الطبري، ص237 ـ 238.
    القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء، البداية والنهاية، ج6، ص301.


    دوم
    از قول خلفه دوم :
    فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَنَا وَلِىُّ رَسول صلي الله عليه وآله مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ. فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا... ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.
    خليفه دوم تصريح مى‌كند كه ابوبكر خود را ولى و خليفه رسول خدا مى‌دانست؛ ولى شما دو نفر او را تكذيب كرده و وى را خيانت كار و... مى‌دانستيد، من نيز خودم را ولى و خليفه رسول خدا مى‌دانم و شما دو نفر مرا دروغگو خيانت كار و... مى‌دانيد.

    سند :
    صحيح مسلم،ج3، ص1378، ح 1757.


    سوم
    ... فلما قبض رسول الله صلي الله عليه وآله قال أبو بكر أنا ولي رسول الله صلي الله عليه وآله بعده ... .
    بعد از انکه رسول خدا به سوی حق شتافت؛ ابوبکر گفت من ولی و جانشین پیامبر هستم بعد از او.
    سند :
    المصنف في الأحاديث والآثار؛ إبن أبي شيبة الكوفي، أبو بكر عبد الله بن محمد،ج5، ص469.



    چهارم
    خطب عمر بن الخطاب حين ولي فحمد الله وأثنى عليه وصلى على نبيه ثم قال: إني قد وليت عليكم.
    عمر پس از به خلافت رسيدنش خطبه خواند و بعد از حمد و ثناى الهى گفت: من بر شما خليفه شده‌ام... .
    سند :
    البلاذري، أحمد بن يحيى، أنساب الأشراف، ج3، ص412.
    الطبري، محمد بن جرير، تاريخ الطبري، ج2، ص572.


    پنجم
    از قول عایشه :
    لما ولي أبو بكر قال: قد علم قومي أن حرفتي لم تكن لتعجز عن مؤونة أهلي...
    وقتي ابو بكر خليفه شد گفت: به درستي قوم من مي‌داند كه شغل من به خاطر اين نبوده كه من از خرج خانواده‌ام عاجز بودم.
    سند :
    الزهري، محمد بن سعد، الطبقات الكبرى، ج3 ص185.


    ششم
    از قول عبد الملک بن مروان :
    وليكم عمر بن الخطاب، وكان فظا غليظا مضيقا عليكم فسمعتم له.
    سرپرست شما عمر بن خطاب، تندخو و سخت دل ‏و در تنگنا قرار دهنده بر شما بوده پس به او گوش مى‌داديد.
    سند :
    ابن سيده المرسي، أبو الحسن علي بن إسماعيل، المحكم والمحيط الأعظم،ج1، ص514.
    المسعودي، ابوالحسن علي بن الحسين بن علي؛ مروج الذهب،ج1، ص192.

    هفتم

    اهل تحقیق در کتابهای تاریخی و روایی جستجو کنند.


    حال آنچه که ذهن هر آزاده ای را میرنجاند این است:
    چرا واژه
    ولی در حدیث غدیر که بیعت و تبریک در ان است به معنای دوست است؛ ولی در زبان ابوبکر و عمر و عایشه و عبدالملک مروان به معنای خلافت و خلیفه و رهبری می اید؟

    والسلام علی من اتبع الهدی



    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۱۲/۱۶ در ساعت ۱۰:۴۶


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام و رحمت خداوند متعال بر همگان


    ارائه یک نمونه دیگر


    ... وقد تكلموا مع الصديق في ولاية عمر وقالوا ماذا تقول لربك وقد وليت علينا فظا غليظا .
    صحابه با ابوبكر در باره جانشيني عمر با او صحبت كردند و گفتند : چرا يك فرد خشن و تند را بر خلافت گزيده و بر مردم تحميل كردى ؟ فردا جواب خدا را چه خواهى داد ؟


    منهاج السنة ، ج6 ، ص155.

    الصواعق المحرقة ، ج1 ،‌ ص254.

    تاريخ مدينة دمشق ، ج44 ، ص248.

    و تاريخ المدينة ، ابن شبة النميري ، ج2 ، ص666 .

    منهاج السنة ، ج7 ، ص 461 .

    المصنف ، ابن أبي شيبة ، ج8 ، ص574.

    تاريخ المدينة المنوّرة ، ابن شبة النميري ، ج2 ، ص671 ،

    تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج30 ، ص 413.

    و كنز العمال ، متقي هندي ، ج5 ، ص678 .


    تذکر : مطلب فوق با کمی تغییر در الفاظ ابتدایی عبارت در کتب مختلف امده است.


    همانطور که در اینجا نیز مشاهده میشود؛ واژه ولی بدون هیچ قرینه و شاهدی به معنای حاکم و سرپرست امده است.

    اگر اجازه بفرمایید حالا که قدم رنجه فرموده اید و تا اینجا امده اید نکته دیگری مربوط به مطلب بالا عرض کنم :

    اهل سنت بر این باورند که تعیین خلیفه با بیعت مردم یا همان اجماع است.
    خب ایا عمر نیز با بیعت و اجماع انتخاب شد؟

    اگر عمر با بیعت و اجماع انتخاب نشده است؛ که ادعای شما باطل است.

    اگر عمر با اجماع و بیعت انتخاب شده است پس چرا صحابه و مردم به ابوبکر اعتراض کردند و تعیین خلیفه را به او نسبت دادند؟
    و چرا ابوبکر در جواب اعتراضها نگفت که شما خودتان با او بیعت کرده اید؟

    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ در ساعت ۰۰:۳۲


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود