صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خطای حضرت آدم و محرومیت تمام نسل او از بهشت!!!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    54
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خطای حضرت آدم و محرومیت تمام نسل او از بهشت!!!!




    سلام آيا با عدالت خداوند سازگار است که به خاطر خطاي حضرت آدم، تمام نسل او با محروميت از بهشت دچار اين همه مشکلات شوند؟



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۰۸ در ساعت ۲۲:۰۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط arameshe_zendeghi نمایش پست
    سلام آيا با عدالت خداوند سازگار است که به خاطر خطاي حضرت آدم، تمام نسل او با محروميت از بهشت دچار اين همه مشکلات شوند؟ :moshtagh:



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    به نام خدا

    سلام علیکم

    با تشکر عرض می شود که اولاً باید دانست که بهشتی که حضرت آدم و حوا در آن بودند بهشت آخرت نبوده؛ بلکه سرزمین بسیار خوش آب و حوا بوده که خداوند برای آنان مهیا کرده بوده است.

    ثانیاً اسکان آدم و حوا در آن باغ به عنوان حق آن ها نبوده بلکه لطفی از جانب خداوند منان بوده است.
    بنابراین نه آنان و نه هیچ کس از نسل آنان از خداوند طلبگار نیست که حتماً در چنان موقعیتی اسکان یابد.

    ثالثاً گاهی ممکن است یک پدر بر اثر یک اشتباه خود و نسل خود را از امکاناتی که در اختیار داشته محروم کند. و به همین خاطر ملامت شود و حتی مجازات شود، اما بعضی از محرومیت ها جبران ناپذیر است و این طبیعت دنیاست.
    مثلاً پدری که مال و ثروت فراوانی دارد اگر به هر علت ورشکسته شود و فرزندان و نسل بعد از او دچار فقر و تنگدستی شوند آیا خداوند مسؤول است؟

    از این ها گذشته از کجا معلوم، که اگر حضرت آدم در آن سرزمین باقی می ماند نسلی از او به وجود می آمد؟ شاید پیدایش همین نسل بر اثر آن قضایا باشد.

    و اما مسأله مشکلات، باید دانست که همه مشکلات نیز بر اثر پیروی انسان از هوای نفس و وساوس شیاطین است و اگر از خدا پیروی می کرد هیچ مشکلی برای نسل بشر به وجود نمی آمد.
    ...

    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arameshe_zendeghi نمایش پست
    سلام آيا با عدالت خداوند سازگار است که به خاطر خطاي حضرت آدم، تمام نسل او با محروميت از بهشت دچار اين همه مشکلات شوند؟ :moshtagh:



    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث اعتقادي
    با عرض سلام
    اول با گفته شود که انسانها از بهشت محرم نشدند و همه میتوانند ان را بدست بیاورند ولی بدست اوردن بهشت بر حسب تلاش خود انسانها است و بر حسب امتحان الهی و این امتحان برای تمام اهاد انسان از ادم تا اخر در نظر گرفته شده و هر کس سر بلند بیرون بیاید بهشت را کسب میکند اون درخت فقط یک بهانه و وسیله ی آزمایش بود برای سنجش میزان فرمانبرداری آدم ع و همسرش از دستوراتِ حقِ خداوند ابراهيم ع كه ايماني بسيار قوي داشت در خواب دستور داد كه پسر صالح و خوبش رو قرباني كنه به قوم موسي ع كه ايمان ضعيفي داشتند دستور داد كه براي إثبات ايمانشون گوساله اي رو قرباني كنند تا معلوم بشه کی مطیع تر و فرمانبردارتر هست
    مگر ابلیس تا درجه عزیزی بالا نرفت و حتی جزء فرشتگان نشد که مقام عالی انها را کسب نکرد باز هم امتحان شد و چون فرمان نبرد سقوط کرد برای همین خداوند در ایات 40 تا 42 سوره بقره میفرماید ای بنی اسرائیل به یاد ارید نعمت هائی که به شما عطا نمودم و به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم ......... و مابقی ایه حصرت ادم هم عهدی داشت که باید عمل میکرد تا خداوند نیز عمل کند ذریه ادم هم عهدی دارند و باید عمل کنند تا خداوند عمل کند حال باید ببینیم که فرق بین عقوبت و امتحان الهی چیست؟ اصولا از کجا باید فهمید که داریم عقوبت می شویم یا امتحان؟ در مورد آیه « وَما اَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ اَیْدِیکُمْ؛ پس هر آنچه از بلیات و گرفتاریها به سراغ شما می آید تماما اموری است که به دست خود شما کسب شده است
    بحث فرق بین عقوبت و امتحان الهی چیست مفصل است که در صورت تمایل میشود به ان هم پرداخت ولی در نتیجه گیری میشود گفت ظلمی صورت نگرفته چون هر چیزی را به بهای او میدهند و بهانه برای ان بها تلاش ماست از ادم تا اخر پس به بهانه امتحان بهای خوبی میدهند


    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۹۰/۰۳/۱۰ در ساعت ۱۶:۲۶
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ثانیاً اسکان آدم و حوا در آن باغ به عنوان حق آن ها نبوده بلکه لطفی از جانب خداوند منان بوده است.
    بنابراین نه آنان و نه هیچ کس از نسل آنان از خداوند طلبگار نیست که حتماً در چنان موقعیتی اسکان یابد
    .

    قطعا انسان نسبت به خداوند هيچ حقي ندارد نه در اين مورد نه در موارد ديگر سوال اين است كه چرا اين لطفي كه خداوند در حق حضرت آدم كرد به واسطه ي اشتباه ايشان از ساير فرزندان آدم نيز سلب شد.
    اگر حجاب ظهورت وجود پست من است
    دعا نمای که بمیرم چرا نمی آیی !!؟؟

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط d.b نمایش پست
    .
    قطعا انسان نسبت به خداوند هيچ حقي ندارد نه در اين مورد نه در موارد ديگر سوال اين است كه چرا اين لطفي كه خداوند در حق حضرت آدم كرد به واسطه ي اشتباه ايشان از ساير فرزندان آدم نيز سلب شد.
    به نام خدا

    دقت بفرمایید. لطف به شخص آدم علیه السلام تعلق گرفته است نه به نوع بشر. بنابر این لطفی نسبت به فرزندان او در کار نبوده تا سلب شود.

    ضمناً ناگفته نماند که خصوصیات بهشتی که حضرت آدم و حوا در آن ساکن شدند هرگز قابل مقایسه با بهشتی که به عنوان پاداش عمل به انسان داده می شود نیست.

    آن بهشت را شاید حتی انسان های خدا نشناس هم بتوانند با استفاده از مواهب طیعی به وجود آورند اما بهشت موعود تنها در ازاء عمل خالص عطا می شود.

    بنابراین چندان جای تأسف بابت از دست دادن آن بهشت نیست. تأسف حضرت آدم هم بابت فراموشی و غفلت از فرمان خدا بود نه از دست دادن آن بهشت.


    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    لینک: خطای آدم و سکونت ذریۀ او در زمین


    داستان آدمو حوا تمثیلی هستن،علامه طباطبایی تایید کردن که اون داستان بدلایل قطعی تمثیلی هستن
    آدمو حوا نماد بشریت ،نماد زن و مرد هستن
    همه آدما از گیاه ممنوعه ذریه (فرزند و شم جنسی) خوردن همشونم از بهشت رونده هستن تا روز قیامت، اهبطوا منها جمیعا!
    ما هم اون موقع که آدمو حوا از بهشت رونده شدن باهاشون بودیم :


    معنای هبوط آدم از بهشت:

    http://islampedia.ir/fa/1389/11/%D9%...7%D8%B4%D8%AA/

    حقيقت بهشت و جهنم چيست؟(بهشت و جهنم تمثیلیست):
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=499
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=8738&page=8



    ویرایش توسط منتقد کوچولو : ۱۳۹۰/۰۳/۱۸ در ساعت ۲۳:۳۳

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتقد کوچولو نمایش پست
    داستان آدمو حوا تمثیلی هستن،علامه طباطبایی تایید کردن که اون داستان بدلایل قطعی تمثیلی هستن
    آدمو حوا نماد بشریت ،نماد زن و مرد هستن
    همه آدما از گیاه ممنوعه ذریه (فرزند و شم جنسی) خوردن همشونم از بهشت رونده هستن تا روز قیامت، فاهبطوا منها جمیعا!
    ما هم اون موقع که آدمو حوا از بهشت رونده شدن باهاشون بودیم :


    به نام خدا

    گرچه این مطلب ارتباطی با موضوع بحث ندارد اما لازم می دانم نکاتی را عرض کنم تا این اشتباه رفع شود.

    اینکه شخص یا واقعه ای مثل و نماد شود و اینکه خداوند داستانی را به عنوان تمثیل در قرآن نقل کند منافاتی با واقعی بودن آن ندارد. خداوند در قرآن در مواضع گوناگونی به واقعیات و اتفاقات گذشته مثل زده است.
    مثل داستان قربانی آوردن هابیل و قابیل و پذیرفته شدن از یکی و عدم آن از دیگری، و مثل مثل کسانی که ایمان آوردند به زن فرعون و مریم و کسانی که کافر شدند به زن نوح و زن لوط و موارد دیگر.

    اصولاً خداوند داستان ها را در قرآن برای تمثیل و درس و عبرت آموزی نقل می فرماید و تقریباً هیچ موردی را نمی توان یافت که در خارج واقعیت نداشته باشد.

    داستان حضرت آدم و حوا برای نوع بشر مثل است و باید از آن درس گرفت. آن بهشت می تواند نماد هر نعمتی باشد که اگر انسان قدر آن نعمت را نداند از او سلب می شود. و ابلیس نماد هر شیطانی است که نوع انسان را فریب می دهد و سوسه می کند و ال آخر...

    اما اصل ماجرا واقعیتی است که اتفاق افتاده و نعوذ بالله خداوند نخواسته است داستانی دروغین برای بشر نقل کند.
    برای همین به بشر هشدار می دهد که مبادا به فتنه ی شیطان دچار شوید همانطور که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد ...
    "
    يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا ..." (اعراف 27).
    و نکته دیگر اینکه اینگونه هم نیست که همه نوع بشر از میوه ممنوعه خورده باشند . کسانی که همیشه در برابر فتنه های شیطان استقامت کنند کسانی هستند که به سرنوشت مشابه حضرت آدم دچار نشده اند.
    مانند معصومین علیهم السلام و سایر انسان های پاک و وارسته.


    ویرایش توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی : ۱۳۹۰/۰۳/۱۸ در ساعت ۱۲:۰۰
    مرگ را چیزی جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز سرشکستگی و رنج نمی دانم. (سیدالشهدا امام حسین علیه السلام)

    آخرین پاسخ های این بنده


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    همه آدما از گیاه ممنوعه ذریه (فرزند و شم جنسی) خوردن همشونم از بهشت رونده هستن تا روز قیامت، اهبطوا منها جمیعا!
    اگه مشخص بشه دقیقا معنی اون درخت یا شجره ممنوعه چی بوده شاید بفهمیم که شراکت ذریه آدم در جرم پدر مادرش چی هست

    دلیل عدم نهی آدم از شجره ممنوعه پس از هبوط

    سوره علق از سوره هایه که سجده واجب داره= آفرینش ادم و سجده او موقع افرینشش

    از طغیان انسان حرف میزنه و اینکه بسیار ناشکره، صفتی که همه آدما دارن=گناهی که ذریه ادم با آدم در اون شریکن كلا إِنّ الانسنَ لَيَطغَي(6)
    سوره علق اولین سوره ایه که بر پیامبر نازل شده،درباره آفرینش انسانه=شروع آفرینش بشر خلیفه خدا از ادمو حوا بوده

    تعلیم ندانسته ها به انسان عَلّمَ الانسنَ مَا لَمْ يَعْلَمْ(5)= تعلیم اسما به آدم علم آدم اسماء کلها

       
    سوره علق‏ بِسمِ اللّهِ الرّحْمَنِ الرّحِيمِ‏
    اقْرَأْ بِاسمِ رَبِّك الّذِي خَلَقَ(1)
    خَلَقَ الانسنَ مِنْ عَلَقٍ(2)
    اقْرَأْ وَ رَبّك الأَكْرَمُ(3)
    الّذِي عَلّمَ بِالْقَلَمِ(4)
    عَلّمَ الانسنَ مَا لَمْ يَعْلَمْ(5)
    َكلا إِنّ الانسنَ لَيَطغَي(6)
    أَن رّءَاهُ استَغْني(7)
    إِنّ إِلي رَبِّك الرّجْعَي(8)
    أَ رَءَيْت الّذِي يَنهَي(9)
    عَبْداً إِذَا صلي(10)
    أَ رَءَيْت إِن كانَ عَلي الهُْدَي(11)
    أَوْ أَمَرَ بِالتّقْوَي(12)
    أَ رَءَيْت إِن كَذّب وَ تَوَلي(13)
    أَ لَمْ يَعْلَم بِأَنّ اللّهَ يَرَي(14)
    َكلا لَئن لّمْ يَنتَهِ لَنَسفَعَا بِالنّاصِيَةِ(15)
    نَاصِيَةٍ كَذِبَةٍ خَاطِئَةٍ(16)
    فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ(17)
    سنَدْعُ الزّبَانِيَةَ(18)
    َكلا لا تُطِعْهُ وَ اسجُدْ وَ اقْترِب (19)


    تفسير سوره علق در بستر تاريخي
    http://www.askquran.ir/showpost.php?...90&postcount=4
    تفسیر سوره علق اولین سوره نازل شده:
    http://www.askquran.ir/showthread.php?p=442290

    ویرایش توسط منتقد کوچولو : ۱۳۹۰/۰۳/۱۸ در ساعت ۲۰:۰۹

  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    375
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9




    گناه حضرت ادم به عصمتش لطمه زد یا گناهی همگانی بین بشریته و همه آدما از اون درخت ممنوعه خوردن؟
    اینم مفیده:
    آیا حضرت آدم معصوم بود؟!
       
    حضرت آیت‌الله سبحانی به پرسشی پیرامون عصمت حضرت آدم و مخالفت او با نهی الهی در عدم استفاده از درخت ممنوعه پاسخ داده‌اند.

    متن پرسش و پاسخ معظم‌له که در اختیار مرکز خبر حوزه قرار گرفته به شرح ذیل است.

    *مخالفت آدم با نهى الهى در استفاده از شجره ممنوعه چگونه با عصمت وى سازگار است؟

    پاسخ: از مجموع آيات مربوط به قصه ى آدم، به دست مى آيد كه آدم با نهى خداوند از خوردن ميوه ى درخت ممنوعه، مخالفت نمود.اين حقيقت با تعبيرهاى مختلفى مانند ...ذاقَا الشَّجَرةَ... )( [1])، ( ...فَأَكَلا مِنْها... )( [2]) و ( ...عصى آدَمُ ربَّهُ... )( [3]) بيان شده است. در هر حال بزرگترين دستاويز قائلان به عدم عصمت انبياء، همين داستان آدم است چيزهايى كه مى تواند دستاويز آنان قرار گيرد، به اين شرح است:

    آدم با نهى الهى كه فرمود ...وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَة... )( [4]) مخالفت كرد ومخالفت با نهى مؤكد، موجب گناه است و با عصمت سازگار نيست.

    در پاسخ به اين دستاويز بايد توجّه نمود كه نهى الهى، بسان امر او بر دو نوع است:


    1. آمر وناهى از موضع فرماندهى، سخن مى گويند وشنونده را زير دست قرار مى دهند. در چنين شرايطى امر ونهى او، حالت مولوى به خود گرفته و در صورت مؤكّد بودن نهى، آن را مولوى تحريمى ودر غير اين صورت، مولوى تنزيهى (كراهت) ناميده مى شود. وقسمت اعظم اوامر ونواهى الهى از اين مقوله است. ومخالفت با نهى مولوى تحريمى موجب عقاب است، ولى مخالفت با نهى مولوى تنزيهى، مايه ى تيرگى روح وروان مى گردد، اما پيامدى مانند عقاب ندارد.

    2. آمر و ناهى از موضع پند و اندرز، سخن مى گويند و مى كوشند افراد را از طريق پند واندرز وتذكر لوازم طبيعى عمل، به كارى دعوت كنند ويا از آن باز دارند. در چنين شرايطى امر ونهى، حالت ارشادى به خود گرفته وپيامدى جز نتيجه ى طبيعى عمل، نخواهد داشت و عقابى هم بر آن مترتب نمى شود.

    اكنون بايد ديد نهى الهى در آيه ى ( وَلا تَقْرَبا )كداميك از دو نوع ياد شده است؟ آيا خداوند از موضع مولويت، يا از موضع ارشاد و اندرز، آدم را نهى كرده است؟ اگر از موضع نخست باشد، مخالفت با آن نهى، بر خلاف عصمت بوده و موجب گناه مى شود. ولى اگر از موضع دوّم سخن گفته باشد، سرپيچى جز نتيجه ى طبيعى عمل، پيامد ديگرى نخواهد داشت و موجب گناه ومخالف عصمت نخواهد بود.

    در آيات مربوط به نهى از شجره، قراينى وجود دارد كه به روشنى مى رساند لحن سخن، نصيحت گرانه بوده نه لحن مولويت، واينك قراين:

    1. در سوره ى (طه) آنگاه كه خداوند او را از اين كار باز مى دارد مى گويد:

    ( ...ياآدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوجِكَ فَلايُخْرِجَنَّكُما مِنَ الجَنَّةِ فَتَشْقى * إِنَّ لَكَ ألاّ تَجُوعَ فِيها وَلاتَعْرى * وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُاْ فِيها وَ لا تَضْحى ).( [5])

    «گفتيم اى آدم اين (شيطان) دشمن تو و همسرت مى باشد، مبادا شما را از بهشت بيرون كند كه به شقاوت و بدبختى مى افتيد(اكنون اين نعمت در اختيار توست) نه هرگز در بهشت گرسنه مى شوى و نه برهنه مى مانى.»

    اين سه آيه، جانشين جمله اى است كه در سوره ى بقره آمده است:

    ( ...وَلاتَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرةَ فَتَكُونا مِنَ الظّالِمينَ ).( [6])

    «به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمگران خواهيد بود».

    با توجّه به وحدت هدف دو آيه، مقصود از ظلم، يك عمل بى جاست، نه قانون شكنى وتعدّى به حريم غير.

    مفاد آيه ى دوّم را مى توان از آيات سه گانه ى سوره ى طه به دست آورد. آيات سه گانه حاكى است كه لحن كلام الهى، لحنى كاملاً ناصحانه بوده نه نهى مولوى. چه لحن مشفقانه اى بالاتر از اينكه گفت:

    الف إنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوجِكَ ).

    ب: ( فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ ).

    ج: ( فَتَشْقى ).

    اين جمله ها حاكى است كه پيامد نهى، خروج از بهشت و ورود در دار مشقت وتعب وزحمت دنيا بوده است. آنگاه با بر شمردن نعمتهاى موجود در بهشت، مشقتها و رنجهاى دنيوى ـ كه همان گرسنگى وبرهنگى وتشنگى وآفتاب زدگى است ـ روشن مى شود.

    بنابر اين با توجه به اين جمله ها بايد گفت ولا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ ) سخن ناصحانه ومقصود از ( ظالمين ) همان كارِ بى مورد است كه نتيجه اى جز مشقت وزحمت ندارد.

    2. قرينه ى ديگر بر اينكه خدا در مقام نصيحت وپند بوده، نه نهى مولوى، گفتار خود شيطان است كه خدا از او چنين نقل مى كند:

    ( وَقاسَمَهُما إنِّى لَكُما لَمِنَ النّاصِحينَ ).( [7])

    «شيطان براى آنان سوگند ياد كرد كه من براى شما ناصحى مشفق هستم.»

    گويى از كلام خدا نصيحت را اقتباس كرده وكلام خود را در آن قالب ريخته است.

    3. آنگاه كه آدم وحوا، از ميوه ى درخت چشيدند ولباسهاى بهشتى آنان فرو ريخت، خدا آنان را ندا كرد وگفت:

    ( ...أَلَمْ أنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ ).( [8])

    «آيا من شما را از آن درخت نهى نكردم وبه شما نگفتم كه شيطان براى شما دشمنى آشكار است؟» اين سخن مى رساند كه هدف از نهى، اين بود كه چنين پيامدى، دامنگير آنان نشود. آنگاه كه نتيجه ى عمل خود را ديدند، ندايى ناصحانه و مشفقانه، به گوششان رسيد كه آيا من نگفتم نخوريد؟ آيا من نگفتم كه شيطان دشمن شماست؟

    4. قرآن در تعبير سرنوشت آدم وحوا، چنين مى گويد:

    ( فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْهَا فَأَخْْرَجَهُما مِمّا كانا فِيهِ... ). ( [9])

    «شيطان آن دو نفر(آدم و حوّا) را لغزانيد و آنان را از آن نعمتى كه در آن بودند بيرون كرد.»

    نتيجه اين شد كه دستشان از آن نعمت كوتاه شد، گويى آنچه كه بنابود نشود، شد.

    مجموع اين قراين، مى تواند گواه بر اين باشد كه اين نهى، حالت ارشادى داشته است. البته كسانى كه بخواهند اين نهى را مولوى تنزيهى (كراهتى) به حساب آورند، با تأكيداتى كه در آيه آمده است، سازگار نيست.

    برخى هم براى اثبات اينكه اين مخالفت، معصيت نبوده، گفته اند كه: اگر حقيقتاً آن مخالفت گناه بوده، بايد توبه اثر آن را از بين ببرد وآدم وحوا پس از توبه كردن، به بهشت باز گردند.( [10]) در پاسخ اين گروه بايد گفت كه توبه فقط مؤاخذه را رفع مى كند، نه اثر وضعى عمل را. و خروج از بهشت يك اثر وضعى بوده، نه مؤاخذه ى الهى.

    *عصمت و لغزش آدم

    در سوره ى بقره در بيان كيفيت عمل آدم و حوّا جمله ى ( فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ )وارد شده است، ممكن است گفته شود كه عصمت با لغزش چگونه سازگار است؟


    پاسخ اينكه همان گونه كه مخالفت با نهى مولوى، لغزش حساب مى شود، مخالفت با نصيحتِ ناصح نيز، لغزش قلمداد مى گردد.

    *عصمت و جمله ى ( ظَلَمْنا أنْفُسَنا )( [11])

    اين گفتار آدم و حوّا به هنگام ندامت نيز، دستاويز مخالفان عصمت شده ومى گويند: او چگونه معصوم بود با اينكه اعتراف به ظلم كرده است؟ پاسخ اين است كه واژه ى ظلم، در لغت عرب به معناى تجاوز از حد وقرار دادن چيزى، در غير محل خود( [12]) است وكار آدم (هر نوع تفسير كنيم) يك نوع تجاوز از حد وكار بى مورد بوده است و اين غير از آن است كه بگوييم: آدم قانون الهى را شكست ودر زمره ى گنهكاران در آمد. از اين بيان مى توان به مفاد جمله ى ( فَتَكُونا مِنَ الظالِمينَ ) نيز كه در سوره ى بقره آيه ى 35 آمده است پى برد. آرى در اصطلاح امروز ظالم وستمگر، فرد قانون شكنى است كه به حدود الهى تجاوز كرده ويا حقوق ديگران را، پايمال نموده است. آياتى كه به نكوهش از ظالم مى پردازد، اين نوع از ظالمها را مطرح ساخته اند، اگر چه «ظلم» در لغت عرب مخصوص اين نوع نيست چه آنكه شاعر عرب زبان، فرزند حاتم طايى، سخاوتمند معروف عرب را چنين تعريف مى كند:

    وبأبه اقتدى عديّ فى الكرم *** ومن يشابه أبــه فمـا ظلم

    «عدى به پدر خويش (حاتم) اقتدا نموده است وهر كس شبيه پدر خود باشد، ستم نكرده است.» مقصود اين است كه آفرينش او كاملاً آفرينش مطلوب بوده وكار بى جايى نكرده است.

    اين مطلب در صورتى روشنتر مى شود كه بدانيم: در باره ى آدم، مسأله ى ظلم به نفس مطرح است وظلم به نفس در قرآن، مقابل انجام كار بد قرار گرفته است. چنانكه مى فرمايد وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُوراً رَحيماً ). ( [13])

    *عصمت و الفاظ: «عصى»، «غوى» و«تاب»

    برخى فريب معناى متبادر امروزى اين الفاظ را خورده وتصور كرده اند كه آدم، كارى بر خلاف عصمت انجام داده است. در حالى كه هيچ يك از اين الفاظ ـ با توجه به معناى ريشه اى آنها نه متبادر امروزى ـ گواه بر معصيت او نيست.

    1: عصيان، در لغت عرب، به معنى مخالفت است. شتر بچه اى كه از مادر خود جدا شود در لغت عرب،«عاصى» مى نامند و اين نشان مى دهد كه هر مخالفت، در اصطلاح گناه نيست;زيرا آنجا كه انسان سخن ناصح خود را نشنود، مى گويند: با گفتار او مخالفت كرد، در حالى كه او گنهكار خوانده نمى شود.( [14])

    2: لفظ «غوى» در لغت عرب به معناى خسارت وزيانكارى، حرمان ونوميدى، ضلالت وگمراهى، به كار مى رود وشما هر كدام از اين معانى را انتخاب كنيد، مستلزم گناه نيست. فرض كنيد «غوى» از «غيّ» به معنى ضلالت، مقابل «رشد» گرفته شده است، چنانكه مى فرمايد ...قَدْ تَبَيّنَ الرُّشْدُ مِنَ الغَيِّ... )( [15]) ولى كار بر خلاف رشد، اعم از گناه است. فردى كه سخن ناصح خود را در قلمرو تحصيل يا كار وكسب، يا ازدواج وتشكيل خانواده، گوش نكند، مسلّماً به خاطر نرسيدن به نتيجه ى مطلوب، گمراه خواهد بود نه گناهكار.

    هر كس داستان آدم را بادقّت مطالعه كند ـ كه خدا او را به عنوان «خليفه» در روى زمين آفريد و اسما را به او آموخت و او را معلّم فرشتگان قرار داد و به همگان گفت تا بر او سجده كنند وشيطان را به خاطر سرپيچى از تكريم او طرد كرد، آنگاه در يك محيط سرشار از نعمت سكنى داد وتذكراتى در باره ى عداوت شيطان به او داد، سپس متوجّه شود كه او فريب شيطان را خورد و از ميوه ى آن درخت تناول كرد ـ مى گويد او به خاطر از دست دادن اين همه مواهب، خاسر وزيانكار گرديد وسرمايه ى خود را تباه ساخت ودر مسير رشد گام بر نداشت.

    3. توبه ى آدم نيز، يكى ديگر از دستاويزهاى مخالفان عصمت است. در حالى كه توبه، اعم از صدور گناه است. چه بسا انسان، كارى را انجام مى دهد كه مناسب با مقام او نيست; سپس پشيمان مى شود واز آن توبه مى كند. مقام وموقعيت آدم ايجاب مى كرد كه ـ با آن همه مقدمات ـ عهد الهى را فراموش نكند. اكنون كه كارى دور از شأن خود انجام داده ـ هر چند ذاتاً عمل حرامى نبوده است ـ شايسته است كه نادم وپشيمان شود وتوبه كند. پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) در روايتى چنين آمده است: «إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) كَانَ يَتُوبُ إِلَى اللّهِ عزَّ وجَلَّ كُلَّ يَوْم مِنْ غَيْرِ ذَنْب». ( [16])

    *عصمت و لفظ غفران

    در داستان آدم، مسأله ى غفران نيز دستاويز ديگرى است براى مخالفان عصمت انبياء كه در قرآن چنين آمده است:

    ( ...وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ ).( [17])

    اين گونه تعبيرها، با توجه به عظمت مقام وكار غير متناسب با آن بى مورد نيست، ولى هرگز دليل بر گناه نمى باشد. انسانهاى وارسته وبزرگ، به هنگام ترك اولى، آنچنان به تضرع و زارى مى افتند، كه گويى گناه بزرگى را مرتكب شده اند. آرى ترك اولى، از يك عارف، نسبت به معرفت او گناه عرفانى است، هر چند گناه شرعى نيست. شايسته بود آدم،در برابر آن لطف عظيم،خجل وشرمنده شود واظهار ندامت كند وراه توبه را پيش گيرد ومصمم باشد كه جز خدا سخن كسى را نپذيرد.
    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


    [1] . اعراف/22.

    [2] . طه/121.

    [3] . طه/121.

    [4] . اعراف/19.

    [5] . طه/117 ـ 119.

    [6] . بقره/35 و اعراف/19.

    [7] . اعراف/21.

    [8] . اعراف/22.

    [9] . بقره/36.

    [10] . الميزان: ج1، ص132، چاپ تهران.

    [11] . اعراف/21.

    [12] . لسان العرب: ماده ظلم.

    [13] . نساء/110.

    [14] . در لسان العرب مى گويد: العصيان خلاف الطاعة، العاصي: الفصيل إذا لم يتّبع اُمّه (ج10، ص167)

    [15] . بقره/256.

    [16] . سفينة البحار، چاپ جديد، ج6، ص 661 ـ 662 .

    [17] . اعراف/23.

    ویرایش توسط منتقد کوچولو : ۱۳۹۰/۰۳/۱۸ در ساعت ۲۳:۳۶

  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    نقل قول نوشته اصلی توسط d.b نمایش پست
    قطعا انسان نسبت به خداوند هيچ حقي ندارد نه در اين مورد نه در موارد
    سلام برهمه دوستان
    انسان را خدا افریده است . و انسانها در امدن به این دنیا و افریده شدن هیچ نقشی نداشته اند .
    سپس خداوند برای این انسانی که افریده قوانین و مقررات تعیین کرده است و بهشت و جهنم ساخته است .
    حال انسانی که به بهشت می رود از خدا راضی و خشنود است .
    اما انسانی که به جهنم می رود چی ؟ ایا او هم از خدا خشنود است ؟
    ایا او نمی تواند در قیامت اعتراض کند و بگوید خدایا من اصلا نمی خواستم افریده بشم تا عاقبتم این باشه ؟
    ایا خدایا از من اجازه گرفتی منو افریدی ؟ و حالا هم داری مجازاتم می کنی ؟
    ایا انسان در اینجا صاحب حق و اعتراض نمیشود ؟ که ناخواسته بدنیا امده ؟
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود