جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا در قرآن مجاز آمده است؟ چرا؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا در قرآن مجاز آمده است؟ چرا؟




    آيا در قرآن مجاز آمده است؟ چرا؟

    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۲۳ در ساعت ۱۷:۳۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    از دير باز ميان دانشمندان اسلامى اختلاف نظر وجود داشته ‏است که آیا در قرآن مجاز داریم یا نه؟! سلفيه از کسانى بوده ‏اند که وجود مجاز را در قرآن انکار کرده ‏اند ولى بيشتر علما نظير فقها و اهل لغت، قائلند که در قرآن همانند ساير کلامها مجاز بکار رفته است.

    مجاز اصطلاحا عبارت است از استعمال لفظ در غير معنایی که آن لفظ برای آن معنا وضع شده؛ البته در این استعمال همواره، رابطه و علاقه ای بین معناى استعمالی و معناى وضعی کلمه وجود دارد.

    مجاز به اين معنا، موضوعى است که از حدود قرن چهارم مطرح شده ‏است و پس از اين قرن وجود مجاز توسط عرفا و سلفيه انکار مى ‏شود. اين انکار در سخنان غزالى، ابن عربى، ملاصدرا و فيض کاشانى به چشم مى ‏خورد و در دوره معاصر جناب مصطفوى بر همين نظر است. البته در ميان آنها اختلاف نظرهايى وجود دارد؛ برخى به طور کلى منکر مجازند و بعضى آن را در حوزه صفات الهى انکار مى ‏کنند و بعضى آن را تنها در کلام الهى انکار مى‏کنند. 1

    به طور اجمال عرض می کنم که حقيقت و مجاز هر دو حق هستند؛ اینگونه نیست که الفاظی كه در معانی حقيقی استعمال می ‌شوند، حق باشند و الفاظی كه در غير معنای حقيقی استعمال می‌شوند (و به اصطلاح، آنها را مجاز می ‌گويند)، باطل باشند؛ زيرا همانطور که در مباحث فصاحت و بلاغت کلام گفته می شود، استعمال مجاز برای رساندن مفهوم بلاغی نقش مهمی دارد (و گاه ایجاد اين معنای بلاغی، با استعمال لفظ حقيقت امكان‌پذير نيست)؛

    به عنوان نمونه:
    در زبان عرب وقتی می خواهند بگویند كه علی (ع) در عدالت فوق العاده است، می گویند: «علی ٌ عدل ٌ» یعنی علی (ع) به قدری عادل است كه گویی تمام وجودش عدالت گشته است و به اصطلاح خود عدل شده است. (و به تعبیر فارسی: علی مجسمه عدالت است)؛ و با این استعمال مجازی، شدت عدالت علی (ع) را می رسانند؛ حال اگر گفته می شد: «علی ٌ عادل ٌ»، اينجا دیگر آن مفهوم بلاغی و شدت عدالت رسانده نمی شد و تنها بر عدالت معمولی او دلالت می کرد.

    شبیه اينگونه استعمالهای مجازی در زبانهای دیگر هم وجود دارد و از مفاهيم عرفی است و در گفتار متداول همه روزه مردم استفاده می ‌شود و هيچ اشكالی هم ندارد. قرآن کریم هم که به زبان فصیح عربی نازل شده، دارای چنین استعمالات مجازی می باشد:

    نمونه مجاز قرآنی:
    فعلهایی در قرآن وجود دارد كه به حسب ظاهر آنها به ماضی و گذشته تعبير شده ولی از جهت مجازی به آينده و استقبال معنا می‌شود مانند «اذا وقعت الواقعه» (واقعه/1) هنگامی كه روز قيامت برپا شود؛

    با اینکه لفظ «وقعت» ماضی است ولی در معنايی كه در آينده واقع خواهد شد، استعمال می‌شود زیرا قیامت در آینده رخ می دهد و در گذشته رخ نداده است؛ این یک استعمال رایج در زبان عرب است که وقتی می خواهند از یک امری که وقوع آن در آینده حتمی و مسلم است خبر دهند، گاهی بجای فعل مضارع از فعل ماضی استفاده می کنند و با این استعمال می خواهند بگویند که وقوع این مطلب به قدری قطعی و بدون تردید است، که گویی حقيقت اين امر در گذشته واقع شده است.



    پی نوشت
    --------------------------------
    1- قاسمى؛ محاسن التاويل، ج‏1، ص‏222 به بعد و مصطفوى؛ روش علمى در ترجمه و تفسير قرآن مجيد، ص‏30 به بعد.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۲/۲۴ در ساعت ۲۳:۰۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    مجازات در قرآن را به هفت قسم تقسيم نموده‌اند

    قسم اول: كه از اخبار و روايات فهميده مي‌شود اين است كه در قرآن الفاظ وخطابات زيادي وارد شده كه به حسب ظاهر شامل عموم مي‌شود، ولي خدا به اعتبار معاني باطني، افراد خاصي را اراده كرده است، آياتي را كه مفهوم عمومي دارند ولي افراد خاصي مورد توجه مي‌باشند مانند ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ يا شيعيان يا دشمنان ائمه ـ عليهم السّلام ـ و مانند اينها، و استفاده معني خاصي از لفظي كه مفهوم عام دارد خود نوعي مجاز مي‌باشد كه هدف از اين مجاز نشان دادن اهميت و عظمت مقام آنها و يا خطرناك بودن مقام دشمنان ائمه ـ عليهم السّلام ـ است كه آن يك فرد خاص كار عموم اهل ايمان و يا عموم اهل كفر و يا اهل نفاق مي‌باشد و يا براي نشان دادن اين‌كه صراط ولايت همان صراط خدا است و معني كفر و نفاق و شرك معني ديگري پيدا مي‌كند، مثلاً در بعضي از احاديث، كافرين را تفسير كرد به كساني كه منكر ولايت باشند، و منافقين را خصوص كساني كه در ولايت ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ نفاق بورزند، و مشركين را به كساني كه شريك قائل شوند براي امام در امامتشان به كساني كه امام نيستند، و آنها را امام و خليفه مي‌دانند، و همچنين ظالم را تفسير كردن به كساني كه اطاعت از امام را ترك مي‌كنند.
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۰/۰۴/۱۸ در ساعت ۲۱:۴۶


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    قسم دوم: خداوند خطاباتي با وصف‌هاي زيادي در قرآن دارد كه به حسب ظاهر، اين آيات و خطابات شامل زمان قبل از پيامبر يا امتان گذشته مي باشد، اما به حسب تأويل و باطن و واقع اين خطابات و وصف‌ها بر افراد و امت‌هايي كه در زمان ولايت و امامت ائمه ـ عليهم السّلام ـ هستند صدق مي‌كند اگرچه آنها در آن زمان قبل نبودند، و مؤيد اين قسم از مجاز قول امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ به حمران است كه فرمود:
    ان ظهر القرآن الذين نزل فيهم و بطنه الذين عملوا به قبل اعمالهم يجري فيهم مانزل في اولئك
    ترجمه: معناي ظاهري قرآن مربوط به اقوام گذشته است كه اين آيات در مورد آنها نازل شده است، ولي معناي باطني قرآن مربوط به كساني كه بعداً مي‌آيند ولي عمل‌هاي‌شان مانند عمل‌هاي آن اقوام قبلي است.
    بيان حديث: هر آنچه كه از ظاهر اين آيات فهميده شود، از عصيان يا تعرض ورزيدن و يا اطاعت كردن از فرمان نبي (در مدت دعوتش از اقرار به توحيد و نبوت و تمسك به شعائر اسلام) در زمان همان نبي و پيامبر بوده است، ولي معناي باطني اين آيات اشاره به آن كساني دارد (كه در عصيان و تعرض ورزيدن يا اطاعت كردن از امام و اقرار به امامت آن امامي كه در حكم نبي و نائب نبي و به منزله نبي هست) و بعد از نزول آيات بوجود مي‌آيند، و همچنين ظاهر آن آياتي كه اشاره دارد به كساني كه با دستان خودشان بت هايي ‌تراشيده و آن را تعظيم كرده و احترام آن را لازم دانسته و آن را شريك براي خداوند گرفتند، امّا باطن همين آيات اشاره به كساني دارد كه اشخاصي را با دست خودشان براي مردم امام قرار دادند، و آنها را بزرگ شمرده و دوست داشتند و اطاعت از آنها را ملتزم شدند، و اين افراد را در مقابل اماماني كه خداوند آنها را تعيين كرده و براي مردم امام قرار داده، قرار دادند.
    و در آيه «وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» در اينجا ظاهر اين آيه اشاره و تصريح به قوم و زمان موسي ـ عليه السّلام ـ دارد كه به مذاهب و گروه‌هاي مختلف تقسيم شده‌اند، ولي باطن آن درباره امتان زمان اسلام است كه به همان مصيبت گرفتار شده‌اند كه معناي باطني و مجازي است.



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    قسم سوم: قسم سوم از مجازاتي كه در قرآن آمده اين است كه خداوند در قرآن بعضي از آيات را آورده و اراده معنايي را از آن كرده كه از ظاهر اين آيات غير از آن فهميده مي‌شود، «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ» مقصود آيه از رسول از نظر معناي باطني در اينجا ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ مي‌باشند، خداوند در اينجا از معناي ظاهري آيه اراده كرده ارسال رُسل را از جنس همان اقوام و ملت‌ها، ولي از معناي باطني كه از مجازي اراده كرده انتخاب ائمه معصومين و فرستادن آنها را كه از خاندان و از آل و نسل همان پيامبر مي‌باشند.



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    قسم چهارم: گاهي اوقات ضميري در قرآن آورده شده كه مرجع آن ضمير صريحاً در قرآن ذكر نشده امّا به لحاظ باطن مانند ضميرهايي است كه برگشت به ولايت ائمه يا ولايت اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ مي‌كند.
    در آية 15 سوره يونس آمده «ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ»
    [3] معناي ظاهري آيه آن است كه افراد بي‌‌ايمان، به پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‌گفتند: قرآني غير از اين بياور كه بت‌هاي ما را نكوهش نكند و اين قرآن را تبديل (و عوض) كن، ولي در معناي باطني آيه مي‌خوانيم كه مرحوم كليني از فضل روايت مي‌كند كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود ضمير در «بدله» در آيه فوق اشاره به علي ـ عليه السّلام ـ دارد[4] يعني جانشين و امامي غير از علي انتخاب كن و خلافت امامت علي را به كسي ديگر مبدل و عوض كن، و شواهد زيادي در اين قسم هست كه جاي اطالة كلام نيست.



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    قسمت پنجم: خطاباتي در قرآن وجود دارد كه به حسب ظاهر آنها به ماضي و گذشته تعبير شده ولي از جهت مجازي به آينده و استقبال معنا مي‌شود مانند «اذا وقعت الواقعه»[5] هنگامي كه روز قيامت برپا شود، با آن‌كه لفظ «وقعت» ماضي است ولي در معنايي كه در آينده واقع خواهد شد، استعمال مي‌شود؛ زيرا هنگامي كه امري وقوع آن حتمي و مسلم است از نظر مبالغه مي‌خواهد بگويد در حقيقت اين امر در گذشته گويا واقع شد و مسلم و بدون شك مي‌باشد.


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    قسم ششم: خداوند در قرآن اكثر چيزهايي كه به خودش نسبت مي‌دهد با صيغه جمع بيان كرده است.
    در سوره زخرف «فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ»،
    [6] هنگامي كه ما را بخشم آوردند از ايشان انتقام گرفتيم.
    سر اين مطلب اين است كه خداوند در آن چيزهايي كه به خودش نسبت مي‌دهد، پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ را هم دخيل در آن مي‌داند بلكه وجود پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه طاهرين ـ عليهم السّلام ـ مقصود اصلي خداوند مي‌باشند، پس در آيه فوق خداوند مي‌فرمايند چون ما را بخشم بياورند يعني من خدا و اولياء و اماماني كه از طرف من برگزيده شده اند را به خشم بياورند ما از آنها انتقام مي‌گيريم.



    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    قسم هفتم: آنچه كه از روايات استفاده مي‌شود شامل شدن لفظ جلاله و «الله» و «ربّ» به حسب بطن قرآن و تأويل قرآن بر امام ـ عليه السّلام ـ است، و اين در مواضع زيادي ذكر شده است؛ زيرا آنها واسطه فيض بين خالق و خلق هستند، و نيز مشيت الهي مي‌باشند، و نيز آلهه و ارباب و انداد و طاغوت و بتها را در معناي باطني به خلفاي جور و پيشوايان گمراه تفسير نموده‌اند، در بخش اول براي نمونه در آيه شريفه «لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ»[7] يعني هيچ‌گاه براي خود دو خدا انتخاب نكنيد و تنها خداي همه هستي خداي يگانه مي‌باشد، اين معناي ظاهري آيه است، و امّا معناي مجازي و باطني آيه همان است كه عيّاشي در تفسيرش از ابي بصير و او از امام ششم حضرت امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل مي‌كند كه در معني باطني آيه فرموده‌اند.‌ و لا تتخذوا امامين انما هو امامٌ و احد، هيچ‌گاه دو امام براي خود انتخاب نكنيد تنها در عصر و زمان شما امام واحد و يگانه است.
    و امّا مثال بخش دوم؛ در آيه شريفه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً»[8] معناي ظاهري آيه اين است كه بعضي از مردم براي خدا شريك و مثل انتخاب كردند، يحبونهم كحب الله، آن شريك‌ها را دوست دارند همانطور كه خدا را دوست دارند، و در معناي باطني آيه در اصول كافي و غيبت نعماني از جابر او هم از امام پنجم ـ عليه السلام ـ نقل مي‌كند»: آن مردمي كه براي خدا شريك قرار دادند دوستان فلان و فلان هستند (اشاره به خليفه اول و دوم) كه آندو را امام و پيشوا قرار دادند و به آنها عشق مي‌ورزند.

    [1] . امام خميني (ره)، تهذيب، تهران، مؤسسه نشر اسلامي، چاپ دوم، 1382 هـ ، ج 1، ص 44.
    [2] . سبحاني، جعفر، الموجز في اصول الفقهه، مترجم مسلم قلي پورگيلاني، قم، مؤسسه امام صادق، چاپ ششم، 1422 ق، ص 31-30.
    [3] . يونس/ 15.
    [4] . تفسير برهان، مقدمه برهان، قم، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، بي‌تا، ص 54.
    [5] . واقعه/ 1.
    [6] . زخرف/ 55.
    [7] . نحل/ 51.
    [8] . بقره/ 165.
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۰/۰۵/۰۱ در ساعت ۲۲:۲۰


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود