صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا پرندگان و حيوانات ملحد مي شوند ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    119

    آيا پرندگان و حيوانات ملحد مي شوند ؟




    پرنده ملحد!!


    ﻣﻌﺎﻭﻳﺔﺑﻦ ﻋﻤﺎﺭ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩﺍﺳﺖ ﻛﻪ »ﻧﺰﺩ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡﺷﺪﻧﺪ، ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ

    ﭘﺮﻧﺪﻩﺍﻯﺗﻴﺰ ﭼﻨﮓ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯﻛﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻳﻚ ﺍﺯ ﻛﺒﻮﺗﺮﺍﻥ ﺣﺮﻡﺑﺮ ﺍﻭ ﻧﻤﻴﮕﺬﺭﺩ، ﻣﮕﺮ

    ﺁﻧﻜﻪﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻨﻘﺎﺭﻭ ﭼﻨﮕﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﻫﻤﻰ ﺯﻧﺪ. ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻴﻪﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻡﺍﻓﻜﻨﻴﺪ

    ﻭﺑﻜﺸﻴﺪ
    ﺯﻳﺮﺍ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺍﻟﺤﺎﺩ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ.

    ﻣﻦ ﻻ ﻳﺤﻀﺮﻩ ﺍﻟﻔﻘﻴﻪ، ﺷﻴﺦﺻﺪﻭﻕ،ﻣﺘﺮﺟﻢ: ﻋﻠﻰ ﺍﻛﺒﺮ ﻏﻔﺎﺭﻯ، ﻧﺸﺮ ﺻﺪﻭﻕ،ﭺ: ﺍﻭﻝ،1367

    ﺵ.ﺝ3،ﺑﺮﮒ:
    108
    پس با اين وجود در صورت صحت حديث كه گويا خلاف قرآن و دستورات اسلامي نيست-اينو پاسخگوي حديث 09640 گفته اند- انسانها كه سهله گويا حيوانات هم ملحد و مرتد و ...دارند؟

    1-آيا پرندگان هم ملحد و..دارند............

    2-ازكجا مشخص ميشود كدام پرنده ملحد است و كدام نه؟

    3-اگر پرنده اي ملحد بود بايد كشته شود؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني



    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۳:۳۴

    با چه رویی سخن از شادی ما می گویید ؟ دستتان خونی و از عدل خدا می گویید؟
    چه غلط ها که نکردید پس پرده ی دین تف به درگاه خدایی که شما می گویید


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    پاسخ اجمالی




    سلام به دوست خوبمان توانگر گرامی،

    حدیث زیبایی نقل کرده اید و من از شما به خاطر نقل این حدیث زیبا تشکر می کنم. برای روشن شدن فرمایش شما، ابتدا درباره «ارتداد حیوانات» که اشاره داشته اید، مطلب کوتاهی عرض می کنم و سپس متن حدیث و توضیح آن را ارائه می دهم.
    --------------------------------------------------------------

    ابتدا، خلاصه و چکیده ای از پاسخ:

    مخاطب شریعت و دین الهی، موجودی است که مانند انسان از قوای عقل و اراده و انتخاب و اختیار در حوزه فکر و عمل و چگونه زیستن بهره مند باشد اما حیوانات که فاقد عقل و قدرت انتخاب و فکر و اختیار (در حوزه چگونه زیستن و اتنخاب سرنوشت و ...) هستند، مخاطب دستورات دینی و امر و نهی های آن نیستند و بحث شریعت و دین درباره آنها مطرح نمی شود؛ لذا نمی گوییم: این حیوان دین دارد و مؤمن است اما آن حیوان دین ندارد و کافر است! بنابراین، بحث «ارتداد» که فرع بر «قابلیت دین پذیری یک موجود» است، درباره آنها مطرح نمی گردد.

    «الحاد» در حدیث مورد اشاره شما به معنای ارتداد دینی و خروج ازآیین حق نیست زیرا موضوع بحث در این حدیث، یک حیوان (=پرنده وحشی) است؛

    هم از نظر لغوی و هم با توضیحی که در احادیث دیگر وجود دارد، الحاد در این حدیث، به معنای ظلم و ستم است و به این مطلب اشاره دارد که آن پرنده وحشی، با سرکشی و حمله به کبوتران حرم، امنیت خانه خدا برای سایر پرندگان را مختل نموده و از آنجا که کعبه و حرم آن، برای همه موجودات غیر سرکش و غیر متجاوز، امن اعلام شده لذا برای حفظ این امنیت، با موجود متجاوز برخورد متناسب صورت می گیرد.

    در ادامه, بحث تفصیلی این موضوع را خدمت شما و سایر دوستان علاقه مند به این مبحث عرض می کنم.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۷:۲۶
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    ارتداد فرع بر قابلیت دین پذیری یک موجود است




    پرسش:
    آیا حیوانات مرتد می شوند؟

    پاسخ:
    مخاطب شریعت و دین الهی، موجودی است که از قوای عقل و اراده و انتخاب و اختیار در حوزه فکر و عمل و چگونه زیستن بهره مند باشد؛ موجودی باشد که بتواند مخاطب امر و نهی شریعت قرار گیرد و خدای سبحان در برابر اطاعت او، به او پاداش دهد و در برابر سرکشی و طغیانش، او را عقاب نماید. از آنجا که انسان از این قوا بهره مند است لذا می تواند مخاطب دین و شریعت واقع شود اما موجودی مانند حیوان که نه عقل دارد و نه قدرت انتخاب و فکر و اختیار (در حوزه چگونه زیستن و اتنخاب سرنوشت و ...) ، چنین موجودی نمی تواند مخاطب دستورات دینی و امر و نهی های آن باشد؛ لذا نمی گوییم: این حیوان دین دارد و مؤمن است اما آن حیوان دین ندارد و کافر است! چنین قضایایی به اصطلاح اهل منطق، سالبه به انتفاء موضوع است یعنی چون آنها بهره ای از آن قوا ندارند، پس بحث شریعت و دین درباره آنها جای طرح ندارد؛

    نتیجه آنکه بحث ارتداد که فرع بر قابلیت دین پذیری یک موجود است، درباره آنها مطرح نمی گردد.

    -------------------------------------------------
    تکمیل مطلب:

    طبق آیات قرآن و برخی احادیث، برخی حیوانات در قیامت محشور می شوند و در پاره ای از رفتارها مورد حساب قرار می گیرند؛

    در دو آیه از قرآن کریم به مسأله حشر حیوانات اشاره شده است:


    وَ مَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الارْضِ وَ لا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ، مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ، ثُمَّ إِلَي رَبِّهِمْ يُحْشَرُون (انعام/38)
    هيچ جنبنده ‏اى در زمين و هيچ پرنده ‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏ كند نيست مگر اينكه امتهايى همانند شما هستند. ما هيچ چيز را در اين كتاب فروگذار نكرديم، سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى ‏گردند


    وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَت (تکویر/5)
    و در آن هنگام كه حيوانات وحشى جمع مى ‏شوند

    برخی دلایل بحث «حشر حیوانات در قیامت» را در این پست (33) مطرح کرده ام؛ لطفا مطالعه فرمایید.


    (سال گذشته بحث مفصل و مستندی درباره حشر حیوانات با عنوان «رستاخیز حیوانات» در لینک زیر مطرح کردم:
    http://www.askquran.ir/showthread.ph...d=1#post254932

    این نوشتار با نام کاربری فصل سبز درج شده است.)

    در هر صورت، خواستم عرض کنم که این حساب و کتاب، ربطی به شریعت داشتن یا نداشتن یک حیوان ندارد بلکه به اعتبار همان اندک شعور و فهم حیوان در درک خوبی و بدی برخی امور جزیی است؛ توضیح مفصل را از لینک و پستی که ارجاع دادم، مطالعه فرمایید.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۲/۱۵ در ساعت ۰۱:۳۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    حدیث مورد بحث و ترجمه آن




    اما در مورد حدیث مورد اشاره شما، ابتدا متن حدیث و ترجمه آن و سپس توضیحی درباره معنای حدیث:

    وَ رَوَى مُعَاوِيَةُ بْنُ عَمَّارٍ أَنَّهُ أُتِيَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَقِيلَ لَهُ إِنَ‏ سَبُعاً مِنْ سِبَاعِ الطَّيْرِ عَلَى الْكَعْبَةِ لَيْسَ يَمُرُّ بِهِ شَيْ‏ءٌ مِنْ حَمَامِ الْحَرَمِ إِلَّا ضَرَبَهُ فَقَالَ انْصِبُوا لَهُ وَ اقْتُلُوهُ فَإِنَّهُ قَدْ أَلْحَدَ (من لا يحضره الفقيه/ ج‏2/ ص 251) ؛

    ترجمه:
    معاوية بن عمار روايت كرده است كه: گروهی نزد امام صادق عليه السّلام آمدند و گفتند: پرنده‏ ای از پرندگان وحشی (و تیز چنگ) بر فراز كعبه نشسته و هيچ يك از كبوتران حرم بر او نمی گذرد، مگر آنكه آن پرنده وحشی، آن کبوتران را (چنگ و ضربه ای) می زند. امام عليه السّلام فرمود: آن را به دام افكنيد و بكشيد زيرا كه آن پرنده، دستخوش الحاد شده (و از حد خود گذشته) است.

    پرسش و سؤال شما، درباره کلمه الحاد است که در حدیث به آن اشاره شده پس بهتر است ابتدا معنای لغوی این کلمه را از کتب معتبر لغت جویا شویم:

    بحث لغوی:
    در کتاب النهاية (ج‏4/ص236) می گوید: اصل لحد (ریشه لغوی الحاد) به معنای «میل و انحراف از هر چیزی» است و یکی از وجوه معانی الحاد را ظلم و ستم ذکر می کند.

    در کتابهای لغت، کلمه «ملحد» مشخصا به «مرتد» معنا نشده پس معنای لغوی ملحد، مرتد نیست؛ اگر هم به «مرتد»، «ملحد» گفته می شود از باب انحراف او مسیر حق است. (المفردات، ص 73) یعنی از باب اینکه این ملاک در مرتد هست، این کلمه به او اطلاق می شود؛ بنابراینt الحاد در معانی گوناگونی مانند ظلم و ستم و خروج از دین حق و ... استعمال می شود. الحاد در حدیث مورد بحث، به معنای ظلم و ستم است. (قرینه ها و شواهد این مطلب در ادامه بیشتر توضیح داده شده است.)


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۲:۲۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    حرم امن الهی




    کعبه و حرم آن، مکان امن الهی برای موجودات عالم معرفی شده:

    وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً (بقره/125)
    و (به خاطر بياوريد) هنگامى كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براى مردم قرار داديم

    فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً (آل عمران/97)
    در آن، نشانه ‏هاى روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است و هر كس داخل آن [خانه خدا] شود در امان خواهد بود

    ابراهيم (ع) بعد از بناى خانه كعبه امنيت شهر مكه را از خداوند درخواست نمود و گفت:


    رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً (ابراهيم/35)
    خداوندا اين سرزمين را سرزمين امن و امانى قرار بده

    خدا دعاى ابراهيم را اجابت كرد و آن را يك مركز امن قرار داد كه هم مايه آرامش روح و امنيت اجتماع مردمى است كه به آن‏ مى ‏آيند و از آن الهام مى ‏گيرند و هم از نظر قوانين مذهبى، امنيت آن، آن چنان محترم شمرده شده كه هر گونه جنگ و مبارزه در آن ممنوع است.

    مخصوصا در اسلام «كعبه» بعنوان يك مأمن و پناهگاه شناخته شده، و حتى حيوانات اين سرزمين از هر نظر بايد در امنيت باشند و كسى مزاحم آنها نشود، افراد انسانى كه به آن پناه مى ‏برند نيز در امان هستند حتى اگر قاتل و جانى باشند نمى‏ توان متعرض آنها شد، ولى براى اين كه اين احترام خاص خانه كعبه مورد سوء استفاده قرار نگيرد، و حق مظلومان پايمال نگردد، اگر افراد جنايت ‏كار و مجرمى به آن پناهنده شوند، دستور داده شده آنها را از نظر آب و غذا در مضيقه قرار دهند، تا مجبور گردند آنجا را ترك گويند، و آنها را به كيفر برسانند. (تفسير نمونه/ج‏3/ص15)

    یک نمونه حدیث مرتبط با موضوع بحث درباره امنیت خانه خدا و حرم آن:

    وَ سَأَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سِنَانٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً قَالَ مَنْ دَخَلَ الْحَرَمَ مُسْتَجِيراً بِهِ فَهُوَ آمِنٌ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا دَخَلَ مِنَ الْوَحْشِ وَ الطَّيْرِ كَانَ آمِناً مِنْ أَنْ يُهَاجَ أَوْ يُؤْذَى حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الْحَرَم‏ (من لا يحضره الفقيه/ج‏2/ص251)

    عبد اللّه بن سنان از امام صادق (عليه السّلام) در باره قول خداى‏ عزّ و جلّ «وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً» سؤال كرد. امام در پاسخ او فرمود: كسى كه به رسم پناهندگى به حرم داخل شود، او از خشم خداى عزّ و جلّ ايمن است، و [حتی] حیوانات وحشی و پرندگانی كه به حرم داخل شوند، از آنكه رم شوند و يا آزارى به ايشان رسد، ايمن هستند تا زمانى كه از حرم بيرون روند.

    اینها برخی آیات و روایات بود درباره امنیت کعبه و حرم آن،
    حالا ممکن است برخی از این امنیت حرم الهی در مکه سوء استفاده کنند و حدودی را بشکنند، در اینجا تکلیف چیست؟

    ادامه مطلب را در پست بعدی مطالعه فرمایید.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۲/۱۵ در ساعت ۰۱:۳۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    توضیح بیشتر درباره روایت مورد بحث




    شیخ صدوق (که از روات بزرگ شیعه است) بعد از نقل برخی از روایات پیش گفته در کتاب شریف «من لایحضره الفقیه»، بابی نوشته با عنوان:

    وَ مَنْ أَتَى بِمُوجِبِ الْحَدِّ فِي الْحَرَمِ أُخِذَ بِهِ فِي الْحَرَمِ لِأَنَّهُ لَمْ يَرَ لِلْحَرَمِ حُرْمَةً (من لا يحضره الفقيه/ج‏2/ص251)
    اگر كسى عملى که حدّ دارد را در حرم مرتكب شود، در حرم او را كيفر دهند، زيرا كه او حرمتى براى حرم قائل نشده است.

    و سه روایت در ذیل آن نقل می کند و اولین روایتی که در این باب نقل کرده، همین روایت مورد اشاره دوست خوبمان «توانگر» گرامیست که متن و ترجمه آن را عرض کردم.

    روایت دومی که شیخ صدوق (رحمة الله علیه) نقل می کند جالب است و دقیقا پاسخ جناب توانگر را داده است و معنای «الحاد» در حدیث اولی (که مورد بحث ماست) را تبیین می کند؛ توجه فرمایید:

    قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ، قَالَ كُلُّ ظُلْمٍ إِلْحَادٌ وَ ضَرْبُ الْخَادِمِ فِي غَيْرِ ذَنْبٍ مِنْ ذَلِكَ الْإِلْحَادِ (من ‏لايحضره ‏الفقيه/ج2/ص252)

    معاویة بن عمار از امام صادق (علیه السلام) درباره معنای این آیه می پرسد: وَ مَنْ يُرِدْ فيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَليمٍ (حج/25) (و هر كس بخواهد در اين سرزمين از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابى دردناك به او مى ‏چشانيم)؛ امام در پاسخ فرمودند: هر گونه ظلمى الحاد است، و [حتی] زدن خادم خود بدون ارتکاب جرمی، مصداق همين الحاد است.

    ----------------------------------------------------------

    این روایت را هم در تکمیل این بحث عرض می کنم:
    در روایت دیگری معاویة بن عمار از اما صادق (ع) می پرسد: اگر قاتلى در خارج از حرم امن الهى مرتكب قتل شود و سپس به داخل حرم پناه ببرد، چه بايد كرد؟ امام صادق (ع) فرمود: در حرم خدا او را نمى ‏كشند، ولى غذا و آب به او نمى ‏دهند و نمى ‏فروشند و جا و مكان در اختيار او نمى ‏گذارند، تا از حرم خدا خارج شود و آنگاه حدّ خدا را بر او جارى مى‏ كنند. راوی می پرسد: اگر كسى در حرم خدا مرتكب قتل و يا سرقت شود، نظر شما چيست؟ امام صادق (ع) فرمود: در همان حرم خدا، حدّ خدا را بر او جارى مى‏ كنند، زیرا او خود براى حرم خدا حرمتى قائل نشده است. خداوند تعالى مى ‏گويد: «هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدّى كنيد» [بقره/194] ، اين آيه در باره حرم خدا نازل شده است. امام صادق (ع) اين قسمت آيه را نيز تلاوت كردند: «تعدی جز بر ستمکاران روا نيست» [بقره/193] (الكافي/ج‏4/ص228)

    ----------------------------------------------------------

    بنابراین، نتیجه این شد که:
    «الحاد» در حدیث مورد اشاره شما به معنای ارتداد دینی و خروج ازآیین حق نیست زیرا موضوع بحث در این حدیث، یک حیوان (=پرنده وحشی) است؛
    هم از نظر لغوی و هم با توضیحی که در احادیث دیگر وجود دارد، الحاد در این حدیث، به معنای ظلم و ستم است و به این مطلب اشاره دارد که آن پرنده وحشی، با سرکشی و حمله به کبوتران حرم، امنیت خانه خدا برای سایر پرندگان را مختل نموده و از آنجا که کعبه و حرم آن، برای همه موجودات غیر سرکش و غیر متجاوز، امن اعلام شده لذا برای حفظ این امنیت، با موجود متجاوز برخورد متناسب صورت می گیرد.



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۲:۳۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    119



    سلام.ممنونم من امروز پاسخ شما رو ديدم. احاديثي مشابه حرف زدن و رفع مشكل كردن پرندگان توسط امامان زياده...مثلا اين مورد رو در سايتي خوندم........نميدونم..........قمري با يك پرنده زندگي ميكنه تا آخر عمر؟ پرندگان هم خيانت و تعدد زوجات و..دارند؟ حل مشکلات ناموسی و جنسی پرندگان توسط امام باقر



    محمد بن مسلم گوید: روزى خدمت امام باقر علیه السلام بودم كه یك جفت قمرى آمدند و روى دیوار نشسته طبق مرسوم خود بانگ مى كردند، و امام باقر علیه السلام ساعتى به آنها پاسخ مى گفت ، سپس آماده پریدن گشتند، و چون روى دیوار دیگرى پریدند، قمرى نر یكساعت بر قمرى ماده بانگ مى كرد، سپس آماده پریدن شدند، من عرض كردم : قربانت گردم ، داستان این پرندگان چه بود؟ فرمود: اى پسر مسلم هر پرنده و چاپار و جاندارى را كه خدا آفریده است نسبت بما شنواتر و فرمانبردارتر از انسانست ، این قمرى بماده خود بدگمان شده و او سوگند یاد كرده بود كه نكرده است و گفته بود بداورى محمد بن على راضى هستى ؟ پس هر دو بداورى من راضى گشته و من بقمرى نر گفتم : كه نسبت بماده خود ستم كرده ئى او تصدیقش كرد.

    http://www.ghadeer.org/hadis/kafi_j2/kafi2073.htm

    اصول كافى جلد 2 صفحه 375 روایت 4

    با چه رویی سخن از شادی ما می گویید ؟ دستتان خونی و از عدل خدا می گویید؟
    چه غلط ها که نکردید پس پرده ی دین تف به درگاه خدایی که شما می گویید


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط tavangar نمایش پست
    سلام.ممنونم من امروز پاسخ شما رو ديدم. احاديثي مشابه حرف زدن و رفع مشكل كردن پرندگان توسط امامان زياده...مثلا اين مورد رو در سايتي خوندم........نميدونم..........قمري با يك پرنده زندگي ميكنه تا آخر عمر؟ پرندگان هم خيانت و تعدد زوجات و..دارند؟ حل مشکلات ناموسی و جنسی پرندگان توسط امام باقر


    محمد بن مسلم گوید: روزى خدمت امام باقر علیه السلام بودم كه یك جفت قمرى آمدند و روى دیوار نشسته طبق مرسوم خود بانگ مى كردند، و امام باقر علیه السلام ساعتى به آنها پاسخ مى گفت ، سپس آماده پریدن گشتند، و چون روى دیوار دیگرى پریدند، قمرى نر یكساعت بر قمرى ماده بانگ مى كرد، سپس آماده پریدن شدند، من عرض كردم : قربانت گردم ، داستان این پرندگان چه بود؟ فرمود: اى پسر مسلم هر پرنده و چاپار و جاندارى را كه خدا آفریده است نسبت بما شنواتر و فرمانبردارتر از انسانست ، این قمرى بماده خود بدگمان شده و او سوگند یاد كرده بود كه کاری نكرده است و گفته بود بداورى محمد بن على راضى هستى ؟ پس هر دو بداورى من راضى گشته و من بقمرى نر گفتم : كه نسبت بماده خود ستم كرده ئى او تصدیقش كرد.

    http://www.ghadeer.org/hadis/kafi_j2/kafi2073.htm

    اصول كافى جلد 2 صفحه 375 روایت 4
    سلام مجدد خدمت دوستان و تشکر از دوست خوبمان «توانگر گرامی» بابت نقل های خوبشان،

    اینکه آیا در میان پرندگان و حیوانات «جفت خاص هم بودن» یک قانون غریزی هست یا نه، و اینکه در میان آنها «تخلف از قواعد غریزی در زمینه جنسی» امکان دارد یا ندارد، اینها بحثهای مستقلی هست که به این تاپیک، ربط مشخصی ندارد و باید در تاپیکی مستقل بدان پرداخت اما مطلبی که می توان در اینجا مطرح نمود و شما هم به آن اشاره داشته اید، سخن گفتن یک انسان با حیوانات و پرندگان است که آیا چنین چیزی امکان دارد یا نه؟ آیا حیوانات با یکدیگر ارتباط دارند و سخن (از نوع خاص خودشان) می گویند؟ آیا امکان درک و فهم چنین سخن و ارتباطی برای یک انسان ممکن است؟

    از ظاهر برخی آیات و روایات چنین بر می آید که در میان حیوانات و پرندگان، چنین کلام و ارتباطی وجود دارد و یک انسان متعالی (از جهت قوای روحی و معنوی)، قادر به فهم و درک زبان حیوانات است. البته این مطلب که جنس چنین کلامی چیست و چگونه یک انسان به چنین درکی می رسد، باز خود جای بحث دارد و ظاهر آیات و روایات اینست که باید قوای روحانی انسان در مسیر تعالی قرار گیرد و به درجاتی از معنویت دست یابد تا بتواند به چنین درک و فهمی از شعور سایر جانداران برسد؛

    به طور خلاصه در این باب مطالبی با استناد به آیات و روایات عرض می شود:


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۸:۵۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    آیات 16 تا 29 سوره مبارکه نمل:


    وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتينا مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبينُ
    وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ
    حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى‏ وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
    فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْني‏ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتي‏ أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْني‏ بِرَحْمَتِكَ في‏ عِبادِكَ الصَّالِحينَ
    وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبينَ
    لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَديداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبين
    فَمَكَثَ غَيْرَ بَعيدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقينٍ
    إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظيمٌ
    وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ
    أَلاَّ يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذي يُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ
    اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ
    قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبينَ
    اذْهَبْ بِكِتابي‏ هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ



    و سليمان وارث داوود شد، و گفت: «اى مردم! زبان پرندگان به ما تعليم داده شده، و از هر چيز به ما عطا گرديده اين فضيلت آشكارى است.»
    لشكريان سليمان، از جنّ و انس و پرندگان، نزد او جمع شدند آن قدر زياد بودند كه بايد توقّف مى‏كردند تا به هم ملحق شوند
    (آنها حركت كردند) تا به سرزمين مورچگان رسيدند مورچه‏اى گفت: «به لانه ‏هاى خود برويد تا سليمان و لشكرش شما را پايمال نكنند در حالى كه نمى‏ فهمند!»
    سليمان از سخن او تبسّمى كرد و خنديد و گفت: «پروردگارا! شكر نعمتهايى را كه بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى به من الهام كن، و توفيق ده تا عمل صالحى كه موجب رضاى توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد كن!»
    (سليمان) در جستجوى آن پرنده [هدهد] برآمد و گفت: «چرا هدهد را نمى ‏بينم، يا اينكه او از غايبان است؟!
    قطعاً او را كيفر شديدى خواهم داد، يا او را ذبح مى‏ كنم، يا بايد دليل روشنى (براى غيبتش) براى من بياورد!
    چندان درنگ نكرد (كه هدهد آمد و) گفت: «من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى نيافتى من از سرزمين «سبا» يك خبر قطعى براى تو آورده ‏ام!

    من زنى را ديدم كه بر آنان حكومت مى‏كند، و همه چيز در اختيار دارد، و (به خصوص) تخت عظيمى دارد
    او و قومش را ديدم كه براى غير خدا- خورشيد- سجده مى ‏كنند و شيطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته و از اين رو هدايت نمى ‏شوند!»
    چرا براى خداوندى سجده نمى‏كنند كه آنچه را در آسمانها و زمين پنهان است خارج (و آشكار) مى‏ سازد، و آنچه را پنهان مى‏داريد يا آشكار مى‏ كنيد مى ‏داند؟
    خداوندى كه معبودى جز او نيست، و پروردگار عرش عظيم است!
    (سليمان) گفت: «ما تحقيق مى‏كنيم ببينيم راست گفتى يا از دروغگويان هستى؟
    اين نامه مرا ببر و بر آنان بيفكن سپس برگرد (و در گوشه‏اى توقّف كن) ببين آنها چه واکنشی نشان مى ‏دهند!


    این آیات بهترین شاهد و دلیل قرآنی بر شعور حیوانات، وجود ارتباط میان آنها و امکان درک این ارتباط توسط یک انسان است (البته انسان متعالی و نه یک انسان معمولی).

    به نکاتی از این آیات توجه فرمایید:

    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    پرندگان، شعور و قدرت نطق دارند. «مَنْطِقَ الطَّيْرِ»
    انسان داراى قدرتى است كه مى‏ تواند جنّ و پرنده را تحت فرمان خود درآورد. «وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ»
    حيوانات، با شعور خود منطقه‏اى را براى زندگى انتخاب مى‏ كنند. «وادِ النَّمْلِ»
    گفتگو و امر و نهى در ميان حيوانات نيز وجود دارد. «قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ»
    در ميان مورچگان، هم فرماندهى و هم اطلاع ‏رسانى و هم فرمان‏برى وجود دارد. «قالَتْ نَمْلَةٌ ... ادْخُلُوا»
    حيوانات شعور دارند و مفاسد و ضررها را مى ‏شناسند و به يكديگر هشدار مى ‏دهند. «ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ»
    غريزه دفع ضرر احتمالى، در حيوانات نيز وجود دارد. «ادْخُلُوا ... لا يَحْطِمَنَّكُمْ»
    مورچه، افراد انسان‏ها، بلكه شغل آنها را هم مى ‏شناسد. «سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ»
    انبيا در امور عادّى خود، مثل ديگران زندگى مى ‏كردند. «لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ»
    اولياى خدا با آگاهى و عمد، حتّى به مورچه‏اى ضرر نمى‏ رسانند. «وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ»
    مورچگان از عدالت و تقواى حضرت سليمان آگاهند و مى‏ دانند آن‏ بزرگوار آگاهانه به مورچه ‏اى نيز ظلم نمى ‏كند.
    «وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ»
    سليمان سخنان مورچه را فهميد و به زيردستان خود توجّه كرد. «مِنْ قَوْلِها»
    حيوانات، شعورى دارند كه مى‏ توانند براى كارهاى خود استدلال و توجيه‏ داشته باشند. «لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ»
    با وجود منطق و استدلال، حتّى سليمان در برابر هدهد تسليم مى‏ شود. «لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ»
    حيوان مى ‏تواند به چيزى برسد كه انسان نرسيده باشد. «أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ»
    انبيا نيز تحت تربيت الهى هستند. سليمانى كه مى ‏گفت: «أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ» به من همه چيز داده شده، پرنده ‏اى به او مى ‏گويد: من چيزى مى ‏دانم كه تو هم نمى‏ دانى. «أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ»
    برخى حيوانات شناخت بالايى دارند. «إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً» هدهد مفاهيمى چون زن و مرد، تاج و تخت، حكومت و مالكيّت، توحيد و شرك، خورشيد و سجده، شيطان و تزيين‏هاى او، حقّ و باطل، هدايت و ضلالت را مى ‏شناسد.
    پرندگان نيز در اختيار اجراى اوامر خدا و اولياى او قرار دارند. «اذْهَبْ بِكِتابِي»

    با استفاده از: تفسير نور، ج‏8، ص: 403 به بعد...

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۸:۴۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  14. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود