جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احكامي كه در قرآن نيامده، چگونه از آن استنباط مي‌شود؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    احكامي كه در قرآن نيامده، چگونه از آن استنباط مي‌شود؟




    احكامي كه در قرآن نيامده، چگونه از آن استنباط مي‌شود؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي معارف قرآن

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۲۶ در ساعت ۲۲:۵۷

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,384
    مورد تشکر
    74 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزيز
    دوست عزيز همانطور كه حتما مي دانيد منابع احكام اسلامي تنها قرآن نيست و سنّت‌، عقل و اجماع را نيز شامل مي‌شود و بحث تفصيلي آن‌ها در علم اصول مطرح شده است.
    پس منابع اسنباط احكام چهار چيز مي باشد:
    1ـ كتاب الله . 2ـ سنت معصومین ( ع ). 3ـ اجماع . 4ـ عقل.
    حال انشاالله توضيحاتي رو در اين مورد خدمتتان عرض ميكنيم:

    منبع اول ؛ كتاب الله
    كتاب خدا كه در میان مسلمانان بیشتر به قرآن معروف است ، دارای اسامی دیگری همچون : فرقان ، كتاب ، ذكر ، تنزیل و ... شامل 114 سوره ، سی جزء ، 77 هزار كلمه ، 6342 آیه و 320 هزار حرف است . نخستین آیه آن ، آیه شریفۀ « اقرا باسم ربك الذی خلق » و آخرین آیه نازله ، آیه كریمۀ « الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا » است كه در ذی‌حجه سال آخر زندگانی پیامبر اكرم ( ص ) نازل شده و یكی دو هفته بعد از نزول آن پیامبر ( ص ) رحلت فرمودند .

    مجموعه قرآن در چهار بخش ، شامل اصول عقاید تقریباً 400 آیه ، اخلاق 1700 آیه ، احكام 500 آیه و بقیه آیات در قصص پیامبران و مطالب متفرقه است .
    احكام قرآن كه منبع فقهی شریعت اسلام است در سه قسم عبادات ، معاملات و سیاسات گفت‌وگو می‌نماید . و از آن جا كه خود پیامبر ( ص ) بنا به قول مشهور ، خواندن و نوشتن را نیاموخته بودند ، آیات نازله را قرائت می‌فرمودند و كتاب وحی می‌نوشتند . نخستین كتاب وحی را در مكه حضرت علی بن ابی‌طالب ( ع ) و یا زید بن ثابت ذكر كرده‌اند .

    سوره‌های قرآن : سوره‌های كتاب مجید دو گونه است ، 85 سوره آن در مكه و 29 سوره آن در مدینه نازل شده است . سوره‌های مكی معمولاً كوتاه و مطالب آن بیشتر اعتقادی است ولی سوره‌های مدنی ، طولانی و حاوی احكام است .

    برای تشخیص سوره‌های مكی و مدنی ، علاوه بر ظوابط مذكور می‌توانیم از قاعده دیگری هم استفاده كنیم . بدین صورت كه در سوره‌های مكی خطاب خداوند به صورت « ایها الناس » است و در سوره‌های مدنی با « ایها الذین آمنوا ». و نیز در سوره‌های مكی آیات خدا موجز و مختصر و بیشتر به نظم نزدیك است تا نثر ولی در سوره‌های مدنی آیات طولانی و طبیعت آن‌ها به نثر نزدیك‌تر است .
    برای تفهیم قرآن كتب زیادی تألیف شده كه به تفسیر معروف‌اند . مفسرین ، آیات قرآن را توضیح و تشریح و شأن نزول آن‌ها را ذكر كرده‌اند .

    ادامه دارد...
    .
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۲/۲۷ در ساعت ۱۹:۵۲
    احكامي كه در قرآن نيامده، چگونه از آن استنباط مي‌شود؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,384
    مورد تشکر
    74 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام مجدد به دوستان


    منبع دوم ؛ سنت معصومین ( ع )
    سنت ، یعنی گفتار و كردار و تقریر پیامبر ، ( و با اعتقاد شیعه ، بقیه ائمه معصومین ( ع ) و حضرت فاطمه ( س ) دختر گرامی حضرت پیامبر ).
    گفتار ، همان روایات و احادیث و نقل قول‌هائی است كه از پیامبر و معصومین دیگر شنیده شده است و نسل به نسل نقل شده تا امروز به ما رسیده است .
    كردار ، یعنی اعمال و رفتار ائمة معصومین ( ع ) در مقام تبیین احكام شرعی .
    تقریر ، یعنی سكوت با تأكید ائمة معصومین ( ع ) در برابر اعمال دیگران كه در حضور آن‌ها انجام شده است .



    احادیث چند نوع است:
    اول‌ـ حدیث صحیح ، یعنی ناقل و راوی آن عادل است .

    دوم‌ـ حدیث حسن ، یعنی ناقل و راوی شخصی مشهوری است .

    سوم‌ـ حدیث موثق ، یعنی ناقل و راوی آن شخص قابل اعتمادی است .

    چهارم‌ـ حدیث مرسله ، یعنی حدیثی كه در سلسله روات ، یك نفر ساقط شده است .

    پنجم‌ـ حدیث مجهول ، یعنی حدیثی كه حال ناقل و راوی آن مجهول است .



    كتب مشهور حدیث در مذهب خاصه ( تشیع ) عبارت‌اند از :
    اول ، كتاب كافی تألیف كلینی رازی .

    دوم ، كتاب من لا یحضره الفقیه تألیف شیخ صدوق معروف به ابن باویه .

    سوم و چهارم ، كتاب‌های تهذیب و استبصار هر دو تألیف شیخ طوسی معروف به شیخ الطایفه كه این‌ها را كتب اربعه گویند و كتب دیگری در احادیث شیعه موجود است كه اهم آن‌ها عبارتند از : وسائل الشیعه تألیف شیخ حر عاملی ، مستدرك الوسائل تألیف آیت الله نوری و بالاخره بحارالانوار تألیف مرحوم علامه مجلسی .



    ادامه دارد...
    احكامي كه در قرآن نيامده، چگونه از آن استنباط مي‌شود؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,384
    مورد تشکر
    74 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منبع سوم ؛ اجماع



    اجماع یعنی عزم ، تصمیم ، اتفاق آراء و به طور اخص یعنی اتفاق نظر صاحب‌نظران اسلامی .
    در این مورد نظریه‌های مختلفی ابراز شده است به شرح زیر :
    1- اتفاق نظر همه صاحب‌نظران .

    2 - اتفاق نظر اكثریت صاحب‌نظران .
    3- اتفاق نظر گروهی صاحب‌نظر ولو در اقلیت .

    4ـ اتفاق نظر صاحب‌نظران در یك عصر .

    5ـ اتفاق نظر صاحب‌نظران در یك شهر یا كشور .

    دلایل اجماع :
    برای اجماع دلایل زیادی ذكر شده كه فقط به چند نمونۀ آن اشاره می‌كنیم :
    اول‌ـ آیه شریفۀ « وكذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا ...» ( آیه 143 سورة مباركه بقره ».
    دوم‌ـ آیه شریفة «... فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول ...» ( آی 59 سورۀ مباركه نساء ).
    سوم‌ـ حدیث نبوی لا تجتمع امتی علی الخطاء .
    چهارم‌ـ حدیث نبوی كونوا مع الجامعة .
    پنجم‌ـ قاعده السواد الاعظم .



    و در اینجا به مناسبت باید از رویه قضائی در اسلام ذكر كنم كه از بحث اجماع مشخص می‌شود كه اجماع نوعی رویه قضائی است و دلیل دیگری هم داریم و آن فرمان حضرت علی ( ع ) به مالك اشتر فرماندار مصر است كه می‌فرمایند : دو قاضی از یك مذهب نباید دو رأی مختلف بدهند اگر چنین رأیی دادند آرای خود را نزد تو بفرستند ، هر كدام را مطابق احكام قرآن و سنت یافتی دستور اجراء بده و اگر در ماندی فقها را جمع كن و نظر آن‌ها را استعلام كن و نظر اكثریت را عمل كن .



    .
    احكامي كه در قرآن نيامده، چگونه از آن استنباط مي‌شود؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,384
    مورد تشکر
    74 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منبع چهارم ؛ عقل


    از ائمه هدی ( ع ) نقل شده است كه خداوند را بر مردم دو حجت است ؛ حجتی ظاهری و حجتی باطنی . حجت ظاهری ، انبیا و رسل . و حجت باطنی ، عقل‌های مردم است . یعنی خداوند احكام خود را گاهی به وسیله نبی ظاهری و زمانی به زبان عقل ( كه نبی باطنی است ) به مكلفین ابلاغ می‌كند و همان طور كه اقوال و افعال و تقریرات نبی ظاهری ، حجت است و لازم الاجراء ، تشخیص عقل نیز حجت است و موجب قطع و یقین .

    ولی در این مورد به دو صورت از منبع عقل استفاده می‌كنیم :
    اول‌‌ـ در بدیهیات ؛ كه عقل بدون كمك گرفتن از شرع حكم می‌كند و آن در مواقع حسن و قبح ذاتی است كه در اصول فقه آن را مستقلات عقلیه گویند .

    دوم‌ـ مواردی كه به لحاظ جزئی و فرعی و غیر بدیهی بودن با راهنمائی و كمك شرع انور عقل حكم می‌كند ، كه آن‌ها را به لسان فقه استلزامات عقلی نامند .
    مثال برای حسن و قبح ذاتی ؛ ناروا بودن ظلم و نیكو بردن عدل . و مثال برای استلزامات عقلی ، مانند واجب بودن مقدمۀ واجب . ولی استفاده از عقل بیشتر در مذهب امامیه است و برادران مسلمان غیر شیعه بیشتر از قیاس استفاده می‌كنند ؛ به این شرح كه اگر در مواردی حكم خدا از قرآن و سنت و اجماع استنباط نشود ، سعی می‌كنند موارد مشابه را كه حكم آن مشخص شده بیابند و با مقایسه ، حكمی هم برای مورد قیاس پیدا كنند ولی این ترتیب در شیعه مورد قبول نیست . تنها قیاسی كه در شیعه مورد قبول است ، قیاس منصوص العله است ، یعنی اگر در حكمی علت وضع در خود حكم ذكر شده باشد و موردی باشد كه همان علت را داشته باشد ، با قیاس حكم آن استنتاج می‌شود .

    مثال : چون حكم خمر به علت مسكر بودن ، تحریم است لذا در مقام قیاس هر چیز دیگری كه مسكر باشد حكم به تحریم آن می‌شود . كبری و صغری و نتیجه در این مورد چنین می‌شود : هر مسكری حرام است . آب جو مسكر است . پس آب جو حرام است . در مواردی كه علت در نص ذكر نشده باشد ، آن را قیاس مستنبط العله گویند كه در امامیه پذیرفته نیست .

    ناگفته نماند كه منبع اصلی احكام الهی به ترتیب اهمیت عبارت‌اند‌ از : قرآن و سنت و در موارد مالا نص فیه عقل و اجماع.

    منابع و مأخذ :
    1ـ جعفری لنگرودی ، دكتر محمد جعفر ، مكتب‌های حقوقی در اسلام ، انتشارات ابن سینا ، تهران ، 1353 ، چاپ اول .
    2ـ جعفری لنگرودی ، دكتر محمد جعفر ، مقدمه عمومی علم حقوق ، انتشارات گنج دانش ، تهران ، 1362 ، چاپ اول .
    3ـ دفتر همكاری حوزه و دانشگاه ، درآمدی بر حقوق اسلامی ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، تهران ، 1364 ، جلد اول ، چاپ اول .
    4ـ داوید ، رنه ، نظام‌های بزرگ حقوقی معاصر ، مركز نشر دانشگاهی ، تهران ، 1362 ، چاپ اول .
    5ـ رشاد ، محمد ، اصول فقه ، انتشارات اقبال ، تهران ، 1367 ، چاپ چهارم .
    6ـ عرفانی ، دكتر محمود ، حقوق تطبیقی و نظام‌های معاصر ، موسسه انتشارات جهاد دانشگاهی ( ماجد ) تهران ، 1372 ، جلد اول ، چاپ سوم .
    7ـ فیض ، دكتر علیرضا ، مبادی فقه و اصول ( مشتمل بر بخشی از مسائل آن دو علم ) انتشارات دانشگاه تهران ، تهران ، 1369 ، چاپ اول .
    8ـ كاتوزیان ، دكتر ناصر ، مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران ، انتشارات بهنشر ، تهران ، تهران ، شهریور 1370 ، چاپ سیزدهم .
    9ـ محقق داماد ، سید مصطفی ، مباحثی از اصول فقه ، دفتر دوم منابع فقه ، انتشارات اندیشه‌های نو در علوم اسلامی ، شماره 10 ، تهران 1369 ، چاپ پنجم .
    10ـ محمدی ، دكتر ابوالحسن ، مبانی استنباط و حقوق اسلامی ، دانشگاه تهران ، تهران 1368 ، چاپ ششم .
    11ـ مظفر ، محمدرضا ، اصول فقه ، انتشارات حكمت ، تهران ، 1371 ، چاپ دوم ، ترجمۀ هدایی
    .
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۲/۲۷ در ساعت ۲۱:۲۳
    احكامي كه در قرآن نيامده، چگونه از آن استنباط مي‌شود؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    1,384
    مورد تشکر
    74 پست
    حضور
    13 روز 20 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پست جمع بندي موضوع.




    پرسش:
    احكامي كه در قرآن نيامده، چگونه از آن استنباط مي‌شود؟


    پاسخ:
    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزيز
    منابع احكام اسلامي تنها قرآن نيست و سنّت‌، عقل و اجماع را نيز شامل مي‌شود و بحث تفصيلي آن‌ها در علم اصول مطرح شده است.
    پس منابع اسنباط احكام چهار چيز مي باشد:
    1ـ كتاب الله . 2ـ سنت معصومین ( ع ). 3ـ اجماع . 4ـ عقل.
    حال انشاالله توضيحات مختصری در اين مورد خدمتتان عرض ميكنيم:
    منبع اول ؛ كتاب الله
    مجموعه قرآن در چهار بخش ، شامل اصول عقاید تقریباً 400 آیه ، اخلاق 1700 آیه ، احكام 500 آیه و بقیه آیات در قصص پیامبران و مطالب متفرقه است .
    احكام قرآن كه منبع فقهی شریعت اسلام است در سه قسم عبادات ، معاملات و سیاسات گفت‌وگو می‌نماید . و از آن جا كه خود پیامبر ( ص ) بنا به قول مشهور ، خواندن و نوشتن را نیاموخته بودند ، آیات نازله را قرائت می‌فرمودند و كتاب وحی می‌نوشتند . نخستین كتاب وحی را در مكه حضرت علی بن ابی‌طالب ( ع ) و یا زید بن ثابت ذكر كرده‌اند .
    منبع دوم ؛ سنت معصومین ( ع )
    سنت ، یعنی گفتار و كردار و تقریر پیامبر ، ( و با اعتقاد شیعه ، بقیه ائمه معصومین ( ع ) و حضرت فاطمه ( س ) دختر گرامی حضرت پیامبر ).
    گفتار ، همان روایات و احادیث و نقل قول‌هائی است كه از پیامبر و معصومین دیگر شنیده شده است و نسل به نسل نقل شده تا امروز به ما رسیده است .
    كردار ، یعنی اعمال و رفتار ائمة معصومین ( ع ) در مقام تبیین احكام شرعی .
    تقریر ، یعنی سكوت با تأكید ائمة معصومین ( ع ) در برابر اعمال دیگران كه در حضور آن‌ها انجام شده است .
    منبع سوم ؛ اجماع
    اجماع یعنی عزم ، تصمیم ، اتفاق آراء و به طور اخص یعنی اتفاق نظر صاحب‌نظران اسلامی .
    در این مورد نظریه‌های مختلفی ابراز شده است به شرح زیر :
    1- اتفاق نظر همه صاحب‌نظران .
    2 - اتفاق نظر اكثریت صاحب‌نظران .
    3- اتفاق نظر گروهی صاحب‌نظر ولو در اقلیت .
    4ـ اتفاق نظر صاحب‌نظران در یك عصر .
    5ـ اتفاق نظر صاحب‌نظران در یك شهر یا كشور .
    دلایل اجماع :
    برای اجماع دلایل زیادی ذكر شده كه فقط به چند نمونۀ آن اشاره می‌كنیم :
    اول‌ـ آیه شریفۀ « وكذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علی الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا ...» ( آیه 143 سورة مباركه بقره ».
    دوم‌ـ آیه شریفة «... فان تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول ...» ( آی 59 سورۀ مباركه نساء ).
    منبع چهارم ؛ عقل
    از ائمه هدی ( ع ) نقل شده است كه خداوند را بر مردم دو حجت است ؛ حجتی ظاهری و حجتی باطنی . حجت ظاهری ، انبیا و رسل . و حجت باطنی ، عقل‌های مردم است . یعنی خداوند احكام خود را گاهی به وسیله نبی ظاهری و زمانی به زبان عقل ( كه نبی باطنی است ) به مكلفین ابلاغ می‌كند و همان طور كه اقوال و افعال و تقریرات نبی ظاهری ، حجت است و لازم الاجراء ، تشخیص عقل نیز حجت است و موجب قطع و یقین .
    ولی در این مورد به دو صورت از منبع عقل استفاده می‌كنیم :
    اول‌‌ـ در بدیهیات ؛ كه عقل بدون كمك گرفتن از شرع حكم می‌كند و آن در مواقع حسن و قبح ذاتی است كه در اصول فقه آن را مستقلات عقلیه گویند .
    دوم‌ـ مواردی كه به لحاظ جزئی و فرعی و غیر بدیهی بودن با راهنمائی و كمك شرع انور عقل حكم می‌كند ، كه آن‌ها را به لسان فقه استلزامات عقلی نامند .
    مثال برای حسن و قبح ذاتی ؛ ناروا بودن ظلم و نیكو بردن عدل . و مثال برای استلزامات عقلی ، مانند واجب بودن مقدمۀ واجب . ولی استفاده از عقل بیشتر در مذهب امامیه است و برادران مسلمان غیر شیعه بیشتر از قیاس استفاده می‌كنند ؛ به این شرح كه اگر در مواردی حكم خدا از قرآن و سنت و اجماع استنباط نشود ، سعی می‌كنند موارد مشابه را كه حكم آن مشخص شده بیابند و با مقایسه ، حكمی هم برای مورد قیاس پیدا كنند ولی این ترتیب در شیعه مورد قبول نیست . تنها قیاسی كه در شیعه مورد قبول است ، قیاس منصوص العله است ، یعنی اگر در حكمی علت وضع در خود حكم ذكر شده باشد و موردی باشد كه همان علت را داشته باشد ، با قیاس حكم آن استنتاج می‌شود .
    مثال : چون حكم خمر به علت مسكر بودن ، تحریم است لذا در مقام قیاس هر چیز دیگری كه مسكر باشد حكم به تحریم آن می‌شود . كبری و صغری و نتیجه در این مورد چنین می‌شود : هر مسكری حرام است . آب جو مسكر است . پس آب جو حرام است . در مواردی كه علت در نص ذكر نشده باشد ، آن را قیاس مستنبط العله گویند كه در امامیه پذیرفته نیست .
    ناگفته نماند كه منبع اصلی احكام الهی به ترتیب اهمیت عبارت‌اند‌ از : قرآن و سنت و در موارد مالا نص فیه عقل و اجماع.

    منابع و مأخذ :
    1ـ جعفری لنگرودی ، دكتر محمد جعفر ، مكتب‌های حقوقی در اسلام ، انتشارات ابن سینا ، تهران ، 1353 ، چاپ اول .
    2ـ جعفری لنگرودی ، دكتر محمد جعفر ، مقدمه عمومی علم حقوق ، انتشارات گنج دانش ، تهران ، 1362 ، چاپ اول .
    3ـ دفتر همكاری حوزه و دانشگاه ، درآمدی بر حقوق اسلامی ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، تهران ، 1364 ، جلد اول ، چاپ اول .
    4ـ داوید ، رنه ، نظام‌های بزرگ حقوقی معاصر ، مركز نشر دانشگاهی ، تهران ، 1362 ، چاپ اول .
    5ـ رشاد ، محمد ، اصول فقه ، انتشارات اقبال ، تهران ، 1367 ، چاپ چهارم .
    6ـ عرفانی ، دكتر محمود ، حقوق تطبیقی و نظام‌های معاصر ، موسسه انتشارات جهاد دانشگاهی ( ماجد ) تهران ، 1372 ، جلد اول ، چاپ سوم .
    7ـ فیض ، دكتر علیرضا ، مبادی فقه و اصول ( مشتمل بر بخشی از مسائل آن دو علم ) انتشارات دانشگاه تهران ، تهران ، 1369 ، چاپ اول .
    8ـ كاتوزیان ، دكتر ناصر ، مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران ، انتشارات بهنشر ، تهران ، تهران ، شهریور 1370 ، چاپ سیزدهم .
    9ـ محقق داماد ، سید مصطفی ، مباحثی از اصول فقه ، دفتر دوم منابع فقه ، انتشارات اندیشه‌های نو در علوم اسلامی ، شماره 10 ، تهران 1369 ، چاپ پنجم .
    10ـ محمدی ، دكتر ابوالحسن ، مبانی استنباط و حقوق اسلامی ، دانشگاه تهران ، تهران 1368 ، چاپ ششم .
    11ـ مظفر ، محمدرضا ، اصول فقه ، انتشارات حكمت ، تهران ، 1371 ، چاپ دوم ، ترجمۀ هدایی
    .
    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ در ساعت ۱۲:۴۱
    احكامي كه در قرآن نيامده، چگونه از آن استنباط مي‌شود؟

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف قرآن



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود