صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا برخى انسان‏ها ناقص آفريده شده ‏اند؟ آيا تقصيرى داشته ‏اند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    42
    تشکر:
    1
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا برخى انسان‏ها ناقص آفريده شده ‏اند؟ آيا تقصيرى داشته ‏اند؟




    چرا برخى انسان‏ها ناقص آفريده شده ‏اند؟ آيا تقصيرى داشته ‏اند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۰۸ در ساعت ۲۱:۱۱

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ervil نمایش پست
    چرا برخى انسان‏ها ناقص آفريده شده ‏اند؟ آيا تقصيرى داشته ‏اند؟ :moshtagh:


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث کلامي

    با سلام و عرض ادب


    در كيفيت خلقت انسان‏ها نتيجه ولازمه حتمى نظام‏مندى و قانونمندى جهان هستى است. يعنى:



    1- نظام خلقت نظام علت و معلول است و هيچ معلولى بدون علت به وجود آمدنى نيست وتخلف هيچ معلولى از علت تامه‏اش ممكن نيست (اصل ضرورت على).



    2- رابطه علت و معلول داراى مكانيسم و ارگانيسم معين است و هرچى به هرچى نيست.



    يعنى چنان نيست كه از هر علتى هر معلولى قابل ايجاد باشد به تعبير ديگر هر علت معينى معلول معينى دارد. مثلا از علف خوردن گوسفند بوعلى سينا درست نمى‏شود و آمريكايى‏ها هم به خاطر قهوه خوردن به كره ماه نرفتند (اصل سنخيت علت و معلول).



    اگر دو اصل فوق با ژرف‏كاوى دقيق فلسفى مورد بررسى قرار گيرد مشخص خواهد شد كه مثلا بينا يا نابينا تولد يافتن يك فرد لازمه‏ء مجموعه عللى است كه در به وجود آوردن وى دست داشته‏اند. در اين امور عوامل بسيار متعددى دخيلند حتى كيفيت آميزش والدين، زمان، مكان، روحيات و حالات روانى، وضعيت جسمى، نوع و مقدار غذاهايى كه مصرف كرده‏اند و. هريك به سهم خود نقشى در كيفيت تكوين جنين ايفا مى‏كنند. دراين جا ممكن است پرسش شود كه آيا خداوند نمى‏تواند باتفاوت چشمگيرى كه همه اين عوامل دارند تأثير همه را يكسان سازد؟ پاسخ آن است كه چنين چيزى سر از تناقض درمى‏آورد. زيرا لازمه آن اين است كه علت پديده‏اى باشد و تاءثير نكند وعلت بودن و تاثير نكردن تناقض آميز است ويا معلولى بدون علت پديدآيد و لازمه آن اين است كه كل طرح نظام آفرينش به هم بخورد. زيرا دراين صورت پديدآمدن هر چيز از هر امر نامربوطى محتمل مى‏شود و آن گاه است كه از علف خوردن بز بايد ابوعلى سينا پديد آيد .


    براى آگاهى بيشتر ر. ك: «عدل الهى» شهيد مطهرى بحث راز تفاوت‏ها.




    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۹۰/۰۳/۰۹ در ساعت ۱۳:۳۰


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0





    پيدايش افراد ناقص الخلقه علاوه بر مسأله امتحان و آزمايش تابع نظام ضرورى علت و معلولى است كه نظامى ذاتى و تكوينى است و تخلف ناپذير است، ضمن آنكه آزمايشى نيز براى خود فرزند و والدين مى‏باشد هم چنان كه فرزند سالم نيز امتحان و آزمايش است. در اين روند نيز به كودك ظلمى نشده است زيرا همه انسان‏ها در اين دنيا در بوته آزمايشند، به اين معنا كه خداوند به هر يك ابزارهايى جهت تلاش و عمل براى تكامل نهايى عطا فرموده و اين دنيا را مقدمه‏اى براى رسيدن به سعادت جاودانى قرار داده است و در محاسبه قيامت، كنش‏هاى هر كس را به تناسب امكانات، ابزارها و نعمت‏هايى كه در دنيا عطا فرموده خواهد سنجيد و نسبت به محروميت‏ها و دشوارى‏هايى كه شخص در اين جهان تحمل نموده و نسبت به آن شكر و صبورى پيشه كرده است، درجات عظيمى عطا خواهد نمود، به گونه‏اى كه ديگران آرزو خواهند كرد كه:

    اى كاش در دنيا آن دشوارى‏ها، ناملايمات و محروميت‏ها را مى‏كشيديم و اكنون از ثمرات شيرينش بهره‏مند مى‏شديم.






  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام جناب پاسخگوی مباحث کلامی،


    راستش سوال جناب ervil مدتی است که ذهن ناقص بنده را هم به خود مشغول داشته است. اما متاسفانه پاسخ شما ظاهرا ربطی به سوال ندارد و فکر می کنم منظور سوال را درست متوجه نشده اید. توجه بفرمایید که منظور از سوال "نحوه ی ایجاد و آفرینش معلولین" نیست که شما عوامل علت و معلولی را در پاسخ برشمرده اید. سوال این است که "کسانی که معلول آفریده می شوند چه تقصیری دارند؟" اگر لطفا در این باره توضیح بفرمایید باعث امتنان خواهد بود.

    واضح است که خلقت معلولین در نظام علت و معلولی صورت می گیرد اما چرا معلولین وجود دارند و چه تقصیری دارند یا داشته اند که معلول آفریده شده اند؟

    با تشکر
    سقراط

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    227
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    یک مسئله ی ساده است:
    کسی که معلول آفریده میشود 100 در صد حکمتی در آن نهفته است.
    بارها خود در رابطه با این موضوع با خود فکر کردم.....
    به این نتیجه رسیدم:
    ممکن بود مثلا اگر یکی پاهایش معلول است اگر سالم آفریده می شد با آن پاها به جاهای گناه بسیاری می رفت،یا در کل آن پا برایش وسیله ی فساد می شد.
    این دلیل فکر کنم عاقلانه باشه،چون خدا چیزی رو بدون حکت نمی آفرینه.


    از جهت دیگه ممکن بود اگه خدا پای سالم بهش می داد اون طرف نمی تونست بنده ی خوبی بشه.
    چون کسی که پا داره باید با هم ردیف های خودش و در شرایط خودش در قیامت جواب بده.
    تا اینکه کسی که پا نداره خدا در قیامت بهش ارفاق می کنه و او رو در شرایط خودش سوال و جواب می کنه.
    چون که او می تونه بگه:من پا نداشتم و بقیه پا داشتن،اگر در قیامت بر من سخت تر بگیرید ای خداوند،حق من ضایع خواهد شد.
    پس در حقیقت از این جهت خداوند یک لطفی هم به او کرده .
    چون اگر پا داشت ممکن بود جهنمی شود.
    در صورتی گه الان که بی پا و معلول است در مراتب بالای بهشت قرار خواهد گرفت.




    هیچ چیز خداوند بی حکمت نیست.
    خدمات طراحی برای وب نویسان ارزشی


    www.islamdesign.blogfa.com


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقصان آزمایش الهیه
    شاید ما خودمون در عالم ذر انتخاب میکنیم که زندگیمون چطور باشه چون ما خودمون انتخاب کردیم که انسان باشیم

    http://www.askquran.ir/showpost.php?...6&postcount=11
    http://www.askquran.ir/showthread.php?p=442636

    خدا هیچکس را جز بقدر وسعش تکلیف نمیکند(قرآن)

    هرکس تو این دنیا چیزیو کم داره تو اون دنیا بجاش براش جبران میشه

    هر خيري كه به تو رسد، از جانب خداست، و هر شري كه به تو رسد، از جانب خود توست(قرآن)
    هر مصيبتي كه به شما ميرسد، به سبب كارهايي است كه خودتان كردهايد(قرآن)

    نوزاد ناقص الخلقه و عدل خدا:
    http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=162469

    ویرایش توسط منتقد کوچولو : ۱۳۹۰/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۱:۴۴

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    153
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حدیث قدسی




    در این زمینه یک حدیث قدسی زیبا آمده ، خداوند می فرماید :


    همانا کار برخی از بندگانم با فقر گره خورده بطوریکه اگر ثروتمند می شدند طغیان می کردند و از یاد من رویگردان می شدند و کار برخی دیگر با مرض سامان داده ام چرا که اگر سالم بودند معصیت مرا می کردند و از من دور می گشتند همانا من مانند چوپانی از گوسفندان خود مراقبت می کنم و هوای آنها را دارم .


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    49
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام دوستان،

    خواهش من این است که دوستان "همین طوری" پاسخ ندهند چون این بحث بسیاری مهمی است.

    اینکه بگوییم خداوند این اشخاص را معلول آفریده تا از گناهشان جلوگیری کند ، بسیار دلیل لغوی است. به این علت که خداوند عزوجل شیطان را آزاد گذاشته است تا نسل انسان را گمراه کند تا سره از ناسره مشخص گردد حال چگونه ممکن است قبل از هیچ گونه گناه، خداوند مهربان بنده اش را عذاب دهد تا صرفا در آینده مرتکب گناه نشود؟!! اگر این طور بود که بهتر بود خداوند اصلا به شیطان اجازه ی اغواگری نمی داد تا کسی گناه نکند و اجبارا خداوند نیز مجبور نشود کسانی را معلول بیافریند تا صرفا از گناه آینده ی آنها جلوگیری کند.

    وانگهی اگر خداوند می خواست به این طریق جلوی گناه بندگان را بگیرد که الآن همه ی اهل عالم معلول بودند. کیست که در زندگی گناهی نکرده باشد؟ آیا این عدل خداوند است که بنده ای را قبل از ارتکاب گناه معلول کند صرفا برای اینکه از گناه آینده ی او جلوگیری کند؟ پس چرا اشخاص بسیار سالمی را داریم که مرتکب بزرگترین گناهان می شوند؟ چرا یزید بن معاویه و هیتلر و چنگیز از ابتدا معلول آفریده نشدند تا مرتکب گناه نشوند ؟!

    مجددا سوال را مطرح می کنم که: کسی که معلول آفریده شده تقصیرش چیست؟ تقصیرش این بوده که اگر معلول نبود دچار گناه می شد؟ این بنده خدا که هنوز گناهی نکرده. آیا خداوند حکیم قصاص قبل از جنایت می کند؟!!


    با تشکر
    سقراط
    ویرایش توسط سقراط حکیم : ۱۳۹۰/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۳:۵۵

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سقراط حکیم نمایش پست
    سلام جناب پاسخگوی مباحث کلامی،


    راستش سوال جناب ervil مدتی است که ذهن ناقص بنده را هم به خود مشغول داشته است. اما متاسفانه پاسخ شما ظاهرا ربطی به سوال ندارد و فکر می کنم منظور سوال را درست متوجه نشده اید. توجه بفرمایید که منظور از سوال "نحوه ی ایجاد و آفرینش معلولین" نیست که شما عوامل علت و معلولی را در پاسخ برشمرده اید. سوال این است که "کسانی که معلول آفریده می شوند چه تقصیری دارند؟" اگر لطفا در این باره توضیح بفرمایید باعث امتنان خواهد بود.

    واضح است که خلقت معلولین در نظام علت و معلولی صورت می گیرد اما چرا معلولین وجود دارند و چه تقصیری دارند یا داشته اند که معلول آفریده شده اند؟

    با تشکر
    سقراط
    با سلام و عرض ادب

    در پست قبل تا حدودي به اين موضوع اشاره كردم و البته مي توانست پاسخ اجمالي به سوال پرسشگر محترم باشد اما چون برادر بزرگوار قصد دارند عميقا به اين موضوع وارد بشوند اين موضوع را شكافته و تقديم حضور مي كنم.


    مقاله زير را يكي از دوستان زحمت كشيده و آيات و روايات و همچنين نظريات متكلمين و فلاسفه را جمع آوري فرمودند انشاء الله مفيد واقع خواهد شد :



    وجود کژیها و کاستیها و انواع شرور و آلام در کتاب تکوین الهی ذهن هر انسانی رامی‏گزد و در دید نخست، شبهه‏ها و اشکالهایی را متوجه صفت عدالت، حکمت و عنایت الهی می‏کند چرا خداوند قادر همه توان و عالم همه دان و خیرخواه محض اجازه داده است که این همه شرور و کاستی ها در ساختار عالم ماده رسوخ کند؟

    آنچه اشکال فوق را مضاعف و تقویت می‏کند تقسیم غیر عادلانه خیرات و شرور عالم [در نظر نخست] است. به این معنی که اگر در عالم مادی از وجودشرور و بعض کاستیها و کژیها گریزی نیست چرا در اکثر موارد این کاستی هابه نحو مساوی تقسیم نشده است و انسانها که همگی مخلوق الهی ‏اند، به نحو تساوی از آن برخوردار نیستند. گویا در این دنیا سهم بعضی غیر از انواع المها و مصیبتهای طاقت‏ فرسا نیست، بچه‏ای که بیمار و ناقص الخلقه جسمی یا ذهنی متولد می‏شود و از روزهای نخستین که دست‏ به خوان گسترده الهی دراز می‏کند، گویا فقط سهمش همان درد و رنجهایی است که گریبان او و خانواده‏اش را گرفته است.

    به نظر نمی‏رسد چنین شبهه‏هایی را تنها بتوان با اتکا به عدمی خواندن شر یا اعتقاد به ضروری بودن آن برای پیدایش عالم مادی و داشتن خیرات کثیر و برتری آن توجیه کرد،چراکه نه با عدمی خواندن شر درد و رنج دردمند و متالم فروکش می‏کند و نه با ضروری وغیر قابل منفک بودن شرور از خیرات عالم، نسخه‏ای برای مبتلایان به حرمان و دور افتادگان از سفره فیض الهی پیچیده می‏شود. متفکر معاصر، شهید سعید، مطهری با تفطن به این نکته می‏فرماید: «کسانی که در پاسخ اشکال شرور تنها به جنبه لزوم تفاوت درنظام کل توجه کرده‏اند. پاسخشان ناقص است، زیرا جزء ناقص حق دارد اعتراض کند که حالا که لازم است در نظام کل یکی کامل باشد و یکی ناقص، چرا من ناقص آفریده شدم ودیگری کامل؟ چرا کار بر عکس نشده؟ همچنین ممکن است «زشت‏» اعتراض کند که حالا که لازم است در نظام آفرینش هم زشت ‏باشد و هم زیبا، چرا من زشت ‏باشم و دیگری زیبا؟ چراکار برعکس نشد؟

    وقتی که امر دایر است که یکی بهره وجودی کمتر بگیرد و یکی بهره وجودی بیشتر، چه مرجحی هست که فی‏المثل «الف‏» بهره بیشتری دریافت دارد و «ب‏» بهره کمتری؟

    علیهذا صرف اینکه بگوییم در نظام کل جهان وجود زشت و زیبا، کامل و ناقص تواماضروری است اشکال را حل نمی‏کند.

    از این رو به نظر می‏رسد که باید در رویارویی با مشکل شرور راه حل واقع‏ بینانه‏ای را طرح کرد که علاوه بر این که در مباحث عقلی و فلسفی از اتقان واعتبار خاصی برخوردار باشد، گره و شبهه رنجیدگان و مبتلایان واقعی به انواع آلام ومصائب را نیز تبیین و حل و فصل و آتش رنج و درد آنها را خاموش و خاکستر کند. بلکه در صورت توان از پس آتش آن، تصویری از آب حیات ارائه دهد؟

    آیا چنین امری ممکن است؟ آیا بیمار زمین­گیری که در عمر خود بهره چندانی از خیر وخوشی دنیا ندیده، و انسان­هایی که به انواع المها و مصیبتها و رنجهای مادی و روحی مبتلا هستند، واقعا می‏توانند چنین تصویری از زندگی دنیای کنونی داشته باشند؟!

    پاسخ آن مثبت است. پاسخی که می‏توان آن را از سرچشمه‏های زلال معرفت و دانش کامل قرآن مجید و روایتهای نبوی و علوی یافتو متکلمان اسلامی آن را در قالبهای مختلف تبیین کرده ‏اند.



  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    نظریه (جبران)


    متکلمان اسلامی با اذعان به وجود المها و مصیبتها و انواع ضرر و زیانهای مادی و جسمی و روحی در جهان کنونی - که به مجموع آنها عنوان«شر» اطلاق میشود - تلاش می‏کنند که با طرح اصل «عوض‏» و «انتصاف‏» سازگاری شرور را با صفات کمالی الهی نظیر عدالتو حکمت اثبات کنند. متکلمان ابتدا آلام و شرور عالم را به سه دسته تقسیم می‏کنند:

    1. آلام و ناگواریهایی که خود انسان مسئول به وجود آمدن آن است. مثلا شخصی باتوجه کامل دست ‏خود را می‏سوزاند یا جرح و ضرری به خود وارد می‏کند.

    در این قسم از شرور ظاهرا جای مناقشه بین موافقان و مخالفان نیست و نقد و جرحیمتوجه دین و آموزه‏های آن نمی‏شود تا متکلم دین در مقام دفع آن باشد.

    2. آلام و ناملایمتهایی که توسط انسانهایی که مخلوق الهی هستند و با قدرت وتمکین او در حق دیگران انجام می‏گیرد، مثلا ظالمی به انسان دیگر جراحات وارد می‏کندیا اموال او را غصب می‏کند یا شخصی چون استالین و هیتلر عامل کشتار هزاران تن انسانمظلوم می‏شود.

    در این قسم از شرور و آلام، متکلمان معتقدند: درست است که مسئول مستقیم این همه المها و مصیبتها خود انسان است، اما چون این جنایت ها با تمکین وقدرت خداوند صورت گرفته است ‏خواه ناخواه خداوند نیز مسئول شناخته می‏شود، لذا می‏بایست داد مظلوم را از ظالم بستاند و حق را به حق دار برساند. خداوند عادل نیز یادر همین دنیا از مظلوم حمایت می‏کند و ظالم را به قهر خویش مبتلا می‏کند یا این کههر دو را به روز رستاخیز حواله می‏دهد که از آن به اصل «انتصاف‏» تعبیر می‏شود.

    ابی نوبخت دراین مورد بیان می­دارد: «خداوند بخاطر تمکین و اعطای قدرت به ظالم ضامن انتصاف است نه عوض»[ الیاقوت، کتابخانه آیة‏اله نجفی، قم، ص 49]

    و سید مرتضی می فرماید: «خداوند متعال بخاطر تمکین آلام و مضار ضامن انتصاف است».[ الذخیرة فی علم الکلام، انتشارات اسلامی، ص‏242. و ایضا ر.ک: انوار الملکوت، ص‏130، ارشاد الطالبین، ص‏285، قواعد المرام، ص‏120، المنقذ من التقلید، ج 1، ص‏333]

    متکلمان در این مقوله مباحث ‏بسیار گسترده و ژرفی را دارند و شعاع آن را به حقوق و آلامی که بر حیوانات وارد می‏شود نیز کشانده‏اند. که طرح آن در این مختصرنمی‏گنجد، به هر حال قاطبه متکلمان اسلامی بر جبران حق مظلوم و شخص متالم و مبتلابه شرور و آلام تاکید و اتفاق نظر دارند.

    3. المها و مصیبت هایی که پیامد قوانین طبیعت و مستند به خداوند است. مثلا کسی در اثر زمین لرزه یا طوفان و دیگر سوانح طبیعی جان خود را از دست می‏دهد یا دچارجراحات و آلامی می‏شود یا این که خداوند متعال به طور مستقیم به خاطر عللی چون امتحان، بلایا و مصیبتهایی بر انسانها وارد می‏کند.

    در این قسم از شرور و آلام که واسطه‏ای بین الم و خداوند نیست، متکلمان اسلامی به طریق اولی قایل به جبران هستند و معتقدند که خداوند می‏بایست در مقابل این همه دردها و آلامی که متوجه انسانها می‏شود، در دنیا یا آخرت به اندازه‏ای جزا و پاداش اعطا کند تا آلام جبران گردد. و از این اصل در اصطلاح کلامی به «عوض‏» یا «اعواض» تعبیر می‏شود.




صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود