صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا غرب با احکام اسلام مجادله می کند

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا غرب با احکام اسلام مجادله می کند




    با عرض سلام
    با بررسی سیر تاریخ اروپا و آمریکا شاهد هستیم که مردمان این کشورها بخصوص دولتها سعی کرده اند به نوعی بر خلاف احکام اسلامی قانون گذاری کنند 0
    و سعی دارند که به قوانین اسلامی ایراد بگیرند و به مجادله با انها بر خورد کنند 0

    در این تایپیک سعی می کنم به یاری خداوند متعال علت مجادله با ایات قران و دستورات اسلامی توسط غرب را بررسی کنم 0

    مثلا شاهد هستیم که احکام در مورد زنان در مورد حجاب در مورد شهادت دادن زنان و غیره را دارای ایراد بدانند و در صدد هستند با قانونی کردن هم جنس گرایی ارزش کلام خدا در مورد فحشا را کم کرده و احترام قران را از روش مجادله کم کنند .

    بعضا شاهد هستیم که مسلمانان تحت تاثیر قرار گرفته و خلاصه اشفته بازاری درست شده که متاسفانه بعضی از جوانان و زنان را متاثر سازد 0

    و در نهایت هدفم این است که روشن سازم که این محادلات دوستی و اصلاح گری نیست بلکه ایجاد فتنه و گرفتاری مردم در منجلاب بدبختی است بدون اینکه کم ترین عاطفه ای از رنج مردم در انها ایجاد شود.


    کارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآن

    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۰ در ساعت ۱۵:۴۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قبل از اختراع ماشین ارتباط بین مردم دنیا بسیار محدود بوده است و تبادل افکار بین مردم دنیا ناچیز
    اما با اختراع ماشین ارتباط بین مردم جهان بیشتر شد و اخیرا با تکنولو ژی ارتباطات مانند رسانه های رادیویی ارتباط بین مردم جهان باز هم رو به فزونی گذاشت
    مثلا کشورها برای سایر کشورها با ارسال امواج رادیویی به زبان کشور دیگر افکار و ایده های خود را به مردم آن جا انتقال می دادند و هر شخصی با داشتن یک گیرنده رادیو می توانست این امواج را دریافت کند کم کم این امواج رادیویی پیشرفته تر شد و با ساخت کامپیوتر و ارتباط کامپیوترها از طریق خط تلفن نه اینکه دولتها می توانند افکار خود را انتقال دهند بلکه مردم جهان نیز قادر شدند ایده هاو افکار خود را با سایر مردم جهان در میان بگذارند.
    که این روند روز به روز در حال متکامل شدن است
    مثلا با افزایش سرعت تبادل اطلاعات از طریق اینترنت می توان کنفرانسهایی را ایجاد کرد که افراد در نقاط مختلف جهان صدا و تصویر خود را مبادله کنند و این صدا و تصویر ضبط هم میتواندبشود
    چون انسان موجودی القا پذیر است هر مکتب فکری ای سعی می کند با القا افکار خود دیگران را با خود هم سو کند
    وقتی فضا بسته باشد یک ایده می تواند با القا فکر خود جامعه خود را تربیت کند اما وقتی فضا باز باشد ایده ها نقد می شود و با القائاتی این ایده تقویت یا تضعیف می شود
    مثلا فردی که50سال قبل در محیط ایران زندگی می کرده است اگر می شنید کسی به خدا توهین می کند چنان برایش باور ناپذیر بود که شوکه می شد و لحظاتی مات و مبهوت می ماند اما با رسیدن انواع صداها به گوشش دیگر مبهوت نمی شود اگر افرادی بگویند که مثلا خدا وجود ندارد. برایش عادی است.
    زیرا تا قبل از این انچه در مدرسه و مسجد و بازار و خانواده می شنید بحث خدا و دین بود هر روز بارها کلمه خدا و تاثیر خدا در زندگی را می شنید و باورش شده بود که اعتقاد به خدا جزو لاینفک دنیا است
    قبل از اینکه به علل مجادله غرب و حامیان افکار غربی در سایر نقاط جهان با اسلام بپردازم اشاره کنم به دو دسته از افراد دسته ای که تلقین در انها اثر گذاشته و فرهنگ انها را پذیرفته اند و گروهی که مقاومت می کنند
    در اینجا مرز بندی هایی هم وجود دارد مثلا خانمی که نماز می خونه و مد غربی در لباس و حجاب را پذیرفته چه تحلیلی دارد
    که این بحث را به بعد موکول می کنم برای شروع در مورد چرا غرب با قوانین اسلام مجادله می کند مناسب تر می پندارم.
    بهتر است بحث را از ایده انها با نام برابری زن با مرد شروع کنیم انها می گویند اسلام با قوانینی این برابری را نقض کرده است ابتدا باید مشخص کنیم که اصولا ایا زن برابر با مرد است چون اگر زن برابر با مرد نباشد دیگر نباید از خود دفاع کنیم مثلا یکی می گه در ایران ورزشکار ی که در مسابقه دو فعال هست مساوی با ورزشکار ی است که فوتبال بازی می کند نیست سوال این است که ایا این دو ذاتا مساوی هستند اگر مساوی هستند ایرادی که گرفته اند بجا است و اگر برابر نیستند دیگر نیازی به بحث در این مورد نداریم .
    ولی اگر برابر هستند باید بررسی کنیم که چرا برابری نقض شده است و کجا و انوقت مواردی که نقض شده را اصلاح کنیم تا برابری بدست بیاد .




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    بهتر است بحث را از ایده انها با نام برابری زن با مرد شروع کنیم انها می گویند اسلام با قوانینی این برابری را نقض کرده است ابتدا باید مشخص کنیم که اصولا ایا زن برابر با مرد است چون اگر زن برابر با مرد نباشد دیگر نباید از خود دفاع کنیم


    سلام
    اگر می خواهید ثابت کنید زن با مرد برابر نیست . اینکه اثبات نمی خواهد بله زن از نظر بدنی و جسمی با مرد برابر نیست و هرکدام ویژگیهای خاص خودشان را دارند .
    اما از نظر عقلی و انسانی و شخصیتی بله هردو برابر هستند . و این برابری حکم می کند از نظر حقوق اجتماعی نیز برابر باشند . و هر گونه نابرابری در این موارد ظلم به زن می باشد . و غرب نیز داعیه برابری حقوق اجتماعی برای زنان و مردان را دارد .
    یک موردی که واقعا باعث یاس و سر خوردگی زن مسلمان می شود این است که بعضی ها می گن شهادت زن قبول نیست !!!!!!!!!!!!
    چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟
    این واقعا بزرگتریت توهین به زن و شخصیت او می باشد .
    می بخشید که زود پست زدم اگر پستم نا بجا است بگین تا حذفش کنم .
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط اشک خدا نمایش پست
    یک موردی که واقعا باعث یاس و سر خوردگی زن مسلمان می شود این است که بعضی ها می گن شهادت زن قبول نیست !!!!!!!!!!!! چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟ این واقعا بزرگتریت توهین به زن و شخصیت او می باشد .
    با عرض سلام
    باید روشن شود که چرا قران چنین حکمی را داده است البته شهادت زن مورد قبول است شهادت دو زن در صورتی که مردی در محل نباشد

    وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ

    این بخشی از ایه 282 سوره بقره است که در مورد معاملات که از مردم می خواهد این نکات را رعایت کنند مثلا دومرد شاهد ماجرا باشد و اگر دومرد نبود یک مرد و دو زن شهادت دهد فلسفه این دو زن نیز این است که اگر یکی از دو زن به علتی شهادت درستی نداد دیگری یاد اوری کند یا تذکر دهد که ماجرا از چه قراری است

    یا شاید یک زن توسط مرد فریب بخورد و گمراه شود اما مرد نمیتونه هر دو زن را گول بزند که این مورد باید واکاوی شود
    ویرایش توسط رنگ خدا : ۱۳۹۰/۰۳/۱۳ در ساعت ۱۶:۰۱


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفکر لیبرال غربی با برخی از احکام اسلامی مخالف است همانند آزادی همجنس بازی چرا که با معیارهای آنها همخوانی ندارد ولی برخی از احکام اسلامی هم هستند که غربیها مخالفند ولی در حقیقت این احکام اسلامی نیستند بلکه بعدها وارد اسلام شده اند از جمله این احکام می توان به سنگسار زناکاران ، ازدواج مرد با چهار زن بدون در نظر گرفتن اینکه ازدواج با چهار زن تنها در صورتی مجاز است که سرپرستی یتیمان مد نظر باشد ، کشتن مرتدین و غیره اشاره کرد. ضمنا برخی احکام اسلامی هم هستند که غربیها در خصوص آنها توجیه نشده اند همانند شهادت دو زن به جای یک مرد که قبلا مطلبی را در این خصوص در تاپیکی دیگر ارائه کردم که عینا آورده می شود :
    نظر خانم کوین از بانوان نومسلمان هلندی در این خصوص به شرح زیر است که من آن را ترجمه و تلخیص کرده ام:
    ما زنان از فشارهای روانی ادواری که هر ماه تجربه می کنیم و علائم اوایل حاملگی ، افسردگیهای پیش از زایمان و پس از زایمان ، پدیده یائسگی ، مشکلات روانی و فیزیولوژیکی ناشی از عدم حاملگی ، و مشکلات فیزیولوژیکی پس از زایمان زودرس آگاهی داریم.
    تحت این شرایط است که زنان می توانند فشارهای روانی فوق العاده ای را تجربه کنند که باعث عدم تمرکز ، کندذهنی و افت حافظه کوتاه مدت می شود. بیایید این موارد را کمی مشروح تر با ارجاعات علمی از دنیای علم بررسی کنیم." پی ام تی" اصطلاحی فراگیر برای بیش از 140 نشانه بیماری مختلف است که باعث ناشادی و غمگینی در بسیاری از زنان می شود و متعاقبا این حالت به خانواده آنها تسری می یابد.
    در مجله روانپزشکی عملی آمده است : چهل در صد از زنان از سندرم پیش از پریود به نوعی رنج می برند و زندگی برخی از آنها مختل می شود. دکتر ویلیامز رهنمودهایی را در خصوص چگونگی مورد شناسایی قرار دادن بیماران در معرض خطر ارائه داده و درمان مناسبی را نیز پیشنهاد داده است.
    دکتر جرج بیمنت می گوید : 80 درصد اززنان دردوره های پیش از پریود از ناراحتیهای سینه و شکم رنج می برند ولی تنها ده در صد از آنها به پزشک مراجعه می کنند که آن هم به علت شدت درد است.
    درمجله طب روانشناسی از انتشارات دانشگاه کمبریج می خوانیم : تحقیقات نشان می دهد که در دوره های پیش از پریود احتمال تاثیرات منفی گوناگون افزایش می یابد که می توان به موارد زیر اشاره کرد : تحریک پذیری ، افسردگی ، تنش ، اضطراب ، غمگینی ، عدم احساس امنیت ، بیحالی و رخوت ، احساس تنهایی ، خستگی ، گریستن ، و تغییر رفتار.
    دکتر شریوز می گوید : کاهش قدرت تمرکز و حافظه از جنبه های آشنای سندرم پیش از پریود است. البته این بدان معنی نیست که زنان از نظر ذهنی دارای کاستی هستند بلکه بدین معناست که قوای ذهنی انها در زمانهای معینی در چرخه بیولوژیکی تحت تاثیر قرار می گیرد. حدود هشتاد در صد از زنان تا حدی از تغییرات پیش از پریود خود آگاهی دارند ، چهل درصد از آنها به صورت معتنابهی آشفته و پریشان می شوند ، و ده تا بیست درصد از آنها عملا ناتوان می شوند.

    بعلاوه زنان با افسردگیهای پیش و پس از زایمان مواجه هستند که علائم ناشی از آنها به صورت طبیعی ذهن را تحت تاثیر قرار داده و خواب آلودگی و اختلال حافظه را افزایش می دهد.
    دکتر زاگوفسکی می گوید: ده تا پانزده درصد از زنان پس از زایمان دچار افسردگی می شوند. این مادران انواع علائم را تجربه می کنند ولی اضطراب ، به ویژه برای بچه ، تحریک پذیری و خستگی مفرط بیشترمعمول هستند. اشتها معمولا کاهش می یابد و مشکلات قابل ملاحظه ای در خوابیدن روی می دهد. مادران علاقه خود را به چیزهایی که پیش از تولد بچه به آنها علاقمند بودند از دست می دهند و پی می برند که قدرت تمرکز آنها آسیب دبده است. آنها غالبا به صورت غیر منطقی احساس گناه می کنند و خودشان را به این علت که زنان و مادران بدی هستند سرزنش می کنند.

    دکتر جنیفر در خصوص یائسگی می گوید: یائسگی با علائم ناتوان کننده ای همانند عرق شبانه ، خواب آلودگی ، تحریک پذیری ، تغییر رفتار ، افت حافظه کوتاه مدت ، میگرن ، سردرد و اضافه وزن و غیره شروع می شود.
    همچنین این حقیقت که زنان در مقایسه با مردان بیشتر حساس و عاطفی هستند را نباید از نظر دور داشت.
    در سایه یافته های علمی که به برخی از آنها اشاره شد می توان به مفهوم این آیه پی برد:
    ( 2.282 ) . . .واسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى . . . : . . . و دو گواه از مردانتان به گواهى بگيريد، و اگر به دو مرد دسترسى نبود، يك مرد و دو زن از گواهانى كه خود شما ديانت و تقوايشان را مى‏پسنديد، تا اگر يكى از آن دو يادش رفت ديگرى به ياد او بياورد . . .

    ضمنا شایان گفتن است که این مورد خاص تنها در خصوص مسائل مالی است و تسری آن به همه موارد از جمله شهادت در قتل , دزدی و غیره ناصواب است.


  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۰
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    یا شاید یک زن توسط مرد فریب بخورد و گمراه شود اما مرد نمیتونه هر دو زن را گول بزند که این مورد باید واکاوی شود
    ببینید البته حقیر تسلیم کلام خدا هستم ،بنده ای اویم ،ولی این توضیح کفایت نمیکند چون همه مامکرزنان دیده ایم یک زن 2 مرد را نیز فریب میدهد.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط لاچینی نمایش پست
    دکتر شریوز می گوید : کاهش قدرت تمرکز و حافظه از جنبه های آشنای سندرم پیش از پریود است. البته این بدان معنی نیست که زنان از نظر ذهنی دارای کاستی هستند بلکه بدین معناست که قوای ذهنی انها در زمانهای معینی در چرخه بیولوژیکی تحت تاثیر قرار می گیرد
    با عرض سلام
    چرا زن ممکن است شهادت اشتباه بدهد جای بحث دارد که بعضی از انها قابل حل است مثلا اگر علت شهادت اشتباه موضوع عادت ماهانه است می توان راهی در پیش گرفت از جمله زن در زمان پاکی شهادت دهد این باید تحقیق شود و امار گیری شود که ایا زنان در زمان های عادت شهادتی خلاف واقع می دهند .
    اگر چنین چیزی باشد که البته خدا می دانسته است چون عالم به کل علوم نهان و اشکار است می توانست بگوید یک زن شهادت دهد در زمانی که پاک است
    از طرفی در این ایه زن دوم نقش متذکر را دارد چون شهادت وقتی قبول است که یک مرد و دو زن شهادت یکسانی بدهند و اگر یک مرد و یک زن شهادتی بدهند و زن دیگر شهادتی دیگر قاضی نمی تواند حکم کند قاضی وقی می تواند شهادت را بپذیرد که هر سه یکسان شهادت دهند
    بنا بر این اگر بحث تبانی مرد با یک زن نباشد و بحث فراموشی باشد در این صورت زن دوم نقش یا اوری را به عهده خواهد داشت و این فراموشی مربوط به زمان عادت نیست بلکه در زمان پاکی هم روی خواهد داد


    با توجه به مطالب دوستان که مطرح شد در مورد شهادت دادن زنان امید که روشن شود که چرا زن گمراه می شود و یا فراموش می کند و چنین اتفاقی برای مرد نمی افتد
    در اینجا ادامه بحث تفاوت زن با مرد را پی می گیرم
    ابتدا در مورد تفاوتهای خلقت زن و مرد بحث می کنیم تا برابری یا نابرابری بدست بیاد
    اطلاعات ابتدایی ای که در مورد زن و مرد وجود دارد همه می دانیم بهتر است از مثال طبقه بندی استفاده کنم و مرکبات را به عنوان میوه های همه آشنا را بررسی می کنم .

    درمورد زن و مرد یک سری مشترکات وجود دارد و یک سری تفاوتها
    در تنظیم یک طبقه بندی معمولا مشترکات و تفاوتها را در نظر می گیرند در کتب درسی در طبقه بندی حیوانات و میوه ها در سایتهای اینترنتی رنگها نیز در ایجاد تفاوت نقش دارند
    اصولا همین شباهتها و تفاوتها است که به دنیا نظم می بخشد مثلا در اقسام میوه ها هر کدام رنگ شکل و اندازه ای دارد که این تنوع رنگ و مزه و اندازه هست که عمل انتخاب را برای ما میسر می کند
    زن و مرد نیز مشترکاتی دارند یکی از مشترکات بین زن و مرد اشتراک در نفس و یا جان است به همین جهت هر دوی زن و مرد در رده انسان قرار می گیرند الفاظی چون بنی آدم بشر ناس که در قرآن آمده است متعلق به مرد و زن است
    اما یکسری تفاوتها نیز وجود دارد که زن و مرد را از یکدیگر جدا می کند
    ابتدا به بررسی مرکبات می پردازم
    مثلا تعدادی از میوه ها را جزو مرکبات قرار می دهند اگر از شخصی بپرسند تعدادی از مرکبات را را نام ببر می گوید پرتقال لیمو شیرین لیمو ترش نارنگی نارنج اگر گفته شود طبقه بندی را بین اینها انجام بده مثلا می گوید لیمو ترش و نارنج را کنار هم قرار دهید وقتی چراییش را بپرسیم می گوید چون هر دو ترش هستند و می توانم برای چاشنی غذا استفاده کنم اگر بپرسیم چرا لیمو شیرین را کنار لیموترش قرار ندادی می گوید چون نمی توانم لیمو شیرین را به عنوان چاشنی غذااستفاده کنم
    این عمل این فرد عملی عقلانی است چون بحث مرکبات را میداند ایا از این سخن این فرد بر می اید که بین لیمو شیرین و لیمو ترش تبعیض قائل شده است و به یکی از اینها توهین شده است چنین نیست هر کدام از اینها در جای خود قرار گرفته است و این ذائقه ماست که ارزش میوه ها را بالا و پایین می برد اگر ما در یک مهمانی لیمو ترش را به عنوان میوه به مهمان تعارف کنیم چون در مکانی غیر مرتبط از این میوه استفاده کرده ایم ارزش این میوه را پایین اورده ایم اما اگر موقع غذا خوردن لیمو ترش را به مهمان تعارف کنیم چون از این میوه در جای خود استفاده کرده ایم ارزش این میوه را در نزد مهمان بالا برده ایم
    در مورد زن و مرد نیز همین گونه است ابتدا باید شناخت درستی از تفاوت های زن و مرد داشته باشیم و سپس کار برد انها را در زندگی انسانی تعیین کنیم تا هر انسانی در محل خود واقع گردد مثلا در قران جهاد بر مومنین واجب است به شرطی که بتواند
    روانشناسان و جامعه شناسان غیر مسلمان بدون در نظر گرفتن شخصیت زنانه و مردانه مستقیم میروند سر بحث برابری و حقوق برابر مانند کسی که تمام میوه هار از آن نظر که مرکبات هستند را در هم و بر هم جلوی مهمان بیاورد و بگوید چون همه مرکبات هستند این گونه آنهارا با هم مخلوط کرده ام
    در حالی که عملا در زندگی به تفاوت ها اهمیت می دهند .اما در مورد زنان اصرار می کنند که تفاوتی نیست اگر کسی به زنی بگوید صدایت مردانه است اعتماد به نفسش پایین میاد چون نمی خاد هویت زنانه اش به هر علتی خدشه دار شود


    واژه هایی که غرب استفاده می کند بسیار کلی است مانند بشر مردم زن جوان
    این اشتباه است مثلا زن یک واژه کلی است برای زن یک حقوقی معین است اما باید بدانیم زن ها همه مانند هم نیستند
    زن مانند یک نهال است که این نهال یک اشتراک کلی دارد و تنوع بسیار در کشاورزی هم این تنوع وجو دارد انواع برنج انواع گندم نباید یک قاعده کلی برای همه در نظر گرفت
    زنان نیز همچون مردان متنوع هستند و نمی توان گفت که همه زنان خواستار مثلا نوع پوشش غربی هستند
    از طرف دیگر بشر موجودی تربیت پذیر است این تربیت پذیری با تربیت حیوان متفاوت است حیوانات در تربیت شدن فعال نیستند اما بشر موجودی فعال است چون هوش خاصی دارد
    تربیت نیز دو نوع است یکی تربیت تلقینی و دیگری تربیتی علمی و بدون فریب کاری و دروغ
    تربیت تلقینی تربیتی است که شخص را فریب می دهند تربیت غربی از این نوع است برای اینکه جلوی سوالات فرد را بگیرند و ذهن او را خاموش کنند و رامش کنند و بعد چون حیوان تربیتش کنند مجبورند با فلسفه چینی هایی ابتدا ذهن او را خواب کنند و بعد مطالب خود را به او تلقین کنند
    تربیت علمی تربیتی پویا و در حال تکمیل است در این نوع تربیت علم ناقص است و هیچ استادی کامل نیست و مردم خود در تکمیل علم نقش دارند
    متغیر بودن از ویژ گی های این روش است چون هر روز علم در حال تغییر است امروز یک برداشتی وجود دارد و فردا متوجه می شوند که دیروز اشتباه کرده اند
    در تربیت به سبک غربی یا تربیت تلقین در حالت خواب بودن ذهن ، مفاهیم اماده تلقین می شود از انجا که علم در حال تکمیل است غرب مجبور است در مقابل علم مقاومت کند .
    برای تربیت خلاق و هوشمند نیاز به یک منبع علم کامل است تا مسیر دست یابی به حقیقت کوناه و کم هزینه باشد یعنی مفاهیم اماده غیر بشری
    همانطوری که میدانیم این منبع قران است که از منبع علم کامل به بشر داده شده است
    وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ
    سوره 35 ایه 28
    در این ایه می گوید مردم حیوانات و خوراکی ها متفاوتند یعنی واژه های کلی ملاک نیست بلکه مردم نیز مانند حیوانات و خوراکی ها متفاوت هستند و هر شخصی با شرایط خودش دارای حق می شود و چیزی به نام حق بشر یا حق زن وجود ندارد
    مثلا علما ء کسانی هستند که از خدا می ترسند چون علماء به مرتبه ای از فهم دین رسیده اند که خدا را می شناسند و از او می ترسند ایا این علمابا بشر غربی در یک فاز فکری و روحی هستند تا قانون و حق مشابهی داشته باشند
    هر شخصی در مرتبه ای واقع است که حق واقعی او را مشخص می کند و نمی توان حقی را یکسان به همه داد مثلا نمی توان به کسی که قلبش مشکل دارد غذای چرب داد
    غربی ها متاسفانه بدون در نظر گرفتن جزئیات زندگی اجتماعی بشر حقی را که از پیش اماده کرده اند برای همه قابل استفاده می دانند در حالی که همانطوری که یک دارو برای یک فرد مناسب است ممکن است برای دیگری مرگ اور باشد
    انها می خواهند افراد را تغییر بدهند تا هم فاز شوند که البته خدا و قران نیز در مقابل سعی شان این است که مردم را با خود هم فاز کنند
    چون قران و خدا حق است بنا بر این اگر مردم تغییر کنند و به وحدت برسند و تربیت قرانی شوند این سعادت اخروی دارد در حالی که هم فازی با غرب سعادت اخروی ندارد
    از طرفی ایده های غربی با طبیغت بشر ناسازگار است یعنی روش غربی موجب ضرر های روانی و سایر ضرر ها می شود در حالی که روش اسلام روشی مطابق با فطرت و طبیعت اوست


    علت بیشتر نزاع ها و احتلافات بر سر احکام اسلام برقرار نبودن فرهنگ گفتگوی منطقی بر سر اصول پذیرفته شده است
    قبل از اینکه بخواهیم با مخالف بر سر موضوعی گفتگو کنیم باید در روش گفتگو به مرتبه رشد رسیده باشیم
    چون که بشر در بسیاری از موضوعات در مرحله کودکی است از جمله در گفتگو
    کودکان بر سر موضوعاتی که از نظر بزرگان کاملا اشتباه است با هم نزاع می کنند اما باید بدانیم که ﺁن چه از نظر ما اشتباه است برای کودکان درست و جدی است
    و باید بدانیم بشر در بسیاری از موضوعات زندگی رشد نکرده است و کودکانه با هم نزاع می کنند
    به همین خاطر شاهد هستیم که گروههای دینی و غیر دینی قدیم و جدید به دور خود زنجیر اسارت تعبد را می تنند و اعتقاد و منش و شیوه زندگی و رفتار قداست می یابد و این تنها مربوط به گروههای دینی نیست بلکه هر قشر و گروهی به افکار خود ایمان دارد و در درستی آن تردیدی ندارد و در همان حال منش دیگران را باطل و توهم می پندارد
    غرب نیز بدنبال انقلاب علمی بر ضد کلیسا این توهم اشتباه را پذیرفت که دین در هر شکل و شمایلی باطل است و نمی تواند علمی قابل اعتماد و قابل پیروی باشد
    به همین جهت تلاش کرد که در زمینه علوم انسانی نیز مبتکر و خلاق شود و به تولید علم بپردازد
    ایجاد علم روانشناسی و غیره ابتکار اینها بود که اگر بخواهیم با قالب دینی به قضیه نگاه کنیم این علوم و قوانین دیگر مانند ارث مانند قوانین ازدواج و قوانین جزایی این کشورها ساخت دین توسط بشر است
    حال به ادامه بحث زن می پردازم زن دارای ویژگی هایی است که این ویژه گی ها برای او حقوقی را ایجاد می کند
    به طور ساده مثال می زنم زن دوران خاصی در زندگی خود دارد مانند بارداری و شیردهی
    این دوران حقوقی را برای زن ایجاد می کند مثلا یک کارمند زن در دوران شیردهی به مرحصی می رود این مرخصی حقی است که شیردهی برای او ایجاد کرده است
    بنا براین ایجاد محیط برابر با مردان برای زنان فکری اشتباه است
    حق زن شناخت جسم و روح زن و وضع قوانینی مطابق با آن روحیات است و اگر نادیده بینگاریم ماهیت یک شیء را و قوانین شیء دیگر را بر وجود او تحمیل کنیم این دادن حق نیست تحمیل حقوق دیگری بر او است که عملی تحمیلی و اشتباه است
    از جمله بشر در هر سنی شرایطی دارد که حق او شرایط او است طفل 2 ساله نیاز به توجه خاصی دارد که این توجه برای کودک12 ساله تنفر آور است

    با همین استدلال زن نیز حقوقی زنانه دارد و مرد نیز حقوقی مردانه دارد
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۹۰/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۷:۵۳

  10. تشکرها 2


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب رنگ خدا

    در آیه مذکور آمده است که اگر یکی از زنان فراموش کرد دیگری شهادت دهد و این فراموشی در زنان و علی الخصوص در مسائل مالی امری روشن است. اگر جنابعالی متاهل باشید و البته در خصوص این خصیصه زنانه دقت کنید پی می برید که اینگونه است. ضمنا در متن ترجمه شده دوران پیش از پریود بیشتر مد نظر بوده است تا دوران پریود.

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اشخاص با توجه به علم خود می توانند به خوبی تفاوت خود با سایرین را بفهمند مثلا یک پزشک بخوبی متوجه تفاوت بین خود و افرادی که پزشک نیستند را می فهمد پس وقتی علم داشته باشیم می توانیم حرف درست بزنیم و وقتی نسبت به موضوعی جاهل باشیم اشتباه می کنیم در همین موضوع نوشتم که میوه ها و سایر اشیا و هم چنین انسانها با هم تفاوت دارند انسانها چون گروه مرکبات هستند بعضی شیرین مانند لیمو شیرین و بعضی تلخ مانند گریپ فروت و بعضی ترش مانند لیمو ترش و نارنج و بعضی ترش شیرین مانند پرتقال و هر کدام نیز فوایدی دارند

    انسانهای متفاوت نیز مانند مرکبات متفاوتند این از نظر ژنتیک که هر شخص بر اساس ژنتیکی بدنیا می آیند پس از تولد انسان مغزش بر اساس محیط و میزان و نوع تحصیلات شکل و فرم می گیرد به همین خاطر خدا می فرماید همه اینها درست (کذالک) اما از میان بندگان تنها علما هستند که از خدا می ترسند

    بنا براین تفاوت انسان با سایر جمادات و حیوانان در تربیت است مسیری که سایر مخلوقات نمی توانند بروند
    روش علمی ای که غرب بعد از انقلاب علمی پیش گرفت استفاده از تفاوتها و شباهتها بود و اصول مکانیک و سایر علوم بر اساس همسن تفاوتها و شباهتها شکل گرفت

    یک شیمیدان می داند کدام مواد را اگر با هم ترکیب کند ماده مفیدی بدست میاد او میداند که طلا هرگز بصورت ترکیب در طبیعت پیدا نمی شود و برای یافتن مس و آهن ابتدا باید سنگ معدن این فلزات را بیابد
    اگر از همین روش علمی در شناخت انسان نیز پیش می رفت دقیقا می توانست قوانین قرآن را کشف کند

    زیرا قوانین قران نیز بر اساس همین روش وضع شده است خدا بر اساس شناختی که از مرد و زن دارد قوانینی را وضع کرده است که این قوانین ثمر بخش و مفید فایده بوده است
    همانطوری که نمیتوان برای طلا و مس و لیمو شیرین و غیره فرمولهای یکسانی را در نظر گرفت

    به همین ترتیب نمی توان برای همه بشر یک فرمول بنام حق بشر در نظر گرفت اگر شیمی دان جدول تناوبی می سازد و هر فلز را در مرتبه ای و ستونی و ردیفی قرار می دهد به همین ترتیب هر بشری در مرتبه ای قرار دارد که این مرتبه ها حق اوست

    همانطور که او ابتدا مواد را به دو دسته فلز و نافلز تقسیم بندی می کند و سپس هر گرو ه را بر اساس خواصشان در محل خود قرار میدهد
    به همین ترتیب غرب که این روش مفید را یافته بود می توانست بشر را به دو دسته زن و مرد تقسیم کند و سپس برای هرکدام بر اساس خواصشان قانون وضع کند
    اگر از یک شیمی دان بخواهیم مثلا جای کربن و سدیم را عوض کند می گوید نه نمی شود

    اگر بگوییم چون همه مواد هستند همه را یک نواخت قرار بده می گوید نه نمی شه چون در فرمول بندی و تکنولوژی عملی ما باید این مراتب را رعایت کنیم تا وسایل و مواد علمی بسازیم

    بر اساس همین قوانین و همین روش باید قبول می کرد که بشر نیز رنگارنگ و متنوع هست و شباهت ها وتفاوتهایی دارد

    یکی پر حرف و دیگری کم حرف است نه پر حرف بد است نه کم حرف یکی خجالتی و دیگری مسلط است نمی شود همه رایکنواخت دانست

    همانطوری که مس را برای رسانایی برق و گرما شناخت و می گوید نمی شود از آهن برای برق رسانی استفاده کرد و از مس برای ساخت تیر آهن و از طلا برای ساخت سیخ کباب

    می بایست از همین روش برای انسانها را از هم تفکیک کند و از هر کدام در محل خودش استفاده کند
    پس بهترین فرمول بندی برای بشر شناخت مراتب بشر است و حقی که ان مرتبه ایجاد می کند یا طلب می کند

    قران همین کار را کرده است مثلا احمق کسی است که چوب را روی شعله ی آتش بگیرد و بخواهد فرمش دهد و آتش را با اره آهن بر ببرد بهترین روش این است که تیر آهن را با آتش ببریم و چوب را با اره چوب بر و رنده و از این قبیل

    به همین روش برای زن و مرد باید حالت آنها را شناخت و قانون وضع کرد مثل است که پنبه را کنار آتش نگذارید عواقب دارد در کار بردها در علوم دو مورد را باید در نظر گرفت یکی کجا باشد دیگری کجا نباشد مس در برق رسانی باشد در کف قابلمه نباشد زن نیز کجا باشد کجا نباشد بسیار بدیهی است که اجزای بدن انسان مانند سر سینه شکم و پا هر کدام تعریفی دارد شناخت این تعاریف است که نوع لباس را مشخص می کند


    علاوه بر اصل شباهت ها و تفاوت ها و تعریف دقیق اعضای بدن انسان عواقب ایجاد روابط غیر مناسب نیز مطرح است یک غربی مخالف انسان اسلام تمام روشهای علمی خود را زیر پا گذاشت اصل شباهتها و تفاوتها اصل خواص اشیا اصل پیوند مناسب بین اشیا و اصل تجزیه و ترکیب مناسب و سود آوری و ترکیب و تجزیه نامناسب و ضررهایش

    انسان نیز از این اصول علمی به دور نیست زیرا این اصول علم است و علم در هر چیزی کار برد دارد انسان نیز یکی از اجزای جهان است
    هیچ دانشمندی تا کنون از حاکم نبودن علم در جهان حرف نزده است بلکه همه دانشمندان اعتماد و اطمینان کاملی بر جهان دارند و این اعتماد و اطمینان از حاکم بودن علم بر جهان بدست میاد انسان نیز این گونه است انسان نیز اگر در مسیر علم قرار بگیرد و علمی عمل کند سود و فایده می برد و اگر از مسیر نادرست برود ضرر می کند.
    بنا بر قانون علمی سازگاری با محیط راه دوام و بقا است :

    انسان وقتی زندگی را شروع کرد بدنی بی دفاع در برابر سرما و گرما و حمله حیوانات وحشی داشت اما عقل او راه سازش را یافت در حالی که حیوانات دیگر اگر با ساختمان بدنی شبیه انسان بدنیا می امد از بین می رفت مثلا سرما به راحتی او را از پای در می اورد

    فکر کردن یا اندیشیدن از مختصات انسان است او در ان چه می بیند فکر می کند علاوه بر یادگیری پیشرفت هم دارد
    یک گربه شاید یاد بگیرد که ماشین برایش خطرناک است اما تنها در همین حد
    انسان در این پدیده پیشرفت دارد و در جوانب قضیه هم می اندیشد

    در مورد انسان تنها ساخت لباس مطرح نیست او لباس را تنها برای رفع سرما نساخت بلکه در وجود انسان احساس وجود دارد احساس شناخت از خود انسان خود را دوست می دارد به خود احترام می گذارد خود را با ارزش می داند و برای حفظ این ارزشها تلاش می کند یکی از این تلاشها ساخت لباس برای حفظ این ارزش هاست

    لباس علاوه بر این که سرما و گرما را دفع می کند دارای ارزش بالاتری است و ان تقویت احساس ارزشمند من موجودی ارزشمند هستم می باشد به همین دلیل است که بشر بدنبال لباس برتر است لباسی که از نظر رنگ و جنس و مدل احساس خوب من موجودی زیبا و ارزشمند هستم را به او بدهد


    آیا لباس تنها برایرفع سرما و گرما پوشیده می شود؟
    برای اینکه این مطلب را بفهمیم کافی است به این فکر کنیم که انسان در جمع چگونه لباس می پوشد و در تنهایی چطور
    در تنهایی تنها علت پوشیدن لباس رفع سرما و گرما و جلوگیری از رسیدن صدمه به بدن است
    و تنها جنبه دفاعی در برابر خطرات وارده از محیط به جسم انسان دارد در حالی که پوشش انسان در اجتماع تابع افکار اجتماعی انسان است
    می دانیم که انسان به محیط خود توجه می کند و تنها توجه او مربوط به خودش نیست بلکه واکنش انسان در برابر اعمال دیگران نیز هست
    علاوه بر توجه به دیگران انسان قضاوت هم می کند می دانیم که قضاوت نتیجه ای است که فرد از یک حادثه می گیرد که معمولا قضاوت یک تحلیل است و تحلیل شرح منطقی یک حادثه است
    انسان هم قضاوت می کند و می داند او هم توسط دیگران ارزیابی می شود انسان در درونش احساس احترام به خود دارد و خود را دوست می دارد و هر پیامی که حاوی تقویت این احساس باشد برایش خوشایند و هر پیامی که حاوی تضعیف این احساس باشد برایش نا خوشایند است
    عاملی به نام دیگران اشتباه می کنند می تواند وارد شده و اینها را به هم بریزد
    سلسه افکار این جوری است
    من خودم را دوست می دارم - محیط در حال ارزیابی من است - پس طوری عمل کنم که من خوشایند مردم باشم تا مرا با نگاه احترام ارزیابی کنند =پیام خوشایند دریافت کنم تا حس احترام بخودم تقویت شود و احساس خوبی به من دست دهد
    حال می گه من خودم را دوست می دارم این گونه لباس می پوشم چون لباس برتر است و اگر مردم این رفتار مرا ارزیابی بد کردند و پیامهای منفی به سوی من روانه کردند چون انها نمی فهمند پس من متاثر نمی شوم و حس احترام به خود در من تغییری نمی کند
    پس این افکار و عقیده هاست که فردی را به انتخاب مد لباس وا می دارد و در جمع حاضر می شه علی رغم غیر طبیعی بودن لباس از نظر دیگران
    بحث را باشرح اعضای بدن ادامه می دهم چشم و گوش دو عضوبدن هستند اینها اسیب پذیر هستند گوش در برابر صدا و چشم هم عواملی به ان اسیب می رساند انسان گوشش را دوست می دارد شرایطی را برایش فراهم می کند که اسیب به ان نرسد و سالم بماند
    حال اگر گوشش عادی باشد که هیچی ولی اگر مثلا گوشش بلند باشد و یا خیلی کوچک او در خلوت مشکلی ندارد اما در جمع مشکل پیدا می کند
    یا اگر دندان کج و یا موی سر کچل و یا لکنت زبان نوع صدا غیر عادی باشد در جمع مشکل پیدا می کند و اگر فردی لنگ باشد چشمش چپ باشد و یا بخشی از صورتش سوخته باشد چون جمع توجه می کنند و بر طبق عادت او را مورد ارزیابی قرار می دهند و قضاوت می کنند و سوال می کنند و واکنش می دهند اینها را فرد تجربه می کند در زمان تکرار فرد دچار بحران می شود
    لباس رفتار و گفتار فرد در اجتماع موجب ارزیابی خوب یا بد می شود و همه دوست می دارند که خوب قضاوت شوند
    لباسی که فرد انتخاب می کند یا فرم مویی که به نمایش می گذارد ابتدا در سیستم فکری و روانی به عنوان درست پذیرفته می شود که البته باید توجه کنیم که می تواند این سیستم تحت تاثیر قرار بگیرد و تغییر کند مثلا فردی که در جوانی شرور بوده است در پیری آه می کشد و پشیمان است

    در علومی چون علوم تجربی دانشمند شناختی از عناصر دارد و میداند که چگونه باید با عناصر کار کند مثلا او می داند که اکسیژن با هیدروژن با هم تفاوت ماهیت دارند اگر این دو را با هم ترکیب کنیم آب بوجود می آید اگر آب را با جریان برق تجزیه کنیم این دو عنصر بدست میاد این علم است و عالم می داند که هیچ کار دیگری با این علم نمی تواند بکند و اجباری بر علم حاکم است در تجربه دانشمند متوجه شده است که علاوه بر هیدروژن که با آکسیژن ترکیب می شود و آب بوجود مبآید عناصر دیگری هم می توانند با اکسیژن ترکیب شوند مثلا آهن روی مس
    در مورد انسان نیز علمی وحود دارد چون جهان بر عامل علم بنیان گذاشته شده است و هر جا اختلاف است نشان از جهل است زیرا علم یک جواب برای یک سوال است و هرگز دو جواب برای یک سوال وجود ندارد
    حکومت علم بر تمام جهان این اصل را یاد می دهد که برای فهم جهان از جمله انسان باید علم حاکم بر انسان را کشف کرد همان گونه که دانشمند در آزمایشگاه علم حاکم بر مواد را کشف می کند این جهان نیز محلی است که آزمایشگاه انسان است و دانشمند برای کشف علم حاکم بر انسان باید خود و دیگران را مورد بررسی قرار دهد
    اصلی که حاکم است بر انسان اصل سود و ضرر است که این اصل در سایر علوم هم هست مثلا دانشمند برای ساخت یک کولر و یا یک یخچال اگر از طراحی مناسب و مواد مناسب استفاده کند وسیله ای درست می شود که بر چسب انرژی عالی دریافت می کند این وسیله رنگ خوبی باید داشته باشد صدای کمی تولید کند و ظاهر زیبایی نیز داشته باشد و طراحی ان با بدن انسان نیز ساز گار باشد مثلا اگر دانشمند کولری را درست کند که به سرویسکار آسیب برسد کارش نقص دارد
    انسان نیز همین گونه است اصل سود و زیان بر انسان حاکم است تا ان جایی که دست افریننده بوده است انسان را طوری طراحی کرده که مستقل باشد راست قامتی دو چشم در جلوی صورت دو گوش در دو طرف سر و مفصل ها و رباطها برای اینکه بشر بتواند هر گونه عملی را انجام دهد
    علم یعنی شناخت بهترین عملی که راحتی فرد را بدنبال داشته باشد مثلا فرد برای افزایش توانایی خود لازم است عضلات خود را با تمرینات روزانه تقویت کند این علم حاکم بر فرد است
    برای روابط بین فردی نیز همین گونه است اگر قدری هیدروژن را در مجاور اکسیژن بگذارید و شرایط را فعال کنید ترکیب حتمی است اگر اهن را مجاور رطوبت قرار دهید ترکیب حتمی است
    در مورد روابط بین فردی نیز همین علم حاکم است
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۹۰/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۷:۵۸

  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    224
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگ خدا نمایش پست
    با عرض سلام


    مثلا شاهد هستیم که احکام در مورد زنان در مورد حجاب در مورد شهادت دادن زنان و غیره را دارای ایراد بدانند و در صدد هستند با قانونی کردن هم جنس گرایی ارزش کلام خدا در مورد فحشا را کم کرده و احترام قران را از روش مجادله کم کنند .


    کارشناس بحث : پاسخگوي علوم قرآن
    با سلام
    دوست عزيز كاش يك بار هم كه شده موضوع را از زاويه مقابل نگاه ميكرديد
    در بخشي كه از متن شما آوردم از همان ابتدا روشن است كه وقتي شما با واژه زن و يا غرب روبرو ميشويد سكس در ذهن شما شكل ميبندد
    فكر نميكنيد ايراد از افكار شيعيان است تا از خود زن يا غرب ؟
    شما همواره ميگوئيد زن در اروپا كالاي جنسي است - در حاليكه دقيقا عكس آن است و زن در ايران است كه كالاي جنسي محسوب ميشود
    نوع پوشش زن در اسلام معرف اين نظر من است - اگر به كالاهاي تجاري نگاهي بياندازيد و به نوع بسته بندي آن دقتي كنيد بسته بندي هر كالا به نوعي نشان دهنده محتواي آن كالاست
    در نگاه جنسي به زن است كه آن را لحاف پيچ ميكنند تا محتواي جنسي آن حفظ و مرغوبيت آن نشان داده شود
    آيا در تاريخ اسلام زني را سراغ داريد كه توانسته باشد شخصيتي و شهرت جهاني پيدا كند؟؟ خير چون وظيفه زن سكس است و زاد و ولد و بزرگ كردن بچه
    اين در دنياي غرب است كه پس از رنسانس و جنبش هاي فمينيستي زنان توانستند به جايگاه انساني خود نزديك شوند و البته هنوز راه درازي در پيش دارند
    مادام كوري ها - ايندرا گاندي ها و صدها سياستمدار و دانشمند زن در دنياي غرب است كه امكان ظهور و نبوغ دارند - اگر همين خام انوشه انصاري اگر در ايران مانده بود حداكثر مادر يكي دو فرزند و كارمند اداره اي ميشد اما در محيط غرب است كه ميتواند فضانوردي كند و افتخار ايراني شود
    زن در غرب ازاد است كه اوج بگيرد يا در حيوانيت بماند نظير هر مردي ديگر - اما در جهان اسلام چه؟ ايا زن به عنوان يك انسان به رسميت شناخته ميشود؟؟؟
    اگر عينك تك بيني خود را در مي آورديد و تعصب را كنار ميگذاشتيد زن را در جايگاه هايي چون قضاوت - سياست - دانشگاهها و ورزشگاه ها ميديد كه از حق انساني خود بهره من هستند بر عكس جهان اسلام
    ویرایش توسط paul : ۱۳۹۰/۰۴/۱۳ در ساعت ۱۴:۵۳

  16. تشکر


صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود