جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دین و ایین هخامنشیان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0

    دین و ایین هخامنشیان




    درگفتگویی که پیرامون ذولقرنین در این ادرس صورت گرفت پس از بحثهای متمادی درجایی از گفتگو به ایین هخامنشیان رسیدم و از انجا که بحث پیرامون این موضوع ذیل عنوان قبلی ان تایپیک فقط باعث منحرف شدن و طولانی شدن و به نتیچه نرسیدن ان میشد، این قسمت به تایپیک جدیدی انتقال یافت تا مستقلا پیرامون ان گفتگو صورت گیرد.
    ازهمین جا تمام کاربران صاحب نظر دعوت به شرکت در این گفتگو میکنم و تقاضا دارم در صورت پیگیری این گفتگو از پرداختن به بحثهای انحرافی خودداری نمایند.

    گفته های کاربر mmj:


    1- در کناره ی پاسارگاد اتشکده هایی وجود دارد که مربوط به اغاز دوره هخامنشی است
    2- تمثال اهورا مزاد نیز از دوره هخامنشی وجود دارد
    3- داریوش در کتبه بیستون بارها به اهورا مزدا قسم میخورد
    4- خشایار شا در کتیبه اش گوید " ...چنین گوید پادشاه خشیرشا :چون من شاه شدم در این سرزمین که در بالا از ان یاد شد ناارامی ایی بود از ان پس اهورمزدا مرا یاری کرد به خواست او این رزمینها را زدم در این سرزمین ها جایی بود که پیش از این دیوان پرستیده میشدند پس از ان من بخواست اهورمزدا این لانه دیوان را ویران کردم و فرمان دادم دیوان نباید پرستیده شوند انجا که پیش از این دیوان پرستیده می شدند من اهورمزدا رادر برزمن (همان برسم اوستا) و با ارت پرستیدم(arte عنصرزرتشتی) اگر چیزی دیگر چیز بدی کره شده بود من ان را نیکو کردم و هرانه من کردم بهخواست اهورا مزداکردم ...تو ای فرزند زمانهای اینده هرگاه چنین می اندیشی : من می خواهم که در زندگی خوشبخت شی یاته -Shiyata- و پس از نرگ رستگار بشوم از دادی (=داته Data) که اهورامزدا مقرر کرده است پیروی کن اهورمزدا را دربرزمن و باته پرستش کن...
    اینجا و دراین کتیبه سیاست دینی متفاوت خشیرشا نوه ی کوروش و فرزند داریوش را میبنیم او در کارنامه خود خرابی معبد مردوک را حائز است بعلاوه بگفته ی هاشم رضی در وندیداد1/77 ایران دراین زمان سالنامه ای دارد ...که در این سالنامه به مجموعه نام خداوند امشاسپندان و ایزدان و عناصر برمیخوریم!
    5- . ...6-..........
    بعلاوه هاشم رضی عنصر زرتشتی بودن را با دین مغانه داشتن در ان دوران تفکیک میکند

    5- کتیبه ای از داریوش د تخت جمشید در دیوار پیش بند صفه از طرف جنوب پیرنیا2/1140:
    بند1- بزرگ است اهورمزد او بزرگترین خدایان است او داریوش را شاه کرده او شاهی ا به او داده به فضل اهورامزد داریوش شاه است
    پس بزرگترین خدا اهورمزدا است نزد ایرانیان قدیم
    6-اهورمزدا خدایی بزرگ و افریننده
    کتیبه ای از خشیرشا درتخت جمشید بالای وگاو نر پردار و چهار مرتبه به پارسی عیلامی اسوری تکرار شده ":
    بند1 خدای بزرگی است اهورمزد که این زمین را افریده که اسمان را افریده که بشر را افریده که شادی را برا بشر افریده که خشیرشا را شاه کرده یگانه شاهی را از بسیاری یگانهاقایی ازبسیاری.

    7-کتیبه ای از اردشیر سوم عناصر زرتشتی چون مهر در ان یاد شدهاست بعلاوه در بند یک ان اهورمزدا را افریننده زمین اسمان گفته
    بند4 اهورمزد و ایزد مهر این مملکت را و انچه را کهکرده ام بپاید.
    یکی از نقشهای مهر در مهریشت اوستا نیز درست نگهبانی است
    8- در کتیبهشوش از داریوش
    بند1 خدای بزرگی است اهورمزد که اسمان را افریده زمین راافریده که بشر راافریده.....
    بند3 اهورمزد خدای بزرگی است برتر از تمام خدایان او را افریده او مرا اه کرده .......
    خلاصه این عبارات درجاهای دیکر از داریوش نیز تکرار شده

    8- کتیبه ای از اردشیر دوم نام بردن از عناصر زرتشتی چون اناهیتا و مثر
    این کتبه برحمال ستون اپادانا و نیز برمیزی مرمر به ارسی عیلامی اسوری نوشته اند
    اخر بند 1- به فضل اهورمزد ، اناهیتا و مثر ، من این اپادنه را ساختم اهورمزد اناهیتا و مثر ، مرا نگاهدارد
    بعلاوه در کتیبه هایی که قبلا گفته شد عناصری چون دیو بکار برده شده بود دیو یعنی خدایان دروغ یا مردود
    گفته های کاربر شهاب :
    نقل قول نوشته اصلی توسط شهاب* نمایش پست
    با

    بخشي را مي آورم ...

    اول اینکه، در مورد نوشتن اوستا بر روی 12 هزار پوست گاو
    و سوختن آنها سخن بسیار رفته ...
    این ترجیع بند های تکراری سوختن و بردن دیگر خریدار چندانی ندارد
    چون اصولا معتقدیم که وجود چنین کتابهایی غیر ممکن بوده که
    کسی بخواهد آنرا ببرد یا بسوزاند!!
    هنریک ساموئل نیبرگ
    در کتاب " دین های ایران باستان" صفحه 424 مینویسد :
    ((این توصیف همه جا دیده میشود و ما در می یابیم که
    اوستای اصلی بر 12000 پوست گاو نوشته شده است
    سپس همه جا گفته می شود که این همان نسخه های شکوهمند اصلی بوده
    که اسکندر آنها را سوزاند و همیشه پایتخت کشور در پارس
    و مرکز کهن مغان در شیز کنار دریاچه ارومیه ،
    دو نقطه استوار در تاریخ این سندند .
    هر کس با نگاه دور از اشتباه ، تاریخ اصلی زردشتتی را از نظر بگذراند
    نمیتواند برای یک آن هم که شده نیندیشد که این تخیلات را واقعیت تاریخی بداند .
    هیچ کس نمیتواند به ایران دوران هخمانشیان چنین وضعیت پیشرفته ای
    از نظر کتاب نسبت دهد ، که بتواند یک متن اصلی بزرگ
    یا یک کتابخانه ای از اوستا بسازد
    ))


    دوم اینکه ، آتشگاه های موجود ربطی به دین زرتشت ندارد ، آتش پرستی از
    گذشته در ایران بوده ، حتی پیش از هخامنشیان ، کوچکترین ارتباطی هم
    به دین زرتشت ندارد ...
    همانطور که خدای داریوش (اورمزد) کوچکترین ارتباطی به زرتشت ندارد



    سوم اینکه ، "اهورامزدا" ربطی به "اورمزد" ندارد ...
    (( صفت مزدیسنه که در پاپیروس های آرامی آمده
    دلیلی بر زردشتی بودن هخامنشیان نیست
    چنانکه نام اهورامزدا در سنگ نبشته ها نیز
    دلیلی بر این امر محسوب نمی شود ))
    بنونیست - دین ایرانی - صفحه 26

    « اهورامزدا » از ریشه "هور"و "خور" و خورشید به معنای خدای روشنایی است …
    و اما "اورمزد" ، این واژه از ترکیبی از دو واژه ی " اُ ر = اور " و " مَزدَ = مزدا " است …
    جز اول این ترکیب لغتی بسیار آشنا و مصطلح در ایران کهن و بین النهرین است …
    کافیست به نامهای برخی از شهر ها نگاهی بیاندازیم …
    ( ارشلیم = اورشلیم = شهر آشنایی و سلامت )
    (ارمیه = اورمیه = شهر پر آب)
    (اربیل= اوربیل = شهری میان کوهها )
    ( ارامان = اورامان = شهر امنیت )
    ( اوراشنو (ارمنستان ))
    (اوریدو )( اوراش ) ( اورکیش ) ( اورتنا ) ( اوریکاتو ) ( اوریاکی )
    ( اوراندوش ) _(اوربیلوم ) ( ارزانا )
    و نامهای بسیار دیگر که جای نام بردن همه نیست …
    اصولا سرزمین اور یا ار در بین النهرین جنوبی به نقل از تورات محل تولد حضرت ابراهیم است که در بابلی و آشوری "اور" یا " ار" یا "اری" به معنای مطلق شهر است
    جز دوم واژه یعنی " مزدا " یا " مزد " که در فارسی امروزی به معنای مُزد یا پاداش است و در اوستایی میژد است و با مژده نزدیک است ، در پهلوی به صورت مزد یا میزد به معنای اجر و پاداش است ،در گوتیک و زبان اوستی باز هم به معنای پاداش است ...
    در لوح گلی تخت جمشید یک کارگری که 50 کارشه مزد میگرفته را با صفت " مزدیسن " آورده اند . اینجا معنای کلمه مزدا پرست نیست ...
    بل که دقیقا به همان معنایی است که کتیبه قصد انرا داشته یعنی کارگری "دستمزد خواه" و "دستمزد پرست "
    اما « اُُرمَزدَ » داریوش یعنی چه ؟
    اورمزد صفتی است برای خدای داریوش که در اصل آشوری است
    اگر به نوشته های داریوش دقت کنید …اهورامزدا خداوندی است که شهرها و سرزمینها را به عنوان اجر و پاداش می دهد …
    « اُُرمَزدَ » یعنی " خداوند سرزمین بخش "
    جمله تکراری داریوش با این مضمون که " اورمزد این شهر را به من داد " را
    در سرتاسر کتیبه های داریوش بوضوح می بینیم …
    مقاومت دیگران در مقابل خود را نه مقاومت در مقابل داریوش بل که مقاومت در برابر اورمزد می بیند یعنی آنها خلاف هدفهای خداوند سرزمین بخش عمل کرده اند …



    چهارم اینکه ، در عهد ساسانی میتوان توانایی زبانشان را از
    کتیبه های موجود فهمید یعنی تنها آثار یافت شده از آنزمان
    طبق نوشته های کریستن سن من تمام کتیبه ها را برای شما لیست میکنم
    و از طریق این کتیبه ها و الواح کاملا اثبات میکنم که با چه زبان الکنی طرف هستیم
    که حتی توانایی نوشتن یک بیت شعر را هم ندارد
    چه برسد به کتب زرتشتی ویا کتابهای علمی ...
    شما میتوانید برای رسیدن به حقیقت در هر مکانی که خود مایل باشید
    ترجمه چند کتیبه را بیاورید تا به بحث بنشینیم ....

    پنجم اینکه ، در مورد زبان هخامنشیان هم میتوانم با بررسی کامل آن از نظر
    علم زبانشناسی اثبات کنم که زبانشان برگرفته از زبان اسلاوهاست
    و هیچ تشابهی با هیچ یک از زبانهای محلی مردم ایران از گذشته
    تا کنون ندارد ...

    ششم اینکه ، من گفتم فرض که سوختند و بردند ...
    آثار بسیاری از کشورهای مختلف سوخته شده و برده شده ولی
    در ترجمه های آنها در دیگر کشورها میتوانیم اثری از آنها را ببینیم ...
    مثلا در کتب بیزانسی یا ارمنی یا یونانی و... کوچکترین اثری از این
    کتابها نمی بینیم ...

    هفتم اینکه ، در نامه نگاری های موجود بین عیسویان و یا دیگر ادیان با
    آتش پرستان ساسانی ما هیچ اثری از دین زرتشتی یا کتاب نمیبینیم
    از این نامه نگاری ها و مناظره ها میفهمیم که این افراد با هم ارتباط داشته اند و
    مکاتبه و نامه نگاری و مناظره داشته اند ...
    پس طبیعتا اگر کتابی موجود بوده باید نقدی بر آن مینوشتند یا
    خود آتش پرستان آن کتاب را به عنوان سند معرفی میکردند که نکردند...

    ایران در زمان ساسانیان – کریستین سن – ص 153
    "در مطالعه روایاتی که از منابع نصرانی در دست است ، بیش از هر چیز یک نکته جلب توجه میکند و ان مقام فائقی است که خورشید در آیین مزدیسنی ساسانیان دارا بوده است .

    یزدگرد دوم به این عبارت سوگند یاد میکند :
    « قسم به آفتاب ، خدای بزرگ ، که از پرتو خویش جهان را منور و از حرارت خود جمیع کائنات را گرم کرده است » ( الیزه – لانگولا – ج2- ص 197)

    و این پادشاه چهار بار سوگند به آفتاب را تکرار کرده ( ایضا – ص 198 )

    وقتی که روحانیون عیسوی را به ترک آیین خود واداشتند ، شرط کردند که به جای معبود سابق خود خورشید را بپرستند
    و این نکته در رسائل شهدای سریانی به کرات تصریح شده است

    شاپور دوم به شمعون برصبعی قول داد که بر جان او ببخشاید ،
    اگر آفتاب را ستایش کند ( لابور ص 65 )

    بنابر روایت پروکوپیوس (جنگ ایران – کتاب اول – بند 3) از احکام مغان این بود که
    شمس طالع را باید ستایش کرد .

    الیزه عبارت ذیل را از زبان رئیس خلوت پادشاهی ایران نقل میکند « شما نمیتوانید از پرستش خورشید امتناع بورزید ، زیرا که خورشید از پرتو خود عالم را روشن می کند (لانگولا ج 2 ص237) "


    کریستن سن – ایران در زمان ساسانیان – ص 286-287

    نامه پادشاه به عیسویان ارمنستان و پاسخ عیسویان به او ...

    فرمانی که مهرنرسه به عنوان پادشاه ساسانی به نجبای ارمنستان فرستاد ...
    لازار فرپی (اکینیان 1 ص 375-76) که ظاهرا نیم قرن پس از وقایع مذکور میزیسته آن اعلامیه را به شرح ذیل نقل کرده :
    " ما دیانت خود را که مبتنی بر حقیقت و بر اساس قواعد محکم است ، برای شما فرستادیم .میل داریم شما ...کیش مقدس و حقیقی ما را بپذیرید و دیگر در آن دیانت که همه میدانیم باطل و بیفایده است باقی نمانید .
    بنابراین پس از مشاهده این فرمان بدون اینکه خیالات دیگری در خاطر خطور دهید باید اصول دیانت ما را به طیب خاطر بپذیرید ...."(لانگولا ج2-ص281)

    پاسخ عیسویان به تهدید پادشاه :
    " ما هنگامی که در حضور شاهنشاه بودیم
    مغان را که قانونگذار شما هستند ،
    مورد استهزا قرار میدادیم .
    از این رو محض احترام شما
    آن نامه را که موجب استهزا میباشد باز نکردیم
    و دست خط شما را نخواندیم
    زیرا دینی که میدانیم تحقیقا باطل است
    و نتیجه اوهام مشتی دیوانه و نادان بیش نیست
    و تفصیل موهومات آن را علمای مزور شما شرح داده اند ،
    هرگز قابل پیروی نشناخته اصول آنرا شایسته استماع
    و قرائت نمی دانیم .
    در هر حال خواندن شرایع شما موجب خنده ما میشود .
    ...
    اما راجع به اصل دین خود اجمالا گوییم که

    مانند شما خورشید و ماه و آتش را نمیپرستیم

    و این همه خدایانی که شما در زمین و آسمان دارید
    ستایش نمیکنیم ،
    بلکه یکتا خدایی را عبادت میکنیم که
    آسمان و زمین و هر چه در انهاست آفریده اوست "


    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    اینکه، در مورد نوشتن اوستا بر روی 12 هزار پوست گاو
    و سوختن آنها سخن بسیار رفته ...
    این ترجیع بند های تکراری سوختن و بردن دیگر خریدار چندانی ندارد
    چون اصولا معتقدیم که وجود چنین کتابهایی غیر ممکن بوده که
    کسی بخواهد آنرا ببرد یا بسوزاند!!
    هنریک ساموئل نیبرگ
    در کتاب " دین های ایران باستان" صفحه 424 مینویسد :
    ((این توصیف همه جا دیده میشود و ما در می یابیم که
    اوستای اصلی بر 12000 پوست گاو نوشته شده است
    سپس همه جا گفته می شود که این همان نسخه های شکوهمند اصلی بوده
    که اسکندر آنها را سوزاند و همیشه پایتخت کشور در پارس
    و مرکز کهن مغان در شیز کنار دریاچه ارومیه ،
    دو نقطه استوار در تاریخ این سندند .
    هر کس با نگاه دور از اشتباه ، تاریخ اصلی زردشتتی را از نظر بگذراند
    نمیتواند برای یک آن هم که شده نیندیشد که این تخیلات را واقعیت تاریخی بداند .
    هیچ کس نمیتواند به ایران دوران هخمانشیان چنین وضعیت پیشرفته ای
    از نظر کتاب نسبت دهد ، که بتواند یک متن اصلی بزرگ
    یا یک کتابخانه ای از اوستا بسازد ))
    این گفته از دعوای حقیر نبوده است که جناب شهاب زحمت پاسخ به انرا(!) کشیده اند بعلاوه چنین مساله ای را میتوان در روایات اسلامی با سندهایی تقریبا صحیح از حضرات معصومین یافت

    اینکه ، آتشگاه های موجود ربطی به دین زرتشت ندارد ، آتش پرستی از
    گذشته در ایران بوده ، حتی پیش از هخامنشیان ، کوچکترین ارتباطی هم
    به دین زرتشت ندارد ...
    همانطور که خدای داریوش (اورمزد) کوچکترین ارتباطی به زرتشت ندارد
    دراینجا دو ادعا شده است 1- دباره اتشگاه یا اتشگده و2- خدای داریوش
    در مورد اول صحیح است در میان اریاییان قدیم ایران اتش پرستی رسم بوده است اما سوال اینجاست وجوذ اتشکده هایی بسبک اتشکده های ساسانی در دوره هخامنشی را باید با چه عنوان پذیرفت؟!

    درمورد دوم صرفا ادعایی تقلیدی از پورپیرار است که درادامه شرح داده میشود

    سوم اینکه ، "اهورامزدا" ربطی به "اورمزد" ندارد ...
    (( صفت مزدیسنه که در پاپیروس های آرامی آمده
    دلیلی بر زردشتی بودن هخامنشیان نیست
    چنانکه نام اهورامزدا در سنگ نبشته ها نیز
    دلیلی بر این امر محسوب نمی شود ))
    بنونیست - دین ایرانی - صفحه 26

    « اهورامزدا » از ریشه "هور"و "خور" و خورشید به معنای خدای روشنایی است …
    و اما "اورمزد" ، این واژه از ترکیبی از دو واژه ی " اُ ر = اور " و " مَزدَ = مزدا " است …
    جز اول این ترکیب لغتی بسیار آشنا و مصطلح در ایران کهن و بین النهرین است …
    کافیست به نامهای برخی از شهر ها نگاهی بیاندازیم …
    ( ارشلیم = اورشلیم = شهر آشنایی و سلامت )
    (ارمیه = اورمیه = شهر پر آب)
    (اربیل= اوربیل = شهری میان کوهها )
    ( ارامان = اورامان = شهر امنیت )
    ( اوراشنو (ارمنستان ))
    (اوریدو )( اوراش ) ( اورکیش ) ( اورتنا ) ( اوریکاتو ) ( اوریاکی )
    ( اوراندوش ) _(اوربیلوم ) ( ارزانا )
    و نامهای بسیار دیگر که جای نام بردن همه نیست …
    اصولا سرزمین اور یا ار در بین النهرین جنوبی به نقل از تورات محل تولد حضرت ابراهیم است که در بابلی و آشوری "اور" یا " ار" یا "اری" به معنای مطلق شهر است
    جز دوم واژه یعنی " مزدا " یا " مزد " که در فارسی امروزی به معنای مُزد یا پاداش است و در اوستایی میژد است و با مژده نزدیک است ، در پهلوی به صورت مزد یا میزد به معنای اجر و پاداش است ،در گوتیک و زبان اوستی باز هم به معنای پاداش است ...
    در لوح گلی تخت جمشید یک کارگری که 50 کارشه مزد میگرفته را با صفت " مزدیسن " آورده اند . اینجا معنای کلمه مزدا پرست نیست ...
    بل که دقیقا به همان معنایی است که کتیبه قصد انرا داشته یعنی کارگری "دستمزد خواه" و "دستمزد پرست "
    اما « اُُرمَزدَ » داریوش یعنی چه ؟
    اورمزد صفتی است برای خدای داریوش که در اصل آشوری است
    اگر به نوشته های داریوش دقت کنید …اهورامزدا خداوندی است که شهرها و سرزمینها را به عنوان اجر و پاداش می دهد …
    « اُُرمَزدَ » یعنی " خداوند سرزمین بخش "
    جمله تکراری داریوش با این مضمون که " اورمزد این شهر را به من داد " را
    در سرتاسر کتیبه های داریوش بوضوح می بینیم …
    مقاومت دیگران در مقابل خود را نه مقاومت در مقابل داریوش بل که مقاومت در برابر اورمزد می بیند یعنی آنها خلاف هدفهای خداوند سرزمین بخش عمل کرده اند …
    منابع نوشته های فوق عموما برگرفته از سایتهای محتلف از جمله ویکی پدیا و بخصوص استدلالهای چند سال پیش ناصر پورپیرار است
    در مورد واژه اورمزد یا اهور مزد گویا تنها جناب پورپیرار چنین سخنانی داشته اند (از میان باستانشناسان)
    از انجاکه لب مطالب فوق تماما برداشت شده از نوشت ه های ناصر پورپیرار است و منتقدان او نیز به انها جوابهای مکرر داده اند ما نیز درمقام پاسخ تنها به ان نوشته ها استناد میکنیم
    1-
    http://ariaramnes.blogsky.com/1386/05/27/post-24/

    2-
    http://ariaramnes.blogsky.com/1386/05/23/post-23/
    3-
    http://ariaramnes.blogsky.com/1386/05/18/post-22/

    4-
    http://ariaramnes.blogsky.com/1386/05/12/post-21/
    5-
    http://ariaramnes.blogsky.com/1386/05/11/post-19/
    6-
    http://ariaramnes.blogsky.com/category/cat-1/page/2/
    چهارم اینکه ، در عهد ساسانی میتوان توانایی زبانشان را از
    کتیبه های موجود فهمید یعنی تنها آثار یافت شده از آنزمان
    طبق نوشته های کریستن سن من تمام کتیبه ها را برای شما لیست میکنم
    و از طریق این کتیبه ها و الواح کاملا اثبات میکنم که با چه زبان الکنی طرف هستیم
    که حتی توانایی نوشتن یک بیت شعر را هم ندارد
    چه برسد به کتب زرتشتی ویا کتابهای علمی ...
    شما میتوانید برای رسیدن به حقیقت در هر مکانی که خود مایل باشید
    ترجمه چند کتیبه را بیاورید تا به بحث بنشینیم ....

    پنجم اینکه ، در مورد زبان هخامنشیان هم میتوانم با بررسی کامل آن از نظر
    علم زبانشناسی اثبات کنم که زبانشان برگرفته از زبان اسلاوهاست
    و هیچ تشابهی با هیچ یک از زبانهای محلی مردم ایران از گذشته
    تا کنون ندارد ...
    ششم اینکه ، من گفتم فرض که سوختند و بردند ...
    آثار بسیاری از کشورهای مختلف سوخته شده و برده شده ولی
    در ترجمه های آنها در دیگر کشورها میتوانیم اثری از آنها را ببینیم ...
    مثلا در کتب بیزانسی یا ارمنی یا یونانی و... کوچکترین اثری از این
    کتابها نمی بینیم ...

    ایندومورد فکر نمیکنم ربطی به موضوع مورد بحث داشته باشد؟!

    هفتم اینکه ، در نامه نگاری های موجود بین عیسویان و یا دیگر ادیان با
    آتش پرستان ساسانی ما هیچ اثری از دین زرتشتی یا کتاب نمیبینیم
    از این نامه نگاری ها و مناظره ها میفهمیم که این افراد با هم ارتباط داشته اند و
    مکاتبه و نامه نگاری و مناظره داشته اند ...
    پس طبیعتا اگر کتابی موجود بوده باید نقدی بر آن مینوشتند یا
    خود آتش پرستان آن کتاب را به عنوان سند معرفی میکردند که نکردند...

    ایران در زمان ساسانیان – کریستین سن – ص 153
    "در مطالعه روایاتی که از منابع نصرانی در دست است ، بیش از هر چیز یک نکته جلب توجه میکند و ان مقام فائقی است که خورشید در آیین مزدیسنی ساسانیان دارا بوده است .

    یزدگرد دوم به این عبارت سوگند یاد میکند :
    « قسم به آفتاب ، خدای بزرگ ، که از پرتو خویش جهان را منور و از حرارت خود جمیع کائنات را گرم کرده است » ( الیزه – لانگولا – ج2- ص 197)

    و این پادشاه چهار بار سوگند به آفتاب را تکرار کرده ( ایضا – ص 198 )

    وقتی که روحانیون عیسوی را به ترک آیین خود واداشتند ، شرط کردند که به جای معبود سابق خود خورشید را بپرستند
    و این نکته در رسائل شهدای سریانی به کرات تصریح شده است

    شاپور دوم به شمعون برصبعی قول داد که بر جان او ببخشاید ،
    اگر آفتاب را ستایش کند ( لابور ص 65 )

    بنابر روایت پروکوپیوس (جنگ ایران – کتاب اول – بند 3) از احکام مغان این بود که
    شمس طالع را باید ستایش کرد .

    الیزه عبارت ذیل را از زبان رئیس خلوت پادشاهی ایران نقل میکند « شما نمیتوانید از پرستش خورشید امتناع بورزید ، زیرا که خورشید از پرتو خود عالم را روشن می کند (لانگولا ج 2 ص237) "


    کریستن سن – ایران در زمان ساسانیان – ص 286-287

    نامه پادشاه به عیسویان ارمنستان و پاسخ عیسویان به او ...

    فرمانی که مهرنرسه به عنوان پادشاه ساسانی به نجبای ارمنستان فرستاد ...
    لازار فرپی (اکینیان 1 ص 375-76) که ظاهرا نیم قرن پس از وقایع مذکور میزیسته آن اعلامیه را به شرح ذیل نقل کرده :
    " ما دیانت خود را که مبتنی بر حقیقت و بر اساس قواعد محکم است ، برای شما فرستادیم .میل داریم شما ...کیش مقدس و حقیقی ما را بپذیرید و دیگر در آن دیانت که همه میدانیم باطل و بیفایده است باقی نمانید .
    بنابراین پس از مشاهده این فرمان بدون اینکه خیالات دیگری در خاطر خطور دهید باید اصول دیانت ما را به طیب خاطر بپذیرید ...."(لانگولا ج2-ص281)

    پاسخ عیسویان به تهدید پادشاه :
    " ما هنگامی که در حضور شاهنشاه بودیم
    مغان را که قانونگذار شما هستند ،
    مورد استهزا قرار میدادیم .
    از این رو محض احترام شما
    آن نامه را که موجب استهزا میباشد باز نکردیم
    و دست خط شما را نخواندیم
    زیرا دینی که میدانیم تحقیقا باطل است
    و نتیجه اوهام مشتی دیوانه و نادان بیش نیست
    و تفصیل موهومات آن را علمای مزور شما شرح داده اند ،
    هرگز قابل پیروی نشناخته اصول آنرا شایسته استماع
    و قرائت نمی دانیم .
    در هر حال خواندن شرایع شما موجب خنده ما میشود .
    ...
    اما راجع به اصل دین خود اجمالا گوییم که

    مانند شما خورشید و ماه و آتش را نمیپرستیم

    و این همه خدایانی که شما در زمین و آسمان دارید
    ستایش نمیکنیم ،
    بلکه یکتا خدایی را عبادت میکنیم که
    آسمان و زمین و هر چه در انهاست آفریده اوست
    این نوشته ها همربطی به موضوع مورد بحث ندارند بعلاوه وجود عناصری چون خورشید و ماه اثبات کننده زرتشتی بودن بیانکنندگان انهاست چراکه بارها در اوستا ستوده شد اند
    همچنین عاصری چون خورشید و... بدیهی هستندکه بعنوان خدا بکار گرفته شود در اوستا از عناصر مزدایی شمرده شده و نیز برای ماه و خورشید یشتهایی جداگانه وجود داردو انها در اوستا بارها ستوده شده اند
    نیز باید افزود درهیچ جای اوستا نام "اوستا" بکار نرفته است
    دلایل فوق در ادرس زیر هم ذکر شده است گویا از جناب شهاب؟
    http://forum.iranblog.com/showthread.php?35007-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA(%D8%B2%D8%B1%D8%AF% D8%B4%D8%AA)-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA/page20
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۹۰/۰۳/۰۵ در ساعت ۱۶:۰۰
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و احترام
    و عرض تشكر بابت آغاز جستاري در اين رابطه ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    این گفته از دعوای حقیر نبوده است که جناب شهاب زحمت پاسخ به انرا(!) کشیده اند بعلاوه چنین مساله ای را میتوان در روایات اسلامی با سندهایی تقریبا صحیح از حضرات معصومین یافت
    احتمال مي دادم كه بحث به اينجا كشيده شود
    پيشگيري كردم ...

    كجا معصومين گفته اند كه اوستا بر روي
    دوازده هزار پوست گاو نوشته شده ؟!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    دراینجا دو ادعا شده است 1- دباره اتشگاه یا اتشگده و2- خدای داریوش
    در مورد اول صحیح است در میان اریاییان قدیم ایران اتش پرستی رسم بوده است اما سوال اینجاست وجوذ اتشکده هایی بسبک اتشکده های ساسانی در دوره هخامنشی را باید با چه عنوان پذیرفت؟!
    اينكه آتش پرست بوده اند و يكتاپرست نبوده اند !!
    هر آتش پرستي هم الزاما زرتشتي نيست !!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    درمورد دوم صرفا ادعایی تقلیدی از پورپیرار است که درادامه شرح داده میشود
    خير سخن غياث آبادي است :
    غياث آبادي در اين رابطه مي نويسد :
    http://ghiasabadi.com/guyebaldar.html
    آشکارا دانسته می شود که نگاره گوی بالدار ارتباطی با دین زرتشتی نداشته است.
    ...ایرانیان او را با نام «اهورامزدا/ اورمزد/ هُـرمزد» می‌شناخته اند ...
    دین و ایین هخامنشیان
    اصولا اين نگاره بومي ايران نيست و تركيبي است و
    از نظر نام و نقش ربطي به زرتشت نمي تواند داشته باشد ...

    به نظرم بررسي غياث آبادي قابل مقايسه با پورپيرار نيست و
    بسيار دقيق موضوع را بررسي كرده است ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    منابع نوشته های فوق عموما برگرفته از سایتهای محتلف از جمله ویکی پدیا و بخصوص استدلالهای چند سال پیش ناصر پورپیرار است
    در مورد واژه اورمزد یا اهور مزد گویا تنها جناب پورپیرار چنین سخنانی داشته اند (از میان باستانشناسان)
    واژه اهورامزدا و اورمزد را همانطور كه گفتم
    غياث آبادي نيز استفاده نموده است و
    بر آن صحه گذاشته ...
    پس انگ بيهوده نزنيد و بحث را علمي دنبال كنيد ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    ایندومورد فکر نمیکنم ربطی به موضوع مورد بحث داشته باشد؟!
    چرا ربط دارد
    ربطش اينست كه عدم وجود كتاب را اثبات مي كند
    يعني كتابي نبوده كه كسي بخواهد بسوزاند و ببرد و بشويد !!!





    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    این نوشته ها همربطی به موضوع مورد بحث ندارند بعلاوه وجود عناصری چون خورشید و ماه اثبات کننده زرتشتی بودن بیان کنندگان انهاست چراکه بارها در اوستا ستوده شد اند
    همچنین عاصری چون خورشید و... بدیهی هستندکه بعنوان خدا بکار گرفته شود در اوستا از عناصر مزدایی شمرده شده و نیز برای ماه و خورشید یشتهایی جداگانه وجود داردو انها در اوستا بارها ستوده شده اند
    نیز باید افزود درهیچ جای اوستا نام "اوستا" بکار نرفته است
    دلایل فوق در ادرس زیر هم ذکر شده است گویا از جناب شهاب؟
    http://forum.iranblog.com/showthread.php?35007-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA(%D8%B2%D8%B1%D8%AF% D8%B4%D8%AA)-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA/page20
    (( صفت مزدیسنه که در پاپیروس های آرامی آمده
    دلیلی بر زردشتی بودن هخامنشیان نیست
    چنانکه نام اهورامزدا در سنگ نبشته ها نیز
    دلیلی بر این امر محسوب نمی شود ))
    بنونیست - دین ایرانی - صفحه 26


    اين سخن اعتبار علميش بيش از سخنان شماست ...
    اينرا نه پورپيرار گفته و نه جمهوري اسلامي تاييد يا رد كرده !!!


    اين لينك را هم كه آورديد تا كنون نديده بودم
    گويا كسي نوشته هاي بنده را از فاروم "هم ميهن"
    به آنجا انتقال داده و نقد كرده و برنده از ميدان خارج شده !!
    مي خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند ...www.shahaab.blogfa.com

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    احتمال مي دادم كه بحث به اينجا كشيده شود
    پيشگيري كردم ...

    كجا معصومين گفته اند كه اوستا بر روي
    دوازده هزار پوست گاو نوشته شده ؟!!
    این مورد را فردا اضافه میکنم

    کتاب فروع کافی جلد1صفحه 160 + بحارالانوار جلد14ص 293 :
    مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَجُوسِ أَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ فَقَالَ نَعَمْ أَ مَا بَلَغَكَ كِتَابُ رَسُولِ اللَّهِ إِلَى أَهْلِ مَكَّةَ أَنْ أَسْلِمُوا وَ إِلَّا نَابَذْتُكُمْ بِحَرْبٍ فَكَتَبُوا إِلَى النَّبِيِّ ص أَنْ خُذْ مِنَّا الْجِزْيَةَ وَ دَعْنَا عَلَى عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ فَكَتَبَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ ص أَنِّي لَسْتُ آخُذُ الْجِزْيَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ فَكَتَبُوا إِلَيْهِ يُرِيدُونَ بِذَلِكَ تَكْذِيبَهُ زَعَمْتَ أَنَّكَ لَا تَأْخُذُ الْجِزْيَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ ثُمَّ أَخَذْتَ الْجِزْيَةَ مِنْ مَجُوسِ هَجَرَ فَكَتَبَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ ص أَنَّ الْمَجُوسَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ فَقَتَلُوهُ وَ كِتَابٌ أَحْرَقُوهُ أَتَاهُمْ نَبِيُّهُمْ بِكِتَابِهِمْ فِي اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ جِلْدِ ثَوْرٍ
    سوال شد از ابوعبدالله (امام صادق) ایا مجوس را پیغمبری بوده ؟ فرمود : اری مگر نشنیدی که پیامبر به اهل مکه نامه نوشت که یا مسلمان شوید یا امده جنگ باشید .انها در پاسخ نوشتند ازما جزیه بستان و مارا بخود واگذار پیامبر در پاسخ نوشت من جز از اهل کتاب جزیه نگیرم کفار حربی مکه نوشتند پس چرا از مجوس هجر (منظور مجوس بحرین بود) جزیه میگیرید . پاسخ نوشت که انها پیامبی داشتند که اورا کشتند (زرتشت کشته شد) و کتابی داشتند که انرا سوزاندند و کتابشان بردوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود

    اينكه آتش پرست بوده اند و يكتاپرست نبوده اند !!
    هر آتش پرستي هم الزاما زرتشتي نيست !!!
    زرتشتیان از قدیم الایام عناصر گوناگونی میپرستیدند بگفته خودشان ستایش میکردند ولی خدای بزرگ انان اهورمزدا=اورمزد=هرمزد بود
    آشکارا دانسته می شود که نگاره گوی بالدار ارتباطی با دین زرتشتی نداشته است.
    ...ایرانیان او را با نام «اهورامزدا/ اورمزد/ هُـرمزد» می‌شناخته اند ...
    دین و ایین هخامنشیان
    اصولا اين نگاره بومي ايران نيست و تركيبي است و
    از نظر نام و نقش ربطي به زرتشت نمي تواند داشته باشد ...

    به نظرم بررسي غياث آبادي قابل مقايسه با پورپيرار نيست و
    بسيار دقيق موضوع را بررسي كرده است ...
    من بحثی روی نگاره نداشتم هرچند ان نگاره هم در تخت جمشید هخامنشی وجود دارد و هم در کاخ بستان ساسانی تکرار شده است

    قربانت شوم غیاثابای هم ، اهورمزد را= اورمزد قرار میدهد پس فرق کلی با ادعاهای قبلی شما دارد

    واژه اهورامزدا و اورمزد را همانطور كه گفتم
    غياث آبادي نيز استفاده نموده است و
    بر آن صحه گذاشته ...
    پس انگ بيهوده نزنيد و بحث را علمي دنبال كنيد
    غیاثابادی میگوید ایرانیان به خدا اهورمزدا =اورمزد = هرمزد، میگفتند ولی شما چیز دیگر گفتید که فوقا مسطور است
    بعلاوه بنگرید به
    http://azargoshnasp.net/Iran/ahurama...poorpiraar.htm

    چرا ربط دارد
    ربطش اينست كه عدم وجود كتاب را اثبات مي كند
    يعني كتابي نبوده كه كسي بخواهد بسوزاند و ببرد و بشويد !!!
    چند مورد از دوره ساسانی دلیل اورده شده است که سست است چون کتب مذهبی درانروزگار وجود داشته است البته اگر منکر اصل سلسله ساسانی نشوید!! و دوره ساسانیان ربطی به هخامنشیان ندارد

    (( صفت مزدیسنه که در پاپیروس های آرامی آمده
    دلیلی بر زردشتی بودن هخامنشیان نیست
    چنانکه نام اهورامزدا در سنگ نبشته ها نیز
    دلیلی بر این امر محسوب نمی شود ))
    بنونیست - دین ایرانی - صفحه 26

    خب ایشان هم گفته اند اهورمزدا و نه اورمزد ! اما اینکه هم اهورامزدا درکتیبه ها ذکر شده باشد وهم در اوستا ، دردوره ساسانی هم ذکر شده باشد بهمراه ان عناصر زرتشتی که در اوستا مکررا تکرار شده اند در کتیبه های هخامنشی نیز تکرار شده عناصری چون "مهر" :" اناهیتا" ، "برسم" و "دیو "، دلیل نشود خب چه مواردی دلیل محسوب میشوند؟

    بهتر است گفته شوذ دلیل قطی نیست ولی پسنده است چون اگر گفته شود در انجا اسمی از زرتشت نیست گوییم در دوره ساسانیان نیز کتیبه ای چنین وجود ندار د و اگر گویند نامی از اوستا نیست گوییم نتنها در دوره ساسانی بلکه در اوستا هم چنین نامی وجود ندارد
    بعلاوه اینکه هخامنشیان مردگان خود را دفن میکردند میتوان انرا دلیل بر تحریفی بودن یا تسلط متعصبین زرتشتی در دوره های بعد دانست که مردم و دولتیان را به رهاکردن انها در بیابان مجبور میکرده اند
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۹۰/۰۳/۱۲ در ساعت ۱۰:۴۶
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن

  9. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 20
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۰۲, ۱۸:۰۰
  2. √ (●̪•)...در ســـوگ پـیـامبــر خاتم النبیین (ص)
    توسط *عرفانی* در انجمن ویژه نامه های قرآنی
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۰۲
  3. ♠♠♠♠♠--- زیباییهای عاشورا ----♠♠♠♠♠
    توسط کنیز فاطمه(سلام الله علیها) در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۶, ۱۴:۴۱
  4. *** آیین های محرم در شهرهای ایران ***
    توسط ابدیت در انجمن حکومت ها ، اقوام و ملل و سنت های در قرآن
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۴, ۱۸:۳۸
  5. حرمیین عسکریین بازگشایی شد+عکس
    توسط iranproud در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۲/۰۱, ۰۸:۲۸

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود