جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا اسلام تمايل دارد كه قضيه روح سربسته بماند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    94
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا اسلام تمايل دارد كه قضيه روح سربسته بماند؟




    چرا اسلام تمايل دارد كه قضيه روح سربسته بماند؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۰ در ساعت ۱۶:۲۲

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    یکی از موضوعاتي كه در آیات قرآن مطرح شده، مسأله«روح» است؛ اين لفظ در قرآن 21 بار به اشکال گوناگون بیان شده و دارای مصاديق یا مفاهيم مختلفی می باشد.

    پرسش بحث ظاهرا برگرفته از اين آيه شريفه از سوره اسراء است که گروهی از پیامبر اسلام پرسیدند که:

    و يسئلونك عَن الرُّوحِ قُل الرُّوحُ من أَمر رَبّي»[1]
    از تو درباره حقيقت روح پرسش می کنند، بگو: روح از سنخ امر پروردگار من است

    علاّمه طباطبايي ـ رحمة الله عليه ـ در الميزان ذیل آیه مذکور می فرمايند:
    منظور از «
    قل الروح من امر ربی» ، اين نيست كه اين امر مربوط به خداست و شما در نمي يابيد بلكه اين پاسخ قرآن، يك پاسخ كامل است؛ يعنی در جواب سؤال كنندگان می گويد: روح حقيقتی است كه تنها از طريق امر خدا به وجود مي آيد، يعنی وجودی است كه متوقف بر مادّه و مادّيات نيست و از سنخ ديگری است كه فقط با امر الهی موجود می گردد.

    خداي سبحان برای روشن كردن و واضح نمودن حقيقت روح فرموده: «قل الروح من امر ربي» ، بنابراین ظاهر از كلمه «من» اين است كه حقيقت جنس روح را معني می كند؛ یعنی: روح از جنس و سنخ امر است و امر خداوند همان ايجاد اوست و ايجاد او همان فعل مخصوص به اوست، بدون اين كه اسباب مادّی در آن دخالت داشته باشند و اين همان وجود مافوق نشأه مادّی و ظرف زمان است و روح از سنخ امر و ملكوت است.

    خدای سبحان، امر روح را به اوصاف مختلفي توصيف فرموده؛ از جمله توصیف به «تنهایی» مانند:

    «يوم يقوم الروح و الملائكة صَفَاً»[2]
    روزی كه آن فرشته بزرگ روح القدس با همه فرشتگان صف زند.

    از كلام خداي سبحان چنين برمي آيد كه اين روح گاهی با ملائكه است؛ مانند:

    «نزل به الروح الامين علي قلبك»[3]
    جبرئيل نازل گردانيد و آن را بر قلب تو فرود آورد

    «قل نزّله روح القدس»[4]
    تو بگو اين آيات را روح القدس از جانب پروردگار من به حقيقت و راستي نازل كرد.

    و گاهی آن حقيقتی است كه در عموم آدميان نفخ و دميده می شود:

    «ثم سَوّيهُ و نَفخ فيه من روحه»[5]
    سپس تمام كرد او را و دميد در او از روح خود

    نيز فرمود:

    «فاذا سوّيتُهُ و نفخت فيه من روحي»[6]
    پس هنگامي كه تمام كرد او را دميدم در او از روح خودم.

    وگاهی به آن حقيقتی اطلاق شده كه در حيوانات و نباتات زنده وجود دارد و پاره ای از آيات، به اين معنا اشاره دارد؛ يعنی زندگی حيوانات و نباتات را هم «روح» ناميده زیرا حيات و زندگی داشتن، متفرع بر داشتن روح است:

    «و ما أوتيتم من العلم الاّ قليلاً» [7]
    آن علم به روح كه خداوند به شما داده اندكی از بسيار است

    زيرا روح موقعيّتي در عالم وجود دارد و آثار و خواصی در اين عالم بروز مي دهد كه بسيار بديع و عجيب است و شما از آن بی خبر هستيد» [8]

    نتيجه اینکه:
    اگر خدای سبحان به نبي مكرم اسلام فرمود:
    «قل الرّوح من امر ربي»
    بگو كه روح از امر پروردگار من است
    این به این معنا نيست كه مي خواهد قضيه روح سربسته بماند بلكه در مقام بيان حقيقت روح این عبارت را ذکر کرده است که توضیحش گذشت.


    منابع براي مطالعه بيشتر:

    1. ترجمة تفسير الميزان، ج3، سيد محمد باقر موسوي همداني، ذيل آية 85 سورة اسراء دفتر انتشارات اسلامي.
    2. اصالت روح از نظر قرآن، استاد جعفر سبحانی، نشر مؤسسه تحقيقاتی امام صادق ـ عليه السّلام ـ
    3. معارف قرآن، (3 ـ 1) درسهای استاد مصباح يزدی، انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمينی.
    4. شرح منظومه، ج 5، با تعليقه علامه حسن زاده آملی.



    پی نوشت
    ----------------------------
    [1] . اسراء،‌آيه 85.
    [2] . سورة نبأ، آية 38.
    [3] . سورة شعراء، آية 193.
    [4] . سورة نحل، آيه 102.
    [5] . سورة سجده، آية 9.
    [6] . سورة حجر، آية 29، ص آية 72.
    [7] . اسراء،‌آيه 85.
    [8] . ترجمه تفسير الميزان، ج 13، ص 276 ـ 272، سيد محمد باقر موسوی همدانی
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ در ساعت ۱۱:۳۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    116
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    با تشکر انسان فقط چیزهایی را که اندر عوالم محسوسات می تواند از آن بوسیله حواس خود اطلاعات کسب کند و بوسیله عقل خود تجزیه و تحلیل کند را می فهمد و خارج از آن را نمی تواند درک کند و اینگونه مسائل در قرآن ایمانی است یعنی فقط باید به آن ایمان آورد اما چگونگی آن را نمی توان فهمید.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرید 1 نمایش پست
    سلام
    با تشکر انسان فقط چیزهایی را که اندر عوالم محسوسات می تواند از آن بوسیله حواس خود اطلاعات کسب کند و بوسیله عقل خود تجزیه و تحلیل کند را می فهمد و خارج از آن را نمی تواند درک کند و اینگونه مسائل در قرآن ایمانی است یعنی فقط باید به آن ایمان آورد اما چگونگی آن را نمی توان فهمید.
    محدود کردن مدرکات انسانی (علومی که انسان درک می کند) به حواس ظاهری و تجزیه و تحلیل عقلی ناتمام است.

    در یک نگاه کلی،
    بخشی از علوم را با حواس پنجگانه و با آزمون تجربه و خطا در می یابیم.
    بخشی دیگر را با استدلال های عقلی و با ابزار فکر و اندیشه بدست می آوریم.
    بخشی دیگر را با طهارت روح و رشد قوای روحانی و شهود باطنی بدست می آوریم (که در آیات مختلف از جمله سوره تکاثر هم بدان اشاره شده است).

    پذیرش ایمانی یک مطلب اعتقادی، در جایی صحیح و قابل طرح است که اصل و مبنای مطلب با دلایل برهانی و یقین آور اثبات شده باشد؛ به عنوان نمونه:

    وقتی با مشاهده اعجاز موسای کلیم (ع) برای معاصرین ایشان ثابت و قطعی شد که موسی پیامبر و فرستاده پروردگار سبحان است، از آن پس دیگر هر آنچه که آنها به عنوان وحی از زبان موسای کلیم می شنیدند را به عنوان دلیل نقلی معتبر (که اصل اعتبارش را مدیون دلیل محکم عقلی است) باید می پذیرفتند و چون چرا هم نداشت.

    در مورد قرآن کریم هم وضع به همین منوال است؛ یعنی بعد از اثبات نبوت پیامبر اکرم (ص) و آسمانی بودن آیات کریمه قرآن، آنگاه سخن از پذیرش ایمانی می شود؛ مثال این قسمت هم کیفیت وحی است. اصل نبوت و امکان وحی قابل اثبات عقلی است و در جای خود در مباحث کلامی مفصل بدان پرداخته شده اما کیفیت دقیق وحی برای ما چندان مشخص نیست! یعنی می دانیم که یک انسان متعالی دامکان دارد با واسطه فرشته وحی یا بدون واسطه او با خدای سبحان ارتباط برقرار کند، اما اینکه این ارتباط چه هویتی دارد و به چه صورت تحقق می یابد، کیفیت دقیقش برای ما مشخص نیست. (نمونه ها متعدد است و در مثال مناقشه نیست).
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۸:۴۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود