صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا اسلام ديني هست که درعصر حاضر بشود مبناي قضاوت ، عمل و زندگي باشد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا اسلام ديني هست که درعصر حاضر بشود مبناي قضاوت ، عمل و زندگي باشد؟




    با سلام

    شبهه اي ديگري که براي من مطرح کرده اند اينست که :

    گر این احکام بکش بکش که من به عینه آدرس دادم تو قرآن، شما میگی نیومده حرفی نیست.
    ولی وقتی میگی مال زمان خاص و موقعیت خاص بوده، این حرف من رو تایید می کنه که اسلام دینی نیست که بخوایم الان بر مبنای اون قضاوت و عمل بکنیم و پایه و اساس زندگیمون رو بر اساس اون بچینیم.

    پس اسلام دینی نیست که به درد سال 2011 میلادی بخوره. یعنی چیزی که 1400 سال پیش اومده، به درد الان نمی خوره.
    اگر می خوره شما خودت شروع کن هر چی کافر می بینی گردن بزن.


    کارشناس بحث : پاسخگوي علوم ديني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۱:۱۸
    الحمدلله الذی جعلنی من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب و اولادهم المعصومین علیهم السلام


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [justifyfull]سلام جناب اقا وحید عزیز
    چون بنده نمی دونم که منظور از این بکش بکش که گفته شده چی هست به همین خاطر احتمالاتی که به ذهن میاد رو عرض می کنم تا به قسمت دوم سوال که سوال اصلی هم هست برسیم
    در مورد اینکه در قران ایاتی مربوط به کشتن هست شکی نیست که برخی از مصادیق رو اشاره می کنم اما باید عرض کنم که این کشتن ها مطلق و بی حساب و کتاب نیست بلکه در چند قسم هست که باید از هم تفکیک بشود
    - قصاص نفس: که در قتل عمد مطرح است البته با شرایطی که دارد مانند تقاضای ولی دم و اذن حاکم و اذن ولی و.. و اگر ولی دم عفو کند قصاص صورت نمی گیرد و فلسفه قصاص هم مشخص است "وَ لَكُمْ فِي القِصاصِ حَيوةٌ يا اُولِي الاْلْبابِ لَعَلَّكُم تَتَّقُون ؛ اي خردمندان قصاص براي حفظ حيات شماست تا مگر از قتل يكديگر بپرهيزيد (بقره /179)
    وقتی شخص بداند که اگر مرتکب قتل شود احتمال اینکه خود نیز بمیرد زیاد است تجدید نظر خواهد کرد و بیشتر مراقب اعمال خود خواهد بود

    - قتال :قتال به معنای جنگیدن است و نه کشتار و جنگیدن مساله ای نیست که در جامعه ای باشد و در جامعه دیگر نباشد در همه جوامع هست که علت به وجود امدن جنگ هم مختلف است که در زمنیه جنگهای صدر اسلام هم باید علل وقوع این جنگها را بررسی کرد که جای دیگری برای پرداختن به این مساله می طلبد
    برخی خیال کرده اند که وقتی قران فرمان قتال می دهد یعنی هر جا کافری دیدید بکشید اما ظاهرا توجه نداشته اند که بین کافر حربی و غیر ان در اسلام تفاوت است و این کشتن ها برای کافر حربی است

    - موارد دیگر مانند حد زنای محصنه : و این مساله هم واقعا یکی از مسائل مهم و قابل توجه است که بسیار مفید است که اگر درکانون بحثی نشده حتما بحث شود البته این موضوع در قران به این شکل حکمش نیومده و مربوط به سنت است

    مساله پایداری خانواده و حفظ و نگهداری حریم ان یکی از مسائل مهم و حیاتی و مورد اهمیت اسلام است که نقطه مقابل ان از هم گسیختگی و سستی خانواده است که زنا از چند جهت به ان ضربه می زند؛
    سستی خانواده های تشکیل شده ، از بین بردن نسل پاک و جایگزین کردن نسلی ناپاک ، کم شدن تعداد خانواده ها و جلوگیری از تشکیل خانواده و باز، به وجود امدن فرزندان بی هویت که امروزه غرب گرفتار آن است

    کشتن های بی حساب و مطلق در دین اسلام نبوده و بنای دین هم بر کشتن ها نیست
    تغییر احکام و اخلاق در برخورد با اسرا و یا حتی اخلاق جنگ که مطالعه ان خالی از لطف نیست، به درک این مساله کمک خواهد کرد
    اما مسائلی به وجود امده که چاره ای جز جنگیدن نبوده و یا به خاطر حفظ مصلحت جامعه و نوع برخی قوانین سخت قرار داده شده است

    اگر کسی بخواهد بالکل تمام این کشتن رو نفی کنه پذیرفتنی نیست ایا به صرف اینکه در صدر اسلام جنگهائی اتفاق افتاده باید حکم به این کنیم که این دین به درد نمی خورد

    با توجه به این مسائل عرض می کنم موقعیت های خاص، مخصوص زمان پیامبر و صدر اسلام نیست و ملاکهائی که در این کشتن ها بوده اگر در حال حاضر هم باشد که هست (که می شود در مورد تک تک انها صحبت کرد)قابل قبول خواهد بود و اینطور نیست که همیشه مدارا باشد
    عقل سلیم این را نمی پذیرد که در هر شرایطی مدارا باشد
    این در مورد مساله کشتن بود اما موارد دیگری که مربوط به احکام و قوانین اسلام است مانند مسائل حقوقی ، اقتصادی و ... باید به صورت جداگانه مورد بررسی قرار بگیرد
    یا حق
    [/justifyfull]

    ویرایش توسط رئوف : ۱۳۹۰/۰۳/۰۷ در ساعت ۲۳:۳۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برخی خیال کرده اند که وقتی قران فرمان قتال می دهد یعنی هر جا کافری دیدید بکشید اما ظاهرا توجه نداشته اند که بین کافر حربی و غیر ان در اسلام تفاوت است و این کشتن ها برای کافر حربی است

    با درود . اینهایی که فرمودی نظر شماست یا قران؟ سوره توبه اخرین سوره نازل شده در مورد جنگ با کفار (دگر اندیشان) حرف اخر را زده و به همه مشرکان چه انهایی که حربی و چه انهایی که حربی نبوده اند یا انهایی که بقول قران نه پیمان شکسته اند و نه با دشمنان مسلمانان همراهی کرده اند همه چهار ماه مهلت دارند که مسلمان شوند و به مسلمانان اعلام میکند که دیگر با مشرکان غیر حربی هم قرارداد نبندند و این اعلامیه را علی در مکه برای همه اعلام میکند و بعد از چهار ماه اگر مشرکان مسلمان نشوند مسلمانان به انها باید حمله کنند و یا انها را بکشند یا به صلیب بکشند یا تبعید کنند این سوره تمام ایات قبلی را نسخ کرده واین مسلمانان هستند که مهاجم خواهند بود یعنی ازادی اندیشه و دین در قران معنی ندارد . ایا این سوره را مد نظر قرار داده ای؟ چرا پیام واقعی قران را بیان نمیکنید ؟از نظر قران ستمکار ترین مردم کسانی هستند که به خدا دروغ میبندند. بدرود



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [justifyfull]با سلام جناب اقای طالب خدمت شما عرض می کنم که
    اولا بت پرستی نه يک مذهب بوده و نه يک مکتب عقلانی ، بلکه يک روش خرافى و موهوم بود، که بالاخره مى بايست سرانجام ریشه کن شود اگر اسلام مخالف آزاد اندیشی بوده می بایست تمام پیمانهایش را با کفار لغو میکرد و حال انکه پیمانهائی که با اهل کتاب داشتند و از طرف انها هم کاری برخلاف این پیمان صورت نگرفته بود ، تا آخر عمر شریف پیامبر ص به قوت خود باقی بود
    پس الغای یک طرفه پیمان مخصوص مشرکین بوده و این مساله هم قبلا اطلاع داده شد که بعد از چهار ما این پیمان لغو می شود که در این چهار ماه هر تصمیمی خواستند بگیرند فرصت خواهند داشت فکر و تحقیق در مورد راه حق کنند و یا اگر قصد جنگ دارند مهیا شوند و حتی اگر بعد از پایان یافتن این مدت و شروع جنگ باز اگر کسی مهلت بخواهد برای تحقیق مهلت داده می شود
    وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يعْلَمُونَ(التوبة/6)
    و اگر يکي از مشرکان از تو پناهندگي بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بينديشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهي ناآگاهند!
    تعلیل اخر ایه هم جالب توجه است که انها قومی ناآگاه هستند که اگر راه کسب آگاهى به روى آنها باز گردد، متوجه راه درست خواند شد.
    گذشته از این رافت و رحمت پیامبر در روز فتح مکه هم قابل توجه است که یک نمونه رو ذکر می کنم

    وقتی سپاه اسلام به نزديكى مكه رسيدند سعد بن عباده‏ که پرچم سپاه اسلام را در دست داشت،همين كه در برابر ابو سفيان قرار گرفت،خطاب به او اين‏ شعر را سرود:
    اليوم يوم الملحمة اليوم تستحل الحرمة اليوم اذل الله قريشا
    امروز،روز نبرد است،امروز جان و مال شما حلال شمرده مى‏شود،امروز روز ذلت قريش است.
    ابو سفيان تا چشمش به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم افتاد،عرضه داشت:«پدر و مادرم به فدايت،آيا دستور داده‏اى قومت را قتل عام كنند كه سعد چنين شعار مى ‏دهد؟!در حالى كه تو مهربانترين افراد به مردم هستى.
    پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از شنيدن اين سخن سخت ناراحت‏شد،و براى آن كه ياس و نااميدى در ميان مردم مكه راه نيابد و وعده‏هاى بخشش او حمل بر توطئه و خدعه نگردد، بلافاصله فرمود:اليوم يوم المرحمة اليوم اعز الله قريشا اليوم يعظم الله فيه الكعبة
    امروز روز رحمت است،امروز روز عزت قريش است،امروز روزى است كه خداوند به كعبه عظمت‏ بخشيد.

    ادامه دارد ...
    [/justifyfull]


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [justifyfull] ثانیا در مورد حربی و غیر حربی که گفتید ایات سوره توبه بر خلاف گفته شماست آنجا که می فرماید:
    إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ ينْقُصُوكُمْ شَيئًا وَلَمْ يظَاهِرُوا عَلَيكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُتَّقِينَ(التوبة/4)
    مگر کساني از مشرکان که با آنها عهد بستيد، و چيزي از آن را در حق شما فروگذار نکردند، و احدي را بر ضد شما تقويت ننمودند؛ پيمان آنها را تا پايان مدتشان محترم بشمريد؛ زيرا خداوند پرهيزگاران را دوست دارد!
    همچنین:
    إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُتَّقِينَ(التوبة/7)
    مگر کساني که نزد مسجد الحرام با آنان پيمان بستيد؛ (و پيمان خود را محترم شمردند؛) تا زماني که در برابر شما وفادار باشند، شما نيز وفاداري کنيد، که خداوند پرهيزگاران را دوست دارد!
    مشاهده می کنید که نقض پیمان برای افرادی که پیمان خود را نقض نکرده بودند (همانند گروهى از طايفه بنى کنانة و بنى ضمرة یا بنی خزاعه)شامل نمی شده و با این افراد تا پایان زمان عهد طبق عهدشان رفتار می شود
    در مورد نقض پیمان با مشرکین هم می فرماید:
    كَيفَ وَإِنْ يظْهَرُوا عَلَيكُمْ لَا يرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ(التوبة/8)
    چگونه (پيمان مشرکان ارزش دارد)، در حالي که اگر بر شما غالب شوند، نه ملاحظه خويشاوندي با شما را مي‌کنند، و نه پيمان را؟! شما را با زبان خود خشنود مي‌کنند، ولي دلهايشان ابا دارد؛ و بيشتر آنها فرمانبردار نيستند!
    أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ(التوبة/13)
    آيا با گروهي که پيمانهاي خود را شکستند، و تصميم به اخراج پيامبر گرفتند، پيکار نمي‌کنيد؟! در حالي که آنها نخستين بار (پيکار با شما را) آغاز کردند؛ آيا از آنها مي‌ترسيد؟! با اينکه خداوند سزاوارتر است که از او بترسيد، اگر مؤمن هستيد!
    بهتر بود قبل از متهم کردن بنده به نسبت دادن دروغ به قران به این ایات مراجعه می کردید
    یا حق

    [/justifyfull]


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود بر جناب پاسخگو.
    اولا بت پرستی نه يک مذهب بوده و نه يک مکتب عقلانی ، بلکه يک روش خرافى و موهوم بود، که بالاخره مى بايست سرانجام ریشه کن شود
    هر کس عقیده اش برایش محترم است دلیل نمیشود چون از نظر ما خرافه کفر یا شرک است با او به هر شکل برخورد کنیم ما چه حقی داریم که اینگونه قضاوت کنیم اگر خوب است یا بد به خودشان مربوط است. اگر اساس زندگی بشر بر اساس چنین منطقی قرار گیرد جهانی خواهیم داشت پر از اختلاف و جنگ و جنایت. فرض کن مسیحیان عقیده ای همچون عقیده شما داشتند که مسلمانان کافرند و هر کس یکی از انها را بکشد جایش در بهشت است انوقت با این قدرت نظامی که دارند ایا یک مسلمان زنده میماند؟؟؟ا
    گر اسلام مخالف آزاد اندیشی بوده می بایست تمام پیمانهایش را با کفار لغو میکرد و حال انکه پیمانهائی که با اهل کتاب داشتند و از طرف انها هم کاری برخلاف این پیمان صورت نگرفته بود ، تا آخر عمر شریف پیامبر ص به قوت خود باقی بود
    اسلام زمانی که در مکه بود دم از لا اکراه فی الدین میزد ولی هنگامیکه در مدینه کاروان زنی شروع شد عده بیشتری مسلمان شدند چون اعراب قبل از این هم از همین شغل شریف استفاده میکردند و با افزایش تعداد مسلمانان یکی برای غنیمت و دیگری از ترس شمشیر لا اکراه فراموش شد و اکراه در دین جای انرا گرفت. عده ای چون قدرت مقابله نداشتند به نفاق روی اوردند . عده ای هم نپذیرفتند و کشته شدند و مال زنان و کودکانشانشان به غنیمت رفت. در مورد اهل کتاب هم درست است که نسبت به مشرکان برخورد بهتری شد یعنی مشرک دو راه برایش وجود نداشت یا مرگ و یا مسلمانی ولی اهل کتاب راه سومی هم گذاشتند که اگر بخواهد بر دین خود بماند باید جزیه در عین ذلت بدهد ولی همین برخورد با اهل کتاب هم دلیل بر عدم تحمل دگر اندیش است چون اسلام به انحا مختلف سعی در تخفیف و تضعیف و فشار اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و مدنی و حقوقی ووو انها شده است . مثلا حق تبلیغ اندیشه ندارند ازدواج مردان اهل کتاب با مسلمانان ممنوع است خون غیر مسلمان یا اهل کتاب برابر مسلمان نیست پستهای قضایی و سیاسی و غیره به انها داده نمیشود ووو. همچنین در مورد اهل کتاب ایات قران نگفته چون پیمان شکنی کرده اند یا با شما جنگیده اند با انها بجنگید. منظورم این است که حتی اهل کتابی که هیچ ناسازگاری و مخالفتی هم نداشته باشد باید با انها جنگید تا مسلمان شوند یا در عین ذلت جزیه دهند. این ایه مجوزی بود برای اعراب مسلمان و گرسنه که به ایران و مصر وووو حمله کنند چون ایه یک حکم کلی است و هیچ تبصره و استثنایی هم ندارد. پس از نظر اسلام مشرک چه حربی و چه غیر حربی دو راه بیشتر ندارد یا مسلمانی یا مرگ ولی اهل کتاب باید یا مسلمان شوند یا جزیه دهند و اگر ندادند کشته و برده میشوند . این دستور قران دستوری عام و کلی برای همه مسلمانان در همه دوره هاست یعنی مسلمانان امروز هم مکلفند بر اساس قران با مشرکان هند و مسیحیان و یهودیان اروپا و هر جای دیگر بجنگنذ تا یا مسلمان شوند یا جزیه دهند و مشرکان هم باید مسلمان و گرنه کشته و برده خواهند شد.
    وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يعْلَمُونَ(التوبة/6)
    و اگر يکي از مشرکان از تو پناهندگي بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بينديشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهي ناآگاهند!
    تعلیل اخر ایه هم جالب توجه است که انها قومی ناآگاه هستند که اگر راه کسب آگاهى به روى آنها باز گردد، متوجه راه درست خواند شد
    بله این ایه اجازه امدن بین مسلمانان و شنیدن احکام اسلام را به مشرکان داده ولی برای چهار ماه فرصت دارند. خب اگر امد و تحقیق کرد و ایمان نیاورد چی؟ ایا باز هم ازاد است یعنی بعد از چهار ماه میتواند بر شرک خود باشد ؟ مسلما نه!! پس باز هم سر و کارش با شمشیر میا فتد .
    ثانیا در مورد حربی و غیر حربی که گفتید ایات سوره توبه بر خلاف گفته شماست آنجا که می فرماید:
    إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ ينْقُصُوكُمْ شَيئًا وَلَمْ يظَاهِرُوا عَلَيكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُتَّقِينَ(التوبة/4)
    مگر کساني از مشرکان که با آنها عهد بستيد، و چيزي از آن را در حق شما فروگذار نکردند، و احدي را بر ضد شما تقويت ننمودند؛ پيمان آنها را تا پايان مدتشان محترم بشمريد؛ زيرا خداوند پرهيزگاران را دوست دارد
    در این ایه هم قید کرده انهایی که پیمان نشکسته اند ووو پیمانشان تا پایان مدت پیمان نگهدارید و این به این معنا نیست میتوانید دو باره بانها تجدید پیمان کنید یا با پایان مهلت چهار ماهه این گروه مشرکان استثنا هستند و با انها نجنگید. نتیجه: در اول بحثتان سخنانی گفته اید مثل اینکه مشرکان باید ریشه کن شوند و اصلا دین انها دین نیست و خواسته ای حمله مسلمانان به انها را توجیه کنید یعنی تمام مشرکان اعم از حربی و غیر حربی مورد نظر شماست ولی در اخر سعی کرده ای چنین وانمود کنی که ایه جنگ با مشرکان منظور مشرکان حربی است . که اینطور نیست. ایه اول میگوید خدا و رسول از پیمان با مشرکان بیزارند. ایات بعدی در مورد مشرکان غیر حربی استثنا قایل شده و گفته تا پایان مهلت پیمان پیمانشان را نگهدارید. ولی با پایان یافتن پیمان دیگر نباید پیمانی بسته شود و تمام مشرکان را نجس خوانده و حربی و غیر حربی را تهدید به مرگ میکند یعنی تهاجم مسلمانان به مشرکان حربی تجویز شده است. ایا این اکراه در دین نیست؟؟



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    نتیجه: در اول بحثتان سخنانی گفته اید مثل اینکه مشرکان باید ریشه کن شوند و اصلا دین انها دین نیست و خواسته ای حمله مسلمانان به انها را توجیه کنید یعنی تمام مشرکان اعم از حربی و غیر حربی مورد نظر شماست ولی در اخر سعی کرده ای چنین وانمود کنی که ایه جنگ با مشرکان منظور مشرکان حربی است . که اینطور نیست. ایه اول میگوید خدا و رسول از پیمان با مشرکان بیزارند. ایات بعدی در مورد مشرکان غیر حربی استثنا قایل شده و گفته تا پایان مهلت پیمان پیمانشان را نگهدارید. ولی با پایان یافتن پیمان دیگر نباید پیمانی بسته شود و تمام مشرکان را نجس خوانده و حربی و غیر حربی را تهدید به مرگ میکند یعنی تهاجم مسلمانان به مشرکان حربی تجویز شده است. ایا این اکراه در دین نیست؟؟
    [justifyfull]
    با عرض سلام و عذر بابت تاخیر
    جناب آقای طالب
    اگر کمی در رفتار و باورهای سران مشرک دقت می فرمودین چنین ایرادی را نمی گرفتید
    سران مشرکین از این به اصطلاح عقیده برای منافع مادی و جاه طلبانه خود استفاده کرده و چون اموزه های اسلام و توحیدی مانند عدالت و ...را مخالف خواسته های خود می دانستند جنگ با مسلمانان را اغاز کردند به اضافه رفتارهائی که داشتند و ناشی از باورهای انها بود مانند زنده به گور کردن دختران و ... که غیر از خرافه اسم دیگری نمی شود روی ان گذاشت پس می بینیم که به خودشان مربوط نمی شود
    در مورد مسیحیان هم باید عرض کنم غیر از این از انها دیده نشده جنگ مسلمانان با رومیان هم نمونه این رفتار انهاست و من به موارد دیگر رفتار مسیحیان اشاره نمی کنم چون نیازی نمی بینم
    در مورد لا اکراه فی الدین هم شما معنای عدم اکراه را ملتفت نشدید چون معنای این ایه خبری از یک واقعیت است یعنی اصلا دین به معنای ایمان اکراه بردار نیست مانند محبت که نمی شود کسی را

    مجبور به دوست داشتن دیگری کرد اما همانند مسیحیان البته در حد ادعا، اسلام ادعا نمی کند که اگر کسی سیلی به صورتت زد طرف دیگر را هم بیاور تا تقارن رعایت شود
    غارت کاروانی که گفتین از فروش اموال مهاجرین دست و پا شده بود این رو در کتب تاریخی می توانید مشاهده کنید
    جزیه ای که اشاره کردید هم همان مالیاتی بود که از مسلمانان هم گرفته می شد اما اگر در حکومت های غیر اسلامی هم شما مشاهده فرمودید که به دیگر ادیان پستهای قضائی و سیاسی دادند از

    مسلمانان هم انتظار داشته باشید چرا که ادم عاقل امور مهم کشورش را به دست اغیار نمی دهد
    مورد دیگری که اشاره کردین مربوط به تبلیغ دین به قول شما دگر اندیشان هست که باید در جای خود بحث شود
    اما تضعیف و تخفیف دشمن به نظر حضرتعالی ایرادی دارد؟
    در مورد مهلت عهد و پیمان به این مساله دقت نداشتید که قبل این پیمان بین مشرکین و مسلمانان جنگ و مخاصمه بوده و برای مدتی صلحنامه ای امضا شده و وقتی مدت این عهد و پیمان تمام شد اوضاع

    به حالت قبل باز می گردد یعنی حالت جنگ پس جنگ با کفار حربی بوده

    [/justifyfull]


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر کمی در رفتار و باورهای سران مشرک دقت می فرمودین چنین ایرادی را نمی گرفتید
    سران مشرکین از این به اصطلاح عقیده برای منافع مادی و جاه طلبانه خود استفاده کرده و چون اموزه های اسلام و توحیدی مانند عدالت و ...را مخالف خواسته های خود می دانستند جنگ با مسلمانان را اغاز کردند به اضافه رفتارهائی که داشتند و ناشی از باورهای انها بود مانند زنده به گور کردن دختران و ... که غیر از خرافه اسم دیگری نمی شود روی ان گذاشت پس می بینیم که به خودشان مربوط نمی شود
    با درود. اگر عقیده انها جاه طلبانه بوده یا هر چیز همه انها قبولش داشتند و از ان هم راضی بودند به مسلمانان هم هیچ ربطی نداشت!! در مورد زنده بگور کردن دختران هم که شده مهمترین دلیل در اثبات حقانیت اسلام و رد شرک باید بگویم اولا این قضیه عمومیت نداشته و ثانیا حتی خود مشرکان هم اکثریت انرا قبول نداشته و انجام نداده اند !! در ضمن اسلام خودش هم بیش از 90درصد احکامش را از همین مشرکان جاهل و کافر گرفته مثل خمس و برده داری ووو و این عدالت اسلام که مدعی هستی جای بحث جداگانه دارد!! جنگها رو هم مسلمانان با شروع حمله به کاروانها شروع کردند و جنگ بدر هم نتیجه حمله مسلمانان به کاروان تجاری ابوسفیان بود . !!! کاروان زدن را جهاد نامیدند و اموال غارتی را غنیمت این هم عدالت و اخلاق اسلامی!!!!!!!!!! جنگ احد را هم مکیان به تلافی کشتگان بدر براه انداختند و دقیقا همان تعدادی که در بدر کشته دادند در جنگ احد از مسلمانان کشتند و ملایک هم نمیدانم خواب بودند و کجا بودند که به کمک مجاهدان فی سبیل الله نیامدند!! و همچنین جنگ احزاب را هم مشرکان برای ریشه کنی این کاروان زنان( مجاهدان) براه انداختند. بقیه جنگها را هم مسلمانان اغاز گر بودند بیش از 60 سریه و غزوه در فاصله 10 سال یعنی اگر میانگین بگیریم سالی 6 جنگ برای کاسبی و غارت (غنیمت گیری) براه انداختند.
    در مورد مسیحیان هم باید عرض کنم غیر از این از انها دیده نشده جنگ مسلمانان با رومیان هم نمونه این رفتار انهاست و من به موارد دیگر رفتار مسیحیان اشاره نمی کنم چون نیازی نمی بینم
    منظورت کدام رفتار مسیحیان است؟
    در مورد لا اکراه فی الدین هم شما معنای عدم اکراه را ملتفت نشدید چون معنای این ایه خبری از یک واقعیت است یعنی اصلا دین به معنای ایمان اکراه بردار نیست مانند محبت که نمی شود کسی
    من ملتفت هستم این مسلمانان هستند که ملتفت نیستند و میخواهند با شمشیر دینشان را گسترش دهند و دادند!!
    جزیه ای که اشاره کردید هم همان مالیاتی بود که از مسلمانان هم گرفته می شد
    بله این مالیات مبلغی بالاتر بوده و انهم بایست با ذلت پرداخت شود با اینکه این مالیات را هم میدادند به عنوان درجه 2 بحساب امده و از بسیاری حقوق اجتماعی ووو محروم بودند. همین کلمه ذلت بار معنایی مهمی دارد یعنی در واقع نوعی باج خواهی است نه از ان جهت که برای انها امنیت و رفاه فراهم کنند بلکه صرفا برای فشار به انها برای مسلمان شدن بوده!!
    اما اگر در حکومت های غیر اسلامی هم شما مشاهده فرمودید که به دیگر ادیان پستهای قضائی و سیاسی دادند از

    مسلمانان هم انتظار داشته باشید چرا که ادم عاقل امور مهم کشورش را به دست اغیار نمی دهد
    مورد دیگری که اشاره کردین مربوط به تبلیغ دین به قول شما دگر اندیشان هست که باید در جای خود بحث شود
    بر خلاف ادعای شما وجود دارد در کانادا و امریکا و اروپا دیده میشود چون در انجا دین یک امر شخصی است و به حکومت ربطی ندارد. یک ایرانی در مجلس کانادا نماینده است!! بیشتر افراد رده بالای سازمان هوا فضای امریکا ایرانی مسلمان هستند مثل پروفسور نادرپورووو مشکل مسلمان این است که هرکس غیر او بیاندیشد ادم نیست در ردیف بهایم و دواب است و دشمن است یعنی مخالف عقیده میشود دشمن که باید نابود شود از حقوق شهروندی و انسانی باید محروم شود .....
    در مورد مهلت عهد و پیمان به این مساله دقت نداشتید که قبل این پیمان بین مشرکین و مسلمانان جنگ و مخاصمه بوده و برای مدتی صلحنامه ای امضا شده و وقتی مدت این عهد و پیمان تمام شد اوضاع

    به حالت قبل باز می گردد یعنی حالت جنگ پس جنگ با کفار حربی بوده
    شما که اینقدر دقیق هستید چرا حرف بی منطق میزنید. اولا اینگونه نبوده ثانیا به فرض چنین باشد ایا وقتی کسی که با شما صلح کرده قرارداد دوستی بسته و هیچ پیمان شکنی و توطیه ای هم نکرده به فرض که مثلا چند سال پیش با شما دشمن بوده ایا این اخلاقی و انسانیست که پیمان دوستی را بشکنی و با اینکه انها دوست هستند به انها اعلام جنگ کنی؟؟؟!!!


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [justifyfull]با سلام
    جناب اقای طالب به نظرم اگر یک بار تاریخ اسلام را دوباره مرور بفرمائید بهتر است چون متاسفانه اطلاعات حضرتعالی چندان دقیق نیستند
    تفاقا علت نازل شدن عذاب به طائفه ای از عرب که بائده نام داشتند و احتمالا همان قوم عاد و ثمود بوده اند ، اعمال و رفتار انها بود و خداوند هیچ قومی را عذاب نمی کند مگر اینکه حجت خود را در میان انها بفرستد و انها را انذار و تبشیر کند تا در قیامت بر علیه خداوند حجتی نداشته باشند
    انحرافات و خرافاتی که گریبان گیر اعراب شده بود بسیار گسترده بوده در قرآن کریم اشاره شده است مانند کشتن فرزندان به خاطر ترس از فقر و نیز زنده به گور کردن دختران ، پرستیدن دست ساخته های خود و ...(در مورد خرافه ها و افسانه های عرب کتاب بلوغ الارب فی معرفه احوال العرب نوشته آلوسی که با شواهدی مانند اشعار به جا مانده از اعراب جاهلی است و یا کتاب المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام نوسینده جواد علی ، می توان مراجعه کرد )
    قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيئًا وَبِالْوَالِدَينِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِياهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(الأنعام/151)
    بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برايتان بخوانم: اينکه چيزي را شريک خدا قرار ندهيد! و به پدر و مادر نيکي کنيد! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشيد! ما شما و آنها را روزي مي‌دهيم؛ و نزديک کارهاي زشت نرويد، چه آشکار باشد چه پنهان! و انساني را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد! مگر بحق (و از روي استحقاق)؛ اين چيزي است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شايد درک کنيد!
    وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ حَتَّى يبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْكَيلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ(الأنعام/152)
    و به مال يتيم، جز به بهترين صورت (و براي اصلاح)، نزديک نشويد، تا به حد رشد خود برسد! و حق پيمانه و وزن را بعدالت ادا کنيد! -هيچ کس را، جز بمقدار تواناييش، تکليف نمي‌کنيم- و هنگامي که سخني مي‌گوييد، عدالت را رعايت نماييد، حتي اگر در مورد نزديکان (شما) بوده باشد و به پيمان خدا وفا کنيد، اين چيزي است که خداوند شما را به آن سفارش مي‌کند، تا متذکر شويد!
    در نهج البلاغه خطبه26 حضرت علی علیه اسلام به این مطلب اشاره می فرمایند :
    إن الله سبحانه بعث محمداً صلي الله عليه و آله وسلم نذيراً للعالمين، وأميناً علي التنزيل، وأنتم معشر العرب علي شر دين، وفي شر دار، منيخون بين حجارة خشن، وحيات صم، تشربون الکدر، وتأکلون الجشب، وتسفکون دماءکم، وتقطعون أرحامکم، الأصنام فيکم منصوبة، والآثام بکم معصوبة...

    حال پیامبری را بعد ان همه خرافات و انحرافات بین انها فرستاده تا انها را از این قید و بندها برهاند اما عده ای از سران مشرک به خاطر اینکه ائین توحیدی به ضرر انها بود و منافع خود را در خطر می دیدند اجازه نمی دادند که مردم حرف ایشان را بشنوند و حتی شنیدن سخنان پیامبر را نیز تحریم کرده بودند (هر چند بیچاره ها خود تاب نیاورده و شبانه برای شنیدن قران انهم خفیانه می رفتند)پیامبر و انهائی که ایمان اورده بودند را به بدترین شکل شکنجه می دادند و برخی را شهید کردند تا اینکه بالاخره پیامبر اسلام از وطن خود مجبور به مهاجرت می شود
    گذشته از این وقتی که مشرکین عهد خود را شکسته و قبیله بی خزاعه که هم پیمان مسلمانان و خود نیز مسلمان بودند را به خاک و خون کشیدند چون ابوسفیان احساس کرده بود که مسلمانان دیگر ان قدرت سابق را ندارند و با این کار پیمان صلح بین قریش و مسلمانان را شکست
    ستمدیدگان قبیله خزاعه نزد پیامبر امدند و از مسلمانان کمک خواستند

    در مورد کاروانهای تجاری هم قبلا جواب حضرتعالی را داده ام که وقتی قریش اموال مهاجرین را توقیف کرده و املاک انها را به نفع خود مصادره کرده بودند ایا مقابله با این کار قریش توسط مسلمانان ایرادی دارد خصوصا که مال التجاره این کاروان از اموال همین مهاجرین بوده است و این یک مقابله به مثل بوده است

    ادامه دارد...
    [/justifyfull]
    ویرایش توسط رئوف : ۱۳۹۰/۰۳/۲۱ در ساعت ۰۰:۲۶


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جناب اقای طالب به نظرم اگر یک بار تاریخ اسلام را دوباره مرور بفرمائید بهتر است چون متاسفانه اطلاعات حضرتعالی چندان دقیق نیستند
    تفاقا علت نازل شدن عذاب به طائفه ای از عرب که بائده نام داشتند و احتمالا همان قوم عاد و ثمود بوده اند ، اعمال و رفتار انها بود و خداوند هیچ قومی را عذاب نمی کند مگر اینکه حجت خود را در میان انها بفرستد و انها را انذار و تبشیر کند تا در قیامت بر علیه خداوند حجتی نداشته باشند
    با درود. شما که اطلاعات تاریخیتان بسیار است این گفته ها و نتیجه گیریها قرانیست یا تاریخی؟؟!
    انحرافات و خرافاتی که گریبان گیر اعراب شده بود بسیار گسترده بوده در قرآن کریم اشاره شده است مانند کشتن فرزندان به خاطر ترس از فقر و نیز زنده به گور کردن دختران ، پرستیدن دست ساخته های خود و ...(در مورد خرافه ها و افسانه های عرب کتاب بلوغ الارب فی معرفه احوال العرب نوشته آلوسی که با شواهدی مانند اشعار به جا مانده از اعراب جاهلی است و یا کتاب المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام نوسینده جواد علی ، می توان مراجعه کرد )
    قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيئًا وَبِالْوَالِدَينِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِياهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(الأنعام/151)
    بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برايتان بخوانم: اينکه چيزي را شريک خدا قرار ندهيد! و به پدر و مادر نيکي کنيد! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشيد! ما شما و آنها را روزي مي‌دهيم؛ و نزديک کارهاي زشت نرويد، چه آشکار باشد چه پنهان! و انساني را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد! مگر بحق (و از روي استحقاق)؛ اين چيزي است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شايد درک کنيد!
    وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ حَتَّى يبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْكَيلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ(الأنعام/152)
    و به مال يتيم، جز به بهترين صورت (و براي اصلاح)، نزديک نشويد، تا به حد رشد خود برسد! و حق پيمانه و وزن را بعدالت ادا کنيد! -هيچ کس را، جز بمقدار تواناييش، تکليف نمي‌کنيم- و هنگامي که سخني مي‌گوييد، عدالت را رعايت نماييد، حتي اگر در مورد نزديکان (شما) بوده باشد و به پيمان خدا وفا کنيد، اين چيزي است که خداوند شما را به آن سفارش مي‌کند، تا متذکر شويد!
    در نهج البلاغه خطبه26 حضرت علی علیه اسلام به این مطلب اشاره می فرمایند :
    إن الله سبحانه بعث محمداً صلي الله عليه و آله وسلم نذيراً للعالمين، وأميناً علي التنزيل، وأنتم معشر العرب علي شر دين، وفي شر دار، منيخون بين حجارة خشن، وحيات صم، تشربون الکدر، وتأکلون الجشب، وتسفکون دماءکم، وتقطعون أرحامکم، الأصنام فيکم منصوبة، والآثام
    منظورت چیه؟؟ مگه من جایی ادعا کرده ام که جامعه عرب از فساد و بیعدالتی بدور بوده که شما برای رد ادعای من اینهمه نمونه اورده ای؟؟!
    حال پیامبری را بعد ان همه خرافات و انحرافات بین انها فرستاده تا انها را از این قید و بندها برهاند اما عده ای از سران مشرک به خاطر اینکه ائین توحیدی به ضرر انها بود و منافع خود را در خطر می دیدند اجازه نمی دادند که مردم حرف ایشان را بشنوند و حتی شنیدن سخنان پیامبر را نیز تحریم کرده بودند (هر چند بیچاره ها خود تاب نیاورده و شبانه برای شنیدن قران انهم خفیانه می رفتند)پیامبر و انهائی که ایمان اورده بودند را به بدترین شکل شکنجه می دادند و برخی را شهید کردند تا اینکه بالاخره پیامبر اسلام از وطن خود مجبور به مهاجرت می شود
    خب از دید ما عقیده انها خرافی بوده خودشان که چنین عقیده ای نداشته اند!! من هم نگفته ام که برخورد با مسلمانان و محمد در مکه درست بوده ! هر کسی یا گروهی با ازادی دین و اندیشه و بیان مخالفت کند و از راه ترور شخصیت و ترور فیزیکی مخالفش را حذف کند کارش غیر اخلاقیست. ولی سوال اینجاست که چگونه است که اعمال انها علیه مسلمانان را غیر انسانی و غیر اخلاقی میدانیم وهیاهو میکنیم که این مشرکان ازادی دین و اندیشه را رعایت نکرده اند و انها را لعن ونفرین میکنیم ولی وقتی دقیقا همین اعمال را مسلمانان علیه مخالفان انجام میدهند انرا توجیه میکنیم؟؟ این میشود مصداق یک بام و دو هوا!!! مگر خود پیامبر مخالفانش را ترور نکرد؟؟!! ایا ایه های جنگ نازل نکرد که همه مشرکان باید در عرض 4ماه مسلمان شوند وگرنه کشته زنان و کودکان و اموالشان غنیمت میشوند؟؟؟ ایا در جامعه اسلامی خود زمان پیامبر ازادی بیان وجود داشت؟؟ایا شما جامعه عرب مشرک را زیر سوال میبری فکر میکنی جامعه اسلامی مدینه فاضله بوده ؟؟ احکام برده داری قران نشاندهنده عدالت است؟؟!! امتیازات ویژه محمد نشان عدالت است؟؟ احکام مربوط به ارث و زنان ووو عادلانه است؟؟؟ خب همانطور که شمای مسلمان این بی عدالتیها و ظلمها را توجیه میکنی مشرکان هم این را قبول داشته اند و توجیه میکرده اند.بحث من این است که اسلام عقیده اش را به روش غیر اخلاقی کشتار خواسته میان مشرکان گسترش دهد بحث این نیست که حالا انها خرافه پرست یا هرچه بوده اند من میگویم اسلامی که مشرکان را به خاطر سختگیری به مسلمانان کافر و ظالم ووو میداند چرا خودش چنین کرده؟؟؟؟
    در مورد کاروانهای تجاری هم قبلا جواب حضرتعالی را داده ام که وقتی قریش اموال مهاجرین را توقیف کرده و املاک انها را به نفع خود مصادره کرده بودند ایا مقابله با این کار قریش توسط مسلمانان ایرادی دارد خصوصا که مال التجاره این کاروان از اموال همین مهاجرین بوده است و این یک مقابله به مثل بوده است
    بر چه اساسی ادعا میکنید که از اموال غارتی کاروان تجاری براه انداخته اند؟؟ کل مسلمانان مکه با انهمه تبلیغات 13 ساله پیامبر در مکه به صد نفر هم نمیرسیده انهم یک مشت فقیر که هیچ ثروتی نداشته اند انوقت چگونه ادعا میکنید که اموال مسلمانان مکه به حدی بوده که مشرکان با ان کاروان تجاری راه انداخته اند؟؟؟ از قراین قرانی بر میاید که مهاجرت انها انگار اجباری هم نبوده مثلا در ایه ای تلاش دارد که مسلمانان مکه را تشویق به مهاجرت به مدینه کند! اگر جامعه مکه بقول شما اینهمه فشار به مسلمانان وارد میکرده پس چرا خدا میگوید اگر انها به مدینه مهاجرت نکنند ....؟؟اگر بفرض هم مشرکان اموال انها را غارت کرده باشند مسلمانان هم باید از راه غارت این اموال را پس بگیرند؟؟ اگر اینطور باشد مثلا اگر مشرکان به چند مسلمان تجاوز و لواط کردند مسلمانان هم باید با انها همین کار را بکنند!!ایا این اموال کاروان همه اش مال کسانی بوده با مسلمانان جنگ وستیز داشته اند؟؟؟ مسلما بسیاری از این اموال از ان خاندان بنی هاشم و دیگر طوایف مکه بوده که با پیامبر رابطه دوستانه داشته اند. برای مثال وقتی کاروان ابوسفیان بوسیله مسلمانان تهدید شد بنی هاشم به جنگ مسلمانان امدندیعنی همان جنگ بدر!! عقیل برادر علی وعباس ابن عبدالمطلب وونمونه اینها هستند!! بدرود


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود