جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا قرآن بر قلب پیامبر وارد شده است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا قرآن بر قلب پیامبر وارد شده است؟




    سلام منظور از قلب، هنگامي كه مي‎گوئيم: قرآن بر قلب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نازل شده است، چيست؟


    کارشناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۹۰/۰۳/۱۰ در ساعت ۱۶:۲۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جمع بندی




    پرسش:
    منظور از قلب، در آیه «قرآن بر قلب پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلّم) نازل شده است» چيست؟


    پاسخ:
    براي پاسخ به اين پرسش به بررسی دو مقدمه نياز داريم:
    1- واژه «قلب» در لغت، به چه معنایی استعمال شده است؟
    2- واژه «قلب» در قرآن، در كدام يك از اين معانی لغوی، بكار برده شده است؟

    _ بررسی مقدمه اول (معنای قلب در لغت):
    راغب در مفردات می گوید: از معانی اختصاصی قلب، روح و جان است(1)، مثل كلام خدای تعالی در قرآن، كه می ‎فرمايد: «در هنگام مرگ قلوب به گلوگاه می ‎رسد» يعنی ارواح‎ و جان‎ها.(2)
    در اين ‎باره بعضی از محققين می گويند: قلب دو گونه است: يكی قلب مادی ظاهری، كه عضوی از بدن و منبع حيات و حركت است، و ديگر قلب روحانی باطنی، كه روح مجرد است و متعلق به قلب بدنی و به واسطه اين روح، حركت و عمل و حيات در قلب و بدن تحقق پيدا می كند؛ اين روح همان نفس ناطقه درک ‎كننده و حقيقت انسان است و از اين روح، همه قوا و صفات آدمی سرچشمه می ‎گيرد و تجلی پيدا می كند، هم چنان كه همه اعضا ادامه حياتشان به قلب وابسته است، همان طور هم حاكم مطلق در وجود انسان (ظاهراً و باطناً) همان روح است كه در امور روحی و معنوی بدون واسطه حكم می كند، و در بدن با واسطه قلب؛ اين روح به اعتبار دگرگونی و تحولات مختلف قلبی، به صفات مختلف متصف می شود؛ مانند: سلامت(3)، تكبر و جباريت(4)، انابه(5)، گناه(6)، اطمينان(7)، مرض(8)، قساوت(9)، و ... .(10)

    _ بررسی مقدمه دوم (معنای قلب در اصطلاح قرآن):
    در قرآن كريم، خداوند سبحان خطاب به پيامبر گرامی اسلام (صلي الله عليه و آله) می فرماید:
    «بگو، جبرئيل به فرمان خداوند، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است».(11)
    «مسلّماً اين قرآن از سوی پروردگار جهانيان نازل شده است، روح‎الامين (جبرئيل) آن را بر قلب پاک تو نازل كرده است، تا از انذار كنندگان باشی».(12)
    منظور از "قلب" در آياتی که به ظرف نزول وحی اشاره دارد، همان "نفس" و "روح" است و اطلاق آن به "روح" به لحاظ اين است كه داراي قدرتِ تفكر و تعقل و ادراك است.(13)

    به طور کلی، مراد از "قلب" در كلام خدای تعالي در (قرآن مجيد)، در هر جايی از قرآن كه بكار رفته باشد، آن حقيقتی است كه ادراک و شعور را به آن نسبت می دهند، نه قلب صنوبری شكل، كه در سمت چپ سينه آويزان است و يكی از اعضای رئيسه بدن آدمی می باشد. برخی از شواهد این مدعا: در آيه 10 سوره احزاب، قلب را عبارت دانسته از چيزی كه در هنگام مرگ به گلوگاه می ‎رسد: «و قلب ‎ها می ‎رسد به حنجرها»(14) كه معلوم است مراد از آن جان آدمی است. و در آيه 283 سوره بقره، قلب را عبارت دانسته از چيزی كه متصف به گناه و ثواب می ‎شود: «چنين كس قلبش گنهكار است.»(15)
    روشن است كه عضو صنوبری شكل، گناه نمی ‎كند، پس مراد از آن، همان نفس و جان آدمی است.

    _ نکته:
    شايد وجه این که در جمله «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلىَ‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِين‏» پای قلب را به ميان آورده و نفرموده: "عليك" (بر تو نازل كرديم) ، اشاره به اين باشد كه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) چگونه وحی و قرآن نازل را تلقي می‎ كرده، و از آن جناب آن چيزی كه وحی را از روح‎الامين می گرفته "نفس" او بوده، نه مثلا حواس ظاهريش، كه در امور جزئی به كار بسته می شود؛ پس زمانی كه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) وحی می ‎شد، هم می ديد و هم می شنيد، امّا بدون این که حس بينائی و شنوائيش به كار بيفتد، هم‎ چنان ‎كه در روايت آمده كه حالتی شبيه به بيهوشی به آن جناب دست می داد؛ پس آن جناب فرشته وحی را می ‎ديد و صدايش را می شنيد و اگر ديدن و شنيدن او، در حال وحی عين ديدن و شنيدن ما بود، بايستی آن چه می ‎ديده و می ‎شنيده، ميان او و ساير مردم مشترک باشد، و خلاصه اصحابش هم فرشته وحی را ببينند و صدايش را بشنوند، و حال آن که چنین چیزی برای دیگران نبوده است و حالت وحی بسياری از آن جناب ديده شده كه در بين جمعيت بوده و همان هنگام فرشته وحی نازل می شده و وحی صورت می گرفته اما جمعيتی كه پيرامونش بوده‎ اند، هيچ چيزی احساس نمی كرده ‎اند؛ نه صدای پایی، نه شخصی و نه صدای سخنی كه به او القاء شود.(16)

    بنا بر اين؛ منظور از "قلب" هنگامی كه می ‎گویيم: قرآن بر قلب پيامبر (صلی الله عليه و آله) نازل گرديد، همان روح پاک پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله) است نه اين قلبی صنوبری شکل داخل قفسه سینه.!

    ____________
    (1) راغب اصفهانی، المفردات فی غريب القرآن، ص 411، دفتر نشر كتاب، چاپ 2، 1404 هـ ق.
    (2) احزاب/ 10، «و بلغت الحناجر».
    (3) شعراء/ 89، «بقلب سليم».
    (4) غافر/ 35، «و كل قلب متكبر جبار».
    (5) ق/ 23، «بقلب منيب».
    (6) بقره/ 283، «اثمّ قلبه».
    (7) نحل/ 106، «و قلبه مطمئن بالايمان».
    (8) بقره/ 10، «في قلوبهم مرضٌ فزادهم الله مرضا».
    (9) بقره/ 74، «قَست قلوبكم».
    (10) ر.ك، مصطفوي، حسن، التحقيق فی كلمات القرآن، ج 9، صفحه 304، وزارت ارشاد، 1368 هـ ش.
    (11) بقره/ 97، «قل من كان عدواً لجبرئيلَ فانّه نزّله علي قلبك باذن الله».
    (12) شعرا/ 192 تا 195، «و نه لتنزيل رب العالمين، نزل به الروح الامين، علي قلبك لتكون من المنذرين».
    (13) عبداللهی، محمود، جزوه نبوت در قرآن، ص 35.
    (14) احزاب/ 10، «و بلغت القلوب الحناجر».
    (15) بقره/ 283، «اثمّ قلبه».
    (16) طباطبائی، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ج 15، ص 482، بنياد علمی و فكری علامه طباطبائی، چاپ 2، 1364 هـ ش.

    منابع برای مطالعه بيشتر:
    1. تفسير الميزان (ترجمه)، طباطبائي، محمد حسين، ج 15، بنياد علمی و فكری علامه طباطبائی، چاپ 2، 1364 هـ ش.
    2. تفسير نمونه، مكارم شيرازی، ناصر، ج 15، دارالكتب الاسلاميه، تهران، چاپ 10، 1367 هـ ش.
    3. اصول كافی، كلينی، محمد بن يعقوب، (ترجمه جواد مصطفوی)، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت (عليهم السّلام).
    4. قلب سليم، دستغيب، عبدالحسين، دارالكتب الاسلاميه، چاپ 8، 1365 هـ ش.
    5. المفردات فی غريب القرآن، اصفهانی، راغب، دفتر نشر كتاب، تهران، چاپ 2-1404 هـ ق.
    6. التحقيق فی كلمات القرآن، مصطفوی، حسن، وزارت ارشاد، تهران، 1386 هـ ش.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۳/۰۲ در ساعت ۱۳:۰۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود