جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات تاریخ اسلام و حدیث

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    اثبات تاریخ اسلام و حدیث





    سلام

    چجوری میشه اثبات کرد که احادیث از ائمه هستن؟
    یعنی یقینی باور کنیم که این حدیثها رو ائمه گفتن؟

    تحریف اسناد و احادیث توسط گروه های مختلف و برخی مسلمانان که دلیل های مختلفی داشته،مثلا تحریف اسناد فاطمیه برای جلوگیری از تفرقه بین مسلمانان همیشه بوده، چطور میتونیم بفهمیم که احادیث رسیده دست ما خودشون از تحریف مصون موندن؟
    چارت تاریخی دارین که نشون بدن چطوری دست ما رسیدن؟

    حقایق پنهان: تأملی کوتاه در تحریف اسناد فاطمیه
    از لینک بالایی:
    تحریف در کتاب مروج الذهب


    ابن ابی الحدید معتزلی (متوفای656) در کتاب معروف خویش به نام «شرح نهج البلاغه» به نقل از کتاب «مروج الذهب» تالیف مسعودی (متوفای 346 ) چنین می نویسد: " 1 ".
    قال المسعودی: و کان عروه بن الزبیر یعذر اخاه عبدالله فی حصر بنی هاشم فی الشعب و جمعه الحطب لیحرقهم و یقول: انما اراد بذلک الا تنتشر الکلمه و لا یختلف المسلمون و ان یدخلوا فی الطاعه فتکون الکلمه واحده، کما فعل عمر بن الخطاب ببنی هاشم لما تاخروا عن بیعه ابی بکر، فانه احضر الحطب لیحرق علیهم الدار. " 2 ".
    مسعودی می گوید: عروه بن زبیر برادرش عبدالله [ بن زبیر بن عوام ] را در محاصره ی بنی هاشم در دره ای [ دل مکه ] و جمع آوری کردن او هیزم را برای آتش زدن آنان [ در وقایع مربوط به سال های دهه ی ششم و هفتم هجری که آل زبیر به دنبال کسب حکومت بودند] معذورمی دانست و می گفت:
    او این کار را برای آن کرد که تفرقه و پراکندگی ایجاد نشود و مسلمانان با هم اختلاف نکنند و آنان (بنی هاشم) نیز به اطاعت او درآیند و در نتیجه با هم متحد شوند؛ همان طور که عمر بن خطاب این کار را با بنی هاشم کرد، وقتی آنان

    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي




    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۲/۲۵ در ساعت ۲۳:۲۴

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد کوچولو نمایش پست

    سلام

    چجوری میشه اثبات کرد که احادیث از ائمه هستن؟
    یعنی یقینی باور کنیم که این حدیثها رو ائمه گفتن؟

    تحریف اسناد و احادیث توسط گروه های مختلف و برخی مسلمانان که دلیل های مختلفی داشته،مثلا تحریف اسناد فاطمیه برای جلوگیری از تفرقه بین مسلمانان همیشه بوده، چطور میتونیم بفهمیم که احادیث رسیده دست ما خودشون از تحریف مصون موندن؟
    چارت تاریخی دارین که نشون بدن چطوری دست ما رسیدن؟

    حقایق پنهان: تأملی کوتاه در تحریف اسناد فاطمیه
    از لینک بالایی:



    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي



    با عرض سلام و ادب
    متأسفانه در طول تاريخ عده اي بر اثر عوامل و انگيزه هاي مختلف اقدام به جعل حديث كرده اند،لذا احاديث واقعي اي كه از ائمه(ع) صادر شده بودند با اينگونه روايات جعلي و ساختگي در آميختند،و اين امر سبب گرديد كه ما نتوانيم به راحتي به احاديث اعتماد كنيم،لذا براي تشخيص احاديث جعلي از احاديث صحيح، بايد در علم رجال و حديث شناسي ، تخصص داشت.
    در اين رابطه مناسب است اشاره اي داشته باشم به منابعي كه به ما كمك مي كنند تا احاديث جعلي را بشناسيم :
    كتاب هايي كه در مورد علم رجال، علم درايه و علم فقه الحديث نوشته شده و به طور كلي كتاب‏هايي كه در رشته علم الحديث به رشته تحرير در آمده‏اند، منابعي هستند كه با مراجعه به آن‏ها مي‏توان جعلي بودن حديث را شناخت.
    علم الحديث، دانشي است كه به واسطه قوانين آن، حالات سند و متن حديث از جهت درستي و نادرستي شناخته مي‏شود، بدين جهت داراي سه قسم مي‏باشد:
    1- رجال الحديث (علم رجال): دانش مربوط به شناخت راويات حديث از نظر وثاقت و اطمينان به راستگويي و عدم و ثاقت.
    2- علم الدراية يا مصطلح الحديث: دانش مربوط به شناخت حالات سند و متن حديث كه از آن تعبير به "اصول الحديث" نيز شده است.
    3- فقه الحديث كه از چگونگي معني و مفاد متن حديث گفتگو مي‏كند و آن را دراية الحديث نيز ناميده‏اند، زيرا كلمه درايه به معناي فهم عميق است كه هر گاه با پسوند حديث همراه شود، فهم دقيق متن حديث را دلالت دارد.{ سيد رضا مؤدّب، علم الدراية، ص 10}.
    كتاب‏هايي همچون: الغدير، ج 5 علامه اميني؛ اخبار الدخيل علامه شوشتري؛ الموضوعات ابن جوزي، الموضوعات في الآثار، معروف حسني؛ براي شناخت راويان جعل كننده و كذّاب و حديث‏هاي جعلي و دروغين بسيار مفيد مي‏باشند.
    اما كيفيت رسيدن روايات به دست ما اجمالا به اين گونه بوده است كه:
    معمولا راويان حديث به خصوص در زمان امام باقر و صادق(ع) سخناني را كه از امامان بدون واسطه يا با واسطه مي شنيدند مي نوشتند. تا اين كه تا زمان حضرت عسكري(ع) چهارصد كتاب در زمينه هاي مختلف جمع آوري شده بود كه به «اصول اربعماه» معروف بوده است. بعدها در اوائل غيبت كبري روايات اصول اربعماه و ديگر رواياتي كه تا آن زمان موجود بود به صورت منظم و باب بندي شده در كتب اربعه شيعه(كافي، من لا يحضره الفقيه، تهذيب، استبصار) و ساير كتب كه توسط بزرگان شيعه در اين عصر نوشته شد گردآوري شد.
    علماي شيعه پس از تدوين كتب اربعه و ديگر كتب معروف براي محفوظ ماندن اين كتاب ها از تحريف و اطمينان مردم به رواياتي كه اشخاص از اين كتاب نقل مي كرده اند. اجازه نقل حديث را بين خودشان مرسوم كردند و تنها كسي حديثش و نسخه اش از كتب حديث معتبر بود كه داراي اجازه نقل حديث از علماي معروف شيعه بود. به اين شكل روايات موجود به دست ما رسيده است.
    روايات گردآوري شده در اين كتب همان گونه كه مي دانيد داراي سند مي باشد و اشخاصي كه حديث را نقل كرده اند تا امام معصوم(ع) در سلسله سند روايت مشخص شده اند. ميزان وثاقت راويان حديث، در علم رجال مورد بررسي قرار گرفته است، فقها با توجه به علم رجال و مسائلي ديگر از جمله آشنايي با لحن كلام معصوم(ع) هر روايتي را كه تمام راويان آن دوازده امامي و مورد وثوق و اطمينان باشند صحيح و معتبر مي دانند.



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    224
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    توضيحات و ادله شما به هيچوجه كافي و قانع كننده نيستند - وقتي ميبينيم در همين دوره كنوني با رفتن گروهي و امدن گروهي ديگر و با وجود دستگاه هاي ضبط و ثبت و فيلم و عكس و نوار چه ميزان از تغييرات را ميشود در يك دوره كوتاه در اصل مطالب و حواشي ان ايجاد كرد و از يك مومن و امين ميشود خائن و عامل بيگانه ساخت و از نا محرمان خودي - پس چه اعتباري ميتوان داد به همين منابع كه ملاك عمل اقايان متخصص حديث هستند وقايع و سخناني كه مربوط به دوره طولاني از تاريخ و در نبود منابع مستقل و بي طرف - وبا حضور افرادي سودجو و بي سوادي عامه - ايا ميشود به همان منابع اعتماد كرد؟؟ و اين در حالي است كه اغلب اين روايات و احاديث نه فقط سنديت تاريخي ندارند بلكه در بسياري از موارد متناقضات آن نيز در روايات ديگر از منابع ديگر موجودند
    آنچه شما از آنان به عنوان علماي معروف - معتبر - بزرگان - .... ميفرمائيد تنها جنبه ايماني و قلبي را توجيه ميكنند و نه اصالت تاريخي و سنديت آن را - گيريم كه افراد فوق - آنطور كه شما ميفرمائيد - واقعا انسانهاي صادقي بودند - آيا مطالب روايي انان نميتوانست در سنوات بعدي تغيير كند و يا چه اعتباري به سنديت منابع خود آنان ميتوان داد - شما وقتي مطلبيرا علمي قلمداد ميكنيد نميتوانيد بر اساس اعتماد و يا ايمان قضاوت كنيد بلكه از همان افراد مورد اعتماد هم بايد سند و مدرك مطالبه كرد - اين روش علمي است - چيزي كه در روايات و اسناد يافت نمي شود
    يك ياز نمونه هاي بارز موضوع تعداد و تنوع روايات و احاديثي است كه در باره واقعه كربلا موجود است - به قول يكي از انديشمندان اگر حضرت تمام عمر خود را صرف ساختن حديث و روايت ميكرد باز هم زمان كم مي اورد
    يكي ديگر از همان نمونه ها موجوديت امام زمان است كه نه فقط هيچ سنديت تاريخي براي تولد و حيات او نيست بلكه صرفا متكي به ادعا هاي چهار نفر مدعي ديدن وي هستند كه به غير از تناقضات و تفاوت هاي بيانات آنها - همه متهم به اخذ وجوهي هيتند كه براي تقديم به فرد مورد ادعاي خود از مردم ميستاندند و در يك مقطع زماني متحدا تصميم به غيبت كبري براي فرد مورد ادعاي خود ميگيرند
    در حاليكه شما همين مطالب و احاديث و روايات را با عنوان علمي بودن و روشهاي علمي بررسي مورد اشاره در بالا به زنگ واقعيت ميپنداريد و توقع قبول آن از طرف عوام و حتي خواص داريد
    ویرایش توسط paul : ۱۳۹۰/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۱:۲۸

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط paul نمایش پست
    با سلام
    توضيحات و ادله شما به هيچوجه كافي و قانع كننده نيستند - وقتي ميبينيم در همين دوره كنوني با رفتن گروهي و امدن گروهي ديگر و با وجود دستگاه هاي ضبط و ثبت و فيلم و عكس و نوار چه ميزان از تغييرات را ميشود در يك دوره كوتاه در اصل مطالب و حواشي ان ايجاد كرد و از يك مومن و امين ميشود خائن و عامل بيگانه ساخت و از نا محرمان خودي - پس چه اعتباري ميتوان داد به همين منابع كه ملاك عمل اقايان متخصص حديث هستند وقايع و سخناني كه مربوط به دوره طولاني از تاريخ و در نبود منابع مستقل و بي طرف - وبا حضور افرادي سودجو و بي سوادي عامه - ايا ميشود به همان منابع اعتماد كرد؟؟ و اين در حالي است كه اغلب اين روايات و احاديث نه فقط سنديت تاريخي ندارند بلكه در بسياري از موارد متناقضات آن نيز در روايات ديگر از منابع ديگر موجودند
    آنچه شما از آنان به عنوان علماي معروف - معتبر - بزرگان - .... ميفرمائيد تنها جنبه ايماني و قلبي را توجيه ميكنند و نه اصالت تاريخي و سنديت آن را - گيريم كه افراد فوق - آنطور كه شما ميفرمائيد - واقعا انسانهاي صادقي بودند - آيا مطالب روايي انان نميتوانست در سنوات بعدي تغيير كند و يا چه اعتباري به سنديت منابع خود آنان ميتوان داد - شما وقتي مطلبيرا علمي قلمداد ميكنيد نميتوانيد بر اساس اعتماد و يا ايمان قضاوت كنيد بلكه از همان افراد مورد اعتماد هم بايد سند و مدرك مطالبه كرد - اين روش علمي است - چيزي كه در روايات و اسناد يافت نمي شود
    يك ياز نمونه هاي بارز موضوع تعداد و تنوع روايات و احاديثي است كه در باره واقعه كربلا موجود است - به قول يكي از انديشمندان اگر حضرت تمام عمر خود را صرف ساختن حديث و روايت ميكرد باز هم زمان كم مي اورد
    يكي ديگر از همان نمونه ها موجوديت امام زمان است كه نه فقط هيچ سنديت تاريخي براي تولد و حيات او نيست بلكه صرفا متكي به ادعا هاي چهار نفر مدعي ديدن وي هستند كه به غير از تناقضات و تفاوت هاي بيانات آنها - همه متهم به اخذ وجوهي هيتند كه براي تقديم به فرد مورد ادعاي خود از مردم ميستاندند و در يك مقطع زماني متحدا تصميم به غيبت كبري براي فرد مورد ادعاي خود ميگيرند
    در حاليكه شما همين مطالب و احاديث و روايات را با عنوان علمي بودن و روشهاي علمي بررسي مورد اشاره در بالا به زنگ واقعيت ميپنداريد و توقع قبول آن از طرف عوام و حتي خواص داريد
    با عرض سلام و ادب

    اينكه همين الان هم د رنقل وقايع و حوادث،عده اي هستند كه به راحتي مطالب و منقولات را تغيير داده و مطلب را برعكس القا مي كنند،بنده هم با شما موافقم،و اين مطلب در مورد روايات منقول از ائمه(ع) هم صادق است كه بنده در پست قبلي بدان اشاره كرده ام و به همين دليل است كه علمي با عنوان علم الحديث بوجود آمده است تا با ملاك ها و معيارهايي كه وجود دارد؛اين روايات جعلي و نادرست را از روايات درست و صحيح تشخيص دهند.

    در مورد روايات و گزارشات تاريخي ملاك هايي وجود دارد كه ما به توجه به آن ملاكها روايات و گزارشهاي تاريخي را مورد نقد و بررسي قرار مي دهيم.این ملاکها عبارتند از:

    1.قرآن؛گزارشاتی که با متن وصریح قرآن منافات دارند باید رد شوند.

    2.عقل؛اگرگزارش تاریخی مستلزم اجتماع نقیضن باشد،قابل قبول نیست.

    3.تاریخ؛درمتون تاریخی یکسری گزارشات داریم که مورد اتفاق همه مورخین است،وبا کمک این گزارشات قطعی تاریخی میتوانیم گزارشات دیگر را نقد وبررسی کنیم.

    4.جامعه شناسی؛یعنی شرایط جامعه ای را که حادثه درآن واقع شده است بشناسیم.

    5.زبان شناسی؛دربرخی گزارشات اصطلاحاتی وجود دارد که براساس زبان شناسی معلوم میشود که درآن زمان این اصطلاحات وجود داشته یا نداشته است.

    6.علم؛اگه چیزی توسط علم ثابت شد وقطعیت یافت،ما گزارشات تاریخی مخالف با این علم را نقد میکنیم.

    7.مبانی کلامی؛اگر گزارشی تاریخی با مبانی کلام ای که در جای خود وبا دلیل ثابت شده است،منافات داشته باشد،ما آن گزارش را نقد و بررسی خواهیم کرد.مثلاً اگر یک گزارش تاریخی در مورد یکی از انبیاء یا ائمه(ع) با عصمت آنان منافات داشته باشد،آن گزارش را مورد نقد قرار خواهیم داد.

    حال با کمک این ملاکها وبا مراجعه به منابع دست اول میتوانیم یک واقعه تاریخی را مورد تحقیق وبررسی عالمانه قرار دهیم.

    پس اينگونه كه نيست كه به راحتي و بدون نقد و بررسي روايات و گزارشات،آنها را مورد پذيرش يا رد قرار دهيم.

    در مورد بحث از امام زمان(عج) كه شما بدان اشاره كرده و شبهاتي هم ضمن مطالب خود بدان اشاره كرده ايد،وجود امام زمان با دلايل عقلي و نقلي ثابت شده است و اين تاپيك جاي بحث از آن نيست،لذا بايد در تاپيكي مستقل مورد بحث و بررسي قرار گيرد،در رابطه با اثبات وجود امام زمان(عج)به لينك زير مراجعه فرماييد:

    وجود امام زمان را برای من ثابت کنید
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۲/۳۱ در ساعت ۱۱:۲۱


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي:

    پرسش:

    چجوری میشه اثبات کرد که احادیث از ائمه هستن؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب
    متأسفانه در طول تاريخ عده اي بر اثر عوامل و انگيزه هاي مختلف اقدام به جعل حديث كرده اند،لذا احاديث واقعي اي كه از ائمه(ع) صادر شده بودند با اينگونه روايات جعلي و ساختگي در آميختند،و اين امر سبب گرديد كه ما نتوانيم به راحتي به احاديث اعتماد كنيم،لذا براي تشخيص احاديث جعلي از احاديث صحيح، بايد در علم رجال و حديث شناسي ، تخصص داشت.

    در اين رابطه مناسب است اشاره اي داشته باشم به منابعي كه به ما كمك مي كنند تا احاديث جعلي را بشناسيم :

    كتاب هايي كه در مورد علم رجال، علم درايه و علم فقه الحديث نوشته شده و به طور كلي كتاب‏هايي كه در رشته علم الحديث به رشته تحرير در آمده ‏اند، منابعي هستند كه با مراجعه به آن‏ها مي‏توان جعلي بودن حديث را شناخت.

    علم الحديث، دانشي است كه به واسطه قوانين آن، حالات سند و متن حديث از جهت درستي و نادرستي شناخته مي‏شود، بدين جهت داراي سه قسم مي‏باشد:

    1- رجال الحديث (علم رجال): دانش مربوط به شناخت راويات حديث از نظر وثاقت و اطمينان به راستگويي و عدم و ثاقت.

    2- علم الدراية يا مصطلح الحديث: دانش مربوط به شناخت حالات سند و متن حديث كه از آن تعبير به "اصول الحديث" نيز شده است.

    3- فقه الحديث كه از چگونگي معني و مفاد متن حديث گفتگو مي‏كند و آن را دراية الحديث نيز ناميده‏اند، زيرا كلمه درايه به معناي فهم عميق است كه هر گاه با پسوند حديث همراه شود، فهم دقيق متن حديث را دلالت دارد.{ 1}.

    كتاب‏هايي همچون: الغدير، ج 5 علامه اميني؛ اخبار الدخيل علامه شوشتري؛ الموضوعات ابن جوزي، الموضوعات في الآثار، معروف حسني؛ براي شناخت راويان جعل كننده و كذّاب و حديث‏هاي جعلي و دروغين بسيار مفيد مي‏باشند.

    اما كيفيت رسيدن روايات به دست ما اجمالا به اين گونه بوده است كه:

    معمولا راويان حديث به خصوص در زمان امام باقر و صادق(ع) سخناني را كه از امامان بدون واسطه يا با واسطه مي شنيدند مي نوشتند. تا اين كه تا زمان حضرت عسكري(ع) چهارصد كتاب در زمينه هاي مختلف جمع آوري شده بود كه به «اصول اربعماه» معروف بوده است. بعدها در اوائل غيبت كبري روايات اصول اربعماه و ديگر رواياتي كه تا آن زمان موجود بود به صورت منظم و باب بندي شده در كتب اربعه شيعه(كافي، من لا يحضره الفقيه، تهذيب، استبصار) و ساير كتب كه توسط بزرگان شيعه در اين عصر نوشته شد گردآوري شد.

    علماي شيعه پس از تدوين كتب اربعه و ديگر كتب معروف براي محفوظ ماندن اين كتاب ها از تحريف و اطمينان مردم به رواياتي كه اشخاص از اين كتاب نقل مي كرده اند. اجازه نقل حديث را بين خودشان مرسوم كردند و تنها كسي حديثش و نسخه اش از كتب حديث معتبر بود كه داراي اجازه نقل حديث از علماي معروف شيعه بود. به اين شكل روايات موجود به دست ما رسيده است.

    روايات گردآوري شده در اين كتب همان گونه كه مي دانيد داراي سند مي باشد و اشخاصي كه حديث را نقل كرده اند تا امام معصوم(ع) در سلسله سند روايت مشخص شده اند. ميزان وثاقت راويان حديث، در علم رجال مورد بررسي قرار گرفته است، فقها با توجه به علم رجال و مسائلي ديگر از جمله آشنايي با لحن كلام معصوم(ع) هر روايتي را كه تمام راويان آن دوازده امامي و مورد وثوق و اطمينان باشند صحيح و معتبر مي دانند.

    پرسش:

    وقتي در بيان حوادث و اتفاقات حال حاظر اينهمه اختلاف وجود دارد،چگونه مي توان به گزارشاتي كه چندين قرن پيش صادر شده اند،اعتماد كرد و آنان را پذيرفت؟

    پاسخ:

    در مورد روايات و گزارشات تاريخي ملاك هايي وجود دارد كه ما به توجه به آن ملاكها روايات و گزارشهاي تاريخي را مورد نقد و بررسي قرار مي دهيم.این ملاکها عبارتند از:

    1.قرآن؛گزارشاتی که با متن وصریح قرآن منافات دارند باید رد شوند.

    2.عقل؛اگرگزارش تاریخی مستلزم اجتماع نقیضن باشد،قابل قبول نیست.

    3.تاریخ؛درمتون تاریخی یکسری گزارشات داریم که مورد اتفاق همه مورخین است،وبا کمک این گزارشات قطعی تاریخی میتوانیم گزارشات دیگر را نقد وبررسی کنیم.

    4.جامعه شناسی؛یعنی شرایط جامعه ای را که حادثه درآن واقع شده است بشناسیم.

    5.زبان شناسی؛دربرخی گزارشات اصطلاحاتی وجود دارد که براساس زبان شناسی معلوم میشود که درآن زمان این اصطلاحات وجود داشته یا نداشته است.

    6.علم؛اگه چیزی توسط علم ثابت شد وقطعیت یافت،ما گزارشات تاریخی مخالف با این علم را نقد میکنیم.

    7.مبانی کلامی؛اگر گزارشی تاریخی با مبانی کلام ای که در جای خود وبا دلیل ثابت شده است،منافات داشته باشد،ما آن گزارش را نقد و بررسی خواهیم کرد.مثلاً اگر یک گزارش تاریخی در مورد یکی از انبیاء یا ائمه(ع) با عصمت آنان منافات داشته باشد،آن گزارش را مورد نقد قرار خواهیم داد.

    حال با کمک این ملاکها وبا مراجعه به منابع دست اول میتوانیم یک واقعه تاریخی را مورد تحقیق وبررسی عالمانه قرار دهیم.

    پس اينگونه كه نيست كه به راحتي و بدون نقد و بررسي روايات و گزارشات،آنها را مورد پذيرش يا رد قرار دهيم.

    پی نوشت:
    1- سيد رضا مؤدّب، علم الدراية، ص 10.
    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۸/۲۷ در ساعت ۰۱:۳۵


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود