جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر قرآن چرا؟مگر خود قرآن روشن و مبین نیست؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسیر قرآن چرا؟مگر خود قرآن روشن و مبین نیست؟!




    سلام و خسته نباشید چرا قرآن را بايد تفسير كنيم؟ مگر قرآن خود را روشن و روشنگر( بين و مبين) نخوانده است؟

    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۰۲ در ساعت ۰۳:۲۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط raze_shab نمایش پست
    سلام و خسته نباشید چرا قرآن را بايد تفسير كنيم؟ مگر قرآن خود را روشن و روشنگر( بين و مبين) نخوانده است؟:gig:

    کارشناس بحث : پاسخگوي تاريخي
    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    در این که قرآن کتابی قابل فهم است و به زبان عربی روشن بیان شده و یادآور به فطریات و عقلیات است و با بیان موعظه گونه و نصیحت وار و با وعده و وعید به هدایت آدمیان همت گمارده، هیچ شکی نیست. قرآن کتاب معما نیست که فقط معما شناسان بتوانند آن را بفهمند و کتاب تخصصی علمی هم نیست که عموم مردم و غیر متخصصان با مراجعه مستقیم به او هیچ بهره ای نگیرند و جز مراجعه به اهل تخصص برای فهم آن راهی نداشته باشند.

    قرآن برای هدایت عموم مردم نازل شده و عموم مردم می توانند با مراجعه مستقیم به آن ، از سفره گسترده معارفش بهره گیرند و به بسیاری از پیام های هدایتی اش آگاه شوند و این گونه نیست که بهره عموم فقط تلاوت آیات و ثواب بردن باشد بدون این که با آیاتش ارتباط برقرار کرده و چیزی بفهمند. تا اینجا درست ، اما این همه کلام نیست.

    اما آیا قرآن کتاب معارف نیست، آیا همه آیات قرآن برای همه کس قابل فهم است؟ مگر خدا نفرموده آیات قرآن دو دسته اند:

    آیات محکم و متشابه، آیا همه افراد توان ارجاع محکمات به متشابهات و درک معنای صحیح متشابهات را دارند؟

    مگر قرآن دارای آیات ناسخ و منسوخ نیست؟ آیا همه افراد توان درک و شناخت آیات ناسخ و منسوخ را دارند؟

    مگر قرآن دارای مطلق و مقید نيست و آيا همه افراد توان شناخت این ها را دارند؟

    به این آیه توجه کنید: «انا سنلقى عليك قولا ثقيلا» ؛ (1) اگر قرآن احتیاج به مفسر و معلم و مبین ندارد، پس خدا نعوذ بالله نمی دانسته که قرآن را به تنهایی کافی ندانسته و در جنب قرآن، پیامبر را هم فرستاده تا مبین و معلم قرآن باشد: «كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ اَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللّه‏ِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ ؛ (2) چگونه كفر مى ‏ورزيد و حال آن كه آيات خدا بر شما تلاوت مى ‏شود و رسول خدا در بين شماست؟».

    در اين آيه دو عامل براى هدايت مردم و حفظ آنان از گمراهى معرفى شده است: يكى آيات كتاب خدا كه بر مردم تلاوت مى‏شود و دوم رسول خدا كه در بين آن هاست و مضمون وحى را تبيين مى‏ كند.

    از ظهور كلام فهميده مى ‏شود كه كتاب خدا بدون ضميمه شدن تفسير پيامبر و به تنهايى براى در امان نگه داشتن آن ها از كفر، كافى نيست؛ زيرا ممكن است مضمون وحى را درست نفهمند و آن را بد تفسير كنند و گمراه شوند.

    خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: «اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبيِّنَ لِلنّاسِ مُا نُزِّلَ اِلَيْهِمْ »؛ (3) در اين آيه به صراحت وظيفه رسول خدا تبيين و تفسير قرآن معرفى شده است.

    در آيات متعددى رسول خدا، معلم كتاب معرفى شده است: «اَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلوْ عَلَيْكُمْ اياتِنا وَ يُزَكّيكُمُ وُ يُعَلِّمُكُمْ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ؛ (4) در ميان شما فرستاده‏اى از خودتان روانه كرديم كه آيات ما را بر شما مى‏خواند و شما را پاك مى ‏گرداند».

    «رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ اياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكّيهِمْ ؛ (5) پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند وكتاب و حكمت بدانان بياموزد و پاكشان گرداند».

    معلوم است كه منظور از تعليم كتاب، آموزش خواندن آن نبوده است؛ زيرا آنان عرب بودند و هم معانى ظاهرى الفاظ قرآن را مى‏فهميدند و هم باسوادهاى آنان مى‏توانستند نوشته‏هاى قرآن را تلاوت كنند و تعليم خواندن و نوشتن به بى سوادهاى آنان هم، تعليم قرآن نبود؛ بلكه تعليم خواندن و نوشتن بود. پس منظور از تعليم كتاب، يعنى تبيين مضامين و پيام‏هاى قرآن و تفسير آيات آن.

    و مگر رسول خدا(ص) هنگام وفات نفرمود:
    من دو چيز گران بها و ارزشمند در بين شما به ارث مى‏گذارم و اگر بعد از من به آن دو متمسك شويد، هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو عبارتند از: كتاب خدا و عترت و اهل بيتم. (6) اين بيان مشابه همان آيه 101 آل عمران است كه سبب صيانت از گمراهى را كتاب خدا و رسول خدا معرفى كرده بود. علاوه بر اين روايات فراوان ديگرى دلالت دارد. بنا بر این قرآن به زبان عربی مبین و برای هدایت عموم نازل شده و فهم آن در هیچ دسته و گروهی منحصر نشده و همه می توانند با کسب مقدمات لازم از سفره مواهب بیکران قرآن طعام های معرفتی و هدایتی بگیرند. ولی چون افراد در معرض بدفهمی و غلط فهمی هستند و چون درک همه معارف قرآن از توان غالب انسان ها خارج است، خداوند پیامبر و اهل بیتش را به بیان و تفسیر قرآن گمارده و ما باید فهم خود را به آنان ارجاع داده و در صورت تایید آن ها ، به فهممان عمل کنیم و برای فهم معانی متعالی قرآن باید از پیامبر و اهل بیت و شاگردان مکتب آن ها کمک بگیریم.

    پی نوشت ها:
    1. مزمل (73) آیه 5

    2. آل عمران (3) آیه 101.

    3. نحل(16)آیه 44.

    4. بقره(2)آیه 151.

    5. همان، آیه 129.

    6. محمد قمى، حديث ثقلين ، مصر دارالتقريب، 1371 ق، ص 9.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66

    مطلب




    با او
    عرض سلام و ادب ؛
    با تشکر از سوال خوب موسس تاپیک و پاسخ های پاسخگوی عزیز تاریخی ، قابل توجه است که ؛
    به نظرم می رسد اگر سوال کننده ی عزیز مقدمه ی تفسیر المیزان را مطالعه کنند سوالشان بر طرف خواهد شد.
    چرا که آنجا معانی و انواع مختلف تفسیر بیان شده و گفته شده که منظور ما از تفسیر درست کدام نوع تفسیر است.
    آنجا انواع مختلف تفسیر از جمله تفسیر فلسفی(به معنی فلسفه عام)،تفسیر روائی،تفسیر عرفانی،تفسیر کلامی و.... را رد کرده اند و بی معنی دانسته اند که قرآن که خود مبین است و روشن کننده ی هر چیزی است،قرآن که تبیانا لکل شیء است حال چطور شده که برای فهم همین تبیانا لکل شیء باید دانش های بشری به تبیین آن بپردازند؟
    بعد دو راه ممکن و درست برای تفسیرقرآن معرفی کرده اند، که یکی را مورد پسند خود قرآن نمی دانند و یک راه را هم درست و هم مورد پسند قرآن می دانند و آن روش تفسیر قرآن به قرآن است، یعنی همین قرآن که تبیانا لکل شیء است و هدی للعالمین است و تبیانا مبینا هست، خود را هم توضیح دهد و تبیین کند.
    با این تعریف و روش از تفسیر ، اشکالات مذکور پیش نخواهد امد.
    خلاصه مطالب ؛
    لذا مجموعا نکات مهم علامه در آن مقدمه این است که اولا منظور از تفسیر این است :
    « بيان معانى آيات قرآنى و كشف مقاصد و مداليل آن »
    ثانیاوسیله ی تفسیر به هر روشی (چه روش درست و چه روش غلط) استمداد از عقل است و ابزار عقل است
    ثالثا حالا تفسیر به معنی بالا با چه روشی؟ در این مقدمه آمده که روش های درست تفسیر قرآن دو تاست که یکی از آنها مورد پسند قرآن است و آن روش تفسیر قرآن به قرآن است.
    (من متن مقدمه ی تفسیر المیزان را که 7 صفحه است می توانید از اینجا دانلود کنید و توصیه می کنم این را حداقل یک بار مطالعه بفرمائید.)
    التماس دعا
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,082
    مورد تشکر
    84 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندي:

    پرسش:

    چرا قرآن را بايد تفسير كنيم؟ مگر قرآن خود را روشن و روشنگر( بين و مبين) نخوانده است؟

    پاسخ:

    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    در این که قرآن کتابی قابل فهم است و به زبان عربی روشن بیان شده و یادآور به فطریات و عقلیات است و با بیان موعظه گونه و نصیحت وار و با وعده و وعید به هدایت آدمیان همت گمارده، هیچ شکی نیست. قرآن کتاب معما نیست که فقط معما شناسان بتوانند آن را بفهمند و کتاب تخصصی علمی هم نیست که عموم مردم و غیر متخصصان با مراجعه مستقیم به او هیچ بهره ای نگیرند و جز مراجعه به اهل تخصص برای فهم آن راهی نداشته باشند.

    قرآن برای هدایت عموم مردم نازل شده و عموم مردم می توانند با مراجعه مستقیم به آن ، از سفره گسترده معارفش بهره گیرند و به بسیاری از پیام های هدایتی اش آگاه شوند و این گونه نیست که بهره عموم فقط تلاوت آیات و ثواب بردن باشد بدون این که با آیاتش ارتباط برقرار کرده و چیزی بفهمند. تا اینجا درست ، اما این همه کلام نیست.

    اما آیا قرآن کتاب معارف نیست، آیا همه آیات قرآن برای همه کس قابل فهم است؟ مگر خدا نفرموده آیات قرآن دو دسته اند:

    آیات محکم و متشابه، آیا همه افراد توان ارجاع محکمات به متشابهات و درک معنای صحیح متشابهات را دارند؟

    مگر قرآن دارای آیات ناسخ و منسوخ نیست؟ آیا همه افراد توان درک و شناخت آیات ناسخ و منسوخ را دارند؟

    مگر قرآن دارای مطلق و مقید نيست و آيا همه افراد توان شناخت این ها را دارند؟

    به این آیه توجه کنید: «انا سنلقى عليك قولا ثقيلا» ؛ (1) اگر قرآن احتیاج به مفسر و معلم و مبین ندارد، پس خدا نعوذ بالله نمی دانسته که قرآن را به تنهایی کافی ندانسته و در جنب قرآن، پیامبر را هم فرستاده تا مبین و معلم قرآن باشد: «كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ اَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللّه‏ِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ ؛ (2) چگونه كفر مى ‏ورزيد و حال آن كه آيات خدا بر شما تلاوت مى ‏شود و رسول خدا در بين شماست؟».

    در اين آيه دو عامل براى هدايت مردم و حفظ آنان از گمراهى معرفى شده است: يكى آيات كتاب خدا كه بر مردم تلاوت مى‏شود و دوم رسول خدا كه در بين آن هاست و مضمون وحى را تبيين مى‏ كند.

    از ظهور كلام فهميده مى ‏شود كه كتاب خدا بدون ضميمه شدن تفسير پيامبر و به تنهايى براى در امان نگه داشتن آن ها از كفر، كافى نيست؛ زيرا ممكن است مضمون وحى را درست نفهمند و آن را بد تفسير كنند و گمراه شوند.

    خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: «اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبيِّنَ لِلنّاسِ مُا نُزِّلَ اِلَيْهِمْ »؛ (3) در اين آيه به صراحت وظيفه رسول خدا تبيين و تفسير قرآن معرفى شده است.

    در آيات متعددى رسول خدا، معلم كتاب معرفى شده است: «اَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلوْ عَلَيْكُمْ اياتِنا وَ يُزَكّيكُمُ وُ يُعَلِّمُكُمْ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ؛ (4) در ميان شما فرستاده‏اى از خودتان روانه كرديم كه آيات ما را بر شما مى‏خواند و شما را پاك مى ‏گرداند».

    «رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ اياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكّيهِمْ ؛ (5) پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند وكتاب و حكمت بدانان بياموزد و پاكشان گرداند».

    معلوم است كه منظور از تعليم كتاب، آموزش خواندن آن نبوده است؛ زيرا آنان عرب بودند و هم معانى ظاهرى الفاظ قرآن را مى‏فهميدند و هم باسوادهاى آنان مى‏توانستند نوشته‏هاى قرآن را تلاوت كنند و تعليم خواندن و نوشتن به بى سوادهاى آنان هم، تعليم قرآن نبود؛ بلكه تعليم خواندن و نوشتن بود. پس منظور از تعليم كتاب، يعنى تبيين مضامين و پيام‏هاى قرآن و تفسير آيات آن.

    و مگر رسول خدا(ص) هنگام وفات نفرمود:
    من دو چيز گران بها و ارزشمند در بين شما به ارث مى‏گذارم و اگر بعد از من به آن دو متمسك شويد، هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو عبارتند از: كتاب خدا و عترت و اهل بيتم. (6) اين بيان مشابه همان آيه 101 آل عمران است كه سبب صيانت از گمراهى را كتاب خدا و رسول خدا معرفى كرده بود. علاوه بر اين روايات فراوان ديگرى دلالت دارد. بنا بر این قرآن به زبان عربی مبین و برای هدایت عموم نازل شده و فهم آن در هیچ دسته و گروهی منحصر نشده و همه می توانند با کسب مقدمات لازم از سفره مواهب بیکران قرآن طعام های معرفتی و هدایتی بگیرند. ولی چون افراد در معرض بدفهمی و غلط فهمی هستند و چون درک همه معارف قرآن از توان غالب انسان ها خارج است، خداوند پیامبر و اهل بیتش را به بیان و تفسیر قرآن گمارده و ما باید فهم خود را به آنان ارجاع داده و در صورت تایید آن ها ، به فهممان عمل کنیم و برای فهم معانی متعالی قرآن باید از پیامبر و اهل بیت و شاگردان مکتب آن ها کمک بگیریم.

    پی نوشت ها:

    1. مزمل (73) آیه 5

    2. آل عمران (3) آیه 101.

    3. نحل(16)آیه 44.

    4. بقره(2)آیه 151.

    5. همان، آیه 129.

    6. محمد قمى، حديث ثقلين ، مصر دارالتقريب، 1371 ق، ص 9.



    ویرایش توسط مقداد : ۱۳۹۰/۰۸/۲۷ در ساعت ۲۲:۴۱


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود