جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قـرآن كـريـم كدام بازگشت به دنيا را نفى مى كند ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قـرآن كـريـم كدام بازگشت به دنيا را نفى مى كند ؟




    قـرآن كـريـم كدام بازگشت به دنيا را نفى مى كند ؟ و آيا نفى اين بازگشت، منافاتى با اعتقاد به رجعت دارد ؟ چرا ؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۲۵ در ساعت ۲۱:۳۲

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    براي پاسخ به پرسش حضرت عالي لازم است نكاتي را به عرض برسانم :

    انسان موجودي است مرکب از بدن و نفس(روح). و تا انسان در عالم مادّه است بين بدن مادّي او و نفسش اتحاد برقرار است و به واسطه ی همين اتّحاد وجودي، نفس به واسطه بدن و در اثر حرکت جوهري آن و در اثر اعمال اختياري خودِ نفس که از طريق بدن انجام مي دهد، رشد مي کند و مرگ يعني قطع شدن ارتباط بين بدن مادي و نفس .

    بعد از اينکه نفس از بدن مادي جدا شد(موت تحقّق يافت)، نفس در عالم برزخ با بدني برزخي که اصطلاحاً آن را« بدن مثالي» مي گويند به حيات خود ادامه مي دهد. بدن مثالي، موجودي غيرمادي و در واقع باطن بدن مادي است. اين بدن در زمان حيات دنيوي متّحد با بدن مادي است و قوام بدن مادي به همين بدن است و در واقع تدبير نفس بر بدن به واسطه ی همين بدن مثالي است. به عقيده ملاصدرا و تابعين او انسان بدن لطيفتر از بدن مثالي نيز دارد که آن را بدن اخروي مي گويند و انسان در آخرت با آن بدن محشور مي شود. رابطه اين سه بدن طولي است يا به عبارتي رابطه ظهور و بطون است. بدن اخروي يا جسم اخروي انسان از آن جهت که جميع کمالات بدن برزخي و دنيوي را داراست عین آن دو است ولی از آن جهت که اين دو بدن همه کمالات بدن اخروي را ندارند،‌ غير آن هستند. به قول ملاصدرا جسم اخروي همان جسم برزخي و دنيوي است حقيقتا و غير آنهاست رقيقتاً.

    بنابراين معاد جسماني از ديدگاه حکماي صدرايي با جسم لطيف اخروي است نه با جسم مادي دنيوي و به عبارت ديگر معاد، جسماني است نه مادي. ـــ ماده غير از جسم است جسم بدون ماده مي تواند باشد ولي ماده بدون جسم نمي تواند باشد، توجه: ماده و جسم در اصطلاح فلسفه غير از اصطلاح علم فيزيک است ـــ جسم اخروي از هر حيث مثل بدن مادي است ولي مجرد از ماده است. در مقابل اين ديدگاه، ديدگاه اکثر متکلمين است که معتقدند جسم اخروي همان جسم مادي و عنصري است.

    جهت مطالعه بيشتر به كتاب زير رجوع کنيد:

    - رجعت از ديدگاه عقل، قرآن، حديث؛ حسن طارمي




  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با اين بيان روشن مي شود كه قرآن كريم بازگشت از عالم آخرت و عالم مثال (برزخ) به عالم ماده را نفي مي كند يعني كسي كه به فعليت رسيده بازگشت به عالم ماده كه عالم قوه است ممكن پذير نيست . و اين سخن با رجعت منافاتي ندارد چون بسيار كمي از انسان ها با اجل حتمي از دنيا مي روند و معمولا افراد با اجل معلق از دنيا مي روند چنين افرادي چون به فعليت نرسيده اند فلذا امكان بازگشت آن ها به دنيا ( عالم ماده و قوه) وجود دارد ولي كساني كه به فعليت رسيده اند امكان بازگشت وجود ندارد .

    در قرآن کريم شواهد فراواني وجود دارد که اصل بازگشت مردگان را به دنيا تأييد مي کند مثل رجعت اصحاب کهف، رجعت مردگاني که بدست حضرت عيسي(ع) زنده مي شدند و نيز رجعت گروهي از بني اسرائيل که به قهر الهي و توسط رعد و برق مردند و دوباره زنده شدند و نيز جريان زنده شدن حضرت عزير و زنده شدن پرندگاني که حضرت ابراهيم آنها را سر بريد و قطعه، قطعه کرد. از نظر فلسفي نيز بازگشت روح به بدن، ممکن است، البته به اين شرط که شخص با اجل حتمي نمرده باشد و کمتر انساني است که با اجل حتمي بمیرد.


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۷/۱۰ در ساعت ۲۲:۰۵

  7. تشکرها 3


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    قرآن كريم كدام بازگشت به دنيا را نفى مى كند؟ و آيا نفى اين بازگشت، منافاتى با اعتقاد به رجعت دارد؟ چرا؟


    پاسخ:
    انسان موجودی است مرکب از بدن و نفس (روح). و تا انسان در عالم مادّه است بين بدن مادّی او و نفسش اتحاد برقرار است و به واسطه همين اتّحاد وجودی، نفس به واسطه بدن و در اثر حرکت جوهری آن و در اثر اعمال اختياری خودِ نفس که از طريق بدن انجام می دهد، رشد می کند و مرگ يعنی قطع شدن ارتباط بين بدن مادی و نفس.

    بعد از اينکه نفس از بدن مادی جدا شد (موت تحقّق يافت)، نفس در عالم برزخ با بدنی برزخی که اصطلاحاً آن را «بدن مثالی» می گويند به حيات خود ادامه می دهد. بدن مثالی، موجودی غير مادی و در واقع باطن بدن مادي است. اين بدن در زمان حيات دنيوی متّحد با بدن مادی است و قوام بدن مادی به همين بدن است و در واقع تدبير نفس بر بدن به واسطه همين بدن مثالی است. به عقيده ملا صدرا و تابعين او انسان بدن لطيف تر از بدن مثالی نيز دارد که آن را بدن اخروی می گويند و انسان در آخرت با آن بدن محشور می شود. رابطه اين سه بدن طولی است يا به عبارتی رابطه ظهور و بطون است. بدن اخروی يا جسم اخروی انسان از آن جهت که جميع کمالات بدن برزخی و دنيوی را داراست عین آن دو است ولی از آن جهت که اين دو بدن همه کمالات بدن اخروی را ندارند،‌ غير آن هستند. به قول ملا صدرا جسم اخروی همان جسم برزخی و دنيوی است حقيقتا و غير آنهاست رقيقتاً.(1)

    بنابراين معاد جسمانی از ديدگاه حکمای صدرايی با جسم لطيف اخروی است نه با جسم مادی دنيوی و به عبارت ديگر معاد، جسمانی است نه مادی. _ ماده غير از جسم است جسم بدون ماده می تواند باشد ولی ماده بدون جسم نمی تواند باشد، توجه: ماده و جسم در اصطلاح فلسفه غير از اصطلاح علم فيزيک است_.
    جسم اخروی از هر حيث مثل بدن مادی است ولی مجرد از ماده است. در مقابل اين ديدگاه، ديدگاه اکثر متکلمين است که معتقدند جسم اخروی همان جسم مادی و عنصری است.(2)

    با اين بيان روشن می شود كه قرآن كريم بازگشت از عالم آخرت و عالم مثال (برزخ) به عالم ماده را نفی می كند يعنی كسی كه به فعليت رسيده بازگشت به عالم ماده كه عالم قوه است ممكن پذير نيست. و اين سخن با رجعت منافاتی ندارد چون بسيار كمی از انسان ها با اجل حتمی از دنيا می روند و معمولا افراد با اجل معلق از دنيا می روند چنين افرادی چون به فعليت نرسيده اند فلذا امكان بازگشت آن ها به دنيا (عالم ماده و قوه) وجود دارد ولی كسانی كه به فعليت رسيده اند امكان بازگشت وجود ندارد.

    در قرآن کريم شواهد فراوانی وجود دارد که اصل بازگشت مردگان را به دنيا تأييد می کند مثل رجعت اصحاب کهف، رجعت مردگانی که بدست حضرت عيسی (علیه السلام) زنده می شدند و نيز رجعت گروهی از بنی اسرائيل که به قهر الهی و توسط رعد و برق مردند و دوباره زنده شدند و نيز جريان زنده شدن حضرت عزير و زنده شدن پرندگانی که حضرت ابراهيم آنها را سر بريد و قطعه، قطعه کرد. از نظر فلسفی نيز بازگشت روح به بدن، ممکن است، البته به اين شرط که شخص با اجل حتمی نمرده باشد و کمتر انسانی است که با اجل حتمی بمیرد.

    _______________
    (1) محمد شجاعی، معاد يا بازگشت به سوی خدا.
    (2) معاد از دیدگاه امام خمینی، ص 234 – 247.

    جهت مطالعه بيشتر به كتاب زير رجوع کنيد:
    رجعت از ديدگاه عقل، قرآن، حديث؛ حسن طارمی.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۶/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۹:۴۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی مباحث كلامي

  9. تشکرها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود