جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: **پرسش و پاسخ میان جهل مشتاق و دانش بخشنده**

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    6

    اشاره **پرسش و پاسخ میان جهل مشتاق و دانش بخشنده**




    لا اله الا الله
    با سلام و درود به تمام ارواح پاک و همواره جاری در هستی
    **پرسش و پاسخ میان جهل مشتاق و دانش بخشنده**



    هُوَالنّور



    آنکه همواره به چگونه ساختن میاندیشد همنشین نور میگردد



    سلام این منِ بی من پیشکش شمانازنین بندۀ خدا دوستِ خالقِ یکتا، که هنوز هم بدون احساس خستگی و ناامیدی باطل درحال جستجو و تحقیق برای کشف حقیقت ناب اینگونه قدردان زمان میباشی. پس تردید مدارکه اوست بینا و شنوا و آگاه به این اشتیاق زیبایت، و پیش از این هم در نامۀ آخرین خود که برای تمام بندگانش به صورت کتابی درخشنده بنام قرآن ارسال داشته بر تمام عاشقانش سلام و درود فرستاده و به آنها ابراز عشق نموده ،خوشا بحال شما خوانندۀعزیز و تمام عاشقان حقیقت جو.


    پیشنهاد**پرسش و پاسخ میان جهل مشتاق و دانش بخشنده**

    پیش از پرداختن به موضوع مورد نظر، از شما مهرباندوست و همنوع نازنینم تقاضا دارم به عنوان موجود زنده ای ملّقب به نام انسان متفکّر ، پس از مطالعۀ متن زیر عقاید زیبای خود را ،موافق یا مخالف ، نزد خود نگهمدار، که همانا کثرت گزینی برابر است با دعوت از شیطان،


    مقدمه.............
    **پرسش و پاسخ میان جهل مشتاق و دانش بخشنده**

    در ملکوت خالق مهربانمان انسان مخالف اما تسلیم و مشتاق به کسب ایمان را بارها ارزشمند تر و محبوبتر ازانسانی میشمارند که دریچۀ ورودی جعبۀ عقاید خود را مسدود ساخته و در غرور ویرانگرخداپرستی خیالی و باطل خود خفته است و یا موجوداتی که بمانند مُردگان زنده نماسراسر طول حیات خود را مشغول دیدن و شنیدنند اما همچون آبی راکد و بد بو بیحرکتند واسیر تاریکیهای خویش ، دوست و همسفر نازنینم، بدون بیان تفسیری دیگر از حقایقی ازاین قبیل ،در جهت بیان اصل مطلب آنگونه که خود آگاهی ،هرمخلوقی که اقامت در جهان هستی را برگزیده همواره در رود هستی جاریست و از رحمت این جریان، همواره تازه و زنده وجاودان خواهد ماند، بنابراین اجازه بده عقایدت در این رود جاری شود چرا که تمام عقاید موجود در جهان هستی ( مخالف یا موافق ) که در درون ذهن انسانها اسیر مانده اند میتوانند با جاری شدنشان توسط انسانها، میزان آب این رود جاری شده از ازل رابیش از پیش کرده و از نوری که از گردش رحمانی این آبها حاصل میشود تاریکیهای خود رابشویند و پس از هفت بار گردش کُلّی در طوافی حقیقی یکپارچه نور گردند و بدین طریق به جمع تمام پاکان حاضر در لااله الا الله حقیقت پرور بپیوندند.




    مجموعه مطالبی را که در این بخش ارایه میشود برگرفته از جلسات آموزنده ای میباشد با حضور جهل مشتاق و دانش بخشنده ))

    آغاز جلسه با جمله ای از دانش بخشنده:

    _////جهانی که بشر در آن متولدمیشود ،جهان نیستی و فناست ،و غالبا" مدتها در آن به حیات موقت و دروغین سرگرم است.////



    پرسش جهل مشتاق:
    چرا به این جهان نسبت دروغین و نیستی میدهید در حالیکه آنچه میبینم را نمیتوانم منکر شوم وآنچه نمیبینم را بپذیرم،این غیر عادلانه و غیر منطقیست! و خداوند مهربان عادل است ومالک منطق



    پاسخ دانش بخشنده و صبور:آنچه میبینی را هیچگاه جزو نیستی به حساب نیاور. معنی جملۀ مطرح شدۀ بالااینگونه نبوده بلکه تفسیر شما از جمله ایکه خواندی چنین بوده که این تفسیربمانند تمامی تفاسیر انسانها صحیح نمیباشد، برای دستیابی به تفسیر درست این بار با هم جمله را مرور میکنیم، شاید حقیقت را دریابی،گفتیم ((جهانی که بشر در آن متولد میشود)) نه جهانی که بشرمیبیند و تصور میکند درآن متولد شده!



    جهل مشتاق:منظورتان نامفهوم است و مرا دچار سردرگمی کرده لطفا" بیشتر توضیح دهید.



    دانش بخشنده و صبور:در حقیقت جهانی که بشر در آ ن متولد میشود بمانند گوریست تاریک و خاموش که بشر در آن آرمیده باشد،آنچه را که میپنداری پس از مرگ ظاهری بر مُردگان خواهد گذشت در حقیقت خود شما هر لحظه با آن وقایع روبرویید،



    جهل مشتاق: من کاملا" گیج شدم محبت کنید و مثالی آورید .



    دانش بخشنده و صبور:یکی از بسیار دلایل موجودی که دین اسلام را کاملترین دین معرفی کرده این است که کتاب مقدس این دین و آیین جاری در آن در هر عصری زنده و حاضر است و قابل هدایت . تکان دادن مردگان در گور و تلقین دانسته هایی نظیر نام و نشان و دین و قبله و... نمایشی زیباست و بینظیرکه به فرمان خالق یگانه و حاضر در هر لحظه در راستای هدایت بندگانش انجام میشود تا به بندگانی که هنوز در فرصت رحمانی و ارزشمند حیات موقت قراردارند همواره یادآور شود که همواره خداوندتان شما را از هر سو و به هر وسیله ای صدامیزند و بسوی خویش که همانا حضور هوشیارانه در لحظۀ حال میباشد میخواند ،و بدانیدکه چشمانتان شاهد حقایقی نظیر یکپارچگی و وحدت خالق یکتاست ،و زبانتان دایما" این حقیقت را شهادت میدهد، باشد که انسان بخود آمده و از گور تاریکی که در آن سرگرم دیدن رویاست بیرون آمده و قیام نماید و با قیامش پیش از پایان فرصت حیات موقت،قیامتش را بدست خود سامان دهد.و تکان دادن مردگان هم از مصائبیست که از رحمت خالق مهربان بربندگان در طول حیات موقت وارد میاید تا بلکه بواسطۀ این مصائب ناگهانی تکانی بر اندام خفته در گورشان افتد و بتوانند صدای خوش آهنگی که همواره آنها رامیخواند،بشنوند تا خویش را بشناسند.



    مؤذن بانگ برکش خلق برخیزد بخوان نام خدا تا دیو بگریزد



    شهادت ده گواهی کن گواهی خواه بگواین، اینو، آن ،آن، هر چه خواهی خواه




    التماس دعا


    یاریم کن که رود از یادم، غم دیرینهء این خاطره ها،

    شوق پرواز سرا پای مرا میکشد تا پس این پنجره ها،
    پیش رویم بگشا پنجره ای ،تا از آن پنجره پرواز کنم،
    روحم از قید تن آسوده شود ،هستی دیگری آغاز کنم


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    6

    اشاره پرسش و پاسخ میان جهل مشتاق و دانش بخشنده و صبور(جلسۀ دوم)(بخش اول)







    موضوع گفتمان : دلیل ارتباط دین با سعادت انسان



    جهل مشتاق : پیدایش و وجود قوانین در ادیان محدودیتهایی برای انسان پدید می آورد ، به فرمودۀ شما خالق یکتا بینیاز است و سراسر مهربان و بخشنده، پس قرار دادن قوانین محدود کننده برای انسان ،که موجب وارد آمدن فشار زیادی در زندگی به انسان میشود چیست؟ در حالیکه شما فرموده اید، خالق مهربان زمین را برای آسایش ما فراهم نموده! آیا این تضاد میان حرف و عمل نیست؟

    دانش بخشنده و صبور:این مبحث بسیار گسترده میباشد اما با بیان اصل مطلب سعی می شود تا پاسخ کاملی ارایه شود.

    جهل مشتاق: اما من تصور کردم با این سوال خشم خدا گریبانگیرم میشود چرا که بمانند گستاخان از اموری که برقرار ساخته ایراد گرفتم.

    دانش بخشنده و صبور : بر خلاف تصورت خداوند بسیار بسیار خشنود میشود که مخلوقش پس از اینکه وجود مالکی را برعالم هستی پذیرفت به این پذیرش بی ریشه اکتفا نکرده و بدنبال دلایل این پذیرش ناخودآگاه و جبری باشد. او تا حدی مهربان و با گذشت است که بدون توجه به عظمت و جلال و جایگاه خود، نظامی برقرار ساخته که کافیست انسان وجود او را به عنوان بزرگتر و سرپرست بپذیرد

    آنگاه هر آنچه پرسش نماید پاسخش را خواهد گرفت، در ضمن پرسش شما به نیت سرکشی نبوده بلکه از برای کسب ایمان بوده است
    .

    جهل مشتاق:و طبق فرمایش شما هر عملی به نیتی که دنبال میکند قضاوت میشود.

    دانش بخشنده و صبور: احسنت به تو بازیگوش دوست داشتنی که بخوبی آنچه را که آموختی به یاد داری.از مسایل حاشیه ای جدا میشویم و به پاسخ پرسش اصلی که در ابتدای جلسه عنوان نمودی میپردازیم.

    همانطور که گفتی خالق یکتا ،کاملا" بینیاز از هر تعریف و تمجید و حمد و سپاس از سوی مخلوقات است و بی انصافیست اگر اینگونه فرض شود و تصور شود که بیان تعریف و تمجید و تشکرهای کلامی تمام وظیفه ایست که از انسان انتظار انجام آن میرود. برای درک از وظیفۀ بندگی لازم است به عظمت خلقت پی برده شود ، به هر اندازه گستردگی این عظمت درک شود وظایف حقیقی انسان هم روشن تر و حقیقی تر درک خواهد شد
    .

    قرار دادن قوانین و لازم الاجرا خواندن آنها جز اینکه رعایت و انجام آنها توسط انسان سعادت بزرگی را نصیب انسان خواهد کرد، نیست
    .

    جهل مشتاق:پیش از این هم این وعده را فرمودید اما برایم قابل حس نیست و ذهنم برای متحد شدن یکپارچه با من ،گویا ارضاء نشده و بدنبال لمس این سعادت وعده داده شده است.باید مرا ببخشید و این موضوع را شک در وعدۀ خالق نخوانید.

    دانش بخشنده و صبور : پیش از اینکه طعم خوش و شیرین این سعادت را به تو نشان دهم لازم است بدانی که این حالت موجود در تو کاملا" شک تلقی میشود ،اما بدان و آگاه باش که تنها راه رسیدن به ایمان و یقین عبور از تله های خاردار شک و تردید است ، پس برای برطرفسازی تردیدهای درونت با شجاعت اقدام به تحقیق کن و آنرا سرافکندگی تصور نکن هر چند که اطرافیان تو را به عنوان فردی کافر بخوانند ، به این نسبتهای پوچی که از روی عدم شناخت کافی از خالق یگانه به تو میدهند بی اعتنا باش ، انسان جاهل است و همواره بی جهت خود را اسیر دشواریها و سختیهای بیهوده میکند، در حالیکه هنوز درک ننموده ساده ترین کار ممکن دستیابی به شناخت خالقش میباشد. او سخت ترین و پیچیده ترین راهها و تفاسیر را دنبال میکند تا به ارزشمندترین گوهر هستی دست یابد غافل از اینکه او را در ساده ترین کلمات و ابتدایی ترین تفاسیر میتواند بیابد.

    پیدایش تفاسیر زیاد هم خود به نوعی بیان کنندۀ تمایل ویران کنندۀ انسان به کثرت است. در حالیکه خود درکلام معترف است سعادت در وحدت است ، انسان هیچگاه نیاموخته که چگونه از سرمایۀ بی نظیری بنام خرد و اندیشه که در اختیار دارد ، بهره برداری نماید
    .

    به هر حال از این حاشیه پردازیها که گذر کنیم به مبحث اصلی خود میرسیم
    .

    پس خواهان این هستی که به نوعی این سعادت وعده داده شده را بیشتر لمس نمایی، بسیار خب ،برای چشیدن طعم این سعادت با هم به سراغ یکی از(( آیات موجود و حاضر درصفحات روزگار و یابه عبارتی همان (.کتاب... ) معروفی که بارها شنیده ای )) میرویم
    .

    چنانچه بارها برایت بیان نمودم ،تمام حرکتهای جاری در هستی دارای نظامی میباشند که هر یک به عنوان آیتی آشکار برای هدایت شدن انسان به سوی سعادت و درک از مسیر پیش رویش ،بی نقص عمل میکنند
    ...................

    ادامه دارد

    یاریم کن که رود از یادم، غم دیرینهء این خاطره ها،

    شوق پرواز سرا پای مرا میکشد تا پس این پنجره ها،
    پیش رویم بگشا پنجره ای ،تا از آن پنجره پرواز کنم،
    روحم از قید تن آسوده شود ،هستی دیگری آغاز کنم



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    6

    اشاره ادامۀ جلسۀ قبل




    پرسش و پاسخ میان جهل مشتاق و دانش بخشنده و صبور(جلسۀ دوم)(بخش دوم)
    موضوع گفتمان : دلیل ارتباط دین با سعادت انسان
    ادامۀ گفتمان

    دانش بخشنده و صبور:
    زندگی کرم ابریشم منطبق بر زندگی انسان است با این تفاوت که آنها بیش از انسان به عشق خالقشان نسبت به خودشان ایمان دارند
    با هم به محلی میرویم که دارای درختان توت بسیاری است، اکنون به خوبی به حرکات و طریق گذران امور این کرمهای فراوان بنگر،
    آنها را مینگری در حالیکه به زحمت بر سینۀ خود روی برگهای( سبز) این درختان( میخزند) وهمگی زیر( نور) رحمت خالق یکتا همواره به خوردن این برگها مشغولند، حیاتی محدود ،در اوج نیازمندی. همگی این کرمها به انجام همین عمل تکراری و خسته کننده مشغولند.
    اکنون لحظه ای به این نکته بیاندیش که کدامیک از این ها قادرند از این حیات خسته کننده و تکراری و محدود نجات یابند و رها شوند.
    کاملا" آشکار است که آندسته از کرمهایی که با اراده ترند و اینگونه حیات را در شأن خود نمیبینند ،حصاری را که بسیار تنگتر و محدود تر از حصار فعلی آنهاست طلب میکنند. این حصار پیشنهاد خالقشان است، یعنی راهکاری به ظاهر غیر قابل تحمل برای رسیدن به وعدۀ سعادتی که خالقشان به آنها میدهد. (ادامۀ حیات در محفظی تنگ و تاریک)
    بله ، آنها به برپا کردن پیله ای به دور خویش میپردازند و با این کار خود چشمان خود را بر همه چیز میبندند ،حتی بر نور ،
    جهل مشتاق: بسیار مهیج است اما چشم خود را بروی نور میبندند که خطاست یعنی باید از خدا هم چشم پوشید؟!!
    دانش بخشنده و صبور :خطا نیست نازنینم، یکی از نکات مهم در همین مسئله است ،آنها به این خاطر چشم از نور میپوشانند که به وجود این نور در درونشان ایمان دارند. این عمل آنها خود نشانگر باطل بودن تمام تفاسیریست که انسان از دنیا کرده و بر اساس آنها به حیات مشغول است. اگر با چشمان ظاهر بین در انتظاردیدن نور حقیقت و زنده بسر ببری ،تنها زمان را از دست داده ای و هیچگاه آنرا نخواهی دید.
    جهل مشتاق: اما این بینش شما کفر است و مرا به لغزش انداخته، دلیلش هم چنانکه خودتان بر درون افکارم مسلط میباشید میدانید.
    دانش بخشنده و صبور:بله بر دلیلش واقفم اما بیان کن.
    جهل مشتاق: عرض میکنم، شما پیش از اینها مرا با یک عقیدۀ بسیار جدی و بی قید و شرط آشنا ساختید و بر پایبندی به آن بسیارسفارش نمودید و برای نشاندن آن در ضمیر باطنیم بسیار مرا مورد آزمونهای سخت قرار دادید اما خودتان اینک برای منطقی ساختن آنچه میگویید از آن عقیده چشم پوشی میکنید .آن عقیده این بودکه(( خالق یکتا هیچگاه عملی را بیهوده انجام نمیدهد )) ، اما در حال حاضر شما فرمودید دیدن با چشمان ظاهری برای مشاهدۀ نور بی حاصل است و با توجه به اینکه خودتان قبلا" شناختن حقیقت را اولین گام انسان در وظایف مربوطه اش قلمداد نمودید،اکنون چگونه وجود چشمان ظاهربینانه ای که حق انتخابی در بارۀ آن نداریم را باطل خواندید؟. این وجود تضاد در کلام شما را نشان میدهد در حالیکه به من آموختید هر تضادی محکوم به فناست !! من کاملا" گیج شده ام و در حقیقت بودن شما دچار تردیدگشتم.
    دانش بخشنده و صبور:بسیار خب ،اکنون تو را از شر مزاحمهای ذهنیت خلاص خواهم نمود.
    ادامه دارد...
    التماس دعا

    یاریم کن که رود از یادم، غم دیرینهء این خاطره ها،

    شوق پرواز سرا پای مرا میکشد تا پس این پنجره ها،
    پیش رویم بگشا پنجره ای ،تا از آن پنجره پرواز کنم،
    روحم از قید تن آسوده شود ،هستی دیگری آغاز کنم



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    6

    اشاره ادامۀ جلسۀ قبل







    پرسش و پاسخ میان جهل مشتاق و دانش بخشنده و صبور(جلسۀ دوم)(بخش سوم)
    موضوع گفتمان : دلیل ارتباط دین با سعادت انسان
    ادامۀ گفتمان






    .........دانش بخشنده و صبور:
    بسیار خب ،اکنون تو را از شر مزاحمهای ذهنیت خلاص خواهم نمود.
    همانطور که قبلا" هم بیان نمودم یافتن حقیقت بسیار ساده میباشد ،اما برای ذهن بیدار و هوشیار ، باز هم تاریکیها مانع از این شد که بر آنچه تو را برآشفت بیشتر تفکر نمایی، خطایی شبیه خطای جلسۀ اول که در خصوص جهانی که انسان در آن متولد میشود مرتکب شدی دوباره تو را فریب داد.
    آنچه بیان شد این بود که (اگر با چشمان ظاهربین در انتظار دیدن نور حقیقت بسر ببری..)، یعنی اگر بمانند اکثریت انسانهای حال حاضر، در این حالت ظاهر پرستی پنهان بمانی ، از دیدن نور حقیقت محروم میشوی . چشمان ظاهر بین بیهوده آفریده نشده اما برای مشاهدۀ حقیقت هم خلق نگشته ، این چشمان ،تنها ابزاریست برای پیمودن بخشی از مسیر، اگر مطلب مربوط به ((نشانۀ ایمان داشتن در جاری بودن است)) را بخوبی آموخته بودی ،در میافتی که لازم است تمام ذرات وجودت جاری گردد تا به تکامل رسد ،هر ذره ای از وجودت را اگر تسلیم نسازی تا جاری گردد آن بخش از تو از روند تکاملی جا میماند و با گذشت زمان عرصه برای رسانیدن آن بخش جا مانده ات ، به مسیر منّور تکامل تنگتر خواهد شد و اینگونه است که فشار تاریکی ناشی از نادانی و جهل انسان را تشنۀ دانستن میکند تا حدی که دیگر نزدیکان خود را کنار گذاشته و تنها به دانستن و دریافت آب هستی بخش برای رهایی از آتش سوزان جهل و دستیابی به حیاتی حقیقی میپردازد.
    جهل مشتاق :باز هم مانند همیشه مغلوب درایت شما شدم ،از غفلتها و این خطایم بگذر و مرا ببخش،
    دانش بخشنده و صبور: ذات من بر بخشودن است و لا غیر،آنکه به حقیقت دانا باشد به نسبت دانشش نسبت به خطاها ی جاهلانه بخشنده است و برای انتقال دانش به انسان محکوم به جهل، صبور. به باقی مطلب اصلی میپردازیم،
    کرم ابریشم با دستان خویش برای خود قفسی بارها تنگترو محدودتر از شرایط حیات موقت خود میسازد با هر تاری که بدور خود میپیچاند فضای اطزافش را تاریکتر در میابد و خود را بیشتر به نور درون نزدیک میکند. تا اینکه پیله اش کاملا" بدون هیچ منفذی به ظلمتکده ای خاموش مبدل میشود .
    همین تاریکی محض موجب میشود این کرم ناچیز و دست و پا بسته به نور مرکزی و حقیقی درونش برسد و پس از مدتی روند تکاملی خود را برای پروانه ای زیبا شدن طی نماید و آنگاه که پروانه ای کامل شد حصار را شکسته و به همراه نور درونی خود که دیگر یکی گشته اند به آغوش نور خالق همیشه در وحدت و یگانگی پرواز میکنند و غرق این وحدت نامحدود میشوند.
    اکنون انتخاب با توست ،اگر از حیاتِ پَست و محدود فعلی خود دست شستی و توانستی با درک از حقایق تاریک و پنهان ماندۀ وجودت ،تمام تارهایی را که باید پیلۀ تو را بسازند را پدیدآوری ، برای پروانه شدن و پروازی آزادانه امیدوار باش و لحظه شماری کن ،اما اگر هنوز از میان تارهای پیله ات نور بیرون را میبینی و از آن برخورداری و بدان شادی ،آگاه باش که بزودی با مشاهدۀ پرواز پروانه هایی که تازه از پیله بیرون آمدند، دچار آتش حسرت پرواز خواهی شد.پس هر جا که شرایط حیات را دشوار دیدی برای تکمیل کردن پیله ات لحظه ای را هدر مده و در آن دشواریها با نور ایمانت بیعت کن و لغزش مکن ، به وعدۀ خالقت یقین داشته باش و در پی انجام آنچه امر فرموده ،در حد درایتت ،با خلوص نیت ،کوشا باش که بی تردید تنها خود اوست که قادر است تو را به پروانه ای زیبا مبدل سازد و قدرت پرواز را به تو عطا نماید.
    و این تویی که برای رسیدن به این سعادت ناچاری تنها بفکر بیشتر کردن تارهای اطرافت باشی ، اگر به حضورش در درونت ایمان داشته باشی.
    جهل مشتاق: به آنچه فرمودی فکر میکنم و این آب ارزشمند را با کمال میل مینوشم ، اما سوالاتی در ذهنم پدید آمده که طبق فرمایش خودتان نباید از آنها بگذرم .
    دانش بخشنده و صبور:این سوالات را پس از آنکه خوب به این آموخته های امروزت اندیشیدی ،به همراه سوالاتی که ممکن است باز هم برایت پدید آید ،یادداشت کن و در جلسات دیگر مطرح کن.
    آنچه در جلسات بعد می آموزی مبحث تازه ایست که برگرفته از آیات بیشمار و درخشان کتاب مبین است.
    جهل مشتاق: منظورتان همان کتاب معروفیست که نزد خالق یگانه محفوظ است ؟ همان لوح محفوظ که تمام آنچه باید و هست در آن نگاشته شده ؟ تمام تاریخ ازل تا ابد؟ این باور نکردنیست . چگونه به آن میتوان دست یافت ، این کتاب تنها نزد خالق یگانه است. من بیصبرانه برای آمدن دوبارۀ شما منتظر میمانم.
    دانش بخشنده و صبور: ظهورهیچ چیز در ملک خالق یگانه نباید برایت عجیب باشد ،چرا که عجیب دانستن هر حقیقتی نشانۀ ایمان ضعیف انسان به قدرت غالب و اختیار داری منحصر بفرد خالق یگانه است ، گر چیزی را عجیب تلقی کنی به این معناست که مغروری ،و غرور پنهانت تو را نا آگاهانه به اعمالی کشانده که در حقیقت خالق برتر و زنده و همیشه حاضر را قبول نداری ،گرچه در ظاهر بر وجودش معترفی اما بی آنکه بدانی اعمالی نظیر همین تعجب از جاری شدن آیات کتاب مبینی که از ازل هم طبق نامش بر همگان آشکار بود ،این معنا را میدهد که تو سرنوشت هستی را جاری تصور نکرده ای و همه چیز را در گنجینۀ عقایدت تمام شده میپنداری ،بدان که هر آنچه انسان تصور میکند از خالق یکتا شناخته شاید روزی هم بیاید که خالق یکتا بر آن مهر باطل زند ،نباید از این غافل شد اگر خود را در برابر علم بی انتهای خالق نادان میدانی ،پس هوشیار باش که دانستن این حقیقت سودی برایت ندارد باید آنرا با اعمالت به هستی نشان دهی و حقانیت آنرا برای خود ثبت نمایی. از نقاب غرور که بسیار متنوع و مکار است به شدت بپرهیز و بر حضور دایمی آن در کنارت تا پایان ماموریت زمینی ات (پایان حیات زمینی) از آن بر حذر باش که این مکار مترصد ناچیزترین فرصت است تا به درونت رخنه کند و تو را به ظلمات برساند.
    به هوش باش که غرور برترین صفت ابلیس است، پس قوی ترین ابزار اوست.
    چنانچه در قرآن اشاره شده که ای ابلیس چه چیز تو را بر آن داشت که از فرمانم سرپیچی کنی ؟ آیا غرور و تکبر ورزیدی؟
    با آرزوی غلبۀ انسان در جدال تاریخی اش با شیطان
    التماس دعا

    ویرایش توسط Nure hagh : ۱۳۹۰/۱۰/۰۷ در ساعت ۲۳:۱۸
    یاریم کن که رود از یادم، غم دیرینهء این خاطره ها،

    شوق پرواز سرا پای مرا میکشد تا پس این پنجره ها،
    پیش رویم بگشا پنجره ای ،تا از آن پنجره پرواز کنم،
    روحم از قید تن آسوده شود ،هستی دیگری آغاز کنم



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود